با عنوان : پیش بینی ارزش افزوده اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد اراک

دانشکده مدیریت، گروه حسابداری

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

گرايش: حسابداری

عنوان:

پیش بینی ارزش افزوده اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با بهره گیری از شبکه های عصبی مصنوعی

برای رعایت حریم خصوصی اسامی استاد راهنما،استاد مشاور و نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چكيده:

در این مقاله به دنبال پیش بینی و ارائه راهکاری برای یافتن ارزش افزوده اقتصادی شرکت های پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار تهران هستیم. مبنای پیش بینی های انجام شده در این پژوهش اطلاعات صورت های مالی حسابرسی شده می باشد. داده های مورد بهره گیری نیز داده های بین سال های 1382 الی 1387 می باشد. پس از انجام محاسبه های لازم با بهره گیری از رگرسیون به پیش بینی ارزش افزوده اقتصادی می پردازیم. همین پیش بینی را با بهره گیری از شبکه های عصبی مصنوعی انجام می دهیم و پیش بینی های صورت گرفته را با واقعیت مقایسه می کنیم که در پایان این پژوهش دیده می گردد پیش بینی های صورت گرفته با بهره گیری از شبکه های عصبی مصنوعی عملکرد بهتری نسبت به رگرسون خطی دارند.

واژگان کلیدی : شبکه عصبی، ارزش افزوده اقتصادی، نسبت های مالی

مقدمه:

با ظهور شركت‌هاي بزرگ و شكل گيري مبحث عظيم جدائي مالكيت از مديريت و ايجاد يك تضاد منافع عظيم بين مالكان و مديران ارزيابي عملكرد شركت‌ها و مديران و رهبران آنها از موضوعات مورد توجه اقشار مختلف مثل اعتباردهندگان، مالكان دولت و حتي مديران می باشد. همچنين با در نظر داشتن جدائي مالكيت از مديريت ايجاد ارزش و افزايش ثروت سامداران مانند مهمترين اهداف شركتها به شمار مي‌رود. و افزايش ثروت در نتيجه علمكرد مطلوب حاصل خواهد گردید. بنابراين بهره گیری كنندگان به دنبا شاخصي هستند تا بتوانند ميزان رسيدن به مهمترين هدف شركت را تعيين كنند. از نظر سهامداران نيز ميزان افزايش ثروت چه از طريق افزايش قيمت و ارزش شركت و چه از طريق سود نقدي حائز اهميت می باشد. اما آن چیز که كه بيشتر اهميت دارد از ديد سرمايه گذاران می باشد. زيرا اين قشر حاضر نيستند كه در شركت‌هاي با مخاطره بالا سرمايه گذاري كنند و لذا اگر هم چنانچه اين كار را انجام دهند، به ازاي ريسك بيشتر، بازدهي بيشتر مورد انتظار خواهد بود. بنابراين آنها نيز بدنبال شاخصي براي ارزيابي عملكرد شركتها هستند تا بتوانند تصميم به سرمايه گذاري بگيرند.

1-1 مقدمه

در این فصل موضوعاتی از قبیل اظهار مساله، اهداف پژوهش، اهمیت پژوهش ، فرضیات، سوالات و .. مورد مطالعه قرار می گیرند.

2-1 تاریخچه مطالعاتی

تحقیقات داخلی

فدایی در بررسي آثار تورمي ماليات بر ارزش افزوده بر بخشهاي مختلف اقتصادي در ايران (تحليل داده-ستانده) به بررسي ظرفيت بالقوه مالياتي كشور می پردازد كه بين ظرفيت بالقوه مالياتي و وصوليهاي بالفعل، شكاف قابل توجهي هست و حاكي از آن می باشد كه با اتخاذ تدابيري در جهت اصلاح نظام مالياتي و رفع مشكلات موجود، مي توان وصولي هاي مالياتي را افزايش داده و اتكا به درآمدهاي نفتي را كاهش داد. بدون از بين بردن مشكلات سيستم مالياتي، اين سيستم قادر به تامين بخش عمده اي از هزينه هاي دولت نخواهد بود. در اين راستا مي توان به مساله ((ماليات بر ارزش افزوده)) به عنوان يكي از روشهاي اخذ ماليات توجه داشت كه در سه دهه اخير نيز مورد توجه و بهره گیری بيش از 90 كشور جهان قرار گرفته می باشد. اجراي ماليات بر ارزش افزوده براي اولين بار در يك شكور، آثار اقتصادي متددي بر جاي خواهد گذاشت كه به گونه كلي مي توان اين آثار را به سه دسته تقسيم كرد:1- آثار قيمتي (تورمي). 2- آثار توزيعي. 3- آثار درآمدي.اين تحقيق در جهت بررسي آثار تورمي اجراي ((ماليات بر ارزش افزوده)) بر بخشهاي مخلتف اقتصادي در ايران صورت مي گيرد تا با شناخت دقيق اثار تورمي ((ماليات برارزش افزوده)) بر هر كدام از بخشهاي اقتصاد و با در نظر گرفتن آثار تورم در كشورمان تدابير لازم در اين زمينه انديشيده گردد. نتايج حاصل از اين بررسي نشان مي دهد كه از 78 بخش اقتصاد، 36 بخش اثرات قيمتي ضعيف، 13 بخش اثرات قيمتي متوسط و 29 بخش اثرات قيمتي شديد دارند (سناريوي اول).با بهره گیری از ((مدل قيمت)) نظاره مي كنيم كه:

دامنه تورم ناشي از اعمال ماليات بر ارزش افزوده بر 78 بخش اقتصاد ايران، بين 0003/0 درصد تا 4/39 درصد متفاوت می باشد (سناريوي دوم). در اين تحقيق پيشنهاد شده می باشد كه پس از اعمال ماليات بر ارزش افزوده با نرخ 10 درصد، بخشهاي اقتصادي با اثرات قيمتي شديد (29 بخش)-سناريوي اول-و بخشهايي كه آثار تورمي آن بزرگتر يا مساوي 1/10 درصد می باشد (34 بخش)-سناريوي دوم معاف گردند. نهايتا مي توان گفت كه 36 بخش اقتصاد قطعا مي تواند مشمول ماليات بر ارزش افزوده باشد و 8 بخش نيز مشروط به درآمدهاي مالياتي مورد انتظار حاصل از 36 بخش مشمول مي باشند. ميزان تورم حاصل از اعمال ماليات بر ارزش افزوده با نرخ 10 درصد در كل اقتصاد، قبل از معاف كردن بخشها 5/13 درصد و پس از معاف كردن بخشها 2/1 درصد مي باشد (فدایی، 1379، 22)1.

موضوع ساختار سرمايه مانند مسائلى می باشد كه تا كنون تحقيقات و آزمونهاى زيادى بر روى آن انجام شده می باشد،و در حال حاضر نيز تحقيقات نظرى و بررسى هاى تجربى در مورد آن ادامه دارد. مباحث تئوريك در خصوص ساختار سرمايه، در پى رسيدن به حدى از تعادل بين دو منبع اصلى تامين مالى يعنى بدهى و حقوق صاحبان سرمايه می باشد كه بتواند در آن نقطه، ارزش سهام شركت را به حداكثر رسانيده، پیش روی ،هزينه منابع تامين مالى را نيز به حداقل ممكن كاهش دهد. تحقيقات انجام گرفته منجر به مدلى كاربردى به مقصود بهينه سازى ساختار سرمايه نگرديده اند. شايد يكى از دلايل اين باشد كه عليرغم وجود مدلهاى متفاوت براى امكان سنجش تاثير ساختاري سرمايه بر ارزش شركت، مدل برترى مشخص نگرديده می باشد. در ميان معيارهاى ارزشكذارى شركت، مدل ارزش افزوده اقتصادى به عنوان مدلى نوين كه با خلق ارزش در واحدهاى انتفاعى ارتباط بيشترى دارد مطرح مى گردد. لذا در اين تحقيق با اين پيش فرض كه EVA يك معيار مناسب در بررسى عملكرد يك بنگاه اقتصادى مى باشد، ارتباط نزديكى با ايجاد ارزش دارد، جهت سنجش اثر ساختار سرمايه بر روى ارزش شركت، ثروت سهامداران مورد توجه قرار مى گيرد. لذا، اين تحقيق درصدد می باشد ارتباط بين ارزش افزودة اقتصادى و ساختار سرمايه را در راستاى پاسخگويى به پرسش اصلى پژوهش مورد آزمون تجربي قرار دهد. فرضيه اي كه مارا در حل مساله تحقيق هدايت مي كند عبار ت می باشد از اينكه بين EVA و نسبت هاي ساختار سرمايه ارتباط معني داري هست ( صوفیانی ، 1384، 13)2.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ارائه اطلاعات مربوط به ارزش افزوده و اجزاي آن، همچنين محتواي اطلاعاتي اين متغير حسابداري ، در چند دهه اخير مورد بحث محافل و مجامع مالي و حسابداري بوده می باشد. در تحقيق حاضر، هدف اصلي بررسي محتواي افزاينده اطلاعاتي ارزش افزوده (شامل ارزش افزوده اقتصادي و ارزش افزوده نقدي) پیش روی سود حسابداري و وجوه نقد حاصل از عمليات مي باشد.ارائه مدلي جهت پيش بيني بازده سهام براساس متغيرهاي فوق نيز از ديگر اهداف تحقيق حاضر می باشد.

بدين مقصود ارتباط بازده سهام و تغييرات داده هاي مربوط به ارزش افزوده اقتصادي ، ارزش افزوده نقدي، سود حسابداري و وجوه نقد حاصل از عمليات ، براي شركتهاي توليدي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1375 تا 1381 مورد آزمون قرار گرفته می باشد، و در اين مورد از مدلهاي اقتصادسنجي بهره گیری مي گردد و جهت آزمون فرضيات مربوط، از تحليل رگرسيون چندمتغيره براي داده ها، يكبار به شكل مقطعي ‏‎Cross-Sectional‎‏ و بار ديگر بصورت تجمعي‏‎Pooled‎‏ بهره گیری مي گردد . نرم افزار آماري مورد بهره گیری در اين تحقيق نيز11‏‎SPSS-‎‏ مي باشد(مشایخی ، 1383، 37)1.

صاحبان سرمايه به عنوان مالكان شركت همواره به دنبال ارزيابي عملكرد مديران اين واحدها بعنوان نماينده آنها در بكارگيري منابع سرمايه گذاري شده خود مي باشند و در اين ارتباط از معيارهاي مختلفي بهره گیری مي نمايند. يكي از معيارهاي جديد مطرح شده براي ارزيابي عملكرد ارزش افزوده اقتصادي مي باشد. اين معيار نتايج عملكرد مديريت واحد تجاري را با در نظر داشتن منابع در اختيار آنها اندازه گيري مي كند. تحقيق حاضر به مقصود تعيين ارتباط بين عملكرد كارا و بهره ورانه مديران و خلق ارزش واقعي براي شركت به بررسي تاثير بهره گیری كارا از منابع در ايجاد ارزش براي شركت ها مي پردازد. بدين مقصود دو فرضيه اصلي در اين تحقيق طراحي گردید. فرضيه اصلي اول مبني بر “نسبت هاي فعاليت يا كارايي در يك واحد تجاري با ارزش افزوده اقتصادي خلق شده توسط آن واحد ارتباط اي معنادار دارد” بود. فرضيه اصلي دوم نيز عبارت از “نسبت گردش كل دارايي ها در يك واحد تجاري بيشترين همبستگي را با ارزش افزوده اقتصادي خلق شده توسط آن واحد دارد” بود. پس از آزمون فرضيات فرعي تحقيق همبستگي معناداري بين هيچيك از 4 نسبت فعاليت مورد بررسي (به استثناي همبستگي ضعيف نظاره شده بين گردش موجودي كالا و EVA كه قابل اغماض بود) و EVA محاسبه شده شركت ها طي دوره بررسي بدست نيامد. در نتيجه اولين فرضيه اصلي اين تحقيق رد گردید. همچنين با در نظر داشتن نتايج به دست آمده از آزمون فرضيات فرعي تحقيق بيشترين همبستگي بين EVA و گردش موجودي كالا نظاره گردید كه درنتيجه فرضيه اصلي دوم اين تحقيق نيز رد گردید (حراف عموقین ، 1383، 64)2.

هدف از انجام اين تحقيق اولويت‌بندي روشهاي پاداش‌دهي در ارتباط با افزايش انگيزه مديران به مقصود افزايش ثروت سهام‌داران می باشد تا بدينوسيله صاحبان صنايع بتوانند بهترين روش پاداش‌دهي را انتخاب نمايند و از اين طريق مهمترين هدف سازمان كه ايجاد ارزش افزوده براي مالكان می باشد را محقق نمايند.همچنين هدف ديگر تحقيق حاضر ارائه روش پاداش‌دهي مناسب در جهت كاهش تعارض ميان مديران و مالكان ميباشد.بطوريكه پاداش پرداختي بيشترين همبستگي را با عملكرد مديران نيز داشته باشد ( صارمی ، 1380، 35)3.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              
این پایان نامه با فرمت ورد ارائه می گردد
این پایان نامه با فرمت ورد ارائه می گردد

تعداد صفحه :129

قیمت : شش هزار تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  ***

دیدگاهتان را بنویسید