تکه ای از متن پایان نامه :

چیزی را به زور گرفت. خداوند بلند‌مرتبه می‌فرماید: تَنْزِعُ‏ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ و سخنش وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً. و گفته شده مقصود فرشته‌هایی هستند که روح‌ها را از اشخاص می‌کشند.

  • نَزَعَ‏ الشي‏ءَ يَنْزِعُه‏ نَزْعاً، فهو مَنْزُوعٌ‏ و نزِيعٌ‏، و انْتَزَعَه‏ فانْتَزعَ‏: اقْتَلَعَه فاقْتَلَعَ، … و نزَع‏ الأَمِيرُ العامِلَ عن عمله: أَزالَه، … و قولهم فلان في‏ النزْعِ‏ أَي في قَلْعِ الحياةِ…و قوله تعالى: وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً؛ قال الفراء: تَنْزِعُ‏ الأَنْفُس من صدورِ الكفَّارِ كما يُغْرِقُ‏ النازِعُ‏ في القوْسِ إِذا جَذَبَ الوَتَرَ، و قيل في التفسير: يعني به الملائكةَ تَنْزِعُ‏ رُوحَ الكافر و تَنْشِطُه فيَشْتَدُّ عليه أَمرُ خروجِ رُوحِه.، وقيل‏: النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً القِسِيُّ.[1]

نَزَعَ‏ الشي‏ءَ يَنْزِعُه‏ نَزْعاً، پس آن مَنْزُوعٌ‏ و نزِيعٌ‏، و انْتَزَعَه‏ پس انْتَزعَ‏: بیرون کشیدش پس بیرون کشیده گردید، … و نزَع‏ الأَمِيرُ العامِلَ عن عمله: امیر کارگزار را از کارش برکنار نمود… و گفته‌شان فلان في‏ النزْعِ یعنی فلانی در حال جان دادن می باشد. … و سخن خداوند: وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً؛ فراء گفته می باشد: جان‌ها را از سینه‌های کافران بیرون می‌کشد همانگونه که کماندار در کشیدن کمان زیاده‌روی می کند، هنگامی که زه کمان را می‌کشد، و در تفسیر گفته شده می باشد: مقصود از آن فرشتگان که جان کافر را می‌کشند و آن را می‌کنند پس امر بیرون رفتن روحش بر او سخت می گردد، و گفته شده: النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً یعنی کمان‌ها.

  • نَزَعَهُ‏ من مَكَانِه [يَنْزِعُهُ‏] نَزْعاً: قَلَعَه‏، فهُوَ مَنْزُوعٌ‏، و نَزِيعٌ‏، كانْتَزَعَهُ‏ فانْتَزَعَ‏، لازِمٌ مُتَعَدٍّ…و قَوْلُه تَعَالَى: وَ نَزَعَ‏ يَدَهُ‏ أَي: أَخْرَجَهَا مِنْ جَيْبِه….و قولُه تَعالى: وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً … قالَ ابنُ دُرَيْدٍ: لا أُقْدِمُ عَلَى تَفْسيرِه، إِلّا أَنَّ أَبا عُبَيْدَةَ ذَكَرَ أَنَهَا: النُّجُومُ‏ تَنْزِعُ‏ مِنْ مَكَانٍ إِلى مَكَانٍ…. أَو النّازِعَاتُ‏: القِسِيُ‏.[2]
شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

نَزَعَهُ‏ من مَكَانِه [يَنْزِعُهُ‏] نَزْعاً: کندش، پس آن مَنْزُوعٌ‏، و نَزِيعٌ مانند انْتَزَعَهُ‏ پس انْتَزَعَ، لازم و متعدی … و سخن خداوند: وَ نَزَعَ‏ يَدَهُ یعنی آن را از گریبانش خارج نمود… و سخن خداوند بلند‌مرتبه: وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً …. ابن درید گفته می باشد: به تفسیرش نمی‌پردازم، غیر از آن‌که اباعبیده ذکر کرده می باشد که ‌آنها ستارگان‌اند که از جایی به جای دیگر می‌طریقه …یا اینکه النّازِعَاتُ: کمان‌ها.

قید از جایگاهش را افزوده‌اند و لغویان فعل نزع را به یکی از دو صورت فوق معنا کرده‌اند.[3] پس نازعات که جمع اسم فاعل نزع می باشد به معنای کسانی می باشد که چیزی را از جایگاهش بیرون می‌کشند.

[1] محمد بن مکرم ابن مقصود، ج‏8، ص349.

[2] محمد بن محمد مرتضی زبیدی، ج‏11، ص472-473.

[3] لغویان در تفسیر این آیه دو مصداق دیگر اظهار کرده‌‌اند: 1. ستارگان 2. کمان‌ها (البته نحوه‌ی ارتباط کمان‌ها با نازعات روشن نیست، زیرا که کمان‌ها منزوع‌اند نه نازع).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

دانلود  رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی صفحات فرد و حداکثر فقط 50 صفحه با فرمت ورد):

 ارزیابی تطبیقی روایات معصومین: با اقوال لغویان در مفردات سوره‌های مبارکه نبأ، نازعات و عبس

(فقط حاوی صفحات فرد و حداکثر فقط 50 صفحه با فرمت pdf):

ارزیابی تطبیقی روایات معصومین: با اقوال لغویان در مفردات سوره‌های مبارکه نبأ، نازعات و عبس

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه