کنند که اين انتخابات، رأي گيري محلي هستند و نمي توان خلاف آن را اعلام کرد! »
رئيس ليبراسيون چند دقيقه قبل اظهار کرده بود که نظرسنجي ها به شيوه سريع آگاهي مسلم و انکار ناپذير تبديل شده اند… طرحي کاملاً درون گرايانه در موقعيت هاي ضد ونقيض که مردم طبق نمايش اجرا شده، که مفسران زندگي اجتماعي و سياسي بسيار از آن استفاده کرده اند، به اين طرف يا آن طرف متوسل مي شوند. روندي که به شيوه نمايش/ گريز مربوط است و خود را به کادر سياسي
مي چسباند تا از نظرسنجي ها بر حسب اينکه رضايت بخش هستند يا نه، استفاده کند و يا آنها را
بي اعتبار کند.
تمايل روز افزون رسانه‏ها براي شکل دادن به نوعي افکار عمومي که در جبهه‏هاي مخالف با باورها و انتخاب‏هاي متضاد به طرزي مصنوعي سازمان دهي شده، آشفتگي همه از جمله رسانه‏ها را در مقابل اين ناپايداري انتخاب‏ها و ارتباط‏هاي فوق به خوبي آشکار مي‏کند. گرايش موقعيتي پيام‏هاي ضمني، استدلال ها، نظام‏هاي ارزشي که از گروه‏هاي قديمي کاملاً جلوتر هستند قطعاً اولويت‏هاي فرض شدۀ افکار را بر هم مي‏زند. هنگامي که کادر سياسي وانمود مي‏کند که اصول هميشگي گروه هاي مخالف را پشت سر گذاشته، مهارت راهبردي يا نکته سنجي سياسي مطرح است. ولي از لحاظ تأثير روي ارائه‏هاي گروهي مي‏توان شاهد پيدايش آشفتگي و ترديد بود. هنگامي که سگولن رويال طي مبارزات رياست جمهوري سال 2007 به متحول کردن نشانه‏هاي عقيدتي يا به طور کلي عملگراي چپ، احزاب و رأي دهندگان سردرگم تظاهر مي‏کند. با صحبت از شايستگي سالاري، بيشتر شدن ساعات کار براي مربيان امور تربيتي يا اردوگاه‏هاي نظامي براي بزهکاران جوان، وي آشکارا علائم مشخصي را براي افکار عمومي مي‏فرستد که بلافاصله براي همه قابل درک نيستند و آنسوي تغيير عقايد ممکن، بخش غير قابل حلي از اشتباه و تعابير غلط را ايجاد خواهد کرد.
وقتي نيکولاسارکوزي در طي همان مبارزه انتخاباتي رياست جمهوري 2007 در يک سخنراني اساساً محافظه کارانه حضور مي‏يابد که به تنها ناآرامي و اغتشاش ماه مي ‏سال 1968 و راجع به شخصيت‏ها سياسي که تا ديروز براي او بيگانه بودند مثل ژان ژوره، پير مانده فرانس يا گي موکه ارجاع مي دهد. افکار عمومي بايد يک پيام پيچيده و متناقض را رمز گشايي کند که معمولاً موفق به اينکار نمي‏شود. وقتي که کانديداي چپ گرا بدون تخطي از حزبش، اعتقاد عميقش به بازگشت به نظم اخلاقي، فضايل وطن پرستي و دفاع از پروژۀ تجديد ساختار دستگاه اداري و يا نظام آموزش و پرورش را بيان مي کند، چگونه مي توان پيامدهاي آن را سنجيد؟
چگونه مي‏توان مناظره اي را درک کرد که در آن کانديداي راست گرا پس از آن که توسط خودش و رقبايش به عنوان قهرمان محافظه کاري و ارزشهاي سرمايه داري قرن 19 معرفي شد، به اين نتيجه مي‏رسد که در گردهمايي از عقايد جبهه مردمي تجليل کند و اظهار کند که « آنچه جناح چپ در گذشته انجام داده من به نوبة خود انجام خواهم داد. » (تولوز 12 آوريل 2007).
وقتي ميشل روکار نخست وزير اسبق چپ مدرن در تابستان 2009 به همراه آلن ژوپه بازهم نخست وزير سابق اما راستگراي مدرن و مغرور به تهيه طرحي دربارۀ اولويت‏هاي تأمين بودجه وام ملي منصوب شد، بسياري در عدم درک، انتخاب غلط و حتي حقة کثيف فرياد زدند. فراتر از منافع جانبدارانه همانگونه که ديگران توانستند دربارۀ اين ارتباط بخصوص نظر دهند (هر چند در پايان آن قدر‏ها هم متناقض نبودند26) براي تعداد زيادي از شهروندان که از لحاظ سياسي در قطبش زندگي سياسي ما آموزش ديده اند، مي‏تواند شاخص‏هاي يک درک تاريخي از جهان و نيز زندگي اجتماعي مان را مختل کند. هنگامي که گزارش مزبور چند روز بعد به همة رسانه‏ها رسيد تا ماليات بر کربن را که به دولت پيشنهاد شده بود، مطرح کند، چند نفر درک خواهند کرد که ابداع کنندۀ حداقل درآمد به پدر و مدافع مالياتي جديد تبديل خواهد شد که بدون تمايز، غني و فقير را تحت تأثير قرار مي‏دهد؟ با وجود اين هر چه حد و مرزها متغيرتر باشند و شاخص‏ها بيشتر محو باشند يا به نظر برسد که محو مي‏شوند، افکار عمومي بيشتر ترغيب مي‏شود تا در دوئل‏ها و مناظره هايي که توسط خبرنگاران و يا مجريان تلويزيون به اجرا در مي‏آيد، گروه خود را انتخاب کنند؟
از ما انتظار دارند که موافق يا مخالف باشيم. موافق يا مخالف جايزۀ زيست محيطي، تنبيه بدني در مدارس، حداقل درآمد براي خارجيان، باز کردن مغازه‏ها در روزهاي يکشنبه، ثبت پروندۀ پليسي براي نوجوانان بزهکار؟
به ما مي‏گويند که هر کدام از ما دربارۀ اين انتخاب‏هاي جامعه، نظر و اولويتي داريم. راه‏هاي عقيدتي و اخلاقي سابقاً اين انتخاب‏ها را هدايت مي‏کردند (اين موضوع مدت مديدي بود که براي يک فعال جشن سنديکايي و يا يک کاتوليک معتقد غير قابل تصور بود که روز يکشنبه به روز خريد پر شور و عظيم تغيير يابد) اين انگيزه‏ها بيش از پيش توسط معاني ديگري که عملگرايانه تر و ناپايدارتر بودند، هدايت مي‏شدند. فردگرايي و اجبار حامي مصرف کننده فقط جزء کوچکي از آن هستند. تفکر مزبور در اصل براي اينکه پيام هايي قابل شنيدن و در خور تحليل توسط متخصصان امروزي بفرستد، يا زياد مي‏داند يا خيلي کم. متخصصاني که جمع شده‏اند تا به صورت مستقيم در صحنه‏هاي تلويزيون يا استوديوهاي راديو عکس العمل نشان دهند. کم يا زياد، چون دائماً در استدلال هايي که بيش از پيش به علم ارتباطات، بازاريابي و اعمال نفوذ شبيه است و کمتر به ارائه بي غرض پيامدها و نتايج مي پردازد، به او ضد و نقيض مي‏گويند.
هدف آنچه که به سادگي، اخبار مي‏نامند ديگر تغذية افکار و روشن کردن انتخاب‏هاي آينده نيست بلکه اينجا و آنجا به مطرح کردن مجادلات و اظهاراتي که مملو از انفعال و ذهنيت است بسنده مي‏کند، همانند مبارزات پر سر و صدا در سرگرمي‏هاي تلويزيوني.
سردرگمي ايجاد شده توسط اين اختلاف، جار و جنجال، افراط، استمرار اطلاعات به ندرت در مرحلة شک و ترديد باقي مي‏ماند، چنانچه اين سردرگمي در اکثر موارد اصولاً اجازۀ توصيف دقيق آنچه بازيگران اجتماعي مي‏انديشند و يا اينکه اختلافات و گوناگوني عقايد آنها چيستند را نمي‏دهد، اين ناتواني در درک آنچه در جريان است، جداي از يک موضع گيري موافق يا مخالف، و آنچه به ما مي‏گويند، باعث ايجاد نارضايتي افکار است .
اصطلاحي که عموماً براي توضيح فرآيند رخ داده به ويژه توسط نسل جوان که در مجموع نسبت به نظام رسانه بي تفاوت هستند، انتخاب شده، اصطلاح دستکاري است. آنها فکر مي‏کنند و مي‏گويند که رسانه‏ها دستکاري مي‏کنند البته گاهاً به تنهايي يا فقط به سود خودشان، زيرا آنها اغلب بعنوان تصميم گيرندگان سياسي يا اقتصادي هستند که معرفي شده و مشکوکند که يک دستورالعمل گستردۀ پنهان کاري و جعل واقعيت را به طور مبهم رواج داده‏اند.
استفاده گسترده از نظر سنجي‏هاي افکار به وضوح به تأسيسات تسخير شده اي تبديل مي‏شود که غالباً در خدمت نخبگان سياسي است و به نوبة خود خواسته‏ها و اعمال آنها را مشروع جلوه مي‏دهد همانگونه که پاتريک شامپاين دربارۀ روشنفکراني که افکار عمومي را در قرن 18 کشف کردند، نوشته است.
کارکنان سياسي تبديل به بازيگران اصلي مي‏شوند که در پشت صحنه‏ها تأثير مي‏گذارند، مانور مي‏دهند، استفاده ابزاري مي‏کنند و به عدۀ بيشماري از مردم به عنوان آخرين پناهگاه، جهاني عرضه مي‏کنند پر از ناشناس، نگران کننده و با ظاهري فريبنده. براي برآورد وسعت اين نارضايتي که رنگي از تلخي به خود گرفته، بايد فراتر از آنچه آمار راجع به اعتبار رسانه‏ها اعلام مي‏کنند، درنگ کرد که بدون وقفه تجديد مي‏شوند و بسيار هم هشدار دهنده هستند .

2) فريب مناظره‏ها
در اين بخش بايد به دو معني واژة مناظره نگاهي بيندازيم. مناظره به عنوان موضوع مهم اخبار که همة مردم به صورت گسترده و به شيوۀ رسمي يا غير رسمي دربارۀ آن بحث و جدل مي‏کنند: زندگي با بحران اقتصادي، پيري جمعيت، خشونت جوانان. و همچنين مناظره به عنوان رويارويي، مخالفت منطقي بين دو حزب که در مورد موضوعي مخالف و متضاد فرض شده‏اند و يک مجري آن را داوري مي‏کند و از طريق پخش تلويزيوني يا راديويي در اختيار عموم قرار مي‏گيرند. دربارۀ آتانازي چگونه بايد انديشيد، آيا بايد روبند را در جامعه ممنوع کرد، آيا بايد طوري ديگري مصرف کرد، آيا بايد از نظر مالي ادامة تحصيل را حمايت کرد؟
طرفين پيشنهاد شده اغلب از طبقة سياسي هستند ولي مکرراً اتفاق مي‏افتد که در مخالفت با شخصيت‏هاي اجتماعي که از افق‏هاي فکري ديگري هستند، باشند: نويسندگان، فعالان جبنش سنديکايي و متخصصان، روزنامه نگاران. اين مناظره‏ها به عنوان پرتوهاي جديدي در مورد موضوعي که مورد بحث قرار مي‏گيرد، در مرکز جامعه انديشيده و شناخته مي‏شوند. اين مناظره‏ها با قابليت فرض شده شان، توجيه اولية خود را براي توليد مفهومي جديد دربارۀ موضوع و نظريات بحث شده، بدست مي‏آورند.
سازمان دهي مخالفان جدلي به شکل مناظره بين متخصصان که از دو محدودۀ مختلف صحنة سياسي فرض شده‏اند (نظامي که بعداً در بخش سه مقاله نويسي مفصلاً شرح داده خواهد شد) عموماً به يک سردرگمي در مفاد اطلاعاتي تحويل داده شده منتهي مي‏شود و منشاء آشفتگي تقويت شده اي در جهان مي‏شود که گمان مي‏رود مناظره آن را شرح دهد.
در فرانس انفو پنج شنبه صبح تحريرية راديو بحثي را با حضور هروه گاتنو از لو پون و گيلوم مالوري از نوول ابزرواتور مطرح مي‏کند. اين دوئل همانگونه که مجري اعلام مي‏کند، جدا از تعمق دربارۀ موضوع و ايجاد افقي جديد، با تضاد گفته‏ها مي‏تواند گاهي تغيير جهت ناگهاني دهد. پوشش رسانه اي معرفي طرح آتالي27 را به عنوان مثال در نظر بگيريم که در ژانوية 2008 مطرح شد. مجري ناراحت برنامه قرار است با دو روزنامه نگار که راجع به همه چيز توافق کامل دارند، ملاقات کند که هر مواجهه و مقابله اي را تحت الشعاع قرار مي‏دهد.
موضوع بحث بدون شک به طور مستقيم با اين برقراري صلح از نوع بسيار انگيخته مربوط است. تسليم طرحي به رئيس جمهور نيکوسارکوزي توسط کميسيوني متشکل از 42 متخصص در همة زمينه‏ها که مشاور سابق، فرانسوا ميتران، آن را رهبري مي‏کرد، اين احساس اتفاق نظر وهمدستي را در تمام زمينه هاي زندگي اجتماعي تقويت مي‏کند، مرزهاي قديمي را که بدون وقفه نقد مي‏شوند، باطل مي‏کند ولي درعين حال جهان را واضح و خوانا مي‏کردند.
وراي محتواي خاص اين دوئل که به عنوان مثال انتخاب شده، تسريع اعمال و تدابير که گشايش ناميده مي‏شوند، گذر شخصيت‏هاي جناح چپ در (نه لزوماً به صورت گسترده ولي بسياري از فرانسوي‏ها اينگونه حس مي‏کنند) رديف اکثريت راست يا در مرکز کميته‏هاي مختلف متخصصان باعث ايجاد سردرگمي و آشفگي مي‏شود تا وقايع اطرافش را به خوبي درک کند. به ويژه زماني که در زمينة رسانه اي دوئل‏هاي پيشنهاد شده به عنوان تقويت کننده جبهة اطلاع رساني در مورد اين دعواهاي ايدئولوژيک، تبديل به اجراي شيوه اي مي‏شود که مخالفان فرض شده، توافق را تشديد مي‏کنند و نگرشي يکپارچه به محيط اجتماعي را ارائه مي‏کنند.
اين احساس ترديد و اختلال به رسانه‏هاي نوشتاري هم سرايت مي‏کند، زماني که طرح آتالي و بافت سياسي و اجتماعي آن را تفسير کردند. ليبراسيون در سر مقالة خود مي‏نويسد:
«بايد روي اين سردرگمي که از طرح نشأت مي‏گيرد، تأکيد کرد. اقدام ارتباطات روشن است ولي راهکار دولت بيش از حد مبهم است».
اکثر روزنامه‏هاي نوشتاري يا شنيداري و آژانس‏هاي خبري مفاد اطلاعية تشکيلات فراگير صنعتگري را اصلاح مي‏کنند که قدرت عکس العمل آن متکي به 4500 سنديکاي وزارتي و 900000 عضو آن است:
طرح آتالي يک سردرگمي بزرگ است. اتحادية تخصصي صنعتگري(UPA)28 چهارشنبه اعلام کرد پيشنهادهاي کميسيون آتالي سردرگمي شديدي را ايجاد مي‏کند.
اين موضوع بدون شک ارتقاء طرحي را که به دولت ارائه شده، تضمين مي‏کند و اثرات آموزشي آن را تثبيت مي‏کند.
سندرم همه همدستند و يا حتي اصطلاح قديمي همه فاسد هستند، را مي‏توان در ناتواني رسانه‏ها در تحليل جدي جنبه‏هاي منفي يا مثبت پروژۀ سياسي

دیدگاهتان را بنویسید