شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

در این پژوهش به مطالعه ارتباط میان سرمایه فکری و ارزش بازار شرکت‌ها با در نظر گرفتن عاملیت حاکمیت شرکتی پرداخته گردید به‌گونه‌ای که شرکت‌ها ازلحاظ حاکمیت شرکتی خوب و بد، تفکیک شدند و ارتباط میان سرمایه فکری و ارزش بازار شرکتی به‌گونه مجزا در این شرکت‌ها موردبررسی قرار گرفت. به جهت تفکیک حاکمیت شرکتی خوب و بد از 5 شاخص بهره گیری‌شده که مشتمل بر 12 سؤال می‌باشد. جامعه آماری موردنظر مربوط به 100 شرکت می‌باشد که طی سال‌های مالی 1387 الی 1391 موردبررسی قرار گرفتند که اطلاعات این شرکت‌ها از سایت کودال مربوط به سازمان بورس اوراق بهادار استخراج‌شده می باشد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار Eviews صورت گرفته می باشد. داده‌های موردبررسی این پژوهش از نوع پانل می‌باشد و با در نظر داشتن آزمون‌های صورت گرفته چه برای شرکت‌هایی با حاکمیت شرکتی خوب و چه بد، روش اثرات تصادفی برای داده‌های پانل که مبتنی بر روش حداقل مربعات تعمیم‌یافته می‌باشد، بهره گیری‌شده می باشد. از مقایسه نتایج برآورد الگو به روابط معناداری، بین سرمایه فکری و ارزش بازار شرکتی در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی خوب و بد داشتند، رسیدیم.

فصل اول: مقدمه و کلیات پژوهش

1-1- مقدمه

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

کمیته ‏بازل[1]‏ توجهات را معطوف نیاز مبرم به مطالعه، فهم و بهبود حاکمیت شرکتی در ‏مؤسسات مالی نموده می باشد. پیام اصلی کمیته ‏بازل‏ این می باشد که حاکمیت شرکتی خوب کارایی نظارت را افزایش می‌دهد. علاوه بر ‏این کمیته معتقد می باشد حاکمیت شرکتی برای ضمانت سیستم مالی صحیح موردنیاز می باشد. با افزایش رقابت جهانی و پیشرفت تکنولوژی، سیستم­های حسابداری سنتی با مشکلاتی روبرو شده­اند. یکی از این معضلات اساسی، عدم‌کفایت و ناتوانی آن‌ها در سنجش و ملحوظ کردن سرمایه­های فکری در صورت­های مالی شرکت­ها می باشد. در عصر جدید، تنها با تکیه‌بر سرمایه­های فیزیکی و دارایی­های مشهود نمی­توان به کارایی و بهره­وری رسید، بلکه در بدبینانه­ترین حالت تولید نیز، بایستی سرمایه­های فکری را مدنظر قرارداد تا از این طریق بتوان بر مزیت­های رقابتی شرکت­ها افزود. به تعبیری، سرمایه­های فکری به‌عنوان سرمایه واقعی و جزء استراتژیکی‌ترین سرمایه­های سازمان‌های عصر حاضر به‌ویژه برای مراکز پژوهشی و سازمان‌های دانش­محور، مطرح می­باشند. لذا سازمان‌های دانش­محور، جهت کسب مزیت رقابتی پایدار، نیازمند شناسایی و مدیریت آگاهانه و نظام­مند سرمایه­های فکری خود می­باشند. ارزش سرمایه فکری برابر با تفاوت ارزش بازار و خالص ارزش دفتری شرکت می باشد. ادوینسون و سولیوان که از پیش­گامان پژوهش درزمینه سرمایه فکری به‌حساب می‌آیند، تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری را به‌عنوان ارزش سرمایه‌های فکری تعریف می­کنند. با در نظر داشتن این دیدگاه، سرمایه فکری از سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری تشکیل‌شده می باشد. به اعتقاد ادوینسون و مالونه، جایگاه ارزش از ادغام سه نوع سرمایه فوق­الذکر جهت نیل به نتایج مطلوب ایجاد می­گردند. در درون این جایگاه ارزش، سرمایه فکری شرکت دارای خواصی به توضیح زیر می­باشد:

1- سرمایه فکری می­تواند مانند اختراع ثابت و یا مانند ظرفیت­های انسانی منعطف باشد.

2- سرمایه فکری می­تواند هم شامل ورودی­ها و هم شامل خروجی­های فرآیند ایجاد ارزش باشد، لذا سرمایه فکری دانشی می باشد که می­تواند به ارزش تبدیل گردد و یا محصول نهایی فرآیند انتقال دانش باشد.

3- سرمایه فکری از عمل و عکس و العمل سرمایه­های انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری ایجاد می­گردد.

4- ارزش مستقیماً و به‌تنهایی از طریق یکی از این عوامل ناشی نمی­گردد، بلکه تنها از طریق برقراری تعاملی نظام­مند و بهینه میان این سه جزء ایجاد می­گردد.

با ورود سرمایه‌گذاران شرکتی، تفکر غالب بر عملکرد شرکت، کسب سود و عملکرد بهتر می‌باشد. نتایج آنان نشان می‌دهد که مالکیت شرکتی به‌گونه‌ای مثبت و معنی‌داری با عملکرد شرکت ارتباط دارد؛ یعنی با حضور مؤثر مالکان شرکتی در ساختار مالکیت شرکت‌ها، عملکرد شرکت‌ها بهتر می گردد. زیرا این نوع از سرمایه گذارن به دنبال سود و عملکرد بهتر هستند و بانفوذ و کنترلی که در ساختار مالکیت شرکت‌ها به دست می‌آورند، به دنبال محقق کردن این هدف برمی‌آیند. طراحی نظام راهبری شرکتی به‌عنوان راهکاری می باشد که موجب ترغیب شرکت‌ها در بهره گیری کارآمد از منابع می گردد. پیچیدگی روابط اقتصادی و اجتماعی در بنگاه‌های اقتصادی و بروز تضاد منافع در حوزه‌های مختلف میان گروه‌های مختلف ذینفعان، نیاز به استقرار نظام حاکمیتی را برای طرفداری از منافع ذینفعان دوچندان می‌سازد. هر کشور با در نظر داشتن نوع فرهنگ، زمینه تاریخی، فضای حقوقی و نهادهای حاکم بر آن دارای چارچوب خاص خود برای حکمرانی می‌باشد. در کشور ما طی چند سال اخیر، کوشش‌هایی برای شناساندن ماهیت نظام حاکمیت شرکتی و اهمیت آن از بعد نظارت بر بنگاه‌های اقتصادی صورت پذیرفته می باشد. سازمان بورس و اوراق بهادار ایران نیز در راستای افزایش نظارت بر بازار سرمایه و شرکت‌های سهامی عام، گام‌هایی در این خصوص برداشته می باشد ولیکن از بعد قوانین و مقررات، فعالیت و اقدامات خاصی برای نهادینه کردن این مقوله در سطح شرکت‌ها اعمال آن در بازار سرمایه صورت نگرفته می باشد و صرفاً آیین‌نامه‌ای تحت عنوان «نظام راهبری شرکت » در سازمان بورس اوراق بهادار تهیه و ارائه‌شده می باشد و هیچ‌گونه الزام و اجباری برای اجرا و به‌کارگیری آن وجود ندارد. ارزش بازار سهام شرکت‌ها می‌تواند متأثر از عوامل گوناگونی باشد که تاکنون تعداد زیادی از این عوامل در تحقیقات و متون مختلف موردبحث و مطالعه قرارگرفته می باشد. هدف اصلی گزارشگری مالی کمک به بهره گیری‌کنندگان به‌ویژه سرمایه‌گذاران در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی می باشد و ارزیابی ارزش شرکت، مبنای اصلی تصمیمات اقتصادی سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد؛ پس ارزیابی سودمندی اطلاعات حسابداری در ارزشیابی سهام یا مربوط بودن اطلاعات حسابداری به ارزش شرکت که در تحقیقات اخیر موردتوجه زیادی قرارگرفته، به‌عنوان یک الگوی اصلی در تحقیقات حسابداری مالی مطرح‌شده می باشد. لذا با در نظر داشتن اهمیت موضوع بر آن شدیم تا اثر حاکمیت شرکتی بر ارتباط بین سرمایه فکری و ارزش بازار شرکت‌ها را مطالعه کنیم.