برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

چکیده  

افسردگى هر چند كه از شايعترين اختلالات روانى بشر می باشد، با این حال شايد بيش از هر اختلال روانى ديگر ناشناخته مانده يا در تشخيص آن اشتباه مى‏گردد. يكى از علل پنهان ماندن و عدم تشخيص افسردگى، در آميختن آن با غمگينى معمولى می باشد. در زندگى هر كس موقعيتهايى پيش مى‏آيد كه خواه ناخواه او را غمگين مى‏سازد، اما اين حالت با آشفتگى واقعى روانى و تقليل بينش معنوى شخص همراه نيست. برعكس، افسردگى حالتى می باشد كه بر كيفيت خلق شخص تاثير عميق گذاشته و نحوه ادراك او را از خويش و از محيطش دگرگون مى‏سازد.

اين بيمارى اختصاص به يك طبقه معين اجتماع يا كشور بخصوصى ندارد. علائم زجر دهنده آن را در ميان مردم از ثروتمند و فقير گرفته تا دانشمند و بيسواد و شاه و ندار، زن و مرد و در هر گوشه‏اى از عالم مى‏توان يافت.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

 

مقدمه

افسردگي چيست و به چه صورت در زنان و دختران نمود پيدا مي كند؟
افسردگي يك اختلال عاطفي می باشد كه در بعد عواطف فرد اختلال ايجاد مي كند. افسردگي مي تواند هم دلايل بيروني و محيطي و هم علل ژني و دروني داشته باشد. به لحاظ ژني هورمونها تغييراتي در بدن ايجاد مي كند.

ما در زبان روزمره، از كلمه افسردگي جهت توصيف تركيبي از احساسات غمگيني، ناكامي، نا اميدي، و شايد رخوت و بي حالي بهره گیری كنيم اما زماني كه درمي يابيم پزشكان، روان پزشكان و روان شناسان باليني اين كلمه را به شيوه اي متفاوت به كار مي برند، سردرگم مي شويم. ازديد آنان، افسردگي يا بيماري افسردگي، حالتي می باشد كه به درمان ويژه نياز دارد. به علت اين درهم شدن واژه ها افراد عادي و درمانگراني كه بيماري افسردگي مبتلا نشده اند، احتمالا همدردي و مساعدتي كمتر از آن چیز که جدي بودن موضوع افسردگي مي طلبند، ازخودظاهر مي سازند.آنان ممكن می باشد چنين  تصور كنند كه افراد افسرده تن پرور، خودخواه، يا اهل تمارضند و آنان را با چنين عباراتي نصيحت مي كنند : «سعي كن خودت را جمع و جور كني» يا «خودت را از اين حالت خارج كن، به آن بدي هم كه فكر مي كني نيست»

افراد مبتلا به خوبي اين مسئله را احساس مي كنند كه دوستان، همكاران و خانواده هاي آنها  نمي توانند مشكل آنها را درك كنند و با آنان همدلي نشان دهند وبا نگراني از اينكه ديگران آنها را به عنوان فردي متمارض تلقي كنند، ناراحتي شان را دو چندان مي سازد.

 

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ضرورتهای پژوهش

تندرستی یکی از نعمتهای بزرگ در زندگی بشر می باشد و نمی توان منکر گردید که سلامتی روانی در زمره بالاترین نعمتهاست . و بدیهی می باشد که بیماران روانی مخصوص به یک قشر ویا طبقه خاصی نبوده و تمام طبقات جامعه را شامل می شوند و امکان ابتلا به ناراحتی های روانی برای تمام افراد هست . از میان اختلالات رفتاری زنان و بیماری آنان لازم می باشد که بیشترین در نظر داشتن بیماری افسردگی گردد زیرا افسردگی نوعی احساس غم می باشد که اگر درجهت جلوگیری از آن اقدامی نشود به تدریج منجر به گوشه گیری خواهد گردید و تقریبا حالت بی تفاوتی به بشر دست می دهد و این زنگ خطر بزرگی می باشد برای زندگی زیرا که چنین شخصیتی دچار نوعی کوری می گردد و در اثر همین کوری خوبیهای زندگی را نادیده گرفته و فقط بدیها را می بیند واضح می باشد چنین شخصی اکثر اوقات در تنهایی به سر میبرد و هیچگاه حاضر به رقابت مثبت در هیچ ممکن نمی باشد زیرا که خود را شایسته رقابت با دیگران نمی داند و در نتیجه پس از چندی اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و مسلم می باشد که نتیجه کارش نه رضایت بخش خواهد بود نه قابل اعتماد . وجود یک بیمار روانی به کار عادی – اقتصادی خانواده لطمه شدید وارد می کند درآمد را کاهش داده و از لحاظ روابط انسانی سایر افراد خانواده را در وضع ناراحت و تاسف باری قرار می دهد . مراقبت و نگهداری بیمار روانی زندگی خانواده را مختل و نشاط و رفاه فردی را از اعضای خانواده سلب می کند . برای سازمان های درمانی – آموزشی – سیاسی – اقتصادی – انتظامی مساله بزرگ و پیچیده ای را ایجاد می کند .  به این ترتیب عدم در نظر داشتن مسائل عاطفی و روانی زنان – آنها را با مسائل و معضلات عدیده ای روبرو می کند و آنان را به صورت یک زن دشوار تحویل جامعه می  دهد . تراکم معضلات خطری می باشد که زنان را تهدید می کند و مشکلی که بازشناسی – علت یابی و درمان نشده می باشد با مشکل دیگری پیوند می خورد  و ممکن می باشد که در یک دور باطل به پاره ای انحرافات – کمبودها و حتی بزهکاریها در زنان منجر گردد .

 

تعریف مساله

زندگی پر از فراز و نشیب های روحی می باشد و زمانی كه چرخ زندگی در سرازیریبیفتد ، نشیب های روحی تداوم یافته ، عملكرد طبیعی فرد مختل میشود و امكان بروز یك بیماری جدی و رایج به نام”افسردگی” افزایش خواهد پیدا نمود . افسردگی، روح ، جسم ، ذهن و رفتار فرد را درگیر می كند.

افسردگی – زنان – روابط اجتماعی

 

امکان بروز این بیماری هم درزنان وهم در مردان هست، اما بنا به دلایلی زنان دو برابر مردان به این بیماری مبتلامی شوند.
در کشور آمریكا در حدود 19 میلیون نفر ( 10/1 بزرگسالان ) مبتلا به افسردگی هستند . پژوهشگران نشان داده اند كه شرایط بیولوژیكی و شیوه زندگی، از عوامل روانی – اجتماعی علت ابتلای بیشتر زنان به این بیماریست . از این رو تصریح به دو نكته مهم می باشد:
1-هر فردی به دلیل خاص خود ، ‌به این بیماری مبتلا می گردد و حتی دو نفر از مبتلایان به علت های مشابه ، دچار افسردگی نشده اند .
2ـعلائم افسردگی در بیشتر مواقع بروز می كند ، اما زمانی كه شخص،عزیزی را از دست می دهد، ‌احساس اندوه، ناامیدی و كاهش توانایی های روزمره،علائمی عادی به نظر می رسند.
همانطور كه ذكر گردید ، زندگی مملو از فشارهای روانی ، كار زیادوخسته كننده ، بیكاری دراز مدت ، در گیری ها و مشكلات خانوادگی و مالی ، تحریك پذیری فرد را افزایش خواهد داد . از آنجا كه میزان تحمل فرد محدود می باشد ، تا نقطه ای خاص می تواند تحریك شده و تجربه های مطلوب را پشت سر بگذارد. اما زمانی كه تحریك احساسات ادامه پیدا كند ،‌ممكن می باشد فرد نتواند مانند روزها یا ماه های قبل زندگی كند و به كار و فعالیتادامه دهد ؛ لذا حالتی گذرا پدید می آیدكه گاه به یك بیماری جدید تبدیل خواهد گردید .
انواع افسردگی و علائم آن

افسردگی دو نوع می باشد ،‌ یك قطبی و دو قطبی . در نوع دوم ( دو قطبی ) علاوه بر احساسغم واندوه ، با علائمی زیرا پرحرفی ، فعالیت زیاد و تحریك پذیری نیز رو به رو خواهیم بود . زنان كمتر از مردان به نوع دوم ( دو قطبی) افسردگی مبتلا می شوند . علائم افسردگی عبارتند از:

علائم افسردگی
1- شكایات مختلف جسمی و دردهای پراكنده
2- احساس خستگی دائم
3- سوء هاضمه و یبوست
4- اختلالات قاعدگی و جنسی
5-عدم احساس شادی و نشاط
6- لذت نبردن از زندگی
7- زودرنجی
8-از دست دادن توانایی انجام کارهای روزمره
9- كم خوابی و كم اشتهایی و گاهی برعكس
10-از دست دادن قدرت تصمیم گیری
11- احساس بی ارزشی و بی كفایتی
12- اشتغالات ذهنی همیشگی درمورد مرگ
13- اقدام به خودكشی

 

مطالعه علت های افسردگی
عوامل متعددی زیرا ارث ، محیط ، شخصیت فرد و اجتماع در بروز افسردگی دخالت دارند  .

الف ) ارث
امكان بروز افسردگی در فردی كه سابقه‌ ابتلایبه اینبیماری را در خانواده خود داشته ، زیاد می باشد ( به ویژه نوع دو قطبی )با در نظر داشتن اینکه افرادی كه سابقه ژنتیكی ندارند نیز ممكن می باشد به این بیماری دچار شوند .
ب ) محیط
عوامل ایجاد كننده ی فشار روانی در زندگی همه یما هست كه مانند ی آنهامی توان بهاز دست دادن عضوی از خانواده و دارایی ، اشكال در مستقر كردن ارتباطبا اطرافیان ، مشكلات مالی و تغییر چشمگیر در شیوه و سبك زندگیاشاره نمود که این هااز جمله عوامل مهم تلقی می شوند. به علاوه ، اعتیاد در3/1 مواردمنجر بهبیماری افسردگی خواهد گردید .
ج )عامل های روانی اجتماعی
یك بشر منفی باف ، از اعتماد به نفس پائینی برخوردار می باشد و نمی تواند وقایع زندگی خود را در دست بگیرد . دیدگاه و توجه منفی سبب می گردد كه اثر عوامل استرس زا بیشتر شده و تندرستی فرد به خطر بیفتد . پژوهشگران عقیده دارند كه منفی بافی در كودكی شكل گرفتهو پرورش دختران به شیوه های سنتی سبب بروز این گونه تفكر و دیدگاه خواهد گردید .

 

هورمون ها وافسردگي 


    هر چقدر كه بعضي از زنان سعي درانكار دارند، ولي اين گونه به نظر مي رسدكه تفاوت هاي هورموني كه در جنس زنانه هست تمايل به بروز افسردگي در ايشان را افزايش مي دهد. درحقيقت، افسردگي و اختلالات هورموني ارتباطي تنگاتنگ با يكديگر دارند. از آنجايي كه ميزان جريان هورمون ها در زنان بيشتر می باشد، مي تواند يك دليل ديگر براي ريسك بالاي ابتلاي آنها به افسردگي باشد و به همين دليل می باشد كه دختران پس از بلوغ جنسي يعني زماني كه هورمون هاي زنانه شروع به ترشح مي كنند، حساس تر از پسران هستند.  درحقيقت زنان، به ويژه دردوران مربوط به توليد مثل(قاعدگي، تخمك گذاري، بارداري و يائسگي) نسبت به افسردگي آسيب پذيرتر هستند.
تغييرات هورموني دراين دوران برانتقالات عصبي كه  كنترل روحيات را بر عهده دارند، اثر مي گذارند. هورمون استروژن هم با واكنش در برابر استرس، دربروز افسردگي اثر دارد و در مواقع بروز استرس، در بروز افسردگي اثردارد. درمواقع بروز استرس غده آدرنال به ميزان زيادي هورمون كورتيزول ترشح مي كند كه فعاليت سيستم دفاعي و سوخت و ساز بدن را افزايش مي دهد و مي توان به راحتي گفت ترشح اضافه استروژن هم سبب افزايش ترشح هورمون كورتيزول و هم باعث كاهش فعاليت آن مي گردد تا دوباره به ميزان طبيعي بازگردد.
در طول دهه هاي اخير مطالعات بسياري نشان داده می باشد كه بيش از نيمي ازافرادي كه دچار افسردگي هاي عميق بوده اند، داراي ميزان زيادي از كورتيزول بوده اند اگر هورمون استروژن ميزان كورتيزول را پس از استرس افزايش مي دهد، پس اين هورمون زنان را بيشتر به سوي افسردگي مي كشاند، به ويژه پس از يك تنش عصبي.
(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

تعداد صفحه :32

قیمت : 2500تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***