توجه : در مسائل علمي نظريه زماني ارزش پيدا مي كند كه اثبات شده باشد در غير اينصورت ارزش علمي نخواهد داشت.
سوال اينجاست كه اين اصل هنوز اثبات نشده چگونه بخود اجازه درمان با ضد ويروس را مي دهند؟‌

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید
در حاليكه بنده حقير سالها روي اين بيماري (‌ MS )‌ كار كرده و علت و درمان آن را كشف كرده ام زیرا پزشك نيستم و هر جا علت بيماريها را مطرح مي كنم اولين سوالي كه از من مي پرسند اين می باشد كه تخصص شما چيست؟‌
بنده هم كه دروغ نمي توانم بگويم حقيقت را عنوان مي كنم و ميگويم بنده سرمتخصص موتورهاي جت فوق مدرن هواپيماي شكاري هستم!‌
با شنيدن اين مساله براي پزشكان محترم خيلي گران تمام مي گردد و در جواب مي گويند موتور چه ربطي به پزشكي دارد؟‌
ولي بنده سوالي كه از اين عزيزان دارم اين می باشد كه چه كار به تخصص من داريد؟‌ به حرفي كه مي زنم توجه كنيد! اگر علمي نيست براحتي رد كنيد.
ديگر عصبي شدن و از دست دادن تعادل چه معني و مفهومي دارد. مگر علم پزشكي علم آزمايش و تجربه نيست؟ از عزيزان تقاضا مي كنم كه كمي منطقي باشند. سوال ديگري كه مطرح مي گردد اين می باشد كه چرا علم پزشكي، خود را محدود به دارو كرده و درمان كليه بيماريها را در تجويز دارو مي دانند و بس.
حال اگر روزي دارو در دسترس پزشك نباشد, پزشك محترم چه بايد بكند و تكليف بيمار چيست؟‌ با اين همه تجهيزات و بالا بودن فن و تكنيك آزمايشگاهي، چرا دنبال علت بيماريها نيستند؟
آيا براي بيماري ( MS )‌ علم پزشكي راه پيشگيري هم دارد يا خير؟
اگر هست پس چرا ارائه نمي كنند تا اين همه جوانها از اين بيماري نجات پيدا كنند و اما بنده حقير علتي كه براي اين بيماري كشف كرده ام از اين قرار می باشد:
۱ـ عصبي شدن و حساس بودن و زودرنج شدن و پيله كردن افراد:‌
۲ـ بهره گیری از غذاهاي سردي بخش (اسيدي مانند لبنيات و ترشيجات) بطور مداوم در افرادي كه از نظر ژنتيكي داراي طبع سردي هستند.

۳- يبوست مزاج.

MS چيست؟‌

ام اس يعني:‌ Multiple Sclerosis

اين بيماري مختص اعصاب مركزي بوده ( مغز و نخاع ) و ايجاد لكه هاي سفيد يا پلاكهاي متعددي در مغز مي كند.

پلاكها گوياي سفت شدگي غلافهاي سلولهاي (ميلين ها) عصبي مغز مي باشند, كه اين سفت يا سخت شدگي جلوگيري از انتشار جريان الكترو شيميايي رشته هاي عصبي و اختلال در حركات مي گردد.

در نتيجه فرماني كه از مغز صادر مي گردد براحتي به اعضاء و ماهيچه ها نمي رسد و كار براحتي انجام نمي گردد. مغز فرمانده, كل بدن بوده و در جايگاه رفيعي قرار دارد. شخص بايد دقيقا اين اندام مهم و حياتي را بشناسد و حداكثر مراقبت را از اين اندام مهم بنمايد.

زيرا هر عضوي از بدن كار خاصي را انجام مي دهد و تغذيه خاصي را نيز دارد.

مساله مهم و حياتي اين كه كليه اندامهاي بشر تحت نظارت و كنترل اين عضو مهم يعني مغز مي باشد و كوچكترين عصبيت ها و نگراني هاي بي مورد در اين عضو اثر مخربي داشته و كار كرد اين اندام را مختل خواهد كرد.

درآينده د رمورد حساسيت ها,‌ عصبيت ها و نگراني ها صحبت كرده و علت آن را بيان خواهم كرد. شما عزيزان با رعايت نكات بيان شده, از حساسيت و عصبي شدن و نگران بودن بلطف پروردگار ايمن خواهيد گردید. تا اين عضو حاكم بر جهان تن و بدن سالم بماند و در واقع با اين روش از بسياري از بيماري ها پيشگيري مي گردد.

امروزه بر همگان روشن و مسجل می باشد كه پيشگيري مهمتر از درمان بوده و هزينه اي در بر ندارد و اما عدم رعايت مسائل گفته شده انواع بيماريهاي جسمي خصوصا بيماري هاي اعصاب و روان را ايجاد خواهد نمود مانند بيماري قرن حاضر يعني بيماري ( MS ) كه از نظر علم پزشكي روز (‌مدرن‌)‌ ناشناختـــــــه باقي مانده و تاكنون درماني بر آن نيافته اند. در واقع اين نوع بيماري علائم و خصوصيات خاص خود را دارد مانند: بيمار مبتلا به اين مرض نمي تواند براحتي حركت كند. اين بيماري مثل ساير بيماري ها داراي علائم باليني خاصي مي باشد كه شخص مبتلا به اين بيماري چنين علائمي را در خود مي بيند و آن را حس مي كند.

علائم بيماري MS

دوبيني, مورمور شدن انگشتان دست يا پا,‌ بي حس شدن و كرخ شدن بعضي انگشت هاي دست يا پا, حالت برق گرفتگي لحظه اي در بدن, يخ زدگي قسمتي از بدن، داغ شدن قسمتي از بدن,‌ عدم هماهنگي اعضاء‌ خصوصا پاها هنگام راه رفتن,‌ عصبي شدن بي مورد, خواب زياد, لخت شدن بدن, تنبلي و بي حسي, خستگي زودرس, ضعف عمومي بدن,‌ اسپاسم ماهيچه اي,‌ عدم هماهنگي بين كلمات در سخن گفتن,‌ سنگيني سر و بدن, دفع بيش از حد ادرار نسبت به ديگران,‌ دير هضم شدن غذا, حساس و زود رنج شدن, يبوست مزاج, ديدن كابوس در بعضي افراد,‌ علاقه به خوردن غذاهاي سردي بخش (اسيدي)‌ مانند لبنيات مخصوصا ماست و بستني,‌ در صورت پيشرفت بيماري عدم كنترل ادرار, يا از دست دادن كامل بينايي, عدم تحمل هواي گرم و آب گرم, عدم تحمل آب سرد و هواي سرد كم شدن ميل جنسي,‌ در صورت داشتن همبستري ضعف شديد خصوصا در آقايان, زود انزالي در آقايان, افسردگي و خودخوري,‌ انزوا طلبي و گوشه گيري,‌ نداشن تعادل, داشتن لرزش هنگام حركت,‌ ياري نكردن‌ ‌ ماهيچه هاي پا هنگام راه رفتن,‌ سرما سرما شدن استخوانهاي بدن خصوصا پاها.

انواع بيماري MS

بيماران ( MS ) را مي توان به دو گروه عمده تقسيم كرد:

۱ـ بيماراني كه آغاز از طريق بينايي مورد حمله قرار مي گيرند.
۲ـ‌ بيماراني كه آغاز از طريق پا مورد حمله قرار مي گيرند.

گروه اول:

اين نوع بيماران اگر سريع تشخيص داده شوند, بسرعت به درمان جواب مي دهند, و در مدت زمان كوتاهي بهبودي كامل به لطف خداوند متعال حاصل مي گردد.

اين گروه بيماران بايد از خوردن بستني و مواد غذايي يخ زده و سرد مطلقاً پرهيز نمايند

گروه دوم:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

اين نوع بيماران نيز اگر سريع تشخيص داده شوند به درمان جواب خوبي را مي دهند و اگر در درمان كوتاهي گردد, اين گروه در معرض حملات متعددي قرار مي گيرند و هر چقدر كه اين حملات ادامه يابد, درمان نيز به همان نسبت دشوارتر مي گردد.

بيماران بايد بيشتر رعايت كنند تا سريعتر درمان شوند. ضمنا اگر بيمار علت بيماري خود را بداند مي تواند به راحتي با اين بيماري كنار آمده و آن را درمان كند و سلامتي خود را هر چه سريعتر بدست آورد. حال علت اين بيماري را براي عزيزان توضیح مي دهم.

چه كساني دچار بيماري MS مي شوند؟

عموما دو گروه از اشخاص دچار اين بيماري ( MS ) مي شوند:

۱ـ‌ گروه اول:‌

اين نوع افراد عموما اشخاصي هستند فوق العاده حساس, زودرنج و عصبي و با كمترين ناملايمات از حالت عادي خارج شده و تعادل خود را از دست مي دهند و ساعت ها فكر خود را مشغول كرده و به خود و ديگران پيله مي كنند.

۱ـ گروه دوم:

افرادي هستند كه از نظر ژنتيك داراي طبع سردي بوده و مدام از غذاهاي سردي بخش (غذاهائي با pH اسيدي) به حد وفور بهره گیری مي كنند و علاقه زيادي به خوردن ترشي, سركه, تمبر هندي,‌ ماست,‌ قره قورت و امثالهم دارند.

حال اين دو گروه افراد را مورد بررسي و مطالعه دقيق قرار مي دهيم تا علت هاي اين بيماري دقيقا مشخص گردد و سپس به درمان اين بيماري لاعلاج و يا صعب العلاج از نظر علم پزشكي روز (مدرن) كه شناخته شده نيست مي پردازيم,‌ تا شما عزيزان متوجه شويد كه اين بيماري غير قابل علاج از نظر پزشكي، در واقع علاج پذير بوده و مي توان آن را به لطف خداوند درمان كرد.

البته هر چه سريعتر شناخته گردد به همان نسبت به درمان سريعتر جواب مي دهد و شخص از اين گرفتاري نجات پيدا مي كند.

متاسفانه علم پزشكي روز در دنياي مدرن امروزي فقط و فقط درمان را در دارو مي بيند و بس! خصوصا علم پزشكي در كشور عزيز ما ايران چشم به دست پزشكان غرب خصوصا دكتران دارو ساز غرب دوخته و منتظرند كه چه زماني آنان اعلام كنند كه داروي فلان بيماري كشف و ساخته گردید و پزشكان ايران از آن بهره گیری نمايند‌.

در اينجا سوالي پيش مي آيد كه آيا اين امكان وجود ندارد كه بيماريها را بدون بهره گیری از دارو درمان كرد؟‌

چرا پزشكان محترم به جاي اينكه وقت با ارزش خود را صرف كشف و ساختن دارو نمايند اين وقت را صرف تشخيص و كشف علت بيماري ها نمي كنند؟‌

در حقيقت بيماري علت نيست كه مي خواهيم با دارو از بين ببريم بلكه معلول می باشد اگر علت را كشف كرديم و آن را از بين برديم معلول نيز از بين خواهد رفت يعني بيماري ديگر مفهومي ندارد و مسلماً با اين روش بيماري براحتي از بين خواهد رفت.

ضمنا پيشگيري مهمتر از درمان می باشد! چرا پيشگيري نكنيم؟‌ در حاليكه پيشگيري هزينه اي ندارد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

متراكمي را با سلولهاي ديگر در همان ناحيه ميدهند . اين فرايند منجر به ايجاد بافت قويي دور آكسونها ميشود كه شبيه به زخم يا سوختگي می باشد. اين زخم به پلاك معروف می باشد اين نواحي بافت ضخيم كه بوسيله آستروسايتها ايجاد شده اند در آزمايشهاي MRI بصورت لكه هاي سفيد در مغز نشان داده ميشوند.

تغيير در اندازه – تعداد و محل پلاكها تعيين كننده نوع و شدت علائم بيماري می باشد همچنان كه نموداري ديداري براي پزشك براي اندازه گيري ميزان پيشرفت بيماري می باشد. پلاكها ممكن می باشد يك آكسون يا چندين آكسون را در بر بگيرند. آنها در اندازه هاي متفاوت از سر يك سوزن تا يك اينچ طول اندازه دارند.

از آنجائيكه پلاكها انباشته يا تعدادشان افزايش مي يابد كاركرد سيستم اعصاب مركزي به مرور بدتر مي گردد.

جالب اينكه پلاكها گاهي اوقات بطور گسترده اي در مغز و ستون فقرات پخش ميشوند كه مشكل خاصي را به وجودنمي آورند دوكلمه multiple sclerosis نيز از همين جا اقتباس شده می باشد در واقع ريشه در كشف پلاكها دارد. multiple يعني متعدد و sclerosis يعني زخم و جراحت.

بياد داشته باشيد كه تورم هميشه باعث ايجاد ضايعه در ميلين و تشكيل پلاك نمي گردد. برخي از آنها بدون ايجاد ضايعه اي بطور كامل بهبود مي يابند. چه عاملي به سلولها دستور ميدهد تشكيل پلاك بدهند هنوز ناشناخته می باشد. چه چيزي مانع تشكيل پلاك در ساير موارد ميشود نيز هنوز يك راز می باشد. سلولهاي Th-2 ظاهر شده و از خود سيتوكينهاي ضد تورم يا anti-inflammatory Cytokines را آزاد ميكنند كه شايد يكي از دلايل توقف ضايعه و جراحت باشد.

نورم فقط در مراحل ابتدايي SPMS رخ ميدهد و بعدا دژنراسيون (رو به انحطاط گذاردن) اوليه باعث تخريب ميلين و آكسون ميشود. در اين زمان apoptosis رخ ميدهد و سلولها بسادگي مي‌ميرند . مورد اخير در خصوص يكي از انواع ام اس پيشرفته صدق ميكند.

علل احتمالي

علت هر بيماري در يك يا چند سطح از طبقات زير قرار دارد

toxic سمي

vascular رگي آوندي(عروقي)

metabolic مربوط به سوخت و ساز

heredity وراثتي

دیدگاهتان را بنویسید