Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود پژوهش: مقاله در مورد ، محله، محلات، شهر، شهری، اجتماعی، محلـه

عوامل مختلفی درشکل گیری محله های شـهری و تجمـع گـروه هـای اجتمـاعی هـم سـنخ، درمحدوده محله ای تأثیر داشته اند. همبستگی های خانوادگی، صنفی و یا قـومی باعـث ایجـاد همگرایی درعرصه های محله ای شده واینـان بـرای شـکل دادن و هـدایت سرنوشـت زنـدگی خویش، ناگزیر به تحکیم وحدت وبرقراری روابط همجواری می شدند. ایـن وحـدت، آنهـارا بـه نوعی همبستگی و انسجام اجتماعی پیش روی بیگانگان وادارمی ساخت.درشـهرهای صـنعتی و بازرگانی ایران که پیشه وران مختلف درآن فعالیت داشتند، گاه به دلیل تعلقات صنفی و منافع مشترک صاحبان یک یا چند حرفه دریک محله ساکن می شدند و چه بسا که آن محلـه بنـام صاحبان پیشه خاص نامیده می شـد.ماننـد محلـه هـای سراجان،کفشگران، نـساجان دربرخـی شهرهای قدیمی.(همان ، 1365).
به همین ترتیب از محله های کـلاه دوزان و ساربانان در اصفهان، شعر بافان دریزد، عبابافان درمحمدیه نائین و قاشق تراشان درهمـدان یـادشده اسـت. دریـک طبقـه بنـدی دیگرعـواملی از قبیـل سـهولت دراداره شهر، جدایی گزینی دینی ومذهبی، طبقاتی، نظامی، سیاسی نیز درپیدایش و شکل گیری محلـه ها موردتاکید قرار گرفته می باشد. در همین حال تأثیر عوامل طبیعی مانند رودخانه ویا تپه ای که بخشی ازشهر را بعنـوان یـک محلـه ازمحلـه هـای دیگـر متمـایز مـی کـرده را نبایـد نادیـده گرفت( توسـلی، 1381 ).
3-14- جایگاه محلات در ساختار کالبدى-فضایى و اجتماعى شهرهاى تاریخى ایران
براى اینکه بتوان تأثیر و جایگاه محلات را در شهرهای تاریخی ایران بررسى نمود بایستی هم زمان به فضاى اجتماعى- فرهنگى و فضاى کالبدى توجه نمود و تاثیرات متقابل و ارتباط تنگاتنگ مفهومی آن ها با همدیگر را شناخت. فضاى کالبدى محلات و شکل گیرى آن تحت عوامل مختلف مانند ویژگى ها ى فرهنگى مردم ساکن، ویژگى هاى اجتماعى نیازهاى مردم و الگوهاى رفتارىو وضعیت اقتصادی ساکنین محله و همچنین عوامل طبیعى و اقلیمی قرار مى گیرد. نحوه شکل گیری و نوع خدمات شهری در هر محله نیز تحت تاثیر عوامل مذکور قرار داشته می باشد (امین زاده، 1392).

3-14-1- اصول به کار رفته در ساختار کالبدى- فضایى محلات :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

شهرهاى تاریخى ایران در گذشته به مثابه یک کل مرکب از اجزاء به صورت محلات و مرکز شهر شامل بازار و عناصر مرتبط با آن بوده می باشد. پس محلات به عنوان سلول ها و عناصر پایدار سازنده سکونت ساکنان شهر در کنار هم در ساخت و سازمان کالبدی- فضایى شهر تأثیر داشته اند. با وجود آنکه عوامل مختلف محیطی، اقلیمی و موقعیت جغرافیایی و همچنین ویژگی های اجتماعی- سیاسی و اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی ساکنین در شکل گیری فضاهای محله تاثیر گذار بوده می باشد اما در تمامی شهرهای ایران در گذشته می توان ویژگى ها و اصول مشخصی را در ساختار کالبدی- فضایی و ساختار اجتماعی پی جویی نمود (امین زاده، 1392).
3-14-1-1- پیوند میان مرکز شهر و مراکز محلات: در اغلب شهرهاى تاریخى ایران، سازمان فضایى شهرها بر پیوند میان مرکز شهر و مراکز محلات از طریق گذرهاى اصلى و میدان ها استوار بوده می باشد(توسلى، 1376). از نظر کالبدى-فضایى مجموعه شهر، محلات و مرکز شهر ترکیبى وحدت یافته و متجانس ایجاد مى کرده اند.
3-14-1-2- مرکزیت: مرکز محله مهم ترین فضای اجتماعی و قلب هر محله به شمار می رود. مراکز محله اى شهر مظهر بیشترین تعاملات و تجمع های افراد هر محله محسوب می شده می باشد. علاوه بر آن، مکان استقرار فضاهای خدماتی مورد نیاز ساکنین محله بوده می باشد. مسجدبه عنوان محور فعالیت ها، نشانه اصلى و مهمترین عنصر کالبدی هرمحله تأثیر ایفاء نموده می باشد( حبیبى، 1382).
3-14-1-3- پیوند میان شبکه راههای منطقه ای با شبکه گذرهای اصلی محلات : شبکه راه های منطقه ای پس از گذر از دروازه های شهر و ورود به شهر، گذر اصلی محلات شهر را تشکیل می داد و به تدریج خانه ها، مرکز محله و سایر عناصر محله ای مانند مساجد، تکایا و غیره در حول این محورها تشکیل و توسعه یافته اند (سعیدنیا، 1368) 3-14-1-4- قلمرو محله اى: هر محله از لحاظ فضایی دارای قلمرو و حریم مشخصی بود که تقریبا برای تمامی ساکنین شناخته شده بود و ضمن آن که توسط یک راه اصلی خود را به بازار شهر یا امتداد راه اصلی منتهی به بازار وصل می نمود، به همان ترتیب خود را از فضای عمومی و پر تحرک آن دور نگه می داشته می باشد (سلطان زاده، 1368).
3-14-1-5- سلسله مراتب: سلسله مراتب به سه صورت، سلسله مراتب دسترسی، عملکردى و فضایى وجود داشته می باشد. سلسله مراتب دسترسى محله را از ترددهای عبوری در امان نگه مى داشت و ویژگى آرام بخشى آن را برای ساکنین محله ملموس و محفوظ مى نمود، سلسله مراتب عملکردی یعنى استقرار خدمات و عملکردهای عمومی در مراکز محلات پاسخ گوی مناسبی به نیازهای ساکنین بود و سلسله مراتب فضاى عمومى به خصوصى، به محرمیت و قلمروهاى هریک از فضاها پاسخ مى داد (همان،1368).

3-14-1-6- انعطاف پذیرى: ابعاد محلات با در نظر داشتن ویژگى هاى هر محله متفاوت بوده می باشد. در برخى منابع به محلاتی بین صد تا دوهزار خانه تصریح شده می باشد. تعداد محله های یک شهر نیز دارای قاعده مشخصی نبود. نیشابور در قرن چهارم هجری دارای47 محله بوده در حالی که تهران در قرن سیزدهم هجری قمری دارای 5 محله و نایین واجد 7 محله بوده می باشد (سلطان زاده، 1368).
3-14- 2- اصول به کار رفته در ساختار اجتماعى محلات
محلات شهر سکونتگاه صاحبان حرف و مشاغل خاص، اقلیت هاى دینى و طبقات اجتماعى مختلف بوده اند به این ترتیب فضاى اجتماعى–فرهنگى هر محله نمایانگر یک گروه اجتماعى بوده که افراد این گروه با یکدیگر همبستگى و طرفداری اجتماعى داشته اند و به این ترتیب هر محله هویت منحصر به فرد خود را پیدا مى کرده می باشد.
3-14-2-1- اتحاد و همبستگى اجتماعى: عوامل مختلفى باعث ایجاد ارتباط،اتحاد و همبستگى اجتماعى در محلات مى شده می باشد مانند دین ومذهب(محله مسلمان ها، محله یهودى ها، محله ارامنه) ، قومى ونژادى(محله کردها، محله ترک ها)، شغلى و فعالیت هاى اقتصادى(محله مسگرها، محله شعربافان). به این ترتیب ترکیب اجتماعی ساکنان بسیاری از محله ها از گروهها و قشرهایی همانند و منسجم تشکیل یافته بود. بسیارى از محققین عقیده دارند جامعه شهرى ایران در طول تاریخ خود به یکپارچگى و همبستگى لازم نرسید و پیش روی چنین یکپارچگى و همبستگى در سطح محلات شهرى ایجاد گردید که باعث مشارکت ساکنین در امور محله شان گردید(شیعه،1384؛ حبیبى،1380).
بعضی از اختلافات حادث بین اهالی چند محله امکان داشت به سادگی تبدیل به درگیری و جنگ بین ساکنان دو یا چند محله با یکدیگر گردد. در اغلب منابع تاریخی به این درگیری ها تصریح شده می باشد به همین علت برخى واژه محلات در ستیزو در تضاد را در شهرنشینی ایران به خصوص از قرن چهارم هجری قمری به بعد به کار برده اند (اشرف، 1353).
3-14-2-2- انعطاف پذیرى جمعیتى: ضابطه و قاعده معینی در مورد حداقل و حداکثر جمعیت یک محله وجود نداشته می باشد. در بعضی منابع تاریخى تصریح شده که مجتمع مسکونی که نام محله را بر خود می گرفت نمی توانست کمتر از 40 یا 50 واحد مسکونی و یا به بیانی دیگر کمتر از 200تا 300 نفر باشد. اما حداکثر جمعیت یک محله دارای میزان ثابت و مشخصی نداشت (سلطان زاده، 1368).
3-14-2- 3- مدیریت محله ای: در زمینه مدیریت محله در گذشته، هر محله دارای فضایی نیمه مستقل در اداره امور داخلی و تامین نیازهای خود بود. رهبری و هدایت فعالیت های اجتماعی در محله ها و حقوق اجتماعی مردم در محله ها با کدخداها و کلانتران بود که از مهتران واعیان محله بودند. به این ترتیب مدیریت محله ای نقشی تاثیر گذار در ارتقاء کیفیت خدمات محله ای داشت (همان، 1386).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

3-15-تحولات محله های شهری پس از انقلاب اسلامی ( 1357 ) تاکنون
انقلاب اسلامی ازمنظرتحولات شهروشهرنشینی بطور عام ومحلـه هـا بطورخاص، نقطـه عطفـی درتحولات کالبدی و عملکردی، همچنین اقتصادی واجتماعی جوامع شـهری، بـویژه محلـه هـا بشمار می آید. درسالهای نخستین انقلاب بسیاری ازضوابط وآئین نامه های اجرایی لغو یا بی اعتبار گردید (نظریان ،1370).
ازآنجاکـه یکـی ازشـعارهای اولیـه واصـلی انقـلاب اسـلامی تـامین مسکن، بویژه درشهرها بود، دولتهای پس ازانقلاب کوشش کردند، با اجـرای طـرح هـای متعـدد، امکانات وتسهیلات خانه دار شدن را برای شهروندان فراهم آورند. اجرای قانون زمـین شـهری و واگذاری زمینهای مازاد بر نیاز مالکان- که هنوز هم معضلات حقوقی برخاسـته از آن بـر دوش نظام قضایی کشورسنگینی می کند- باعث توسعه سریع محله های جدید در حاشیه یا اراضـی خالی درون شهرها گردید. از آن گذشته اجرای طـرح هـای آمـاده سـازی در بـیش از 465 نقطـه شهری کشور، به پیدایش نوع جدیدی از محله های شهری منجر گردید که چه ازنظر کالبد و چـه خصوصیات اجتماعی و اقتصادی محله ها درایران، پدیده جدیدی بشمار می آیـد. عـلاوه بـر آن تصویب ساخت 28 شهرجدیددرکشور و اتمام و ساخت حدود نیمـی از آنها ،نوع جدیدی از شهرنشینی را به وجودآورد که مفهوم محله در آن جایگاهی نداشت( زیاری ، 1379).
چنانچه بخواهیم توسعه وتحـول سـاختارهای محلـه ای را درایـن دوران بـر اسـاس مکـانیزم وبردارهای تحول آنها ارزیابی کنیم، می تـوان اشـکال و شـیوه هـ ای زیـر را در دگرگـونی بدنـه محله ها از یکدیگر متمایز نمود:
الف- ساخت محله های شهری درقالب شهرک های مختلف نوبنیاد که اکثراً از

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فایل پایان نامه : مقاله در مورد خورشید، ، معماری، سایه، 1387،، کسرایی،، (فریدون

2-2- نور
2-2-1-مقدمه
معماری ما معماری روشنی می باشد و این همه، ریشه در اصل ثابتی دارد که در هستی جاری می باشد و آن نور می باشد. نور هم وسیله¬ی دیدن می باشد، هم سبب دیدن و هم خود دیدن می باشد و حیات همه چیز از نور می باشد. پس می¬توان گفت راز باطنی معماری سنتی ایران رسیدن به کیمیای نور می باشد، هم¬چنان که هدف کیمیاگری حقیقی تبدیل ماده¬ی سنگین به روح می باشد.
عنصر نور به¬عنوان نمادی از وجود خداوند می باشد. تأثیر نور در معماری اسلامی تأکید بسیار گسترده بر اصل تجلی می باشد. تأثیر نور شفاف کردن ماده و کاستن از صعوبت و سردی بناست.
در واقع نور، تحرک و حیاتی فعال به تزئینات اسلامی بخشیده می باشد. نور ،بجای اینکه ذهن را به دنبال خود بکشد، بشر را به جهانی خیالی رهنمون می سازد و غالبهای ذهنی را درهم شکسته و به روشنایی دنیایی می کشاند که تجلی حق در آن می باشد: والله ورائهم محیط.
در معماری اسلامی ماده ی سنگین و بی شکل با تبدیل به طرح های تزیینی و اشکال مقرنس و مشبک گویی به اشیاء ماورای بدل شده اند. دیگر ماده ی درونی طاق ها گنبد و آجر نیستند، بلکه بصورت اسرار آمیزی از خود نور ساطع میکنند و خود به خود بشر مؤمن را متذکر آیه ” نور السموات و الارض ” می شوند.

2-2-2- جهت¬یابی نور
گردش ظاهری خورشید، با در نظر داشتن زمین، مولد خطوط دوگانه مدارهای جغرافیایی است. به همین دلیل اگرچه همیشه خورشید از مشرق طلوع و در مغرب غروب می¬کند، برای کشورهایی که در نیم¬کره شمالی هستند خورشید خط سیر جنوبی و برای کشورهایی که در نیم¬کره جنوبی هستند، خط سیر شمالی دارد. به همین دلیل می باشد که نور جنوبی (در نیمکره شمالی) همیشه متشکل از نور مستقیم خورشید با تمایل و درجه انحراف بیشتر و شدت گرمای کمتر در زمستان، و بر عکس آن در تابستان می باشد.

2-2-2-1- نور شمالی
در نیم¬کره شمالی نور به گونه مستقیم دریافت نمی¬گردد. در نتیجه نور شمالی نوری می باشد پراکنده، بدون سایه و انعکاس¬ها که سبب به وجودآمدن فضایی آرام و امن می¬گردد که می¬توان در این فضا احساس آرامش نمود. پس این نور برای محیط کار، ادارات، ویترین مغازه¬ها، اتاق¬های خواب، غذاخوری و نشیمن مناسب می باشد. به مقصود بدست آوردن حداکثر نور بدون هراس از نور مستقیم خورشید، می¬توان از پنجره¬هایی بزرگ در جهت شمال بهره گیری نمود. همچنین به این نکته بایستی توجه داشت فردی که همیشه در اتاق¬های رو به شمال می باشد و بیشتر وقتش را در آنجا می¬گذراند تماس بسیار کمی با خورشید خواهد داشت. این امر ممکن می باشد سبب احساس غم، افسردگی و حتی بدخلقی گردد (فریدون کسرایی، 1387، صفحه25).

