دنیای امروز، دنیای سازمانهایی می باشد که متولیان آن انسانها هستند. نیروی انسانی با قابلیت و توانمندی بالقوه خود چنانچه به خوبی مورد توجه قرار گیرد می­تواند تأثیر مهم و حساسی را در راستای نیل به توسعه و رشد اقتصادی اعمال نماید. لازمه رسیدن به این مهم، در نظر داشتن کارایی و اثربخشی سازمانها با اهمیت دادن به خصوصیات و ویژگیهای متغیرهای رفتار سازمانی مانند اخلاق­کار و هوش سازمانی در افراد و کارکنان می باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه نحوه ارتباط میان اخلاقکار و هوش سازمانی با در نظر گرفتن متغیر میانجی رفتار شهروندی سازمانی می باشد.

جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان رسمی اداری دانشگاه شیراز (540 نفر) می­باشند. نمونه­گیری بر اساس روش تصادفی ساده و با بهره گیری از فرمول کوکران انجام گرفت. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از ابزار پرسشنامه بهره گیری گردید که شامل 30 سؤال اخلاق­کار، 25 سؤال هوش سازمانی و 10 سؤال رفتار شهروندی سازمانی بود. داده­های حاصل از پژوهش پس از جمع­آوری جهت تعیین ارتباط میان متغیرها توسط نرم­افزار آماری لیزرل مورد تحلیل و مطالعه قرار گرفتند.

نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن می باشد که، متغیر رفتار شهروندی سازمانی دارای ارتباط معنی­دار با متغیرهای اخلاق­کار و هوش سازمانی می باشد. بدین معنی که با افزایش رفتار شهروندی سازمانی در کارکنان اخلاق­کاری و همچنین هوش سازمانی آنها نیز افزایش خواهد پیدا نمود. با در نظر گرفتن متغیر رفتار شهروندی سازمانی به عنوان متغیر میانجی میان متغیرهای اخلاق­کار و هوش سازمانی ارتباط غیرمستقیم این متغیرها نیز تأیید می­گردد. امّا، بر اساس همین نتایج متغیرهای اخلاق­کار و هوش سازمانی دارای ارتباط معنی­دار نبوده و ارتباط میان آنها تأیید نمی­گردد. پس ارتباط مستقیمی نیز میان آنها قابل تصور نیست.

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه:

در یک نگاه کلی پژوهش حاضر بر آن می باشد تا ضمن مطالعه وضعیت رفتارهای مناسب در محیط کار که سبب بالارفتن کارایی و اثربخشی سازمانی میگردد؛ از قبیل درجه مناسب اخلاقکار، هوش سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی؛ ارتباط میان این رفتارها را مورد تحلیل و مطالعه قرار دهد. بدیهی می باشد شناخت اینگونه عوامل، که مدیریت را در کنترل و اداره نیروی انسانی سازمان یاری میرساند، به تحقق اهداف سازمانی و متعاقباً رشد و توسعه اجتماعی تسریع خواهد بخشید و نه تنها برای سازمان نافع بوده بلکه برای عمومیت جامعه نیز مفید واقع خواهد گردید.

به گونه کلی در این فصل بـه تحریر کلّیات پژوهش در قالب موضوعات مختلف پرداخته میشود؛ ترتیب ارائه موضوعات به این شکل می باشد که در آغاز مسأله پژوهش و اهمیت و ضرورت آن اظهار میشود؛ سپس اهداف، روش، محدودیتها، قلمرو و فرضیه های پژوهش اظهار میگردد. در انتها نیز تعاریف عملیاتی واژه­ های پژوهش ارائه میشوند.

1-1- مسئله پژوهش

بشر، به عنوان اشرف مخلوقات الهی صاحب اخلاقها و منشهای متفاوتی می باشد، آنگونه که نه تنها در محیط و شرایط مختلف خُلقیات گوناگونی دارد، بلکه در یک محیط نیز ممکن می باشد رفتارهای متفاوتی از خود ابراز نماید. خُلق و خوی بشر برگرفته از روح اوست. آن آفریدهای که حضرت حق در وصفش فرمود:

وَ یَسئَلوُنَکَ عَنِ الرُّوحُ قُلِ الرّوُحُ مِن اَمرِ رَبّی وَ ما اوُتیتُم مِنَ العِلمِ اِلاّ قَلیلا [1]

(سوره مبارکه بنی اسرائیل، آیهی 85)

روح بشر تحت تأثیر شرایط مختلف و پیچیده ای قرار دارد که بسیاری از آنها مطابق فرموده خداوند ناشناخته مانده می باشد. امّا امروزه مبرهن می باشد که مانند عوامل مؤثر بر روح بشر ویژگی ها و شرایط محیطی می باشد که با تغییر و تحول آن، روحیات و متعاقباً شرایط روحی و رفتار بشر نیز تحولاتی میپذیرد و پس خلق و خو، یا به تعبیری رفتار او در هر شرایطی، به نحوی خاص شکل می گیرد. مدیریت ضمن باور و اعتقاد به بشر به عنوان یکی از منابع پر قدر و ارزش، به دنبال راهی برای اداره و پرورش این منبع، به مقصود بهرهگیری بهینه از توانمندیهای خدادادی اوست؛ پس مدیریت بر بشر، مستلزم مدیریت رفتار اوست.

فرهنگ اسلام نیز همواره مملو از مکارم اخلاقی، برگرفته از آموخته های عملی و سیرهی نبوی و علوی می باشد. در روایات وارده از نبی گرامی اسلام و ائمه علیهمالسلام در مورد کار و کمیت و کیفیت آن و همچنین امور اخلاقی و رفتاری در روابط همه جانبه کارکنان با یکدیگر، با زیردست و مافوق حقوقی مشخص شده می باشد که با التزام به آن دستورات زمینههای توفیق دنیوی و اخروی فراهم خواهد گشت. مانند امیرالمؤمنین علی (ع) در نامه 53 به مالک اشتر ضمن اظهار توصیههای مدیریتی به عمّال خویش در بلاد اسلامی همواره به ایشان در توجه و رسیدگی به امور نیروی کار و زیردستان توصیه داشته و آنها را همانند یگانه عامل موفقیت در امور اداره مملکت معرفی نمودهاند همانطور که امروزه نیز از کارکنان خبره به عنوان یگانه عامل مزیت رقابتی یاد شده می باشد. حضرت زین العابدین امام سجاد (ع) نیز در رسالهی حقوق خویش؛ صحیفه سجادیه به کیفیت روابط بین همکاران و مدیران با کارکنان خود بطور کامل توجه داشتهاند.

اینگونه مسائل که امروزه با نام، مدیریت رفتار انسانی و در نظر داشتن منابع انسانی شناخته میشوند، در طی دهههای اخیر تجربیات گوناگون و گستردهای را پشت سر نهاده و بسیاری از اصول و ضوابط قدیمی را به بایگانی تاریخ سپردهاند. اکنون ضوابط کلاسیک گذشته، جای خود را به اندیشههای نوینی در ارتباط با این مباحث و ضوابط تازه و اندیشمندانه دادهاند که در جوامع مورد توجه و بهره گیری قرار میگیرد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

یکی از این مسائل، بحث اخلاقکار می باشد که امروزه محققان و نویسندگان زیادی این بحث را به عنوان ابزار ارتقای محیط اخلاقی در سازمانها ضروری دانستهاند. اخلاقکار یکی از جنبههای مهم فرهنگ در سازمان می باشد و به سمتی پیش میرود که به بخشی از راهبرد یک سازمان تبدیل گردد. درک مفهوم اخلاق به گونه کلی و در معنای خاص آن زیربنای ایجاد و حفظ یک نظام اخلاقی در جامعه و به تبع آن در سازمانهاست.

انسانها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگیهای خاص اخلاقی هستند که پندار، گفتار و رفتار آنها را شکل میدهد. ممکن می باشد همین افراد وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار میگیرند عواملی موجب گردد که پندار، گفتار و رفتار متفاوتی از بعد فردی سر بزند که این ویژگیهای انسانی بر روی میزان کارایی و اثربخشی سازمان تأثیر بگذارد. از طرفی اخلاقی بودن یا نبودن رفتارها و عملکرد میتواند موجب بروز پیامدهای مثبت یا منفی در سطح سازمان گردد (تولایی،1388: 14).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

علاوه بر اخلاق­کار، عامل دیگری که موجب کارایی و اثربخشی سازمان می­گردد؛ هوش سازمانی می باشد. در سازمان­های جدید به جای قدرت بازو، قدرت ذهن حاکمیت دارد و اثربخشی سازمان­ها وابسته به توانایی دانشی آنهاست. پس ارتقاء هوش سازمانی می­تواند باعث ارتقاء سازمان و باعث افزایش هوشمندی، بهره­وری و تکامل سازمان گردد (خسروی،1389: 2). افزایش هوش سازمانی موجب می­گردد تا سازمان­ها داده­های محیط پیرامون خود را سریع­تر و با دقتی بیش­تر تجزیه و تحلیل کرده و نتایج بدست آمده را از راه­های سودمند ذخیره و در مواقع مقتضی در دسترس تصمیم­گیرندگان قرار دهند (زهرایی و رجایی­پور،1390: 156).

دیدگاهتان را بنویسید