پایان‌نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته اصلاح نباتات (M.Sc)

عنوان

تجزیّه پایداری فنوتیپی ارقام نخود با بهره گیری از روش­های پارامتری و ناپارامتری

استاد راهنما

پرفسور عزت­اله فرشادفر

شهریور 1393

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                           صفحه

چکیده. 1

فصل اوّل: مقدّمه و کلیّات. 2

1-1- اهمّیّت نخود. 3

1-2- منشاءِ نخود. 3

1-3- اصلاح نخود برای مقاومت به خشکی. 4

1-4- ژنتیک نخود. 5

1-5- سازگاری. 6

1-6- پایداری. 7

1-6-1- پایداری و ثبات عملکرد در اصلاح نباتات. 7

1-6-2- اثر متقابل ژنوتیپ و محیط. 8

1-6-3- روش­های کاهش اثر متقابل ژنوتیپ و محیط. 9

1-6-3-1- گروه­بندی محیط­ها. 9

1-6-3-2- بهره گیری از هموژن­ها و مخلوط­های ژنتیکی. 9

1-6-3-3- انتخاب فصلی متقابل. 10

1-6-3-4- ژنوتیپ­های پایدار. 10

1-7- روش­های تجزیّه­ آماری. 10

1-7-1- تجزیّه به مؤلّفه­های اصلی. 10

1-8- روش­های تجزیّه پایداری. 11

1-8-1- روش تجزیّه واریانس. 12

1-8-2- روش واریانس محیطی (Si2) 13

1-8-3- روش ضریب تغییرات محیطی (CVi) 14

1-8-4- روش اِکووالانس ریک. 14

1-8-5- واریانس پایداری Shukla 15

1-8-6- روش تجزیّه رگرسیون. 15

1-8-7- روش رگرسیون خطّی (LR) 15

1-8-7-1- رگرسیون خطّی. 16

1-8-7-1-1- مدل Eberhart و Russel 16

1-8-7-1-2- مدل Perkins و Jinks 17

1-8-7-1-3- مدل Freeman و Perkins 18

1-8-8- ضریب تشخیص (Ri2) 18

1-8-9- شاخص برتری (Pi) 18

1-9- دسته­بندی شاخص­های پایداری پارامتری. 19

1-9-1- پایداری نوع اوّل یا (T1) 19

1-9-2- پایداری نوع دوّم یا (T2) 20

1-9-3- پایداری نوع سوّم یا (T3) 20

1-9-4- پایداری نوع چهارم یا (T4) 21

1-10- روش­های نا­پارامتری تجزیّه پایداری. 21

1-11- اهداف مشخّص پژوهش. 23

فصل دوّم: مطالعه منابع. 24

2-1- مطالعه مرور منابع. 25

فصل سوّم: موّاد و روش‌ها. 33

3-1- مشخّصات موّاد آزمایشی. 34

3-2- خصوصّیّات طرح آزمایشی. 34

3-3- اندازه­گیری صفت آزمایشی. 36

3-4- تجزیّه و تحلیل­های آماری. 36

3-4-1- تجزیّه­های واریانس و آزمون مقایسه میانگین­ها. 36

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

3-4-2- تجزیّه­های همبستگی و مؤلّفه­های اصلی. 36

3-4-3- تجزیّه پایداری. 36

3-4-4- روش­های پارامتری. 37

3-4-5- روش­های نا­پارامتری. 38

3-4-5-1- روش Nassar و Huehn. 38

3-4-5-2- روش Thennarasu. 38

3-4-5-3- ارزش پایداری AMMI 39

3-4-5-4- شاخص عملکرد – پایداری (Ysi) 39

3-4-5-5- شاخص GSI 40

3-4-6- روش میانگین مجموع رتبه (RSM) 41

فصل چهارم: نتایج و بحث. 42

4-1- نتایج حاصل از تجزیّه واریانس مرکّب عملکرد. 43

4-2- تجزیّه پایداری. 46

4-2-1- نتایج تجزیّه پایداری به روش پارامتری. 46

4-2-1-1- واریانس محیطی (Si2) 46

4-2-1-2- ضریب تغییرات محیطی. 47

4-2-1-3- اِکووالانس ریک. 47

4-2-1-4- واریانس پایداری Shukla 48

4-2-1-5- شاخص برتری (Pi) 48

4-2-1-6- شاخص انحراف از خطّ رگرسیون (S2di) و ضریب رگرسیون (bi) 48

4-2-1-7- ضریب تشخیص (Ri2) 49

4-2-2- تجزیّه همبستگی شاخص­های پارامتری. 52

4-2-3- تجزیّه به مؤلّفه­های اصلی برای شاخص­های پارامتری. 54

4-3- نتایج تجزیّه پایداری به روش نا­پارامتری. 55

4-4- همبستگی شاخص­های نا­پارامتری و عملکرد. 63

4-5- تجزیّه به مؤلّفه­های اصلی برای شاخص­های نا­پارامتری. 66

4-6- نتیجه­گیری. 68

4-7- پیشنهادات. 70

منابع. 71

چکیده انگلیسی. II

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

جدول 3-1: موقعیّت جغرافیایی و آب و هوایی محلِّ اجرای آزمایش  34

جدول 3-2: ژنوتیپ­های مورد مطالعه. 35

جدول 3-3: صفت مورد مطالعه و علامت اختصاری. 36

جدول 4-1: تجزیّه واریانس مرکّب صفت اندازه­گیری شده (عملکرد دانه)  44

جدول 4-2: مقایسه­ی میانگین­ عملکرد 20 ژنوتیپ نخود در محیط­های مختلف. 45

جدول 4-3: مقادیر شاخص­های پارامتری. 50

جدول 4-4: رتبه­بندی ژنوتیپ­های مورد مطالعه بر اساس شاخص­های پارامتری. 51

جدول 4-5: تجزیّه همبستگی شاخص­های پارامتری با عملکرد دانه­ی 20 ژنوتیپ نخود. 53

جدول 4-6: مقادیر شاخص­های نا­پارامتری برای ژنوتیپ­های نخود. 60

جدول 4-7: ادامه­ی مقادیر شاخص­های نا­پارامتری برای ژنوتیپ­های نخود  61

جدول 4-8: رتبه­بندی ژنوتیپ­ها بر اساس شاخص­های نا­پارامتری. 62

جدول 4-9: تجزیّه همبستگی شاخص­های نا­پارامتری با عملکرد دانه­ی 20 ژنوتیپ نخود. 65

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست اشکال

شکل 4-1: تجزیّه به مؤلّفه­های اصلی برای شاخص­های پارامتری. 55

شکل 4-2: تجزیّه به مؤلّفه­های اصلی برای شاخص­های نا­پارامتری. 67

 

 

چکیده

به ­مقصود مطالعه اثر متقابل ژنوتیپ در محیط و مطالعه­ی سازگاری و پایداری، عملکرد دانه­ی 20 ژنوتیپ نخود در مزرعه­ی تحقیقاتی دانشکده­ی کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه، به مدّت چهار سال زراعی (1391-1387)، در دو محیط دیم و آبی، در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیّه واریانس مرکّب نمایانگر اختلاف معنی­داری برای اثر ژنوتیپ، محیط و اثر متقابل آن­ها بود که بیانگر وجود تنوّع ژنتیکی و امکان انتخاب ژنوتیپ­های پایدار می­باشد. بر اساس اکثر معیارهای پارامتری محاسبه شده، ژنوتیپ­های شماره­ی 16 (FLIP 99-26C) و                 20 (FLIP 00-6C) پایدارترین ژنوتیپ­ها با میانگین عملکردی بالاتر از میانگین جامعه، معرّفی شدند. نتایج تجزیّه­ همبستگی شاخص­های پارامتری نشان داد، بین پارامترهای پایداری، شاخص واریانس محیطی (Si2) بیشترین همبستگی مثبت و معنی­دار (**830/0) و شاخص برتری (Pi) بیشترین همبستگی منفی و معنی­دار (**90/0-) را با صفت عملکرد دانه داشتند. نتایج تجزیّه به مؤلّفه­های اصلی برای شاخص­های پارامتری مشخّص نمود، مؤلّفه­ی اوّل 32/53 درصد و مؤلّفه­ی دوّم 14/37 درصد از تغییرات را توجیه نمودند. در داده­های اصلی، فرض صفر، مبنی بر تساوی پایداری ژنوتیپی، در سطح احتمال پنج درصد رد گردید (1/30=، 69/46= و 54/31=). این شاخص­ها نشان می­دهند، ژنوتیپ­ها، دارای سازگاری متفاوتی برای شرایط دیم و آبی هستند. سازگارترین و پایدارترین ژنوتیپ آن می باشد که Si(1) و Si(2) آن حدّاقل باشد و با توجّه به اینکه 0=Si(2)=Si(1) به معنی حدّاکثر پایداری می­باشد پس ژنوتیپ شماره­ی 16 (FLIP 99-26C)، دارای بیشترین پایداری می باشد. به دلیل وجود همبستگی شاخص انتخاب ژنوتیپ (GSI)با شاخص­های ناپارامتری Nassar و Huehn، Thennarasu، میانگین مجموع رتبه (RSM) و انحراف معیار رتبه (SDR)، می­توان اظهار نمود شاخص GSI، شاخصی معتبر و مطمئن برای انتخاب ژنوتیپ­های پایدار به ­شمار می­رود. تجزیّه به مؤلّفه­های اصلی برای شاخص­های ناپارامتری، مشخّص نمود که دو مؤلّفه­ی اوّل در مجموع 21/88 درصد از تغییرات موجود بین شاخص­های ناپارامتری را توجیه نمودند.

 

کلمات کلیدی: نخود، تجزیّه­ پایداری، شاخص­های ناپارامتری، شاخص­های پارامتری و تجزیّه به مؤلّفه­های اصلی


 

 

 

 

 

 

 

فصل اوّل

مقدّمه و کلیّات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1- اهمّیّت نخود

نخود در زبان فارسی تحتِ عناوین نخود زراعی، نخود ایرانی و نخود کابُلی و در زبان انگلیسی با           نام­هایِNgalgram ،Chickpea ،Filed pea ، Gram و Garbanzo خوانده می­گردد. ازدیاد جمعیّت و نیاز روز ­افزونِ بشر به موّاد غذایی از یک سو و کمبود منابع تولید از سوی دیگر، اندیشه­ی محقّقان و دولت­مردان را در این راستا سوق داده می باشد که تنها راه دست­یابی به خودکفایی کشاورزی -به دلیل محدودیّت منابع آبی و خاکی هر کشور- افزایش عملکرد در واحد سطح می باشد. این امر میسّر نمی­گردد مگر به وسیله­ی بهره­گیری از علم ژنتیک و اصلاح نباتات که در نتیجه­ی آن با تولید ارقام پُر­­محصول، می­توان عملکرد در واحد سطح را افزایش داد. رژیم غذایی عمده­ی مردم جهان در اکثر کشورها را غلّات و حبوبات تشکیل می­دهد  (Saxena, 1997). در اغلب کشورهایی که با کمبود مواد غذایی رو­برو هستند، کمیّت و کیفیّت پروتئین مسئله­ی اصلی تغذیه می­باشد. ترکیبِ مناسبی از پروتئین گیاهی، به وسیله­ی­ مصرف حبوبات، می­تواند معضلات سوءِ­تغذیه و نیز بخشی از کمبود پروتئین بدن را مرتفع سازد (کوچکی، 1386).

نخود یکی از مهم­ترین حبوبات خوراکی خاورمیانه می باشد که به­ صورت پخته، لپه، آجیل و دانه­های سبز آن نیز به شکل تازه­خوری در سبد غذایی روزانه مصرف می­گردد. همچنین کاه و کلش، شاخ و برگ و حتّی دانه­های نامرغوب نخود به عنوان علوفه مورد تعلیف احشام قرار می­گیرد. نخود سفید رنگ معمولی، حاوی مقدار قابل توجّهی پروتئین می­باشد که معمولاً دیر ­هضم می باشد. میزان پروتئین نخود معمولی حدوداً 20 درصد می باشد، به­ همین ­دلیل مصارف بالایی دارد (کریمی، 1383). حبوبات را گوشت فقرا نامیده­اند؛ به ­گونه ­کلّی بین مقدار حبوبات مصرفی و میزان مصرف غذاهایی که منشأ دامی دارند، یک ارتباط­ی معکوس هست. بر همین اساس، حبوبات قسمت عمده­ای از غذای مردم کشور­های فقیر­­نشین در مناطق خشک را تشکیل می­دهند. از سوی دیگر، به ­دلیل قابلیّت هم­زیستی حبوبات با باکتری­های تثبیت­کننده­ی نیتروژن مولکولی جَو، در برقراری تعادل عناصر معدنی خاک، در اکوسیستم­های زراعی نیز حائِز اهمّیّت هستند و قرار دادن آن­ها در تناوب، به پایداری سیستم­های زراعی کمک می­کند (Saxena, 1997).

1-2- منشاءِ نخود

نخود تاریخچه­ای بسیار قدیمی دارد، مبدأِ آن را غرب آسیا و جنوب اروپا می­دانند. قرن­هاست که کشت و ­کار نخود در کشور­های خاورمیانه، هندوستان، پاکستان، ایران، حتّی یونان و جنوب اروپا رواج دارد (کریمی، 1383). از حدودِ 14700 سال پیش، بشر­ها بسیاری از گونه­های گیاهی را در خاورمیانه به مقصود تأمین احتیاجات­شان اهلی و مهار کرده­اند. به­ نظر می­رسد، کشاورزی با یک گروه هفت­­تایی از گیاهان  دانه­ای (گندم اینکورن دیپلوئید[1]، گندم اِمِر تتراپلوئید[2]، جو، نخود زراعی، نخود فرنگی، عدس و ماش تلخ) به علاوه­ی کتان شروع شده می باشد که «بسته­ی گیاهان بنیان­گذار[3]» نام گرفته­اند. Vavilov یک مرکز اوّلیّه در جنوب غربی آسیا و مدیترانه و یک مرکز ثانویه­ی ابتدایی را به عنوان مراکز منشاءِ نخود معرفی نمود (Saxena and Singh, 1997).

Van der Maesen   در سال 1972، منابع موجود در مورد تاریخچه­ی اهلی شدن و پراکنش نخود را مورد مطالعه قرار داد؛ قدیمی­ترین نشانه­ای که در مورد نخود به ­دست آمده می باشد، مربوط به 5450 سال قبل از میلاد مسیح در ناحیه­ی هاسیلر[4] در نزدیکی بوردور[5] ترکیه می باشد. در منطقه­ی جریکو[6] نمونه­هایی از بذر نخود پیدا شده می باشد که مربوط به 3200 سال قبل از میلاد می­باشند. آخرین نمونه به 2000 سال قبل تعلق دارد که در هند دیده شده می باشد (آقایی و کانونی، 1383).

1-3- اصلاح نخود برای مقاومت به خشکی

کوشش متخصّصین اصلاح نباتات در ایجاد واریته­هایی می باشد که کمترین کاهش عملکرد را در شرایط متوسّطی از تنش، دارا باشند. سازش گیاه با شرایط محیطی، به چهار روش کلّی صورت می­گیرد.

  • تکاملی (رشد)
  • مرفولوژیکی
  • فیزیولوژیکی
  • متابولیکی

ارزیابی صفات گیاه در این چهار سطح برای سازگاری به تنش محیطی، یکی از اهداف تحقیقات در ارتباط با مقاومت به تنش می باشد و تشخیص این سازگاری به تنش، در اصلاح نباتات اهمّیّت زیادی دارد. انتخاب و جدا­سازی ژنوتیپ­های مفید از نظر تحمّل به تنش به دو صورت مستقیم و غیر ­مستقیم        انجام می­گیرد.

مستقیم یا نظاره­ای، در مورد مطلق، تحت شرایط تنش کنترل شده، اعمال می­گردد و پیشرفت­های بسیاری نیز از این طریق به دست آمده می باشد.

غیر مستقیم، عبارت می باشد از غربال کردن و انتخاب برای خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی که با تحمّل به تنش محیطی، همبستگی دارند.

معیارهای انتخاب غیر مستقیم در اصلاح برای مقاومت به تنش و عملکرد بالا توسّط فیزیولوژیست­ها و به­نژاد­گران تعیین می­گردد. صفاتی که برای انتخاب بهره گیری می­شوند بایستی دارای خصوصیّات زیر باشند.

  • از واریانس ژنتیکی کافی­ای برخوردار باشند.
  • وراثت­پذیری بالایی داشته باشند.
  • دارای همبستگی بالا با عملکرد، در شرایط تنش یا با شاخص مقاومت به تنش، بر ­اساس عملکرد باشند.
  • ترجیحاً صفات به نحوِ مؤثری با عملکرد همبستگی معنی­دار داشته باشد.
  • به سادگی و سریع جهت ارزش اقتصادی ارزیابی شوند.

انتخاب برای تعیین ژنوتیپ­های مقاوم به خشکی، ممکن می باشد در محیط تنش یا بدون تنش انجام گیرد؛ بر این اساس Hurd در سال 1986 برای اوّلین بار مطرح نمود که از اقلیم­های نیمه خشک می­توان برای تهیّه­ی ارقام مقاوم به خشکی بهره گرفت. Quizenberry و Reitz در سال 1976، پس از مطالعه در این زمینه توجیه نمودند که انتخاب ارقامِ دارای عملکردِ برتر در شرایط محیطی مساعد، سودمندی بیشتری نسبت به انتخاب در شرایط تنش خشکی دارد؛ احتمالاً وجود سطوح مختلف تنش خشکی در محیط، فقط به بزرگی اختلاف عملکرد ارقام انتخاب شده می­اَفزاید. پس می­توان از یک روش مرکّب برای بهبود عملکرد در محـــــدوده­­ای خاص از تنش خشکی بهره گیری نمود تا سازگـارترین ژنوتیپ­ها شناسایی شــوند (عبدمیشانی و شاه­نجات­بوشهری، 1376).

 

1-4- ژنتیک نخود

   نخـود گيــاهي ديپلوئيــد با 2n= 2x= 16 كرومـوزوم و خودگشــن، از خانواده­ی بقولات (Leguminosae) می باشد (Auckland and Van der Maesen, 1980). در سال 1972 Van der Maesen و پس از آن در سال 1980 Auckland و Van der Maesen اغلب نخود را به دو گروه اصلي تقسيم مي­کنند. اين تقسيم­بندی بر اساسِ اختلاف در اندازه، شكل و رنگِ بذر می باشد. تيپي كه داراي دانه­ی درشت، گرد و سفيد يا زرد كم رنگ (كِرِم) مي­باشد، به تيپِ كابُلي معروف می باشد؛ گل­های اين تيپ رنگي نیستند. تيپي كه داراي دانه­ی ريز، زاويه­دار با لبه­ی تيز و در رنگ­های مختلف می باشد، به تيپ دِسي[7] معروف می باشد؛ اين تيپ معمولاً داراي گل و ساقه رنگي می باشد و گاهي برگ­های آن نیز رنگي مي­باشند. اگر چه اين گروه­ها قرن­ها پيش از هم جدا شده­اند امّا موانعي براي دورگ­گیری بين آن­ها وجود ندارد. دورگ­گیری بين اين دو گروه ممكن می باشد موجب ظهور اختلاف ژنتيكي يا صفات ژنتيكي جديدي گردد كه براي اصلاح نخود و مطالعه­ی سيستـم ژني Cicerمفيد مي­باشد (صبّاغ­پور، 1374). در ارتباط با ژنتيك نخود و به ويژه تشخيص    ماركِر­های[8] ژنتيكي جديد و مفيد، تهيّه­ی كاريوتيپ[9] استاندارد و نقشه­های دقيق لينكاژ[10] در كروموزوم­های نخود، لازم می باشد كه تحقيقات گسترده­ای انجام گردد. ماركرهاي مورفولوژيكي و بيوشيميايي مي­توانند در تعيين مكان و ارزيابي نقشه­ی لينكاژ نخود و تشخيص لينكاژهاي جديد بهره گیری شوند. انتظار مي­رود برخي شباهت­ها بين جنس Cicer و دو جنس خويشاوند Pisum و Lens وجود داشته باشد كه بعد از تهيّه­ی نقشه و گروه­های لينكاژ مشخّص خواهد گردید (Blixt, 1972)، (Marx, 1977) و                         (Ladizinsky and Adler, 1984). از میان 300 ژنِ شناخته شده در جنس Pisum، بيش از 200 عدد آن­ها در هفت گروهِ لينكاژ قرار گرفته­اند که مثل اینکهً مطابق با همان هفت جفت كروموزوم موجود در اين جنس می باشد. بر اساس «قانون سري­های همولوگ[11] Vavilov» كه بعدها توسّط Gustafsson و Lundqvist در سال 1981 نام آن به «قانون تنوّع موازي[12]» تغيير پیدا نمود، ژن­های زيادي با اثرات مشابه در جنس­های خويشاوند نزديك هست بنابراين انتظار مي­رود كه ژن­های مشترك زيادي بين جنسCicer و      جنس­هایی مانندPisum و Lens وجود داشته باشد. همچنين وجود گروه­هایِ لينكاژِ مشترك نيز امكان­پذیر می باشد (Saxena and Singh, 1997).

1-5- سازگاری

سازگاري به تغییرات وراثت­پذیر در ساختمان و رفتار یک موجود که موجب افزایش احتمال بقا و    تولید­مثل آن در یک محیطِ بخصوص می­گردد، اطلاق می­گردد (دشتکی و همکاران، 1383). سازگاري قابليّت يك ژنوتيپ، براي توليد دامنه­ی مفيدي از فنوتيپ­ها، در محيط­های متفاوت می باشد (فرشادفر، 1377). معمولاً سازگاري يك ژنوتيپ در چند محيط به وسیله­ی اثر متقابل آن ژنوتيپ با محيط­های متفاوت آزمون      مي­گردد. یک ژنوتيپ هنگامي سازگاري يا پايداري بالایی دارد كه ميانگين عملكرد بالایي نیز داشته باشد و در ضمن، عملكرد نیز نوسان اندكي در محيط­های مختلف داشته باشد (Ashraf et al., 2001).

موفقّيّت عملكرد ارقام در مكان­ها و سال­هاي مختلف از اهمّيّت ويژه­ای برخوردار می باشد. در حالي كه بعضی از ارقام به طيف وسيعي از شرايط محيطي سازگاري دارند (سازگاري عمومي[13])، سايرين در تخصيص استعداد خود در محدوديّت واقع هستند (سازگاري خصوصي[14]). ارقامي وجود دارند كه با وجود سطح حاصل­خیزی محيط، عملكرد مشابهي دارند. ارقامي نيز عملكردشان به گونه مستقيم با استعداد حاصل­خيزي محيط، در ارتباط می باشد (عبدمیشانی و شاه­نجات­بوشهری، 1376).

1-6- پایداری

   به تولید عملکرد­های ثابت در مکان­ها یا سال­های مختلف، پایداری گفته می گردد (Fernandez, 1992). با در نظر داشتن هدف و صفت مورد مطالعه، دو مفهوم از پايداري، يكي «پايداري پايا (استاتيكي)»[15] و ديگري «پايداري پويا (ديناميكي) »[16] هست. طبق مفهوم پايداري پايا، ژنوتيپي پايدار می باشد كه وضعيت آن    علي­رغم تغيير در شرايط محيطي، بدون تغيير و ثابت باقي بماند؛ چنين ژنوتيپ پايداري فاقد هر گونه انحراف از ميزان صفت مورد انتظار می باشد. اين مطلب به آن معنا می باشد كه واريانس آن ژنوتیپ، در ميان محيط­ها، صفر می باشد. در پايداري پويا يك پاسخِ قابل پيش بيني، نسبت به عوامل محيطي هست. طبق مفهوم پايداري ديناميكي، ژنوتيپ پايدار فاقد هر گونه انحراف نسبت به اين پاسخ به محيط­ها­ست؛ اين نوع پايداري، «پايداري زراعي»[17] ناميده مي گردد و از «پايداري زيستي»[18] كه مترادفِ پايداري استاتيكي می باشد قابل تشخيص می باشد (فرشادفر، 1377).

مطالعه و مطالعه میزان سازگاری و پایداری ارقام در شرایط محیطی مختلف در برنامه­های اصلاحی از اهمّیّت ویژه­ای برخوردار می باشد. به علّت واکنش متفاوت ارقام در برابر تغییرات محیطی، عملکرد ارقام از محیطی به محیط دیگر تغییر می­کند. معمولاً یک رقم در محیط­های مختلف حدّاکثر پتانسیل محصول را تولید می­کند امّا نمی­توان با مطالعه­ی سازگاری و پایداری عملکرد آن­ها در محیط­های مختلف، رقمی را که در کلیّه­ی مناطق اقلیمی، عملکرد قابل قبولی داشته و همچنین سازگاری عمومی وسیعی با محیط­های مختلف دارا باشد، انتخاب و توصیّه نمود (دشتکی و همکاران، 1383).

1-6-1- پايداري و ثبات عملكرد در اصلاح نباتات

معمولاً زارعين و اصلاح­کنند­گان نبات به ميزان عملكرد و پايداري واريته اهمّيّت مي­دهند. ميزان عملكرد بستگي به ظرفيّت ژنتيكي عملكرد، يعني ژن­های مثبتي دارد كه در جريان اصلاح به رقم وارد شده می باشد. پايداريِ عملكرد به ظرفيّتِ رقم از نظرِ عكس­العمل در شرايطِ محيطيِ متفاوت، بستگی دارد (عبدمیشانی و شاه­نجات­بوشهری، 1376). توجّه به اهمّيّت انعطاف­پذیری موجودات زنده، سبب افزايش فعاليّت           به­نژاد­گران گياهي در تهيّه­ی ارقام داراي سازگاري وسيع شده می باشد. قابليّت برخي از ارقام زراعي كه بتوانند به خوبي در شرايط متفاوت محيطي رشد و نمو نمايند، ساليان درازي می باشد كه مورد توجّه قرار گرفته می باشد. اين امر موجب شده كه در برنامه­های اصلاحي، بر “پايداري فنوتيپي[19]” تأكيد بيشتري صورت گيرد (امیری، 1375). معمولاً اصلاح­گران سعي مي­کنند ژنوتيپ­هایی را انتخاب كنند كه قدرت پايداري و عملكرد بالايی در همه­ی سال­ها و مكان­ها داشته باشند. در مجموع يك ژنوتيپ زماني پايدار می باشد كه عملكرد آن از ميانگين عملكرد يك گروه از ژنوتيپ­های استاندارد در محيط­های مختلف انحراف نداشته باشد              (Gancales et al., 2003).

1-6-2- اثر متقابل ژنوتيپ و محيط[20]

   اثر متقابل ژنوتيپ و محيط يكي از مسائل مهم در مطالعات صفات كمّي مي­باشد زيرا اين اثر تفسير آزمايشات ژنتيكي را پيچيده و پيش بيني­ها را مشكل می­سازد و اين موضوع خصوصاً در اصلاح گياهان و حيوانات كه يك ژنوتيپ در محيطي انتخاب مي­گردد و در محيط ديگر مورد بهره گیری واقع می­گردد، ایجاد مشكل مي­کند (Kearsey and Harpel, 1996). اهمّيّت اثر متقابل ژنوتيپ در محيط براي اصلاح­کنند­گان نبات را می­توان به توضیح زیر اظهار نمود (والتر[21]، 1375).

1- نياز به ايجاد ارقام براي اهداف خاص، به وسيله آگاهي از اثر متقابل ژنوتيپ­ها با عوامل محيطي قابل پيش­بینی تعيين مي­گردد.

2- نياز بالقوّه براي ارقام خاص در مناطق جغرافيايي مختلف منوط به آگاهي از اثرات متقابل ژنوتيپ در محيط می باشد.

3- اختصاص مؤثر منابع براي آزمون ژنوتيپ­ها در مكان­ها و سال­های مختلف بر پايه­ی اهمّيّت نسبي اثرات متقابل ژنوتيپ در مكان، ژنوتيپ در سال و ژنوتيپ در مكان در سال مي­باشد.

4- عكس­العمل ژنوتيپ­ها بر قدرت توليدي محيط­های مختلف ثبات عملكرد آن­ها را مشخّص می­کند.      اطّلاع از ثبات محيطي ژنوتيپ­ها در تعيين مناسب آن­ها، هنگامي كه احتمالاً نوسانات در شرايط رشد هست، مفيد می باشد.

وقتي ارقام زراعي را در محيط­های مختلف مورد مقايسه قرار مي­دهیم، عملكرد نسبي آن­ها در مقايسه با يكديگر مشابه نيست. به تغييري كه در عملكرد نسبي ژنوتيپ­ها در محيط­های مختلف پديد مي­آید «اثر متقابل ژنوتيپ و محيط» مي­گویند. اثر متقابل ژنوتيپ و محيط در گياهان پاسخ متفاوتي از جانب ژنوتيپ­ها به تغيير شرايط محيطي می باشد و باعث كاهش انتخاب در برنامه­های اصلاحي شده كه در نتيجه به كاهش پيشرفت ژنتيكي منجر مي­گردد (Vargass et al., 1998).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

1-6-3- روش­های كاهش اثر متقابل ژنوتيپ و محيط

اثر متقابل ژنوتيپ و محيط يكي از مسائل مهم در اصلاح نباتات می باشد كه در توسعه و گسترش    واريته­های اصلاح شده، از اهمّیّت فراوانی برخوردار می باشد. اثر متقابل ژنوتيپ و محيط نشان ­دهنده­ی حساسيّت متفاوت به شرايط محيطي می باشد؛ به این معني كه بهترين ژنوتيپ در يك محيط، لزوماً بهترين ژنوتيپ در محيط ديگر نيست. اگر اثر متقابل ژنوتيپ و محيط زياد باشد، پيشرفتِ انتخاب كاهش مي­یابد. معمولاً اصلاح­کنند­گان در جستجوي ژنوتيپ­هایی هستند كه وضعيّت بهتري را در محيط­های خاصّي از خود نشان دهند بنابراين روش­های كاهش اثر متقابل ژنوتيپ و محيط به توضیح زير مي­باشند.

 

1-6-3-1- گروه­بندی محيط­ها

منطقه­ای را كه اصلاح­کننده قصد دارد رقم اصلاح شده را در آن بكارد، مي­توان به مناطق كوچك­تری تقسيم كرد به طوري كه محيط­های واقع شده در اين مناطق كوچك­تر تا حدّي شبيه يكديگر باشند. اين تقسيم­بندی بر اساس اختلاف عوامل اصلي محيطي از قبيل درجه حرارت، تابش نور، توزيع بارندگي، نوع خاك و … صورت مي­گیرد. با وجود اينكه تقسیم­بندی مناطق به بخش­های فرعی داراي اثر اندكي در كاهش اثر متقابل ژنوتيپ و محيط می باشد امّا مورد توجّه اصلاح­کنند­گان نبات قرار گرفته می باشد. به مقصود دسته­بندی محيط­ها مي­توان از روش­های آماري چند متغيره، به ويژه تجزيّه­ خوشه­ای[22] بهره گیری نمود (فرشادفر، 1377).

  1. 1. Diploid Einkorn Wheat
  2. 2. Tetraploid Emmer Wheat
  3. 3. Founder Crops Package
  4. 4. Haciler
  5. 5. Burdur
  6. 6. Jericho
  7. 1. Desi
  8. 1. Markers
  9. 2. Karyotype
  10. 3. Linkage
  11. 4. Vaviol’s Homologus Series Law
  12. 5. Parallel Variation Law
  13. 6. General Adaptation
  14. 1. Specific Adaptation
  15. 2. Static Stability
  16. 3. Dynamic Stability
  17. 4. Agronomic Stability
  18. 5. Biological Stability
  19. 1. Phenotypic Stability
  20. 2. Genotype – Environment Interaction
  21. 3. Valter
  22. 1. Cluster Analysis

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد