تکه ای از متن پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

گردیده، در حقوق می باشد می تواند صحت داشته باشد و آنجایی که آثار بزرگ فکری در خطّه دانش، شعر و هنر مطرح می گردد، انگیزۀ بسی والاتر و قوی تر از دست یافتن به پاداش مادی می باشد.[1]

نظریۀ حقوق کار نیز مانند نظریۀ قبلی نمی تواند ماهیت این حق را توجیه نماید زیرا سرچشمۀ حقوق انحصاری اعطایی به مخترع و مؤلف، یک اقدام خلاق و ابتکاری می باشد که قابل مقایسه با کاری که یک کارگر متخصص انجام می دهد نیست. از سوی دیگر، مؤلف و مخترع علاوه بر حقوق مادی دارای حق اخلاقی یا معنوی می باشد در حالی که حقوق کارگر تنها خصیصۀ مالی دارد.[2] بطور کلی می توان گفت که کارگر هیچ گونه خلاقیت و نوآوری ندارد بلکه این مخترع و مؤلف و طراح می باشد که بوسیلۀ ابتکار و خلاقیت خود اختراع و طرحی را ایجاد می کند و حقوق ناشی از اختراع و تألیف ناشی از هوش انسانی و فعالیت فکری می باشد.

ج–  نظریه حقوق شخصی

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

برطبق این نظریه که مبتکر آن گیرکا آلمانی می باشد، حق مؤلف و مخترع ناشی از شخصیت پدیدآورندۀ اثر می باشد و محتوای اصلی حق اختراع « افتخار مخترع» می باشد و نوعی حق شخصی مانند حق انتخاب اسم و شغل می باشد و عقیده دارند این حق منحصراً برای حفظ منافع شخص نوآور به وجود آمده و نمی تواند جزو اموال آدمی محسوب گردد پس قابل توارث و انتقال هم نیستند.

نظریۀ حقوق شخصی را هم نمی توان پذیرفت زیرا که حق شخصی متکی بر وجود شخص می باشد و کمترین بقای آن زمانی می باشد که صاحب آن حیات دارد، حال آن که حقوق پدیدآورنده موقتی می باشد و در اثر اعمال آن، به فرض غیرقابل انتقال بودن، فواید مالی حاصل می گردد. دیگر اینکه حق شخصی غالباً غیرمالی می باشد و مطلب این می باشد که این حقوق از نظر اجتماعی و اقتصادی دارای ارزش فراوانی بوده و منشأ تحولات مادی و معنوی در جوامع انسانی می باشد و مآلاً جامعه نمی تواند آثار عظیم ناشی از آن را نادیده بگیرد بلکه ناگزیر می باشد دائماً در احوال این حقوق و حدود اقتدار صاحبان آن و نیز زمان بهره برداری، جامعه نظارت و مراقبت داشته باشد.این می باشد که چه از لحاظ طبیعت حقوقی و چه از لحاظ مصالح اجتماعی، نمی توان این حق را در دایرۀ اقتدار حقوق شخصی مقصود نمود.[3] بلکه بایستی گفت که حقوق ناشی از اختراع یا تألیف، علاوه بر جنبۀ معنوی (اخلاقی)، دارای جنبۀ اقتصادی و مادی نیز می باشد که قابلیت انتقال دارند چه بطور قهری و چه ارادی.

مطابق این نظریه، مالکیت فکری یک حق مالکیت و در ردیف و همانند مالکیت بر اشیای مادی
می باشد.اطلاق کلمه مالکیت بر حق مؤلف، نخستین بار در آثار ادیبان و نویسندگان دیده می گردد.

نظریۀ فوق به شدت مورد انتقاد قرارگرفت زیرا مالکیت به مفهومی که در حقوق رم داشته و هنوز مورد قبول بسیاری از کشورها می باشد، دارای خصوصیاتی می باشد که در حق مؤلف دیده نمی گردد. مهمترین ایرادهایی که بر این نظریه وارد گردید به توضیح زیر می توان اختصار نمود:

نخست اینکه، مالکیت یک حق دایم می باشد بدین معنی که اصولاً دارای مدت محدود نیست و با تغییر مالکیت منقطع نمی گردد و همچنان ادامه می یابد. لیکن حق مؤلف و مخترع موقت می باشد و بعد از مدت معین، بهره برداری از اثر معین برای همگان آزاد می گردد.

[1] – تقی، لطفی؛ تفسیر سخنرانی پروفسور اولمر «حقوق تطبیقی و بنیاد کاوی در قلمرو حقوق تألیفی و طرفداری حقوقی صنعتی »، مجله کانون وکلا، شماره 114، 1348، صص 173-174.

[2] – جواد، عربیان، پیشین، همان صص.  فرج الله، الهی، پیشین، همان صص. حمید، آیتی، پیشین، همان صص.  میرقاسم، جعفر زاده، پیشین، هملن صص.

[3] – نورالدین، امامی؛ حق مخترع مطالعه تطبیقی فصلی از مالکیتهای فکری، چاپ اول، نشر دانشگاه تهران،1350، صص23و26. محمد، مشریان؛ حق مؤلف و حقوق تطبیقی، چاپ اول، نشر دانشگاه تهران، 1339، ص 30.

دانلود  رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی صفحات فرد و حداکثر فقط 50 صفحه با فرمت ورد):

اشاعه در مالکیت فکری

(فقط حاوی صفحات فرد و حداکثر فقط 50 صفحه با فرمت pdf):

اشاعه در مالکیت فکری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه