هدف از پژوهش حاضر مطالعه ارتباط بهره گیری شهروندان از خدمات دولت الکترونیک با اعتماد عمومی می باشد. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و از منظر ماهیت توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کارکنان و اعضا هیأت علمی دانشگاه آزاد و دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1393 بود که تعداد آنها 1991 نفر (دانشگاه شهید باهنر 1392 نفر ، دانشگاه آزاد599 نفر) گزارش گردید. حجم نمونه از طریق جدول مورگان 322 نفر تعیین گردید که تعداد 360 پرسشنامه توزیع و تعداد 350 پرسشنامه جمع‏ آوری و نمونه‏ گیری به روش طبقه‏ای تصادفی انجام گردید. در این پژوهش جهت جمع‏آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش میزان بهره گیری از خدمات دولت الکترونیک و اعتماد عمومی بهره گیری گردید. پرسشنامه میزان بهره گیری از دولت الکترونیک دارای 7 گویه و پرسشنامه اعتماد عمومی دارای 28 گویه می‏باشد. برای سنجش روایی محتوایی پرسشنامه­ها از نظر متخصصین و کارشناسان بهره گیری گردید که روایی پرسشنامه دولت الکترونیک 91/0 و پرسشنامه اعتماد عمومی 90/0 به­دست آمد. همچنین پایایی این پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه دولت الکترونیک 786/0 و اعتماد عمومی 917/0 محاسبه گردید. نتایج نشان داد که بین میزان بهره گیری از خدمات‏ دولت ‏الکترونیک واعتماد عمومی وابعاد آن شامل اطمینان، درست‏کاری و خطرپذیری ارتباط مستقیم هست.‏ همچنین نتایج سؤال­های جانبی نشان داد که میزان بهره گیری شهروندان از خدمات دولت الکترونیک با اعتماد عمومی در جامعه موردمطالعه بیش از سطح متوسط می باشد. نتایج مربوط به تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی درمیزان بهره گیری شهروندان از خدمات دولت الکترونیک نشان داد که بر اساس جنسیت وسابقه خدمت تفاوت معنادار نمی­باشد اما براساس تأهل وتحصیلات تفاوت معنا­دار می باشد. نتایج مربوط به تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی دراعتماد عمومی هم نشان داد که جنسیت، تأهل، تحصیلات و سابقه خدمت هیچکدام موجب تفاوت در نتایج نشده­ اند.

فصل اول: کلیات پژوهش

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

1-1- مقدمه

در بسیاری از کشورهای جهان اعتماد کارکنان بخش عمومی به سازمان­ها روبه کاهش بوده ویکی ازسازوکارهایی که باعث ارتقای اعتماد در این سازمان­ها می­گردد، به کارگیری دولت خدمت­گزاراست. راجر[1](1995) اعتماد را تمایل یک نفر به آسیب پذیر نگه­داشتن خود در برابر اقدامات طرف مقابل می­داند، بر اساس این انتظار، طرف مقابل دست به اقداماتی می­زند که برای اعتمادکننده اهمیت دارد، در تعریف دیگری روتر[2](1997) آنرا صلاحدیدی از جانب فرد یا گروهی که می­توان به واسطه­ی آن بر کلام، وعده، اظهارشفاهی یا کتبی فرد یا گروه دیگری تکیه نمود، اظهار می­کند. همچنین به عقیده گوردون[3](2000) اعتماد یک انتظار مثبت می باشد، در ارتباط با اینکه طرف مقابل در گفتار، کردار و رفتار خود به گونه‏های فرصت طلبانه رفتار نکند(زاهدی و همکاران،1390). در تعریف کلاس اوفه[4] اعتماد به معنای این باور می باشد که دیگران با اقدام یا خودداری از اقدام خود به رفاه من یا ما کمک می­کنند و از خدشه دار کردن به من خودداری می­کنند(بختیاری، 1389).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

امروزه با پیشرفت­هایى که در فناورى اطلاعات و ارتباطات حاصل شده و نیز اثرگذارى این فناورى بر جوانب مختلف زندگى و ظهور عصر دیجیتال که به موج چهارم معروف شده می باشد، تغییر در زمینه­هاى مختلف زندگى امرى اجتناب ناپذیر شده و در صورت ناسازگارى سازمان­ها با این تغییرات ناکارآمدى سازمان­ها بیش از پیش مشهود خواهد بود که بازاریابى و تجارت و دولت الکترونیکى نمونه­هایى از این تأثیرگذارى می باشد. یکى از آرمان­هاى در حال تحقق عصر ارتباطات و اطلاعات، دولت الکترونیکی می باشد(آقا زمانی،1384).

به عنوان اهمیت موضوع مطالعه تأثیر دولت الکترونیک با اعتماد عمومی شهروندان می­توان گفت که: بهره­گیری از فرصت­هایی که فن­آوری اطلاعات و ارتباطات برای کشورهای جهان، به­ویژه کشورهای در حال توسعه همانند ایران، فراهم آورده می باشد، به آنها امکان می­دهند، تا فاصله خویش با کشورهای توسعه یافته را با سرعت بیشتری کاهش دهند (زاهدی و همکاران، 1390).

مسأله اصلی این پژوهش ارتباط بهره گیری شهروندان ازخدمات دولت الکترونیک با اعتماد عمومی می باشد. در این فصل در مورد اظهار مسأله، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف پژوهش، سوالات پژوهش، فرضیات پژوهش ، تعریف واژه‌های پژوهش بحث می­گردد.