2-2-2-2- ¬نور جنوبی
نور جنوب معمولاً بهترین موقعیت برای فضاهای خانوادگی محسوب می¬گردد، یعنی برای محلی که اتاق نشیمن و اتاق¬های اصلی خانه در آن قرار می¬گیرند. از سوی دیگر، به دلیل انعکاس¬ این نور روی شیشه¬ها و سطوح صیقلی، مکان مورد نظر فضای مناسبی برای کار کردن نیست. اما اگر به این انعکاس نور از بعد هنری نگاه کنیم این اجازه را به ما می¬دهد که با حجم¬ها بازی کنیم و مناظر زیبایی را خلق کنیم، که جدای از نتایج فیزیکی نتایج روانی هم در پی دارد، با قرار دادن مناسب آن در خانه احساسی از خوشایندی و سرزندگی به وجودمی¬آید.
در ماه¬های سرد، هزینه گرمادهی بسیار کمتر از اتاقهایی می باشد که رو به شمال هستند و احساس راحتی در آنها نیز بیشتر می باشد. اگر در و پنجره¬ها بطرف فضاهای باز و بزرگ باشند، داشتن چیزی برای جلوگیری از نور مستقیم تابستان، مانند سایبان یا هشتی (دالان سرپوشیده) مناسب می باشد. فضاهای رو به جنوب تقریباً در تمام طول روز از نور خورشید بهره¬ می¬گیرند (فریدون کسرایی، 1387، صفحه21).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-2-2-3- نور صبحگاهی
در روزهایی که فرد مجبور نباشد زود از خواب بیدار گردد و کار بیرون از خانه را آغاز کند زمان کافی برای فعالیت¬های صبحگاهی هست. برای برهم زدن سیاق یکنواخت بیدار شدن از خواب با ساعت زنگ¬دار، روشنایی صبح بهترین ابزار می باشد. خوردن صبحانه کامل و بدون شتاب¬زدگی در کنار روشنایی روز آرامش و نیروی کافی به بشر می¬دهد، پس بایستی محل قرار گرفتن اتاق خواب، آشپزخانه، نشیمن و غذاخوری خوب جهت¬یابی گردد تا بیشترین بهره گیری را از نور صبح داشته باشند.
پرتو شعاع¬های خورشید کوتاه هستند، زیرا که هنوز خورشید زیاد بالا نرفته می باشد و زیاد مزاحم نیستند. همه¬ جا سرد و خورشید گرم می باشد. با وجود این مهم¬تر از نور، منظره پرتوهاست نور خورشید در زمان معین سایه اشیا را تولید می¬کند و می¬توان با تنظیم محل اشیا از زیبایی بازی سایه¬ها، برای تزیین بهره گیری نمود (فریدون کسرایی، 1387، صفحه31).

2-2-2-4- نور غروب
نور روز پس از زمانی معین شدتش را از دست می¬دهد. خود را پشت¬بام¬های ساختمان گم می¬کند. اما انعکاسش روی پنجره¬های رو به شرق می¬ماند. دیوارهای سفید با شدت بیشتر و با سایه زرد کمرنگی می-درخشند. دیواهای آجری رنگ نارنجی تند به خود می¬گیرند، همه سطوح در شهر تغییر شکل داده و با گرمی خودنمایی می¬کنند. زمانی ¬که بالاخره خورشید ناپدید گردد، انعکاس نور روی گنبد آسمانی هنوز شهر را روشن می¬کند. رنگ آبی شرق دور در افق تیره شده و با انعکاس سرخ رنگ اشباع می¬گردد. از این لحظه و تا زمان فرا رسیدن کامل تاریکی، نور مثل موج دریا، مدام تغییر می¬کند. در چشم برهم¬زدنی، شهر تغییرات کلی می¬یابد. محیط اطراف اشیاء غیر واضح و محو شده و تشخیص کناره¬ها و حاشیه¬ها دشوار می باشد. واقعیت به هم نزدیک¬تر می¬گردد و شهر با رنگ سرخ و آبی که هر لحظه تیره¬تر می¬گردد مستقر می¬گردد. فضاهایی که در مغرب هستند بایستی از آخرین نورهای عمودی خورشید محافظت شوند و قادر باشند تغییرات نور را هم در هنگام غروب بگیرند (فریدون کسرایی، 1387، ص37).

2-2-2-5- نور بالای سر یا عمود
در یک واحد آپارتمانی اغلب امکان بهره گیری از نور بالای سر (نور طبیعی که از پنجره¬های سقفی وارد می-گردد) وجود ندارد مگر در اتاق¬های طبقه آخر و یا زیر ¬شیروانی، این نوع نور امتیازی برای این نوع خانه-هاست. روزنه¬ها و پنجره¬ها می¬توانند انواع زیادی داشته باشند و از مواد و مصالح متنوع و در سطوح مختلف ساخته شوند و به هر اندازه، کوچک، نیم¬شفاف و یا مات (نورگیر پلاستیکی) که می¬توان از هر فروشگاه ساختمانی خریداری نمود، آنها می¬توانند از سازه¬های پیچیده¬تر فلز و شیشه که کاملاً تاق¬ها را پوشش دهد باشند. نورگیرها نه تنها نور طبیعی را به داخل می¬رسانند بلکه ارزش اتاق¬ها را هم به طریق متفاوتی نشان می¬دهند. نوردهی با ارتفاع کم از بالای سر بر دیوار، آن را به عنصر دوجداره، با توانایی ایجاد تصاویر مختلف، بسته به جهت و شدت اشعه نور تبدیل می¬کند. نوردهی بالای پله به این عنصر معمارانه معنای سمبولیک می¬بخشد. تیغه¬های شیشه¬ای و پنجره¬ها دلالت بر ارتباطی کم و بیش روشن بین داخل و خارج (اندرونی و بیرونی) دارد. در حالی ¬که نورگیر سقف نقطه احساس جدایی بیشتری از محیط شهری و جمات داشته و خویشتن¬نگری را ایجاد می¬کند. در مناطق به ¬ویژه شلوغ و پرازدحام این طریق راه جدیدی برای ایجاد و مواجه با محیط خانوادگی را ممکن می¬سازد. عجیب نیست که در شهرهایی مثل توکیو بسیاری از خانه¬های خانواده¬های تک¬نفره که در بافت شهری غرق شده¬اند توسط معمارانی مثل آندو ، ایتو ، نایتو ، تومیناگا ¬¬¬¬و هیاکاوا بر¬اساس پاسیوهای داخلی و محیط¬هایی که با نور بالای سر روشن می¬شوند طراحی شده¬اند. این راه باز¬یافتن آرامش و سکوت، در محیطی می باشد که عاری از آن باشد (فریدون کسرایی، 1387، صفحه45).

2-2-2-6- نور مستقیم و نور منتشره
در فضاهای باز، نور مطابق وضعیت و زاویه خورشید و در هنگام شب بر طبق شکل و مراحل ماه، اقدام می-کند. اینکه آسمان کم¬ و ¬بیش ابری می باشد بسته به فصل و آلودگی هوا تغییر می¬کند زمانی که ما در بیرون هستیم مجبوریم خود را با نور، با یافتن جاهای آفتابی یا سایه تطبیق دهیم.
اما در داخل، ما شانس کنترل نور و شکل دادن به آن را به ¬روشی دلخواه داریم به بیانی دیگر ما می¬توانیم-آن¬راکنترل کنیم گرچه ما نمی¬توانیم نور طبیعی ایجاد کنیم اما می¬توانیم شدت، جهت روشنایی¬ بخشی آن را از میان فیلترها¬ی کاملاً کنترل شده با طرح روزنه¬ها و با انتخاب سطوحی که نور در آنها انعکاس می¬یابد کنترل کنیم. ما می¬توانیم نور را توسط عناصری که قادر به کنترل آنها هستیم تغییر شکل دهیم و یا قادریم نور را دوباره ایجاد کنیم: با انعکاس نور مستقیم بوسیله صفحات از سطوح آب و دیوارهایی که با مواد صیقلی پوشیده شده¬اند، امکان کنترل نور را با کرکره¬ها با روزنه¬هایی باریک که نور از خلال آنها به¬گونه دقیق می¬تابد، توانایی انتشار نور از میان شیشه مات و نیمه شفاف یا انعکاس آن روی سطوح زبر و خشن و یا وارد کردن نور از طریق نورگیرها به درون محیط¬هایی که در موقعیت شمال قرار گرفته¬اند و امکان رنگی کردن نور با تاباندن آن بر دیوارهای رنگی را داریم. ارتباط بین بعضی اتاق¬ها با اتاق¬های دیگر اندازه¬ یک اتاق در تناسب با کل بنا که کلیه موارد بالا ضمن حل معضلات نورپردازی فضای زیست ما، آموزش ابتکارهایی می باشد که معماری داخلی بصورت عملی فرا راه ما قرار می¬دهد (فریدون کسرایی، 1387، صفحه53).

2-2-2-7- سایه¬ها
Le cobusier مشهورترین اصطلاحش “معماری بازی حجم¬ها در زیر نور” است.
مثل تابلویی که در آن اشکال هندسی مربع، دایره، مخروط و استوانه با کناره¬های تیره¬ و ¬روشن و سایه¬های آن¬ها بر¬روی یکدیگر نقاشی شده¬اند. این حقیقت اهمیت نور در معماری را ثابت می¬کند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

Le cobusier اشیاء را با تأکید مخصوصی روی سایه¬های آن¬ها می¬کشید. سایه، طرف مقابل به نور نیست. نقاشی¬هایی که با سایه¬هایشان کشیده می¬شوند مفهومی واقعی¬تر را به تماشاگر القاء می¬کنند. استادان نقاشی-های ناموزون و بی¬تناسب مثل: Caravaggio, Rembrant, Zurbaran اولین کسانی بودند که به این حقیقت دست یافتند که برای روشن کردن یک شیء روشی بهتر از سایه زدن اطراف آن نیست. همین اثر در نقاشی به معماری منتقل می¬گردد. در یک کلیسا وقتی نور از روزنه¬های پنجره یا سقف خودش را به فضای داخل می¬رساند ایجاد سایه می¬کند و محیطی رمانتیک ایجاد می¬کند. بدین ترتیب درزها، پرده¬های توری، سایبان کوچک بالای پنجره¬ها و سایبان¬های دیگر همگی نور را به طریقی فیلتر می¬کنند و این مناسب-ترین راه برای نشان دادن حضور نور می باشد.

2-2-2-8- نیم¬سایه
فضاهای کم¬نور کم¬کم نادر و کمیاب می¬شوند و دیگر جلب توجه نمی¬کنند. در نیم¬سایه مرزهای جداگانه اشیاء از یکدیگر واضح نیستند و ابهام در تشخیص آن¬ها هست. در مکان¬های کم¬نور ی

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فایل پژوهش: مقاله درباره ، مسکونی، فضای، واحدها، متوسط، هفت، مجموعه

غزالی پیش روی این شبهه که چرا نور خدا به آسمانها و زمین اضافه شده، پاسخ می دهد که خداوند نور اول، قائم بالذات و منبع تمامی نورهاست و بدین دلیل که سراسر زمین و آسمان ها را انوار حسی و عقلی فرا گرفته پس عالم همه مظهر اوست.
از دیدگاه او این عرفان والا مقامند که به شهود این وحدت وجود رسیده و نهایت درمی¬یابند که “نور خدا فقط به واسطه شدت ظهور، مخفی مانده و کثرت سبب شده که از نظرها مستور گردد” (همان، ص 34). غزالی معتقد می باشد که:گ نسبت جهان ظاهر و باطن همچون، نسبت پوسته به هسته، بدن به روح، و ظلمت به نور می باشد”(اسمیت،1944،ص174).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

فصل سوم :
مطالعه نمونه¬های موردی

3-1- مقدمه
با در نظر داشتن موارد گفته شده، موضوعات مورد توجه در طراحی و ایده کلی ساخت مکان، نمونه¬هایی از پروژه¬های مسکونی اجرا شده در داخل و خارج کشور آورده شده می باشد. بزرگترین ویژگی این گونه از ساختمان¬های مسکونی با ارتفاع متوسط شهری؛ کوشش در پایین نگهداشتن هزینه¬های اقتصادی در ساخت و نگهداری، وجه به الگوهای رفتاری و هویت مکانی در طرح است.
در اوایل سده بیستم و قبل از اختراع آسانسور، مجتمع¬های آپارتمانی با ارتفاع متوسط در اغلب شهرهای بزرگ بسیار رایج بودند؛ زیرا که ارتفاع ساختمان¬ها تا قبل از اختراع آسانسور کاملاً وابسته به تعداد طبقاتی بود که باپای پیاده قابل طی کردن بود. در پاریس، که هنوز هم می¬توان آن را مظهری واقعی از یک شهر میان مرتبه تلقی نمود، ارتفاع اغلب ساختمان¬های آپارتمانی مسکونی از هفت طبقه تجاوز نمی¬کند. این بلوک¬ها
معمولاً دارای اتاق¬های زیرشیروانی و طبقات میانی کاملاً مشخص شده می¬باشند. حتی پس از تجربه¬های متعددی در زمینه ساخت¬و¬ساز مسکونی با بهره گیری از بلوک¬های بلند مرتبه، در دوره اوج مدرنیسم و در خارج از ناحیه حفاظت شده تاریخی، در این شهر صورت گرفت؛ معماران فرانسوی با رجوعی مجدد به مجتع¬های آپارتمانی با ارتفاع متوسط، که در طول تاریخ کارآیی آنها به ثبوت رسیده بود، بر ارزش¬های این واحدها تأکید کردند.
این مجموعه¬های مسکونی، که معمولاً به طول زیاد در لبه¬های خیابان¬ها شکل می¬گیرند، از ارزان¬ترین گونه-های مسکونی محسوب می¬گردند؛ که به¬گونه معمول دارای ارتفاعی در حدود چهار تا شش طبقه می¬باشند. معمولاً در این الگو، دسترسی مستقیم به زمین وجود نداشته و نظام دسترسی از طریق راهرو¬ها و چشم پله-ها تأمین می¬گردد. در این الگو معمولاً خدمات محلی به صورت نوارهای پیوسته در طبقات همکف ساختمان¬ها به¬وجود می¬آید.

3-2- مجتمع مسکونی لیلینگتون استریت
این مجتمع در لندن را که با رویکرد سنتی طراحی پیرامونی به جای رویکرد برج در پارک به¬انجام رسیده می باشد، نقطه عطف و پیشگام ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در انگلستان محسوب می¬گردد. این پروژه از سال 1961 م. شروع شده و در 3 مرحله به اجرا رسید و در مجموع مراحل سه¬گانه جمعاً هفتصد-و¬هفتاد¬و¬هفت واحد مسکونی را در منطقه پرتراکم مرکزی شهر¬ اندن به¬وجود¬آورد.
مراحل اول و دوم این پروژه شامل آپارتمان¬های یک تا هفت نفره¬ای است که در بلوک¬های سه، هفت و هشت طبقه سازماندهی شده¬اند. این بلوک¬ها پیرامون یک فضای سبز به صورتی جانمایی شده¬اند که نمامی واحدها مشرف به این فضا می¬باشند. ساخت¬و¬ساز در پیرامون بستر به¬طوری¬که ساختمان¬ها کاملاً چسبیده به مرزهای بستر می¬باشند، موجب شده می باشد تا 62.6 مساحت بستر به¬عنوان فضای سبز باقی بماند.
این مجتمع در لندن را که با رویکرد سنتی طراحی پیرامونی به جای رویکرد برج در پارک به¬انجام رسیده می باشد، نقطه عطف و پیشگام ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در انگلستان محسوب می¬گردد. این پروژه از سال 1961 م. شروع شده و در 3 مرحله به اجرا رسید و در مجموع مراحل سه¬گانه جمعاً هفتصد-و¬هفتاد¬و¬هفت واحد مسکونی را در منطقه پرتراکم مرکزی شهر¬ اندن به¬وجود¬آورد.
مراحل اول و دوم این پروژه شامل آپارتمان¬های یک تا هفت نفره¬ای است که در بلوک¬های سه، هفت و هشت طبقه سازماندهی شده¬اند. این بلوک¬ها پیرامون یک فضای سبز به صورتی جانمایی شده¬اند که نمامی واحدها مشرف به این فضا می¬باشند. ساخت¬و¬ساز در پیرامون بستر به¬طوری¬که ساختمان¬ها کاملاً چسبیده به مرزهای بستر می¬باشند، موجب شده می باشد تا 62.6 مساحت بستر به¬عنوان فضای سبز باقی بماند.
در حالیکه در مرحله اول این طرح، تنها پنج درصد از واحدهای مسکونی دارای حیاط خصوصی می¬باشند، بکارگیری آپارتمان¬های کوچک با مقطع قیچی¬مانند که به¬صورت پشت¬به¬پشت و غالباً در بلوک¬های پنج طبقه ساخته شده¬اند، نسبت ساختمان¬های مرتبط با سطح زمین را به سی¬و¬شش درصد افزایش داده می باشد؛ به-طوری که برای تمام واحدهای طراحی شده برای خانواده¬های بزرگ، امکان دسترسی به یک فضای باز خصوصی به¬صورت حیاط یا حیاط خلوت فراهم شده می باشد.
در این بلوک¬ها، واحدهای کوچکتر در دو طبقه آخر قرار داده شده¬اند؛ که دسترسی به¬آنها از طریق کوچه¬ای صورت می¬پذیرد که در پشت¬بام واقع شده¬می باشد و توسط آسانسورها تغذیه می¬گردد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

پرواضح می باشد که قرارگیری ساختمان¬ها در طول لبه¬های یک بلوک شهری، باعث تعین بهتر و ایجاد تعاریف مناسب¬تر برای خیابان¬های عمومی می¬گردد. به¬زبان دیگر، با اختصاص دادن مرکز بلوک به فضای سبز عمومی و ساخت¬و¬ساز در پیرامون آن، ساکنان از مزایای یک خیابان شهری در جلو و یک فضا سبز نیمه عمومی محصور در پشت واحدهای خود. به صورت توامان برخوردار می¬گردند.
برای ملموس¬تر شدن مزایای بهره گیری از روش طراحی پیرامونی به مثال زیر توجه نمایید:
شبکه شطرنجی مرکب از هفت ستون، هفت ردیف را تصور نمائید. به¬طوری¬که در تصویر روبرو نظاره می¬گردد، مساحت چنبره پیرامونی تنها به اندازه یک مدول از مساحت حوزه مرکزی کوچکتر است.اما آشکارا می¬توان ادعا نمود که کارایی فضای باز مرکزی ایجاد شده در حالت اول بسیار بیشتر زمینی می باشد که به¬صورت باقی¬مانده ساخت¬و¬ساز در مرکز در حالت دوم ایجاد شده می باشد. در حالی¬که مساحت اشغال شده برای ساخت¬و¬ساز در هر دو حالت تقریباً یکسان است (شکل 3-4).
البته تمامی ساخت¬و¬سازهای انجام شده با بهره گیری از ساختمان¬های با ارتفاع متوسط به موقعیت و جذابیت مجموعه لیلینگتون استریت نمی¬باشد. به¬عنوان مثال مجموعه هزاروسیصدوپنجاه واحدی ساوث گیت (شکل 3-5) واقع در شهر جدید رانکورن که توسط جیمزاسترلینگ طراحی شده می باشد، از موفقیت کمتری برخوردار بوده می باشد. این مجموعه، با فاصله اندکی پس از بهره¬برداری، با نام استهزا¬ آمیز “سرزمین لگو” مورد تصریح قرار می¬گیرد؛ زیرا که بهره گیری مفرط از شیشه و پلاستیک تقویت شده در طراحی یا پنجره¬های کوچک دایره¬ای شکل، آن را بیشتر به یک سرزمین اسباب¬بازی شبیه کرده می باشد تا یک مجموعه مسکونی.
3-3- شهرک مسکونی فاروم میدت پانکت
درکشورهای اسکاندیناوی نیز مزایا و ارزش¬های درونی توسعه مسکونی با ارتفاع متوسط، مود توجه واقع شده می باشد. در یکی از شهرک¬های مسکونی دانمارک موسوم به فاروم میدت پانکت به¬کارگیری واحدهای مسکونی حیاط¬دار به¬صورت کپه¬ای خلوت تمام و کمالی را در فضاهای داخلی و بیرونی واحدها تآمین کرده می باشد. در این شهرک مسکونی قریب به یک¬ هزار و ششصد واحد مسکونی طراحی و ساخته شده می باشد که اغلب این واحدها در بلوک¬های ردیفی چهارطبقه جانمایی شده¬اند. جای تأسف دارد که طبقه همکف این بلوک¬ها به پارکینک¬های باز اختصاص داده شده می باشد. در طبقه اول هر بلوک، که طبقه اصلی محسوب می¬گردد، یک دالان مرکزی تعبیه شده می باشد که در تمامی طول بلوک ادامه می¬یابد و دسترسی به واحدها را تأمین می¬کند. در این طبقه، یک واحد مسکونی حیاط¬دار L شکل هست که در جبهه اصلی بلوک جانمایی شده می باشد. واحد مسکونی مشابهی نیز با یک عقب¬نشینی مناسب به مقصود تأمین نور مناسب برای حیاط طبقه پایین، در بالای این واحد قرار گرفته می باشد. در طبقات بالا دو واحد مسکونی با الگوی خانه شهری طراحی گردیده¬اند که دارای یک بالکن دل¬باز می¬باشند. دسترسی به این واحدها از طریق رشته پله¬هایی تأمین می¬گردد که به صورت متناوب در طول دالان مرکزی تعبیه شده¬اند.
در این مجموعه نیز بنا به سیاق شهرک¬های مسکونی در اسکاندیناوی، تسهیلات خدماتی نظیر مهدکودک، کودکستان، زمین¬های بازی، اتاق¬های جلسات عمومی، کانون¬های تفریحی و یک هتل کوچک برای مهمان تعبیه شده می باشد. در آلمان نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در نواحی گوناگون مورد توجه واقع شده می باشد. از این میان به دو مورد شاخص تصریح خواهیم نمود: مجتمع مسکونی ریتراشتراسه-نورد و مجتمع مسکونی ته¬گل¬هاربور کهدر این کشور ساخته شده می باشد.

3-4- مجتمع مسکونی ریتراشتراسه- نورد
این مجتمع توسط رابرت¬کرایر با در نظر داشتن مطالعات او در زمینه طراحی شهری طراحی شده می باشد و حاصل یک مسابقه معماری می باشد که در آن شرکت¬های متعددی شرکت کرده¬¬بودند. کرایر با موفقیت در این مسابقه به باز¬زنده¬سازی شکل¬های شهری فراموش شده¬ای می¬پردازد که در جنبش مدرن مورد بی¬مهری و بی¬توجهی واقع شده¬بودند
کرایر با به¬کار بردن الگوی بلوک¬های محصور شهری، بار دیگر موفقیت¬آمیز بودن طراحی پیرامونی به همراه فضای سبز محصور میانی را به اثبات می¬رساند. در این طرح یک¬سوم واحدهای مسکونی برای خانواده¬های بچه¬دار طراحی شده¬اند.کیفیت بالا طراحی در این مجتمع بارها و بارها از طرف ساکنان مورد ستایش قرار گرفته می باشد.

3-5- مجتمع مسکونی ته¬گل¬هاربور
طرح مسکونی ته¬گل¬هاربور نیز محصول یک مسابقه معماری بین¬المللی است؛ که در سال 1980 م. برگزار گردید؛ و سه معمار آمریکایی یعنی جلزمور، جان رابل و باز¬یودل در آن برنده شدند. این مجموعه یکصدوهفتاد واحدی که در زمینی به مساحت تقریبی ده¬و¬نیم هکتار طراحی شده¬می باشد، یکی از موفق¬ترین کوشش¬هایی می باشد که برای طراحی واحدهای مسکونی با ارتفاع متوسط صورت گرفته می باشد.
اگرچه واحدهای ساخته شده در این مجموعه مسکونی، از نظر هنجارهای حاکم بر زندگی اجتماعی از ابعادی کوچک برخوردار هستند؛ اما نماهای به¬دقت طراحی شده، جزئیات اجرایی مناسب و پنجره¬هایی که

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فرمت word : مقاله با موضوع فضای، خانه، مکان، طبیعت، الگوهای، زمین، مکانی

به هر صورت، فضای وجودی به عنوان نحوه¬ای از ((بینابینی)) زمین و آسمان از ریشه با فضای ریاضی تفاوت دارد. قالب مراکز و جهات این فضا به ¬صورت کیفی ریخته شده و در نتیجه به جای دارا بودن فضای فیزیکی متشابه، تمایل را به نمایش می¬گذارد. پس در قالب اثر آمدن فضای وجودی ¬موضوع ساده¬ای در محدوده هندسه عملی قرار گیرد نمی¬باشد.
به همان ترتیب که مطالعه احراز هویت، چگونگی تجسم بخشیدن به مفاهیم پیوسته ¬به هستی از جانب ساختمان¬ها را با ما در میان گذاشت، داشتن تصور کلی از تعیین موقعیت نیز راه حلی را برای غلبه بر مشکل فوق¬الذکر در اختیارمان ¬می¬نهد.
در حالی که تجسم از طریق چگونگی ایستادن، برخاستن، گشودن و بستن شکل معمارانه صراحت می¬یابد، ((پذیرش)) به ((آرایش فضایی)) با احتساب مراکز، مسیرها و حوزه¬ها حواله گردیده می باشد. آثار معماری در تمامی سطوح محیطی می¬بایستی نظامی فضای از این قماش را در اختیار ¬گیرند؛ نظامی که در عین وابستگی به فضای طبیعی ارزانی شده از جانب پروردگار، با الگوهای اعمال بشری نیز مطابقت دارد (شولتز، 1389، ص32-33) .
بدین ترتیب، ساختمان¬ها تنها به خاطر شکل مصنوع خود به گرد آوری ((بینابینی چندگانه)) موفق نیامده و توانایی آن¬ها در عینیت بخشیدن به¬ مختصات مکان نیز در این امر مداخله می¬نماید. پس هر مورد از ((پذیرش)) نشانگر شیوه¬ای از هستی زمین و آسمان است

2-1-2-7-مکان ساخته/ مکان طبیعی
بشر همواره کوشش بر این داشته می باشد تا مفاهیم تجربه شده¬اش را گردآوری کند تا بدین ترتیب بتواند برای خود تصویری ازجهان یا “خرده جهانی” بیافریند که جهان او را عینی سازد. برای اینکار او برای ساخت مکان خویش، از طبیعت برداشت کرده می باشد. شولتز ارتباط میان مکان¬های طبیعی وانسان- ساخت (و درحقیقت چگونگی برداشت بشر از مکان طبیعت) را در سه سطح اظهار کرده می باشد:

نمایان¬سازی ؛ بشر می¬خواهد تا ساختار طبیعی را دقیق¬تر بسازد. یعنی، می¬خواهد تا «درک» خود را از طبیعت با «اظهار» پایگاه وجودی¬ای که به دست می¬آورد، مجسم و نمایان سازد. برای این موضوع، او آن چیز که را که دیده می باشد، می¬سازد. آن¬جا که طبیعت یک فضای نامحدود را پیشنهاد می¬کند، او یک حصار می¬سازد. جایی که طبیعت نشانگر یک سمت و سو باشد، او یک راه می¬سازد (شکل 2-3) .

تکمیل¬سازی ؛ هنگامی¬که بشر می¬خواهد تا طبیعت موجود را با آن¬چه طبیعت فاقد آن می باشد، تکمیل کند. الکساندر نیز دراین مورد می¬گوید: «بشر غریزه¬ای اصیل دارد، به اصالت ِآرزویمان در داشتن فرزند. این غریزه چنان می باشد که مایلیم بخشی ازطبیعت را بسازیم و جهانی را که از کوه و چشمه و گل و سنگ ساخته شده، با چیزی¬ که ساختۀ خودمان باشد کامل کنیم؛ آن¬چنان که ساختۀ ما جزئی از طبیعت و جزئی از محیط بلافصل ما باشد» (الکساندر، 1386،ص 8) (شکل 2-4).

نمادین سازی ؛ درنهایت بشر بر آن می باشد تا درک خود از طبیعت را با در نظر گرفتن خودش، نمادین سازد. نمادین سازی نشانگر این می باشد که یک مفهوم تجربه شده به یک واسطۀ دیگر«برگردانده» می¬گردد. برای مثال یک خصلت طبیعی به صورت بنایی برگردانده می¬گردد که خصوصیات¬اش تا حدودی آن خصلت را ظاهر سازد. هدف نمادین¬ سازی، آزاد کردن معنا از وضعیت بی¬ واسطۀ آن می باشد تا بدین وسیله به یک «امر فرهنگی» تبدیل گردد، تا شاید بخشی از یک وضعیت پیچیده را تشکیل داده، یا به مکانی دیگر منتقل گردد (نوربرگ- شولتز، 1388،ص30) (شکل 2-5).
وی این سه سطح را حاکی از گردآوری مفاهیم تجربه شده و وجوهی از فرایند کلی استقراریافتن می¬داند. بدین ترتیب می باشد که معناها به یک مکان فرا نهاده می¬شوند تا مکان را به یک «مرکز وجودی» تبدیل کنند. «از این ¬رو هدف وجودی ساختن (معماری) این می باشد که محل را به مکان تبدیل کند، یعنی معناهایی را که بالقوه در محیط حاضرند بگشاید» (نوربرگ- شولتز، 1388،ص30).
الکساندر نیز تأکیدکرده می باشد که الگوهای ذهنی که ما برای امرِ ساختن از آن¬ها بهره گیری می¬کنیم، در واقع از الگوهای مشابه دیگری در ذهنمان گرفته شده¬اند که از طریق آن¬ها الگوهای عینی عالم را مجسم می¬کنیم، طراحی می¬کنیم، می¬آفرینیم، بنا می¬کنیم، می¬سازیم و با آن¬ها زندگی می¬کنیم «این الگوهای ذهنی تصاویر انتزاعی ِهمان قواعد صوری هستند که الگوهای عینی عالم را تعریف می¬کنند» (الکساندر،1386،ص 158).
مثال¬هایی در زمینۀ این سه سطح را در بسیاری از عناصر معماری ایران می¬توان نظاره نمود: «شکل عمودی مناره¬ها مکمل منظره افقی بیابان و کاشی¬های رنگارنگ مساجد تزئین کننده رنگ خاکی کویر می باشد. معماران عموماً پیش از آنکه ساختمانی را روی زمین بنا کنند کوشش کرده¬اند زمین ساختمان را دارای قابلیت¬های مکانی کنند. تخت جمشید روی صفحه¬ای قرارگرفته می باشد. مکان بلند و متمایز در یک دشت، به گونه طبیعی پتانسیل تبدیل شدن به مکانی خاص را داراست. چهل ستون درکناراستخری بنا شده می باشد. ساختمان کنارآب می باشد، لب حوض، در مکانی مشخص» (افشارنادری، 1378، ص 4).

2-1-2-8-نیازها
-نیازها در خانه
با ورود به قرن بیست و یکم بایستی از خود بپرسیم که خانه چگونه بایستی باشد؟ خانه هدفی عملکردی دارد : حفاظت از بشر در برابر عناصر دیگر. خانه ¬همچنین باعث اطمینان همه جانبه ساکنان خود می¬گردد. فضایی که خانه محدود می¬کند در حقیقت گامی در جهت نظم بخشیدن به جهان هستی ¬به شمار می¬رود. گرچه بخش اعظم بودجه ساختمان سازی در دنیا صرف ساخت خانه و صنعت خانه سازی می¬گردد به ندرت بحث معناداری در این ¬باره صورت می¬گیرد و کوشش¬های جدید و به احتمال ضعیف سبک شناختی، به طورکلی به دور شدن از ایده اصلی خانه می¬انجامد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

در معماری سنتی، اغلب خانه¬ها پشت پنجره¬های مشابه هم داشتند و حجمی شاخص در ورودی خانه. نما سطحی می باشد که عناصر، بیش¬ از حد، ¬در آن تکرار می¬شوند. بعضی از تفاوت¬های سبک¬های مختلف براساس بعضی نظریات فلسفی شکل گرفته که هیچ ربطی به هنرهای تجسمی ندارد. به ¬ندرت این سبک¬ها و مباحثی که آنها تکرار می¬کنند با نیازهای واقعی سازندگان و ساکنان خانه¬ها مطابقت دارند .

-نیازهای پایه
خانه و روش¬های ساخت آن بسیار متنوع می باشد. با این حال، هدف همه خانه¬ها برآورده کردن نیازهای فعلی و نیازهای آینده ساکنانش می باشد. این ¬نیازها ممکن می باشد نیازهای عملکردی، ساختاری، اجتماعی، و یا حتی نمادین باشند. عناصر دیگری هم ممکن می باشد وجود داشته باشد اما این¬ چهار مورد از اساسی¬ترین مباحث مقدماتی در مورد خانه می باشد.

-نیازهای عملکردی
مهمترین نیازهای عملکردی خانه، محافظت از ساکنان در برابر سرما وگرمای فضای بیرون می باشد .این مورد توسعه محافظت در برابر محیط خوانده ¬می¬گردد که به معنای بام¬ها و زیرزمین¬های نفوذ ناپذیر و نیز نداشتن سطوح شیشه¬ای وسیع و بدون محافظ می باشد که جذب کننده گرمای سوزان می باشد .¬در نقاط کمی ازجهان، نیازی به محافظت در برابر این عوامل محیطی را می¬توان به راحتی و با قوانین اصلی و اولیه فیزیک انجام داد. در زندگی امروز گاه، ¬به خاطر بهره گیری از وسایل الکترونیکی برای تولید گرما و سرما، این اصول اولیه و ابتدایی را به فراموشی می¬سپاریم .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

بشر¬ها در برابر آب وهوای سرد و بارانی، گرم وخشک، و یا گرم و شرجی نیاز به سرپناه دارند. در نقاط سرد و بیابانی دیوارهای قطور از نفوذ سرما ¬جلوگیری می¬کنند و گرمای تولید شده درفضای داخل خانه و نیز گرمای ناشی از تابش آفتاب را در خود حفظ می¬کنند. از پنجره¬های بزرگ اثر نور بیشتری ¬به داخل می-رسد. سقف شیب¬دار، آب برف و باران را جاری می¬کند. اجسام و وسایل ساده¬ای وجود دارند که بخش جدایی ناپذیر خانه محسوب ¬می¬شوند و می¬توانند بسیار مفید و مؤثر باشند. بعضی از این وسایل عبارت از: پشت پنجره¬ای¬ها، که از بازشوها در برابر باد و برف و باران محافظت می¬کند¬ و تیغه¬های افقی، که در تابستان از نفوذ نور خورشید به داخل جلوگیری و در زمستان که نور خورشید خوشایند می باشد راه ورود آن را هموارمی¬کند.
درآب و هوای گرم و خشک، دیوارهای قطور در طول روز مانع ورود گرما می¬گردد و اگر رنگ دیوارها روشن باشد اشعه خورشید را برمی¬گرداند .¬پنجره¬های کوچک نیز اشعه وارد شده را به خانه را محدود می-کنند. درطول شب، دیوارهای قطور، گرمایی را که در طول روز به خود گرفته¬اند به ¬تدریج از دست می¬دهند تا دمای فضای داخل خانه تعدیل گردد.
در مناطق گرم و شرجی دیوارهای از لایه¬های متخلخل باعث عبور هوا و خنک شدن فضای داخل خانه می-گردد. ایوان¬ها و سایه¬بان¬ها نیز با ¬ایجاد سایه اتاق¬هایی در فضای باز ایجاد می¬کنند و نیز باعث جاری شدن آب باران می¬شوند. گاهی اوقات خانه¬ها بر روی سطح مرتفع ساخته می¬شوند تا از طغیان و سیلاب¬ها محفوظ باشد. این کار همچنین خانه را از حشرات و خزندگان مخصوص این ¬گونه مناطق، که در نزدیکی سطح زمین پیدا ¬می¬شوند، مصون نگه می¬دارد.

-نیازهای ساختاری
اوایل نظر این بود از مصالح موجود در منطقه برای ساختمان¬سازی بهره گیری گردد) الوار در مناطق جنگلی، سنگ در مناطق کوهستانی، گل در ¬دلتاها و یخ در مناطق قطبی). نظام حمل و نقل موجود این امکان را فراهم کرده می باشد که بتوان از مصالح مناطق دورتر نیز بهره گیری نمود. فناوری نیز ¬مصالح مستحکم و سبک وزنی را تولید و این امکان را فراهم کرده می باشد که بتوان دهانه¬های بزرگتری را پوشاند، فضاهای مرتفع¬تری را به وجود آورد، ¬و اشکال غیر معمول را ساخت. با این ترتیب می¬توان با فضاهای زیستی بزرگتر به گونه-ای انعطاف پذیرتر از گذشته برخورد نمود. مصالح شفاف باعث¬ شده می باشد که فکر کردن به روش¬های جدیدی در مورد فضاهای بسته امکان پذیر گردد. دستگاه¬های تنظیم کننده دمای هوا در داخل فضا باعث شده¬ می باشد که طراحی تقریباً بدون هیچ محدودیتی در هر مکانی صورت پذیرد. به رغم آزادی حاصل از سیستم¬های ساختمانی جدید، هزینه بالا و ناکارآمدی ¬حاصل از ناسازگاری این سیستم¬ها

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فایل پایان نامه : مقاله در مورد محله، ، اجتماعى، هاى، سنتى، خدمات، مسکونی

ب- اجرای عملیات آپارتمان سازی برروی عرصه های ساختمانهای قدیمی و فرسوده در بافـت محله های شهری، که اکثراً توسط بخش خصوصی و در قالب نوعی سـوداگری مـسکن انجـام گرفته و می گیرد و طی آن ساختمانهای قدیمی تخریب وبر روی آن بناهـای جدیـد درشـکل آپارتمانی احداث می شوند که درنهایت با افـزایش تـراکم کـاربری و تـراکم جمعیـت و خـانو ار همراه بوده و اغلب به همجواری خانوارهایی منجر شده اند کـه هیچگونـه سـابقه آشـنایی ویـا همگنی با یکدیگر نداشته و به تعبیری همسایگان تصادفی جدیدی هستند،که به ضرورت زمان کنار هم جمع شده اند. دراین کالبدها پارکینگ ها به طبقات همکف یا زیرزمین انتقال یافته و ضرایب تراکم ساختمانی، با اعمال تمهیدات مالی و توافق با شهرداری ها بشدت افزایش یافته اند (رهنمایی و همکاران، 1386).
ج- بخش دیگری ازتحولات محله ای که درشهرهای بزرگ وکوچک شاهد آن هستیم، تحول از طریق تغییرکاربری ها برای ارائه خدمات، بویژه خدمات فروش عمومی می باشد. بدین ترتیب که باپیدایش محله های جدید و افزایش تراکم آنها در بدنه های جوامع شهری، تقاضا برای دریافت خدمات بیشتر شده و چه بسا که در کنار کاربری های مسکونی ، کاربری های خدماتی و تجاری نیز به وجودآمده اند. تمرکز تعدادی از مغازه ها و انواع خدمات شهری، یادآور همان هسته های اولیه تجاری و خدماتی هستند که در بدنه محله های قدیمی شهرها وجود داشته اند .در این راستا نوعی منطقه بندی(Zoning) یاپیدایش مراکز خدماتی و فروش از قبیل ساختمان پزشکان، داروخانه ها، خواروبارفروشی ها، قصابی، نانوایی، میوه و تره بارفروشی وانواع اغذیه فروشی هاو رستوران ها به چشم می خورند که بیانگر یک دگرگونی بنیادی در ساختارمحله ها به شمار می آیند(همان، 1386).
طریقه چنین تحولاتی که درشهرها آغاز شده و هنـوزهم ادامـه دارد، مـی رود کـه شـهرها را بـا عملکرد مسلط خدماتی و تجاری بـه محـل سـودآوری بیـشتر و کـسب درآمـد تبـدیل سـازد. درچنین شرایطی عملکرد مسکونی محله ها و شهرها، تحت الشعاع عملکرد تجـاری و اقتـصادی شهرها و محله ها قرار گرفته و انگیزه زیست و معیشت شهری قالب و الگوهای جدیدی به خود می گیرند که درگذشته، تنها در خیابانهای اصلی شهرها مـی شـد آنهـا را مـشاهده کـرد. ایـن طریقه- که می توان آن را تداوم سوداگری دربدنه شهرها و م حله های شهری ایـران دانـست- از دستاوردهای بلافصل انقلاب اسلامی و مهاجرت بی رویه به شهرهای بزرگ و متوسط و کوچک می باشد (همان، 1386).
3-16- شهرنشینی شتابان، مدرنیسم و آثار آن بر تغییرات ساختاری و عملکردی محله های شهری

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

همزمان با تحول ودگرگونی درشکل وماهیت شهرنشینی، محله هـای شـهری نیزکـه همچـون سلول های تشکیل دهنده شهر بودند، متحول گردیـده وشـکل جدیـدی بـه خودگرفتنـد .ایـن تحولات هـم درکالبدمحلـه و هـم در روابـط اجتماعی،فرهنگی،اقتـصادی و بطـورکلی درهمـه مناسبات ساکنان محله انعکاس یافته می باشد.محله های امروزی به گونه ای متحول شده انـد کـه نه عناصرسازنده آنها (مرکز محله ،شبکه ارتبـاطی و دسترسـی ها،میـدان ها،مساکن،تاسیـسات محله) ،ساختارو عملکرد قبلی خودرا دارند و نه ساکنان محله درقالـب همـان چـارچوب هـای سنتی با دیگرهم محله ای ها ارتباط برقرارمی کنند (همان، 1386).
امروزه محله هـای شـهری ازعرصـه هـایی هستند که به میزان زیادی ازمدرنیسم وبه تبع آن تغییر سبک زندگی و مناسبات مختلف متاثر گردیده اند.البته برخلاف کشورهای توسعه یافته جهان ،در کـشورهای کمتـر توسـعه یافتـه یـا درحال توسعه مانند ایران ،مدرنیسم همزمان با گسترش شهرنشینی شـتابان عرضـه گردیـده و لذا مجال نهادینه شدن و دگرگونی دربنیادها وزمینه های ضروری ولازم رانداشـته اسـت .ازایـن رو”شهرهای امروزی نه شهرهای دیروزاند با همان ویژگی های زمانی وسرزمینی ،نـه شـهرهای تازه همخوان بـا اصـول ومبـانی و ضـوابط شـهرهای امـروز .” (ابـراهیم زاده و نـصیری ،1386، 232). درواقع”فروپاشـی روابـط سـنتی در جامعـه و جـایگزینی نـاقص روابـط سـرمایه داری از مهمترین مشخصه های شهرنشینی در دهه های اخیر بوده می باشد.”(حسامیان ،15، 1363)
3-17-مقایسه محله در شهرنشینى ایران و واحد همسایگى درشهرسازى معاصر غرب
هدف از مقایسه اصول و انگاره هاى مفهوم محله سنتى ایرانى با مفهوم واحدهمسایگى در شهرسازى معاصر غرب این می باشد که و به این ترتیب مشــخص گردد آیا اصول و انگاره هاى محله سنتى ایران قابلیت آن را داردکه در بازتولید مفهوم محله و معاصر سازى آن در شهرســازى کنونى کشور مورد بهره گیری قرار گیرد. این مقایسه به ایــن دلیل ضرورى اســت که از اواخر دهه 1340 هجرى شمســى که برنامه ها و طرح هاى توســعه شــهرى در ایران شروع به تهیه گردید، علیرغم آنکه مفهوم محله با مفهوم شــهر در نظام شهرنشینى ایران به مــدت چندین قرن پیوند خورده بود، ولــى از مفاهیم و الگوهاى واحد همســایگى به صورت گســترده اى بهره گیری شــد. در حال حاضر نیز در طرح هاى توسعه شهرى در ایران از مفهوم غربى محله بهره گیری مى گردد. بنابراین نیاز است در روشى مقایسه اى مفهوم محله سنتى ایرانى با مفهوم واحد همســایگى مورد قیاس و تحلیل قرار گیرد تا قابلیت هاىمحله سنتى ایرانى تدقیق گردد(امین زاده، 1392).
مقایسه تطبیقى دو الگوى محله ایرانى و واحد همسایگى غربى نشان مى دهد که زمینه اصلى پیدایش و شکل گیرى مفهوم محله سنتى ایرانى- اسلامى بر اساس مفهومى اجتماعى از سکونت می باشد. محله فضاى کالبدى مناسبى را براى زندگى یک گروه اجتماعى فراهم کرده می باشد. در حالى که زمینه اصلى شکل گیرى و پیدایش محله در شهرسازى معاصر غرب مفهومى کالبدى- فضایى می باشد و قلمرویى کالبدى می باشد که پشتیبان مفاهیم اجتماعى می باشد. این دو توجه متفاوت به مفهوم محله در تعیین و تعریف مرزهاى کالبدى، عنصرشاخص محله و نیز اصول شکل دهنده تأثیر داشته می باشد (جدول 1).
اصول شکل گیرى و طراحى محله سنتى در ایران و واحد همسایگى در غرب، علیرغم شباهت، داراى تفاوت هاى مشخص و ماهوى می باشد.به مقصود تدقیق اصول طراحى، یک محله سنتى در ایران و یک واحد همسایگى در غرب مورد بررسى قرار گرفت. مقایسه تطبیقى با بهره گیری از مقایسه اصول شکل دهنده در دو نمونه انجام شده می باشد. بعضى ازاصول در ساختار کالبدى/ فضایى و ساختار اجتماعى مخصوص محلات ایرانى بوده و در نمونه غربى به کار نرفته می باشد و برعکس (همان، 1392).

جدول3-2- مقایسه تطبیقى مفهوم محله سنتى ایرانى با واحد همسایگى در شهرسازى معاصر غربى (امین زاده، 1392)
ویژگى ها محله در شهرنشینى ایران واحد همسایگى در شهرسازى معاصر غرب
مفهوم واحدى اجتماعى- فضایى واحدى کالبدى- عملکردى
تعریف قلمرویى اجتماعى براى سکونت عنصر اصلى ساختار فضایى و اجتماعى واحدى اجتماعى، مدنى، فرهنگى، کالبدى و اقتصادى قلمرویى مسکونى داراى مفهومى اجتماعى
عنصر اصلى شکل دهنده به جنبه هاى کالبدى شهر
واحدى کالبدى، اجتماعى و اقتصادى
تأثیر و جایگاه اصلى ترین واحد روابط اجتماعى در شهر سکونت گزیدن گروه اجتماعى و وحدت دهنده اجتماعى ایجاد کننده تعاون و همکارى بین ساکنین -فراهم کننده خدمات و نیازهاى ساکنین
– بلوک بنیادین در سلسله مراتب تقسیمات کالبدى شهر
– ارتقا دهنده تعاملات اجتماعى و ایجاد کننده حس جامعه محلى
– فراهم کننده مدیریت شهرى بهنتر و مشارکت اجتماعى
– ایجاد کننده هویت و معنى و حس مکان در محیط هاى شهرى
– تأثیر محلات در توسعه پایدار شهرى
الگوى شکل گیرى الگوى شکل گیرى ارگانیک و متمرکز، در بعضى مواقع داراى مرزهاى مشخص و در برخى مواقع فاقد مرزهاى کالبدى مشخص الگوى شکل گیرى متنوع، از پیش تعیین شده و متمرکز با مرزهایى کالبدى
مشخص اکثرا راه ها و دسترسى هاى سواره
عنصر شاخص فضاى فرهنگى(مسجد ) به عنوان عنصر شاخص فضاى آموزشى(دبستان) و یا سایر خدمات به عنوان عنصر شاخص
اصول شکل دهنده مرکزیت متاثر از ارزش هاى فرهنگى
قلمرو
سلسله مراتب
هم پیوندى
وحدت و همبستگى اجتماعى
مدیریت محله اى و خودکفایى محلات مرکزیت
قلمرو فضایى
سلسله مراتب دسترسى
تامین نیازهاى خدمات ساکنین
مدیریت محله اى

جمع بندی
هرچند شیوه زندگی مردم و نیز نهاد های اجتماعی که افراد در آن مشارکت می یابند، تغییر کرده اما همچنان همسایگی به عنوان اولین پایگاه اجتماعی که فرد پس ازخانه درون آن وارد می گردد، اهمیت خود را حفظ کرده می باشد .
کیفیت مطلوب برای زندگی، منطبق کردن مجموعه های مسکونی با اصول واحدهای همسایگی پایدار و برنامه ریزی آنها برمبنای این اصول و معیارها، می تواند به عنوان یکی از راه حل های پیشنهادی برای ارتقای کیفیت زندگی و مطلوبیت بخشی و پویایی زندگی در مناطق شهری باشد که تأثیر برجسته به نوبه خود، اعمال نماید. با کمی دقت در مفهوم محله می توان دریافت آن چیزی که را بنیانگذاران واحد همسایگی در جستجویش بودند، همچون: امنیت و آسایش، بهبود روابط ساکنین. به تعبیری توجه بیشتر به خصوصیات و عملکرد محله ایرانی با در نظر داشتن نیازها و خصوصیات جدید بشر ها، خانواده ها و جامعه جدید ایرانی می باشد که می توان پاسخگویی خواسته های معماران و شهرسازان در طرح واحدهای همسایگی باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

فصل چهارم
معرفی نمونه های مشابه داخلی و خارجی

4-1- مجتمع مسکونی زیتون اصفهان
مجموعه مسکونی زیتون در خیابان رزمندگان شهر اصفهان واقع شده می باشد. از شمال به خیابان رزمندگان و از شرق و جنوب به دو خیابان فرعی ده متری محدود شده می باشد .(URL9, 2014)

مشخصات عمومی مجموعه مسکونی زیتون
ساختمان های مجموعه شامل 42 حجم در ده طرح مختلف
می باشد:
6 حجم با ارتفاع 9 طبقه با 2 طرح مختلف
16 حجم با ارتفاع 4 طبقه با 5 طرح مختلف
18 حجم با ارتفاع 3 طبقه با 3 طرح مختلف
1. تلفیق نگاه سنتی و مدرن
2. تنوع فضایی در طراحی مجموعه
3. طراحی متقارن پلان ها و نماها و بهره گیری از آجر
4. زیر بنای کل 86786متر مربع
5. تعداد واحد ها 491
8. تعداد طبقات 4و5و18 طبقه

دسترسی ها
دسترسی سواره و پیاده توسط زیرگذرها و وگذرها از هم تفکیک شده و

Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فایل تحقیق : مقاله درباره ،، .، مسکن، ، جامعه، مطلوب، (

