وعده حق نزديك گردد، ناگهان ديدگان كسانى كه كفر ورزيده‏اند خيره مى‏شود [و مى‏گويند:] “اى واى بر ما كه از اين [روز] در غفلت بوديم، بلكه ما ستمگر بوديم.”
از واژگان هم حوزه اقترب مي توان واژه سجده را نام برد. آيات زير در اين معني هستند و با آيه نه سوره علق هم حوزه اند:
(يا مَرْيَمُ اقْنُتي‏ لِرَبِّكِ وَ اسْجُدي وَ ارْكَعي‏ مَعَ الرَّاكِعينَ(260؛ اى مريم، از پروردگارت اطاعت كن و سجده كن و با نمازگزاران نماز بخوان.
(إِنَّ الَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ(261؛ هرآينه آنان كه در نزد پروردگار تو هستند از پرستش او سر نمى‏تابند و تسبيحش مى‏گويند و برايش سجده مى‏كنند.
(وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَويلاً(262؛ در پاره‏اى از شب سجده‏اش كن و در همه درازناى شب تسبيحش گوى.
در اين آيات نيز به نماز و سجده كه باعث قرب انسان به خداوند مي شود اشاره شده است و با آيه نه سوره سجده در يك معني هستند.

5-3- 2- معناشناسي قَرَّبَ( فَقَرَّبَه)
اين واژه پنج بار به صورت فعلي در قرآن آمده است و واژگان هم حوزه آن شامل قرَّب، قُربان، و متقين است. و وجوه معنايي آن عبارتند از:

الف- معناي مجازي؛
قرب در اينجا در وجه نزديك كردن و تقديم داشتن غير حسي است.
(وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ(263؛ و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان، هنگامى كه [هر يك از آن دو،] قربانيى پيش داشتند. پس، از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد. [قابيل‏] گفت: “حتماً تو را خواهم كشت.” [هابيل‏] گفت: “خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.”
قرب در اينجا به معني تقديم داشتن است.
(وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا(264؛ و از جانب راست طور، او را ندا داديم، و در حالى كه با وى راز گفتيم او را به خود نزديك ساختيم.
منظور از قرب در اين آيه اين است كه سخن خود را به گوش او رسانيد و او را مقرب گردانيد.265

ب- معناي حقيقي؛
(فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ(266؛ آن را به نزديكشان برد [و] گفت: “مگر نمى‏خوريد؟”
قرب در اين آيه به اين معني است كه غذا را نزد و جلوي آنها گذاشت.

5-3- 3- معناشناسي مُقَرَبين؛ مُقَرَبون
مقربين نيز در دو معناي حقيقي و مجازي استعمال شده است:

الف- معناي مجازي؛ مقربان درگاه خداوند؛
(إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ(267؛ [ياد كن‏] هنگامى [را] كه فرشتگان گفتند: “اى مريم، خداوند تو را به كلمه‏اى از جانب خود، كه نامش مسيح، عيسى بن مريم است مژده مى‏دهد، در حالى كه [او] در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان [درگاه خدا] است.”
در اين آيه مقربين يكي از اوصاف حضرت مسيح( شمرده شده است، آن حضرت هم قرب كسبي داشت و هم قرب موهبتي، و وجيه بودن او در حد مقربان است، نه در حد
ابرار يا اصحاب يمين.268
مقربين در اين آيه صغراي قياس است و كبراي آن در اين آيه آمده است (فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ- فَرَوْحٌ وَ رَيحَْانٌ وَ جَنَّتُ نَعِيم(269؛ و امّا اگر [او] از مقرّبان باشد -[در آسايش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود]. ) عيسي (بر اثر قرب ويژه اي كه دارد، افزون بر روح و ريحان بودن و بهره مندي از مزايا و نعمتهاي بهشتي، خود نيز جنت نعيم است.
( لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَميعاً(270؛ مسيح از اينكه بنده خدا باشد هرگز ابا نمى‏ورزد، و فرشتگان مقرّب [نيز ابا ندارند] و هر كس از پرستش او امتناع ورزد و بزرگى فروشد، به زودى همه آنان را به سوى خود گرد مى‏آورد.
خداوند سبحان در اين آيه از عبادت عيسي(در كنار عبادت فرشتگان مقرب ياد مي كند.
(وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ- أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُونَ- فىِ جَنَّاتِ النَّعِيمِ- ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ- وَ قَلِيلٌ مِّنَ الاَْخِرِينَ- عَلىَ‏ سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ- مُّتَّكِِينَ عَلَيهَْا مُتَقَبِلِينَ- يَطُوفُ عَلَيهِْمْ وِلْدَانٌ مخَُّلَّدُونَ- بِأَكْوَابٍ وَ أَبَارِيقَ وَ كَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ- لَّا يُصَدَّعُونَ عَنهَْا وَ لَا يُنزِفُونَ- وَ فَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيرَُّونَ- وَ لحَْمِ طَيرٍْ مِّمَّا يَشْتهَُونَ- وَ حُورٌ عِينٌ- كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُو الْمَكْنُونِ- جَزَاءَ بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ- لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَ لَا تَأْثِيمًا- إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا(271؛ و سبقت‏گيرندگان مقدّمند- آنانند همان مقرّبانِ [خدا]- در باغستانهاى پر نعمت.- گروهى از پيشينيان- و اندكى از متأخّران. – بر تختهايى جواهرنشان- كه روبروى هم بر آنها تكيه داده‏اند. – بر گِردشان پسرانى جاودان [به خدمت‏] مى‏گردند- با جامها و آبريزها و پياله [ها] يى از باده ناب روان. – [كه‏] نه از آن دردسر گيرند و نه بى‏خرد گردند. – و ميوه ازهر چه اختيار كنند. – و از گوشت پرنده هر چه بخواهند. – و حوران چشم‏درشت- مثل لؤلؤ نهانِ ميانِ صدف! – [اينها] پاداشى است براى آنچه مى‏كردند. – در آنجا نه بيهوده‏اى مى‏شنوند و نه [سخنى‏] گناه‏آلود. – سخنى جز سلام و درود نيست.
مقربان همان سابقون هستند، و از اوصاف آنها اين است كه در جنت نعيم هستند، گروه زيادي از مقربين از امتهاي پيشين، و گروه قليلي از آنها از امت اسلام مي باشند.
(فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ- فَرَوْحٌ وَ رَيحَْانٌ وَ جَنَّتُ نَعِيم(272؛ و امّا اگر [او] از مقرّبان باشد -[در] آسايش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود].
يكي از اوصاف مقربين اين است كه روح و ريحان و جنت نعيم هستند.
(كلاََّ إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِى عِلِّيِّينَ- وَ مَا أَدْرَئكَ مَا عِلِّيُّونَ- كِتَابٌ مَّرْقُومٌ- يَشهَْدُهُ المُْقَرَّبُونَ- إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِى نَعِيمٍ- عَلىَ الْأَرَائكِ يَنظُرُونَ- تَعْرِفُ فىِ وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ- يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ- خِتَمُهُ مِسْكٌ وَ فىِ ذَالِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ- وَ مِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ- عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا الْمُقَرَّبُونَ(273 ؛ نه چنين است، در حقيقت، كتاب نيكان در “علّيّون” است. و تو چه دانى كه “علّيّون” چيست؟ كتابى است نوشته شده. مقرّبان آن را مشاهده خواهند كرد. براستى نيكوكاران در نعيم [الهى‏] خواهند بود. بر تختها [نشسته‏] مى‏نگرند. از چهره‏هايشان طراوت نعمت [بهشت‏] را درمى‏يابى. از باده‏اى مُهرشده نوشانيده شوند. [باده‏اى كه‏] مُهر آن،مُشك است، و در اين [نعمتها] مشتاقان بايد بر يكديگر پيشى گيرند. و تركيبش از [چشمه‏] “تسنيم” است: چشمه‏اى كه مقرّبان [خدا] از آن نوشند؛
نوشيدني ابرار رحيق مختوم است كه با تسنيم مخلوط مي شود، چون تسنيم مخصوص مقربين است و اين نشان مي دهد مقربين از ابرار بالاترند.
يكي از اوصاف مقربين اين است كه شاهد كارهاي ابرار هستند. بر اين اساس همه كارهاي ابرار، مشهود عيسي(و ساير مقربان و عموم انبياء است.( آن همه عرض ادب در زيارت وارث براي اشراف، نظاره و احاطه علمي و حضوري معصومان( بر كارهاي ماست. نه تنها عترت طاهره بر اعمال ما واقف اند، همه مقربان، مخلصان و فرشتگان و انبياء هم شاهد اعمال ما هستند و اگر انسان به اين نظارت آگاه باشد بيشتر مواظب اعمال خويش خواهد بود)274
توضيحي در مورد انواع قرب
1- قرب حقيقي؛ قرب خدا به انسان، زيرا ناظر به احاطه وجودي است.
2- قرب اعتباري؛ قرب انسان به خداوند، يعني دستورات او را انجام مي دهد و آماده ثواب مي شود.
قرب الهي خود دو نوع است:
1- قرب كسبي؛ انسان آن را با اعمال عبادي به دست مي آورد.
2- قرب موهبتي؛ بر اساس (اللهُ اعلمُ حَيثُ يَجعَلُ رِسالتَهُ275(؛ خدا بهتر مي داند رسالتش را كجا قرار دهد، قرار مي گيرد و عيسي( از هر دو جهت مقرب است.276
ب- معناي حقيقي؛ نزديكان و مقربان شاه؛
(قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبينَ(277؛ گفت: “آرى، و در آن صورت شما حتماً از [زمره‏] مقرّبان خواهيد شد.”

حوزه معنايي مقربون، مقربين
از جمله واژگان هم جوار و هم حوزه مقربين و مقربون مي توان به: سابقون و سابقين؛ ابرار؛ روح، ريحان؛ جنت نعيم و عليين اشاره كرد. و به مبعدون به عنوان متضاد اشاره كرد.
1- سابقون و سابقين؛
در آيات زير سابقون داراي اين ويژگيها هستند: سرعت گيرندگان در خيرات؛ اولين ايمان آورندگان از مهاجر و انصار؛ پس اين دسته نيز از مقربين به حساب مي آيند.
آيات مربوط به ترتيب نزول:
(أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ(278؛ آنانند كه در كارهاى نيك شتاب مى‏ورزند و آنانند كه در انجام آنها سبقت مى‏جويند.
(وَ الَّذينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذينَ سَبَقُونا بِالْإيمانِ وَ لا تَجْعَلْ في‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحيمٌ(279؛ و [نيز] كسانى كه بعد از آنان [مهاجران و انصار] آمده‏اند [و] مى‏گويند: “پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان كه در ايمان آوردن بر ما پيشى گرفتند ببخشاى، و در دلهايمان نسبت به كسانى كه ايمان آورده‏اند [هيچ گونه‏] كينه‏اى مگذار. پروردگارا، راستى كه تو رؤوف و مهربانى.”
(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ(280؛ و پيشگامانِ نخستين از مهاجران و انصار، و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند، خدا از ايشان خشنود و آنان [نيز] از او خشنودند، و براى آنان باغهايى آماده كرده كه از زير [درختان‏] آن نهرها روان است. هميشه در آن جاودانه‏اند. اين است همان كاميابى بزرگ.
2- مبعدون؛(متضاد)
(إِنَّ الَّذينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‏ أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ(281؛ بى‏گمان كسانى كه قبلا از جانب ما به آنان وعده نيكو داده شده است از آن [آتش‏] دور داشته خواهند شد.
3- ابرار
ابرار نيز از مقام جنت نعيم و عند اللهي برخوردارند:
(إنَّ الْأَبْرارَ لَفي‏ نَعيمٍ(282؛ براستى نيكوكاران در نعيم [الهى‏] خواهند بود.
(لكِنِ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها نُزُلاً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ(283؛ ولى كسانى كه پرواى پروردگارشان را پيشه ساخته‏اند باغهايى خواهند داشت كه از زير [درختانِ‏] آن نهرها روان است. در آنجا جاودانه بمانند [اين‏] پذيرايى از جانب خداست، و آنچه نزد خداست براى نيكان بهتر است.
4- روح و ريحان؛
از جمله نعمتهاي مقربين اين است كه در روح و ريحان بهشتي هستند.
(يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ(284؛ اى پسران من، برويد و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا نوميد مباشيد، زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نوميد نمى‏شود.”
(وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ(285؛ و دانه‏هاى پوست‏دار و گياهان خوشبوست.
5- جنت نعيم؛
طبق آيات زير جنت نعيم مخصوص: اهل ايمان و صالحان؛ متقين و مخلصين است. حضرت ابراهيم( نيز از خدا مي خواهد او را

دیدگاهتان را بنویسید