مطالعه­ها نشان می دهد در سال­های اخیر گرایش به کارآفرینی و مباحث مربوط به آن در کشور افزایش چشمگیری داشته می باشد. از میان مسائل مطرح در کارآفرینی می توان به قصد کارآفرینی به عنوان مهمترین عامل پیش­بینی کننده فعالیت­های کارآفرینانه در جامعه تصریح نمود. قصد کارآفرینانه یکی از متغیرهای مهم در پژوهش سالانه دیده­بان جهانی کارآفرینی به حساب می آید. از این رو مطالعه عوامل موثر برقصد و تقویت آن می تواند منجر به افزایش میزان قصد کارآفرینی در جامعه گردد. در میان این عوامل خودکارآمدی کارآفرینانه به عنوان یکی از عوامل موثر و مهم در قصد اظهار می گردد. خودکارآمدی دارای شش شاخص عمده می باشد که با آنها سنجش می گردد.

در پژوهش پیش رو، تنها دو متغیر امکان عینی (خودکارامدی) و قصد کارآفرینی از مدل لینان مورد مطالعه قرار گرفته می باشد.

این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان در حال تحصیل در رشته های مدیریت دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تشکیل می دهند. یک نمونه 294 نفری از دانشجویان رشته های گوناگون مدیریت با بهره گیری از فرمول انتخاب شده می باشد .

در این پژوهش ما بر اساس شش شاخص مهارت شناخت فرصت های بازار و توسعه محصول جدید ، مهارت ایجاد محیط نوآورانه کارآفرینی ، مهارت ایجاد ارتباط با سرمایه گذاران، مهارت شناسایی هدف اصلی ، مهارت رویارویی با چالش های غیر منتظره و مهارت توسعه منابع انسانی که توسط دی نابل و همکاران اظهار شده می باشد و با بهره گیری از مدل لینان در آن به تاثیر مستقیم خودکارآمدی بر قصد تصریح دارد به مطالعه تاثیر خودکارآمدی برقصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه پرداخته ایم.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

نتایج مطالعه ها نشان می دهد هر شش شاخص تاثیر مثبت و معناداری در قصد کارآفرینی دارند .همچنین از میان شاخص ها مهارت شناخت فرصت های بازار و توسعه محصول جدید و مهارت شناسایی هدف اصلی سهم بیشتری در پیش بینی قصد کارآفرینی دارند.

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

گردهم آمدن همزمان عوامل تولید، شامل منابع طبیعی، نیروی کار، سرمایه و نیروی متخصص در یک کشور ضرورتاً توسعه آفرین نیستند. پدیده توسعه نیازمند نیروهای مبتکر و کارآفرین و فضای مناسب می باشد که ترکیب مطلوبی از عوامل مختلف را در شرایطی معین برای نیل به هدفی خاص به‌وجود‌ آورد. عصر امروز، عصر کارآفرینی می باشد، کارآفرینان به‌عنوان ارزش‌آفرینان، انقلابی را برانگیخته‌اند که اقتصاد جهانی را تغییر داده می باشد. کارهای جدید تاثیرات مثبت اقتصادی فراوانی مانند شور و نشاط بخشی به اقتصاد بازار دارد (ربانی و انصاری، 1384).

اهمیت کارآفرینی به‌عنوان عامل حیاتی ثبات و رشد اقتصادی کشورها روز به روز توجه بیشتری را از سوی محققان، برنامه‌ریزان و سیاست‌گزاران معطوف خود می نماید. و همین امر در نظر داشتن قصد کارآفرینی به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بینی کننده فعالیت‌های کارآفرینانه را در سال‌های اخیر برجسته‌تر نموده ‌می باشد. اما مطالعه ادبیات تحقیقات کارآفرینی با محوریت عوامل موثر بر قصد کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینانه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر قصد، از ناچیز بودن تحقیقات فوق به ویژه در حوزه کارآفرینی دانشجویان و دانش‌آموختگان آموزش‌عالی خبر می‌دهد. پس اندک بودن تحقیقات خارجی و فقدان تحقیقات داخلی ما را بر آن داشت تا پژوهش حاضر را به مقوله کارآفرینی دانشجویان و دانش‌آموختگان آموزش‌عالی اختصاص دهیم.

اما به مقصود ترسیم تصویری کلی از ساختار پژوهش و ارائه اطلاعات لازم در خصوص چرایی و چگونگی پژوهش، این فصل به ارائه طرح و کلیات اختصاص یافته می باشد. در ادامه این فصل به منطق و دلیل اصلی انجام پژوهش، اهداف کلیدی، چگونگی اجرای پژوهش و اظهار معضلات و تنگناهای کلی پژوهش پرداخته شده می باشد. فصول بعدی به اظهار مشروح موارد قید شده در این بخش اختصاص دارد.

2-1) اظهار و تشریح موضوع

مطالعات و مطالعه‌ها نشان می‌دهد افزایش فعالیت‌های کارآفرینانه، منجر به افزایش تولید ناخالص ملی و در نتیجه افزایش درآمد ملی، رفاه و آسایش در جامعه می گردد (زالی، رضوی، 1387).

یکی از اهداف برنامه‌های آموزشی کارآفرینی ایجاد و تقویت قصد کارآفرینانه کارآفرینان بالقوه به‌ویژه دانشجویان می‌باشد. به‌همین دلیل تحقیقاتی که در دنیا برای قصد کارآفرینانه انجام می گردد، اکثرا مربوط به دانشجویان می باشد زیرا که قصد کارآفرینانه بهترین و مهم‌ترین متغیر پیش‌بینی کننده رفتار کارآفرینانه می باشد. به بیانی دیگر به احتمال خیلی زیاد، افزایش قصد کارآفرینانه منجر به افزایش فعالیت‌های کارآفرینانه و در نتیجه توسعه کارآفرینی می گردد.

از این رو هدف بسیاری از کشورها افزایش میزان و سطوح کارآفرینی و به‌ویژه قصد کارآفرینانه می‌باشد. به همین دلیل یکی از متغیرهای مهم در پژوهش سالانه دیده‌بان جهانی کارآفرینی[1] (GEM) به‌عنوان بزرگترین پژوهش میدانی کارآفرینی در جهان، قصد کارآفرینانه می باشد. به همین دلیل شناخت بهتر عوامل موثر بر شکل‌گیری قصد، درک ما را از کارآفرینی افزایش می‌دهد (Krueger,Karsrud1993:277).

بر اساس نتایج برنامه 2008 GEM بین قصد کارآفرینانه و فعالیت کارآفرینانه به میزان 48 درصد همبستگی هست (Bosma & Levie, 2008).

بر طبق نظر بوسما[2](2008) می‌توان گفت افزایش قصد کارآفرینانه در یک جامعه، نرخ رخداد انواع فعالیت‌های کارآفرینانه را افزایش می‌دهد.

فرضیه پرداز‌های کارآفرینی عقیده دارند که خودکارآمدی تأثیر بسیار مهمی در شکل‌گیری قصد کارآفرینی دارد. به‌عنوان نمونه بوید[3]و وزیکیس[4] (1994) اظهار می‌دارند که خودکارآمدی، توسعه قصد کارآفرینی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در شکل‌گیری کسب‌و‌کار تاثیر دارد. به اظهار دیگر قصد شروع کسب‌و‌کار، تا رسیدن به مرحله اقدام، به باور افراد درمورد موفقیت‌شان بستگی دارد.

محققان در مطالعات بسیاری به مطالعه عوامل موثر بر قصد کارآفرینی مانند خودکارآمدی پرداخته‌اند و مدل‌های بسیاری ارائه کرده‌اند. به‌عنوان نمونه کروگر[5] و برازیل[6] (1994) در مدل امکان سنجی قصد کارآفرینی خود متغیری به نام “خودکارآمدی دسترسی به کسب‌و‌کار” را مطرح کردند که بر اساس آن هر چه اعتماد فرد به خود در شکل‌گیری وظایف کارآفرینی بیشتر باشد درصد امکان سنجی آن کسب‌و‌کار بیشتر می باشد.

از این رو در این پژوهش کوشش شده می باشد تا متغیر خودکارآمدی کارآفرینانه به‌عنوان یک عامل موثر بر قصد کارآفرینی مورد مطالعه قرار گرفته و ارتباط آن دو سنجیده گردد.

دیدگاهتان را بنویسید