امروزه بسیاری ازسازمانها دستخوش تغییرند و هرگونه تغییر نیازمند کارکنان و مدیرانی می باشد که انطباق پذیر بوده و با تغییرها سازگار شوند. در این بین تعامل اجتماعی به شیوه ای شایسته وثمربخش برای بیشتر مدیران و رهبران به عنوان عنصر کلیدی درمدیریت تغییرهای سازمانی اهمیت فزاینده ای دارد.بررسیها نشان داده می باشد که گوی رقابت آینده را مدیرانی خواهند برد که بتوانند به گونه اثربخش ونتیجه بخش با منابع انسانی خود ارتباط برقرارکنند. دراین زمینه هوش هیجانی یکی ازمولفه هایی می باشد که می تواند به میزان زیادی درروابط مدیران با اعضای سازمان تأثیر مهمی اعمال کندو شرط صد در صد واجتناب ناپذیر درسازمان به حساب می آید.رفتار شهروندی سازمانی یکی از ابعاد مهم سازمان ها و ادارات دولتی می باشد. کارمندان سازمان ها می توانند تأثیر مهمی در ارتقا و کیفیت سازمان خود را اعمال کنند. آنان با رفتار های نوع دوستانه و جوانمردانه، همراه با ادب و مهربانی، خوش خویی و حس وظیفه شناسی به افزایش کیفیت سازمان خود کمک موثری خواهند نمود. به بیانی دیگر رفتار شهروندی سازمانی یکی از شاخص هایی می باشد که موجب عملکرد بهتر کارکنان می گردد و سازمان را به سوی تحقق اهدافش سوق می دهد.

هدف اصلی نگارش پژوهش حاضر مطالعه ارتباط بین هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی در سازمان اوقاف و امور خیریه درکارکنان سازمان اوقاف و امور خیریه در استان های اصفهان, تهران و خراسان رضوی می باشد. این پژوهش در قالب یک پژوهش میدانی از نوع توصیفی ـ پیمایشی و توصیفی ـ همبستگی می باشد و روش گردآوری مباحث نظری آن کتابخانه ای بوده و ابزار پژوهش پرسشنامه‌های استاندارد هوش هیجانی مایر و سالوی و رفتار شهروندی سازمانی اورگان می باشد که توسط محقق تنظیم و هم‌زمان به اعضای چهارچوب نمونه که به تعداد 63 نفر برآورد شده می باشد جهت تکمیل، ارائه شده می باشد . پایایی این پرسشنامه ها از روش الفای کرونباخ به ترتیب 907/0 و 81/0 بدست آمده می باشد که حاکی از پایایی مناسب این پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل آماری این پروژه‌ی تحقیقاتی از تحلیل عاملی تاییدی آغاز می گردد و در ادامه روش پژوهش توصیفی همبستگی می باشد به این ترتیب که دو حوزه‌ی رفتار شهروندی سازمانی در 5 بُعد و هوش هیجانی در 4 بُعد توسط پرسشنامه در نمونه‌ی آماری مورد مطالعه و اندازه‌گیری قرار می‌گیرد. از آنجا که هر عضو نمونه به‌گونه هم‌زمان در 9 بعد مذکور سنجیده می گردد امکان مطالعه همبستگی بین بردار تصادفی رفتار شهروندی و هوش هیجانی فراهم می‌آید که بوسیله تحلیل همبستگی متعارف شناخت و کمّی کردن ارتباط‌ی بین دو مجموعه از متغیرها را می توان مطالعه نمود.

این پژوهش بر پایه 4 سوال بنا شده می باشد که طبق نتایج بدست آمده پاسخ سوال اصلی پژوهش مبنی بر اینکه آیا بین رفتار سازمانی و هوش هیجانی در سازمان اوقاف ارتباط‌ی معناداری هست؟ مثبت میباشد.

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه

امروزه بسیاری ازسازمانها دستخوش تغییرند و هرگونه تغییر نیازمند کارکنان و مدیرانی می باشد که انطباق پذیر بوده و با تغییرها سازگار شوند. در این بین تعامل اجتماعی به شیوه ای شایسته وثمربخش برای بیشتر مدیران و رهبران به عنوان عنصر کلیدی در مدیریت تغییرهای سازمانی اهمیت فزاینده ای دارد.بررسیها نشان داده می باشد که گوی رقابت آینده را مدیرانی خواهند برد که بتوانند به گونه اثربخش ونتیجه بخش با منابع انسانی خود ارتباط برقرارکنند. دراین زمینه هوش هیجانی یکی ازمولفه هایی می باشد که می تواند به میزان زیادی درروابط مدیران با اعضای سازمان تأثیر مهمی اعمال کندو به گفته گلمن[1] (1998) شرط صد در صد واجتناب ناپذیر درسازمان به حساب می آید. اخیرابرخی ازدانشمندان نیز دریافته‌اند که هوش هیجانی بااهمیت تراز بهره هوشی (IQ) برای یک مدیر ورهبر می باشد .
هوش هیجانی به عنوان نوعی هوش تبیین شده می باشد که هم شامل درک دقیق هیجانهای خود شخص و هم تعبیر دقیق حالات هیجانی دیگران می باشد. هوش هیجانی ، فرد را از نظرهیجانی ارزیابی می کند، به این معنی که فرد به چه میزانی ازهیجانها واحساسهای خود آگاهی دارد وچگونه آنها راکنترل واداره می کند. نکته قابل توجه درراستای هوش هیجانی این می باشد که تواناییهای هوش هیجانی ذاتی نیستند، آنها می توانند آموخته شوند .

هوش هیجانی ، ظرفیت یا توانایی سازماندهی احساسات و عواطف خود و دیگران، برای برانگیختن، و کنترل مؤثر احساسات خود و بهره گیری از آن ها در روابط با دیگران می باشد (Goleman,1998). هوش هیجانی شامل مجموعه ای از هیجانات، دانش اجتماعی و توانمندی هایی می باشد که قدر ت کلی ما را در جهتی که بتوانیم به عوامل و فشارهای محیطی پاسخ مناسب دهیم هدایت و تقویت می ‌کند و سبب عملکرد بهینه در چهار حیطه زیر می گردد: خود آگاهی (درک توانایی های خود و ابراز آنها)؛ آگاهی اجتماعی (آگاهی نسبت به دیگران و درک توانایی های آنها و همدلی)؛ مدیریت ارتباط؛ و خود مدیریتی (Goleman et al,2002).

رفتار شهروندی سازمانی یکی از ابعاد مهم سازمان ها و ادارات دولتی می باشد. کارمندان سازمان ها می توانند تأثیر مهمی در ارتقا و کیفیت سازمان خود را اعمال کنند. آنان با رفتار های نوع دوستانه و جوانمردانه، همراه با ادب و مهربانی، خوش خویی و حس وظیفه شناسی به افزایش کیفیت سازمان خود کمک موثری خواهند نمود. به بیانی دیگر رفتار شهروندی سازمانی یکی از شاخص هایی می باشد که موجب عملکرد بهتر کارکنان می گردد و سازمان را به سوی تحقق اهدافش سوق می دهد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

با در نظر داشتن موارد گفته شده، در این فصل به مطالعه کلیات پژوهش پرداخته شده می باشد. آغاز مساله اصلی پژوهش اظهار گردید و سپس اهمیت و ضرورت پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت و در ادامه به اهداف اساسی پژوهش، سوالات پژوهش و فرضیات پژوهش، چارچوب نظری پژوهش، مدل پژوهش و جنبه جدید بودن و نوآوری پژوهش، قلمرو پژوهش، موانع ومحدودیتهای پژوهش پرداخته شده و در انتها نیز واژه ها و اصطلاحات تخصصی پژوهش تعریف گردید.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 1-2-اظهار مسئله

موفقیت در زندگی شخصی و حرفه ای هر شخص به توانایی وی برای استدلال در مورد تجارب هیجانی[2]، مسائل دارای بار هیجانی و ارائه پاسخ به شیوه های سازگارانه از لحاظ هیجانی نسبت به نتایج مبتنی از استدلال درمورد گذشته، حال و آینده وابسته استSalovey et al., 2002)).

در دنیای پویا و رقابتی امروز احتمالاً سازمان هایی موفق هستند که بتوانند به گونه صحیح هیجان ها و احساسات کارمندان و نیروی انسانی خود را به درستی مدیریت کنند(Goleman,2000). رسیدن این امر در گرو شناسایی و سنجش میزان مهارت های هیجانی کارکنان سازمان ها می باشد (شعبانی و همکاران، 1390).

سیر مطالعه ادبیات رشته مدیریت نشان می‌دهد نظریه‌پردازان همواره به شیو‌ه‌های مختلف ارتباطهایی را بین فعالیتهای فراتر از تأثیر رسمی نیروی انسانی سازمان و اثربخشی سازمانی یافته‌اند. اورگان[3] در سال 1988 رفتار شهروندی سازمانی را مشابه اظهارات دیگر نظریه‌پردازان مجموعه فعالیتهای مازاد نقشهای رسمی کارکنان دانست که موجب بهبود اثربخشی سازمانی می شوند. از آن به بعد و در طول سه دهه اخیر، به گونه مستمر رفتار شهروندی بیشتر مورد تأکید محققان قرار گرفته و واکاوی شده می باشد. بر این اساس، مطالعات بی‌شماری با هدف شناسایی عوامل مختلف مؤثر بر رفتار شهروندی سازمانی انجام شده می باشد و عوامل مختلفی، اعم از فردی و سازمانی، بدین مقصود معرفی شده‌اند. یکی از عواملی که می‌تواند بر رفتار شهروندی سازمانی مؤثر باشد، هوش هیجانی می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید