در سال های اخیر مشارکت سازمان در مسائل اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی یکی از موضوعات اساسی برای سازمان ها و جامعه به شمار می رود. در همین راستا محققان و پژوهشگران مختلف کوشش می نمایند تا با دستیابی به روش های جدید مدل هایی کاربردی و خلاقانه ارائه دهند که از طریق آنها از یک سو توجه سازمان ها و مدیران آنها را نسبت به CSR بهبود بخشیده و از سوی دیگر آن را با استراتژی ها و اهداف اصلی سازمان یکپارچه نمایند. در این پژوهش با تکیه بر مفاهیم مربوط به مدل کسب و کار، ذینفعان و CSR، محقق به یکپارچه سازی CSR و مدل کسب و کار برای خلق یک مدل کسب و کار جدید که مدل کسب و کار مسئولانه نام گذاری شده می باشد،   می پردازد. مدل کسب و کار مسئولانه روش های جدیدی برای خلق ارزش برای تمامی افراد و گروه هایی که در یک کسب و کار مشارکت دارند مانند مشتریان، سهامداران، جامعه و سایر ذینفعان، ارائه می دهد.

پس از ارائه ی مدل کسب و کار مسئولانه و همچنین روش ارزیابی مزیت رقابتی حاصل از این مدل، این مباحث در شرکت اروم نارین (شادلی) با بهره گیری از روش های کیفی و کمی مورد مطالعه قرار گرفته و در دنیای واقعی کسب و کار سنجیده شده اند.

فصل اول: مقدمه و کلیات پژوهش

1-1) اظهار مسئله

مسئولیت های سازمان در قبال ذینفعان (جامعه، محیط زیست، سهامداران، مشتریان،….) یکی از مباحث مهم و اساسی در حوزه کسب و کار در دوره ی حاضر به شمار می رود. در کشورهای  توسعه یافته و صنعتی بسیاری از مصرف کنندگان توجه خود را به کالاها و خدماتی معطوف        می دارند که توسط شرکت ها و واحد های اقتصادی مسئول نسبت به مسائل اجتماعی و        محیط زیستی تولید می شوند. علاقمندی و توجه سرمایه گذاران و خریداران سهام نیز به این موضوع رو به افزایش می باشد. با کمال تاسف این موضوع در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته به شکل دیگری می باشد زیرا معضلات پیش روی سازمان ها به قدری پیچیده و سخت هستند که بسیاری از این سازمان ها تنها به فکر باقی ماندن در بازار بوده و نمی توانند حتی به سود بلند مدت فکر کنند و پس در نظر داشتن مسائل اجتماعی و محیط زیستی و همچنین نیازها و حقوق ذینفعان برای آنها چندان ساده نیست.

آن چیز که می تواند هم برای سازمان ها و واحد های اقتصادی در کشورهای صنعتی و هم در کشورهای در حال توسعه مفید باشد ارائه راهکارهایی می باشد که از طریق آنها بکار گیری استراتژی های مربوط به مسئولیت اجتماعی سازمان[1] و پیاده سازی آنها صرفا هزینه تلقی نشود و نوعی سرمایه گذاری محسوب شده و ایجاد فایده و ارزش نماید.

با در نظر داشتن این که CSR یک مفهوم نموی و یک هدف در حال حرکت می باشد، سازمان ها کوشش می کنند بخش هایی از CSR را در اولویت کارهای خود قرار دهند که اثرات مالی مثبت برای آنها داشته باشد [1]. این به آن معنی می باشد که اغلب شرکت ها در حالی تمایل به اجرای CSR دارند که سود سهامداران شان نیز تامین گردد. بعضی از پژوهشگران با ارائه ی مفهوم CSR استراتژیک کوشش در تحقق این هدف داشته اند. پورتر و کرامر[2] [2] به گونه مثال با ارائه ی چارچوب CSR استراتژیک کوشش نموده اند تا با یکپارچه سازی CSR و استراتژی های سازمان، CSR را به منبع فرصت و مزیت رقابتی تبدیل نمایند.

یکپارچه سازی CSR نه فقط با استراتژی های سازمان بلکه در حوزه ی وسیع تری با مدل کسب و کار[3] سازمان جهت خلق ارزش برای کلیه ی ذینفعان مانند سهامداران، هدف اساسی این پژوهش می باشد. آفا[4] [3, p. 2] در تعریف مدل کسب و کار عنوان می کند که «یک مدل کسب و کار چارچوبی می باشد برای به دست آوردن پول».

واژه مدل کسب و کار در پایان دهه ی 1990 و با ظهور اینترنت و تجارت الکترونیک وارد حوزه ی ادبیات مدیریتی گردید [4,5].

یک مدل کسب و کار مفهومی سودمند جهت درک و دسته بندی عملیات های سازمان می باشد [6]. مدل های کسب و کار را نمی توان مدل های علمی یا قیاسی و یا دستورالعمل نامید بلکه ممکن می باشد یک مدل کسب و کار هر یک از این تأثیر ها را به تنهایی و یا همه ی آنها را همزمان با هم اعمال کند که این بستگی به نوع سازمان و اهداف آن دارد [7]. زوت و امیت[5] [8] مدل کسب و کار را به عنوان سیستمی از فعالیت های متعامل در نظر می گیرند که باعث توسعه سازمان و گسترش مرزهای آن می گردد.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که مردم، شرکت ها، دولت ها و حتی ملت ها بیش از گذشته با یکدیگر ارتباط داشته و به هم وابسته هستند. در نظر داشتن منافع شخصی و خودخواهی افراد و حتی شرکت ها مانع از نوآوری و پیشرفت بوده و بر عکس همکاری و مشارکت با یکدیگر و کار کردن با دیگران و برای دیگران می تواند یک انگیزه ی قوی برای افزایش نوآوری و پیشرفت باشد [9, p. 283].

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

آن چیز که در مورد یک کسب و کار بایستی به آن توجه گردد آن می باشد که یک شرکت یا سازمانی که یک کسب و کار را راه اندازی می کند از افراد و گروه های مختلفی به نام ذینفعان تشکیل شده که تنها در کنار هم و در توازن و هماهنگی با هم می توانند به اهداف خود چه مادی باشد و یا غیر مادی    دست یابند. همه ی این ذینفعان نسبت به هم مسئولیت هایی دارند که انجام و رفع این مسئولیت ها باعث افزایش کارایی و تشدید انرژی لازم برای تحقق اهداف و خلق ارزش خواهد گردید.

یک سازمان نسبت به کارکنان خود برای ایجاد یک محیط خوب کاری (شامل امنیت، بهداشت و سلامتی، ساعات کار، دستمزد،…)؛ نسبت به مشتریان خود برای ایجاد رضایت در آنان و تبعیت از اصول و ارزش های رقابت منصفانه و نسبت به جامعه برای حفظ محیط زیست، حقوق بشر ها، توسعه پایدار،… مسئول می باشد [10, p. 4].

وقتی یک شرکت محیط مناسب و مطلوبی برای کارکنان خود ایجاد می کند آنها با کارایی بیشتری کار می کنند. این دیدگاه می تواند به مدیران این بینش را دهد که CSR باعث خلق ارزش هم برای سازمان و هم برای کارکنان می گردد. مدیران بایستی بدانند که CSR چیزی بیش از هزینه، اجبار و اضطرار و اقدام خیرخواهانه می باشد؛ CSR می تواند منبع فرصت، نوآوری و مزیت رقابتی باشد [2].

با دستیابی به یک درک شفاف و واضح از CSR و توسعه ی رویکرد های جدید به مدل کسب و کار، این مفاهیم برای خلق مدل مفهومی این پژوهش ترکیب خواهند گردید.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

پرداختن به موضوع مدل کسب و کار با رویکرد مسئولیت اجتماعی سازمان با هدف ارائه راهکار برای خلق سازمان های مسئول و بالتبع خلق ارزش برای ذینفعان مانند سهامداران و سرمایه گذاران بوده می باشد و این نکته نیز قابل توجه و اهمیت می باشد که دستیابی به این هدف مستلزم پرداختن به مباحث بسیار گسترده تری در حوزه مباحث مدیریتی و سازمانی مانند فرهنگ سازمانی، مدیریت تحول، مدیریت منابع انسانی،…… می باشد که از حیطه ی این پژوهش خارج    می باشد.