از دیدگاه مدیریت مالی، موجودیت شرکت­ها با فعالیت­های سرمایه گذاری و تأمین مالی آغاز می­گردد و تداوم می­یابد. با فرض ثابت بودن سیاست­های سرمایه گذاری، بدیل­های سرمایه گذاری و نرخ بازدهی آنها، بنگاه­ها بایستی به گونه­ای اقدام کنند که هزینه تأمین مالی لازم جهت انجام سرمایه گذاری­های خود را به حداقل برسانند. هدف از این پژوهش پیدا­ کردن عواملی می باشد که اهرم مالی شرکت­های ایرانی را تحت تاثیر قرار می­دهند. نمونه ای از 63 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به مدت 5 سال (1387-1391) انتخاب شدند. برای تجزیه و حلیل داده ها از نرم افزار ایویوز و روش پنل دیتا بهره گیری گردیده می باشد. نتایج نشان می­دهد که اهرم مالی شرکت­های بورس ایران در 7 صنعت بزرگ توسط دارایی وثیقه، سودآوری، نرخ موثر مالیاتی، اندازه شرکت، فرصت­های رشد، سپر مالیاتی غیر بدهی، و شاخص صنعت تحت تأثیر قرار می­گیرد. این پژوهش به ادبیات و سوابق عوامل موثر بر اهرم مالی کمک می­کند. این یافته­ ها ممکن می باشد برای مدیران مالی شرکت­ها، سرمایه گذاران، بانکها، اعتبار دهندگان و مشاوران مدیران مالی مفید باشد.

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه:

محیطی که شرکت­ها اکنون درآن فعالیت می­کنند محیطی می باشد در­حال رشد و بسیار رقابتی؛ و شرکت­ها برای ادامه حیات مجبور به رقابت با عوامل متعددی در سطح ملی و بین اللملی و بسط فعالیت­های خود از­ طریق سرمایه گذاری­های جدید می­باشند؛ شرکت­ها برای سرمایه گذاری احتیاج به منابع مالی دارند. اما منابع سرمایه و بهره گیری از آنها بایستی به خوبی تعیین گردد تا شرکت بتواند سود­آور باشد و این وظیفه یک مدیر مالی می باشد که منابع تأمین مالی و نحوه بهره گیری از آنها را تعیین کند.(اسدی،1390: 10)

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

در نظریات جدید مالی وظایف یک مدیر مالی در یک واحد بازرگانی تصمیم­های مربوط به سرمایه گذاری، تصمیم­های تامین مالی و تصمیم­های تقسیم سود می­باشد. هدف مدیرت مالی از اتخاذ چنین تصمیم­های حداکثر کردن ارزش شرکت می­باشد. پس یک شرکت در راستای به حداکثر رساندن ارزش شرکت بایستی تعیین کند که در کجاها بایستی سرمایه گذاری انجام دهد. یعنی دارایی موجود در قسمت راست ترازنامه با چه ترکیبی آورده گردد و این دارایی­ها از چه منابع تأمین مالی گردد.(نصیری،1391)

آیا از طریق بهره گیری بدهی و ایجاد اهرم ، شرکت تأمین مالی کند یا از آورده سهامداران تأمین مالی کند؟ یک مدیر مالی بایستی همیشه مراقب باشد، که روش­های تأمین مالی با نوع سرمایه گذاری شرکت سازگار باشد، همچنین از اهرم درحد معقول آن بهره گیری کند، تا به صورتی باشد که هم ارزش شرکت حداکثر گردد و هم اینکه هزینه­های ورشکستگی زیادی برای شرکت تحمیل نشود. یعنی شرکت یک ریسک مالی معقولی را به واسطه بهره گیری از بدهی تحمل نماید.

عوامل مؤثر بر ساختار مالی شرکت­ها به دو دسته کلی عوامل درونی و بیرونی تقسیم می­گردد. عوامل درونی فاکتور­هایی هستند که از عملیات شرکت و از درون شرکت ناشی می­شوند و در واقع ناشی از فعالیت و ویژگی­های عملیاتی می باشد که از درون خود شرکت نشأت می گیرد. بعضی از این عوامل را می­توان به توضیح زیر نام برد:

نوع صنعت، اندازه شرکت، ریسک تجاری، اهرم عملیاتی، فرصت­های رشد، ساختار دارایی­ها، سود آوری، معافیت­های مالیاتی غیر بدهی(سپر مالیاتی) و…

عوامل بیرونی عواملی هستند که از بیرون موسسه یا شرکت پدید می­آیند و در واقع برخاسته از ماهیت و ویژگی­های محیط شرکت یا موسسه می باشد بعضی از این عوامل را می­توان به توضیح زیر نام برد:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مالیات، نرخ بهره، سطح عمومی فعالیت­های تجاری، قابلیت دسترسی به وجوه در بازار، رفتار قرض دهندگان، الگوهای رایج و…. (اسدی،1390: 11)

پس این پژوهش به دنبال یافتن اثر دارایی­های وثیقه­ای شرکت، سود آوری شرکت، نرخ موثر مالیات شرکت، سپر مالیاتی غیر بدهی شرکت، اندازه شرکت، نرخ رشد، تعداد شرکت­های تابعه و شاخص صنعت بر اهرم مالی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران می­باشد تا مدیران مالی و سرمایه گذاران و وام دهندگان بتوانند از این نتایج بهره گیری کنند. زیرا برای افراد وموسسات ذینفع، قابل توجه و مهم می باشد که شرکت مورد نظر برای تأمین مالی دارایی­های خود از چه حجمی بدهی و از چه حجمی سهام (حقوق صاحبان سهام) بهره گیری نموده می باشد. زیرا این امر بر تصمیم­های آنها در ارتباط با آن شرکت تأثیر خواهد گذاشت. بانک ها در هنگام اعطای وام به شرکت­ها و افراد سرمایه گذار در هنگام خرید سهام شرکت­ها به این مسأله توجه دارند که شرکت­ها از چه بافت مالی بر خوردار هستند.

2-1- تعریف موضوع و اظهار مساله:

تصمیم­های تأمین مالی و سرمایه گذاری در شرکت­ها، تصمیم­هایی هستند که هر دو با آینده نگری اتخاذ می­شوند. در تصمیم­های تأمین مالی، شرکت وجوه مورد نظر خود را در حال حاضر به کار می­گیرد تا در آینده بتواند به تعهدات خود در قبال تأمین کنندگان منابع مالی اقدام کند، و آن چیز که که در تصمیم­های سرمایه گذاری تأثیر کلیدی را بازی می­کند هزینه سرمایه[1] شرکت می باشد؛ زیرا هزینه سرمایه به عنوان نرخ تنزیل[2] جریان های نقدی حاصل ازپروژه­های سرمایه گذاری بهره گیری می­گردد. پس، رد یا قبول پروژه­های سرمایه گذاری پیشنهادی در گرو انتخاب مناسب ترین نرخ تنزیل یا همان هزینه سرمایه می باشد این در حالی می باشد که هزینه سرمایه شرکت، تابعی از ساختار سرمایه[3] آن می باشد. پس انتظار می­رود تغییر در ترکیب منابع تأمین مالی (ساختار سرمایه) بر هزینه سرمایه و متعاقباً ارزش شرکت تأثیر گذارد.

منابع تأمین مالی شرکت­ها بر اساس سیاست تأمین مالی آنها، به دو بخش ” منابع مالی درونی” و ” منابع مالی بیرونی” شرکت تقسیم می­گردد. در منابع مالی درونی، شرکت از محل سود کسب شده اقدام به تأمین مالی می­کند، یعنی به جای تقسیم سود بین سهامداران، سود را در فعالیت­های اکثراً عملیاتی شرکت برای کسب بازده بیشتر به کار می­گیرد و در منابع مالی بیرونی از محل بدهی­هاو سهام، اقدام به تامین مالی می کند. (نمازی، 1384: 76)

دیدگاهتان را بنویسید