Posted in مقالات و پایان نامه ها

منبع تحقیق : مقاله در مورد ، شهر، آپارتمان، ،، شوشتر، خانه، خیابان

ورودی پیاده

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ساختمان سر در در طبقه همکف دارای تعدادی فروشگاه و در زیر آن سالن سینما و اجتماعات ویک سالن ورزشی و در بالای همکف آپارتمان های مسکونی قرار دارند. داخل هر آپارتمان یک اتاق کولر که رختشویخانه هم هست و یک بالکن در نظر گرفته شده می باشد(ibid, 2014).

25 درصد آپارتمان ها یک خوابه و 25 درصد سه خوابه و 58 درصد دو خوابه می باشد.
مساحت واحد های یک خوابه 78_87
مساحت واحد های دو خوابه 96
مساحت واحد های سه خوابه 127_112
دیاگرام فضاهای داخلی آپارتمان ها

.
.

فضای باز

کلیه جداره ها و سقف ها در ارتباط با هوای آزاد هستند و در برابر سرما و گرما مقاوم شده اند.کلیه فضاهای داخلی هر آپارتمان از نور طبیعی و هوای تازه برخوردار می باشد. آن چه آشکارا در این مجموعه جلب نظر می کند توجه ویژه طراح به کوشش درایجاد محیط طبیعی و باغ گونه می باشد.

38 درصد آپارتمان ها برای معلولین در نظر گرفته شده و در دسترسی به فضاهای مختلف معلولین فراموش نشده اند.
سیستم گرمایشی از نوع فن کوئل و سیستم سرمایشی از نوع کولر آبی می باشد. مجموعه مجهز به سیستم اعالم حریق و شوتینگ زباله می باشد. مصالح نما سنگ و در فضای داخل از چوب و سنگ بهره گیری شده می باشد. وجود بالکن در طبقه اول در ارتفاع کم و قابل دسترس، باعث کاهش ایمنی طبقات اول می گردد، و موجب شده تا ساکنان برای ایمنی از نرده و حفاظ بهره گیری کنند که به لحاظ زیبایی به نما ضربه می زند (URL9, 2014).

4-2- شهرک جدید شوشتر
طراح : شرکت D.A.Z

معمار : کامران دیبا
برنده جایزه آقاخان به دلیل طراحی اقلیمی و بهره گیری از مصالح بوم آور
ساکنین شهرک قدیمی شوشتر کارکنان و کارمندان یک شرکت قند و شکر سازی بودند که در این شهر اقامت داشتند. این شرکت تصمیم گرفته بود تا برای فراهم کردن ساختمان های شخصی برای کارمندان خود در کنار شهرک قدیم شهرک جدیدی احداث کند این کار به عهده مهندس کامران دیبا و تیم او در غالب شرکت D.A.Z گذاشته گردید.
شهرک جدید بایستی تمامی امکانات و نیازهای عمومی شهر را برآورده می نمود. به همین دلیل تصمیم گرفته گردید تا یک مرکز خرید، بازار، مسجد و مراکز فرهنگی در این شهر جدید ساخته گردد. تمامی این مراحل بنا بر این بود در پنج مرحله ساخته شوند. همچنین شهر با رشد شرکت توانایی رشد و بزرگ شدن را داشته باشد. این مراحل بنا بر این بود تا سال ۱۹۸۵ کامل شوند .(URL7, 2014)
شروع کار عملیات ساخت در سال ۱۹۷۶ شروع گردید و مرحله اول به ساختن منازل و سکونت گاه ها اختصاص داده گردید و شهرک می توانست تا سال ۱۹۷۷ حدودا ۴۰۰۰ نفر را در خود جای دهد. نا آرامی های سیاسی در سال ۱۹۷۹ در ایران باعث توقف پروژه گردید و این شهر به گونه ناخواسته میزبان بی خانمان ها از تمامی نقاط ایران گردید.در حال حاظر این شهر به دلیل کمبود بودجه در همان مرحله اول متوقف شده و مراحل بعدی در انتظار کامران دیبایی دیگر به سر می برند(ibid, 2014).

هدف شکل گیری شهر جدید شوشتر
در دهه 1970 با افزایش قیمت نفت، حجم بی شماری از فعالیت های اقتصادی در منطقه خلیج فارس و ایران شکل گرفت . شهر جدید شوشتر پروژه ای بود که تحت تأثیر این فرایند و برای اسکان کارگران کارخانه کشت و صنعت کارون در نظر گرفته گردید. پروژه به شرکت مشاورینD.A.Z واگذار گردید. (شایان ذکر می باشد آن لحظه خط مشی واحدی در خصوص شهرهای جدید در ایران وجود نداشت). دیبا پروژه را به شکل ساخت و ساز افقی پرتراکم به اجرا در آورد. از ساخت آپارتمان های چند طبقه پرهیز گردید و شهر هویت شهرهای افقی را گرفت .(URL7, 2014)
دیبا شهر جدید شوشتر را در مجاورت شهر قدیمی آن ساخت و برای برقراری ارتباط بین دو شهر پیشنهاد داد که تعدادی از خانه ها در اختیار ساکنان شهر قدیمی شوشتر قرار بگیرد که پیوند اجتماعی میان شهر جدید و شهر قدیم مستقر گردد.

دیبا درمورد شوشتر می گوید: «خواست ما این بود که شهر دارای قابلیت هایی برای پویایی اجتماعی و توسعه باشد. ما نمی خواستیم شهری شرکتی برجای بگذاریم که شاغلان و کارگران شرکت ناچار باشند روابط و اوضاع کاری شان را به محل زندگی شان منتقل کنند. این به آن معنی می باشد که سرکارگر نه تنها در محیط کارش بلکه در محل زندگی اش هم دارای موقعیت بالاتر می باشد. در شهر شرکتی هیچ گونه تحرک اجتماعی به چشم نمی خورد » .
از دیگر دل مشغولی های دیبا در این پروژه پرهیز از قشر بندی در طراحی شهری بود. او خواهان شهری اصیل بود که فرزند کارگر و مهندس بتوانند کنار یکدیگر در مدرسه بنشینند. «هدف ما ساخت تعدادی خانه نبود، ما یک برنامه کاری اجتماعی در نظر داشتیم ». خواست او این بود که با ترکیب منابع انسانی شوشتر قدیم و جدید شهری زنده بسازد .(URL7, 2014)

معماری دیبا در شوشتر نو
یکی از مشخصه های معماری دیبا بهره گیری از الگوهای معماری ایرانی به شیوه ای اصیل و منحصر به فرد می باشد. در کارها ی او بهره گیری از تاریخ معماری حسی و منطقی می باشد جنبه شیوه گری ندارد. دیبا بیشتر از اصول سازمان دهی و گونه شناسی فضای ایرانی بهره گیری می کند تا از عناصر و تزئینات. تاکید بر محورها که هم در طرح های شهرسازی و هم درساختمان ها ی او به چشم می خورد یکی از این موارد می باشد.(URL7, 2014)
محورها در کارهای دیبا به مسیرهای مهم آیینی تبدیل می شوند ، مسیرهایی که از الگوها ی قدیمی کیهان شناسی پدید آمده اند. الگوی شهر جدید شوشتر و محورهای پیاده آن ، که از مسیرعبور اتومبیل تفکیک شده اند براساس یکی از قدیمی ترین عناصر معماری ایرانی ، چلیپا شکل گرفته می باشد ، که با میدانی در محل تقاطع بازوها و باغ راه های سبز در چهار جهت اصل ی عالم به وجود آمده اند(ibid, 2014).

دسترسی ها
نیمی از خیابان ها “شیرین” و نیم دیگر “فرهاد”نام گرفت.در خیابان ها بعضی فضاهای باز پنهان طراحی شده تا علاوه بر بهره گیری جهت گردهمایی مردم و بازی کودکان منظر شهر را ازیکنواختی دور کند و معماری سرزنده ای به آن ببخشد. با باریک ساختن خیابان های شمالی – جنوبی باد ملایم و سایه و درنهایت معبری خنک برای پیادگان فراهم گردید. برای خیابانها چشم اندازهای متنوع در نظر گرفته گردید. خیابان صرفاً مکانی برای عبور نبود بلکه جایی بود که مردم می توانستند در آن توقف کرده و به تعاملات اجتماعی بپردازند (مکانی برای گرد هم آمدن).گاهی اوقات خیابان ها پهن تر هم می گردید و مکان هایی برای بازی کودکان هم پیش بینی شده بود.(URL7, 2014)

دیبا در محور اصلی شهر معابری را به صورت پیاده رو طراحی نمود ، تا کودکان بتوانند درآنجا بازی کنند.او در طراحی این معابر از الگوی چهار باغ ایرانی الهام گرفته می باشد . قسمت عمده این خیابان باغ ها درجواربازار و مرکز خرید طراحی گردید. هدف اصلی او درطراحی این گونه معابر خلق فضایی جهت گردهمایی مردم و انجام فعالیت های گروهی و درنهایت مستحکم کردن پیوندهای اجتماعی بود.(URL7, 2014)

فضای مسکونی در شوشتر نو
در شهر جدید شوشتر خانه ها ، که از نوع اقتصادی و حداقل هستند ، به گونه ای طراحی شده اند که در آینده ، در صورت بهبود وضع اقتصادی ساکنان ، این امکان وجود داشته باشد که دیوارها ی حائل بین واحد ها را بردارند خانه ها را در هم ادغام کنند تا واحدهای بزرگتری به وجود آیند. دراین شهر تنها سه مدل الگو برا ی خانه ها هست ،برای هر خانه یک فضای سبز در نظر گرفته گردید. از الگوی متعارف آپارتمان های غربی ( تقسیم فضا به اتاق خواب، نشیمن، غذاخوری) پرهیز گردید و اتاق ها بزرگ تر و متناسب با وسایل زندگی ایرانی درنظرگرفته گردید. حیاط مرکزی به مثابه عنصری مستقل یکی دیگر از ویژگی های کارهای دیباست که در خانه های شوشتر نو به کار گرفته شده می باشد(ibid, 2014).

4-3-«ها لا ینوف» hollainhof

پروژه خانه سازی «ها لا ینوف» hollainhof در مرکز گنت، میان خیابان و گردشگاه ساحلی واقع شده می باشد. این مجموعه در بین سالهای 1993تا 1999 توسط دفتر معماری نوتلینگز ریدیک ساخته شده می باشد که شیوه سرمایه گذاری آن یارانه ای می باشد.
دسترسی ها
دسترسی سواره به اکثر آپارتمان ها از حیاط مرکزی و سر سبز می باشد- به استثنای چند واحد در طبقه ی همکف که رو به خیابان می باشد. فضای پارک ماشین ها در گاراژ زیر زمینی با 90 واحد پارک و شیبه ی ورودی مهد کودک می باشد.خیابان های داخلی مجموعه با سنگ فرش آرام سازی شده می باشد تا از سرعت گرفتن ماشین ها جلوگیری گردد. دسترسی پیاده به آپارتمان ها تیز ازحیاط مرکزی می باشد، و همچنین پیاده روهای سر پوشیده در طبقات امکان ارتباط بلوک ها را با هم مستقر می کند (اشنایدر، 1388).

دسترسی سواره
دسترسی پیاده
پارکینگ
ورودی اصلی سواره و پیاده به مجتمع مسکونی

ردیف ها به ترتیب شامل پنج و نه مکعب جدا گانه می باشد که از طریق عناصر دسترسی و یا فضاهای کمکی به یکدیگر متصل شده اند. هر مکعب بر اساس شبکه 4*4 واحدی بنا شده می باشد و هر واحد ، یکی پس از دیگری به اتاق و یا ناحیه ی بهار خواب اختصاص یافته می باشد (اشنایدر، 1388).

اتاق نشیمن معمولا در طرفین دو واحد پهلو به پهلو یا متوالی بسط می یابند. در هم آمیختگی های متعدد این بلوک های ساختمانی به انواع گونه های آپارتمانی منجر شده، برای اجاره نشینان متفاوت مناسب خواهد بود. با بهم پیوستن گونه های مختلف، هر خانه شکلی واحد یافته و کل ردیف، نمود سایه نمایی با نشاط می باشد(همان، 1388).

نمای رو به خیابان، به تنهایی، تصویری یک دست را مجسم می کند که پانل ممتد دیواری با شکاف هلی عمودی، پدید آورنده آن می باشد. این دیوار زیرا حفاظی بصری و صوتی خیابان و پیاده رو های سر پوشیده اقدام می کند.این سکو ها و باغچه های کوچک مقابلشان ، عرصه حایل برای آپارتمان های کوچک و دوبلکس های طبقات دوم و سوم ایجاد می کنند(اشنایدر، 1388).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

در نمای ساحلی، مکعب ها از خانه های ردیفی با باغچه های اختصاصی و شکل ظاهری پیچیده ی آپارتمان های کوچک و دوبلکس های فوقانی تشکیل شده می باشد که دسترسی به آنها از طریق پله های بیرونی می باشد (همان،1388).