مصون بودن فضاهای داخلی مسکن از دید بیگانگان موردی می باشد که آسایش خانواده سخت به آن وابسته می باشد . در واقع ، مسکن به عنوان محل امن و آرامش خانواده بایستی به گونۀ مناسب از مشرف قرار گرفتن در امان بماند . مورد دیگری که در این ارتباط مطرح می باشد ، ارتباطات صحیح فضاهای داخلی می باشد به گونه ای که اولاً غریبه ها بر فضاهای داخلی تسلط نداشته باشند و ثانیاً قلمرو اعضای خانواده ( والدین و فرزندان دختر وپسر ) نیز به طریق مناسب از یگدیگر تفکیک شوند(همان، 1379).
پس محرمیت مورد نظر برای مسکن مطلوب عبارت از مصون بودن فضای داخل مسکن از دید بیگانگان می باشد . برای مثال مکانهایی از مسکن مثل حیاط یا محل اجتماع خانواده و فعالیتهای فردی بایستی از دید ودسترسی بیگانه در امان باشد . در حالی که اطاق های فردی ( مثل اطاق خاص والدین ) بایستی از دید سایر اعضاء خانواده نیز به دور باشد(همان، 1379). .
2-4-4- آرامش
آرامش اعضاء خانواده کیفیت مهمی می باشد که در نظر داشتن آن ضرورت بنیادین مسکن مطلوب می باشد . بشر از جهات بسیاری به آرامش نیازمند می باشد که این جهات ، ناشی ازقلمروهای مختلف حیات انسانی می باشد . بشر برای عبادت نیازمند مکانی آرام می باشد تا حضورقلب لازم برایش فراهم گردد . همچنین یکی از لوازم اصلی تفکر به عنوان فعالیت توصیه شده در فرهنگ اسلامی ، وجود فضایی آرام می باشد . مطالعه و کسب دانش و بهره گیری ازوسایل ارتباط جمعی نیازمند آرامش می باشد . فراهم آمدن امکان گفتگوهای خانوادگی و تحکیم مبانی آن به وجود آرامش بستگی تام دارد . علاوه بر آن برای انجام بسیاری ازفعالیتهای فردی و جمعی دیگر مانند استراحت و تماسهای رو در رو با اقوام و دوستانو همسایگان ، وجود محیطی آرام لازم است . ایجاد محیطی آرام در مسکن نیز به عواملی همچون مکانیابی مسکن نسبت به سایر عملکردها ، مصالح مصرفی ، سلسله مراتب بین درون وبرون و … بستگی تام دارد (همان، 1379).
2-4-5- خلوت :
خلوت مسکن از ویژگی هایی می باشد که به همراه سایر موارد فوق الاشاره ازضروریات یک محیط مناسب برای زیست بشر به شمار می رود . اگر ارتباط بشر با جهان هستی را به روابط چهارگانۀ ارتباط با محیطهای طبیعی و مصنوع و جامعه و « خویشتن » تقسیم کنیم (صدر، 1359)، وجود خلوت در محیط زندگی ، یکی از مهمترین ویژگیهای کیفی محیط می باشد که می تواند به ایجاد زمینۀ مناسب ” رابطۀ بشر با خویش ” بیانجامد . علاوه بر آن ،آسایش خانواده و فراهم آمدن امکان ارتباط مناسب اعضای آن با یگدیگر و حتی با سایرنزدیکان ، نیازمند خلوت مسکن می باشد . پس می توان خلوت را ویژگی خاصی از مسکن دانست که به تناسب نیاز فرد یا افراد و همچنین در ارتباط با هر فعالیتی ، معنای خاص خود را خواهد داشت . برای مثال خلوت مورد نیاز برای عبادت با خلوت مورد نیاز برای برپایی محافل دوستانه و خانوادگی و یا مطالعه متفاوت خواهند بود(نقی زاده، 1379) .
2-4-6-امکان ارتباط با طبیعت :
یکی ازارتباطات بشر با عالم وجود ، ارتباط بشر با طبیعت می باشد . فراهم بودن این ارتباط که کثرت تأکید بر لزوم آن در تعالیم اسلامی و فرهنگ ایرانی ما را از ذکر جزییات آن بی نیاز می نماید(جعفری،1362) ، امر مهمی می باشد که می تواند به عنوان یکی از معیارهای مسکن مطلوب مطرح گردد . علاوه بر نیاز بشر به تماس با طبیعت ، هماهنگی محیط مصنوع و مانند عمارت و مسکن ( به عنوان مهمترین و بیشترین اثر معماری مستحدثه توسط بشر در زمین ) با طبیعت ( محیط ، عناصر ، سیما و مناظر ، مصالح ، زیبایی های طبیعی ) ضرورتی انکارناپذیر می باشد. پس بشر از جنبه های مادی و معنوی متفاوتی به طبیعت وعناصر طبیعی و برخورداری از تماس مداوم با آنها نیازمند می باشد . در این مقوله در نظر داشتن چند نکته اهمیت دارد : اولاً اینکه این تماس بایستی در یک سلسله مراتب منطقی از واحدمسکونی از کوچه ، خیابان ، محله ، شهر و حتی خارج شهر ( طبیعت بکر ) مستقر باشد . ثانیاً عناصر طبیعی بسته به ارزشی که در برآورده کردن نیازهای معنوی و روانی بشر با در نظر داشتن معانی نمادینشان دارند شناسایی و دسته بندی و به مردم معرفی شوند وامکان تماس با آنها مستقر گردد . ثالثاً به تأثیر عناصر طبیعی در جهت پاسخگویی به نیازهای معنوی بشر نیز توجه شده ، این تأثیر مهم به مردم معرفی می گردد . علاوه برآن ملحوط داشتن شرایط اقلیمی و محیطی در طراحی مسکن نقشی بسیار مهم اعمال می نماید ونکتۀ مهم در این مقوله آن می باشد که ابنیه به گونه ای طراحی شوند تا نیاز به تنظیم کننده های مصنوعی شرایط محیطی به حداقل ممکن کاهش یابد . در این صورت می باشد که نه تنها در بلند مدت فواید زیست محیطی و حتی صرفه های اقتصادی فراوانی برای جامعه خواهد داشت ، در جهت خود کفایی و هویت ملی نیز اقدام خواهد نمود . نکتۀ بعدی در ارتباط با بهره گیری از طبیعت عبارت از شناسایی قوانین حاکم بر طبیعت و بهره گیری از آنها درطراحی و برنامه ریزی محیط مصنوع و مانند مسکن می باشد . این موضوع به وظیفۀ مهم بشر به عنوان خلیفه الله رجوع داده می گردد که در جهت حفظ امانت الهی بایستی اصول حاکم براعمالش را اصولی قرار دهد که در افعال و خلقت الهی نظاره می شوند (همان، 1379).
2-4-7- میانه روی :

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

میانه روی که همان مشی در حد تعادل و اجتناب از افراط و تفریط می باشد از کیفیاتی می باشد که در به تعادل رساندن جامعه ایفای تأثیر می نماید . جنبه ای ازمیانه روی عبارت از اجتناب از اسراف و تبذیر می باشد که در مقولاتی همچون انتخاب مصالح و شیوه های ساخت و تنوع فضاهای درونی مسکن و هر آن چیز که که بتوان آنرا به عنوان خروج از تعادل ذکر نمود ، بروز می نماید .. جملگی این ها هوشیاری جامعه را در تقابل با موج ترویج مصرف گرایی و مدگرایی رایج طلب می نماید که دنیای صنعتی و مادی گرای معاصر به شدت مبلغ و مروج آن می باشد و به صورت اشکال ، مصالح، فضاها و روابطی ظاهر می گردد که در تضاد با اقلیم و ارزشهای فرهنگی جامعه و حتی اقتصاد خانواده ها می باشد(نقی زاده، 1379) .
2-4-8- تکریم به حقوق دیگران :
مرئی داشتن حقوق سایر آحاد جامعه مانند همسایگان تأثیری بسزا در شکل گیری مسکن مطلوب و ارتباط های مساکن مطلوب با کدیگر خواهد داشت . این به آن معناست که مساکن مطلوب در عین حالی که امکان ارتباط مناسب بین افرادخانواده فراهم می آورند از بروز مزاحمت های بصری ، صوتی ، روانی و امثال آن پیشگیری می کنند (همان، 1379).
2-4-9- وحدت جامعه :
طبیعی می باشد که تعبیر مسکن ، منحصر به شکل داخلی بنای سکونت نبوده ، عواملی را نیز که در ارتباط با سکونت هستند ( مانند امکانات و خدمات شهری و حتی اثرات روانی اشکال ، رنگها و تناسبات عمارت ) در برمی گیرد . پس می توان یکی از مظاهر مسکن مطلوب را در فقدان قطب بندی ها و تضاد بین خدمات در دسترس واحدهای مسکونی و حتی محلات همجوار قلمداد نمود . به بیانی دیگر بین محلات شهر ( ودر نتیجه بین اهالی آن ) نباید در دسترسی به امکانات عمومی تبعیضی وجود داشته باشد . وجود تبعیض و بی عدالتی در توزیع امکانات و در دسترس مردم به آنها عاملی مهم درجهت خدشه به وحدت جامعه و بروز تضاد و دو گانگی بین مردم خواهد بود . و بالعکس رفع تبعیض و قطب بندی شهر و گرایش به سمت عدالت ، زمینه را برای تقویت وحدت و همبستگی جامعه فراهم خواهد نمود(همان، 1379).
مورد دیگری که در تقویت وحدت جامعه مهم می باشد توجه متعادل به هویت جمعی و هویت فردی جامعه و آحاد آن می باشد که در این زمینه نیز رجحان هویت جمعی به هویت فردی امری می باشد که مقوّم وحدت و یکپارچگی جامعه خواهد گردید . فرد و جامعه به عنوان دو عنصر اساسی مطرح در زمینه ها و دانش های مختلف بشری ، هر کدام در هر مکتبی تعاریف و اهمیت خاصی دارند . در مقولۀ خاص مسکن مطلوب ، در نظر داشتن این نکته ضروری می باشد که مسکن و به ویژه ظاهر ( سیما و کالبد ) آن به عاملی در جهت خدشه به وحدت جامعه منتهی نشود . در این راستا ، در نظر داشتن مفاهیم و ارزشهایی همچون زیبایی ، سادگی ،تأکید بر هویت ملی و همچنین احتراز از تفاخر فردی ، اجتناب از خود نمایی ، اجتناب از همشکلی با بیگانه و احتراز از اموری که سبب ترویج فردگرایی و خدشه به وحدت جامعه می گردند لازم است . در نظر داشتن این عوامل خواهد توانست تقویت کنندۀ وحدت و همبستگی جامعه باشد(نقی زاده، 1379) .

2-4-10-تکریم به خانواده :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

خانواده کوچکترین واحد اجتماعی می باشد که ارتباطهایی بااعضاء خود و با جهان خارج دارد . هر یک از این ارتباطها ، نیازمند فضایی مناسب برای فعالیت های فردی و جمعی می باشد که در مسکن رخ می دهد . رابطۀ این فضاها با یکدیگر و بافضای خارج و تناسبات آنها با ویژگی ها و مختصات و اهدافی که برای خانواده مطرح استو همچنین تناسب آن با فعالیتهای مرتبط ، موضوعاتی هستند که توجه طراحان را طلب مینماید . پس مسکن مناسب ، شرایط مناسب رابرای زیست ساکنین خویش به عنوان یکواحد بنیادین اجتماعی ( خانواده ) فراهم می نماید (همان، 1379).
2-5- مبانی طراحی مسکن مطلوب
در این مبحث به اصولی تصریح خواهد گردید که محفوظ داشتن آن در مراحل مختلف برنامه ریزی ، طراحی و اجرا ، امکان تجلی مسکن مطلوب را برای جامعه ای که به ویژگی های کیفی مورد نظر می اندیشد ، فراهم خواهد آورد به بیانی دیگر ، هر یک از این مبانی در راسای تجلی کالبدی بخشیدن به یک یا چندی از ویژگی های مذکور ، در عنوان فوق ایفای تأثیر خواهند نمود .
تجلی ویژگیهای کیفی فوق الذکر در مسکن و محیط مسکونی مناسب زیست ، رعایت اصولی در طراحی و برنامه ریزی مسکن را طلب می کند که از طریق مرئی داشتن آنها امکان تجلی بخشیدن به مسکن مطلوب فراهم می گردد . این اصول در واقع پاسخگوی ویژگیهای مذکور در بحث فوق به شمار می رود . با این توضیح ضروری که هر اصل ، فراهم آورندۀ زمینۀ تجلی یک یا چند ویژگی خواهد بود به نحوی که ارتباط های فشرده و در هم تنیدهای بین ویژگی های مسکن مطلوب و این اصول وجود خواهد داشت ، که البته همۀارتباطات از شدت و ارزش یکسانی برخوردار نیستند(همان، 1379).
در زیر به بعضی از آنها تصریح میشود :
2-5-1-مقیاس انسانی :
در این مقوله تناسب و هماهنگی ابعاد ابنیه و فضاها با توان روانی بشر ، از اهمیت ویژه ای برخورداراست ضمن آن که اطلاعات واصله از محیط به بشر بایستی وی را در جهت تعالی و رشد ،هدایت و همراهی نماید . به بیانی دیگر توجه توأم به نیازهای مادی و معنوی بشر موضوع بنیادینی می باشد که مرعی داشتن آن بر تفسیری که در مورد غالب مبانی طراحی به عملی آید تأثیر خواهد داشت( نقی زاده،1376) . مقیاس انسانی مورد نظر در معماری مسکن را در مقولاتی همچون تناسب ابعاد فضاها با ویژگیهای روانی و فیزیولوژیکی بشر ، درجۀ نفوذ پذیری اصوات مزاحم در مقایسه با توان تحمل بشر ، درجۀ نفوذ آلودگی هوا در مقایسه باوضعیت مجاز ، چگونگی تنظیم شرایط محیطی با ویژگی های فیزیولوژیکی بشر ، و در

Posted in مقالات و پایان نامه ها

پژوهش: مقاله درباره ، مسکونی، مجموعه، مى، عرصه، تراکم، مشترک

2-11-6- دسترسی سواره:
در حالی که تقلیل وابستگی به وسایل حمل و نقل شخصی می تواند یکی از اهداف توسعه شهرها باشد، به نظر می رسد که در آینده نزدیک بهره گیری از این وسایل به دلیل فراهم آوردن استقلال فردی و انعطاف پذیری در بهره گیری کماکان بخش مهمی از حمل و نقل سواره را به خود اختصاص می دهند. تقلل بهره گیری از وسایل نقلیه خصوصی و وابستگی به آن در صورتی عملی می گردد که در قبال افزایش قیمت سوخت و تراکم شهرها، سرمایه گذاری اساسی در پیشرفت کیفیت و کارای سیستم حمل و نقل عمومی صورت پذیرد (همان، 1376).

در کوتاه مدت بایستی بهره گیری از وسایل نقلیه شخصی کماکان عامل مهمی در قبول زندگی در مجموعه های مسکونی موجود و نوساز می باشد . طراحی برای دسترسی سواره، توقفگاه و انبار با مکان یابی مناسب و دارای نمای ساختمانی دلپذیر و با سطح با بالایی از ایمنی و ا منیت از مهمترین مسائل طراحی مسکن با تراکم نسبی می باشد. طراحی نامناسب محوطه و د سترسی پیچیده و مبهم در کارآیی مجموعه ها اثر می گذارد(عینی فر، 1386).

در جاهایی که دسترسی سواره و پارکینگ در سطح زمین می باشد طراحی دقیق مسیرهای عبور ماشین و انتخاب درست مصالح ساختمانی برای اجتناب از ایجاد سطوح وسیع اشغال شده بوسیله ماشین اهمیت بیشتری پیدا می کن. طراحی سطوح توقف ماشین و بهره گیری از اختلاف مصالح و رنگ شخصیت لازم را به مسیرهای پیاده می دهد . و همچنین مسیرهای اولیه و ثا نویه را از هم تفکیک کرده و مکان های با بهره گیری مشترک پیاده و سواره را مشخص می سازد. بهره گیری از مسیرهای مشترک سواره و پیاده در مجموعه هایی موفق می باشد که تعداد واحدهای مسکونی محدود باشد، خوانایی کافی در مسیرها وجود داشته باشد، ترافیک عبوری وجود داشته بادش و سرعت سواره محدود شده باشد(عینی فر، 1386).
2-11-7- ترکیب داخلی واحدهای مسکونی:
در مجموعه های مسکونی تعیین اندازه، تعداد و ترکیب اتاق ها بیش از خانه های تک واحدی نیازمند دقت می باشد با افزایش تراکم، شکل گیری محوطه مجموعه ها ( اندازه قطعات زمین، شکل آن ها، توپوگرافی و جهت گیری ساختمان ها) و کنترل های برنامه ریزی محوطه ( تعیین بر و کف، محدودیت های ارتفاع ساختمان فضای باز، استانداردهای خابان و محل های توقف ماشین ) محدودیت های بیشتری در طراحی ایجاد کرده اند. در نتیجه این محدودیت ها و تراکم بیشتر واحدهای مسکونی، دسترسی به نور و تهویه ها مشکل تر می گردد(عینی فر، 1386 ).
در ساختمان های چند طبقه مسکونی مکان قرارگیری پله و توزیع عملکردها در طبقات مختلف از محدودیت های دیگر می باشد و ویژگیهای جمعیتی و اقتصادی و اجتماعی ساکنین نیز عوامل تعیین کننده ای در زمینه دسترسی به طبقات، مالکیت ماشین، خلوت، امنیت و چگونگی و مقدار فضای انبار و بهره گیری از امکانات جمعی مجموعه ها هستند. تنوع و گوناگونی ا ین عوامل نتیجه گیری در مورد اندازه و ترکیب مناسب فضاها را مشکل می سازد، اما اصول مشترکی در طراحی هست که می تواند مورد توجه طراحان قرار گیرد(همان، 1386 ).
اصول عمومی ترکیب درونی واحدهای مسکونی شامل وضوح و تعریف درست ورودی، سادگی، روابط عملکردی منطقی، فضاهای ارتباطی کارا، انعطاف پذیری در بهره گیری از اتاق و چیدمان فضا ، تجمیع افقی و عمودی سرویس ها، جهت مناسب نور در اتاق های اصلی، و ارتباط اتاق ها با فضاهای بیرونی می باشد.به همین ترتیب، ترکیب فضاها بر اساس تفکیک هایی زیرا بهره گیری بیرونی-اندرونی، خصوصی-عمومی، روز- شب، و ترکیب اتاق های خواب براساس تقسیماتی زیرا والدین- بچه ها، صاحبخانه – مهمان و خواب- کار انجام می گردد(همان، 1386 ).
در طراحی مجموعه ها تعیین اینکه تا چه حد فضاهای زندگی در واحدهای مسکونی تفکیک شده یا به صورت پلان آزاد باشند موضوع مهمی می باشد. در پلان آزاد حتی اگر فضاها حداقل باشند، به وجودآوردن احساس گشودگی فضا مزیت بزرگی می باشد. پیش روی این مزایا، معضلات ناشی از کنترل مزاحمت های صوتی، خلوت بصری، ایمنی و مخارج گرمایشی و سرمایشی در اقلیم های مختلف بایستی در نظر گرفته گردد.به علاوه عادت های فرهنگی نیز بایستی در نظر گرفته گردد(همان، 1386 ).
به علاوه عادتهای فرهنگی و سنت سکونت، ترکیب خانوار و امکان زندگی افراد مسن و خردسال در شکل گیری فضاهای داخلی واحدهای مسکونی مؤثر هستند. تعداد و مکان سرویس ها در واحدهای مسکونی و ارتباط آنها در مجموعه ها نیز نکته مهمی می باشد تعداد اندازه و دسته بندی سرویس ها و حمام ها به وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانوار بستگی دارد. در واحدهای مسکونی واقع در مجموعه های با تراکم متوسط و زیاد البته تعداد کمتری سرویس و حمام در نظر گرفته می گردد، زیرا به دلیل احتمال پایین تر بودن بعد خانوار، به سرویس های ثانویه کمتری نیاز می باشد. پس بهتر می باشد از مساحت های به شکل مفیدتری و برای فضاهای چندمنظوره همچون کار، مطالعه و تجمع خانواده که ممکن می باشد فضاهای بزرگتر و انعطاف پذیری تری را نیاز داشته باشند ا ستفاده گردد (عینی فر، 1386).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-11-8-اقلیم و صرفه جویی در مصرف انرژی:
شرایط اقلیمی در مناطق شهری ایران از هوای سرد در غرب و شمال غربی، تا گرم و مرطوب در جنوب و گرم و خشک در مرکز کشور متغیر می باشد . هر کدام از پهنه های اقلیمی نوعی از طراحی مسکن را نیاز دارد، و بهتر می باشد که سطوح قابل قبولی از راحتی و صرفه جویی انرژی را فراهم آورد. در حاصل حاضر تحقیقات و نوشته های زیادی راجع به طراحی اقلیمی و ساختمان ها یکارا پیش روی مصرف انرژی هست. هر چند اغلب این مطالعات راجع به مجموعه های مسکونی با تراکم کم بوده ، اما اصول آن برای مجموعه های با تراکم متوسط به بالا نیز قابل بهره گیری می باشد. این اصول شامل دقت در تفکیک زمین و برنامه ریزی محوطه برای بهره گیری بهینه از نور خورشید و کنترل بادهای مزاحم و بهره گیری از بادهای مفید، پهنه بندی و تهویه فضاهای داخلی واحدها اندازه و گونه سایبان پنجره ها انتخاب مصالح ساختمانی برای بهره گیری مفید از انرژی ،گرمایش،سرمایش نگهداری و عایق بندی حرارتی و انتخاب آگاهانه سیسیم گرمایش و سرمایش می باشد(همان، 1386 ).
مجموعه های مسکونی با تراکم بیشتر از جهت طراحی اقلیمی نسبت به مجموعه های با تراکم کمتر مزیت ها و معایبی دارند.مزیت آنها داشتن حجم متراکم و سطوح خارجی کمتر پیش روی تبادل حرارت می باشد.همچنین به دلیل وجود سطح مشترک بین واحدها، عایق بندی حرارتی راحت تر انجام می گردد.پیش روی این مزایا با افزایش تراکم انعطاف پذیری در استقرار و جهت گیری واحدهای مسکونی برای گرفتن نور مناسب و تهویه طبیعی کمتر شده و احتمال در سایه قرار گرفتن ساختمان ها بیشتر می گردد. این مطلب بویژه در مجموعه های که زمین هایی با ابعاد، جهت گیری و توپوگرافی غیر متعارف دارند بیشتر پیش می آید . هر چه تراکم بیشتر و فضای باز خصوصی کمتر می گردد، طراحی اقلیمی واحدهای مسکونی اهمیت بیشتری می یابد (همان، 1386).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-12-رویکردها به گونه شناسی مسکن
سکونت و روش سکنی گزینی در محیط های شهری در سه عرصه خصوصی، اشتراکی و اجتماعی یا عمومی انجام می شود؛ لذا سکونت علاوه بر اینکه شامل عرصه خصوصی واحد مسکونی می گردد، عرصه های مشترک و شهری را نیز شامل می گردد. وقتی یک واحد مسکونی در درون یک قطعه زمین احداث می گردد ، عرصه ای خصوصی برای زندگی یک خانواده به وجودمی آید شریان حیاتی خود را از طریق فضای باز شهری که خیابان نامیده مى گردد به دست مى آورد. از نظر حقوقط مدنى هیچ یک از ساکنین واحدهاى مسکونى نسبت به این فضاى باز حق مالکیت ندارند و نگهدارى از آن ها برعهده ارگان هاى شهرى و عمومى می باشد و همه افراد در شهر حق عبور و مرور از آن را دارند. یعنى عرصه اى عمومى می باشد که زندگى اجتماعى در درون آن جریان پیدا مى کند. اما این تعریفى بسیار کلى از خیابان می باشد در حالى که در واقعیت خیابان ها در یک شهر خود نیز داراى مراتبى متفاوت از نیمه عمومى تا عمومى هستند(پوردیهیمی، 1391).
اما وقتى چندین واحد مسکونى در درون یک قطعه زمین مشترک احداث گردنده نه تنها عرصه اى خصوصى براى هر خانواده به وجود مى آید، دو شریان حیاتى واحدها را تغذیه مى کند: یکى شریانى داخلى می باشد- پله و راهرو مشترک در طبقات- که عرصه اى مشترک بین واحدها مى باشد؟ و دوم شریانى شهرى می باشد که همه واحدها را به شهر متصل مى کند که عرصه اى عمومى می باشد. در چنین شرایطى واحدهاى مسکونى از طریق شریان داخلى با یکدیگر در تعامل قرار گرفته و از نظر حقوقى همه ساکنان نسبت به آن مالکیت مشترک دارند. حراست و نگهدارى از آن بر عهده ساکنان بوده و فقط ساکنان حق بهره گیری از آن را دارند. اما شریان دوم همان خیابان می باشد که عرصه اى عمومى می باشد که امکان اتصال این مجتمح اشتراکى را به شهر میسر مى کند لذا در نظر داشتن نظام زندگى در محیط های اجتماعى عامل اصلى شکل گیرى زندگى شهرى می باشد و جوهر شهر پیش روی غیر شهر در وجود عرصه هایى نهفته می باشد که قادر به جذب مردم، نظارت آنها بر آن فضا و برآوردن نیازهای بنیادی اجتماعى آنها، مى باشد(همان، 1391).
زندگى اجتماعى در محیط های شهرى با عرصه ها و سلسله مراتب متفاوتى به وجود مى آید؟ زندگى در عرصه هاى اجتماعى مسکونى یا در خیابان هایى که فضاهاى خدماتى و خرید در آن واقعند در حضور پر جنب و جوش مردم نهفته می باشد. کوچه هاى مسکونى محیط هایئ هستند که تنها براى دسترسى مورد بهره گیری قرار نمى گیرند. در نظر داشتن نوع بهره گیری کنندگان و نیازهاى آنها در این گونه فضاها، محیط هایى امن و قابل زندگى را به وجود مى آورند؟ زیرا عرصه هاى اجتماعى با حضور بشر معنا پیدا مى کند. در این عرصه ها رفتارهایى از اهمیت مضاعف برخوردار مى گردند که مأخوذ از جوهره هر فضا مى باشند(پوردیهیمی،1391).
اغلب در عرصه هاى جمعى شهری ، رفتارهاى متفاوت و گوناگونى بنا بر مراتب فضایى آنها پدید مى آید که، در واقعیت به صورت چند منظوره اقدام مى نمایند. وجود

Posted in مقالات و پایان نامه ها

منبع پایان نامه : مقاله در مورد خانه، فضای، شهر، حیاط، معماری، سنتی، باغ

-نیازهای اجتماعی
از آنجا که افراد اغلب در شهرها و شهرکها در کنار یکدیگر زندگی می¬کنند سازماندهی¬های اجتماعی برای کار و زندگی در کنار یکدیگر توصیه می¬گردد. این گونه همجواری تعیین می¬کند که ظاهر خانه چگونه باشد و چگونه از آن محافظت گردد .شان و منزلت اجتماعی هر شخص عامل تعیین ¬کننده شکل ظاهری خانه اوست. برای مثال، شهروند متشخص جامعه ترجیح می¬دهد که خانه¬اش از همسایه¬ای که موقعیت اجتماعی-اش پایین¬تر از ¬اوست، باشکوه¬تر باشد. پس خانه تفاوت طبقات اجتماعی افراد را نیز نشان می¬دهد. این که افراد کوشش کنند که از فلان خانواده ثروتمند کم ¬نداشته باشند. مسئله¬ای کاملاً طبیعی می باشد و بایستی آن را در ساخت ظاهر خانه دخالت داد .
مردم همچنین دوست دارند با کسانی زندگی کنند که افکار و عقاید مشترکی با آنها داشته باشند. می¬توان دیدگاه این افراد را با ساخت مکان¬های ¬مشترک، یا در خانه¬هایی که دو اتاق خواب اصلی دارند به اجرا در آورند. این خانه¬ها به گونه¬ای سازمان دهی می¬گردد که همزمان دو خانواده در آن ¬زندگی کنند اما خصوصی بودن هریک نیز تا حدی رعایت گردد. بعضی¬ها درخانواده گسترده زندگی می¬کنند، پدر و مادر به همراه فرزندان وخانواده¬های آنها با هم زندگی می¬کنند، یا برعکس بسیاری از این زندگی¬های گروهی به خاطر مسائل اقتصادی و در جاهایی می باشد که هزینه¬های ساختمان سازی ¬بالا می باشد .

-نیازهای نمادین
درطول سالیان متمادی بشر¬ها در مورد جنبه¬های عملکردی و فیزیکی زندگی و گاه جنبه¬های ماوراء طبیعی و غیرمنطقی آن مانند دین، فلسفه ¬و جنبه¬های مرموز هنر و آداب و رسوم با یکدیگر به بحث پرداخته¬اند. معماران، چه بدوی و چه انواع دیگر، زمانی را به مطالعه هنر و آداب و رسوم می¬پرداخته¬اند تا بتوانند ساختمان¬ها را با مجموعه نمادها و سنبل¬هایی طراحی کنند که با آداب و رسوم محل مطابقت داشته باشد. تصریح به جوامع ¬قدیمی¬تر، دراین مورد آسان¬تر می باشد زیرا سنبل¬های آن¬ها ساده و اندک می باشد. امروزه، از نظر تاریخی، نمونه¬های بسیاری، برای انتخاب در دسترس داریم ¬و اگر بخواهیم الگوهای زندگی کوچ نشینی را نیز وارد کنیم از نظر جغرافیایی نیز با نمونه¬های بسیارمتنوعی روبه¬رو خواهیم بود. معماران گاه ازسنت¬های قدیمی درحکم عاملی برای جایگزینی عناصرنمادین بهره گیری می¬کنند. برای مثال، در تزیینات خانه از ستون-های سنتی بهره گیری می¬کنند. آن¬ها عقیده ¬دارند که این نمادها مظهر زندگی و گردش زندگی روزانه درخانه می باشد. به هرحال، در خانه¬های امروزی می¬توان ضمن رعایت کاربرد حفاظتی ¬در برابر سرما و گرما از باورهای نمادین نیز بهره گیری نمود. برای مثال، سقف شیب¬دار در آب و هوای معتدل فقط نماد نیست پاسخگوی نیازی عملکردی، ¬یعنی جاری شدن آب برف وباران، نیز هست .

2-1-3- شناخت کلی کالبد و ساختار خانه ایرانی
شناخت کلی کالبد وساختار خانه ایرانی – فارغ از هر گونه تعریف پیچیده نظری، معماری توده به هم بافته ای از اجزاء و عناصر ساختمانی می باشد که به زبانی خاص موجودیت خود را به بیننده القا می کند، پس قواعد بیانی مخصوص به خود را دارد.به گونه اختصار دو نوع قاعده کلی را می توان مطرح نمود. اول اینکه اجزای معماری زیرا دیوار، پنجره، کف، سقف، گنبد و غیره در ارتباط با یکدیگر تابع قوانین درونی هستند. در معماری این قواعد مربوط به ساخت خود معماری می باشد که تا حدودی از نظم هندسی موجود و یا اصول ساختمان متداول زمان خود پیروی می کند. دوم اینکه معماری نیز زیرا هر اثر ساخته شده ای دارای معانی جدا از بافت درونی خود می باشد که مسلما این نحوه اظهار منتج از ماهیت اجزای معمارانه و چگونگی ترکیب بکار برده شده می باشد(صارمی،1376،ص13).

2-1-3-1-کلیات خانه ایرانی
وقتی صحبت از شهر و شهرسازی ایرانی می¬گردد، حرف از محله و فضای خصوصی¬ به میان می¬آید .محله همان مجموع چندین واحد مسکونی و تأسیسات عمومی و فضاهای جمعی و ارتباطی می باشد و فضای خصوصی همان خانه ایرانی می باشد.
از آنجاکه زندگی پیوسته در خانه جریان دارد، معماری خانه در مقایسه با نقشه های کامل شده حیاط های مسجد و مدرسه و کاروانسرا، بیشتر تابع شرایط محیطی و عملکردی زمان خود می باشد و وضع ظاهری اش دستخوش تغییر میشود(صارمی،1376،ص53).
شهر ایرانی به راستی که به مانند ارگانیزم زنده طبیعی می باشد .بازار قلب شهر می باشد. راه¬ها شهر را از قلب به کوچکترین نقاط آن توزیع می¬کنند. مسجد و میدان، محل تجمع و دیدار غریبانه می باشد .باغ، سرسبزی و طراوت را به روح بشر هدیه می¬کند .ورودی، بشر را بخود می¬آورد و از دالان پیچ و خم¬دار پرمعنایی به حیاط می¬رساند و حیاط قلب خانه می باشد .تمامی ذرات شهر آن¬گونه هستند که بایستی باشند .میدان، بازار، مسجد، حمام، مدرسه، باغ، محله¬ها، بدنه¬ها، حریم¬ها، ورودی، هشتی، دالان، حیاط، اتاق و درها و پنجره¬ها. خانه ایرانی جزئی تفکیک ناپذیر از شهر ایرانی می باشد و لاجرم تمامی خصوصیات آن را دارا می باشد .خانه و شهر لازم و ملزوم هم¬اند .و با همدیگر روییده می¬شوند و نمو می¬یابند .این یک نمونه واقعی رشد طبیعی و تکامل یافته شهر می باشد .شهر از هسته خود یعنی خانه جوانه می¬زند .چندین خانه در کامل¬ترین صورت به هم پیوند می¬خورند. راه¬ها برای تردد روییده می¬شوند، رشد می¬کنند و محله و شهر را خلق می¬کنند .این چنین می باشد که خانه، اولین رکن شهر به حساب می¬آید و در حقیقت با وجود خانه شهر می¬گردد.
ورودی اولین فضایی می باشد که از خانه نمایان می¬گردد نکته کلی دیگری که درمورد ورودی در معماری ایران گفتنی می باشد این می باشد که افزون بر ارزش و اهمیتی که همیشه ورودی ها در معماری داشته‌اند مسئله چرخش ورودی و گردشی که وارد شوند. به طرف راست یا چپ می کند و‌سپس‌‌وارد‌حیاط‌ اصلی می گردد، اهمیت‌بسیار دارد(صارمی،1376،ص70).
تنها بخشی از خانه که با شهر ارتباط مستقر می¬کند. در ورای ورودی خانه ایرانی می باشد، خانه¬ای در کمال ذوق و هنر و مهارت .خانه ایرانی عصاره شهر ایرانی می باشد و زیرا شهر ایرانی یک سازمان انسانی و کامل می باشد، پس خانه نیز دارای یک چنین خصوصیتی می باشد .
زمانی که سخن از خانه سنتی می باشد، منظره به هم تپیده منازل در بافت سنتی تأثیر حیات بخش و مذهبی آن، و سایر نیروهای طبیعی (خورشید، باد و …) و بهره¬وری متناسب از آنان بر اساس دور طبیعی در شالوده¬های فن شناسانه نظیر قنات، بادگیر و … نظم بسیار پیچیده¬ای را پیشروی می¬نهد که پایه در سرشت زمین دارد .
معمار سنتی به دنبال نظمی بر اساس بهره وری از مواهب طبیعی و متناسب با نظم حاکم بر طبیعت می باشد. به دنبال آماده کردن مکانی می باشد که هر آن چیز که از مواهب طبیعی را می¬توان در محدوده زیست فراهم آورد، بدون آنکه خلوت زندگی بر هم بخورد و پیش چشم غیر و بیگانه قرار گیرد .در پاسخ به این خواست خصوصی¬ترین باغ درونی را مثال زد .آن را به نام حیاط یا به اعتباری باغ درون شهر می¬شناسیم.
آب، گیاه، خورشید، و باد هر یک به نحوی و از طریق فن شناسی به کار گرفته می¬شوند و مجموعه¬ای متناسب از کاربری¬های زیست محیطی را فراهم می¬کنند .در این باغ دگرگون سازی کیفی شرایط اقلیمی، محیطی به وجود می¬آید که اوج یک منظومه از فن آوری¬های متناسب می باشد که مفهوم آن همیشگی می باشد و با زمان تغییر نمی¬یابد .
تاکید بر شخصیت فرد در اسلام، اعضای خانواده فرد مسلمان را منزل یا حرم یا منسوبین مقدس او محسوب کرده و تاکید این مفهوم نمادین و حرم خصوصی که مکان نزدیک¬ترین افراد یک فامیل می باشد، خصوصی¬ترین عرصه زندگی می باشد .و حیاط به عنوان خصوصی¬ترین فضای باز و باغ درون شهر دور از چشم غیر باقی می¬ماند. این ویژگی خانه سنتی می باشد که حیاط را در مرتبه¬ای بالاتر از مفهوم فضای باز قرار می¬دهد .خانه¬ها به صورتی فشرده پشت تا پشت تنها نگاه به حیاط دارند .از بیرون نیز دیوارهای بلند حد خارجی خانه را معین کرده می باشد .اتصال به حیاط یا قلب خانه تنها از طریق دروازه ورودی صورت می¬گیرد اما هیچ گاه این اتصال مستقیم نیست بلکه در پس در ورودی هشتی قرار گرفته می باشد و سپس طی دالان رسیدن به حیاط میسر می¬گردد .
فضای خانه سنتی در سطوح افقی و قائم نظم می¬گیرد در سطح افقی بر اساس سلسله مراتب دسترسی از بیرون (حوزه خیلی عمومی) و لایه بندی نور و تاریکی نسبت به هسته مرکزی حیاط می باشد .و در سطح قائم بر اساس مسیر و خیز آب تعیین می¬گردد .سر در ورودی، هشتی، دالان و حیاط ردیف سلسله مراتب فضاهای می باشد که با حفظ محرمیت باغ درونی، دسترسی به اندرون خانه را ممکن می¬سازد .لایه¬های اطراف حیاط به ترتیب مکان اتاق¬هاست که مستقیماً با نور، آب، گیاه، هوا و بطور کلی با باغ درونی در تماس هستند .
اتاق¬های سه دری، پنج دری، تالار و بادگیر، ارسی، بالاخانه، گوشوار و تختگاه در اطراف حیاط جا می-گیرند. در لایه دوم، نسبت به حیاط فضاها به علت دوری از حیاط، ناگزیر از بهره¬گیری نور سقفی می باشد .فضاهای آشپزخانه، هشتی، پستو، انباری و آب¬ریزگاه در این ردیف قرار می¬گیرند .

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-1-3-2-عناصر و ساختار خانه ایرانی
– سر در ورودی
فضای ورودی در معماری سنتی ایران از چنان اهمیتی برخوردار می باشد که می¬توان بخش مهمی از سیر تحول و تکامل معماری سنتی کشور را در آن نظاره نمود .
فضای ورودی تنها به عنوان یک فضای ارتباطی بکار نمی¬رود، بلکه دارای کارکردهای اجتماعی و فرهنگی نیز است .برای ایجاد پیوند و ارتباط بین یک بنای بزرگ با معبر یا میدان مجاور آن و همچنین برای اهمیت بخشیدن به فضای ورودی غالباً یک صحن جلو خان در جلوی پشت طاق ورودی می¬ساختند؛ بنحوی که دارای یک فضای مشترک با معبر یا میدان می¬گردید .یا به صورتی در کنار آن¬ها قرار می¬گرفت که برای ورود به بنا جاذبه و کشش کافی ایجاد کند .سر در ورودی عنصری دعوت کننده در فضای ورودی می باشد .معمولاً دیوارهای بیرونی کاه گلی بوده و فقط سر در به صورت مجلل ساخته شده می باشد .و این تدبیر در راستای تحقق خصوصیت دعوت کنندگی و جذبه فضای ورودی اندیشیده می¬شده می باشد .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

– هشتی
هشتی یا کریاس فضایی می باشد که در بسیاری از انواع فضاهای ورودی طراحی و ساخته می¬شده می باشد .این فضا غالباً بلافاصله پس از فضای ورودی قرار می¬گرفته می باشد و یکی از کارکردهای آن تقسیم مسیر ورودی به دو یا چند جهت بوده می باشد .در بعضی از بناهای عمومی با خانه¬ها دو یا چند راه از داخل هشتی منشعب می¬شده می باشد که هر یک از آنها به فضایی خاص و مانند به فضای داخلی بنا یعنی حیاط منتهی می¬شده می باشد .در بناهای که از هشتی آنها تنها یک راه منشعب می¬شده می باشد، فضای هشتی کارکرد یک فضای تقسیم کننده را نداشته، بلکه به عنوان فضای برای انتظار و با شکوه کردن مسیر ورودی مورد بهره گیری قرار می¬گرفته می باشد. از فضای هشتی برای تغییر

Posted in مقالات و پایان نامه ها

منبع تحقیق : مقاله در مورد ، شهر، آپارتمان، ،، شوشتر، خانه، خیابان

ورودی پیاده

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ساختمان سر در در طبقه همکف دارای تعدادی فروشگاه و در زیر آن سالن سینما و اجتماعات ویک سالن ورزشی و در بالای همکف آپارتمان های مسکونی قرار دارند. داخل هر آپارتمان یک اتاق کولر که رختشویخانه هم هست و یک بالکن در نظر گرفته شده می باشد(ibid, 2014).

25 درصد آپارتمان ها یک خوابه و 25 درصد سه خوابه و 58 درصد دو خوابه می باشد.
مساحت واحد های یک خوابه 78_87
مساحت واحد های دو خوابه 96
مساحت واحد های سه خوابه 127_112
دیاگرام فضاهای داخلی آپارتمان ها

.
.

فضای باز

کلیه جداره ها و سقف ها در ارتباط با هوای آزاد هستند و در برابر سرما و گرما مقاوم شده اند.کلیه فضاهای داخلی هر آپارتمان از نور طبیعی و هوای تازه برخوردار می باشد. آن چه آشکارا در این مجموعه جلب نظر می کند توجه ویژه طراح به کوشش درایجاد محیط طبیعی و باغ گونه می باشد.

38 درصد آپارتمان ها برای معلولین در نظر گرفته شده و در دسترسی به فضاهای مختلف معلولین فراموش نشده اند.
سیستم گرمایشی از نوع فن کوئل و سیستم سرمایشی از نوع کولر آبی می باشد. مجموعه مجهز به سیستم اعالم حریق و شوتینگ زباله می باشد. مصالح نما سنگ و در فضای داخل از چوب و سنگ بهره گیری شده می باشد. وجود بالکن در طبقه اول در ارتفاع کم و قابل دسترس، باعث کاهش ایمنی طبقات اول می گردد، و موجب شده تا ساکنان برای ایمنی از نرده و حفاظ بهره گیری کنند که به لحاظ زیبایی به نما ضربه می زند (URL9, 2014).

4-2- شهرک جدید شوشتر
طراح : شرکت D.A.Z

معمار : کامران دیبا
برنده جایزه آقاخان به دلیل طراحی اقلیمی و بهره گیری از مصالح بوم آور
ساکنین شهرک قدیمی شوشتر کارکنان و کارمندان یک شرکت قند و شکر سازی بودند که در این شهر اقامت داشتند. این شرکت تصمیم گرفته بود تا برای فراهم کردن ساختمان های شخصی برای کارمندان خود در کنار شهرک قدیم شهرک جدیدی احداث کند این کار به عهده مهندس کامران دیبا و تیم او در غالب شرکت D.A.Z گذاشته گردید.
شهرک جدید بایستی تمامی امکانات و نیازهای عمومی شهر را برآورده می نمود. به همین دلیل تصمیم گرفته گردید تا یک مرکز خرید، بازار، مسجد و مراکز فرهنگی در این شهر جدید ساخته گردد. تمامی این مراحل بنا بر این بود در پنج مرحله ساخته شوند. همچنین شهر با رشد شرکت توانایی رشد و بزرگ شدن را داشته باشد. این مراحل بنا بر این بود تا سال ۱۹۸۵ کامل شوند .(URL7, 2014)
شروع کار عملیات ساخت در سال ۱۹۷۶ شروع گردید و مرحله اول به ساختن منازل و سکونت گاه ها اختصاص داده گردید و شهرک می توانست تا سال ۱۹۷۷ حدودا ۴۰۰۰ نفر را در خود جای دهد. نا آرامی های سیاسی در سال ۱۹۷۹ در ایران باعث توقف پروژه گردید و این شهر به گونه ناخواسته میزبان بی خانمان ها از تمامی نقاط ایران گردید.در حال حاظر این شهر به دلیل کمبود بودجه در همان مرحله اول متوقف شده و مراحل بعدی در انتظار کامران دیبایی دیگر به سر می برند(ibid, 2014).

هدف شکل گیری شهر جدید شوشتر
در دهه 1970 با افزایش قیمت نفت، حجم بی شماری از فعالیت های اقتصادی در منطقه خلیج فارس و ایران شکل گرفت . شهر جدید شوشتر پروژه ای بود که تحت تأثیر این فرایند و برای اسکان کارگران کارخانه کشت و صنعت کارون در نظر گرفته گردید. پروژه به شرکت مشاورینD.A.Z واگذار گردید. (شایان ذکر می باشد آن لحظه خط مشی واحدی در خصوص شهرهای جدید در ایران وجود نداشت). دیبا پروژه را به شکل ساخت و ساز افقی پرتراکم به اجرا در آورد. از ساخت آپارتمان های چند طبقه پرهیز گردید و شهر هویت شهرهای افقی را گرفت .(URL7, 2014)
دیبا شهر جدید شوشتر را در مجاورت شهر قدیمی آن ساخت و برای برقراری ارتباط بین دو شهر پیشنهاد داد که تعدادی از خانه ها در اختیار ساکنان شهر قدیمی شوشتر قرار بگیرد که پیوند اجتماعی میان شهر جدید و شهر قدیم مستقر گردد.

دیبا درمورد شوشتر می گوید: «خواست ما این بود که شهر دارای قابلیت هایی برای پویایی اجتماعی و توسعه باشد. ما نمی خواستیم شهری شرکتی برجای بگذاریم که شاغلان و کارگران شرکت ناچار باشند روابط و اوضاع کاری شان را به محل زندگی شان منتقل کنند. این به آن معنی می باشد که سرکارگر نه تنها در محیط کارش بلکه در محل زندگی اش هم دارای موقعیت بالاتر می باشد. در شهر شرکتی هیچ گونه تحرک اجتماعی به چشم نمی خورد » .
از دیگر دل مشغولی های دیبا در این پروژه پرهیز از قشر بندی در طراحی شهری بود. او خواهان شهری اصیل بود که فرزند کارگر و مهندس بتوانند کنار یکدیگر در مدرسه بنشینند. «هدف ما ساخت تعدادی خانه نبود، ما یک برنامه کاری اجتماعی در نظر داشتیم ». خواست او این بود که با ترکیب منابع انسانی شوشتر قدیم و جدید شهری زنده بسازد .(URL7, 2014)

معماری دیبا در شوشتر نو
یکی از مشخصه های معماری دیبا بهره گیری از الگوهای معماری ایرانی به شیوه ای اصیل و منحصر به فرد می باشد. در کارها ی او بهره گیری از تاریخ معماری حسی و منطقی می باشد جنبه شیوه گری ندارد. دیبا بیشتر از اصول سازمان دهی و گونه شناسی فضای ایرانی بهره گیری می کند تا از عناصر و تزئینات. تاکید بر محورها که هم در طرح های شهرسازی و هم درساختمان ها ی او به چشم می خورد یکی از این موارد می باشد.(URL7, 2014)
محورها در کارهای دیبا به مسیرهای مهم آیینی تبدیل می شوند ، مسیرهایی که از الگوها ی قدیمی کیهان شناسی پدید آمده اند. الگوی شهر جدید شوشتر و محورهای پیاده آن ، که از مسیرعبور اتومبیل تفکیک شده اند براساس یکی از قدیمی ترین عناصر معماری ایرانی ، چلیپا شکل گرفته می باشد ، که با میدانی در محل تقاطع بازوها و باغ راه های سبز در چهار جهت اصل ی عالم به وجود آمده اند(ibid, 2014).

دسترسی ها
نیمی از خیابان ها “شیرین” و نیم دیگر “فرهاد”نام گرفت.در خیابان ها بعضی فضاهای باز پنهان طراحی شده تا علاوه بر بهره گیری جهت گردهمایی مردم و بازی کودکان منظر شهر را ازیکنواختی دور کند و معماری سرزنده ای به آن ببخشد. با باریک ساختن خیابان های شمالی – جنوبی باد ملایم و سایه و درنهایت معبری خنک برای پیادگان فراهم گردید. برای خیابانها چشم اندازهای متنوع در نظر گرفته گردید. خیابان صرفاً مکانی برای عبور نبود بلکه جایی بود که مردم می توانستند در آن توقف کرده و به تعاملات اجتماعی بپردازند (مکانی برای گرد هم آمدن).گاهی اوقات خیابان ها پهن تر هم می گردید و مکان هایی برای بازی کودکان هم پیش بینی شده بود.(URL7, 2014)

دیبا در محور اصلی شهر معابری را به صورت پیاده رو طراحی نمود ، تا کودکان بتوانند درآنجا بازی کنند.او در طراحی این معابر از الگوی چهار باغ ایرانی الهام گرفته می باشد . قسمت عمده این خیابان باغ ها درجواربازار و مرکز خرید طراحی گردید. هدف اصلی او درطراحی این گونه معابر خلق فضایی جهت گردهمایی مردم و انجام فعالیت های گروهی و درنهایت مستحکم کردن پیوندهای اجتماعی بود.(URL7, 2014)

فضای مسکونی در شوشتر نو
در شهر جدید شوشتر خانه ها ، که از نوع اقتصادی و حداقل هستند ، به گونه ای طراحی شده اند که در آینده ، در صورت بهبود وضع اقتصادی ساکنان ، این امکان وجود داشته باشد که دیوارها ی حائل بین واحد ها را بردارند خانه ها را در هم ادغام کنند تا واحدهای بزرگتری به وجود آیند. دراین شهر تنها سه مدل الگو برا ی خانه ها هست ،برای هر خانه یک فضای سبز در نظر گرفته گردید. از الگوی متعارف آپارتمان های غربی ( تقسیم فضا به اتاق خواب، نشیمن، غذاخوری) پرهیز گردید و اتاق ها بزرگ تر و متناسب با وسایل زندگی ایرانی درنظرگرفته گردید. حیاط مرکزی به مثابه عنصری مستقل یکی دیگر از ویژگی های کارهای دیباست که در خانه های شوشتر نو به کار گرفته شده می باشد(ibid, 2014).

4-3-«ها لا ینوف» hollainhof

پروژه خانه سازی «ها لا ینوف» hollainhof در مرکز گنت، میان خیابان و گردشگاه ساحلی واقع شده می باشد. این مجموعه در بین سالهای 1993تا 1999 توسط دفتر معماری نوتلینگز ریدیک ساخته شده می باشد که شیوه سرمایه گذاری آن یارانه ای می باشد.
دسترسی ها
دسترسی سواره به اکثر آپارتمان ها از حیاط مرکزی و سر سبز می باشد- به استثنای چند واحد در طبقه ی همکف که رو به خیابان می باشد. فضای پارک ماشین ها در گاراژ زیر زمینی با 90 واحد پارک و شیبه ی ورودی مهد کودک می باشد.خیابان های داخلی مجموعه با سنگ فرش آرام سازی شده می باشد تا از سرعت گرفتن ماشین ها جلوگیری گردد. دسترسی پیاده به آپارتمان ها تیز ازحیاط مرکزی می باشد، و همچنین پیاده روهای سر پوشیده در طبقات امکان ارتباط بلوک ها را با هم مستقر می کند (اشنایدر، 1388).

دسترسی سواره
دسترسی پیاده
پارکینگ
ورودی اصلی سواره و پیاده به مجتمع مسکونی

ردیف ها به ترتیب شامل پنج و نه مکعب جدا گانه می باشد که از طریق عناصر دسترسی و یا فضاهای کمکی به یکدیگر متصل شده اند. هر مکعب بر اساس شبکه 4*4 واحدی بنا شده می باشد و هر واحد ، یکی پس از دیگری به اتاق و یا ناحیه ی بهار خواب اختصاص یافته می باشد (اشنایدر، 1388).

اتاق نشیمن معمولا در طرفین دو واحد پهلو به پهلو یا متوالی بسط می یابند. در هم آمیختگی های متعدد این بلوک های ساختمانی به انواع گونه های آپارتمانی منجر شده، برای اجاره نشینان متفاوت مناسب خواهد بود. با بهم پیوستن گونه های مختلف، هر خانه شکلی واحد یافته و کل ردیف، نمود سایه نمایی با نشاط می باشد(همان، 1388).

نمای رو به خیابان، به تنهایی، تصویری یک دست را مجسم می کند که پانل ممتد دیواری با شکاف هلی عمودی، پدید آورنده آن می باشد. این دیوار زیرا حفاظی بصری و صوتی خیابان و پیاده رو های سر پوشیده اقدام می کند.این سکو ها و باغچه های کوچک مقابلشان ، عرصه حایل برای آپارتمان های کوچک و دوبلکس های طبقات دوم و سوم ایجاد می کنند(اشنایدر، 1388).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

در نمای ساحلی، مکعب ها از خانه های ردیفی با باغچه های اختصاصی و شکل ظاهری پیچیده ی آپارتمان های کوچک و دوبلکس های فوقانی تشکیل شده می باشد که دسترسی به آنها از طریق پله های بیرونی می باشد (همان،1388).

نوع ساختمان: دو ردیف موازی مکعب های ساختمانی متفاوت به ترتیب

Posted in مقالات و پایان نامه ها

پژوهش: مقاله در مورد معماری، شفافیت، فضاهای، هستی، خورشید، پنجره¬های، حرکت

2-2-3-1- نور در معماری ایران زمین
در گذشته، نیاکان ما همواره در پی ایجاد فضاهای مثالی و تعیین بخشیدن به تصویرهای جهانی والاتر بوده-اند و در این راه بایستی انبوه مصالح را تبدیل به معنویت و معنا می¬کرده¬اند (دیبا، 1381،ص45).
در این راه همواره از ترکیبات فضایی فراتر رفته و فضایی رمزگونه پدید¬ آورده¬اند که در آن احساس فرسودگی فرم کم¬تر به چشم می¬آید (گل امینی، 1378، ص103).
به مفهوم خشت و آینه توجه کنید، خشت به¬ عنوان پایگاه سنگین زمینی و آیینه به¬ عنوان برگردان حقیقتی والاتر، آیینه، شیشه، شفافیت و نور مفاهیمی هستند که در معماری ایران و جهان استعاره¬های جاویدان ساخت هوشمندانه¬¬ی فضا به¬شمار می¬آیند. هنگامی¬که نور در معماری به¬ کار¬ گرفته¬ می¬گردد و از دید معمارانه به نور نگریسته گردد چه به صورت متافیزیکی و چه نمادین، نشأت گرفته از بینش¬های فرهنگی- ادبی خاص، مقوله¬های زیر را احتمالاً با خود به میان می¬آورد.

2-2-3-2- نور در گستره زیبایی شناسی
زیبایی¬شناسی، جایی که اندازه¬گیری و اندازه¬گذاری نور برای راه دادنش به فضای درونی یا سرچشمه و نیمه-پوشیده در پیوستگی و وابستگی به شکلی که از آن عبور می¬کند و جایی¬که این شکل درون فضای سه¬بعدی اشغال کرده¬ می باشد، بار ارزشی پیدا می¬کند. زیرا آدمیان را به نور در باب نکاتی وامی¬دارد یا برمی¬انگیزاند که در گستره¬های فرهنگ، اجتماعی و ادب محلی خود تجربه کرده¬اند؛ خواهی این تجربه به شکلی مستقیم توسط بیننده به ¬دست ¬آمده باشد و خواهی برپایه آن چیز که “پیش نمون” می¬نامیم¬اش.
به میدان آوردن نور، چنان که پیداست به فضاهای سرپوشیده و یا نیمه¬¬پوشیده محدود نمی¬گردد و چگونگی تابش آن بر حجم¬ها و سطوح برونی بناها می¬تواند، بر تعیین و تعریف شکلی اثرگذار گردد و نمایانگر مفهوم¬هایی گردد که به کمک آهنگ، یکنواختی، گونه¬گونی و حرکت تضاد و تقارن تصویرها به ذهن می-نشیند (فلامکی، 1381، ص87).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-2-3-3- نور و جهت¬گیری
یکی از نکات شایان توجه درمورد نور در طول تاریخ تأثیری می باشد که به جهت¬گیری بناها و مجموعه¬ها داشته می باشد. این تأثیر به ¬گونه مستقیم با خورشید و مسیر حرکت و طلوع و غروب آن بستگی دارد و همچنین شرایط اقلیمی و آب ¬و ¬هوای هر منطقه باعث جهت¬گیری بناها و فضاها در قبال خورشید گردیده می باشد.
در فلات ایران که دارای کویرهای وسیع و آب¬ و ¬هوای تقریباً خشک است باتوجه به اینکه مهد تمدن¬ها و زادگاه سبک¬های اصلی معماری ایران اکثراً در مناطق کویری یا حاشیه¬ای آن بوده می باشد، تمهیدات خاصی برای بهره گیری بهینه از نور و انرژی خورشید در نظر گرفته شده می باشد. حیاط مرکزی و نورگیری از هر چهار جبهه در فصول مختلف سال نیاز به نور، انرژی و همچنین رتبه¬بندی فضاهای دست اول و دست دوم با در نظر داشتن موقعیت آن¬ها مانند این تمهیدات می باشد.
در جبهه¬های شمالی که از نورپردازی جنوب برخوردار می باشد، قسمت زمستان¬نشین و در سمت جنوب که آفتاب مستقیم ندارد قسمت تابستان¬نشین قرار می¬گرفته می باشد. فضاهای شرق و غرب نیز به¬ عنوان فضاهای دست دوم، متعلق به حومه یا فضاهای جانبی خانه¬ها مطرح بوده می باشد. تأثیر دیگر که از آن می¬توان به تأثیر اسطوره¬ای نور و خورشید در جهت¬گیری بناها نام برد، قرارگیری بناهای بزرگ در زاویه 15 درجه نسبت به راستای شمال- جنوب و به طرف شمال غربی- جنوب شرقی می باشد، مثل تخت جمشید، میدان تأثیر جهان و تخت سلیمان. یکی از دلایلی که به ¬نظر می¬رسد موجه باشد، طلوع خورشید عمود بر این زاویه در روز مهرگان می باشد. برای مثال وقتی¬که تخت جمشید را مطالعه می¬کنیم، می¬بینیم که با این زاویه¬ی قرارگیری در روز مهرگان آفتاب از پشت دروازه ملل و از پشت جایگاه پادشاه، شکوهمندانه طلوع می¬کند و عظمت پادشاه را پیش روی بازدیدکنندگان، خراج¬ گذاران و سپاهیان چندین برابر می¬کند. هر چند علت های دیگر نظیر زاویه با قبله و چرخش 45 درجه مسجد جامع عباسی نیز مطرح می¬گردد، اما شاید باز طلوع خورشید از پشت مسجد شیخ لطف الله و غروب آن در پشت عالی¬قاپو، نماد دیگری باشد از اهمیت این دو بنای رو در رو.

2-2-3-4- اصل شفافیت در معماری ایران
برجسته¬ترین خصوصیات معماری ایران که آن را از معماری دیگر سرزمین¬های جهان مشخص می¬کند شفافیت این معماری می باشد. اصل شفافیت از اصول مهم هستی می باشد و معنای آن حرکت همیشگی و تکامل هستی از کیفیت مادی به کیفیت روحی می باشد. جهان بینی اسلامی که پس از حضور اسلام در ایران بر این سرزمین حاکم می¬گردد به اصل تکامل هستی و از یک حالت مادی به حال روحی معتقد می باشد و به این طریقه یعنی حرکت معماری در جهت شفاف شدن سرعت می¬بخشد. میرمیران می¬گوید: “اصل شفافیت از اصول مهم هستی می باشد و معنای حرکت همیشگی و تکامل هستی از کیفیت مادی به کیفیت روحی می باشد. از آنجا که اصل شفافیت یکی از اصول هستی می باشد، طبیعی خواهد بود که در طریقه کلی معماری جهان نیز این اصل حاکم باشد و معماری جهان در طول تاریخ به سمت شفافیت و به اظهار معمارانه کم کردن ماده و افزایش فضا حرکت کرده باشد.
از آنجایی¬که شفافیت، با نور بسیار قرین می باشد، قاعدتاً بایستی انتظار داشت که عمده¬ترین کار را در معماری نور انجام می¬دهد. پی خصیصه اصلی شفافیت و هدف عالی معماری را به لحاظ فلسفی در جهت تکاملی ماده به روح و به عبارت معمارانه کم کردن ماده و افزایش فضا و به تعبیر شاعرانه تبدیل ماده به نور یا خاک به کیمیا می¬دانم، جوهر معماری سیری می باشد در جهت استحاله¬ی ماده به نور (میرمیران، 1377، ص95).
از دیدگاه میرمیران، کار اصلی معماری رها کردن خودش از ماده و اضافه کردن به فضا می باشد که همان سبکی یا شفافیت می باشد و اعتقاد دارد که در گذشته ما این کار را بهتر از تمامی ملت¬ها خصوصاً در دوره صفویه انجام دادیم. میرمیران بر این عقیده می باشد که معماری مدرن هیچ مانیفست دومی مهمتر از شفافیت ندارد. معماری اصولاً یک کار واحد در تمامی اعصار تاریخ بیشتر انجام نداده و در آینده نیز همین کار را خواهد نمود و آن خلاص کردن خودش از ماده و افزودن به فضاست.

2-2-3-5- بهره گیری از شیشه¬های رنگی
این حدس محتمل می باشد که پنجره¬سازی الوان از قرن 4 هجری در ایران معمول بوده¬ می باشد که زیبایی آن مدنظر شاعران قرار گرفته زیرا رودکی پدر شعر پارسی انگشتری مدح را به دریچه¬ی رنگین تشبیه می¬کند
این هنر در عصر سلجوقی اعتلا پیدا نمود. هنرمندان سلجوقی این میراث گرانبها را با گچ¬بری درآمیختند و به آن وسعت دادند که احتمالاً نمونه¬ی آن یک پنجره عالی گچ¬بری در اصفهان می باشد که شاهکار این صنعت به شمار می¬رود.
پیترو دولاواله از دیدن پنجره¬های زیبای اصفهان احساس شادمانی می¬کند و می¬نگارد که بعضی از این پنجره-ها واقعاً شایسته تقلید می باشد. این پنجره¬ها غالباً بالای اتاق واقع شده که در بعضی تالارها سوراخ بزرگ دایره مانند یا به اشکال مختلف دیگر در جلوی پنجره¬ها تعبیه و شیشه¬های الوان جلوی آن نصب می¬کنند تا نور از ماورای آن به داخل بیاید که منظره حقیقتاً زیبایی به وجودمی¬آورند. صفویان به گواهی تاریخ توانستند صنعت شیشه¬ سازی را دوباره احیاء کنند و تجربه¬های کشورهای اروپایی را به هنر ایرانی بیافزایند. اصفهان در این دوره دیگر به شهر پنجره¬های رنگین شهره¬ جهان بود، آن¬گونه که با باغ¬های وسیع زبانزد جهانگردان. هنر تزیینی شیشه، کاخ¬ها، خانه¬های اشرافی، کلیساها، مساجد، حمام¬ها و حتی منازل متوسطین جامعه را در بر می¬گرفت. آلاچیق¬هایی هم که در تابستان مخصوص صرف ناهار بود در شبکه¬ای از پنجره¬های رنگی محصور بود و طاق¬ها همه با افراط تزیین و نقاشی شده بود که بیشتر رنگ¬ها مایه¬ی آبی و طلایی داشت.
عکس خانه¬های اعیانی و ثروتمندان با این پنجره¬ها در آب استخر، بیننده را سحر و جادو می¬نمود. در بیشتر قسمت¬های خانه¬ها پنجره¬هایی تعبیه گردیده بود که تا کف اطاق می¬رسید.
گوناگونی پنجره¬های الوان، نتیجه مستقیم شکوفایی هنر و معماری و اقتصاد توانمند عصر سرخ کلاه¬هاست. تنوع رنگ، وسعت طرح و خلاقیت این پنجره¬ها همانند انقلابی بود که در معماری اروپا اتفاق افتاد. اگر در آنجا بیشتر شکوه، عظمت و شگفتی معماری مد¬نظر بود در هنر ایرانی، ظرافت، رمز، پیچیدگی و لطافت بر جنبه¬های دیگر رجحان داشت (احتشامی، 1377، ص67).
در پنجره¬های ایرانی نگاه به رشته¬ای مینوی و نورانی به آسمان می¬رسد و هستی را در ماورای خیال و استعاره و کنایه در هاله¬ای بهشتی جستجو می¬کند. فضایی که بی¬پایان می باشد، زیرا که از نظاره آن هیچ¬گاه تصویری همزاد و مشابه برای دو بشر متفکر دست نمی¬دهد، در حالی¬که پنجره¬های فرنگی مفهومی را اظهار می¬کند که برای سیل تماشاگران نتیجه¬ای غیر از جوهر یک داستان ندارد، یا تاریخ قهرمانی سرزمینی می باشد و یا سرگذشت مؤمنی و قدیسی.
در اینجا رنگ و نور طلوع سپیده را فریاد می¬کنند و در پنجره¬ی ارسی¬هایی که رنگ زرد رنگ مایه اصلی می باشد، نگاه با مزرعه¬ای از گل ¬آفتابگردان می¬آمیزد. مجمعی از خورشیدها که یادآور دیدار بشر با خداوند می باشد غرق در تمرج نور، کهکشانی طلایی که هیچگاه به ذهن یک نقاش امپرسیونیسم خطور نکرده می باشد. عجیب نبود که “وان گوگ” در نامه¬ای نوشت: دلم می¬خواهد بتوانم رنگ¬ها را مثل رنگ¬های شیشه¬های رنگی پنجره¬ها کنار هم بگذارم و با خطوط محکم نقاشی کنم (احتشامی، 1377،ص65).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-2-3-6- انکاس نور در آیینه

آینه، انعکاس، شفافیت، صداقت و راستی، کلماتی که می¬توان به دنبال هم آورد و معانی یکسانی را از آن¬ها برداشت نمود. آیینه از دیر زمان نماد راستی بوده می باشد و صداقت، ترکیبش با خشت و گل و درهم آمیزی-اش با آن، کنار هم نشستن ماده بوده می باشد با معنا. آیینه انعکاس