بيان خواهيم کرد، که مفسران تصور مي‏کنند رسانه‏ها باعث ايجاد ترس شده‏اند و بحران را گسترش داده اند:
«با مشاهدۀ تبليغات پر سر و صداي رسانه اي در مورد آنفلوانزاي نوع A فقط ديدن عنوان باعث نگراني مي‏شود ولي با منطق محکم تر اين موضوع مردمي را که شاهد موارد ديگر از اين دست بوده‏اند (خون‏هاي آلوده، پنبه نسوز يا آزبست) به وحشت نمي‏اندازد.
( 7 اوت 2009، CL38, www.ledauphine.com/ forum )
متوجه يک تناقض ديگر در استفاده از عبارت تبليغات پر سر و صدا که افراط را مي‏رساند و اصطلاح عنوان درست، خواهيم شد…
ولي اين تحليل نقش رسانه‏ها را مي‏توان در نوشته‏هاي معتبرتري هم مشاهده کرد:
پوشش رسانه اي بيش از حد، اين حس را بوجود مي‏آورد که خيلي به اين بيماري
پرداخته ايم.
( دکتر آن مونيه، گروه بررسي منطقه اي آنفلوانزا (Grog) 29 ژوئيه 2009، la-croix.com )
اين نظر سنجي هم در نوع خود جالب است که سردرگمي بيش از اندازه دربارۀ موضوعي که به همان اندازه که نامعلوم است رسانه اي نيز هست، را تأييد مي‏کند.
بيش از نيمي از فرانسويان آماده‏اند تا در برابر آنفلوانزاي نوع A واکسن بزنند
به نظر مي‏رسد آنفلوانزاي نوع A به طور جدي باعث نگراني تعداد زيادي از فرانسوي‏هاي شده است. طبق نظر سنجي IFOP که اين يک شنبه در روزنامة سود اوست (Sud Ouest ) چاپ شده، بيش از نيمي از مردم قصد دارند در مقابل ويروس H1N1 به محض اينکه واکسن ها در دسترس عموم قرار بگيرند، واکسن بزنند.
( 6 سپتامبر 2009، http://www.libebordeaux.fr )
اين هم آخرين نظر سنجي جالب در سايت پاريس مچ که بي قيدي برخي رسانه‏ها را نه تنها در برابر نظر سنجي‏ها و کيفيت افکار عمومي بلکه در مقابل عمل آنها، به خوبي خلاصه کرده است.
آيا شما از يک همه گيري آنفلوانزاي خوکي بيم داريد؟
%33 بله اما دچار روان پريشي نخواهم شد.
%31 نه رسانه‏ها طبق معمول زياده روي مي‏کنند.
%31 نه ولي مراقب خواهم بود .
%5 بله.
( 27 آوريل 2009، Actu-Match )
اوج اين بي اعتمادي، بدگماني و درک غلط در ژانويه 2010 به اوج خود مي‏رسد. هنگامي که روزلين بکلو از جانب دولت اعلام مي‏کند که سفارش چند ميليون دوز واکسن به آزمايشگاه‏هاي مختلف (Pasteur-Sanofi, GSK, Novartis) متوقف شده است. اين در حالي است که از هر 12 تن فرانسوي 1 تن هنوز براي زدن واکسن مراجعه نکرده است. براي کامل کردن دخالت رسانه اي، شهروندان در روز پنجم ژانويه 2010 بدون هيچ توضيحي با خبر مي‏شوند که پزشکان عمومي مجازند در مطب تزريق واکسن را انجام دهند در حالي که وزير بهداشت تاکنون آن ها را از اين کار منع کرده بود ( فرانس انفو).
ويليام دَب متخصص بيماريهاي مصري و مدير کل سابق بهداشت که هيچ شبهه اي در تخصصش در زمينة اين پرونده وجود ندارد، از خود مي‏پرسد: « چرا واکسيناسيون در پايتخت‏ها موثرتر است؟ چرا استفاده از تامي فلو( Tamiflu ) درماه اکتبر مشخص شده ولي در ماه دسامبر همگاني مي‏شود؟ » وي در گفتگويي در لو موند ادامه مي‏دهد: « از زمان چرنوبيل مي‏دانيم که مخفي کردن شک و ترديدها نتيجه عکس دارد. »
با وجود پيام هايي راديويي و تلويزيوني که همچنان مردم را نسبت به اخبار رسمي مي‏شورانند، اختلاف پس فرداي آن روز يعني 7 ژانويه به اوج خود مي‏رسد.
«عمليات واکسيناسيون به تدريج انجام مي‏شود شما مي‏توانيد به محض اينکه از طريق نامه يک بن واکسيناسيون دريافت کرديد، براي واکسن زدن اقدام کنيد.»
( http://www.pandemie-grippale.gouv.fr )
وزير بهداشت طرحي اساسي مشخص کرد که نه تنها غير منتظره بلکه حيرت آور بود:
او در مقابل خبرنگاران اعلام کرد : « شما حتي اگر بن واکسيناسيون هم نداشته باشيد، مي‏توانيد واکسن بزنيد.»
فراخواني براي آمادگي و تسريع اقدامات پيشگيري که به همراه خبر بعدي به طرزي عجيب اعلام
مي شود و چند روز بعد در اختيار عموم قرار مي گيرد:
«همه گيري آنفلوانزاي نوع A در پايتخت فرانسه به پايان رسيده است… شبکة سانتيل اَنسرم
(Inserm Sentinelles) به طور رسمي اعلام کرد که پايتخت فرانسه از محدودۀ همه گيري خارج شده است.»
در حقيقت به اين شکل است که مختصر و مفيد، بسياري از رسانه‏ها و به ويژه اخبار تلويزيوني مهم عصرها، در روز چهارشنبه 13 ژانويه 2010 پايان اين موش و گربه بازي با افکار عمومي را که از تابستان سال گذشته شروع شده بود، اعلام کردند. دستورالعملي که براي پايان دادن به يک هشدار هواشناسي در چند استان عادي بود ولي براي پايان دادن به يکي از بزرگترين بسيج‏هاي ضد همه گيري در کشور کمي عجيب به نظر مي‏رسد. بسيجي که در روزهاي بعد از اين اعلان هم در سايت وزير بهداشت به قوت خود باقي بود و تدابير اورژانس H1N1 هنوز اخبار روز بودند که همان 13 ژانويه اي را به خاطر مي‏آورند که اعلام شده بود:
آنفلوانزاي نوع A بيماري خطرناکي نيست بلکه فقط مي‏تواند عواقب خطرناکي در پي داشته باشد […] بهترين راه محافظت در برابر آن واکسيناسيون است.
ارتباط و اطلاع رساني دربارۀ ويروس نوع A، H1N1 در ژانوية 2010 همانطور که شروع شده بود، در سر درگمي عظيم و آشفتگي واقعي افکار عمومي که هم باعث ايجاد اضطراب و هم ريشخند مي‏شد، به طور موقتي به پايان مي‏رسد.
قطعاً صحنة دستکاري‏هاي عمومي و هماهنگ شدۀ آزمايشگاه‏هاي داروسازي که توسط گروه‏هاي فشار و لابي هاي سري در مرکز سازمان بهداشت جهاني و دولت‏هاي اروپايي اعمال شده، ظاهر قضايا را درست مي‏کنند و گفتگوها را از سر مي‏گيرند. چطور مي‏توان متعجب نشد؟

4) جريان اخبار
خبرنگاران مي‏گويند خبري جايگزين خبر ديگر مي‏شود. در يک جريان دائمي اخبار واقعيت در ابعادي پيچيده و بدون وقفه تجديد مي‏شود و همه چيز در اين جريان غير قابل درک به نظر مي‏رسد.
اثر اشباع در نگاه اول : فراواني عناصر دربارۀ يک موضوع واحد است. عناصري که به روز شده، متنوع و دچار نقصانند و جنبه‏ها و سطوح مختلف خواندن را بررسي مي‏کنند و هر خبري را به سختي براي افکار قابل فهم مي‏سازد. به طور دائم خبري جايگزين خبر ديگر مي‏شود و هر وقفه و تحليلي را غير ممکن مي‏سازد. وقتي خبري در جامعه پخش شد، مردم به ندرت به چيز ديگري مثلاً يک پيوست، اصلاح، تکذيب و يا مکمل مي‏پردازند. ديگر شناخت مسائل نيست که مورد توجه است بلکه فراگير بودن اين شناخت است که ارزشمند است. همان شعار معروف فرانس انفو: « با خبر بودن از همه چيز، شنيدن و ديدن آن. »
چند مثال اين تشنگي دانستن همه چيز را که با وجود هيچ نفهميدن، دگرگون شده است، نشان مي‏دهند. ماجراي نيکلاسارکوزي، جدائي اش از سيسيليا و آشنائي اش با کارلا بروني و ماه عسل در ديزني لند و رويدادهايي که سقوطي وحشتناک در نظر سنجي‏ها را در پي داشت. اين موضوعات در ابتدا فرانسوي‏ها را سرگرم مي‏کرد ولي بعد آنها را رنجاند. فراواني اخبار دربارۀ موضوعي واحد که گاهاً، متناقض هستند، مردم را نگران و مأيوس مي‏کنند. (ظاهراً رئيس جمهور در يک دورۀ کوتاه عاشق هر دو همسرش بود).
يک نمونة ديگر فراواني خبر، پوشش خبري انتخابات مقدماتي آمريکا در سال 2008 است. در همان طرح بي وقفه انتشارهاي ويژه و مکاتبات، خبر چنان زياد است که پيام اصلي آن مبهم باقي مي‏ماند. در واقع از ابتداي سال 2008 ما و ديگر شهروندان اروپايي که کمتر در اجراي انتخابات آمريکا خبره هستيم به صورت نامنظم و طي چندروز نشست‏هاي انتخاباتي از ظهور و سپس ناپديد شدن برق آساي نامزدي ناشناس به نام مايک هاکابي مطلع مي‏شويم در حالي که تاکنون رودي جيولاني و يا جان مک کين به عنوان تنها برندگان احتمالي معرفي شده بودند. رسانه‏هاي فرانسه هم در تميز دادن نقش انتخابات مقدماتي آيووا، و شرح آن براي ما، در مسابقه به سمت کاخ سفيد مشکل خواهند داشت ( قسمت ستاره که هميشه اخبار آنسوي اقيانوس اطلس و به علاوه انجمن حزبي caucus هم هست) اين انتخابات به نوبت و گاهي همزمان به صورت اساسي و نمادين ارائه مي‏شوند. اخبار که مدت زيادي روي جنبة مردمي هيلاري کلينتون در نخستين موفقيت‏هاي نسبيش، بيش از نفوذ برق آساي رقيبش باراک اوباما متمرکز شده بود، در نهايت اثر شگفتيِ انتخاب سناتور ايلنويز را تشديد خواهد کرد.
به سبکي مشابه، توالي حجم زياد اخبار نزديک به هم در يک زمينة واحد که با هم مقايسه نمي‏شود، اين سردرگمي را که غالباً اخبار را غير قابل فهم مي‏کند، تحميل مي‏کند:
دوشنبه 21 ژانويه 2008
سقوط فاحش سهام: دوشنبه سياه براي بورس‏هاي اروپايي
پاريس %83/6 و بازارهاي اروپايي بين 5 تا %5/7 در نوسانات بورس‏هاي آسيايي از دست مي‏دهند.
چهارشنبه 23 ژانويه 2008
گشايش گردهمايي سالانة مجمع جهاني اقتصادي در مناطق مختلف (داووس) در سوئيس دربارۀ اساس بحران مالي جهاني
24 ژانويه 2008
پنج شنبه سياه سوسينه ژنرال
بانک سوسيته ژنرال قرباني کلاهبرداري 9/4 ميليارد يورويي شد.
تعداد کمي از مفسران و تحليل گران درصدد تشريح:
– گزراش‏ها و فقدان گزارش در رويدادهاي مختلف هستند
– بويژه در خصوص قضية سوسيته ژنرال که گپ و گفت در سالن ها، پر حرفي در بين دوستان و گفتگوهايي که در بارها صورت مي‏گيرد را، تقويت مي‏کند.
کدام رسانه واقعاً سعي خواهد کرد تا حقيقت مقادير ناپديد شده را توضيح دهد؟ کدام پول؟ اين پول قبل از ناپديد شدن متعلق به چه کسي بوده است؟ دقيقاً چه بلايي بر سرش آمده؟ آيا خلافي در بين است؟ آيا شکايتي ثبت شده است؟ تاجر کجاست؟ آيا تحت تعقيب پليس است؟ وي متهم به چيست؟
در اين مورد آخر بايد در انتظار روز يکشنبه 27 ژانويه يعني 4 روز پس از افشاي اين قضيه و استفاده از لفظ کلاهبرداري بود تا خبرنگار نورالدين زيدان که مسوول پيگيري بازداشت موقت تاجر متهم، ژروم کرويل، بود بازداشت وي را پس از 24ساعت در بخش مبارزه با فساد مالي پاريس بر ملا مي‏کند. هنوز کسي نمي‏داند که آيا اتهامات عليه او تأييد شده اند يا نه؟
در طي 24 ساعت اولية افشاي قضيه حقيقتاً به هيچ کدام از اين سؤالات پرداخته نشد.
روزنامه ها، راديوها و کانال‏هاي تلويزيوني، تحقيق و بررسي‏هاي بسياري را در مورد شخصي

دیدگاهتان را بنویسید