شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تکه ای از متن پایان نامه :

 

گردید و زمین را می بوسید ،و در سمت چپ تخت می ایستاد.«آنگاه اصحاب دواوین و نویسندگان و سپس سرداران که در پیشاپیش ایشان خلفای حاجبان اند به ترتیب مقام و دعوتشان می آیند. و در چپ و راست بر طبق رسمشان می ایستند آنگاه به بنی هاشم و به کسانیکه «دنیات»* [1] پوشیده اند و نیز کسانی که متصدی کار نمازاند ندا داده می گردد که که به نزدیک بساط بیایند و سلام بدهند و تک تک بیاستند. سپس قضاة خوانده  می شوند. از میان آنها آنکه “قاضی القضاة”می باشد پیش می رود و سپس کسی که قاضی حضرت (مقصود نویسنده از حضرت پایتخت خلافت عباسی می باشد یعنی بغداد)می باشد. (صابی،58:1346)

به گفته صابی هیج کس غیر از حاجب الحجاب  و امیرالجیش حق نشستن نداشت (صابی،63:1346) در این بین برای عالمان و فقیهان ارزش و منزلت خاصی در مراسم بار قائل بودند. و یکی از نشانه های تکریم به علما این بود که پیش روی علمای مذهبی از جای برمی خیزیدند و یا آنان را با کلمات محترمانه ای مورد خطاب قرارمی دادند. و حتی علما اجازه داشتند در محضر بنشینند امری که فقط برای مشاوران مورد اعتماد مخصوص پیش می آمد.(اشپولر،1369،131:2) و گاه اتفاق می افتاد که شخص خلیفه از ارادت خود به بنی هاشم سخن می گفت. به طوری که مسعودی نقل می کند «مهتدی بکار دین متمایل بود و عالمان را تقرب داد و فقیهان را منزلت افزود و به آنها نیکویی نمود. می گفت: ای بنی هاشم بگذارید تا من عمربن عبدالعزیز رفتار کنم».(مسعودی،1347،590:2) وشاید به خاطر همین تمایل به دین بود که مهتدی خلیفه عباسی برای رسیدگی به شکایات مردم به مظالم می نشست؛ «صالح بن علی هاشم گوید یک روز که مهتدی بر رسیدگی مظالم نشسته بود. حضور داشتم و دیدم که دسترسی بدو آسان بود و درمورد شکایتها که بدو می گردید نامه ها به اطراف می فرستاد و رفتار او را پسندیدم.»(مسعودی،1347،591:2)

پس از آنکه همه در جای خود قرار گرفتند اذن العام یعنی بار عام آغاز می گردید. و لشکریان وارد می شدند و در صحن وسیعی به نام «صحن السلام» یا « دارالسلام» یعنی «سرای بار یا بار گاه » (گویا یکی از مشهورترین صحن های دارالخلافه  در بغداد بوده) و به علت وسعتی که داشت  به مناسبتهای مختلف، جشنها و اعیاد و اجتماعات در آنجا برگزار می شده می باشد. که جایی شبیه آپادانای تخت جمشید یا طاق کسری بیستون بوده و بارخواهان  در میان دو طناب در صف می ایستادند.(صابی،58:1346)

اگر بارخواه به موجبی مورد بی مهری خلیفه قرار گرفته بود او را در جایی پایین تر از مقام او، و گاه نزدیک به در سرای و حتی بر در سرای می نشاندند. چنان که وقتی مأمون فضل بن ربیع را که مورد بی مهری بود بار داد، او را نخست در جایی بر در سرای نشاندند تا مأمون او را به حضور*دنیه کلاهی می باشد به شکل “دن”و اطراف آن لبه دار می باشد. طول آن حدود دو وجب می باشد.از چوبی که بر روی آن نقره به کار می برده اند ساخته می شده و پارچه ای سیاه بر روی آن می کشیده اند و گاه گاه به دو رشته زرد رنگ که به سینه آویخته میشده می باشد آنرا می آراستند. در قرون اولیه  اسلامی قضاة به گونه “عمومی” این کلاه را بر سر می نهادند. گاهی خطیبان و دیگر بزرگان نیز آن را بر سر می نهادند.(شفیعی کدکنی،58:1346)

 

 

 دانلود  رایگان فایل دموی این پایان نامه

 ( فقط حاوی صفحات فرد و حداکثر فقط 50 صفحه  با فرمت ورد ) :

پایان نامه بار و آیین های درباری در ایران اسلامی با تکیه بر دوره صفویه

دانلود  رایگان فایل دموی این پایان نامه

 ( فقط حاوی صفحات فرد و حداکثر فقط 50 صفحه  با    فرمتPDF ) :

پایان نامه بار و آیین های درباری در ایران اسلامی با تکیه بر دوره صفویه