1-2- اظهار مساله

دایره مفهومی اعتماد نسبتاً گسترده وچند بعدی می باشد. مطالعه اعتماد در سطوح فردی، سازمانی، اجتماعی هرکدام نقطه آغاز، ویژگی‌ها و پشتوانه نظری خاص خود را دارند. اضافه براین، اعتماد به نهادها موجود در جامعه و اقدامات آن‌ها، خود می‌تواند دریچه دیگری را برای مطالعه مقوله اعتماد بگشاید. اعتماد عمومی به عنوان درکی که از میزان اطمینان به دیگران هست اطلاق شده می باشد. این نوع از اعتماد معمولاً با این پرسش مورد سنجش قرار می‌گیرد که: شما فکر می‌کنید بیشتر مردم قابل اعتماد هستند یا اینکه نیاز به دقت در مراودات خود دارید، یا هر دو مورد به شرایط و فرد بستگی دارد. اعتماد به دولت می‏تواند سبب همراهی شهروندان با سیاست‏های دولت بدون در نظر داشتن زور گردد(دانایی‏فرد، 1387).

اعتماد­سازی درسطح اتکای عمیق متقابل بر این فرض قرار دارد که طرفین توجیهات و جهان­بینی همدیگر را قلباً قبول دارند. به‏ویژه زمانی که آنها در ارتباط با اموری باشند که نیاز به پیش­بینی یا استنباطی به عنوان پیامدهای اتکای متقابل دارند(احمدی مهربانی، 1380).

اعتماد به دولت می­تواند سبب همراهی شهروندان با سیاست­های دولت بدون در نظر داشتن زور گردد. (دانایی­فرد، 1387)اعتماد به پشتیبانی مردم از نظام­های سیاسی منجر خواهد گردید و همچنین فرصت لازم را در اختیار رهبران سیاسی قرار می­دهد تا به اصلاحات ارتباط و گفتگو بپردازند بدون اعتماد هیچ کنش متقابل و مطمئنی صورت نخواهد پذیرفت(درانی و رشیدی ، 1387).

از آن هنگام تا به امروز تجربه توسعه پیام متفاوتی را به ما می­دهد: دولت درفرایند توسعه اجتماعی واقتصادی تأثیر محوری دارد، با این حال نه به عنوان فراهم کننده مستقیم رشد بلکه به عنوان یک شریک، عامل تسریع وتسهیل کننده در طریقه توسعه. مهم­ترین اقداماتی نیز که توسط دولت­ها می­تواند برای تقویت اعتماد عمومی انجام گردد عبارتند از:

تشویق و تقویت تشکیل نهادهای مدنی؛ تقویت وغنی سازی آموزش­های عمومی؛ تأمین امنیت شهروندان در جهت حضور داوطلبانه در نهادهای اجتماعی؛ پرهیز از تصدی­گری بخش­های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و واگذاری فعالیت­های مربوطه به نهادهای مردمی برای جلب مشارکت آنها در فعالیت­ها و زمینه‏سازی ایجاد و تقویت نهادهای اجتماعی و شبکه­های اعتماد بین آحاد مختلف مردم. آموزش و توانمندسازی، فرایند طرح‏ریزی شده­ای می باشد که شهروندان، مشارکت خود را در جوامع مختلف احساس و نتایج حاصل را نظاره کنند. هدف از آموزش و توانمندسازی ایجاد فرصت دسترسی به ساختار اصلی و کسب اطلاعات می باشد. شهروندان و مدیران بخش عمومی می بایستی به مثابه دو شریک در راه تأسیس نهادهای آزادمنشانه یا مراکز یادگیری همت گمارند. با تحصیل دانش، شهروندان و مدیران می­توانند بهتر با یکدیگر کار کنند و از ابتدای کار در اجرای اموری که تعیین و مشخص گردیده­اند، مشارکت ورزند(شمس ، 1385).

دولت­ها برای اجرای برنامه خود، کارفرمایان برای بالا بردن فروش محصولاتشان، و حتی یک سرپرست اداره برای موفقیت در کار خود نیازمند جلب اعتماد کسانی می­باشند که تحت نظارت آنها به فعالیت پرداخته و موفقیت آنها در گروه جلب اعتماد می باشد. متولیان امور عمومی در صورتی که از اعتماد شهروندان نسبت به خود برخوردار باشند، بهتر می­توانند از مهارت­ها، توانایی­ها و استقلال خود در جهت ارائه خدمات و اثربخش کردن اقداماتشان بهره گیری کنند(گوردن، 2000).

بعضی از صاحب­نظران سه بعد حس درست‏کاری، خطرپذیری و اطمینان را برای اعتماد عمومی ذکر کرده­اند(منوریان ، 1388).

به نظر می­رسد ارائه خدمات الکترونیکی به دلیل سهولت و سرعت دستیابی به آن و ایجاد ارتباط با خدمت گیرنده بتواند در جهت تقویت سه بعد درست‏کاری، اطمینان و خطرپذیری مؤثر باشد.

گارتنر(2000)دولت الکترونیک را در معنای گسترده به این شکل تعریف می­کند که: دولت الکترونیک در واقع بهینه‏سازی مداوم نحوه­ی ارائه­ی خدمات، مشارکت پیوسته، و مدیریت کردن از طریق متحول ساختن روابط درونی و بیرونی با بهره گیری از تکنولوژی، اینترنت و رسانه جدید می­باشد(گارتنر، 2000). فعالیت­های دولتی که برمبنای ارتباطات الکترونیکی بین همه­ی سطوح دولت، شهروندان و بخش تجاری صورت می­گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید