2-11-6- دسترسی سواره:
در حالی که تقلیل وابستگی به وسایل حمل و نقل شخصی می تواند یکی از اهداف توسعه شهرها باشد، به نظر می رسد که در آینده نزدیک بهره گیری از این وسایل به دلیل فراهم آوردن استقلال فردی و انعطاف پذیری در بهره گیری کماکان بخش مهمی از حمل و نقل سواره را به خود اختصاص می دهند. تقلل بهره گیری از وسایل نقلیه خصوصی و وابستگی به آن در صورتی عملی می گردد که در قبال افزایش قیمت سوخت و تراکم شهرها، سرمایه گذاری اساسی در پیشرفت کیفیت و کارای سیستم حمل و نقل عمومی صورت پذیرد (همان، 1376).

در کوتاه مدت بایستی بهره گیری از وسایل نقلیه شخصی کماکان عامل مهمی در قبول زندگی در مجموعه های مسکونی موجود و نوساز می باشد . طراحی برای دسترسی سواره، توقفگاه و انبار با مکان یابی مناسب و دارای نمای ساختمانی دلپذیر و با سطح با بالایی از ایمنی و ا منیت از مهمترین مسائل طراحی مسکن با تراکم نسبی می باشد. طراحی نامناسب محوطه و د سترسی پیچیده و مبهم در کارآیی مجموعه ها اثر می گذارد(عینی فر، 1386).

در جاهایی که دسترسی سواره و پارکینگ در سطح زمین می باشد طراحی دقیق مسیرهای عبور ماشین و انتخاب درست مصالح ساختمانی برای اجتناب از ایجاد سطوح وسیع اشغال شده بوسیله ماشین اهمیت بیشتری پیدا می کن. طراحی سطوح توقف ماشین و بهره گیری از اختلاف مصالح و رنگ شخصیت لازم را به مسیرهای پیاده می دهد . و همچنین مسیرهای اولیه و ثا نویه را از هم تفکیک کرده و مکان های با بهره گیری مشترک پیاده و سواره را مشخص می سازد. بهره گیری از مسیرهای مشترک سواره و پیاده در مجموعه هایی موفق می باشد که تعداد واحدهای مسکونی محدود باشد، خوانایی کافی در مسیرها وجود داشته باشد، ترافیک عبوری وجود داشته بادش و سرعت سواره محدود شده باشد(عینی فر، 1386).
2-11-7- ترکیب داخلی واحدهای مسکونی:
در مجموعه های مسکونی تعیین اندازه، تعداد و ترکیب اتاق ها بیش از خانه های تک واحدی نیازمند دقت می باشد با افزایش تراکم، شکل گیری محوطه مجموعه ها ( اندازه قطعات زمین، شکل آن ها، توپوگرافی و جهت گیری ساختمان ها) و کنترل های برنامه ریزی محوطه ( تعیین بر و کف، محدودیت های ارتفاع ساختمان فضای باز، استانداردهای خابان و محل های توقف ماشین ) محدودیت های بیشتری در طراحی ایجاد کرده اند. در نتیجه این محدودیت ها و تراکم بیشتر واحدهای مسکونی، دسترسی به نور و تهویه ها مشکل تر می گردد(عینی فر، 1386 ).
در ساختمان های چند طبقه مسکونی مکان قرارگیری پله و توزیع عملکردها در طبقات مختلف از محدودیت های دیگر می باشد و ویژگیهای جمعیتی و اقتصادی و اجتماعی ساکنین نیز عوامل تعیین کننده ای در زمینه دسترسی به طبقات، مالکیت ماشین، خلوت، امنیت و چگونگی و مقدار فضای انبار و بهره گیری از امکانات جمعی مجموعه ها هستند. تنوع و گوناگونی ا ین عوامل نتیجه گیری در مورد اندازه و ترکیب مناسب فضاها را مشکل می سازد، اما اصول مشترکی در طراحی هست که می تواند مورد توجه طراحان قرار گیرد(همان، 1386 ).
اصول عمومی ترکیب درونی واحدهای مسکونی شامل وضوح و تعریف درست ورودی، سادگی، روابط عملکردی منطقی، فضاهای ارتباطی کارا، انعطاف پذیری در بهره گیری از اتاق و چیدمان فضا ، تجمیع افقی و عمودی سرویس ها، جهت مناسب نور در اتاق های اصلی، و ارتباط اتاق ها با فضاهای بیرونی می باشد.به همین ترتیب، ترکیب فضاها بر اساس تفکیک هایی زیرا بهره گیری بیرونی-اندرونی، خصوصی-عمومی، روز- شب، و ترکیب اتاق های خواب براساس تقسیماتی زیرا والدین- بچه ها، صاحبخانه – مهمان و خواب- کار انجام می گردد(همان، 1386 ).
در طراحی مجموعه ها تعیین اینکه تا چه حد فضاهای زندگی در واحدهای مسکونی تفکیک شده یا به صورت پلان آزاد باشند موضوع مهمی می باشد. در پلان آزاد حتی اگر فضاها حداقل باشند، به وجودآوردن احساس گشودگی فضا مزیت بزرگی می باشد. پیش روی این مزایا، معضلات ناشی از کنترل مزاحمت های صوتی، خلوت بصری، ایمنی و مخارج گرمایشی و سرمایشی در اقلیم های مختلف بایستی در نظر گرفته گردد.به علاوه عادت های فرهنگی نیز بایستی در نظر گرفته گردد(همان، 1386 ).
به علاوه عادتهای فرهنگی و سنت سکونت، ترکیب خانوار و امکان زندگی افراد مسن و خردسال در شکل گیری فضاهای داخلی واحدهای مسکونی مؤثر هستند. تعداد و مکان سرویس ها در واحدهای مسکونی و ارتباط آنها در مجموعه ها نیز نکته مهمی می باشد تعداد اندازه و دسته بندی سرویس ها و حمام ها به وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانوار بستگی دارد. در واحدهای مسکونی واقع در مجموعه های با تراکم متوسط و زیاد البته تعداد کمتری سرویس و حمام در نظر گرفته می گردد، زیرا به دلیل احتمال پایین تر بودن بعد خانوار، به سرویس های ثانویه کمتری نیاز می باشد. پس بهتر می باشد از مساحت های به شکل مفیدتری و برای فضاهای چندمنظوره همچون کار، مطالعه و تجمع خانواده که ممکن می باشد فضاهای بزرگتر و انعطاف پذیری تری را نیاز داشته باشند ا ستفاده گردد (عینی فر، 1386).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-11-8-اقلیم و صرفه جویی در مصرف انرژی:
شرایط اقلیمی در مناطق شهری ایران از هوای سرد در غرب و شمال غربی، تا گرم و مرطوب در جنوب و گرم و خشک در مرکز کشور متغیر می باشد . هر کدام از پهنه های اقلیمی نوعی از طراحی مسکن را نیاز دارد، و بهتر می باشد که سطوح قابل قبولی از راحتی و صرفه جویی انرژی را فراهم آورد. در حاصل حاضر تحقیقات و نوشته های زیادی راجع به طراحی اقلیمی و ساختمان ها یکارا پیش روی مصرف انرژی هست. هر چند اغلب این مطالعات راجع به مجموعه های مسکونی با تراکم کم بوده ، اما اصول آن برای مجموعه های با تراکم متوسط به بالا نیز قابل بهره گیری می باشد. این اصول شامل دقت در تفکیک زمین و برنامه ریزی محوطه برای بهره گیری بهینه از نور خورشید و کنترل بادهای مزاحم و بهره گیری از بادهای مفید، پهنه بندی و تهویه فضاهای داخلی واحدها اندازه و گونه سایبان پنجره ها انتخاب مصالح ساختمانی برای بهره گیری مفید از انرژی ،گرمایش،سرمایش نگهداری و عایق بندی حرارتی و انتخاب آگاهانه سیسیم گرمایش و سرمایش می باشد(همان، 1386 ).
مجموعه های مسکونی با تراکم بیشتر از جهت طراحی اقلیمی نسبت به مجموعه های با تراکم کمتر مزیت ها و معایبی دارند.مزیت آنها داشتن حجم متراکم و سطوح خارجی کمتر پیش روی تبادل حرارت می باشد.همچنین به دلیل وجود سطح مشترک بین واحدها، عایق بندی حرارتی راحت تر انجام می گردد.پیش روی این مزایا با افزایش تراکم انعطاف پذیری در استقرار و جهت گیری واحدهای مسکونی برای گرفتن نور مناسب و تهویه طبیعی کمتر شده و احتمال در سایه قرار گرفتن ساختمان ها بیشتر می گردد. این مطلب بویژه در مجموعه های که زمین هایی با ابعاد، جهت گیری و توپوگرافی غیر متعارف دارند بیشتر پیش می آید . هر چه تراکم بیشتر و فضای باز خصوصی کمتر می گردد، طراحی اقلیمی واحدهای مسکونی اهمیت بیشتری می یابد (همان، 1386).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-12-رویکردها به گونه شناسی مسکن
سکونت و روش سکنی گزینی در محیط های شهری در سه عرصه خصوصی، اشتراکی و اجتماعی یا عمومی انجام می شود؛ لذا سکونت علاوه بر اینکه شامل عرصه خصوصی واحد مسکونی می گردد، عرصه های مشترک و شهری را نیز شامل می گردد. وقتی یک واحد مسکونی در درون یک قطعه زمین احداث می گردد ، عرصه ای خصوصی برای زندگی یک خانواده به وجودمی آید شریان حیاتی خود را از طریق فضای باز شهری که خیابان نامیده مى گردد به دست مى آورد. از نظر حقوقط مدنى هیچ یک از ساکنین واحدهاى مسکونى نسبت به این فضاى باز حق مالکیت ندارند و نگهدارى از آن ها برعهده ارگان هاى شهرى و عمومى می باشد و همه افراد در شهر حق عبور و مرور از آن را دارند. یعنى عرصه اى عمومى می باشد که زندگى اجتماعى در درون آن جریان پیدا مى کند. اما این تعریفى بسیار کلى از خیابان می باشد در حالى که در واقعیت خیابان ها در یک شهر خود نیز داراى مراتبى متفاوت از نیمه عمومى تا عمومى هستند(پوردیهیمی، 1391).
اما وقتى چندین واحد مسکونى در درون یک قطعه زمین مشترک احداث گردنده نه تنها عرصه اى خصوصى براى هر خانواده به وجود مى آید، دو شریان حیاتى واحدها را تغذیه مى کند: یکى شریانى داخلى می باشد- پله و راهرو مشترک در طبقات- که عرصه اى مشترک بین واحدها مى باشد؟ و دوم شریانى شهرى می باشد که همه واحدها را به شهر متصل مى کند که عرصه اى عمومى می باشد. در چنین شرایطى واحدهاى مسکونى از طریق شریان داخلى با یکدیگر در تعامل قرار گرفته و از نظر حقوقى همه ساکنان نسبت به آن مالکیت مشترک دارند. حراست و نگهدارى از آن بر عهده ساکنان بوده و فقط ساکنان حق بهره گیری از آن را دارند. اما شریان دوم همان خیابان می باشد که عرصه اى عمومى می باشد که امکان اتصال این مجتمح اشتراکى را به شهر میسر مى کند لذا در نظر داشتن نظام زندگى در محیط های اجتماعى عامل اصلى شکل گیرى زندگى شهرى می باشد و جوهر شهر پیش روی غیر شهر در وجود عرصه هایى نهفته می باشد که قادر به جذب مردم، نظارت آنها بر آن فضا و برآوردن نیازهای بنیادی اجتماعى آنها، مى باشد(همان، 1391).
زندگى اجتماعى در محیط های شهرى با عرصه ها و سلسله مراتب متفاوتى به وجود مى آید؟ زندگى در عرصه هاى اجتماعى مسکونى یا در خیابان هایى که فضاهاى خدماتى و خرید در آن واقعند در حضور پر جنب و جوش مردم نهفته می باشد. کوچه هاى مسکونى محیط هایئ هستند که تنها براى دسترسى مورد بهره گیری قرار نمى گیرند. در نظر داشتن نوع بهره گیری کنندگان و نیازهاى آنها در این گونه فضاها، محیط هایى امن و قابل زندگى را به وجود مى آورند؟ زیرا عرصه هاى اجتماعى با حضور بشر معنا پیدا مى کند. در این عرصه ها رفتارهایى از اهمیت مضاعف برخوردار مى گردند که مأخوذ از جوهره هر فضا مى باشند(پوردیهیمی،1391).
اغلب در عرصه هاى جمعى شهری ، رفتارهاى متفاوت و گوناگونى بنا بر مراتب فضایى آنها پدید مى آید که، در واقعیت به صورت چند منظوره اقدام مى نمایند. وجود