تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

چکیده

امروزه مبارزه با پدیده ی تروریسم به یک امر مبتلا‌به نظام جهانی مبدل گردیده می باشد؛ زیرا که وضعیت نابسامان ناشی از وقوع آن نه تنها موجب خدشه‌دار شدن امنیت انسانی شده، بلکه صلح و امنیت ملی و بین‌المللی را مورد هجمه ی خود قرار داده می باشد. پس با چنین شرایطی به نظر می‌رسد تنها عزم راسخ جهانی می‌تواند به مثابه راهبردی ویژه در مبارزه با تروریسم تلقی گردیده و موجبات رفع شکاف‌های موجود در این ارتباط باشد. خاستگاه فکری این شبکه‌های تروریستی اکثرا به گرایش خردگریز و جعلی وهابیت برمی گردد و این تفکر به عنوان اصلی‌ترین حامی و تغذیه کننده ایدئولوژیک دولت سعودی تأثیر مهمی در فعالیت‌های تروریستی این کشور در منطقه و جهان دارد.مقابله با قدرت روزافزون محور مقاومت در منطقه از انگیزه های اصلی عربستان سعودی در تشکیل سازمان‌های تروریستی و طرفداری از تروریسم دولتی در منطقه می باشد، این کشور در جهت کوشش برای کم کردن تأثیر این محور تبلیغ و ترویج وهابیت را در جوامع اسلامی در دستور کار قرار داده می باشد. با این حال، یکی از مسائلی که همیشه از دید اذهان جهانی مورد اهتمام بوده و متأسفانه هیچ‌گونه هنجار مؤثری در مبارزه با نقض آن مقرر نگردیده، مسئله ی«صلح عادلانه جهانی» می‌باشد که با تهدیدات ناشی از ارتکاب اقدامات تروریستی اغلب با چالش‌هایی مواجه می باشد. از این رو، تحقق صلح عادلانه ی جهانی زمانی قابل دسترسی می باشد که در بسیاری از چالش‌های بین‌المللی به­ویژه تهدیدات ناشی از تروریسم، دولت‌ها ضمن توافق‌نظر در امر مبارزه، وضمن مساعدت و همکاری با سازمان‌های بین‌المللی، شکاف موجود را از طریق اجماع در پذیرش اسناد بین‌المللی در نیل به جهانی عاری از هرگونه ناامنی و تهدید مرتفع کنند. ما در این مقاله  کوشش می‌کنیم به مطالعه امنیت جهانی با نظر بر تروریسم وهابی و مقایسه آن با فقه حقوق اسلامی و حقوق بشر بپردازیم.

کلید واژه :تروریسم ، امنیت جهانی ، وهابی، حقوق بشر

 

فصل اول-کلیات پژوهش

 

 

  • مقدمه

تروریسم به طرق مختلف به عنوان یک تاکتیک و استراتژی توضیح داده شده می باشد. جرم و یک وظیفه مقدس؛ واکنش موجه به ظلم و ستم و یک اقدام غیر قابل توجیه. تروریسم اغلب تاکتیک موثری برای طرف ضعیف تر در جنگ بوده می باشد. با در نظر داشتن ماهیت پنهان و اندازه کوچک از سازمان های تروریستی، آنها اغلب مخالف هیچ سازمان نیستند و یا  دفاع از هیچ سازمانی را نمی کنند. در واقع، تروریسم دو صورت دارد: صورت اول آن که به مثابه علت وقوع موارد تهدید صلح و نقض حقوق بشر اقدام می کند و صورت دیگر آن، نشأت­گیری تروریسم از نقض حقوق بشر و صلح ویژه وضعیت‌های نابرابر «میان» اجتماعات و «در» اجتماع می باشد. از طرف دیگر، تروریسم هم دارای جنبه‌های سخت و هم نرم می باشد و اسناد حقوقی معاصر قادر به تعریف جامع و همه جانبه‌ی این مفهوم نبوده، تاکنون چنین تلاشی ناکام مانده می باشد[1].

با وجود این، تروریسم فارغ از معنا و گفتمانی که دارد، مفهومی متضمن هراس و وحشت عمومی می باشد که بهره گیری از آن حتی در ذهن نیز نوعی واکنش روانی مبتنی بر انزجار را به دنبال دارد. این حس غالب و عمومی، برآیند تمایل روحی بشر به آرامش و پرهیز از خشونت به ویژه ماهیت هنجاری مصونیت غیر نظامیان و عامه در برابر عملیات‌های ارهابی و مسلحانه می باشد[2]. با این حال، عموم مردم، تروریسم را به عنوان روشی خشونت‌آمیز شناخته‌اند که برای ایجاد فضای رعب و وحشت به مقصود نیل به اهداف سیاسی از طریق توسل به زور نسبت به گروه یا دولت مورد نظر برای تن دادن به اهداف و مقاصد مهاجمان به کار گرفته می گردد[3]  .

تروریسم، یکی از پر بهره گیری‌ترین مفاهیم و واژگان در محاورات و نوشتارهای معاصر می باشد که تکثر کاربرد آن حتی بر مفاهیم مرتبط با اساسی‌ترین نیازهای بشر- همچون صلح و امنیت– نیز فزونی یافته و سبقت گرفته می باشد.در واقع تروریسم که این همه از آن یاد می گردد و شنیدارش احساسات بشری را جریحه­دار می‌سازد و رعب و هراس را در اذهان به دنبال می‌آورد، چه پدیداری می باشد که هم خود آن و هم آثارش، هم آن چیز که «له» و آن چیز که «علیه» آن استعمال می گردد، نظم موجود را به ویرانگری تهدید یا منتج می‌نماید. اقدامات تروریستی یا تهدید به چنین عملی در وجود هزاران سال بوده می باشد. با وجود داشتن سابقه طولانی تر از دولت یا ملت مدرن، بهره گیری از ترور توسط دولت ها و کسانی که قدرت خود را در رقابت کمتر شناخته شده اند . در حالی که معنای کلمه ترس خود روشن می باشد، هنگامی که آن را به اعمال و بازیگران در دنیای واقعی اعمال آن اشتباه گرفته می گردد.

با این حال، بارزترین نماد ویرانگری این نظم‌ها، نظم حقوقی می باشد که البته در این وادی، تأثیر پذیرش از نظم امنیتی- سیاسی بعضی اجتماعات ملی- هر چند به نام اجتماع بین‌المللی- به مراتب واضح­تر می باشد.[4]پیش از این، برای تعقیب و کاوش مجاری تحقق اهداف جامعه بین‌المللی (دولتی کمابیش انسانی و بشری­شده) اولویتی نسبی و اعتباری وجود داشت که در عین استقامت بنیادهای نظام مبتنی بر حقوق حاکمه ی دولت‌ها، حقوقی انسانی نیز از زیر پوسته‌ی همین نظام رشد و نمو پیدا نمود و به رغم حاشیه­ای بودن و عدم ورود چشمگیر آن به هسته­ی سخت حقوق بین­الملل، کار بدانجا رسیده بود که «طرفداری از حقوق انسانی» خواه در زمان صلح یا جنگ، وضعیت های عادی یا بحرانی، به مثابه اصلی قائم و استوار به نظر می‌رسید.[5]جامعه بین المللی دولتی نیزغالباً با وقوع چند عملیات موسوم به تروریستی ناشی از اتخاذ یک سلسله اقدامات متناسب تخریبی در ایالات متحده، نظمی که به داشتن پیشینه‌های تمدنی و فرهنگی شتاب‌زدگی در سیاست بین‌المللی تعیین کننده ی مسیر و جریان این تحول و نظم جدید، سازمان ملل متحد را نیز به سمت همین وادی سوق داد و سازمانی را که پیش از این، طرفداری از حقوق بشر را از رسالت‌های خود می‌شمرد و برنامه‌های متعددی را بدین مقصود طراحی و اجرا نموده بود، به ساخت مسیری جدید و حتی توأم با ایجاد پارادوکسی اساسی در حقوق حاکمیت‌ها، رهنمون ساخت. قطعنامه‌های ضد تروریستی 2001 شورای امنیت و تشکیل کمیته ی ویژه ی ضد تروریسم زیر نظر این شورا، بارزترین نماد چنین گذاری از دستور کار اصلی سازمان ملل متحد بوده و هست.[6]

  • اظهار مسأله
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ترورسیم، پدیده ای می باشد محصول علل مختلف که در عین حال، علت شکل گیری وضعیت های گوناگون به شمار می رود. از دید مناسبات ترورسیم و حقوق بشر، این پدیدار، معلول نقض حقوق بشر و نبود شرایط صلح ماندگار می باشد که خود نیز با عملیات و اقدام، به نقض بسیاری از حقوق اساسی بشر فردی و همگانی منجر می گردد و در درجه اول، حق بر صلح و آرامش همگانی بشر را در معرض تهدید قرار می دهد [7]

تروريسم مانند مفاهيمي می باشد كه ريشه در فرهنگ غرب دارد و برگرفته شده از كلمه «Terreur» به معناي قتل سياسي و به‌وسيله اسلحه می باشد و در ادبيات فرانسه به معناي ايجاد و القاي خوف و وحشت به شيوه‌هاي غيرقانوني جهت تأثيرگذاري بر قدرت سياسي آمده می باشد.

ترور و تروريسم مانند واژه‌هايي می باشد كه براي تعريف آن اجماع نظر بين انديشمندان و نظريه‌پردازان وجود ندارد.

با اینکه شورای امنیت در قطعنامه های ضدتروریسیتی، تروریسم را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی شمرده می باشد، با این حال پوزیتیویسم حقوقی مانع از آن نیست که شورای امنیت به رعایت الزامات و برآیندهای طبیعی و منطقی این شناسایی خود فراخوانده گردد و جامعه ی مدنی جهانی، مسئله ی «شناخت علل تروریسم» را به مقصود «تقدمبخشی به پیشگیری» در دستور کار ملل متحد و سایر سازمانهای بین المللی برجسته سازد (ایگلسیاسبرلانگا، 1389؛ 30ـ24).

مقوله تروریسم از مسایل مستحدثه فقهی می باشد به همین جهت در کتب فقهای متقدم از احکام آن سخنی به میان نیامده می باشد، علمای متاخر نیز کمتر به این موضوع پرداخته و کتب معدودی را در مورد تروریسم و احکام جاری آن به رشته تحریر درآورده اند، لذا بیشتر  کتاب ها در خصوص تروریسم یا ترجمه از منابع علمی غربی بوده و یا در حوزه علوم سیاسی از منظر یک فرد سیاسی مورد نگارش قرار گرفته؛ که بخش قابل توجهی از این کتاب ها به مطالعه لغوی ریشه کلمه تروریسم پرداخته و بعضی از متون نیز پس از مطالعه علل و عوامل وقوع تروریسم راه کارهایی در خصوص مبارزه با آن ارائه کرده اند و به ندرت در خصوص احکام فقهی و حقوقی آن مطالبی اظهار کرده اند.[8] در منابع فقهی مکتب شیعه و آرای فقهای عظام بر حرمت ترور و قتل پنهانی تأکید شده می باشد؛ به عنوان نمونه قرآن مجید در آیه کریمه 33 سوره مبارکه أسراء حرمت قتل نا به حق را اظهار داشته «نفسی را که خداوند حرام نموده غیر از به حق نکشید» و نیز در حدیثی از امام صادق (ع) در پاسخ یکی از اصحاب خود در مورد قتل دشنام دهنده به امام علی (ع) پرسیده بود آمده می باشد: ای ابوالصباح، این ترور  می باشد و رسول خدا صلی الله علیه و آله از ترور [فتک] نهی فرموده می باشد. ای ابوالصباح، اسلام ترور را در بند قرار داده می باشد (بروجردی، 413، 1387). وجود منابع متعدد در اسلام تردیدی در تحریم ترور از نظر دین باقی نمی گذارد، لیکن بحث در این موضوع می باشد؛ آیا تروریسم که با بعضی از مفاهیم فقهی مانند فتک، اغتیال، ارهاب، بغی و محاربه مشابهت و ترادف دارند از نظر حکم فقهی نیز مشابهت دارند یا خیر؟ و حکم اسلام در کدام یک از عناوین ذکر گردیده شامل تروریست می گردد؟

حقوق بشر از مفاهیمی می باشد که پس از جنگ جهانی دوم چنان سرعت و قدرتی گرفت که کمتر کسی در راستای مخالفت با آن سخنی گفته می باشد؛[9]به گونه ای که در حال حاضر، انکار  حقوق بشر نشانگر تحجر بوده و موجب طرد از جهان مدرن تلقی می گردد. در واقع به چالش کشیدن آن، قدرتی در حد خود آن می خواهد که در حال حاضر این قدرت تنها در اختیار خود آن می باشد (افتخاری راد، 1383؛ 27). مروری بر خاستگاه حقوق بشر مدرن و ادعاهایی که از زبان طرفداران آن شنیده می گردد، با دیدگاهی شاید بدبینانه، ما را به سمت این عقیده سوق میدهد که حقوق بشر، حقی متعلق به تمام بشر نیست، بلکه برخاسته از فرهنگ جهان غرب و در پی جهانی کردن ارزشها و فرهنگ خاستگاه غربی می باشد.[10]این امر در مناطقی از جهان که دارای پیشینه ای غنی می باشند، واکنشهای شدید را ایجاد نموده می باشد. این واکنشها در بسیاری از موارد، از کنترل خارج شده و شیوه های خشونت آمیز به خود می گیرد و از آنجا که شدیدترین این واکنشها از طرف غنی ترین ملتها و مذاهب صورت گرفته می باشد، در قرن بیست و یکم شبهه ی تروریسم مذهبی، آرامش را از غرب سلب نموده می باشد. تروریسم و تأثیر آن بر حقوق بشر موضوع جدیدی نیست.[11]حتی پیش از جنگ جهانی دوم نیز کوشش هایی برای  نشان دادن معضلات ناشی از تروریسم در عرصه ی حقوق بین الملل صورت گرفت. در 16 نوامبر 1937 جامعه ی ملل، کنوانسیون پیشگیری و مجازات تروریسم را به تصویب رساند. این نخستین کوشش بین المللی برای تعریف «اقدام تروریستی» بود و از آن وقت تاکنون، تعریف تروریسم همچنان به عنوان دشوارترین موضوع برای تمام دست اندرکاران معاهدات ضد تروریسم باقی مانده می باشد (کاریما، 2001). تروریسم به دو صورت بر حقوق بشر تأثیر مستقیم دارد: اولاً اقدام تروریستی بر دخالت عیان در حقوق اساسی بزه دیدگان می باشد.[12]به گونه خاص اقدامات تروریستی  حق بر حیات و تمامیت  جسمانی و روانی را تحت تأثیر قرار می دهد؛ ثانیاً واکنش دولتها به اقدام تروریستی و یا به یک تهدید تروریستی  به نحو اجتناب ناپذیری با حقوق اساسی شهروندان در تضاد می باشد. معهذا تروریسم در تقابل با حقوق بشر می باشد اگرچه بعضی دولتها با توجیه مبارزه با تروریسم، حقوق بشر را نقض می نماید (نقدی، 1375). اما وهابیون مخالف دیدگاه حقوق بشر و فقه و حقوق اسلامی هستند و در منظر وهابیون تروریسم نوعی جهاد به شمار می رود در تعریف وهابیت هم بایستی گفت که وهابیت جنبشی مذهبی می باشد که محمدبن عبدالوهاب در قرن هجدهم در نجد عربستان بنیان گذاشت و از سال 1744 مورد پذیرش خاندان سعودی قرار گرفت. عوامل شکل گیری فرقه وهابیت مانند بعضی از فرقه های دیگر، ریشه در مبانی و عملکرد رهبران و بنیانگذاران آن دارد. بر این اساس لازم می باشد مبانی و عملکرد بنیانگذار این فرقه مطالعه گردد. این فرقه منسوب به “محمد بن عبدالوهاب” از مردم “نجد” می باشد که در سال 1115 ق در شهر عیینه متولد گردید که پدرش در آن شهر قاضی بود. وی از کودکی به مطالعه کتاب های تفسیر و عقاید در حدیث سخت علاقه داشت و فقه حنبلی را نزد پدر خود که از علمای حنبلی بود آموخت. محمد بن عبدالوهاب از آغاز جوانی، بسیاری از اعمال مذهبی مردم “نجد” را زشت می شمرد[13]. پس ما در این پژوهش به دنبال این هستیم تا با مطالعه امنیت جهانی و تروریسم مبتنی بر عقاید وهابیون و فقه و حقوق اسلامی و حقوق بشر به این سوال پاسخ دهیم که آیا امنیت جهانی با نظر بر تروریسم بین عقاید وهابیون و نظر فقه و حقوق اسلامی و حقوق بشر تفاوت هست یا خیر؟

  • ضرورت انجام پژوهش

امروزه مبارزه با پدیده ی تروریسم به یک امر مبتلا به نظام بین المللی مبدل گردیده می باشد؛ زیرا که وضعیت نا به سامان ناشی از وقوع آن نه تنها موجب خدشه دار شدن امنیت انسانی شده، بلکه صلح و امنیت ملی و بین المللی را مورد هجمه ی خود قرار داده می باشد. پس با چنین شرایطی به نظر می رسد تنها عزم راسخ جهانی می تواند به مثابه راهبردی ویژه در مبارزه با تروریسم تلقی گردیده و موجبات رفع شکافهای موجود در این ارتباط باشد.[14]با این حال، یکی از مسائلی که همیشه از دید اذهان جهانی مورد اهتمام بوده و متأسفانه هیچگونه هنجار مؤثری در مبارزه با نقض آن مقرر نگردیده، مسئله ی «امنیت جهانی» می باشد که با تهدیدات ناشی از ارتکاب اقدامات تروریستی اغلب با چالشهایی مواجه می باشد.[15]از این رو، تحقق امنیت جهانی زمانی قابل دسترسی می باشد که در بسیاری از چالشهای بین المللی به ویژه تهدیدات ناشی از تروریسم، دولتها ضمن توافق نظر در امر مبارزه، و ضمن مساعدت و همکاری با سازمانهای بین المللی، شکاف موجود را از طریق اجماع در پذیرش استاد بین المللی در نیل به جهانی عاری از هر گونه ناامنی و تهدید مرتفع کنند. به علاوه، امروزه تحقق صلح عادلانه ی جهانی به مثابه حلقه ی مفقوده در چالشها و هنجارهای بین المللی مستلزم توجه بیش از پیش به آن می باشد که این امر نه تنها موجب رفع ناهنجاریهای ملی و بین المللی بوده، بلکه با اجرای آرمانها و اصول مقرر در منشور ملل متحد شرایط تحقق صلح عادلانه ی جهانی را فراهم می آورد. همچنین، خاطر نشان می گردد در این راستا نظام اسلامی به دلیل عدالت محور بودن آموزه های متقن خود، دارای راهبردهایی جهت استقرار امنیت جهانی بوده که به عنوان غایت و هدف در تعیین شیوه ها و مجاری تنظیم روابط جمعی به شمار می آید و از نظر تحلیلی جلوه ای بارز در تبیین و تصدیق گفتمان صلح عادلانه به شمار می رود.[16]از این رو، امنیت جهانی در صورت اتکا بر پایه آموزه های اسلام به مثابه صلح اسلامی تلقی شده که رسالتی فراگیر در کل جامعه بشری دارد. از این رو پژوهش در این زمینه دارای اهمیت ویژه می باشد.

در زمینه پژوهش حاضر مطالعاتی چند انجام شده که در زیر به بعضی از آنها تصریح می گردد:

محمدزاده (1391) پژوهشی را با عنوان تروریسم و جهاد از منظر فقه اسلامی با رویکرد تفکیک گروه های جهادی و تروریستی انجام دادند و نتیجه را چنین بیان نمود که بیداری ملت ها باعث به خطر افتادن منافع دول سلطه گر در این کشورها گردیده و استکبار جهانی را بر آن داشته تا به انحاء مختلف مانند ایجاد انحراف در مسیر و هدف مبارزات رهایی بخش و شبیه سازی گروه های تروریستی در برابر جنبش های آزادی بخش،  این حرکت ها را مهار نماید. استکبار جهانی از طریق سلطه رسانه ای معیارها و مرزبندی دقیق جدایی دو پدیده تروریسم و جهاد را قلب نموده و اجازه نمی دهد حقایق موضوع آن گونه که هست ارائه گردد. لذا اکثریت افکار عمومی جهان مبارزه گروه های آزادی خواه و جهادی را تروریستی  و مقابله با آنها را مشروع می دانند، همچنین اقدامات تروریستی را کوشش برای آزادی و مبارزه با تروریسم خلاف مردم سالاری تلقی می کنند.[17]پس جداسازی گروه های جهادی که مبارزات آنها برآیند اراده ملتهایشان می باشد از گروه های تروریستی که مشروعیت ندارند ضروری می باشد.

کارگری (1390) پژوهشی را با عنوان تروریسم و حقوق بشر انجام داد که نتایج حاصل از پژوهش چنین بود که اگر جنبش حقوق بشر در امید واقعی برای حقوق بین الملل و کشورهای جهان می باشد، بایستی استعارات وحشی، قربانی و منجی را از میان بردارد.[18]کوشش در راستای ایجاد جهانی متحد و یکدست بر مبنای فرهنگ غرب و جهانی سازی حقوق بشر به شیوه های غربی، راه به جایی نخواهد برد.

نمامیان و سهراب بیگ (1390) پژوهشی را با عنوان مبارزه با تروریسم؛ راهبردی مؤثر در تحقق صلح عادلانه جهانی انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که تروریسم در جهان، اگر چه با بعضی از مسلمانان نیز پیوند خورده می باشد، اما عامل اصلی آن تبعیض، بی عدالتی، ظلم و استثمار غرب در سطح جهانی بوده می باشد که بعضی افراد را به شیوه های آنومیک  و انحرافی کشانده می باشد.[19]این مسأله هیچگاه به معنای توجیه تروریسم در جهان نیست، بلکه بر عکس، می توان آن را نتیجه ی عملکرد غرب و بعضی از  عوامل منحرف و مستبد در سایر نقاط جهان و مانند جهان اسلام دانست. با چنین برداشتی، می توان تروریسم جهانی را نوعی از سیاست جدید جهانی که برای سرکوب ملتهای بپا خاسته در برابر ظلم و استکبار واقعی به کار گرفته می گردد، دانست.

طارمی (1390) پژوهشی را جهت مطالعه فقهی اقدامات تروریستی در جوامع اسلامی انجام داد در این پژوهش پس از ذکر چهار مؤلفه مشترک اقدامات تروریستی (خشونت، تنش زایی و ارعاب، هدف نامشروع، فعل غافلگیرانه، مخفیانه و ظالمانه) از منر فقه، مشروعیت یا عدم مشروعیت آن مورد مطالعه قرار گرفته می باشد.[20]محاربه، فتک، غدر و بغی مانند ابواب فقهی می باشد که به این موضوع پرداخته می باشد. پس از مطالعه حکم اقدامات تروریستی علیه مسلمانان و کفار، این مسئله مطالعه شده می باشد که آیا ترور با اهداف مذهبی ـ که امروزه، غرب در صدد ترویج آن، میان مذاهب و فرق اسلامی می باشد ـ در فقه، امری مشروع تلقی شده می باشد یا خیر؟ سپس در پاسخ به هجمه های تبلیغاتی وسیعی که از سوی غرب با حربه تروریستی نشان دادن اسلام به سبب تجویز  عملیات استشهادی؛ مبانی و علت های جواز عملیات استشهادی در فقه را مطالعه نموده، به مطالعه تفاوت آن با تروریسم انتحاری پرداخته شده می باشد.[21]

[1] . ساعد، 1390: 201؛ کوشا و نمامیان، 1387: 234

[2] . افتخاری راد، امیر هوشنگ، (1383). «پست مدرنیسم و حقوق بشر»، در: حقوق بشر در جهان امروز (مجموعه مقالات)، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ نخست.

[3] . گلدوزیان و نمامیان، 1389: 188- 184.

[4] . بروجردی، آقاحسین طباطبایی (1380). منابع فقه شیعه، جلد 31، چاپ اول، قم، نشر فرهنگ.

[5] . نقدی، حجت (1375). حقوق بین الملل و مبارزه با تروریسم، پایان نامه ی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی.

[6] . ساعد، 1390: 203-202

[7] . نمایان، 1388؛ 155ـ145

[8] . جلالی، محمود و امیر مقامی، (1389)، “طریقه جهانی شدن حقوق کیفری و تأثیر آن بر حقوق ایران“، فصلنامه حقوق (مجلة دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی دانشگاه تهران)، شماره 7

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

[9] . دهشیری، محمدرضا (1390)

[10] . دوئرتی، جیمز و رابرت فالتزگراف (1383)

[11] . رضوی‌فرد، بهزاد (1390).

[12] . رمضانی‌فرانی، محمدعلی (1389).

[13] . داور، 1373

[14] . بشیر حسن (1390)، “بیداری اسلامی

[15] . رمضانی‌فرانی، محمدعلی (1389)

[16] . دهشیری، محمدرضا (1390)س

[17] . بریسک، آلیسون (1390)

[18] . توحیدی‌فرد، محمد (1380)

[19] . جاوید، محمدجاوید (1388)

[20] . جلالی، محمود و امیر مقامی، (1389)

[21] . حسین‌خانی، الهام (1389)

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

تعداد صفحه : 139

قیمت : 14700تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***