2-2-4-5- تادو ¬آندو
آندو معمار خود آموخته¬ای می باشد که تحصیلات آکادمیک ندارد. آن چیز که او را بیشتر تحت تأثیر قرار داد، تأثیر نوری بود که از میان پنجره¬های بلند به¬ درون خانه¬های روستایی منطقه¬ی پربرف شمال ژاپن می¬تابید.
در آغاز به نحوه برخورد کلی سبک¬های مدرن و های¬تک با نور را که توسط آندو نقد شده می باشد را مطالعه می¬کنیم: “بی¬تردید همان¬قدر که معماری سبک¬تر شده می باشد و از محدودیت¬های سازه¬ای آزاد گشته، پنجره هم از محدودیت¬های خود رها شده می باشد و اکنون به ¬آسانی و سادگی تولید می¬گردد. با این ¬حال به خاطر این واقعیت که پنجره¬ها دیگر با سختی و مشقت تولید نمی¬شوند، دیگر نمی¬توان با نیرو و توان زیادی که پیش¬تر داشته، ما را تحت تأثیر قرار دهند. به علاوه معماری مدرن، جهانی را رو می¬نهد که همه¬اش شفاف و نورانی و کاملاً تهی از تاریکی می باشد. ویژگی حقیقی نور تماماً از خود نور برنمی¬آید بلکه به مقدمه-ی تاریکی نیازمند می باشد تا خود را با تمام ابهت و توان و درخشندگی¬اش به¬ظهور برساند.
به¬ عبارت دیگر در دوران مدرن پنجره¬ها را از محدودیت¬های سازه¬ای رهانیده و به¬ آن¬ها امکان داده¬ایم که آزادانه در هر اندازه¬ای ساخته می¬شوند. اما به¬ جای رسیدن به آزادی نور در معماری، نیروی حیاتی نور به-گونه¬ای ناکارآمد پراکنده گشته و از بین رفته می باشد. معماری مدرن جهانی با نور یکسان روشنی یافته به بهای محروم شدن از چیزهای دیگر، و تهی از تاریکی این جهان نور که انتشاری هاله¬گون دارد. قصد مرگ فضا تا حد تاریکی مطلق کرده می باشد” (آندو، 1381،ص35).
“نور به¬تنهایی روشنایی نمی¬بخشد. بایستی تاریکی باشد تا نور، نور گردد و با جلال و قدرت بدرخشد، تاریکی که تلألو نور را برمی¬افروزد و قدرت نور را عیان می¬کند، ذاتاً بخشی از نور می باشد. با این¬حال، توانمندی و ژرفای تاریکی، از آگاهی ما رخت بربسته می باشد و تفاوت¬های ظریفی که نور و تاریکی به وجودمی¬آورند و ارتعاشات فضایی آن¬ها، تقریباً همه فراموش گشته¬اند. امروزه در¬ حالی¬ که همه چیز در نوری یکدست قرار می¬گیرد، من به ایجاد ارتباط¬ای دو¬سویه میان نور و تاریکی عقیده دارم، نوری که زیبایی¬اش در تاریکی چنان نگینی می باشد که در دست گرفته¬ایم، نوری که با شکافتن تاریک و نفوذ در جسم ما زندگی را در مکان می¬دمد. برای مثال در کلیسای نور فضا با این چنین نوری که من در جستجویش بودم ساخته شده می باشد. در این ¬جا، من جعبه¬ای با دیوارهای محصور ضخیم بتنی ساختم که در واقع “ساختمانی از تاریکی” بود. پس بر یک دیوار شکافی ایجاد کردم که به نور تحت شرایط بسیار محدود اجازه نفوذ می¬دهد. درهمان-حال یک دسته پرتو، تاریکی را به¬ سختی می¬شکند. دیوار، سقف و کف هر یک مانع نوری می¬شوند و وجودشان در حالی¬ که نور منعکس شده، همزمان در میان آن¬ها به عقب و جلو می¬جهد و نسبت¬های بنیادی پیچیده¬ای را ایجاد می¬کند. عیان استفضا زاده می¬گردد. با این ¬حال با هر تغییری در زاویه نفوذ نور، هستی اشیاء و نسبت¬هایشان بازآفرینی می¬گردد. فضا به ¬دیگر سخن هیچگاه شروع به تکمیل شدن نمی¬کند، بلکه مدام نو می¬گردد (آندو،1381،ص41).
نور به چیزها هستی¬ای مشخص می¬بخشد و فرم را به فضا می¬پیوندد. نوری ¬که به درون فضایی معماری می-آید و در آن مقام می¬گیرد، بر سطح گشوده چیزها می¬ایستد و سایه¬ها را دردشت آنها می¬انبارد. بدین¬ ترتیب به همان سان که نور با انزوای خود و پذیرش آن از سوی اشیاء عینیت می¬یابد و برای اولین بار شکل می-گیرد، اشیاء نیز پیوسته شکل می¬یابد (آندو،1381،ص50).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

در کارهای وی، خانه کوشینو خواست او را از تجربه با نور باز می¬نمایاند. بنا در شیبی نهاده شده و در سطحی پایین¬تر ورودی کوتاه و بدون پنجره آن قرار گرفته می باشد. گذر از میان این ورودی تاریک، فرد را به یک نشیمن مرتفع می¬رساند که با تغییری ناگهانی پس از ورودی، در تنوعی از نور قرار گرفته می باشد. نور مستقیمی که از سقف شکاف¬دار افکنده می¬گردد، نور منعکس شده که از پنجره¬های کم¬ارتفاع کناری وارد می-گردد و نور نمادینی که از میان شکاف¬های بلند و باریک به درون می¬آید. نقوش نور و ارتباط¬های همپوشان میان آن نقوش و عناصر مختلف طرح برای معماری سنتی ژاپن بسیار مهم بودند. در این سبک معماری با تغییر نور درطول زمان نسبت¬های دوسویه میان اجزاء مستقر می¬گردد.
این امر در تفکر “ذن- بودایی” جایی که فضا نوعی “هیچی” می باشد و تنها مرزی که مواد محو می-شوند هستی می¬یابد، دیده می¬گردد. اتاق مراسم چای در مراسم چای در معماری ژاپنی، خرده جهانی می باشد که این مرز را در لبه¬ نقطه محو شدن عیان می¬سازد. فردی که ساکت و متفکر در چنین فضایی نشسته می باشد بی¬کرانگی را در گشایش میان نور و تاریکی تجربه می¬کنند.
هدف وی محدود کردن مصالح، ساده کردن هر چه بیش¬تر اظهار و نمود، حذف هر آن چیز که که ناضروری می باشد و به¬ هم آمیختن تمامیت بشر، طی نوعی فرآیند در فضای کارهایش می باشد وی امیدوار می باشد با دوری¬ گزیدن هر¬چه بیش¬تر از سبک، بیشترین تعادل را ایجاد ¬کند. در حین تغییرات طبیعی، با فرم¬هایی ساده شده، تجمع چند سطحی صحنه¬های تو در تو عیان می¬گردد. برای رسیدن به چنین تأثیری لازم می باشد به جایی برسیم که در آن کشمکش نور و تاریکی فرم را عیان می¬سازد و از این طریق توانایی به فضای معماران باز-گردد (آندو، 1381،ص34).

2-2-4-6- هادی میرمیران
میرمیران معتقد می باشد که “شفافیت با نور بسیار قرین می باشد”. به جرأت می¬توان گفت که هیچ¬ یک از دوره-های برجسته معماری جهان تا قبل از دوره مدرن، آن¬چنان که معماری پس از اسلام ایران از نور بهره برده می باشد، نتوانسته¬اند بهره ببرند. نور چیزی عارضی بر این معماری نیست، بلکه با حقیقت و ذات آن عجین می باشد. نور در این معماری تنها یک وظیفه کاربردی ندارد، تأثیر آن حتی به آفرینش زیبایی هم محدود نمی-گردد، بلکه نور حقیقت معماری اصفهان را می¬سازد و آنجایی حضور دارد که تعالی ماده به نور در این معماری صورت می¬گیرد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

از آنجا که خلاقیت¬های نوری حدومرز ندارد، به ارائه به یک نمونه عالی بسنده می¬کنم و آن نور در مسجد شیخ لطف¬الله و بخصوص گنبد ¬خانه آن می باشد. نور در گنبد ¬خانه این مسجد پر، آرام، با تأثیر¬ و ¬نگار و در حرکت می باشد و برای غیر¬مادی کردن فضای گنبد¬ خانه و اتصال به¬ ماوراء طرح¬ اندازی شده می باشد. دو منبع اصلی نور در این گنبد ¬خانه هست، یکی حجمی از نور که از دهانه بزرگ شمال¬¬¬شرقی بر دیواره جنوب¬غربی شبستان که محراب در آن قرار دارد می¬تابد و تمامی سطح این دیواره را پوشیده از کاشی و صیقلی می باشد، غرق نور می¬سازد و به ¬نوعی این حایل مادی را از میان بر می¬دارد. دوم احجام نوری هستند که از شانزده شبکه داخل طوقه گنبد می¬تابند، پیچ ¬و ¬تاب¬های شبکه را با خود دارند و با گردش آفتاب به گردش درمی¬آیند. این احجام نوری هم طوقه گنبد که منطقه اتصال مکعب زمین به گنبد آسمان می باشد از میان برمی¬دارند و این اتصال زمینی به آسمانی را بی¬واسطه می¬سازند، هم¬ فضای تاریک زیر گنبد را روشن می¬کنند و حجم عظیم گنبد را زیرا گنبد آسمان در فضا شناور می¬سازند و هم با تابیدن بر دیواره¬های گنبد خانه، احجام، سطوح و نقوش متعدد آن را با بازی¬های شگفت خود چند برابر، با سبک¬بالی به رقص در¬می-آورند. به حق بایستی گفت که نور در مسجد شیخ لطف¬اله کیفیت مادی بنا را به مرزی ورای ماده و در پیوند با تأثیر نور می¬رساند و مصالح زمینی را آسمانی می¬کند و ماجرایی می¬آفریند که به هدف عمیق معماری یعنی تبدیل ماده به نور تجسم می¬بخشد (معماری شهرسازی 43-42).

2-2-4-7- کامران افشار نادری
در دوره اسلامی می¬بینیم که ابنیه مقدس گنبدهای دارند که نور را منعکس می¬کنند و کاری که با طلا، آیینه در این بناها می¬گردید نشان از ارزش معنویی نور بوده می باشد. درگذشته ایرانی¬ها سیستم¬های مختلفی را برای شکل دادن به نور ایجاد کردند که می¬توان از آنها به مشبک¬ها، آیینه¬کاری، کاربندی، مقرنس تصریح نمود که در داخل ساختمان به کار می¬رفت و در بیرون ساختمان از نقوش برجسته برای شکل دادن به نور بهره گیری می-گردید که من از آن به نام شکار نور یاد می¬کنم، در ایران نوری بسیار قوی هست که گاهی آزاردهنده بوده می باشد و معماران در کوشش برای کنترل و شکار این نورها برآمدند و این کار را از طریق عناصر برجسته در نما که باعث شکست نور می¬گردید و با سایه ترکیب و تلطیف می¬گردید را با به¬ کارگیری آجر به وجودمی¬آوردند.
از طرفی در دوره اسلامی، دانشمندان سرزمین¬های اسلامی مانند ابن حیثم مطالعات زیادی بر روی نور انجام دادند. از سوی دیگر، کلمه نور در زبان فارسی در جاهایی مورد بهره گیری قرار می¬گرفت که معنای دانش و معرفت، خرد، معنویت و مسایل باارزش را داشت.
قدمای ما معتقد بودند بینایی بر اثر نوری می باشد که از چشم ما می¬آید و به اجسام برخورد می¬کند و بدین طریق امکان دیدن اجسام میسر می¬گردد، در صورتی¬که امروزه عکس آن اثبات شده می باشد، یعنی نور از اجسام به چشم و شبکیه ما می¬تابد و امکان دیدن برای ما میسر می¬گردد در نتیجه تمامی موضوعاتی زیرا بافت، رنگ، تناسبات، ترکیب، حجم، فرم با وجود نور معنا می¬یابند. بدون نور، فقط روابط فیزیکی در معماری معنا می¬یابند، در صورتی ¬که کیفیت نور بر کیفیت فضا و ویژگی¬های معماری تأثیر می¬گذارد.
از طرفی اگر ما نوری مثل نورهای زرد سدیم با طیف تک ¬رنگ داشته باشیم، هر آن چیز که را می¬بینیم تک¬رنگ خواهد بود و امکان فرق رنگی بین اشیاء برای ما وجود نخواهد داشت و یا اگر نور از یک زاویه بسته بر یک سطح بتابد، نسبت به نوری که از مقابل می¬تابد، برجستگی¬های آن جسم بیش¬تر به چشم می¬آید.
نوری که بصورت متمرکز بتابد حالت تمرکز را در فضا القا می¬کند و نوری که در اطراف یک فضا باشد، ابعاد فضا را به¬ صورت بصری گسترش می¬دهد، در نتیجه کیفیت نور تأثیر مستقیم بر کیفیت فضا دارد.
در عین حال عادت داریم که در طبیعت نور متنوع داشته باشیم. نور یکنواخت و یکدست با وضعیت ثابت در طول روز شاید از لحاظ عملی برای خواندن و نوشتن مناسب باشد اما تأثیر خوبی در ذهن ما نمی-گذارد.

2-2-5- نور در ادیان و فلسفه
2-2-5-1- نور در زرتشت
نور در فرهنگ ایران قبل از ظهور اسلام تأثیر مهمی دارد. در حکمت ایران باستان از خداوند که همان اهورا مزدا باشد به منزله¬ی روشنی بیکران یاد شده می باشد و غالباً در کتب پهلوی خدا در روشنی بیکران می باشد.
در کتاب “ارداویراف نامه” وقتی سروش مقدس و آذر ایزد در بهشت دست “ارداویراف” را می¬گیرد و به¬سمت روشنی بی¬پایان و انجمن اهورامزدا و امشاسپندان می¬برند، اهورا مزدا به ارداویراف پیامی می¬دهد که به جهانیان برساند: “زیرا اهورا مزدا به این گونه گفت من شگفت ماندم، چه روشنی دیدم و تن ندیدم و بانگ شنیدم و دانستم که این اهورا