برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

       دانشگاه آزاد اسلامی

واحدمرودشت

دانشکده کشاورزی گروه اقتصادکشاورزی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

گرایش: اقتصاد کشاورزی

عنوان:

سیاستگذاری بهینه یارانه کود وسم محصول ذرت وکلزا

(مطالعه موردی استان فارس)

پاییز

1388

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده:

تولید ذرت وکلزا در استان فارس محور اقتصادی کشاورزی منطقه به شمار می رود و هر گونه نوسان در تولید ذرت و کلزا بر سطح رفاه خانوار تاثیر می گذارد. به دلیل اهمیت نهاده های شیمیایی در افزایش تولید محصولات کشاورزی(بویژه ذرت و کلزا) و لزوم بهره گیری بهینه از این نهاده ها در فرایند تولید این دو محصول در راستای کاهش هزینه های تولید زارعین از یک طرف و کاهش صرفه جویی در یارانه پرداختی به کود، این پژوهش به دنبال نحوه تخصیص بهینه یارانه نهاده کود شیمیایی در فرایند تولید محصول ذرت و کلزا در استان فارس( به عنوان قطب اصلی تولید) اجرا گردید. برای رسیدن به اهداف این پژوهش با بهره گیری از روش تابع سود ارائه شده از سوی سیدهو و بانانت و با بهره گیری از داده های مقطعی 77- 1388 تابع سود، تابع تقاضای نهاده ها و تابع تولید محصول ذرت و کلزا برآورد و تجزیه وتحلیل شده می باشد. بنابرین نتایج نشان داد در مورد ذرت سطح استان فارس حذف يارانه كودشيميايي به دليل عدم حساسيت تقاضاي كودشيميايي نسبت به تغييرات قيمت آن منجر به افزایش هزینه های توليد وکاهش سودآوري به ميزان به ترتيب حدود 88/24 و 55/15 درصد مي گردد. اما در مورد کلزا همانند ذرت به دليل عدم حساست تقاضاي كودشيميايي به تغييرات قيمت آن و همچنين سهم بالای آن در هزينه هاي توليد سودآوري آن در شرايط حذف يارانه كودشيميايي حدود 26/22 درصد كاهش خواهد يافت. بدین معنی که سیاست های قیمتی راهکار کافی جهت بهینه کردن میزان مصرف این نهاده نمی باشد و بایستی سیاستهای مکمل و جبرانی به همراه سیاستهای قیمتی نهاده مذکور(یارانه نهاده ها) اعمال گردد.

كليد واژه­ها: سیاستگذاری بهینه ، يارانه كودشيميايي،سم، ذرت،کلزا، استان فارس.

 

فهرست مطالب                                              صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………10

1-2 طرح مسئله و اهمیت آن……………………………………………………………………………………………………………………….12

1-3 اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. .15

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

1-4 فرضیات پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. .15

1- 5 پیشینه پژوهش…….. ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. .16

فصل دوم: مبانی نظری و روش پژوهش

2-1 تحلیل آثار رفاهی کاهش یارانه کود شیمیایی و سم در سطح مزرعه(تحلیل خرد) ………………………… 36

2-2 تابع تقاضای مشتق شده ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 37

2-3 مطالعه نظری تابع تقاضا ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 37

2-4 استخراج توابع تقاضای نهاده ها ………………………………………………………………………………………………………..    39

2- 5 محاسبه کششهای مختلف تقاضای نهادها ………………………………………………………………………………………………. 40

2-6 تغییرات رفاهی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 42

2-7 تابع تولید ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 42

2-8 داده های مطالعه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 43

2-9 زمان مطالعه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 44

فصل سوم: نتایج و بحث

3-1 الگوی توزیع کود شیمیایی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 46

3-2یارانه پرداختی به کود شیمیایی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 47

3-3 تحلیل آثار رفاهی کاهش یارانه کود شیمیایی در میان تولیدکنندگان ذرت……………………………………………………………………………….. 49

3-4 اهمیت اقتصادی کشت ذرت در استان فارس…………………………………………………………………………………………… 49

3-5 نتایج حاصل از برآورد تابع سود ذرت………………………………………………………………………………………………….    49

3-6 تابع تقاضای سم ذرت…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 52

3-7 نتایج حاصل از برآورد تابع تولید ذرت………………………………………………………………………………………………… 53

3-8 نتایج حاصل از برآورد افزایش قیمت کود شیمیایی درمیان ذرت کاران( سطح کلان و خرد)……………………. 56

3-9 نتایج حاصل از برآورد تابع سود کلزا ………………………………………………………………………………………………….  57

3-10 تابع تقاضای سم کلزا……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 59

3-11 نتایج حاصل از برآورد تابع تولید کلزا………………………………………………………………………………………………. 60

3-12 نتایج حاصل از اثر کاهش یارانه کود شیمیایی درمیان کلزا کاران ( سطح کلان و خرد) ………………61

3-13 اختصار، نتیجه گیری و پیشنهادات ………………………………………………………………………………………………….  64

فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………………………………………..69

 

 

 

 

 

 

 

 

                              

                                  

 

 

 

 

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

 

 

         فصل اول

کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

11مقدمه:

نخستین و مهمترین وظیفه بخش کشاورزی تامین و امنیت غذایی برای جمعیت روبه رشد کشور می باشد. لذا از مهمترین اهداف سیاست گذاران در سطح کلان، دستیابی به خود کفایی در تولید محصولات کشاورزی می باشد که از نظر سیاسی اهمیت ویژه ای دارد(وزارت جهاد کشاورزی،1382). کشاورزی از مهمترین بخش های اقتصادی کشور می باشد که نزدیک به 12 درصد از تولید ناخالص داخلی، 23 درصد سطح اشتغال و میزان شایان توجهی از درآمدهای ناشی از صادرات غیرنفتی کشور به این بخش مربوط می باشد (بانك مركزي ايران، 1387). تأثیر بخش کشاورزی در تامین بیش از 80 درصد نیازهای غذایی جامعه ، تولید بخش شایان توجهی از منابع لازم برای صنایع و ایجاد زمینه ی لازم برای ثبات سیاسی و اقتصادی کشور نماینگر اهمیت فراگیر بهبود عملکرد آن در سطوح محلی و ملی می باشد(ترکمانی و جمالی مقدم، 1384). با این حال ،عامل های گوناگون مانند رشد سریع جمعیت در دهه ی گذشته، افزایش درآمد سرانه و تغییر در الگوی غذایی موجب افزایش تقاضای محصولات کشاورزی شده می باشد. ازميان بخشهاي مختلف توليدي ، بخش كشاورزي بيشترين و نزديكترين ارتباط را با محيط زيست دارد . اين ارتباط يك ارتباط متقابل و دو سويه می باشد. از يك طرف فرسايش و تخريب محيط زيست ، توليد و عملكرد محصولات كشاورزي را تحت تاثير منفي قرار مي دهد و از جانب ديگر ، مواد آلاينده بخش كشاورزي و مصرف بي رويه كودها و ساير مواد شيميايي در اين بخش ، صدمات جبران ناپذيري به محيط زيست وارد مي كند . خطرناكترين موقعيت زماني ، می باشد كه اين ارتباط به شكل يك دورباطل در مي آيد ، به اين صورت كه با تخريب محيط زيست و فرسايش خاك ، كشاورزان مجبورند جنگلها و منابع طبيعي بيشتري را به كشتزار تبديل نمايند و سطح مصرف كودهاي شيميايي را افزايش دهند. در واقع اين فعاليتهاي جديد موجب تخريب بيشتر محيط زيست مي گردد و به همين ترتيب ، دوري باطل ايجاد مي گردد كه نتيجه آن چيزي غیر از نابودي محيط زيست و فقيرتر شدن كشاورزان نيست (بای بوردی و ملکوتی،1381(

در طی سالهای اخیر، قیمت کود شیمیایی تغییر چندانی نداشته و در عوض، قیمت خرید تضمینی بعضی از محصولات افزایش پیدا کرده، این در حالی می باشد که قیمت متوسط کود شیمیایی تقریبا ثابت مانده می باشد. این دو موضوع دو اثر افزایشی بر مصرف کود شیمیایی داشته می باشد: اول اینکه به دلیل افزایش قیمت محصول، بهره گیری بیشتر از کود های شیمیایی برای بدست آوردن محصول بیشتر موجه می نمود و دیگر اینکه به دلیل افزایش قیمت سایر نهاده های کشاورزی غیر مشمول یارانه مانند ماشین آلات، بذر و نیروی کار، کشاورزان نهاده ارزانتر یعنی کود شیمیایی را تا حد امکان جایگزین قسمتی از نهاده ها می کردند. هر دوی این عامل سبب شده می باشد مصرف کود شیمیایی تا حدی بی رویه ای افزایش یابد در پی آن، آثار مخرب محیط زیست پدید آید. همچنین بیشترین مصرف بی رویه در استانهای گرم و خشک رخ می دهد. در مناطق گرم و خشک که کشاورزان با محدودیت آبی مواجهند و امکان بهره گیری کافی از آب برایشان فراهم نیست،با جایگزین کردن کود شیمیایی به جای آبیاری جهت جبران عملکرد محصول و کاهش ریسک اقدام کرده اند(کریم زادگان و همکاران،1385). ارتباط این موضوع با مطالعه (ایسیک وخانا،2003) قابل توجه می باشد در این پژوهش مسئله ریسک گریزی کشاورزان مورد مطالعه قرار گرفته می باشد از نظر آنها کشاورزان در فرایند تولید محصولات خود با دو نااطمینانی ویژه روبرو هستند:از یک سو،آنان شناختی از وضعیت آب وهوا و میزان بارندگی در سال زراعی پیش رو ندارند و از سوی دیگر اطلاع کاملی از نیاز واقعی خاک مزرعه شان به کودهای شیمیایی ندارند.اکثرا کشاورزان رفتارهای ریسک گریزانه ای دارند به خصوص کشاورزان خرده پا،که زندگیشان وابستگی زیادی به حداقل درآمد مزرعه شان دارد، نمی توانند ریسک کنند لذا در پیش بینی خود بدبینانه ترین حالات را در نظر می گیرنداین موضوع باعث می گردد که آنها نیاز عناصر خاک مزرعه را بیش از حد برآورد کنند واز این رو بیش از مقدار لازم از کود شیمیایی بهره گیری نمایند.ایسیک و خانا(2003) عقیده دارند باتوجه به اینکه یکی از علت های عمده مصرف بی رویه کود شیمیایی همین موضوع می باشد ونظر به صدمات زیاد این امر به محیط زیست،شایسته می باشد که سیاست گذاران بخش کشاورزی توجه بیشتری به این موضوع نمایند وبا پوشش ریسک کشاورزان از طریق سیاستهای بیمه محصولات کشاورزی،جلوی مصرف بی رویه کود های شیمیایی را بگیرند.به نظر می رسد در کشاورزی ایران نیز این موضوع تا حد زیادی صدق می کند به این شکل که در استانهای که بارندگی کمتر می باشد،کشاورزان با ریسک کمبود بارندگی،خشکسالی ودر پی آن،کاهش شدید محصولات مواجه اند واز سوی دیگر،زیرا وجود یک حداقل درآمد برای امرار ومعاش کشاورزان خرده پا ضروری می باشد،آنها نااطمینانی ناشی از اوضاع آب و هوا را با مصرف بی رویه کود شیمیایی پوشش می دهند.

1-2طرح مسئله و اهمیت آن

یکی از سیاستهای اقتصادی رایج در کشورهای در حال توسعه و حتی کشورهای توسعه یافته صرفنظر از نوع نظام اقتصادی حاکم، پرداخت یارانه به بعضی کالا و خدمات می باشد. یارانه یک سیاست صرفا اقتصادی نیست زیرا که دارای آثار اجتماعی و سیاسی قابل ملاحظه ای می باشد. پرداخت یارانه به موازات افزایش تأثیر دولت در اقتصاد،افزایش می یابد و به تدریج هم به لحاظ دامنه سرایت و تعداد کالاها و خدمات مشمول وهم به لحاظ مقدار یارانه برای هر واحد مصرف و به موازات افزایش سطح قیمتها،افزایش پیدا     می کند. یارانه عبارتست از پرداخت مستقیم یا غیر مستقیم دولتی، امتیاز اقتصادی با اعطای برتری ویژه ای که به موسسات خصوصی ، خانوارها یا دیگر واحد های تولیدی جهت دستیابی به هدفهای مورد نظر دولت انجام می پذیرد (نجفی،1372). مجریان سیاست آزاد سازی اقتصادی یکی از علت های بهره وری اندک نهاده های کشاورزی وافزایش نیافتن سطح تولید را پرداخت یارانه های تولیدی و پایین بودن قیمت نهاده های کشاورزی می دانند.به نظر آنان بهای پایین عوامل تولید موجب مصرف غیر بهینه این عوامل می گردد ولذا انتظارمی رود در صورت اجرای آزادسازی اقتصادی وافزایش قیمت نهاده ها تولید کنندگان ازعوامل تولید بهره گیری بهینه کنند (زیبایی ونجفی،1372).

دولت جهت حمايت از توليد محصولات كشاورزي به دليل نياز ضروري جامعه به اين توليدات ، معمولا به آنها يارانه مي پردازد تا علاوه بر تقويت بخش توليد ، قيمت آنها را نيز براي مصرف كنندگان ارزان نگه دارد . اين يارانه ها معمولا به نهاده هايي زیرا كود شيميايي ، سم ، بذر ، ماشين آلات پرداخت مي گردد( کوپاهی و آقایا،1372). پرداخت يارانه به نهاده هاي كشاورزي يك سياست مرسوم در اكثر كشور هاي جهان و به خصوص كشورهاي در حال توسعه می باشد. در واقع هدف اصلي از اين كار ، ترويج و ارتقاي تأثیر نهاده هاي مانند نهاده های شيميايي می باشد كه مي تواند عملكرد محصولات زراعي را افزايش قابل توجهي دهد. كشورهاي در حال توسعه مي كوشند تا از اين طريق غذاي مورد نياز جمعيت در حال رشد خود را تامين كنند و در عين حال سطح در آمد و معيشت كشاورزان را نيز بهبود بخشند و حتي از طريق ايجاد مازاد توليد محصولات كشاورزي ، امكان صادرات اين محصولات و كسب درآمد ارزي را نيز به وجودآورند . ليكن سياستهاي دولت سبب مي گردد تا حتي پس از فراگير شدن مصرف اين نهاده هاي نوين ، پرداخت يارانه مذكور تداوم پيدا كند و موجب تخصيص غير بهينه منابع گردد.

بسیاری از دولتها به عنوان بخشی از سیاستهای کشاورزی، یارانه تولید را برای رسیدن به اهداف خاص اجتماعی، به بخش کشاورزی می دهند. به عقیده هوک (1986)، مهمترین این اهداف عبارتند از:

1- نگه داشتن مردم بر سر زمینها

2- بالا بردن مطلوبیت زندگی در سطح روستا

3- غلبه بر هزینه های فاصله تا مراکز شهری و عدم حتمیت ناشی از شرایط آب و هوایی

4- طرفداری ویژه از منابع طبیعی مانند آب و خاک

5- فراهم آوردن منابع جهت تحقیقات کشاورزی برای مردم و مزارع مناطق محروم

این اهداف اقتصادی در سراسر جهان رایج هستند و دستیابی به آنها مستلزم تاسیس نهادهای خاصی می باشد که بتواند انرژی و آب ارزان، خدمات توسعه و تحقیقات کشاورزی را برای کشاورزان فراهم کنند.

ذرت و كلزا از مهمترين محصولات در سطح منطقه فارس هستند كه افزون بر قيمت هاي حمايتي همانند ساير محصولات از كودشيميايي نيز به وفور بهره گیری مي كنند. ذرت اکثراً بعنوان دان مرغ بهره گیری مي گردد. ارزش دان مرغ وارداتی در سال 1384 افزون بر 2/377 میلیون دلار (فائو،2005) بوده می باشد که رقم بسیار قابل توجهی می باشد. حمايت از اين محصول نيز در همين راستا و به مقصود كاهش وابستگي به واردات صورت گرفته می باشد.