نوع ساختمان: دو ردیف موازی مکعب های ساختمانی متفاوت به ترتیب

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فایل پایان نامه : مقاله در مورد محله، ، اجتماعى، هاى، سنتى، خدمات، مسکونی

ب- اجرای عملیات آپارتمان سازی برروی عرصه های ساختمانهای قدیمی و فرسوده در بافـت محله های شهری، که اکثراً توسط بخش خصوصی و در قالب نوعی سـوداگری مـسکن انجـام گرفته و می گیرد و طی آن ساختمانهای قدیمی تخریب وبر روی آن بناهـای جدیـد درشـکل آپارتمانی احداث می شوند که درنهایت با افـزایش تـراکم کـاربری و تـراکم جمعیـت و خـانو ار همراه بوده و اغلب به همجواری خانوارهایی منجر شده اند کـه هیچگونـه سـابقه آشـنایی ویـا همگنی با یکدیگر نداشته و به تعبیری همسایگان تصادفی جدیدی هستند،که به ضرورت زمان کنار هم جمع شده اند. دراین کالبدها پارکینگ ها به طبقات همکف یا زیرزمین انتقال یافته و ضرایب تراکم ساختمانی، با اعمال تمهیدات مالی و توافق با شهرداری ها بشدت افزایش یافته اند (رهنمایی و همکاران، 1386).
ج- بخش دیگری ازتحولات محله ای که درشهرهای بزرگ وکوچک شاهد آن هستیم، تحول از طریق تغییرکاربری ها برای ارائه خدمات، بویژه خدمات فروش عمومی می باشد. بدین ترتیب که باپیدایش محله های جدید و افزایش تراکم آنها در بدنه های جوامع شهری، تقاضا برای دریافت خدمات بیشتر شده و چه بسا که در کنار کاربری های مسکونی ، کاربری های خدماتی و تجاری نیز به وجودآمده اند. تمرکز تعدادی از مغازه ها و انواع خدمات شهری، یادآور همان هسته های اولیه تجاری و خدماتی هستند که در بدنه محله های قدیمی شهرها وجود داشته اند .در این راستا نوعی منطقه بندی(Zoning) یاپیدایش مراکز خدماتی و فروش از قبیل ساختمان پزشکان، داروخانه ها، خواروبارفروشی ها، قصابی، نانوایی، میوه و تره بارفروشی وانواع اغذیه فروشی هاو رستوران ها به چشم می خورند که بیانگر یک دگرگونی بنیادی در ساختارمحله ها به شمار می آیند(همان، 1386).
طریقه چنین تحولاتی که درشهرها آغاز شده و هنـوزهم ادامـه دارد، مـی رود کـه شـهرها را بـا عملکرد مسلط خدماتی و تجاری بـه محـل سـودآوری بیـشتر و کـسب درآمـد تبـدیل سـازد. درچنین شرایطی عملکرد مسکونی محله ها و شهرها، تحت الشعاع عملکرد تجـاری و اقتـصادی شهرها و محله ها قرار گرفته و انگیزه زیست و معیشت شهری قالب و الگوهای جدیدی به خود می گیرند که درگذشته، تنها در خیابانهای اصلی شهرها مـی شـد آنهـا را مـشاهده کـرد. ایـن طریقه- که می توان آن را تداوم سوداگری دربدنه شهرها و م حله های شهری ایـران دانـست- از دستاوردهای بلافصل انقلاب اسلامی و مهاجرت بی رویه به شهرهای بزرگ و متوسط و کوچک می باشد (همان، 1386).
3-16- شهرنشینی شتابان، مدرنیسم و آثار آن بر تغییرات ساختاری و عملکردی محله های شهری

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

همزمان با تحول ودگرگونی درشکل وماهیت شهرنشینی، محله هـای شـهری نیزکـه همچـون سلول های تشکیل دهنده شهر بودند، متحول گردیـده وشـکل جدیـدی بـه خودگرفتنـد .ایـن تحولات هـم درکالبدمحلـه و هـم در روابـط اجتماعی،فرهنگی،اقتـصادی و بطـورکلی درهمـه مناسبات ساکنان محله انعکاس یافته می باشد.محله های امروزی به گونه ای متحول شده انـد کـه نه عناصرسازنده آنها (مرکز محله ،شبکه ارتبـاطی و دسترسـی ها،میـدان ها،مساکن،تاسیـسات محله) ،ساختارو عملکرد قبلی خودرا دارند و نه ساکنان محله درقالـب همـان چـارچوب هـای سنتی با دیگرهم محله ای ها ارتباط برقرارمی کنند (همان، 1386).
امروزه محله هـای شـهری ازعرصـه هـایی هستند که به میزان زیادی ازمدرنیسم وبه تبع آن تغییر سبک زندگی و مناسبات مختلف متاثر گردیده اند.البته برخلاف کشورهای توسعه یافته جهان ،در کـشورهای کمتـر توسـعه یافتـه یـا درحال توسعه مانند ایران ،مدرنیسم همزمان با گسترش شهرنشینی شـتابان عرضـه گردیـده و لذا مجال نهادینه شدن و دگرگونی دربنیادها وزمینه های ضروری ولازم رانداشـته اسـت .ازایـن رو”شهرهای امروزی نه شهرهای دیروزاند با همان ویژگی های زمانی وسرزمینی ،نـه شـهرهای تازه همخوان بـا اصـول ومبـانی و ضـوابط شـهرهای امـروز .” (ابـراهیم زاده و نـصیری ،1386، 232). درواقع”فروپاشـی روابـط سـنتی در جامعـه و جـایگزینی نـاقص روابـط سـرمایه داری از مهمترین مشخصه های شهرنشینی در دهه های اخیر بوده می باشد.”(حسامیان ،15، 1363)
3-17-مقایسه محله در شهرنشینى ایران و واحد همسایگى درشهرسازى معاصر غرب
هدف از مقایسه اصول و انگاره هاى مفهوم محله سنتى ایرانى با مفهوم واحدهمسایگى در شهرسازى معاصر غرب این می باشد که و به این ترتیب مشــخص گردد آیا اصول و انگاره هاى محله سنتى ایران قابلیت آن را داردکه در بازتولید مفهوم محله و معاصر سازى آن در شهرســازى کنونى کشور مورد بهره گیری قرار گیرد. این مقایسه به ایــن دلیل ضرورى اســت که از اواخر دهه 1340 هجرى شمســى که برنامه ها و طرح هاى توســعه شــهرى در ایران شروع به تهیه گردید، علیرغم آنکه مفهوم محله با مفهوم شــهر در نظام شهرنشینى ایران به مــدت چندین قرن پیوند خورده بود، ولــى از مفاهیم و الگوهاى واحد همســایگى به صورت گســترده اى بهره گیری شــد. در حال حاضر نیز در طرح هاى توسعه شهرى در ایران از مفهوم غربى محله بهره گیری مى گردد. بنابراین نیاز است در روشى مقایسه اى مفهوم محله سنتى ایرانى با مفهوم واحد همســایگى مورد قیاس و تحلیل قرار گیرد تا قابلیت هاىمحله سنتى ایرانى تدقیق گردد(امین زاده، 1392).
مقایسه تطبیقى دو الگوى محله ایرانى و واحد همسایگى غربى نشان مى دهد که زمینه اصلى پیدایش و شکل گیرى مفهوم محله سنتى ایرانى- اسلامى بر اساس مفهومى اجتماعى از سکونت می باشد. محله فضاى کالبدى مناسبى را براى زندگى یک گروه اجتماعى فراهم کرده می باشد. در حالى که زمینه اصلى شکل گیرى و پیدایش محله در شهرسازى معاصر غرب مفهومى کالبدى- فضایى می باشد و قلمرویى کالبدى می باشد که پشتیبان مفاهیم اجتماعى می باشد. این دو توجه متفاوت به مفهوم محله در تعیین و تعریف مرزهاى کالبدى، عنصرشاخص محله و نیز اصول شکل دهنده تأثیر داشته می باشد (جدول 1).
اصول شکل گیرى و طراحى محله سنتى در ایران و واحد همسایگى در غرب، علیرغم شباهت، داراى تفاوت هاى مشخص و ماهوى می باشد.به مقصود تدقیق اصول طراحى، یک محله سنتى در ایران و یک واحد همسایگى در غرب مورد بررسى قرار گرفت. مقایسه تطبیقى با بهره گیری از مقایسه اصول شکل دهنده در دو نمونه انجام شده می باشد. بعضى ازاصول در ساختار کالبدى/ فضایى و ساختار اجتماعى مخصوص محلات ایرانى بوده و در نمونه غربى به کار نرفته می باشد و برعکس (همان، 1392).

جدول3-2- مقایسه تطبیقى مفهوم محله سنتى ایرانى با واحد همسایگى در شهرسازى معاصر غربى (امین زاده، 1392)
ویژگى ها محله در شهرنشینى ایران واحد همسایگى در شهرسازى معاصر غرب
مفهوم واحدى اجتماعى- فضایى واحدى کالبدى- عملکردى
تعریف قلمرویى اجتماعى براى سکونت عنصر اصلى ساختار فضایى و اجتماعى واحدى اجتماعى، مدنى، فرهنگى، کالبدى و اقتصادى قلمرویى مسکونى داراى مفهومى اجتماعى
عنصر اصلى شکل دهنده به جنبه هاى کالبدى شهر
واحدى کالبدى، اجتماعى و اقتصادى
تأثیر و جایگاه اصلى ترین واحد روابط اجتماعى در شهر سکونت گزیدن گروه اجتماعى و وحدت دهنده اجتماعى ایجاد کننده تعاون و همکارى بین ساکنین -فراهم کننده خدمات و نیازهاى ساکنین
– بلوک بنیادین در سلسله مراتب تقسیمات کالبدى شهر
– ارتقا دهنده تعاملات اجتماعى و ایجاد کننده حس جامعه محلى
– فراهم کننده مدیریت شهرى بهنتر و مشارکت اجتماعى
– ایجاد کننده هویت و معنى و حس مکان در محیط هاى شهرى
– تأثیر محلات در توسعه پایدار شهرى
الگوى شکل گیرى الگوى شکل گیرى ارگانیک و متمرکز، در بعضى مواقع داراى مرزهاى مشخص و در برخى مواقع فاقد مرزهاى کالبدى مشخص الگوى شکل گیرى متنوع، از پیش تعیین شده و متمرکز با مرزهایى کالبدى
مشخص اکثرا راه ها و دسترسى هاى سواره
عنصر شاخص فضاى فرهنگى(مسجد ) به عنوان عنصر شاخص فضاى آموزشى(دبستان) و یا سایر خدمات به عنوان عنصر شاخص
اصول شکل دهنده مرکزیت متاثر از ارزش هاى فرهنگى
قلمرو
سلسله مراتب
هم پیوندى
وحدت و همبستگى اجتماعى
مدیریت محله اى و خودکفایى محلات مرکزیت
قلمرو فضایى
سلسله مراتب دسترسى
تامین نیازهاى خدمات ساکنین
مدیریت محله اى

جمع بندی
هرچند شیوه زندگی مردم و نیز نهاد های اجتماعی که افراد در آن مشارکت می یابند، تغییر کرده اما همچنان همسایگی به عنوان اولین پایگاه اجتماعی که فرد پس ازخانه درون آن وارد می گردد، اهمیت خود را حفظ کرده می باشد .
کیفیت مطلوب برای زندگی، منطبق کردن مجموعه های مسکونی با اصول واحدهای همسایگی پایدار و برنامه ریزی آنها برمبنای این اصول و معیارها، می تواند به عنوان یکی از راه حل های پیشنهادی برای ارتقای کیفیت زندگی و مطلوبیت بخشی و پویایی زندگی در مناطق شهری باشد که تأثیر برجسته به نوبه خود، اعمال نماید. با کمی دقت در مفهوم محله می توان دریافت آن چیزی که را بنیانگذاران واحد همسایگی در جستجویش بودند، همچون: امنیت و آسایش، بهبود روابط ساکنین. به تعبیری توجه بیشتر به خصوصیات و عملکرد محله ایرانی با در نظر داشتن نیازها و خصوصیات جدید بشر ها، خانواده ها و جامعه جدید ایرانی می باشد که می توان پاسخگویی خواسته های معماران و شهرسازان در طرح واحدهای همسایگی باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

فصل چهارم
معرفی نمونه های مشابه داخلی و خارجی

4-1- مجتمع مسکونی زیتون اصفهان
مجموعه مسکونی زیتون در خیابان رزمندگان شهر اصفهان واقع شده می باشد. از شمال به خیابان رزمندگان و از شرق و جنوب به دو خیابان فرعی ده متری محدود شده می باشد .(URL9, 2014)

مشخصات عمومی مجموعه مسکونی زیتون
ساختمان های مجموعه شامل 42 حجم در ده طرح مختلف
می باشد:
6 حجم با ارتفاع 9 طبقه با 2 طرح مختلف
16 حجم با ارتفاع 4 طبقه با 5 طرح مختلف
18 حجم با ارتفاع 3 طبقه با 3 طرح مختلف
1. تلفیق نگاه سنتی و مدرن
2. تنوع فضایی در طراحی مجموعه
3. طراحی متقارن پلان ها و نماها و بهره گیری از آجر
4. زیر بنای کل 86786متر مربع
5. تعداد واحد ها 491
8. تعداد طبقات 4و5و18 طبقه

دسترسی ها
دسترسی سواره و پیاده توسط زیرگذرها و وگذرها از هم تفکیک شده و

Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود پژوهش: مقاله در مورد ، محله، محلات، شهر، شهری، اجتماعی، محلـه

عوامل مختلفی درشکل گیری محله های شـهری و تجمـع گـروه هـای اجتمـاعی هـم سـنخ، درمحدوده محله ای تأثیر داشته اند. همبستگی های خانوادگی، صنفی و یا قـومی باعـث ایجـاد همگرایی درعرصه های محله ای شده واینـان بـرای شـکل دادن و هـدایت سرنوشـت زنـدگی خویش، ناگزیر به تحکیم وحدت وبرقراری روابط همجواری می شدند. ایـن وحـدت، آنهـارا بـه نوعی همبستگی و انسجام اجتماعی پیش روی بیگانگان وادارمی ساخت.درشـهرهای صـنعتی و بازرگانی ایران که پیشه وران مختلف درآن فعالیت داشتند، گاه به دلیل تعلقات صنفی و منافع مشترک صاحبان یک یا چند حرفه دریک محله ساکن می شدند و چه بسا که آن محلـه بنـام صاحبان پیشه خاص نامیده می شـد.ماننـد محلـه هـای سراجان،کفشگران، نـساجان دربرخـی شهرهای قدیمی.(همان ، 1365).
به همین ترتیب از محله های کـلاه دوزان و ساربانان در اصفهان، شعر بافان دریزد، عبابافان درمحمدیه نائین و قاشق تراشان درهمـدان یـادشده اسـت. دریـک طبقـه بنـدی دیگرعـواملی از قبیـل سـهولت دراداره شهر، جدایی گزینی دینی ومذهبی، طبقاتی، نظامی، سیاسی نیز درپیدایش و شکل گیری محلـه ها موردتاکید قرار گرفته می باشد. در همین حال تأثیر عوامل طبیعی مانند رودخانه ویا تپه ای که بخشی ازشهر را بعنـوان یـک محلـه ازمحلـه هـای دیگـر متمـایز مـی کـرده را نبایـد نادیـده گرفت( توسـلی، 1381 ).
3-14- جایگاه محلات در ساختار کالبدى-فضایى و اجتماعى شهرهاى تاریخى ایران
براى اینکه بتوان تأثیر و جایگاه محلات را در شهرهای تاریخی ایران بررسى نمود بایستی هم زمان به فضاى اجتماعى- فرهنگى و فضاى کالبدى توجه نمود و تاثیرات متقابل و ارتباط تنگاتنگ مفهومی آن ها با همدیگر را شناخت. فضاى کالبدى محلات و شکل گیرى آن تحت عوامل مختلف مانند ویژگى ها ى فرهنگى مردم ساکن، ویژگى هاى اجتماعى نیازهاى مردم و الگوهاى رفتارىو وضعیت اقتصادی ساکنین محله و همچنین عوامل طبیعى و اقلیمی قرار مى گیرد. نحوه شکل گیری و نوع خدمات شهری در هر محله نیز تحت تاثیر عوامل مذکور قرار داشته می باشد (امین زاده، 1392).

3-14-1- اصول به کار رفته در ساختار کالبدى- فضایى محلات :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

شهرهاى تاریخى ایران در گذشته به مثابه یک کل مرکب از اجزاء به صورت محلات و مرکز شهر شامل بازار و عناصر مرتبط با آن بوده می باشد. پس محلات به عنوان سلول ها و عناصر پایدار سازنده سکونت ساکنان شهر در کنار هم در ساخت و سازمان کالبدی- فضایى شهر تأثیر داشته اند. با وجود آنکه عوامل مختلف محیطی، اقلیمی و موقعیت جغرافیایی و همچنین ویژگی های اجتماعی- سیاسی و اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی ساکنین در شکل گیری فضاهای محله تاثیر گذار بوده می باشد اما در تمامی شهرهای ایران در گذشته می توان ویژگى ها و اصول مشخصی را در ساختار کالبدی- فضایی و ساختار اجتماعی پی جویی نمود (امین زاده، 1392).
3-14-1-1- پیوند میان مرکز شهر و مراکز محلات: در اغلب شهرهاى تاریخى ایران، سازمان فضایى شهرها بر پیوند میان مرکز شهر و مراکز محلات از طریق گذرهاى اصلى و میدان ها استوار بوده می باشد(توسلى، 1376). از نظر کالبدى-فضایى مجموعه شهر، محلات و مرکز شهر ترکیبى وحدت یافته و متجانس ایجاد مى کرده اند.
3-14-1-2- مرکزیت: مرکز محله مهم ترین فضای اجتماعی و قلب هر محله به شمار می رود. مراکز محله اى شهر مظهر بیشترین تعاملات و تجمع های افراد هر محله محسوب می شده می باشد. علاوه بر آن، مکان استقرار فضاهای خدماتی مورد نیاز ساکنین محله بوده می باشد. مسجدبه عنوان محور فعالیت ها، نشانه اصلى و مهمترین عنصر کالبدی هرمحله تأثیر ایفاء نموده می باشد( حبیبى، 1382).
3-14-1-3- پیوند میان شبکه راههای منطقه ای با شبکه گذرهای اصلی محلات : شبکه راه های منطقه ای پس از گذر از دروازه های شهر و ورود به شهر، گذر اصلی محلات شهر را تشکیل می داد و به تدریج خانه ها، مرکز محله و سایر عناصر محله ای مانند مساجد، تکایا و غیره در حول این محورها تشکیل و توسعه یافته اند (سعیدنیا، 1368) 3-14-1-4- قلمرو محله اى: هر محله از لحاظ فضایی دارای قلمرو و حریم مشخصی بود که تقریبا برای تمامی ساکنین شناخته شده بود و ضمن آن که توسط یک راه اصلی خود را به بازار شهر یا امتداد راه اصلی منتهی به بازار وصل می نمود، به همان ترتیب خود را از فضای عمومی و پر تحرک آن دور نگه می داشته می باشد (سلطان زاده، 1368).
3-14-1-5- سلسله مراتب: سلسله مراتب به سه صورت، سلسله مراتب دسترسی، عملکردى و فضایى وجود داشته می باشد. سلسله مراتب دسترسى محله را از ترددهای عبوری در امان نگه مى داشت و ویژگى آرام بخشى آن را برای ساکنین محله ملموس و محفوظ مى نمود، سلسله مراتب عملکردی یعنى استقرار خدمات و عملکردهای عمومی در مراکز محلات پاسخ گوی مناسبی به نیازهای ساکنین بود و سلسله مراتب فضاى عمومى به خصوصى، به محرمیت و قلمروهاى هریک از فضاها پاسخ مى داد (همان،1368).

3-14-1-6- انعطاف پذیرى: ابعاد محلات با در نظر داشتن ویژگى هاى هر محله متفاوت بوده می باشد. در برخى منابع به محلاتی بین صد تا دوهزار خانه تصریح شده می باشد. تعداد محله های یک شهر نیز دارای قاعده مشخصی نبود. نیشابور در قرن چهارم هجری دارای47 محله بوده در حالی که تهران در قرن سیزدهم هجری قمری دارای 5 محله و نایین واجد 7 محله بوده می باشد (سلطان زاده، 1368).
3-14- 2- اصول به کار رفته در ساختار اجتماعى محلات
محلات شهر سکونتگاه صاحبان حرف و مشاغل خاص، اقلیت هاى دینى و طبقات اجتماعى مختلف بوده اند به این ترتیب فضاى اجتماعى–فرهنگى هر محله نمایانگر یک گروه اجتماعى بوده که افراد این گروه با یکدیگر همبستگى و طرفداری اجتماعى داشته اند و به این ترتیب هر محله هویت منحصر به فرد خود را پیدا مى کرده می باشد.
3-14-2-1- اتحاد و همبستگى اجتماعى: عوامل مختلفى باعث ایجاد ارتباط،اتحاد و همبستگى اجتماعى در محلات مى شده می باشد مانند دین ومذهب(محله مسلمان ها، محله یهودى ها، محله ارامنه) ، قومى ونژادى(محله کردها، محله ترک ها)، شغلى و فعالیت هاى اقتصادى(محله مسگرها، محله شعربافان). به این ترتیب ترکیب اجتماعی ساکنان بسیاری از محله ها از گروهها و قشرهایی همانند و منسجم تشکیل یافته بود. بسیارى از محققین عقیده دارند جامعه شهرى ایران در طول تاریخ خود به یکپارچگى و همبستگى لازم نرسید و پیش روی چنین یکپارچگى و همبستگى در سطح محلات شهرى ایجاد گردید که باعث مشارکت ساکنین در امور محله شان گردید(شیعه،1384؛ حبیبى،1380).
بعضی از اختلافات حادث بین اهالی چند محله امکان داشت به سادگی تبدیل به درگیری و جنگ بین ساکنان دو یا چند محله با یکدیگر گردد. در اغلب منابع تاریخی به این درگیری ها تصریح شده می باشد به همین علت برخى واژه محلات در ستیزو در تضاد را در شهرنشینی ایران به خصوص از قرن چهارم هجری قمری به بعد به کار برده اند (اشرف، 1353).
3-14-2-2- انعطاف پذیرى جمعیتى: ضابطه و قاعده معینی در مورد حداقل و حداکثر جمعیت یک محله وجود نداشته می باشد. در بعضی منابع تاریخى تصریح شده که مجتمع مسکونی که نام محله را بر خود می گرفت نمی توانست کمتر از 40 یا 50 واحد مسکونی و یا به بیانی دیگر کمتر از 200تا 300 نفر باشد. اما حداکثر جمعیت یک محله دارای میزان ثابت و مشخصی نداشت (سلطان زاده، 1368).
3-14-2- 3- مدیریت محله ای: در زمینه مدیریت محله در گذشته، هر محله دارای فضایی نیمه مستقل در اداره امور داخلی و تامین نیازهای خود بود. رهبری و هدایت فعالیت های اجتماعی در محله ها و حقوق اجتماعی مردم در محله ها با کدخداها و کلانتران بود که از مهتران واعیان محله بودند. به این ترتیب مدیریت محله ای نقشی تاثیر گذار در ارتقاء کیفیت خدمات محله ای داشت (همان، 1386).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

3-15-تحولات محله های شهری پس از انقلاب اسلامی ( 1357 ) تاکنون
انقلاب اسلامی ازمنظرتحولات شهروشهرنشینی بطور عام ومحلـه هـا بطورخاص، نقطـه عطفـی درتحولات کالبدی و عملکردی، همچنین اقتصادی واجتماعی جوامع شـهری، بـویژه محلـه هـا بشمار می آید. درسالهای نخستین انقلاب بسیاری ازضوابط وآئین نامه های اجرایی لغو یا بی اعتبار گردید (نظریان ،1370).
ازآنجاکـه یکـی ازشـعارهای اولیـه واصـلی انقـلاب اسـلامی تـامین مسکن، بویژه درشهرها بود، دولتهای پس ازانقلاب کوشش کردند، با اجـرای طـرح هـای متعـدد، امکانات وتسهیلات خانه دار شدن را برای شهروندان فراهم آورند. اجرای قانون زمـین شـهری و واگذاری زمینهای مازاد بر نیاز مالکان- که هنوز هم معضلات حقوقی برخاسـته از آن بـر دوش نظام قضایی کشورسنگینی می کند- باعث توسعه سریع محله های جدید در حاشیه یا اراضـی خالی درون شهرها گردید. از آن گذشته اجرای طـرح هـای آمـاده سـازی در بـیش از 465 نقطـه شهری کشور، به پیدایش نوع جدیدی از محله های شهری منجر گردید که چه ازنظر کالبد و چـه خصوصیات اجتماعی و اقتصادی محله ها درایران، پدیده جدیدی بشمار می آیـد. عـلاوه بـر آن تصویب ساخت 28 شهرجدیددرکشور و اتمام و ساخت حدود نیمـی از آنها ،نوع جدیدی از شهرنشینی را به وجودآورد که مفهوم محله در آن جایگاهی نداشت( زیاری ، 1379).
چنانچه بخواهیم توسعه وتحـول سـاختارهای محلـه ای را درایـن دوران بـر اسـاس مکـانیزم وبردارهای تحول آنها ارزیابی کنیم، می تـوان اشـکال و شـیوه هـ ای زیـر را در دگرگـونی بدنـه محله ها از یکدیگر متمایز نمود:
الف- ساخت محله های شهری درقالب شهرک های مختلف نوبنیاد که اکثراً از

Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فایل: مقاله درباره ، مى، محله، همســایگى، همسایگی، هاى، شهری

طرح رادبرن برای جمعیتی حدود ۲۵۰۰۰ نفر در سه واحد همسایگی در نظرگرفته شده و محدودۀ هر واحد از مرکز دبستان تا شعاع ۴۰۰ متر می باشد. در طرح رادبرن، کوشش شده می باشد که مردم به طبیعت نزدیک تر شوند و آسایش و آرامش بیشتری جهت ساکنین تأمین گردد. در این طرح نیز، فضای سبز اهمیت زیادی دارد و هدف آن تشکیل یک جامعۀ شهری سالم می باشد. جهت تأمین سلامت بچه ها و جلوگیری از حوادث ناگوار، پیاده روهای ویژه ای ساخته شده می باشد که دور از ماشین هاست (همان، 1386).
3-10- توسعه الگوی واحد همسـایگى در نظام شهرسازی غرب
واحد هاى همســایگى پرى جایگاه خود را در قوانین و اســتانداردهاى توسعه شــهرى بین ســال هاى 1930 -1950 میلادی در شهرسازی غرب پیدا نمود، به طوری که از آن با عنوان “جنبش واحد همسایگى” نام برده می شــود. واحدهاى همســایگى تأثیر و جایگاه ویژه ای دراقدامات بازســازی مراکز شــهری و ایجاد شــهرهاى جدید که پس از جنــگ جهانی دوم در کشــورهای اروپایی و آمریکا آغاز گشــت و نیز برنامه هاى توسعه شــهرى پس از آن داشت (عزیــزى،1382).
در دهــه 1960 میــلادی منتقــدان غربى به بســیاری ازکمبودها در گسترش حومه اى تصریح کردند. تراکم کم و محدوده های بســیار بزرگ یکنواخت مســکونی و یا تجاری و اداری، سبب سفرهای ا ضافی، تقاطع های ترافیکی، کمبود فرصت اوقات فراغت و قدم زدن و غیره شده بود. الگوى واحد همسایگى پری برای سازمان دهی گسترش ســریع حومه ها کارآیی چندانی نداشــت و تقریبا از دهه 1960 میلادی الگوهای جدیددر طراحى واحدهمسایگى معرفی گردید. براساس نظرات بســیارى از اندیشمندان، الگوهاى طراحى واحد همسایگى در نیمه دوم قرن بیســتم میلادى، الگوهای پیشین را با شرایط جدید تطبیق داده و با عناوینى جدید در طراحى محلات مســکونى معاصر به کار گرفته اند. نکته مهم در طراحى الگوهاى جدید، گرایش مجدد به ایجاد اجتماعات کوچــک محلى از طریق طراحى اســت (عینــى فر، 1386).
3-11- بررســى تأثیر و جایگاه واحد همســایگى در شهرسازی معاصر غرب
در حال حاضر واحدهاى همسایگى جایگاه مهمی در امر توسعه شهری در شهرســازی غرب دارند. به طوری که از آنها به عنوان کلید توسعه شهری، مشــارکت مردم و هویت بخشــی به محیط های شهری دانسته می گردد (استروفسکى، 1371).
مهمتریــن این ویژگى ها اجتماعی و کالبدی شامل موارد زیر می باشد:
3-11-1- مکانى جهت سکونت و ارائه خدمات و نیازهاى اولیه ساکنین: در ایــن نگــرش، محلات بایــد قلمرویى مســکونى را ایجاد کرده و نیازهاى روزانه ســاکنین مانند نیاز بــه خرید کردن، آموزش کودکان، تفریح و فراغت و دسترســى معمول به دیگر بخشــهاى یک شــهر را برآورده نمایند. این نگاه بیشــتر متوجه کارکرد و عملکرد محله می باشد. تعریف واحد همســایگى به یک کاربری خاص مانند دبســتان همانند آن چیز که در الگوى واحد همســایگى پرى پیشــنهاد شــده اســت، آستانه جمعیتى کاملا مشــخصى را براى واحد همســایگى تعریف مى کند و به این ترتیب به ایجاد واحدهایی غیر قابل انعطاف و کلیشه ای منجر خواهد شــد. در الگوهاى جدید سعى شده، انعطاف پذیرى لازم ایجاد شــده و جمعیت به یک کاربرى خاص خدماتى(مانند فضاى آموزشى) وابسته نباشد. واحد بنیادین در سلسله مراتب تقسیمات کالبدى شهر ایــن در نظر داشتن مفهوم محله که در راســتاى تامیــن نیازها و خدمات ســاکنین اســت، محله را به عنوان بلوک اصلى شــکل دهنده ساختار شهرها و یکى از عناصر اصلى تقسیمات کالبدى شهر در نظر مى گیرد. از به هم پیوســتن چند واحد محله، ناحیه و به همین ترتیب مناطق و شــهر ایجاد مى شــود که هر کدام از این تقسیمات شهرى به صورت سلســله مراتبى خدمات در رده هاى مهم تــر و تخصصى تر را تامین مى کنند. پس واحد همســایگى، محرکى براى تفکیک شهرها به تعدادى از واحدهاى ســاختارى اســت که با ابعــاد متفاوت یک نظام سلســله مراتبى را به وجود مى آورند (استروفسکى، 1371؛ فرى ،1383)
3-11-2- ارتقاءدهنده تعاملات اجتماعى وایجادکننده حس جامعه محلى:واحدهمســایگى، به علت فرصت ایجــاد گروهى از مردم، و مرکزیت کارکردى خدمــات جمعى، قلمرویی برای جامعــه ای همگن به وجود مــى آورد که مى تواند نقــش پر رنگى در حس تعلق بــه مکان ایجاد کند. از نظر روان شناســى، افراد ســاکن در یک محله مشخص “حس اجتماع محلى” دارند. پس براى شــهرهایى کــه ناهمگن، متنوع و چند فرهنگى هســتند، محله مکانى براى خرده فرهنگ هاى شــهرى می باشد ( 2001 Ropoport,).
3-11-3- زمینه ساز مدیریت شهرى و مشارکت اجتماعى: ایــن توجه بر توان مدیریتى واحد همســایگى تاکید دارد و اداره امور مختلف شــهر و خدمات رســانى بــه آن را در قالــب واحدهاى فضایى مى بیند. این واحدهاى کوچک مى توانند رضایت بخشــى را به مقصود بــه دســت آوردن کیفیت بهتر زندگــى فراهم کننــد (1998 Gharai,). رویکردهای جدید به توســعه شــهری، برنامه ریزی و مدیریت شهری را از خــرد ترین واحد یعنی واحد همســایگى مد نظر قرار مى دهد و از فرآیندهاى مشــارکتى توسعه توسط مردم محلى به عنوان سرمایه هاى اجتماعــى کمک مــى گیرد، و متکى بر برنامه ریزی محله مبنا اســت (حاجی پور ، 1385)
3-11-4- ایجاد کننده هویت و معنى:محلــه مــى تواند یــک موجودیت اجتماعــى و کالبــدى را خلق کند.زیــرا هم یک نهــاد اجتماعى اســت و هم یک الگــوى کالبدى ویژه، و بــه معنى دار کــردن و هویت محیط هاى شــهرى کمک مى کنند. راپاپورت در همین زمینه مى نویســد: محلات مکان هایى هســتند که به وســیله آن ساکنین مى توانند خودشان را تعریف کنند. به این ترتیب هویــت اجتماعى را براى واحدهــاى فضایى در شــهر ایجاد مى کنند(1998 Gharai,).

3-11-5- امکانى براى پایدار کردن توسعه شهرى: رویکرد توســعه پایدار به توســعه شــهرى اثرات قابل توجهى بر روى مفهوم محله داشــته اســت. علت های اصلی را می توان در موارد زیر اختصار نمود: یک محله مى تواند باعث ایجاد خودکفایى در زمینه تامین خدمات مورد نیاز ساکنین، کاهش سفرهاى شهرى، پایدارى اجتماعى و حس جامعه محلى،عدالت و برابرىو حس مکان وهویت در محیط هاى شهرى گردد( 2001 Ropoport,).
3-12- واحد همسایگی پایدار
آن جنبه های یک توسعه پایدار، که بر مبنای آن مفهوم واحدهای همسایگی پشتیبانی میشود، بقرار ذیل هستند :
3-12-1- خودکفایییک نکته مهم در یک محیط پایدار می باشد و در مقیاسهای مختلف، از ساختمانهای شخصی گرفته تا مکانهای محلی، شهرکها و مناطق پیشنهاد می گردد. یک واحد همسایگی میتواند تأثیر برجستهای در این زنجیره بازی کند، اگر چه یک واحد خودکفای کامل در شهر دور از واقعیت می باشد و همچنین مستدل نیست، لیکن حدود یک واحد همسایگی خودکفای مؤثر، بایستی در آینده معین گردد (توسلی، 1365).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

3-12-2- کاهش سفرهای شهری برای شهرهای غول پیکر امروزی، یک فاکتور کلیدی می باشد. این فاکتور بایستی بوسیله تشویق پیاده روی و دوچرخه سواری و بهره گیری از حمل و نقل عمومی همراهی گردد. تدارک خدمات محلی، در داخل یک مسافت قابل پیاده روی برای ساکنان، یک گام اساسی بسوی این هدف می باشد (همان، 1365).
3-12-3- جامعه پذیری و مفهوم اجتماع، همچنین یک نگرانی عمده، برای یک توسعه پایدار می باشد. پایداری نه تنها در نظر گرفتن مصرف انرژی و بازیافت مواد معنی می دهد بلکه کل فضاهای زندگی، که برای برای بدست آوردن یک محیط پایا، ایمن و مطبوع، می تواند کمک کند را شامل می گردد. فعل و انفعال اجتماعی مردم یک عامل عمده می گردد، بویژه جایی که آنها در تصمیم گیری درمورد محیط زندگی شان می توانند شرکت کنند (همان، 1365).
3-12-4- مفهوم مکان و هویت، همچنانکه ارنست کاسیرر فیلسوف معاصر تصریح کرده می باشد “هر پدیده از پیوند وقوع حوادث و اتفاقات در بستر مکان به وجود می آید و در بعد زمان رشد و تکامل می یابد و این دو به منزله چارچوبی هستنی که پدیده ها در آن شکل می گیرند و هیچ پدیده ای را نمی توان پیدا نمود که مقید به شرایط زمانی و مکانی نباشد.فضا ها و مکان های زندگی شهر به رغم هدف مشترکشان در تامین نیازهای انسانی مانند هر مصنوع دیگر بشری تاثیرات متفاوتی بر روان و احساس آدمی به عنوان طبیعی ترین و فطری ترین معیار سنجش انسانی بر جای می گذارد. محیطهای سنتی و بومی یک تناسب بهتری بین سازمان فضا، زمان، ارتباط و فرهنگ فراهم می کردند (توسلی، 1365).
3-12-5- مشارک، حضور آگاهانه مردم به ویژه در سالهای اخیر، به عنوان یکی از شاخصه توسعه های اصلی پایدار مورد تأکید قرار گرفته می باشد. در جوامع سالم، مشارکت عمومی پاسخی به درخواست مردم می باشد و در این شرایط می باشد که هوشیاری عمومی و درک ضرورتها و لوازم پایداری طریقه قانونمند و با ثباتی به خود می گیرد. یونسکو طی گزارشی برای قرن بیست و یکم، توسعه پایدار را مستلزم «گذار از عضویت فردگرایانه در جامعه به مشارکت مردم » می داند (همان، 1365).
رویکرد واحد همسایگی خواهان تقسیم شهر به هسته هایی می باشد که قابل اداره و مبتنی بر قانون مداری باشند. جامعه شناسان عقیده دارند که در طرح واحد همسایگی، معضلات ناآشنایی مردمی که در واحد همسایگی ساکنند، به حداقل می رسد و مشکلاتی که در شهرهای امروزی از نظر سردی روابط همسایگی بین مردم شهرها هست، کاهش پیدا می کند. بدین ترتیب بهره گیری از خدمات شهری، انجام فعالیت روزانه مردم و بهره وری از زندگی روزانه را به نحوی مطلوب و آسان فراهم می آوردو در هنگام تداخل محدوده و حریم فعالیت آنان معضلات کمتری به وجودمی آید. بالا رفتن سطح تعاملات اجنماعی و توجه ویژه به مسائل فرهنگی و … باعث به وجودآمدن اثرات اجتماعی و فرهنگی متعددی شده می باشد که به آنها تصریح می گردد (همان، 1365).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

3-13- محله (در ایران)
محله های شهری درایران پیشینه ای به قدمت تقریبی شهرنشینی دارند.اما بـه علـت دردسـت نبودن اسناد و منابع کافی،شناخت کامل ابعاد مختلف زندگی اجتمـاعی وازجملـه محلـه هـای شهری دوره باستان امکانپذیر نیست .ورجاوند معتقـد اسـت« بخـش عظیمـی از دسـتاوردهای تمدن سکونت دراین مملکت از نظرها پنهان مانده می باشد.اگرچه تاریخ سکونت درایران بـه بـیش از ده هزارسال می رسد» (ورجاوند،1370). بعضی عقیده دارند شیوه

Posted in مقالات و پایان نامه ها

منبع تحقیق : مقاله درباره ، همسایگی، مسکونی، پری، محله، فرهنگی، پیاده

3-7- شش شاخصه مشترک واحد همسایگی
3-7-1- حمل و نقل، خارج از بافت مسکونی
یکی از معضلات کنونی شهرهای کشور بالاخص کلان شهرها، حضور بی رویه و بدون ضابطه اتومبیل در سطح زندگی شهری می باشد که تا حد زیادی پایین آمدن کیفیت زندگی، آسایش عمومی و فردی و افزایش آلودگی صوتی و هوا را به دنبال داشته می باشد. به همین مقصود، در واحد همسایگی شبکه های اصلی و شبکه راه های پر رفت وآمد نبایستی ازمیان بافت های مسکونی بگذرند. چنین خیابان هایی بهتر می باشد درمحیط پیرامون واحد همسایگی به وجودآیند.ظرفیت شبه راه های داخلی تنها برای سرویس دهی به تردد ساکنین می باشد و نه بیشتر. راه ها طوری طراحی می شوند که سرعت وسائل نقلیه آن به حداقل ممکن برسد و اولویت بهره گیری از فضا بیشتر بر اساس نیازهای افراد پیاده و تردد آنها شکل گرفته می باشد تا حضور و تردد سواره نیز در بافت به حداقل ممکن تقلیل یابد (حبیب، 1375).
3-7-2- حریم اجتماعی و خصوصی:

شبکه راه های داخلی واحد همسایگی بهتر می باشد که به صورت کوچه های بن بست با حجم تردد کم طراحی شوند تا آرامش محله حفظ گردد. این چنین راه هایی بایستی ایمنی، آرامش وحجم کمِ ترافیک را بطور متناسبی در داخل محله تأمین سازند و نوع کارکرد کوچه بن بست به گونه ای می باشد که عبور از آن برای افراد غریبه، چه پیاده و چه سواره مشکل می باشد که در منجر به حذف عبور گذری پیاده و سواره از درون بافت می گردد. همچنین وجود کوچه های بن بست در واحد همسایگی نوعی سلسله مراتب همسایگی و ایجاد حریم های همجواری را نیز باعث گردد.
تفکیک بلوک ها و ساختمان ها از یکدیگر نیز به گونه ای می باشد که حداکثر محرمیت به دست آید و واحدهای مسکونی کمترین اشراف را نسبت به هم داشته باشند. بلوک ها دارای دو جبهه هستند، که جبهه جلویی با خیابان و یا کوچه اصلی ارتباط دارد و محل انجام فعالیت های عمومی تر خانواده می باشد و جبهه پشت ساختمان نیز حریمی کاملاً خصوصی دارد و محرمیت آن بطور کامل در نظر گرفته شده و محلی برای فعالیت های کاملاً خصوصی افراد و خانواده ها می باشد. تردد و تماس افراد غریبه با واحدهای مسکونی از جبهه های جلویی ساختمان انجام می شود و جبهه پشت ساختمان محل تردد رسمی واحد مسکونی نیست (همان، 1375).
3-7-3- جمعیت بهینه در واحد همسایگی
«جمعیت مبنای این تئوری درحدود ۵۰۰۰ نفراست (بر اساس عملکرد یک مدرسه ابتدایی، جمعیت محله در حدود ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر برآورد می گردد)، این محدودیت در اندازه جمعیت برای شکل گیری یک هویت مستقل جمعی اعمال شده می باشد، این جمعیت نه آنقدر زیاد می باشد که هویت محله بودن از آن ساقط گردد و نه آنقدر کم می باشد که در واحدها و یا محلات دیگر حل گردد. (همان، 1375)
3-7-4-مراکز فرهنگی و آموزشی در واحد همسایگی
از دیگر ویژگی های واحد همسایگی توجه ویژه به مسائل فرهنگی و در نظر گرفتن ضریب خاصّی برای مراکز آموزشی و فرهنگی می باشد. این واحد همسایگی به مرکزیت یک مدرسه ابتدایی به وجودمی آید که این مدرسه درمیان فضای سبز قرار گرفته می باشد. همچنین ساختمان های مذهبی، پارک، مرکز فرهنگی محله کاربری هایی هستند که عملکردی فرهنگی دارند (همان، 1375).

3-7-5- حدود فیزیکی واحد همسایگی:
حدود اشغال فیزیکی یک واحد همسایگی تقریباً ۱۶۰ ایکر( هر ایکر تقریباً برابر۴۰۰۰ متر مربع) بوده و حد تراکم جمعیت نیز ده خانوار در هر ایکر تعیین می گردد. شکل واحد همسایگی بهتراست به نحوی باشد که یک کودک پیش از نیم مایل(۸۰۰ متر) از واحد مسکونی خود تا مدرسه را بصورت پیاده نپیماید ( هر مایل برابر ۱۶۰۹ متر). فاصله نیم مایل، مسافتی می باشد که می توان در مدت ۱۰ دقیقه طی نمود(حبیب، 1375).
3-7-6- خدمات شهری:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ارائه خدمات شهری از دیگر اموری می باشد که در واحد همسایگی پیش بینی شده می باشد. نحوۀ توزیع و قرارگیری خدمات شهری در واحد همسایگی به گونه ای می باشد که خدمات درجه یک شهری تماماً در واحد همسایگی قرار می گیرد که علاوه بر کاهش چشم گیر سفرهای درون شهری، با در نظر داشتن مسافت ۱۰ دقیقه ای، بهره گیری از اتومبیل را نیز به صفر می رساند. این خدمات برای یک واحد همسایگی شامل مراکز خرید، مراکز مذهبی، کتابخانه و یک مرکز اجتماعی (محله ای) که بهتر می باشد در نزدیک ترین فاصله به دبستان قرارگیرد، می گردد (همان، 1375).
3-8- کاربری های عمده مهم در طرح کلارنس پری (واحد همسایگی(
همانگونه که گفته گردید اساس طرح پری ساماندهی کالبدی منطقه در جهت نیل به توسعه اجتماعی و فرهنگی می باشد و اساسی ترین مسئله اش ارتقاء و رشد روابط اجتماعی، آغاز در سطح محله و در نهایت در سطح شهر بوده می باشد. به همین دلیل می باشد در طرح پری ضریب خاصی به امور فرهنگی و اجتماعی توسط طراح داده شده می باشد تا زمینه این رشد فراهم گردد. در گام بعدی توجه پری معطوف به کاربری مسکونی بوده می باشد تا بتواند حداکثر امنیت وآرامش را برای آنان فراهم سازد. کاربری تجاری هم دور از ذهن او قرار نگرفته و با در نظر داشتن نوع فعالیت های تجاری، مکان یابی این کاربری در واحد همسایگی توسط پری مهم می باشد(شیعه، 1378).
3-8-1- دبستان:
دبستان به عنوان هستۀ اصلی در مرکز واحد همسایگی قرار می گیرد و فاصله آن از واحدهای مسکونی حداکثر تا ۸۰۰ متر می باشد تا محصلین بتوانند به راحتی و به صورت پیاده به دبستان بروند (درحقیقت این فاصله حدود واحد همسایگی را مشخص می کند.) همچنین پری به جهت توجه خاص به مسائل فرهنگی در واحد همسایگی، توجه ویژه ای به مدرسه دارد (همان، 1378).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

3-8-2- پارکها:
فضای سبز و زمین های بازی ۱۰% وسعت هر واحد همسایگی را شامل می شوند. بخش اعظم این پارک ها، در مراکز واحد همسایگی و در جوار دبستان ها قرار می گیرند. در این طرح، زمین های بازی جهت بهره گیری بچه¬ها در طول واحد همسایگی پراکنده می شوند و فاصله محیط آموزشی (یا محل سکونت بچه ها) تا زمین های بازی، بیش از۴۰۰ متر نیست(شیعه، 1378).
3-8-3-مغازه های محلی:
مغازه ها در کناره های واحد همسایگی تأسیس می شوند. درحقیقت مغازه ها در مکانی ایجاد می شوند که در تقاطع راه ها بوده و با مغازه های سایر واحدهای همسایگی یا محلات مجاور باشند. ایجاد مغازه ها در کناره های واحد همسایگی، بدین دلیل می باشد که کلارنس پری معتقد بوده که وجود مغازه ها در مرکز، وسیله های نقلیه موتوری را به داخل بافت می کشاند و سلامت محیطی روانی واحدهای مسکونی را در معرض خطر قرار می دهد. برای همین بهترین مکان را برای کاربری های تجاری لبه های واحد همسایگی تشخیص داده می باشد (همان، 1378).
3-8-4- کاربری مسکونی:
منطقه واحدهای مسکونی جهت سکونت ۱۰۰۰ خانوار یا ۵۰۰۰ نفر، در نظرگرفته شده می باشد. بلوک ها بر اساس نوع اسکان و بعد خانوار تفکیک شده می باشد. در واحد همسایگی، هم خانه ویلایی و هم خانه های آپارتمانی در در کنار هم قرار گرفته اند.بخشی از افراد مالک همیشگی هستند و بخشی از ساکنین این واحد همسایگی اجاره نشین و یا ساکن موقت هستند. که معمولاً طول مدت اجاره آنها میان مدت (۵ ساله) و یا بلند مدت (۱۰ تا ۱۵ ساله) در نظر گرفته شده می باشد(همان، 1378).
3-8-5- خیابان ها و معابر عمومی:
هر واحد همسایگی به وسیلۀ راه های اصلی احاطه می گردد که این راه ها آمادگی پذیرش ترافیک سنگین تری را دارا هستند. این خیابان ها قادرند مرزهای مطمئنی برای واحد همسایگی باشند. در طرح کلارنس پری، شناخت و تأکید بر عوامل وسعت، مرزها، فضاهای باز، محل ساختمان های عمومی، مغازه های محلی وراه های داخلی، اساس کار به شمار می رود و یکی از عوامل گسترش ایدۀ واحد همسایگی، عدم ورود ترافیک گذری به درون بافت می باشد که یک آرامش نسبی را برای واحد همسایگی به دنبال دارد. ویژگی های کالبدی شبکه راه های واحد همسایگی به گونه ای می باشد که برای افراد عبور از خیابان های کناری از مزیت نسبی نسبت به راه های داخلی برخوردار می باشد که به بعضی از این ویژگی ها تصریح شده می باشد:
ـ عریض بودن راه کمربندی و کناری پیرامون واحد همسایگی و عرض کم راه های داخلی بافت
.ـ عدم امکان جهت یابی درست در بافت داخلی برای کسانی که به محیط آشنا نیستند
.ـ تعدد خیابان ها و کوچه های بن بست
ـ طراحی راه ها با اولویت استفادۀ پیاده(همان، 1378).
3-9- (رادبرن ؛ نمونه ای اجرا شده): رادبرن اولین مکانی بود که پذیرای ایده واحد همسایگی پری بود. طراحی این واحد همسایگی بر عهده هنری رایت و کلارنس اشتاین بود. این دو در طرحشان برای یکی از نواحی حومه ای رادبرن در نیوجرسی، پیشنهاد یک نظام برنامه ریزی برای نواحی مسکونی را عنوان کردند. اساس نظریه آن ها ایده بلوک های بزرگ مسکونی می باشد که برمبنای جدایی ترافیک پیاده و سواره قرار دارد و بسیاری از ویژگی های طرح کلارنس پری
در واحدهای طرح رادبرن به اجرا گذاشته گردید. درطرح رادبرن، خانه ها به صورت گروهی ایجاد می شوند که در اطراف آن ها انواع مختلف کوچه های بن بستی که به مسیرهای عبور پیاده و پارک ها مرتبط می شوند، قرار گرفته می باشد. مدرسه ها و فروشگاه ها تماماً در قسمت های ورودی این واحدهای بزرگ قرار گرفته اند. بلوک های بزرگ به مفهوم یک ایدۀ منطقی به سوی حل مسائل حرکات رفت و آمدی می باشد که اماکن مسکونی را از راه های اصلی به دور نگه می دارد(عظیمی و مقدم، 1386).

تصویر 3-2- طرح واحد همسایگی رادبرن ((URL6, 2014

در طرح رادبرن، پارک در مرکز بلوک های بزرگ به عنوان برترین نقطه محله در نظرگرفته شده می باشد.راه های موتوری نیز، به طرف خانه هایی

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فایل پایان نامه : مقاله در مورد ، همسایگی، اجتماعی، &، محله، اجتماع، خانه

( rohe & Slewart, 1996) (Campbell & Lee, 1992)، جنسیت؛ همسایگی برای زنان اهمیت بیشتری دارد چرا که نسبت به مردان کمتر در بیرون از خانه کار میکنند و وقت بیشتری را با همسایگان می گذرانند(Campbell & Lee, 1992)، سن؛ افراد مسن وقت بیشتری را با موضوع همسایگی اختصاص می دهن و در نتیجه اهمیت بیشتری برای آن قائلند (Campbell & Lee, 1992) ، (Guest & Wierzbicki, 1999).

در عرصه پژوهش های فوق، محققان از شاخص ها و مؤلفه های متنوعی برای پوشش مفهوم انسجام در واحدهای همسایگی بهره گیری کرده اند که مهمترین آنها بدین قرار می باشد:
ارزش ها و هنجارهای مشترک (Sampson, Raudenbush, & Eals, 1995) ( Bucknet, 1988)، شبکه های طرفداری اجتماعی همسایگی (Glynn, 1981) ( Buckner, 1998)، احساس تعلق و پیوستگی، (Puddifot, 1995)
(Stone & Hughes, 2002)،کنش جمعی از طریق سازمان های همسایگی، (Stone & Hughes, 2002)،
احساس اعتماد و انسجام، (Smpson, Raudenbush, & Earls, 1995)، رضایت از همسایگی،(Buckner, 1998) Forrest & Keans, 2001))، تکریم به همسایه و مدارا با آن (Stone & Hughes, 2002)، فعالیت های همسایگی از قبیل : مبادلات کلامی و غیر کلامی دوستانه، و رفت و آمد با هم (Unger & Wandersman, 1982).
از دیگر نکات قابل توجه در مطالعه انسجام واحدهای همسایگی، تأکید بر شبکه روابط اجتماعی در بین همسایگان و در نظر داشتن روش تحلیل شبکه می باشد(Thomese & Van Tilburg, 2000) (Henning & Lieberg, 1996)
. (Campbell & Lee, 1992)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

3-2-واژه شناسی همسایه
در لغتنامه دهخدا این چنین آمده می باشد: همسایگی، همسایه بودن، جوار، مجاورت و همسایه: هم دیوار و دو تن یا دو خانواده که در کنار هم خانه دارند یا در دو قسمت یک خانه زندگی کنند و به کنایه قرین و مجاور.
در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده می باشد که همسایه های هر خانه عبارتند از: (اشعاع) چهل خانه از رو به رو چهل خانه از طرفین و چهل خانه از پشت سر «البته مقصود از عدد چهل تصریح به کثرت آن می باشد نه دقیقاً عدد چهل» (فاضلی، 1386 ).
دین مقدس اسلام مشوق تبدیل « همسایگی واقعی » به « همسایگی اسمی » یعنی تبدیل عدهای از افراد که صرفاً در مجاورت مکانی یکدیگر سکونت دارند به گروههای اجتماعی دوستانه می باشد. در اصول کافی جلد چهارم، حسن همجواری میان همسایگان را مایه عمران، آبادی و افزایش رزق و روزی و رونق اجتماعی دانسته می باشد(کلینی، 1364). همسایگی مترادف (neighbour hood) می باشد که با حالتی که واجد شرایط نزدیکی، همنوعی تماس، پیوستگی، وابستگی و… بین دو یا چند شی می باشد( Cattell, 2001).
3-3- درک از اجتماع همسایگی
بشر به گونه اجتماعی واحساسی به مکان ها به مانند اشخاص تعلق پیدا می ‌کند. مکان ها، عاطفه واحساس را در بشر ایجاد می کنند زیرا آنها منعکس کننده ارزش ها وعقایدی هستندکه درمحیط تجربه می کنند.
محققان چهار جنبه از مفهوم درک از اجتماع را توصیف کرده اند. جنبه اول: درک عضو بودن به عنوان عضوی از یک گروه جنبه دوم: مؤثر بودن، این باور که به عنوان یک عضو گروه درج های از قدرت را دارد و می تواند در نتیجه تاثیری ایجاد کند. جنبه سوم: انسجام و برآورده ساختن نیازها یعنی این که یک شخص می تواندگروه را به واسطه مهارت ها و توانایی های آن ارتقاء دهد. جنبه چهارم: ارتباط عاطفی مشترک جائیکه شخص احساس خوبی در خصوص مشارکت در یک کوشش پیوسته دارد واز پذیرش دیگر اعضای گروه لذت می برد ( امیرشکاری رزنو، 1392).
درک از اجتماع اغلب نتیجه بحران در اجتماع می باشد جائی که تفاوت های فردی و گروهی ممکن می باشد افراد را در طول زمان های معمول که تحت فشار اجتماع با یکدیگر در کمک به بازماندگان یا قربانیان (بحران) متناسب شده اند از هم جدا سازد.درک از اجتماع میتواند معرف درجهای از پیوند بین افرادی که در یک اجتماع کوچک زندگی می ‌کند باشد جائی که هر کسی همدیگر را میشناسد. همچنین درک از اجتماع با درجه مسئولیت پذیرای که در مواقع بحران در اجتماع و در کمک به دیگران احساس میکنیم ارتباط دارد (فیالکوف، 1383 ).
در اینجا مقصود از درک همسایگی، تصور فرد از این موضوع می باشد که آیا در محل سکونت اش فضایی صمیمانه، امن و سالم میان همسایگان وجود داردیا خیر. که از طریق شاخص هایی زیرا: تصور از میزان صمیمت در فضای همسایگی، احساس امنیت در محیط همسایگی، تصور از اطمینان واعتماد نسبت به همسایه ها سنجش میشود. همچنین اصطلاح اجتماع همسایگی سه معنای متفاوت دارد: معنای اول اصطلاحی می باشد مرتبط با وضعیت مکانی (توصیف مناطق محصور نظیر دهکده، شهرک مسکونی و…) معنای دوم که بار جامعه شناختی دارد به درجه ای از روابط داخلی مردم محلی و نهادهای اجتماعی تصریح می کند که سطحی از یکپارچگی یا روابط دو جانبه اجتماعی را به همراه دارد و می توان آن را نظام اجتماعی محلی نامید. معنای سوم نوعی همبستگی انسانی می باشد که به گونه ای از روابط اجتماعی مرتبط با پیوندهای خصوصی و احساس تعلق تصریح دارد و لزوماً با مجاوزت جغرافیایی همراه نیست(فیالکوف، 1383 ).
3-4- در نظر داشتن محله
مقصود ارزیابی شناختی و عاطفی فرد از محل سکونت خود به لحاظ داشتن امکانات رفاهی، منزلت اجتماعی و امنیت اجتماعی می باشد که از طریق شاخص هایی زیرا: تمایل داوطلبانه به ماندن در محل، ارزیابی از امکانات رفاهی و امنیت محل سکونت، تشویق دوستان و فامیل به زندگی در محل مورد نظر و غیره سنجش خواهد گردید.
اما واژه محله بیشتر به یک مفهوم جغرافیایی – فضایی تصریح دارد که نزدیکی، پیوستگی و وابستگی افراد و اشیاء را در فضا نشان می دهد و همچنین یک تقسیم بندی اداری- جغرافیایی شهر می باشد. در حالی که واژه همسایگی بیشتر معنایی اجتماعی دارد و به معنای نزدیکی (مجاورت)، پیوستگی و وابستگی با تأکید بر اجتماع افراد در یک فضای اکثراً شهری می باشد(صدیق سروستانی، 1389)
جدول 3-1- وجه فرق و تشابه مفهوم محله و مفهوم همسایگی (صدیق سروستانی، 1389)
وجه فرق و تشابه مفهوم محله و مفهوم همسایگی
وجوه فرق وجوه تشابه
محله محدوده نسبتاً مشخص جغرافیایی – فضایی دارد، در حالی که محدوده همسایگی در طی زمان با در نظر داشتن تغییر در معنای اجتماعی آن، دچار تغییر می گردد (برای مثال در دین اسلام محدوده همسایگی تا شعاع چهل خانه در نظر گرفته شده می باشد در حالی که در شرایط امروزی چنین تقریبی در بعضی نقاط شهری از محدوده محله نیز فراتر می رود.
هر دو مفهوم بر نوعی اساس مکانی (مجاورت مکانی)استوارند.
تعاملات گرم میان خانوارهای عضو اجتماع همسایگی بیشتر اتفاق می افتد، اما بین خانوارهای یک محله ممکن می باشد به هیچ وجه اتفاق نیفتد.
محدوده هر دو مفهوم ممکن می باشد در نتیجه توسعه فضایی شهری و تغییرات اجتماعی – اقتصادی دچار تغییر گردد، هرچند که دامنه تغییر ممکن می باشد متفاوت باشد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

احتمال مشارکت همسایه ها در امور مشترک بیشتر می باشد، درحالی که بین هم محله ای ها این مشارکت کمتر اتفاق می افتد.
هر دو مفهوم معناهای اجتماعی و فرهنگی را با خود دارند.
نوع مشارکت بین همسایه ها و هم محله ای ها، متفاوت می باشد. فعالیت های مشارکتی همسایه ها از نوع فعالیت های امور روزمره می باشد، در حالی که در بین هم محله ای ها از نوع فعالیت های عمومی می باشد.

نسبت جغرافیایی محله و اجتماع همسایگی، نسبت عام و
خاص می باشد.

3-5- مفهوم واحد همسایگی
«واحد همسایگی به منزله خانه های مسکونی با محیط پیرامونی آن می باشد که در کنار هم یک کل بهم پیوسته را تشکیل می دهند و دارای یک هویت جمعی و محله ای می باشد. این هویت جمعی در واحد همسایگی باعث ایجاد رشد و پویایی جمعی، افزایش ارتباطات اجتماعی و احساس همبستگی اجتماعی می گردد(صمدی، 1373).

واحد های همسایگی مکان هایی هستند که مردم در آنها زندگی می کنند به بیانی دیگر واحد های همسایگی بر یک احساس تعلق به مکان شخصی که خاطرات و زندگی های مردم در آن ثبت شده می باشد دلالت دارند. واحد همسایگی یک حوزه یا ناحیه محلی گرد بعضی مکان ها و قسمتی قابل تشخیص از یک ناحیه شهری، ناحیه ای متشکل از کاربرد های متنوع و مختلط که در درون ساختار یک شهر تلفیق و یکپارچه گشته ،تعریف شده می باشد. ناحیه ای شهری با دارا بودن گستره ای متنوع از انواع ساختمان، معابر و فضای باز عمومی که تنوع فعالیت انسانی را ارائه می دهند (پاکزاد، 1369).
3-6- ایده واحد همسایگی (شکل گیری در غرب):
در دوران پس از انقلاب صنعتی و انباشته شدن شهرها از جمعیتِ شاغل در بخش صنعتی و توسعه ماشینیزم، دیدگاه های متفاوتی در ارتباط با توسعه شهرها و ویژگی های درونی آنها مطرح گردید. نظریه ها و جنبش های اصلاح طلبانه ای برای اصلاح ساختار فضایی شهرها شکل گرفتندکه خواستار حذف معضلات شهرها و برگردان آرامش گذشته به آنها بودند. یکی از این نظریات تئوری«واحد همسایگی » بود که توسط «کلارنس پری » مطرح گردید (عینی فر، 1386).
3-6-1- واحد همسایگی ( مجموعه مسکونی خود اتکا)
«واحد های مسکونی» لوکوربوزیه (1953، 1960) و «واحد همسایگی» یا محله پیشنهادی کلارنس پری (1927) دو راه حل عام طراحی محله در نیمه اول قرن بیستم اند. واحد های مسکونی مارسی جمع بندی دیدگاه های لوکوربوزیه برای ساخت مسکن انبوه می باشد . مجموعه ای خوداتکا شامل 330 واحد مسکونی در ساختمانی هفده طبقه که در محیط سبز وسیعی ساخته شده می باشد. امکانات خرید در یکی از طبقات میانی مجموعه ومهد کودک و مابقی امکانات عمومی روی بام ساختمان طراحی شده می باشد. این مدل عام را طراح که به منزله اجتماعی کامل و مجموعه ای خود اتکا پیشنهاد کرده می باشد. چنین اجتماعی، اگر چه توسط جامعه شناسان، اجتماعی با توانایی محدود نامیده می گردد. می تواند تا حدودی احساس زندگی دراجتماعی محلی منسجم را به وجود آورد (عینی فر، 1386).
کلارنس پری الگوی در سطح «واحد همسایگی» را به منزله محیطی اجتماعی ـ کالبدی برای توسعه مناطق مسکونی شهری پیشنهاد نمود. پری چهار عنصر اصلی را برای چنین محیطی تعریف نمود که شامل یک مدرسه ابتدایی، پارک کوچک یا زمین بازی، فروشگاه های کوچک و ترکیبی از ساختمان ها ، خیابان ها و خدمات عمومی با دسترسی ایمن پیاده بود(perry, 1929). اندازه کنترل شده، حریم های روشن و تفکیک شده ، فضاهای باز، فضاهای اداری، خدمات تجاری در مقیاس محله ، و نظام شکل گیری خیابان های داخلی، شش ویژگی کالبدی پیوند دهنده چهار عنصر اصلی محله اند.از دههه 30 میلادی واحد همسایگی پری در برنامه ریزی محله های جدید مسکونی شهرهای دنیا به شکل گسترده ای بهره گیری گردید (Porteeous, 1977).
پری تا حد زیادی تحت تأثیر منطقه بندی، نحوۀ واگذاری مسکن و دیگر جنبش های اصلاح طلبانه مطرح در آن وقت در ایالات متحده

Posted in مقالات و پایان نامه ها

جدید: مقاله با موضوع تبخیر، ماه¬های، می¬پیوندد،، گرم¬ترین، وقـوع، رخ، نمی¬دهد

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

نمودار رو¬به¬رو بیانـگر این موضـوع می باشد که بیشـتـرین تبخیر در گرم¬ترین ماه¬های سال به وقـوع می¬پیوندد، در ماه¬های سرد نیز به دلیل کاهش دما تبخیر زیادی رخ نمی¬دهد

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              
Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فایل پایان نامه : مقاله در مورد ، همسایگی، .، اجتماعی، &، فضای، محله

8ـ کوشش در ایجاد گودرفتگی هایی در فضای درونی اتاقها که با یک پرده یا حفاظ و غیره در مواقعی برای خواب بهره گیری گردد.
موارد 5تا 1 برای گروه میان درآمد و موارد 5تا 3 در مورد گروههای بالاتر از میان درآمد نیز بایستی اعمال گردد(زیستا،1390 ).
2-15-2- دستورالعملهای ویژه مجتمع هایی با تعداد متوسط بالا و زیاد ( 51 واحد به بالا )
رعایت موارد زیر برای طراحی مجتمع های پرتعداد متعلق به گروه های کم درآمد الزامی می باشد.
1ـ جمع آوری زباله: از طریق شوت زباله و اگر این طور نباشد به وسیله سرایدار صورت گیرد.
2ـ پارکینگ ها میتواند در طبقات زیرزمین تعبیه گردد، اگر چه شکل پیلوتی آن ارجح می باشد.
3ـ ضرورت تعیین محل خاص نگهبانی در طرح هست و بایستی مدنظر قرار گیرد.
4ـ لازم می باشد فضایی برای بازی کودکان در فضای باز (و یا پیلوتی) طراحی گردد اما بایستی به ترتیبی باشد که مزاحمت این فضا برای واحدها به حداقل برسد.
5ـ به عنوان محل ورزش جوانان، در نظر گرفتن یک زمین چند منظوره (بدمینتون و بسکتبال) در ساختمان 50 تا 60 واحدی ضرورت داشته و لازم می باشد با هر 30 واحد اضافی یک زمین دیگر اضافه گردد.
طراحی این فضاها از نظر عدم خسارت به فضای سبز و نداشتن آلودگی صوتی بایستی مورد توجه ویژه قرار گیرد.
6ـ به عنوان فضای ورزشی بزرگسالان، راه طراحی فضاهای سبز و پیاده های میانی آن بایستی به گونه های طراحی گردد که جهت نرمش و حرکت بزرگسالان مورد بهره گیری قرار گیرد.
7ـ ایجاد یک اتاق برای نصب یک تا چند ماشین ضروری می باشد .
8ـ ایجاد یک سالن چندمنظوره با حداقل مساحت 50 متر مربع و سرانه بهینه یک متر مربع و سرانه بهینه یک متر
مربع که قابل جداشدن به دو بخش باشد، با چند سرویس بهداشتی و یک مطبخ عمومی در این مجتمع ها میتواند بسیار کارساز باشد و لازم است که در طرح ها تعبیه گردد .
9ـ ایجاد یک تا چند سوئیت میهمان که بتوان با حق بهره گیری مناسب در اختیار ساکنین قرار گیرد و درآمد حاصل در صندوق عمومی واریز گردد، در کوچک نگه داشتن بنا نیز بسیار مؤثر می باشد (زیستا،1390 ).
تبصره: مجموع فضاهای مشترک نباید از 10درصد کل مساحت واحدها بیشتر گردد و بهتر می باشد تا حد 5درصد پائین
بیاید .
10ـ محل اقامت سرایدار و خانواده وی، احداث یک واحد برای این امر در بسیاری از شهرها لازم است. پس
بایستی در زمره محورهای مطالعه طرح قرار گیرد .
لازم می باشد کلیه موارد یک تا نه با ارتقاء سطح آنها برای گروه میان درآمد نیز اعمال گردد .
رعایت موارد زیر در طراحی مجتمع های پرتعداد برای گروه های پردرآمد ضروری می باشد :
1ـ جمع آوری زباله از طریق شوت زباله .
2ـ تعبیه پارکینگ در طبقات با تعیین محل پارک اتومبیل هر واحد و تعبیه جای پارک اضافی .
3ـ تعیین محل خاص نگهبانی .
4ـ طراحی فضای بازی کودکان .
5ـ طراحی فضای سبز و زمین ورزشی جوانان و بزرگسالان .
6ـ طراحی سالنهای مناسب ورزشی .
7ـ ایجاد باغ بام با تجهیزات لازم و سالن چند منظوره برای برگزاری اجتماعات .
8ـ ساخت سرویس های عمومی و انبار عمومی نگهداری لوازم نظافت و عناصر ساختمانی .
9ـ ایجاد سوئیت میهمان که بتواند با حق بهره گیری مناسب در اختیار ساکنین قرار گیرد و درآمد حاصل به صندوق عمومی واریز گردد(زیستا،1390 ).

نتیجه گیری:
دهه های اخیر به دلیل تغییر در ویژگی های جمعیتی – اجتماعی و توجه های فرهنگی تنوع فزاینده ای را در بازار مسکن شاهد بوده، که تاثیر زیادی در شکل گیری مجموعه های مسکونی داشته می باشد. تجربه نشان داده می باشد که طبقه بندی ساده جمعیتی برای مشخص کردن گونه های مورد نیاز مسکن به ساخت ترکیبی یکنواخت از مجموعه های مسکونی منجر می گردد که پاسخگویی نیاز دامنه وسیع بهره گیری کنندگان از مسکن نمی باشد.
مجموعه های مسکونی جدید بایستی پاسخگوی دامنه متنوع تری از گروه های با شیوه های متفاوت زندگی در شهرهای مختلف کشور باشند. تنها در نظر داشتن تنوع عوامل انسانی مؤثر و پژوهش در سنت سکونت مردم در شهرهای مختلف می توان به روشن شدن یافته ها و تدوین الگوهای مسکن یاری رساند.
تداوم کالبدی و تداوم اجتماعی به همراه هم در گستره شهرها معنا پیدا می کنند.محدوده مجموعه ها به شکلی نمادین در ایجاد شناسه و هویت در سه مقیاس تعریف شده موثر هستند.انعطاف پذیری و تطبیق پذیری و طراحی فضاهای با عملکرد تلفیقی می تواند را ه حلی برای ایجاد تنوع بیشتر و پاسخگویی به نیازهای در مقیاس واحد مسکونی باشد.
پس در سال های آینده حرکتی به سوی دیدی دقیق تر به تقاضای مسکن با اتکا به پژوهش و طراحی مبتنی بر الگوهای تدوین شده مورد نیاز می باشد. اگر این طور نباشد برنامه ریزی ساخت مسکن بجای در نظر گرفتن نیازهای کیفی و روانی بهره گیری کنندگان با دیدی محدود و بر اساس طبقه بندی های جمعیتی و صرفه اقتصادی جهت داده خواهد گردید. نتیجه چنین برخوردی یکنواختی در طراحی و بهره گیری از کلیشه های قبلی والگوهای بازار پسند در طراحی فضاهای درونی و محیط های بیرونی مجموعه های مسکونی خواهد بود. در این صورت ، در بهترین شرایط، طراحان معدودی به جای در نظر داشتن نیازهای عموم مردم، ابداعاتی را تنها در جهت پاسخگویی به خواست بخشی خاص و جزئی از مشتریان بازار مسکن انجام خواهند داد.

فصل سوم
واحد همسایگی

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

« در عین حال که خانه، همسایگی و شهر، افراد را برای تعاملات اجتماعی دور
هم جمع می کند، فرهنگ ها ایجاد می شوند و جوامع شکل می گیرند، مردم
به واسطه ی فضاهای جداگانه و اختصاصی برای فعالیت های مختلف جدا
می شوند، این همان پارادوکس طراحی معماری می باشد.» (ویلیلم میچل،2003)

مقدمه

با رشد روزافزون شهرنشینی و تشکیل کلان شهرها، جامعه شهری بیش از هر زمانی با مسئله اضمحلال محله یا همسایگی مواجه گردیده می باشد. رشد شتابان شهر همراه با غلبه فضاهای مجازی و توسعه روابط الکترونیک در شهرهای مدرن، علاوه بر ا ینکه گرمی روابط ا جتماعی را در شهرها کاهش و زمینه بیگانگی جمعی را فراهم آورده، اهمیت اجتماعی مکان و هویت های محلی مانند همسایگی را تضعیف نموده می باشد ( ممتاز، 1381).
با ضعیف شدن پیوندهای سنتی اجتماع محلی، ارتباطات خویشاوندی باورهای دینی مشترک و ارزش های اخلاقی نیز جای خود را به گمنامی، فردگرایی و رقابت داده و سبک های جدید از زندگی در شهر به وجود آورده می باشد. از این رو یکی از موضوعات مهم در مطالعات جامعه شناختی شهر در دوره اخیر، موضوع همسایگی و مفهوم اجتماع از دست رفته می باشد (Talen, 1999).

یکی از نظریات و راهکارهای پشنهادی معماران و طراحان شهری برای تجدید شبکه های اجتماعی (همسایگی)، تئوری«واحد همسایگی » بود که توسط «کلارنس پری » مطرح گردید.
به همین جهت این فصل در آغاز به موضوع همسایگی و مظالعاتی که در ارتباط با تاثیر همسایگی بر اجتماعات شهری و واحد های همسایگی انجام شده می باشد، تصریح می کند. در ادامه به تعریف از واحد همسایگی، اصول ومعیارها شکل گیری واحدهای همسایگی و تاثیر گزاری آن در نظام شهر سازی غرب می پردازد. از آنجایی که در سال های اخیر ساختار محله در ایران تغییر کرده می باشد یکی از راهکارهای پیشنهادی در نظام شهر سازی ایران، واحد همسایگی غرب می باشد. به علت شباهت های اصول محله در ایران با واحد همسایگی می توان با اقتباس و نه تقلید صرف از الگوی غربی به راه حل مناسب برای نظام شهر سازی کنونی ایران دست پیدا نمود. از این رو یکی دیگر از مباحثی که در این فصل مورد مطالعه قرار گرفته می باشد مفهوم محله، اصول و معیارهای محله در ایران، تغییر ساختار محله بعد از انقلاب اسلامی، مقایسه محله در ایران با واحد همسایگی غرب می باشد.

3-1- مروری بر سوابق
همراه با نگرانی و دل مشغولی سیاست گذاران و مدیران شهری از تضعیف شبکه های همسایگی در کلان شهرها، محققان نیز با طرح مفاهیمی همچون عرق همسایگی ، احساس همسایگی تعلق همسایگی انسجام همسایگی توجه خود را معطوف به فرسایش پیوندها و انسجام در عرصه همسایگی و به نحو اولی در عرصه عمومی و حیات شهری نموده اند. بایستی خاطرنشان ساخت که همسایگی و آثار اجتماعی ناشی آن در محله های شهری مدرن، یکی از پرنفوذترین و پراقبال ترین موضوعات پژوهشی در جامعه شناسی شهری و حوزه های مرتبط می باشد.
تنوع و تعدد پژوش های مرتبط با موضوع همسایگی خود گویای مطلب می باشد. ارتباط متغیرهایی همچون جسمی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

وروانی (Ellaway, Macintrre, & Kearns, 2001) (Gomes & Muntaner, 2005) ) (Kennedy, & Glass, 1995)
(Blkely, Kennedy & Kawachi, 2001 (Cattell, 2001)، جرم و بزهکاری و معضلات رفتاری
((Browning, Burington, 2008 (Leventhal, & Gunn, 2008) (Caughy, Nettles O cambo , 2008) رفتار و نتایج تحصیلی فرزندان (Emory, Caughy, Harnis, & Franzini 2008) ( Ploybon, Buler, Belgrave, & Allison, 2008)
و مشارکت سیاسی (Hays & Kogl, 2007)، سرمایه اجتماعی (Brisoon & Usher, 2007 )، با مقوله همسایگی نمونه هایی از دل مشغولی های محققان این عرصه می باشد. در بین موضوعات فوق، سرمایه اجتماعی از پرنفوذترین مفاهیم می باشد و دلیل آن سهمی می باشد که همسایگی در ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی دارد و بر این اساس، سیاست گذاری های مرتبط با همسایگی معطوف به طرفداری از سرمایه اجتماعی و حفظ و ارتقای آن می باشد (Forrest & Keans, 2001).
از آن جایی که انسجام اجتماعی یکی از مؤلفه های مهم سرمایه اجتماعی می باشد، عموماً محققان به تحلیل و تبیین شبکه ها وپیوندهای اجتماعی در بطن فضای همسایگی پرداخته اند و از این طریق کوشش نموده اند تا اولاً میزان انسجام در شبکه همسایگی را تعیین نمایند و ثانیاً عوامل مؤثر بر میزان انسجام شبک را تعیین نمایند.
بر این اساس، عموماً محققان در پی عوامل قوام بخش یا زوال بخش انسجام در روابط همسایگی بوده اند، عدم تجانس فرهنگی و زبانی (Forrest, Grang, & Nagi, 2002)، ساختار شبکه و حجم روابط خارج از همسایگی
(Hennig & Wellman and Wortly, 1990) ( Liebcrg, 1996)، کیفیت پایین منازل مسکونی، شلوغی و سرو صدا، وضعیت نامناسب اقتصادی ساکنین (Thomese & Van Tilburg, 2000)، مانند عواملی هستند که بر پایه یافته های پژوهشی به کاهش انسجام در شبکه همسایگی می انجامند.
پیش روی، بعضی از تحقیقات بر نفش مثبت عوامل زیر تقویت انسجام واحدهای همسایگی صفحه گذاشته اند:
متغیر بودن شبکه و در دسترس بودن منابع و ظرفیت های بیشتر(Cattell, 2001)، بهره گیری از فناوری

Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فایل: مقاله با موضوع ، |، یزد، رطوبت، ماه¬های، هواشناسی، بادهای

ارتباط مستقیم اتاق¬ها باهم، ازآن¬جا که امکان ادغام دو اتاق در موارد ضروری را فراهم می¬¬آورد و نیز گرمایش و سرمایش دو اتاق را با یک وسیله الکتریکی ممکن می¬کند، مناسب به¬نظر می¬رسد.
کارآیی فضاهای مختلف
ایوان خانه¬های قدیمی شوشتر¬نو تا حدی تغییر مفهوم یافته می باشد و عملکرد خود را به عنوان فضای زیست بطور غالب از دست داده و تأثیر فضای ارتباطی و وسیله¬ای برای کنترل تابش نور به داخل اتاق را باز می-کند. در تنها موردی که ایوان در شوشتر¬نو از نظر ابعاد به ایوان¬های (تیپU) و فضاهای کافی برای بهره گیری از آن به¬عنوان اتاق نشیمن را دارد، دید کم آن به حیاط سبب شده که دلباز نباشد و نحوه قرارگیری آن با اتق¬ها به ¬گونه¬ای می باشد که خاصیت ارتباطی آن غلبه می¬یابد.
در واقع ایوان مذکور به هال نزدیک¬تر می باشد تا به ایوان. همین امر باعث شده می باشد که در بعضی خانه¬ها با گذاردن پنجره و در، تبدیل ایوان به هال به¬ گونه کامل صورت گیرد. در سایر خانه¬ها با آن ¬–که ایوان مذکور را هنوز تغییر نداده¬اند اما به¬ عنوان فضای نامناسب و هدر رفته از آن یاد می¬گردید.
ایوان¬های ارتباطی در سایر تیپ¬های مسکن در شوشتر¬نو به دلیل جدا نشدن¬شان از حیاط به وسیله جرز یا ستون¬ در واقع جزء حیاط به¬ حساب می¬آیند و بیشتر فضای باز هستند تا نیمه¬باز. این امر عبور از آنها در فصل گرما را دشوار می¬کند.
اتاق¬های کوچک تیپU به دلیل کوچکی بیش از حد در بسیاری از موارد به¬عنوان انبار مورد بهره گیری قرار گرفته¬اند.
عدم پیش¬بینی انبار در خانه¬های شوشتر¬نو، با در نظر داشتن¬نحوه زندگی ساکنین، عملاً مشکلاتی را سبب شده می باشد.
یکی بودن حمام و توالت نیز مورد شکایت ساکنان می باشد. حیاط در شوشتر¬نو با وجود کوچکی، بسیار مورد بهره گیری می باشد. پیش¬بام و پشت¬بام نیز کم¬و¬بیش مورد بهره گیری قرار می¬گیرند.

فصل چهارم:
توجیه طرح

4-1- اقلیم
4-1-1- موقعیت منطقه یزد مورد مطالعه
استان یزد یکی از خشک¬ترین مناطق حوضه داخلی کشور به شمار می رود که حدود 5/12 میلیون هکتار عرصه¬های منابع طبیعی را در حاشیه کویر مرکزی ایران دربرگرفته می باشد به طوری که ارتفاع آن از سطح دریای آزاد در نقاط مختلف متفاوت و از حدود 850 متر در اطراف ریگ زرین تا حدود 4000‌متر‌در‌شیرکوه‌متغیر‌می باشد.
استان یزد
مرکز استان یزد
شهرستانها ابرکوه | اردکان | بافق | تفت | خاتم | صدوق | طبس | مهریز | مِیبُد | یزد
شهرها ابرکوه | احمدآباد | اردکان | اشکذر | بافق | بهاباد | تفت | حمیدیا | خضرآباد | دیهوک | زارچ| شاهدیه | طبس | عشق‌آباد | عقدا | مروست | مهردشت | مهریز | میبد | ندوشن | نیر| هرات |یزد
جهت آنها شمال غربی – جنوب شرقی و شمالی – جنوبی می باشد. به علاوه کوه¬های جدا مانده¬ای نیز در سطح استان به گونه پراکنده وجود دارند.

ابرکوه‌، اردکان‌، بافق‌، تفت‌، مهریز، خاتم، صدوق، طبس، میبد و یزد شهرستان¬های این استان هستند. استان‌ یزد در سال 1385 حدود 977002 نفر جمعیت‌ داشته‌ می باشد‌. از این‌ تعداد 75/15 درصد در نقاط‌ شهری‌ و 24/85 درصد در نقاط‌ روستایی‌ ساکن‌ بوده‌اند. شهر یزد پرجمعیت‌ترین‌ شهر و مرکز سیاسی‌ – اداری‌ استان‌ یزد می باشد‌. استان‌ یزد در قلمرو سلسله‌ جبال‌ مرکزی‌ ایران‌ واقع‌ شده‌ و از پستی‌ و بلندی‌ و چاله‌ها و کفه‌های‌ کویری‌ متعددی‌ تشکیل‌ شده‌ می باشد‌. این‌ ناهمواری‌ها مشتمل‌ بر تپه‌های‌ پای‌ کوهی‌، دشت‌ها، بیابان‌ها، نواحی‌ کویری‌ وتپه‌های‌ ماسه‌ای‌ می باشد‌.
خشکی اقلیمی استان یزد،‌ دو علت اساسی و عمده دارد: یکی این که روی کمربند خشک جهانی قرار دارد و دیگر آن‌ که از دریاهای آزاد عمان و خلیج‌ فارس و دریاچه‌های داخلی و بادهای رطوبت‌زای دریایی دور می باشد. عامل مهم اعتدال نسبی آب و هوای یزد،‌ که قابلیت زیست نسبتاً مناسبی به آن بخشیده می باشد، ارتفاعاتی می باشد که بیشتر به صورت موضعی مؤثراند و این امر باعث شده می باشد مناطقی که در ارتفاعات بیش از 2500 متر قرار دارند از اعتدال و رطوبت بیشتری نسبت به دشت‌های یزد و اردکان برخوردار باشند.

4-1-2- تاریخچه هواشناسی استان یزد
بیش از نیم قرن (62سال) می باشد که از شروع فعالیت هواشناسی در یزد می گذرد. این فعالیت آغاز به صورت یک ایستگاه هواشناسی سینوپتیک و تحت پوشش هواشناسی منطقه مرکزی (اصفهان) آغاز گردید و در سال 1370 به اداره هواشناسی یزد ارتقاء پیدا نمود اما باز هم به همان صورت سابق تحت نظارت هواشناسی منطقه اصفهان قرار داشت.

ایستگاه انتخاب شده در این پژوهش ایستگاه سینوپتیک یزد که دارای عرض جغـرافــیایی 31.53 و طــول جغرافیایـــی54.14 است و در ارتفاع 1230 متری از سطح دریا واقع شده می باشد و در سال 1331 تأسیس شده می باشد.

4-1-3- مطالعه تغییرات دمایی
استان یزد دارای تغییرات نسبتاً بالایی از دما دارد که گاهاً به 50 درجه اختلاف می¬رسد.
در این مطالعه داده¬های بدست آمده مربوط به یک دوره 60 ساله می باشد که از سال 1951-2011 را شامل می¬گردد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

4-1-3-1- مطالعه داده¬ها و جداول دما
ماه JAN. FEB. MAR. APR. MAY JUNE JULY AUG. SEP. OCT. NOV. DEC.
میانگین 5.9 8.7 13.5 19.4 24.7 30 31.9 30 25.9 19.4 12 7.5
کمینه -0.4 1.9 6.7 12.4 17.4 22 24.3 21.9 17.5 11.3 4.9 0.6
بیشینه 12.3 15.5 20.3 26.5 32.1 38 39.4 38 34.3 27.6 20 14.3
SD 2.01 1.98 1.73 1.63 1.35 0.9 1.27 1.57 1.39 1.44 1.6 1.92

با مطالعه داده¬ها اطلاعات بدست آمده مربوط به دما بدین توضیح هستند که در ماه¬های فصل زمستان ما کمترین دما را خواهیم داشت و در ماه¬های پایانی تابستان دما به حداکثر میزان خود خواهد رسید.
4-1-3-2- نمایش منحنی¬های دما

با مطالعه تغییرات رژیم دمایی سالانه شاهد این ماجرا خواهیم بود که دما در حال افزایش می باشد و این گرمایش در بلند مدت و در بازه¬های زمانی 4 تا 5 سال تکرار می¬گردد.
در مطالعه مربوط به یک دوره‌ شصت ساله (11384-1331)، متوسط دمای هوا برابر 9/18درجه سانتی‌گراد گزارش شده می باشد. حداکثر مطلق دما در تیرماه برابر 43 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن در دی ماه برابر 7/2- درجه‌ سانتی‌گراد گزارش شده و اختلاف درجه‌ حرارت سالانه حوالی یزد 50 درجه سانتی‌گراد می باشد.
به این ترتیب، آب و هوای استان یزد به علت قرار گرفتن در کمربند خشک جهانی، دارای زمستا‌ن‌های سرد و نسبتاً مرطوب و تابستان‌های گرم و طولانی و خشک می باشد. در ایام تابستان،‌ ییلاق‌های شیرکوه پناهگاه مردم گرمازده این استان می باشد.

4-1-4- مطالعه میزان رطوبت هوا
رطوبت هوا عبارت می باشد از میزان بخارآب موجود در هوا که این میزان با در نظر داشتن منطقه مورد نظر تفاوت دارد. این موضوع بدین مقصود نمی¬باشد که در بعضی از مناطق مانند بیابان¬ها رطوبت وجود ندارد بلکه در آن مناطق هم رطوبت با درصد کم هست.
تعیین نم نسبی در ایستگاه¬های سینوپتیک، اقلیم شناسی، هواشناسی کشاورزی سازمان هواشناسی کشور و بعضی از ایستگاه¬های تبخیرسنجی وزارت نیرو صورت می¬گیرد. تعداد سنجش های روزانه در ایستگاه¬های فوق حداقل سه نوبت می باشد. 5/12 ظهر و ۵/۶ صبح و 5/6 بعدازظهر است. طریقه تغییرات رطوبت نسبی در روزهای صاف و آفتابی روز طی ساعات دارای یک سیر کاهشی از صبح تا ظهر می باشد و نیمروز به حداقل خود می¬رسد و قبل از طلوع آفتاب حداکثر خود را به دست می¬آورد و طی ساعات عصر و شب بطور مجدد در جهت عکس نسبت به تغییرات دما است و حداقل آن مقارن با حداکثر دما و حداکثر آن همزمان با حداقل دما است. در ارتباط با عامل رطوبت نسبی به ویژه در محاسبات مربوط به تبخیر و تعرق پتانسیل، بکارگیری رطوبت نسبی حداکثر، حداقل و متوسط ضرورت می¬یابد.

4-1-4-1- مطالعه داده¬های رطوبت

داده¬های جدول فوق بیانگر این موضوع است که تفاوت بسیار زیادی بین رطوبت ماه¬های گرم و ماه¬های سرد هست؛ به طوری¬که در دی¬ماه (ژانویه) رطوبت به 1/68 درصد رسیده و در ماه مرداد (آگوست) کمترین میزان رطوبت به میزان 1/8 گزارش شده می باشد.

4-1-4-2- نمایش منحنی¬های رطوبت
توزیع بخارآب در جو به گونه غیر مستقیم به دمای هوا بستگی دارد؛ لذا در ماه¬های گرم سال بایستی رطوبت بیش-تر باشد و در ماه¬های سرد سال رطوبت کمتر؛ اما به دلیل شرایط خاص شهر یزد به دلیل بارش کم در ماه¬های گرم سال میزان رطوبت نیز به شدت کاهش می¬یابد و تقریباً ماه¬های گرم بسیار نیز خشک هستند؛ ماه¬های زمستان به علت بارش بیشتر نسبت به تابستان رطوبت بیشتری را در خود جای می¬دهد. البته اگر نسبت بارش به میزان رطوبت را در نظر بگیریم به این نتیجه خواهیم رسید که در دمای بالا رطوبت نیز بیش¬تر می باشد. میانگین بلند مدت 60 ساله نیز در حدود 31 درصد است.

4-1-5- مطالعه بادهای غالب و جهت وزش بادها
به حرکات افقی یا تقریباً افقی هوا باد گفته می¬گردد. عامل ایجاد باد وجود اختلاف فشار بین دو نقطه و عامل ایجاد اختلاف فشار بین دو نقطه وجود اختلاف دما بین آن دو نقطه می باشد که سبب تغییر وزن مخصوص هوا می¬گردد.
در شهر یزد به دلیل واقع شدن بین کوه¬های مرتفع و یک دشت خشک بادهای نسبتاً سریعی می¬وزد. وزش باد در استان یزد که یکی از استان‌های کویری کشور به شمار می‌آید، از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. باد به گونه کلی به دلیل تغییرات دمایی و یا ورود سامانه های گرم و سرد به منطقه به وجود می‌آید.
بادهای منطقه یزد
وزش بادهای سیاه در استان یزد به دلیل برخورداری از اقلیم خشک امری عادی به شمار می‌آید. باد غالب در استان یزد عموماً باد شمال غربی می باشد که به خصوص از اواسط بهار تا اوایل پاییز می‌وزد. بادهای جنوب شرقی و غربی در مراتب اهمیت بعدی قرار دارند. جهت چیره باد در شش ماه اول سال، شمال غربی و در چهار ماه از سال (آبان تا بهمن) جنوب شرقی می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

4-1-6- تبخیر
تبخیر همان انتشار بخارآب از یک سطح مرطوب و یا سطح آزاد آب، چه مایع و چه جامد در درجه پایین¬تر از نقطه جوش¬آب است. تبخیر یک فرایند گرماگیر می باشد، مقدار گرمای رسیده به سطح نیز بر مقدار تبخیر تأثیر می¬گذارد. تبخیر نیز با دمای هوا ارتباط¬ی مستقیم دارد، همچنین باد بر میزان تبخیر تأثیرگذار می باشد.
داده¬های جدول زیر مربوط به میزان تبخیر از سال 1996 تا 2011

Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فایل تحقیق : مقاله درباره مسکونی، ، خانه، واحدی، فضای، بلوک، شناسی

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-13-گونه شناسی مجتمع های مسکونی
بر حسب نیازهای پژوهشی و پیشینه شکل گیری الگوهای مسکن در کشورهای مختلف، گونه شناسی خانه از مقیاس مجموعه تا بلوک، شامل فضای داخلی واحد و کل واحد مسکونی با معیارهای مختلفی صورت گرفته می باشد. یکی از گونه شناسی ها بر اساس نحوه قرارگیری واحد مسکونی در زمین و همجواری، معیار گونه شناسی بوده می باشد. معیارهای دیگری زیرا همنشینی فضای پر و خالی، دسترسی، حجم ها و ابعاد بنا عامل مشترک تعریف گونه میباشد. محقق ایتالیایی “کامبی”، خانه های حیاط دار را بر اساس موقعیت حیاط، به صورت خانهای I شکل، L شکل، U شکل، T شکل، Z شکل، چلیپایی و خطی دسته بندی کرده می باشد (کامبی، 1392 ).
محققان آمریکایی، “تیس”، “شرود” و “پلیزویدس”، خانه های حیاط دار لس آنجلس را بر حسب نحوه اشتغال زمین، به خانه های یک سویه، دو سویه، L شکل، U شکل و حیاط مرکزی دسته بندی کرده اند. محققان آلمانی “پفایفا” و “برانک” در کتاب گونه شناسی خانه های حیاط دار، خانه ها را به گروه های خانه هایی با باغ مرکزی، خانه های L شکل، خانه های پاسیودار و خانه های آتریوم دار تفکیک کرده اند. به صورت کلی گونه شناسی داخل خانه های معمولاً برگرفته از نحوه ی دسترسی و یا گردش فضاهای داخلی انجام می گردد (عینی فر، قاضیزاده، 1389 ).

گونه شناسی مجتمع های مسکونی بلند مرتبه متشکل از بلوک های متفاوت، علاوه بر گونه شناسی مبتنی بر نوع دسترسی و روابط فضاهای داخلی، در نحوه ی قرارگیری و همنشینی فضای باز و بسته نیز می باشد. گونه های غالب این مجتمع ها چیدمان محیطی، بلوکهای منفرد، بلوکهای ها ردیفی و ترکیب مختلطی از سایر بلوک می باشد ( Biddulph,2007 ).

تصویر 2-3- چیدمان مجتمع مسکونی به صورت الف) محیطی ب، ) منفرد ) ج، نواری ) د، مختلط (Biddulph, 2007)

چیدمان محیطی، منطبق با اصول خانه های حیاط مرکزی سنتی ایران می باشد. در این گونه، نمای اصلی بلوک ها رو به معبر عمومی دارد و فضای خصوصی در پشت بلوک قرار می گیرد. چیدمان بلوکها به دور هسته مرکزی، باعث شکل گیری فضای باز خصوصی می گردد که می تواند به صورت مشترک برای تمام بلوک ها باشد و یا به قطعات کوچک خصوص تفکیک گردد. در چیدمان منفرد، بلوک های بلند مرتبه مسکونی به صورت مجزا در کنار یکدیگر می ایستند. در این گونه امکان تهویه و نورگیری طبیعی بیشتری به نسبت سایر گونه ها فراهم می باشد و فضای باز با کیفیات متفاوتی حاصل می گردد. گونه ی نواری، ساده ترین راه حل چیدمان بلوکها می باشد. جهت گیری این بلوک ها تابع ملاحظات اقلیمی و یا ضوابط شهرسازی منطقه می باشد (عینی فر، قاضیزاده، 1389).
2-14-انواع مجتمع های مسکونی
2-14-1-مجتمع های مسکونی کوتاه (یک تا دو طبقه )
مقصود از مجتمع های مسکونی کوتاه در ایران ساختمان های یک تا دو طبقه می باشد که در هر طبقه یک واحد مستقل هست .
2-14-2-مجتمع مسکونی متوسط 3( تا 5 طبقه )
مجتمع های مسکونی با ارتفاع متوسط یعنی 5تا 3 طبقه جایگزینهای خوب و ماندگاری برای آپارتمان های بلند محسوب میشوند .(مجتمع های مسکونی با ارتفاع متوسط های مسکونی بلند، جمعیت کمتری دارند، پس احساس امنیت بیشتری رابرای ساکنان خود فراهم میکنند. با در نظر داشتن شناخت آسانتر همسایه ها کنترل آسانتر میگردد و از آنجا که ارتفاع ساختمان کمتر می باشد، دید به فضاهای عمومی بهتر بوده و تسلط به فضای بیرون و فضای بازی بچه ها آسانتر می گردد). در طراحی مجتمع های مسکونی با ارتفاع می توان واحدهای مسکونی را در دو طرف یک راهرو و یا فقط در یک طرف آن قرار داد. در ایران بیشتر مجتمع های متوسط از لحاظ ارتفاعی 5تا 3 طبقه هستند. این مجتمع ها به صورت گوناگونی در سطح شهرها پراکنده اند(زیستا،1390 ).
2-14-3-مجتمع های بیش از دو واحد مسکونی (هر طبقه یک واحد )
در محلاتی که تراکم اجازه میدهد به طبقات ساختمانهای مسکونی اضافه می گردد معمولاً حد اینگونه ابنیه (هر طبقه یک واحد) به چهار میرسد، زیرا در طبقات بیشتر احتیاج به آسانسور هست که در بناهای تک واحدی به صرفه نیست(همان،1390 ).

2-14-4- مجتمع های مسکونی دو واحدی (هر طبقه دو واحد )
طریقه تحولات مسکن انفرادی به مجتمع در مرحله بعد به بیش از یک واحد در طبقه میرسد. در مرحله اول خانه های سه واحدی شکل میگیرند. به این شکل که در ساختمان هایی که طبقه اول نسبتاً وسیعی دارند، طبقه دوم به دو واحد شکل میگیرد که حد آن دو واحدی و تا چهار طبقه می باشد (چهار طبقه و در هر طبقه دو واحد) اشکال این واحدها در این می باشد که طبقه چهارم متقاضیان محدودی دارد. برای افراد میانسال، بهره گیری از آنها مشکل و در مواقعی غیرممکن می باشد(زیستا، 1390).
2-14-5- مجتمع های مسکونی سه واحدی (هر طبقه سه واحد )
مسائل مربوط به عرض تفکیکی و نیاز بهره گیری بیشتر از پله ها و فضاهای ارتباط، موضوع ایجاد سه واحد در هر طبقه را پیش می آورد(همان،1390 ).
2-14-6- مجتمع های مسکونی شش واحدی
مجتمع مسکونی شش واحدی به دو نوع میتواند ساخته گردد: یکی دو طبقه، در هر طبقه سه واحد و دیگری 3 طبقه در هر طبقه دو واحد در مورد اول سه واحد به گونه خطی در کنار هم قرار میگیرند. که در مورد واحدهای جنوبی، جبهه شمالی آپارتمان وسطی به وسیله پلکان و راهرو عملاً کور میگردد، که برای رفع این نقصیه چند پیشنهاد میتوان ارائه نمود :

تصویر 2-4: مجتمع های مسکونی شش واحدی (زیستا، 1390)
یکی این که با ایجاد نورگیر در واحد وسطی ارتباط با فضای باز تأمین گردد. در تیپ شمالی سطح قشای ارتباطی و نورگیر بسیار قابل توجه میگردد. دیگر این که راهرو و پلکان یا فضای باز ارتباط داشته باشد و تهویه فضاهای واحد وسطی از طریق یک واسطه (راهرو) صورت گیرد. در آن صورت مسئله اشراف همسایه ها از راهرو مطرح میگردد که برای رفع آن نیز میتوان کف راهرو را پایینتر از کف آپارتمانها در نظر گرفت و مشکل اشراف را تا حدودی رفع نمود(همان،1390 ).
اما در این صورت معضلات سازهای پیش می آیدکه حتی اگر برای آن نیز راه حل مناسبی بتوان پیدا نمود این مشکل برای واحدهای شمالی همچنان باقی می باشد زیرا واحد وسطی با سایه ایجاد شده توسط راهرو عملاً از نور جنوب محروم میگردد. چنانچه طبقه همکف را به پیلوتی و پلکان را در جبهه شمالی قرار دهیم مشکل فوق تا حدودی حل میگردد اما به مشکل افزوده شدن تعداد طبقات منجر میگردد ( سه طبقه روی پیلوتی) در نتیجه الزامی می باشد که کلیه قطعات از سمت شمال دسترسی داشته باشند(زیستا،1390 ).
2-14-7- مجتمع های مسکونی هشت واحدی
این مجتمع ها به صورت چهار واحد در دو طبقه و دیگری دو واحد در چهار طبقه دیده می گردد. اولی معایبی را که در مورد نمونه سه واحد در کنار هم گفته شده داراست با این تفاوت که چهار واحد در کنار هم قرار می گیرند. اما راه حل دیگری نیز میتوان برای تیپ جنوبی آن پیشنهاد نمود. به این شکل که برای بهره گیری از نور و تهویه جبهه شمالی ساختمان در طبقه همکف در واحد در سمت شرق و غرب زمین مستقر گردد و پلکان در وسط قرار گیرد. در واحد دیگر در سمت جنوب احداث گردد(همان،1390 ).
2-14-8-مجتمع های مسکونی شانزده واحدی
در این نمونه چهار واحد در چهار طبقه میتواند اجرا گردد که معضلات آن نیز در نمونه های قبلی مطالعه شده و تنها یک طرح برای واحدهای جنوبی که تکمیل آن تیپ میباشد، هست و آن قرارگیری دو واحد کوچک در جنوب و دو واحد بزرگتر در شرق و غرب زمین قرار می باشد (همان،1390 ).

تصویر 2-5: مجتمع های مسکونی شانزده واحدی (زیستا، 1390)
2-20-9-مجتمع های دارای چند بلوک ساختمانی

چنانچه در یک مجتمع دو یا چند بلوک ساخته گردد و با آنکه مجتمع دارای حیاط مرکزی باشد، برای کل زمین یک لفاف فضایی مقصود می گردد. به علاوه برای هر ساختمان نیز در داخل زمین، همین لفاف ها بایستی شکل بگیرد. به طوری که در مورد ساختمان های ناپیوسته در درون لفاف آن، فاصله دو بنا برابر نصف مجموع دو ارتفاع باشد و در شکل پیوسته فاصله دو با 65/1 برابر منهای ده متر ارتفاع ساختمان جنوبی باشد .
تبصره : 1 در حالتی که ساختمانهای جنوبی متصل و ساختمانهای شمال متصل باشد نیز مشابه دو ساختمان منفصل اقدام می گردد.
تبصره 2 : وقتی ساختمان های جنوبی منفصل و ساختمان شمالی متصل باشد هم، مشابه دو ساختمان منفصل اقدام می گردد. در این حالت رعایت فاصله بخش پیوسته از طرفین الزامی خواهد بود. این فاصله از شرق و غرب مشابه هرمهای منفصل (یعنی با شیب 70%) می باشد ( زیستا ،1390 ).

2-15– دستورالعمل های طراحی مجتمع های مسکونی
معضلات و مسائلی که در طریقه بهره وری از مجموعه های مسکونی برای ساکنین پیش می آید. فارغ از نقصان مدیریت، ضوابط و قوانین نافذ و مدرن و دیگر عوامل همانند این به شکل ریشه ای تر به عللی باز می گردد که گاه در مرحله طراحی، ساخت و اجرای بنا قابل پیشگیری بوده و چه بسا رفع کامل آنها مقدور باشد. لذا جلب توجه و الزام طراحان و سازندگان به رعایت خصوصیات کیفی و بعضاً کمی استعدادهای فضای مشاعات، عناصر و فضاهایی که فراتر از حیطه خصوصی هر واحد، بر حسن همجواری و همسایگی واحدها تأثیر می گذارند، میتواند بسیار مؤثر باشد .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-15-1- دستورهای عام
دستورات عام برای گروه های کم درآمد (واحدهای کوچک در هر تعداد )
1ـ تعبیه کفشکن (سکوی فرار دادن پا و یا نشستن) و جاکفشی بیرون واحد و یا در ورودی واحد
2ـ تعبیه محل خشک کردن لباس که بتواند با کسب اشعه یا حداقل نور و با در نظر گرفتن حداقل اتلاف سطح فاقد دید از بیرون باشد . این در حالی می باشد که امروزه در بالکن ها و یا در پشت پنجره آپارتمان مناظر نازیبا مانند پهن کردن رخت، انبار کردن وسایل غیرضروری به چشم میخورد .
3ـ حتی الامکان عدم بهره گیری از نورگیرهای داخلی و در صورت بهره گیری اجباری، عدم تداخل فضاهای روز و شب و عدم بهره گیری از پنجره های مقابل یکدیگر .
4ـ پیش روی هم قرار ندادن درهای ورودی واحدها .
5ـ اجتناب از ایجاد پیش از یک ورودی در هر پاگرد پله .
6ـ اجتناب از ایجاد بالکن (بالکن های بدون