هدف اصلی پژوهش، شناخت اهمیت نسبی ابعاد عوامل استرس زای شغلی در تأثیر بر خوداتکایی اعضای هیات علمی با تأکید بر تیپ شخصیتی می باشد. روش پژوهش از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی در دانشگاه آزاد استان اردبیل می باشد. مطابق فرمول حجم نمونه کوکران، 203 نفر از بین 429 نفر انتخاب گردید و پاسخ دهندگان با روش نمونه گیری تصادفی ساده گزینش شدند. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه بهره گیری گردید. روایی پرسشنامه با گرفتن مشاوره از اعضای هیات علمی متخصص در این زمینه تقویت و پایایی پرسشنامه عوامل استرس زای چالشی، خوداتکائی و تیپ شخصیتی با بهره گیری از ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل ویژگیهای جمعیت شناختی از آمار توصیفی برای طبقه بندی، تهیه نمودارها وجداول فراوانی بهره گیری گردید. از آزمون معنی داری میانگین در دو نمونه مستقل ( آزمون T ) برای تبیین تفاوتها در دو تیپ شخصیتی A و B، از آزمون ضریب همبستگی برای یافتن ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته و از تکنیک اهمیت نسبی برای یافتن وزن نسبی ابعاد عوامل استرس زای چالشی بهره گیری گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد افراد دارای تیپ شخصیتی A از فشارزمانی، پیچیدگی کار و مسئولیت پذیری بیشتر استقبال می کنند و خوداتکایی بیشتری نسبت به تیپ شخصیتی B دارند. بین ابعاد عوامل استرس زای چالشی و خوداتکایی در هر دو نوع تیپ شخصیتی ارتباط معنی داری نظاره گردید. همچنین یافته ها حاکی از آن می باشد در افزایش خوداتکایی در تیپ شخصیتی A پیچیدگی کار دارای بیشترین اهمیت نسبی و فشار زمانی دارای کمترین اهمیت نسبی می باشد. در افزایش خوداتکایی در تیپ شخصیتی B مسئولیت کاری دارای بیشترین اهمیت نسبی و فشار زمانی دارای کمترین اهمیت نسبی در تأثیر بر خوداتکایی می باشد. در نهایت با در نظر داشتن آزمون فرضیه ها پیشنهاداتی ارائه گردید.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

فصل اول: طرح پژوهش

1-1.مقدمه:

در این فصل آغاز به اظهار مسأله اساسی پژوهش پرداخته شده و اهمیت و ضرورت انجام پژوهش تشریح   می گردد. سپس در ادامه با در نظر گرفتن یک نظم سیستماتیک، اهداف، سؤالات و فرضیه های پژوهش که کاملاً در راستای هم می باشند، ارائه می گردد. هر یک از اصطلاحات مطرح شده در اهداف و سوالات پژوهش به صورت مفهومی وعملیاتی تعریف می گردد و سپس متغیرهای مورد مطالعه در قالب یک مدل مفهومی نشان داده می گردد.

1-2.اظهار مسأله:

فشار روانی، جزیی از زندگی بشر بوده و هست. در بعضی موارد ممکن می باشد فشارها نیروی زیادی بر تدابیر ما وارد کرده و اعمال سازمان یافته ی ما را مختل کنند. انسانها در طول زمان برای نظم بخشیدن به حالات روانی و رفتاری خود، راهبردهای زیادی را مورد بهره گیری قرار داده اند و آگاهانه، روشهایی را به مقصود تنظیم وضعیت عاطفی و رفتاری خود به کار گرفته اند (بامیستر و کاتلین[1]، 2004 ). نظام باورها در ما از یک سو سبب بهبود رفتار، افزایش سلامتی، رضایت خاطر از زندگی و خشنودی و ارتقای کیفیت زندگی می گردد و از سوی دیگر به نظر می رسد بسیاری از معضلات و مسایلی که افراد در زندگی با آن مواجه شده و تجربه می کنند منتج از این باورهاست. نظام باورهای افراد، تاثیر گسترد های در ایجاد تعادل بین ابعاد مختلف زندگی می گذارد و به عنوان یک الگوی رفتاری، آدمی را قادر می سازد تا برآیندهای دلخواه را گسترش دهد و از برآیندهای ناخواسته اجتناب کند(بندورا، 2001). باورهای خوداتکایی، مانند ی این نظام باورهاست که نقشی بنیادین و بی بدیل در کیفیت زندگی آدمی و ایجاد تعادل بین ابعاد مختلف آن بر عهده دارد. از نظر بندورا خوداتکایی، قابلیت و توانایی ادراک شده ی فرد در انجام یک اقدام دلخواه یا کنار آمدن با یک جایگاه خاص محوری ترین مکانیزم از مکانیزمهای روانی آدمی می باشد باورهای خودکارآمدی، کنش های آدمی را به وسیله ی فرآیندهای شناختی، انگیزشی، عاطفی و تصمیم گیری تنظیم می نماید. آنها بر اینکه افراد چگونه فکر می کنند، در رویارویی با معضلات برانگیخته می شوند و پشتکار نشان می دهند، کیفیت سلامت هیجانی و آسیب پذیریشان پیش روی افسردگی و تنیدگی چگونه می باشد و چطور در یک جایگاه حساس، بهترین تصمیم را اتخاذ می کنند، اقدام می کنند(بندورا و لاک ، 2003). بندورا خوداتکایی را اساس اقدام بشر می داند و اعتقاد دارد انسانهای خود کارآمد، مبتکر ژرف اندیش و خود سامان بخش هستند و برای به وجود آوردن پیامدهای مطلوب، از نیروی تاثیرگذاری بر اعمالشان برخوردارند(فسیت و فسیت، 2002).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

استرس[2] یک نوع واکنش روانشناختی به تقاضاهای مخاطره‌آمیز و سازگاری با فشار تقاضاهایی می باشد که فراتر از ظرفیت و توانایی فرد می‌باشد. تقاضاهای ویژه‌ای که باعث بروز استرس‌ در افراد می شوند، عوامل استرس‌زا[3] نامیده می شوند. افزایش مسئولیت‌ها و حجم کار باعث شکوفایی استعدادها و توانایی‌های فرد شده و می‌تواند در بلندمدت برای وی سودمند باشد. این نوع از عوامل استرس‌زا، عوامل استرس‌زای چالشی[4] نام دارند. عوامل استرس‌زای چالشی فرصت‌های مطلوبی به وجود می آورد که باعث یادگیری، رشد و پیشرفت فرد می شوند. این گونه عوامل با وجود خسته کننده بودن، باعث بروز احساسات مثبت مانند غرور و اشتیاق و هیجان می شوند فشار زمانی (کمبود وقت)، پیچیدگی کار و مسئولیت کاری ابعاد عوامل استرس‌زای چالشی می باشند (کول کویت و همکاران به نقل از فیضی و همکاران1390،صص103-106).