در خصوص اهميت محصول كلزا نيز لازم می باشد آغاز در مورد ضرورت توسعه آن به مطالبي تصریح گردد. روغن خوراکی مانند اقلام غذایی که از طریق واردات تأمین می گردد و هر ساله بخشی از منابع کمیاب ارزی به این کالا اختصاص می یابد. بعنوان مثال در سال 1379 بالغ 1925 میلیارد ریال به واردات این کالا اختصاص داده گردید ( سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور، 1379). در سال های اخیر تنها حدود 8 درصد از نیاز داخلی روغن از منابع داخلی تأمین شده می باشد و باقیمانده آن از طریق واردات تأمین شده می باشد. توسعه منابع داخلی جهت تولید روغن خوراکی می تواند راهکار مناسب برای صرفه جویی در منابع ارزی اختصاص یافته به این کالا باشد. از میان دانه های روغنی کلزا بعد از سویا و نخل روغنی جایگاه سوم را در تولید روغن نباتی دارد. بطوری که حدود 7/14 درصد از کل تولید روغن نباتی جهان را به خود اختصاص داده می باشد. تولید کلزای جهان در سال 2000 برابر با 39517748 تن بوده می باشد. از میان کشورهای تولیدکننده 10 کشور سالانه بیش از 400 هزار تن تولید دارند. چین با تولید بیش از 10میلیون تن در سال در رتبه اول قرار دارد و 3/27 درصد از تولید جهان را در اختیار دارد. پس از چین کانادا با 1/7 و هند با 1/6 میلیون تن در رتبه های بعدی قرار دارند. ایران نیز با 17090 تن 04/0 درصد از تولید جهان را در اختیار دارد. (وزارت جهاد کشاورزی، 1381) میزان بالای روغن در دانه کلزا که در بعضی از ارقام به 48 درصد می­رسد و همچنین ترکیب مناسب اسیدهای چرب ارقام اصلاح شده موجب تسلط آن بر بازارهای جهانی روغن شده می باشد (دهشیری، 1378).

کشت تجاری کلزا از سال 1942 در کانادا آغاز شده می باشد. مصرف خوراکی آن از سال 1948مورد توجه قرار گرفت و در سال های 1956 و 1957 از این گیاه روغن استخراج گردید. زراعت کلزا در سال 1969 و در استرالیا آغاز گردید (وزارت جهاد کشاورزی، 1381).

در ایران در دو دهه گذشته نیز آزمایش های به نژادی و به زراعی متعدد و متنوعی صورت گرفته می باشد. نتایج این تحقیقات نشان داده می باشد که توسعه کشت کلزا در ایران امکان پذیر می باشد و می تواند به موازات توسعه کشت زیتون در کاهش وابستگی به خارج در زمینه روغن گیاهی مؤثر باشد. بر طبق پیش­بینی برنامه پنج ساله سوم توسعه اقتصادی – اجتماعی تا آخر اجرای برنامه 360 هزار هکتار به مقصود تولید 580 هزار تن دانه با حداقل درصد روغن 38 درصد پیش بینی گردیده می باشد.

تولید این محصول از 65/50 تن در سال 1372 به 17090 تن در سال 1381 رسیده می باشد. در میان استان های کشور در سال 1379 استان مازندران با تولید 6970 تن که حدود 41 درصد از تولید کل کشور را شامل می گردد بیشترین تولید را داشته می باشد. پس از استان مازندران نیز استان­ گلستان با تولید 6600 تن قرار داشته می باشد. این دو استان در مجموع 80 درصد کلزای ایران را در اختیار دارند و مهمترین مناطق تولید کلزا محسوب می­شوند. پس از استان های مازندران و گلستان نیز استان های مرکزی و اردبیل به ترتیب با 710 و 414 تن تولید قرار دارند. استان فارس نیز با تولید 340 تن و حدود 2 درصد از تولید کشور در جایگاه پنجم قرار دارد (وزارت جهاد کشاورزی، 1381).

بر اساس مطالب ياد شده مشخص گرديد كه توسعه ذرت و كلزا همواره مي تواند بعنوان يك هدف مطرح باشد و اکثراً سياست­هاي حمايتي خريد تضميني و توزيع يارنه اي برخي از نهاده ها كه مهمترين آنها كودشيميايي مي باشد در همين راستا صورت گرفته می باشد. در سال هاي اخير به دنبال بهره گیری بي رويه از نهاده كودشيميايي كه بار مالي بالا و زيان هاي زيست محيطي را به همراه داشته می باشد دولت را بر آن داشته می باشد تا بمنظور مقابله با پيامد ياد شده يارانه اين نهاده را كاهش و در نهايت حذف نمايد تا افزون بر منطقي شدن الگوي مصرف از كودشيميايي بار مالي آن نيز كاهش يابد. اما لازم می باشد پيش از انجام چنين اقدامي در خصوص پيامد هاي آن بررسي هاي لازم صورت گيرد. مانند اين پيامد ها تغييرات توليد و تغييرات رفاهي در ميان توليدكنندگان محصولات ذكر شده مي باشد. با در نظر داشتن جايگاه اين محصولات در استان فارس مطالعه حاضر مي كوشد تا اثر كاهش و حذف يارانه كودشيميايي را در ميان بهره برداران منتخب ذرت و كلزا استان فارس ارزيابي نمايد. اهداف مطالعه نيز بصورت مشروح شامل موارد زير می باشد:

1-3اهداف پژوهش:

هدف اصلی این پژوهش سیاستگذاری بهینه یارانه نهاده های کود و سم محصول ذرت در استان فارس می باشد. اهداف جزئی عبارتند از:

1) تعیین بازده کود و سم مصرف شده بوسیله کشاورزان با بهره گیری ازتابع تولید.

2) تعیین میزان منطقی بودن بهره برداران در کاربرد نهاده های شیمیایی.

3) مطالعه آثار آزاد سازی نهاده کودوسم شیمیایی بر میزان مصرف آن درتولید ذرت استان فارس.

4) مطالعه عوامل موثر بر تقاضای کود شیمیایی.

1-4فرضیات پژوهش

1- آزاد سازی قیمت نهاده های شیمیایی(کود و سم) منجر به کاهش تولید ذرت می گردد.

2- کشاورزان در کاربرد نهاده کود و سم، در ناحیه سوم تولید قرار دارند.

3- آزاد سازی منجربه کاهش مصرف نهاده های کود وسم می گردد.

1- 5- پیشینه پژوهش

در اين فصل به مرور پيشينه مطالعات انجام‌شده در كشورهاي مختلف و ايران پرداخته شده می باشد. براي اين مقصود مطالعات انجام‌شده در زمينه مصرف کود وسم، آزادسازی و تابع تقاضای کل مرور شده می باشد.

1-5-1مطالعات انجام شده در زمینه مصرف کود و سم

الياسيان و حسینی (1375) مطالعه اي را در ارتباط با مسائل توليد ، توزيع و مصرف كود شيميايي در ايران انجام داده اند . محققين پيشنهاد مي كنند كه قيمت كود شيميايي بايستي در حداقل ممكن باشد. راههاي ممكن براي حصول اين هدف را كاهش هزينه توزيع كود ، انتخاب صحيح كود ، يارانه ، كمكهاي مالي و بهبود نظام توزيع و آموزش ترويج مي دانند. محققين با اتکا به به تحقيقات فائو در مورد يارانه كود شيميايي عقیده دارند كه برقراري نظام ما به التفاوت پرداختي كودهای شيميايي در افزايش تقاضاي كود شيميايي توسط كشاورزان مؤثر مي باشد و بدين طريق مي توان توليد محصولات كشاورزي را افزايش داد. همچنین محققین اظهار می کنند که دولتها به دو طریق می توانند کشاورزی را مورد طرفداری قرار دهند یا از طریق برقراری نظام مابه التفاوت پرداختی به کشاورزان و یا از طریق تضمین خرید محصولات و از آنجا که بازار محصولات کشاورزی کاملا سازمان نیافته، در نتیجه کنترل قیمتها مشکل می باشد و برقراری نظام مابه التفاوت پرداختی را در ارتباط با نهاده ها موثرتر می دانند. .

حیاتی(1376) چگونگی طریقه کاهش مصرف سموم در کشورهای اسکاندیناوی را الگوی عملی مناسبی برای ایران می داند. وی اظهار می دارد که به دنبال مطرح شدن موضوع حفاظت از محیط زیست و کشاورزی پایدار کشورهای اسکاندیناوی نیز خود را ملزوم به همخوانی با تغییرات جهانی در طریقه تولید وکاهش در مصرف سموم کشاورزی جهت سالم نگه داشتن محیط زیست دانسته و طراحان سیاستهای آنها،برنامه های جدیدی را به این مقصود طراحی و با موفقیت به مرحله اجرا درآورده اند. سوئد اولین کشوری بوده می باشد که طی یک برنامه پنج ساله آغاز میزان مصرف ماده موثر سموم را 4500

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد