Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فایل پایان نامه : مقاله در مورد ، همسایگی، .، اجتماعی، &، فضای، محله

8ـ کوشش در ایجاد گودرفتگی هایی در فضای درونی اتاقها که با یک پرده یا حفاظ و غیره در مواقعی برای خواب بهره گیری گردد.
موارد 5تا 1 برای گروه میان درآمد و موارد 5تا 3 در مورد گروههای بالاتر از میان درآمد نیز بایستی اعمال گردد(زیستا،1390 ).
2-15-2- دستورالعملهای ویژه مجتمع هایی با تعداد متوسط بالا و زیاد ( 51 واحد به بالا )
رعایت موارد زیر برای طراحی مجتمع های پرتعداد متعلق به گروه های کم درآمد الزامی می باشد.
1ـ جمع آوری زباله: از طریق شوت زباله و اگر این طور نباشد به وسیله سرایدار صورت گیرد.
2ـ پارکینگ ها میتواند در طبقات زیرزمین تعبیه گردد، اگر چه شکل پیلوتی آن ارجح می باشد.
3ـ ضرورت تعیین محل خاص نگهبانی در طرح هست و بایستی مدنظر قرار گیرد.
4ـ لازم می باشد فضایی برای بازی کودکان در فضای باز (و یا پیلوتی) طراحی گردد اما بایستی به ترتیبی باشد که مزاحمت این فضا برای واحدها به حداقل برسد.
5ـ به عنوان محل ورزش جوانان، در نظر گرفتن یک زمین چند منظوره (بدمینتون و بسکتبال) در ساختمان 50 تا 60 واحدی ضرورت داشته و لازم می باشد با هر 30 واحد اضافی یک زمین دیگر اضافه گردد.
طراحی این فضاها از نظر عدم خسارت به فضای سبز و نداشتن آلودگی صوتی بایستی مورد توجه ویژه قرار گیرد.
6ـ به عنوان فضای ورزشی بزرگسالان، راه طراحی فضاهای سبز و پیاده های میانی آن بایستی به گونه های طراحی گردد که جهت نرمش و حرکت بزرگسالان مورد بهره گیری قرار گیرد.
7ـ ایجاد یک اتاق برای نصب یک تا چند ماشین ضروری می باشد .
8ـ ایجاد یک سالن چندمنظوره با حداقل مساحت 50 متر مربع و سرانه بهینه یک متر مربع و سرانه بهینه یک متر
مربع که قابل جداشدن به دو بخش باشد، با چند سرویس بهداشتی و یک مطبخ عمومی در این مجتمع ها میتواند بسیار کارساز باشد و لازم است که در طرح ها تعبیه گردد .
9ـ ایجاد یک تا چند سوئیت میهمان که بتوان با حق بهره گیری مناسب در اختیار ساکنین قرار گیرد و درآمد حاصل در صندوق عمومی واریز گردد، در کوچک نگه داشتن بنا نیز بسیار مؤثر می باشد (زیستا،1390 ).
تبصره: مجموع فضاهای مشترک نباید از 10درصد کل مساحت واحدها بیشتر گردد و بهتر می باشد تا حد 5درصد پائین
بیاید .
10ـ محل اقامت سرایدار و خانواده وی، احداث یک واحد برای این امر در بسیاری از شهرها لازم است. پس
بایستی در زمره محورهای مطالعه طرح قرار گیرد .
لازم می باشد کلیه موارد یک تا نه با ارتقاء سطح آنها برای گروه میان درآمد نیز اعمال گردد .
رعایت موارد زیر در طراحی مجتمع های پرتعداد برای گروه های پردرآمد ضروری می باشد :
1ـ جمع آوری زباله از طریق شوت زباله .
2ـ تعبیه پارکینگ در طبقات با تعیین محل پارک اتومبیل هر واحد و تعبیه جای پارک اضافی .
3ـ تعیین محل خاص نگهبانی .
4ـ طراحی فضای بازی کودکان .
5ـ طراحی فضای سبز و زمین ورزشی جوانان و بزرگسالان .
6ـ طراحی سالنهای مناسب ورزشی .
7ـ ایجاد باغ بام با تجهیزات لازم و سالن چند منظوره برای برگزاری اجتماعات .
8ـ ساخت سرویس های عمومی و انبار عمومی نگهداری لوازم نظافت و عناصر ساختمانی .
9ـ ایجاد سوئیت میهمان که بتواند با حق بهره گیری مناسب در اختیار ساکنین قرار گیرد و درآمد حاصل به صندوق عمومی واریز گردد(زیستا،1390 ).

نتیجه گیری:
دهه های اخیر به دلیل تغییر در ویژگی های جمعیتی – اجتماعی و توجه های فرهنگی تنوع فزاینده ای را در بازار مسکن شاهد بوده، که تاثیر زیادی در شکل گیری مجموعه های مسکونی داشته می باشد. تجربه نشان داده می باشد که طبقه بندی ساده جمعیتی برای مشخص کردن گونه های مورد نیاز مسکن به ساخت ترکیبی یکنواخت از مجموعه های مسکونی منجر می گردد که پاسخگویی نیاز دامنه وسیع بهره گیری کنندگان از مسکن نمی باشد.
مجموعه های مسکونی جدید بایستی پاسخگوی دامنه متنوع تری از گروه های با شیوه های متفاوت زندگی در شهرهای مختلف کشور باشند. تنها در نظر داشتن تنوع عوامل انسانی مؤثر و پژوهش در سنت سکونت مردم در شهرهای مختلف می توان به روشن شدن یافته ها و تدوین الگوهای مسکن یاری رساند.
تداوم کالبدی و تداوم اجتماعی به همراه هم در گستره شهرها معنا پیدا می کنند.محدوده مجموعه ها به شکلی نمادین در ایجاد شناسه و هویت در سه مقیاس تعریف شده موثر هستند.انعطاف پذیری و تطبیق پذیری و طراحی فضاهای با عملکرد تلفیقی می تواند را ه حلی برای ایجاد تنوع بیشتر و پاسخگویی به نیازهای در مقیاس واحد مسکونی باشد.
پس در سال های آینده حرکتی به سوی دیدی دقیق تر به تقاضای مسکن با اتکا به پژوهش و طراحی مبتنی بر الگوهای تدوین شده مورد نیاز می باشد. اگر این طور نباشد برنامه ریزی ساخت مسکن بجای در نظر گرفتن نیازهای کیفی و روانی بهره گیری کنندگان با دیدی محدود و بر اساس طبقه بندی های جمعیتی و صرفه اقتصادی جهت داده خواهد گردید. نتیجه چنین برخوردی یکنواختی در طراحی و بهره گیری از کلیشه های قبلی والگوهای بازار پسند در طراحی فضاهای درونی و محیط های بیرونی مجموعه های مسکونی خواهد بود. در این صورت ، در بهترین شرایط، طراحان معدودی به جای در نظر داشتن نیازهای عموم مردم، ابداعاتی را تنها در جهت پاسخگویی به خواست بخشی خاص و جزئی از مشتریان بازار مسکن انجام خواهند داد.

فصل سوم
واحد همسایگی

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

« در عین حال که خانه، همسایگی و شهر، افراد را برای تعاملات اجتماعی دور
هم جمع می کند، فرهنگ ها ایجاد می شوند و جوامع شکل می گیرند، مردم
به واسطه ی فضاهای جداگانه و اختصاصی برای فعالیت های مختلف جدا
می شوند، این همان پارادوکس طراحی معماری می باشد.» (ویلیلم میچل،2003)

مقدمه

با رشد روزافزون شهرنشینی و تشکیل کلان شهرها، جامعه شهری بیش از هر زمانی با مسئله اضمحلال محله یا همسایگی مواجه گردیده می باشد. رشد شتابان شهر همراه با غلبه فضاهای مجازی و توسعه روابط الکترونیک در شهرهای مدرن، علاوه بر ا ینکه گرمی روابط ا جتماعی را در شهرها کاهش و زمینه بیگانگی جمعی را فراهم آورده، اهمیت اجتماعی مکان و هویت های محلی مانند همسایگی را تضعیف نموده می باشد ( ممتاز، 1381).
با ضعیف شدن پیوندهای سنتی اجتماع محلی، ارتباطات خویشاوندی باورهای دینی مشترک و ارزش های اخلاقی نیز جای خود را به گمنامی، فردگرایی و رقابت داده و سبک های جدید از زندگی در شهر به وجود آورده می باشد. از این رو یکی از موضوعات مهم در مطالعات جامعه شناختی شهر در دوره اخیر، موضوع همسایگی و مفهوم اجتماع از دست رفته می باشد (Talen, 1999).

یکی از نظریات و راهکارهای پشنهادی معماران و طراحان شهری برای تجدید شبکه های اجتماعی (همسایگی)، تئوری«واحد همسایگی » بود که توسط «کلارنس پری » مطرح گردید.
به همین جهت این فصل در آغاز به موضوع همسایگی و مظالعاتی که در ارتباط با تاثیر همسایگی بر اجتماعات شهری و واحد های همسایگی انجام شده می باشد، تصریح می کند. در ادامه به تعریف از واحد همسایگی، اصول ومعیارها شکل گیری واحدهای همسایگی و تاثیر گزاری آن در نظام شهر سازی غرب می پردازد. از آنجایی که در سال های اخیر ساختار محله در ایران تغییر کرده می باشد یکی از راهکارهای پیشنهادی در نظام شهر سازی ایران، واحد همسایگی غرب می باشد. به علت شباهت های اصول محله در ایران با واحد همسایگی می توان با اقتباس و نه تقلید صرف از الگوی غربی به راه حل مناسب برای نظام شهر سازی کنونی ایران دست پیدا نمود. از این رو یکی دیگر از مباحثی که در این فصل مورد مطالعه قرار گرفته می باشد مفهوم محله، اصول و معیارهای محله در ایران، تغییر ساختار محله بعد از انقلاب اسلامی، مقایسه محله در ایران با واحد همسایگی غرب می باشد.

3-1- مروری بر سوابق
همراه با نگرانی و دل مشغولی سیاست گذاران و مدیران شهری از تضعیف شبکه های همسایگی در کلان شهرها، محققان نیز با طرح مفاهیمی همچون عرق همسایگی ، احساس همسایگی تعلق همسایگی انسجام همسایگی توجه خود را معطوف به فرسایش پیوندها و انسجام در عرصه همسایگی و به نحو اولی در عرصه عمومی و حیات شهری نموده اند. بایستی خاطرنشان ساخت که همسایگی و آثار اجتماعی ناشی آن در محله های شهری مدرن، یکی از پرنفوذترین و پراقبال ترین موضوعات پژوهشی در جامعه شناسی شهری و حوزه های مرتبط می باشد.
تنوع و تعدد پژوش های مرتبط با موضوع همسایگی خود گویای مطلب می باشد. ارتباط متغیرهایی همچون جسمی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

وروانی (Ellaway, Macintrre, & Kearns, 2001) (Gomes & Muntaner, 2005) ) (Kennedy, & Glass, 1995)
(Blkely, Kennedy & Kawachi, 2001 (Cattell, 2001)، جرم و بزهکاری و معضلات رفتاری
((Browning, Burington, 2008 (Leventhal, & Gunn, 2008) (Caughy, Nettles O cambo , 2008) رفتار و نتایج تحصیلی فرزندان (Emory, Caughy, Harnis, & Franzini 2008) ( Ploybon, Buler, Belgrave, & Allison, 2008)
و مشارکت سیاسی (Hays & Kogl, 2007)، سرمایه اجتماعی (Brisoon & Usher, 2007 )، با مقوله همسایگی نمونه هایی از دل مشغولی های محققان این عرصه می باشد. در بین موضوعات فوق، سرمایه اجتماعی از پرنفوذترین مفاهیم می باشد و دلیل آن سهمی می باشد که همسایگی در ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی دارد و بر این اساس، سیاست گذاری های مرتبط با همسایگی معطوف به طرفداری از سرمایه اجتماعی و حفظ و ارتقای آن می باشد (Forrest & Keans, 2001).
از آن جایی که انسجام اجتماعی یکی از مؤلفه های مهم سرمایه اجتماعی می باشد، عموماً محققان به تحلیل و تبیین شبکه ها وپیوندهای اجتماعی در بطن فضای همسایگی پرداخته اند و از این طریق کوشش نموده اند تا اولاً میزان انسجام در شبکه همسایگی را تعیین نمایند و ثانیاً عوامل مؤثر بر میزان انسجام شبک را تعیین نمایند.
بر این اساس، عموماً محققان در پی عوامل قوام بخش یا زوال بخش انسجام در روابط همسایگی بوده اند، عدم تجانس فرهنگی و زبانی (Forrest, Grang, & Nagi, 2002)، ساختار شبکه و حجم روابط خارج از همسایگی
(Hennig & Wellman and Wortly, 1990) ( Liebcrg, 1996)، کیفیت پایین منازل مسکونی، شلوغی و سرو صدا، وضعیت نامناسب اقتصادی ساکنین (Thomese & Van Tilburg, 2000)، مانند عواملی هستند که بر پایه یافته های پژوهشی به کاهش انسجام در شبکه همسایگی می انجامند.
پیش روی، بعضی از تحقیقات بر نفش مثبت عوامل زیر تقویت انسجام واحدهای همسایگی صفحه گذاشته اند:
متغیر بودن شبکه و در دسترس بودن منابع و ظرفیت های بیشتر(Cattell, 2001)، بهره گیری از فناوری

Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فایل: مقاله با موضوع ، |، یزد، رطوبت، ماه¬های، هواشناسی، بادهای

ارتباط مستقیم اتاق¬ها باهم، ازآن¬جا که امکان ادغام دو اتاق در موارد ضروری را فراهم می¬¬آورد و نیز گرمایش و سرمایش دو اتاق را با یک وسیله الکتریکی ممکن می¬کند، مناسب به¬نظر می¬رسد.
کارآیی فضاهای مختلف
ایوان خانه¬های قدیمی شوشتر¬نو تا حدی تغییر مفهوم یافته می باشد و عملکرد خود را به عنوان فضای زیست بطور غالب از دست داده و تأثیر فضای ارتباطی و وسیله¬ای برای کنترل تابش نور به داخل اتاق را باز می-کند. در تنها موردی که ایوان در شوشتر¬نو از نظر ابعاد به ایوان¬های (تیپU) و فضاهای کافی برای بهره گیری از آن به¬عنوان اتاق نشیمن را دارد، دید کم آن به حیاط سبب شده که دلباز نباشد و نحوه قرارگیری آن با اتق¬ها به ¬گونه¬ای می باشد که خاصیت ارتباطی آن غلبه می¬یابد.
در واقع ایوان مذکور به هال نزدیک¬تر می باشد تا به ایوان. همین امر باعث شده می باشد که در بعضی خانه¬ها با گذاردن پنجره و در، تبدیل ایوان به هال به¬ گونه کامل صورت گیرد. در سایر خانه¬ها با آن ¬–که ایوان مذکور را هنوز تغییر نداده¬اند اما به¬ عنوان فضای نامناسب و هدر رفته از آن یاد می¬گردید.
ایوان¬های ارتباطی در سایر تیپ¬های مسکن در شوشتر¬نو به دلیل جدا نشدن¬شان از حیاط به وسیله جرز یا ستون¬ در واقع جزء حیاط به¬ حساب می¬آیند و بیشتر فضای باز هستند تا نیمه¬باز. این امر عبور از آنها در فصل گرما را دشوار می¬کند.
اتاق¬های کوچک تیپU به دلیل کوچکی بیش از حد در بسیاری از موارد به¬عنوان انبار مورد بهره گیری قرار گرفته¬اند.
عدم پیش¬بینی انبار در خانه¬های شوشتر¬نو، با در نظر داشتن¬نحوه زندگی ساکنین، عملاً مشکلاتی را سبب شده می باشد.
یکی بودن حمام و توالت نیز مورد شکایت ساکنان می باشد. حیاط در شوشتر¬نو با وجود کوچکی، بسیار مورد بهره گیری می باشد. پیش¬بام و پشت¬بام نیز کم¬و¬بیش مورد بهره گیری قرار می¬گیرند.

فصل چهارم:
توجیه طرح

4-1- اقلیم
4-1-1- موقعیت منطقه یزد مورد مطالعه
استان یزد یکی از خشک¬ترین مناطق حوضه داخلی کشور به شمار می رود که حدود 5/12 میلیون هکتار عرصه¬های منابع طبیعی را در حاشیه کویر مرکزی ایران دربرگرفته می باشد به طوری که ارتفاع آن از سطح دریای آزاد در نقاط مختلف متفاوت و از حدود 850 متر در اطراف ریگ زرین تا حدود 4000‌متر‌در‌شیرکوه‌متغیر‌می باشد.
استان یزد
مرکز استان یزد
شهرستانها ابرکوه | اردکان | بافق | تفت | خاتم | صدوق | طبس | مهریز | مِیبُد | یزد
شهرها ابرکوه | احمدآباد | اردکان | اشکذر | بافق | بهاباد | تفت | حمیدیا | خضرآباد | دیهوک | زارچ| شاهدیه | طبس | عشق‌آباد | عقدا | مروست | مهردشت | مهریز | میبد | ندوشن | نیر| هرات |یزد
جهت آنها شمال غربی – جنوب شرقی و شمالی – جنوبی می باشد. به علاوه کوه¬های جدا مانده¬ای نیز در سطح استان به گونه پراکنده وجود دارند.

ابرکوه‌، اردکان‌، بافق‌، تفت‌، مهریز، خاتم، صدوق، طبس، میبد و یزد شهرستان¬های این استان هستند. استان‌ یزد در سال 1385 حدود 977002 نفر جمعیت‌ داشته‌ می باشد‌. از این‌ تعداد 75/15 درصد در نقاط‌ شهری‌ و 24/85 درصد در نقاط‌ روستایی‌ ساکن‌ بوده‌اند. شهر یزد پرجمعیت‌ترین‌ شهر و مرکز سیاسی‌ – اداری‌ استان‌ یزد می باشد‌. استان‌ یزد در قلمرو سلسله‌ جبال‌ مرکزی‌ ایران‌ واقع‌ شده‌ و از پستی‌ و بلندی‌ و چاله‌ها و کفه‌های‌ کویری‌ متعددی‌ تشکیل‌ شده‌ می باشد‌. این‌ ناهمواری‌ها مشتمل‌ بر تپه‌های‌ پای‌ کوهی‌، دشت‌ها، بیابان‌ها، نواحی‌ کویری‌ وتپه‌های‌ ماسه‌ای‌ می باشد‌.
خشکی اقلیمی استان یزد،‌ دو علت اساسی و عمده دارد: یکی این که روی کمربند خشک جهانی قرار دارد و دیگر آن‌ که از دریاهای آزاد عمان و خلیج‌ فارس و دریاچه‌های داخلی و بادهای رطوبت‌زای دریایی دور می باشد. عامل مهم اعتدال نسبی آب و هوای یزد،‌ که قابلیت زیست نسبتاً مناسبی به آن بخشیده می باشد، ارتفاعاتی می باشد که بیشتر به صورت موضعی مؤثراند و این امر باعث شده می باشد مناطقی که در ارتفاعات بیش از 2500 متر قرار دارند از اعتدال و رطوبت بیشتری نسبت به دشت‌های یزد و اردکان برخوردار باشند.

4-1-2- تاریخچه هواشناسی استان یزد
بیش از نیم قرن (62سال) می باشد که از شروع فعالیت هواشناسی در یزد می گذرد. این فعالیت آغاز به صورت یک ایستگاه هواشناسی سینوپتیک و تحت پوشش هواشناسی منطقه مرکزی (اصفهان) آغاز گردید و در سال 1370 به اداره هواشناسی یزد ارتقاء پیدا نمود اما باز هم به همان صورت سابق تحت نظارت هواشناسی منطقه اصفهان قرار داشت.

ایستگاه انتخاب شده در این پژوهش ایستگاه سینوپتیک یزد که دارای عرض جغـرافــیایی 31.53 و طــول جغرافیایـــی54.14 است و در ارتفاع 1230 متری از سطح دریا واقع شده می باشد و در سال 1331 تأسیس شده می باشد.

4-1-3- مطالعه تغییرات دمایی
استان یزد دارای تغییرات نسبتاً بالایی از دما دارد که گاهاً به 50 درجه اختلاف می¬رسد.
در این مطالعه داده¬های بدست آمده مربوط به یک دوره 60 ساله می باشد که از سال 1951-2011 را شامل می¬گردد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

4-1-3-1- مطالعه داده¬ها و جداول دما
ماه JAN. FEB. MAR. APR. MAY JUNE JULY AUG. SEP. OCT. NOV. DEC.
میانگین 5.9 8.7 13.5 19.4 24.7 30 31.9 30 25.9 19.4 12 7.5
کمینه -0.4 1.9 6.7 12.4 17.4 22 24.3 21.9 17.5 11.3 4.9 0.6
بیشینه 12.3 15.5 20.3 26.5 32.1 38 39.4 38 34.3 27.6 20 14.3
SD 2.01 1.98 1.73 1.63 1.35 0.9 1.27 1.57 1.39 1.44 1.6 1.92

با مطالعه داده¬ها اطلاعات بدست آمده مربوط به دما بدین توضیح هستند که در ماه¬های فصل زمستان ما کمترین دما را خواهیم داشت و در ماه¬های پایانی تابستان دما به حداکثر میزان خود خواهد رسید.
4-1-3-2- نمایش منحنی¬های دما

با مطالعه تغییرات رژیم دمایی سالانه شاهد این ماجرا خواهیم بود که دما در حال افزایش می باشد و این گرمایش در بلند مدت و در بازه¬های زمانی 4 تا 5 سال تکرار می¬گردد.
در مطالعه مربوط به یک دوره‌ شصت ساله (11384-1331)، متوسط دمای هوا برابر 9/18درجه سانتی‌گراد گزارش شده می باشد. حداکثر مطلق دما در تیرماه برابر 43 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن در دی ماه برابر 7/2- درجه‌ سانتی‌گراد گزارش شده و اختلاف درجه‌ حرارت سالانه حوالی یزد 50 درجه سانتی‌گراد می باشد.
به این ترتیب، آب و هوای استان یزد به علت قرار گرفتن در کمربند خشک جهانی، دارای زمستا‌ن‌های سرد و نسبتاً مرطوب و تابستان‌های گرم و طولانی و خشک می باشد. در ایام تابستان،‌ ییلاق‌های شیرکوه پناهگاه مردم گرمازده این استان می باشد.

4-1-4- مطالعه میزان رطوبت هوا
رطوبت هوا عبارت می باشد از میزان بخارآب موجود در هوا که این میزان با در نظر داشتن منطقه مورد نظر تفاوت دارد. این موضوع بدین مقصود نمی¬باشد که در بعضی از مناطق مانند بیابان¬ها رطوبت وجود ندارد بلکه در آن مناطق هم رطوبت با درصد کم هست.
تعیین نم نسبی در ایستگاه¬های سینوپتیک، اقلیم شناسی، هواشناسی کشاورزی سازمان هواشناسی کشور و بعضی از ایستگاه¬های تبخیرسنجی وزارت نیرو صورت می¬گیرد. تعداد سنجش های روزانه در ایستگاه¬های فوق حداقل سه نوبت می باشد. 5/12 ظهر و ۵/۶ صبح و 5/6 بعدازظهر است. طریقه تغییرات رطوبت نسبی در روزهای صاف و آفتابی روز طی ساعات دارای یک سیر کاهشی از صبح تا ظهر می باشد و نیمروز به حداقل خود می¬رسد و قبل از طلوع آفتاب حداکثر خود را به دست می¬آورد و طی ساعات عصر و شب بطور مجدد در جهت عکس نسبت به تغییرات دما است و حداقل آن مقارن با حداکثر دما و حداکثر آن همزمان با حداقل دما است. در ارتباط با عامل رطوبت نسبی به ویژه در محاسبات مربوط به تبخیر و تعرق پتانسیل، بکارگیری رطوبت نسبی حداکثر، حداقل و متوسط ضرورت می¬یابد.

4-1-4-1- مطالعه داده¬های رطوبت

داده¬های جدول فوق بیانگر این موضوع است که تفاوت بسیار زیادی بین رطوبت ماه¬های گرم و ماه¬های سرد هست؛ به طوری¬که در دی¬ماه (ژانویه) رطوبت به 1/68 درصد رسیده و در ماه مرداد (آگوست) کمترین میزان رطوبت به میزان 1/8 گزارش شده می باشد.

4-1-4-2- نمایش منحنی¬های رطوبت
توزیع بخارآب در جو به گونه غیر مستقیم به دمای هوا بستگی دارد؛ لذا در ماه¬های گرم سال بایستی رطوبت بیش-تر باشد و در ماه¬های سرد سال رطوبت کمتر؛ اما به دلیل شرایط خاص شهر یزد به دلیل بارش کم در ماه¬های گرم سال میزان رطوبت نیز به شدت کاهش می¬یابد و تقریباً ماه¬های گرم بسیار نیز خشک هستند؛ ماه¬های زمستان به علت بارش بیشتر نسبت به تابستان رطوبت بیشتری را در خود جای می¬دهد. البته اگر نسبت بارش به میزان رطوبت را در نظر بگیریم به این نتیجه خواهیم رسید که در دمای بالا رطوبت نیز بیش¬تر می باشد. میانگین بلند مدت 60 ساله نیز در حدود 31 درصد است.

4-1-5- مطالعه بادهای غالب و جهت وزش بادها
به حرکات افقی یا تقریباً افقی هوا باد گفته می¬گردد. عامل ایجاد باد وجود اختلاف فشار بین دو نقطه و عامل ایجاد اختلاف فشار بین دو نقطه وجود اختلاف دما بین آن دو نقطه می باشد که سبب تغییر وزن مخصوص هوا می¬گردد.
در شهر یزد به دلیل واقع شدن بین کوه¬های مرتفع و یک دشت خشک بادهای نسبتاً سریعی می¬وزد. وزش باد در استان یزد که یکی از استان‌های کویری کشور به شمار می‌آید، از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. باد به گونه کلی به دلیل تغییرات دمایی و یا ورود سامانه های گرم و سرد به منطقه به وجود می‌آید.
بادهای منطقه یزد
وزش بادهای سیاه در استان یزد به دلیل برخورداری از اقلیم خشک امری عادی به شمار می‌آید. باد غالب در استان یزد عموماً باد شمال غربی می باشد که به خصوص از اواسط بهار تا اوایل پاییز می‌وزد. بادهای جنوب شرقی و غربی در مراتب اهمیت بعدی قرار دارند. جهت چیره باد در شش ماه اول سال، شمال غربی و در چهار ماه از سال (آبان تا بهمن) جنوب شرقی می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

4-1-6- تبخیر
تبخیر همان انتشار بخارآب از یک سطح مرطوب و یا سطح آزاد آب، چه مایع و چه جامد در درجه پایین¬تر از نقطه جوش¬آب است. تبخیر یک فرایند گرماگیر می باشد، مقدار گرمای رسیده به سطح نیز بر مقدار تبخیر تأثیر می¬گذارد. تبخیر نیز با دمای هوا ارتباط¬ی مستقیم دارد، همچنین باد بر میزان تبخیر تأثیرگذار می باشد.
داده¬های جدول زیر مربوط به میزان تبخیر از سال 1996 تا 2011

Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فایل تحقیق : مقاله درباره مسکونی، ، خانه، واحدی، فضای، بلوک، شناسی

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-13-گونه شناسی مجتمع های مسکونی
بر حسب نیازهای پژوهشی و پیشینه شکل گیری الگوهای مسکن در کشورهای مختلف، گونه شناسی خانه از مقیاس مجموعه تا بلوک، شامل فضای داخلی واحد و کل واحد مسکونی با معیارهای مختلفی صورت گرفته می باشد. یکی از گونه شناسی ها بر اساس نحوه قرارگیری واحد مسکونی در زمین و همجواری، معیار گونه شناسی بوده می باشد. معیارهای دیگری زیرا همنشینی فضای پر و خالی، دسترسی، حجم ها و ابعاد بنا عامل مشترک تعریف گونه میباشد. محقق ایتالیایی “کامبی”، خانه های حیاط دار را بر اساس موقعیت حیاط، به صورت خانهای I شکل، L شکل، U شکل، T شکل، Z شکل، چلیپایی و خطی دسته بندی کرده می باشد (کامبی، 1392 ).
محققان آمریکایی، “تیس”، “شرود” و “پلیزویدس”، خانه های حیاط دار لس آنجلس را بر حسب نحوه اشتغال زمین، به خانه های یک سویه، دو سویه، L شکل، U شکل و حیاط مرکزی دسته بندی کرده اند. محققان آلمانی “پفایفا” و “برانک” در کتاب گونه شناسی خانه های حیاط دار، خانه ها را به گروه های خانه هایی با باغ مرکزی، خانه های L شکل، خانه های پاسیودار و خانه های آتریوم دار تفکیک کرده اند. به صورت کلی گونه شناسی داخل خانه های معمولاً برگرفته از نحوه ی دسترسی و یا گردش فضاهای داخلی انجام می گردد (عینی فر، قاضیزاده، 1389 ).

گونه شناسی مجتمع های مسکونی بلند مرتبه متشکل از بلوک های متفاوت، علاوه بر گونه شناسی مبتنی بر نوع دسترسی و روابط فضاهای داخلی، در نحوه ی قرارگیری و همنشینی فضای باز و بسته نیز می باشد. گونه های غالب این مجتمع ها چیدمان محیطی، بلوکهای منفرد، بلوکهای ها ردیفی و ترکیب مختلطی از سایر بلوک می باشد ( Biddulph,2007 ).

تصویر 2-3- چیدمان مجتمع مسکونی به صورت الف) محیطی ب، ) منفرد ) ج، نواری ) د، مختلط (Biddulph, 2007)

چیدمان محیطی، منطبق با اصول خانه های حیاط مرکزی سنتی ایران می باشد. در این گونه، نمای اصلی بلوک ها رو به معبر عمومی دارد و فضای خصوصی در پشت بلوک قرار می گیرد. چیدمان بلوکها به دور هسته مرکزی، باعث شکل گیری فضای باز خصوصی می گردد که می تواند به صورت مشترک برای تمام بلوک ها باشد و یا به قطعات کوچک خصوص تفکیک گردد. در چیدمان منفرد، بلوک های بلند مرتبه مسکونی به صورت مجزا در کنار یکدیگر می ایستند. در این گونه امکان تهویه و نورگیری طبیعی بیشتری به نسبت سایر گونه ها فراهم می باشد و فضای باز با کیفیات متفاوتی حاصل می گردد. گونه ی نواری، ساده ترین راه حل چیدمان بلوکها می باشد. جهت گیری این بلوک ها تابع ملاحظات اقلیمی و یا ضوابط شهرسازی منطقه می باشد (عینی فر، قاضیزاده، 1389).
2-14-انواع مجتمع های مسکونی
2-14-1-مجتمع های مسکونی کوتاه (یک تا دو طبقه )
مقصود از مجتمع های مسکونی کوتاه در ایران ساختمان های یک تا دو طبقه می باشد که در هر طبقه یک واحد مستقل هست .
2-14-2-مجتمع مسکونی متوسط 3( تا 5 طبقه )
مجتمع های مسکونی با ارتفاع متوسط یعنی 5تا 3 طبقه جایگزینهای خوب و ماندگاری برای آپارتمان های بلند محسوب میشوند .(مجتمع های مسکونی با ارتفاع متوسط های مسکونی بلند، جمعیت کمتری دارند، پس احساس امنیت بیشتری رابرای ساکنان خود فراهم میکنند. با در نظر داشتن شناخت آسانتر همسایه ها کنترل آسانتر میگردد و از آنجا که ارتفاع ساختمان کمتر می باشد، دید به فضاهای عمومی بهتر بوده و تسلط به فضای بیرون و فضای بازی بچه ها آسانتر می گردد). در طراحی مجتمع های مسکونی با ارتفاع می توان واحدهای مسکونی را در دو طرف یک راهرو و یا فقط در یک طرف آن قرار داد. در ایران بیشتر مجتمع های متوسط از لحاظ ارتفاعی 5تا 3 طبقه هستند. این مجتمع ها به صورت گوناگونی در سطح شهرها پراکنده اند(زیستا،1390 ).
2-14-3-مجتمع های بیش از دو واحد مسکونی (هر طبقه یک واحد )
در محلاتی که تراکم اجازه میدهد به طبقات ساختمانهای مسکونی اضافه می گردد معمولاً حد اینگونه ابنیه (هر طبقه یک واحد) به چهار میرسد، زیرا در طبقات بیشتر احتیاج به آسانسور هست که در بناهای تک واحدی به صرفه نیست(همان،1390 ).

2-14-4- مجتمع های مسکونی دو واحدی (هر طبقه دو واحد )
طریقه تحولات مسکن انفرادی به مجتمع در مرحله بعد به بیش از یک واحد در طبقه میرسد. در مرحله اول خانه های سه واحدی شکل میگیرند. به این شکل که در ساختمان هایی که طبقه اول نسبتاً وسیعی دارند، طبقه دوم به دو واحد شکل میگیرد که حد آن دو واحدی و تا چهار طبقه می باشد (چهار طبقه و در هر طبقه دو واحد) اشکال این واحدها در این می باشد که طبقه چهارم متقاضیان محدودی دارد. برای افراد میانسال، بهره گیری از آنها مشکل و در مواقعی غیرممکن می باشد(زیستا، 1390).
2-14-5- مجتمع های مسکونی سه واحدی (هر طبقه سه واحد )
مسائل مربوط به عرض تفکیکی و نیاز بهره گیری بیشتر از پله ها و فضاهای ارتباط، موضوع ایجاد سه واحد در هر طبقه را پیش می آورد(همان،1390 ).
2-14-6- مجتمع های مسکونی شش واحدی
مجتمع مسکونی شش واحدی به دو نوع میتواند ساخته گردد: یکی دو طبقه، در هر طبقه سه واحد و دیگری 3 طبقه در هر طبقه دو واحد در مورد اول سه واحد به گونه خطی در کنار هم قرار میگیرند. که در مورد واحدهای جنوبی، جبهه شمالی آپارتمان وسطی به وسیله پلکان و راهرو عملاً کور میگردد، که برای رفع این نقصیه چند پیشنهاد میتوان ارائه نمود :

تصویر 2-4: مجتمع های مسکونی شش واحدی (زیستا، 1390)
یکی این که با ایجاد نورگیر در واحد وسطی ارتباط با فضای باز تأمین گردد. در تیپ شمالی سطح قشای ارتباطی و نورگیر بسیار قابل توجه میگردد. دیگر این که راهرو و پلکان یا فضای باز ارتباط داشته باشد و تهویه فضاهای واحد وسطی از طریق یک واسطه (راهرو) صورت گیرد. در آن صورت مسئله اشراف همسایه ها از راهرو مطرح میگردد که برای رفع آن نیز میتوان کف راهرو را پایینتر از کف آپارتمانها در نظر گرفت و مشکل اشراف را تا حدودی رفع نمود(همان،1390 ).
اما در این صورت معضلات سازهای پیش می آیدکه حتی اگر برای آن نیز راه حل مناسبی بتوان پیدا نمود این مشکل برای واحدهای شمالی همچنان باقی می باشد زیرا واحد وسطی با سایه ایجاد شده توسط راهرو عملاً از نور جنوب محروم میگردد. چنانچه طبقه همکف را به پیلوتی و پلکان را در جبهه شمالی قرار دهیم مشکل فوق تا حدودی حل میگردد اما به مشکل افزوده شدن تعداد طبقات منجر میگردد ( سه طبقه روی پیلوتی) در نتیجه الزامی می باشد که کلیه قطعات از سمت شمال دسترسی داشته باشند(زیستا،1390 ).
2-14-7- مجتمع های مسکونی هشت واحدی
این مجتمع ها به صورت چهار واحد در دو طبقه و دیگری دو واحد در چهار طبقه دیده می گردد. اولی معایبی را که در مورد نمونه سه واحد در کنار هم گفته شده داراست با این تفاوت که چهار واحد در کنار هم قرار می گیرند. اما راه حل دیگری نیز میتوان برای تیپ جنوبی آن پیشنهاد نمود. به این شکل که برای بهره گیری از نور و تهویه جبهه شمالی ساختمان در طبقه همکف در واحد در سمت شرق و غرب زمین مستقر گردد و پلکان در وسط قرار گیرد. در واحد دیگر در سمت جنوب احداث گردد(همان،1390 ).
2-14-8-مجتمع های مسکونی شانزده واحدی
در این نمونه چهار واحد در چهار طبقه میتواند اجرا گردد که معضلات آن نیز در نمونه های قبلی مطالعه شده و تنها یک طرح برای واحدهای جنوبی که تکمیل آن تیپ میباشد، هست و آن قرارگیری دو واحد کوچک در جنوب و دو واحد بزرگتر در شرق و غرب زمین قرار می باشد (همان،1390 ).

تصویر 2-5: مجتمع های مسکونی شانزده واحدی (زیستا، 1390)
2-20-9-مجتمع های دارای چند بلوک ساختمانی

چنانچه در یک مجتمع دو یا چند بلوک ساخته گردد و با آنکه مجتمع دارای حیاط مرکزی باشد، برای کل زمین یک لفاف فضایی مقصود می گردد. به علاوه برای هر ساختمان نیز در داخل زمین، همین لفاف ها بایستی شکل بگیرد. به طوری که در مورد ساختمان های ناپیوسته در درون لفاف آن، فاصله دو بنا برابر نصف مجموع دو ارتفاع باشد و در شکل پیوسته فاصله دو با 65/1 برابر منهای ده متر ارتفاع ساختمان جنوبی باشد .
تبصره : 1 در حالتی که ساختمانهای جنوبی متصل و ساختمانهای شمال متصل باشد نیز مشابه دو ساختمان منفصل اقدام می گردد.
تبصره 2 : وقتی ساختمان های جنوبی منفصل و ساختمان شمالی متصل باشد هم، مشابه دو ساختمان منفصل اقدام می گردد. در این حالت رعایت فاصله بخش پیوسته از طرفین الزامی خواهد بود. این فاصله از شرق و غرب مشابه هرمهای منفصل (یعنی با شیب 70%) می باشد ( زیستا ،1390 ).

2-15– دستورالعمل های طراحی مجتمع های مسکونی
معضلات و مسائلی که در طریقه بهره وری از مجموعه های مسکونی برای ساکنین پیش می آید. فارغ از نقصان مدیریت، ضوابط و قوانین نافذ و مدرن و دیگر عوامل همانند این به شکل ریشه ای تر به عللی باز می گردد که گاه در مرحله طراحی، ساخت و اجرای بنا قابل پیشگیری بوده و چه بسا رفع کامل آنها مقدور باشد. لذا جلب توجه و الزام طراحان و سازندگان به رعایت خصوصیات کیفی و بعضاً کمی استعدادهای فضای مشاعات، عناصر و فضاهایی که فراتر از حیطه خصوصی هر واحد، بر حسن همجواری و همسایگی واحدها تأثیر می گذارند، میتواند بسیار مؤثر باشد .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-15-1- دستورهای عام
دستورات عام برای گروه های کم درآمد (واحدهای کوچک در هر تعداد )
1ـ تعبیه کفشکن (سکوی فرار دادن پا و یا نشستن) و جاکفشی بیرون واحد و یا در ورودی واحد
2ـ تعبیه محل خشک کردن لباس که بتواند با کسب اشعه یا حداقل نور و با در نظر گرفتن حداقل اتلاف سطح فاقد دید از بیرون باشد . این در حالی می باشد که امروزه در بالکن ها و یا در پشت پنجره آپارتمان مناظر نازیبا مانند پهن کردن رخت، انبار کردن وسایل غیرضروری به چشم میخورد .
3ـ حتی الامکان عدم بهره گیری از نورگیرهای داخلی و در صورت بهره گیری اجباری، عدم تداخل فضاهای روز و شب و عدم بهره گیری از پنجره های مقابل یکدیگر .
4ـ پیش روی هم قرار ندادن درهای ورودی واحدها .
5ـ اجتناب از ایجاد پیش از یک ورودی در هر پاگرد پله .
6ـ اجتناب از ایجاد بالکن (بالکن های بدون

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فرمت word : مقاله با موضوع ، مسکونی، شهر، شوشتر، معماری، دسترسی، خانه¬ها

3-6- مجموعه مسکونی هابیتات

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

این مجموعه مسکونی توسط موشه سفدی طراحی شده می باشد. این مجموعه جذاب که در سال 1967 م. در مونترال ساخته شده می باشد از سیصد¬و¬پنجاه¬و¬چهار جعب بتنی پیش ¬ساخته تشکیل شده می باشد که در نهایت یکصدو¬پنجاه¬و¬هشت واحد مسکونی را به¬همراه تعداد زیادی تراس سقفی شکل¬ می¬دهند. مجموعه هابیتات را می¬توان یکی از شگرف¬ترین و با هیجان¬ترین ساختمان¬های ده طبقه دانست که دسترسی به واحدهای آن از طریق کوچه¬های در ارتفاع مسقفی امکان¬پذیر می¬گردد که به هسته¬های دسترسی عمودی ختم می¬گردند. این نظام دسترسی باعث شده می باشد که در بعضی اوقات واحدها یک طبقه بالاتر یا پایین¬تر از کوچه¬های تأیین کننده دسترسی شکل بگیرند. حفظ حریم خصوصی هر واحد مسکونی ،بهره گیری مناسب از دید و منظر رودخانه لارنس ،در نظر داشتن جهت تابش نور خورشید ، اختصاص باغچه و تراس مجزا به هر واحد مسکونی ،دسترسی های صریح و ساده ،همه و همه سبب شده ،تا habitat 67 مونترال نمونه بسیار موفق از تجربیات پیش ساختگی در دوران معماری مدرن به شمار بیاید.بایستی اذعان نمود که سفدی در تزریق کیفیات فضایی خانه های ویلایی حومه شهر های کانادا و استرالیا به این مجتمع مسکونی عظیم و پیش ساخته و کوشش برای ایجاد شخصیت و هویت در واحد های مسکونی بسیار موفق بوده می باشد(نیما طالبیان و دیگران،1388،ص22).
درپایان بایستی یادآوری نمود که معماران مجموعه¬های مسکونی، برای دست¬یافتن به این واقعیت که مجتمع-های مسکونی با ارتفاع متوسط نسبت به بلوک¬های بلند مرتبه، از مزایای اجتماعی، محیطی واقتصادی بیشتری برخوردار می¬باشند، هزینه¬های بسیار زیادی را پرداخت کرده¬اند و مجبور به عبور از بیراهه¬های متعددی گشته¬اند.
مجموعه شامل 11 طبقه مسکونی ،یک طبقه پارکینگ در همکف و یک طبقه تاسیساتی در زیر زمین می باشد. نحوه ی دسترسی از پارکینگ تا طبقات بالایی توسط سه باکس ارتباط عموی شامل آسانسور و پله می باشد که سه راهرو اصلی روباز در طبقات همکف ،ششم و دهم از آن ها خارج میشوند. لوله های تاسیسات نیز در زیر این راهروها قرار گرفته می باشد.
ساختار هرمی و قرار گرفتن واحدها روی هم ،تنها در یک سمت پروژه که از دید، منظر و تابش مناسبی برخورر می باشد ،امکان پذیر بوده و سمت دیگر پروژه تماما”به ارتباط عمودی و افقی دسترسی ها اختصاص دارد.

3-7-شهر جدید شوشتر(شوشتر نو)
شهر جدید شوشتر نو برای سکونت 31 هزار شهروند پیش¬بینی شده می باشد و در محوطه¬ی 270 هکتاری، در مجاورت شهر باستانی شوشتر بنا شده می باشد. عمده ساکنان این شهر را کارگران کارخانه بزرگ قند تشکیل می¬دادند. شهر استانی و شهر جدید را رودخانه¬ای از هم جدا می¬کند و یک پل هوایی این دو را به-هم وصل می¬کند. شهر از ناحیه شمال کوهستانی می باشد و جنوب و شرق آن را رودخانه¬ای در بر می¬گیرد. درختی در شهر کاشته نخواهد گردید، غیر از آن¬هایی که در بستر رودخانه دیده می¬شوند(مجله¬معماری¬و¬فرهنگ ،1383،ص146).
به گفته کامران دیبا طرح این پروژه،کوشش در پیوند کالبدی و احساسی با گذشته دارد.مکان¬یابی این شهر در امتداد ستون فقرات شهر قدیم و تقویت این مسیر با ایجاد محوری پویا در قلب مجموعه نشان از تسلط وی بر معماری بومی و کوشش برای امروزی کردن آن دارد. وی در طرح این پروژه، زیبا شناسی ویژه خود را اعتلا می¬بخشد. حجم¬های خالص با بهره¬گیری از تنوع سایه روشن، وحدت در عین کثرت، هماهنگی در عین تضاد اجزا از روش¬های دستیابی او به معماری اصیل و ماندگار می باشد. به عقیده وی، شوشتر نو نه قدیمی می باشد و نه جدید و همین تعلیق در بستر زمان، فضا را خاطره¬انگیز می¬کند. اگرچه، به-دلیل تحولات سیاسی ایران، طرح پروژه ناتمام ماند و هجوم آوارگان جنگ، باعث عوض شدن کارکرد اصلی مجموعه گردید ، اما باز هم می¬توان در لابه¬لای مخروبه¬های باقی¬مانده از طرح اصلی، رد پایی از کوشش معماران و سازندگان ایرانی را رای پیوند امروز با گذشته پیدا نمود(مجله معماری¬و¬فرهنگ،1385،ص 128)
شوشترنو با در نظر داشتن اصول و مشخصات معماری سنتی در ایران طراحی شده و مطالعه آن برپایه شرایط زیست محیطی شهرهائی مثل دزفول، شوش، کاشان، یزد و کرمان( معماری آب و هوای گرم و خشک) استوار بوده می باشد. طراحی شهری تحت تأثیر توپوگرافی غنی و عارضه¬های موجود در سایت قرار دارد. خیابان¬ها و فضاها در پاسخ به شرایط جوی طراحی شده¬اند. خیابان¬ها باریک، حیاط¬ها کوچک و انواع مختلف خانه¬ها با در نظر داشتن گرو¬های درآمدی گوناگون کارکنان شرکت کشت و صنعت کارون طرح¬ریزی شده¬اند. شوشتر¬نو در ارتباط با ارزشهای فرهنگی جامعه ایرانی است و نوعی تداوم سنت را پاس می-دارد.از خصوصیات آن بافت کالبدی به خصوصی می باشد که از نظر فیزیکی یادآور معماری اسلامی بومی می-باشد. در این نوع معماری، وجود میزان بالایی از مشارکت و مبادلات اجتماعی مورد نظر بوده می باشد.
معماری شوشتر¬نو کوششی در جهت نمایش جلوه¬ای از معماری معاصر ایران در ارتباط با سنت، اقلیم، آداب و رسوم و اعتقادات یک منطقه می باشد.
تکوین ایده¬های طراحی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

پاسخ به محدودیت¬های فیزیکی
طراحی در چهارچوب فکری شهری با بافت متراکم انجام شده به¬طوری که خود ساختمان¬ها در حد امکان برروی محل رفت¬و آمد و فضاهای زیستی سایه اندازند. خیابان¬ها که باآجر سنگفرش شده¬اند، عمیق و باریک هستند. سطح فوقانی خانه¬های آپارتمانی در طول جناح خیابان ساخته شده¬اندحداکثر سایه را به¬دست می¬دهند. اثر جابجایی حرارت حاصل از خیابان¬ها از طریق تسیل جریان نسیم¬های معمول و زه¬کشی آبهای سطحی تعدیل شدخ¬اند. ساختمان¬های واقع در اطراف خرید با بهره گیری از پیاده¬روهای عمومی طاقدار و عمیق ساماندهی شده¬اند. برای خنک کردن خانه¬ها هم از همین سیستم بهره گیری شده می باشد. دیوارهای ضخیم، پنجره¬های کوچک واقع در طرف سایه¬دار خانه که معمولاً رو به حیات خلوت کوچک قرار دارد. ورود از طرف خیابان از طریق فضای کوچک محفوظ تأمین می¬گردد که این فضا بین خیابان و در¬ورودی قرار دارد. این بافت، فضای خنکی را برای افرادی که در خیابان جهت دیدار و گفتگو قدم می¬زنند به دست می¬دهد. دسترسی به پشت¬بام مسطح به¬مقصود خواب شبانه از طریق پلکان صورت می¬گیرد. دیوارهای حایل موجود در اطراف پشت¬بام، اغلب سوراخ¬دار هستند تا تهویه را تسهیل نمایند. این دیوارها آجری بوده و ارتفاع آنها تا حدی می باشد که سایه لازم را ایجاد نموده اما مانع از خلوت گزینی همسایه ها نشود.
شکل
طراحی شوشتر نو از اصول کلی معماری سنتی ایران پیروی کرده می باشد. سبکی اساساً منعکس کننده طبیعت که با در نظر داشتن داده های اقلیمی شکل می¬پذیرد.
در این طرح، تکنولوژی بومی، فرهنگ و آداب و رسوم کشور مد نظر بوده می باشد. توده ساختمان¬ها در شهر جدید، در اصل ناشی از استقرار ساختمان¬های غالباً یک و دو طبقه به موازات هم است.
به¬عبارت دیگر، خانه¬های جعبه مانند که تنگ هم قرار دارند. مرکز شهر بلندتر بوده و از ساختمان¬های تجاری پله¬دار چهار¬طبقه با سقف مسطح تشکیل می¬گردد. سردرها ساده یا خطوط مستقیم و متناسب هستند. باوجود این¬که سردرهای موجود در هر خیابان معمولاً در یک سطح قرار دارند اما مفصل¬بندیهای طاقچه¬ای سایه¬دار و ارتفاع متفاوت دیوارها در اغلب موارد تنوع لازم جهت اجتناب از یکنواختی را به¬دست می¬دهد.

بافت مسکونی شوشتر نو
بافت مسکونی شوشتر نو به¬صورت واحدهای مسکونی تک خانواری و واحدهای آپارتمانی 2 الی4 طبقه شکل گرفته می باشد(شکل 3-18). بخش مرکزی شهرک بیشتر از واحدهای مسکونی تک خانواری مجتمع در قالب یک محله تشکیل شده می باشد. این بخش به صورت بافت متراکم و به¬هم ¬پیوسته و با کوچه¬های سایه-دار و مراکز خدمات محله¬ای در میان آن شکل گرفته می باشد. محور اصلی پیاده شهرک نیز از بخش مرکزی این بافت عبور نموده و در مرکز آن ساختمانی به خدمات تجاری محله¬ای اختصاص یافته می باشد. در طراحی این بافت مسکونی، مطابقت با شرایط اقلیمی، به¬هم پیوستگی ساختمان¬ها، حرکت پیاده در کوچه¬های سایه-دار از اهمیت خاصی برخوردار بوده می باشد(شکل 3-19).
نتایج مطالعه مسکن در شوشتر نو
الگوهای مقابله با اقلیم ناسازگار در شهر شوشتر¬نو
مقابله با اقلیم نامناسب در شوشتر نو با بهره گیری از بعضی از اصول مراعات شده در ساخت مسکن سنتی در شوشتر قدیم صورت گرفته می باشد. کوشش در ایجاد بافت به¬هم ¬پیوسته مسکونی، ایجاد حیاط پرسایه از طریق کوچکی ابعاد و ساختن بنا در دو یا سه سوی زمین، مراعات جهت مناسب ساختمان، بهره گیری از ایوان( سایه-بان) از این جمله¬اند.
کاستی مسکن در شوشتر نو در انطباق با اقلیم
جهت اتاق¬ها در شوشتر¬نو به¬سمت شمال یا جنوب و جهت فضاهای خدماتی به¬سمت شرق یا غرب می باشد اما نقصیه آن تکرار پانل¬های جنوبی برای خانه¬های شمالی می باشد که سبب شده می باشد اتق¬های رو به شمال ( با در نظر داشتن ایوان جلوی آن) نورگیری کافی نداشته و تاریک باشند به¬طوری¬که حتی در ساعات روز هم در بسیاری از منازل چراغ اتاق روشن بود.
در بعضی از تیپ¬های خانه¬ها کمی عمق سایه¬بان در حدی می باشد که نمی¬تواند با تابش شدید نور به داخل اتاق¬های جنوبی مقابله کند و عبور از فضای زیر سایه¬بان، که به¬عنوان فضای ارتباطی در این دسته خانه¬ها مورد بهره گیری می باشد در گرمای تابستان بسیار دشوار می باشد و در بعضی دیگر نحوه قرارگیری اتاق نسبت به ایوان سبب تاریکی اتاق شده می باشد.

شکل و جهت قرارگیری بعضی خانه¬ها در شوشتر¬نو به¬نحوی می باشد که حیاط¬ها در فصل زمستان هم¬آفتابگیر خانه می باشد. این خصوصیت حیاط¬های شوشتر¬نو مورد پسند ساکنین خانه¬ها نیست.
اگلوهای مورد بهره گیری در شوشتر¬نو برای ارتباط اتاق¬ها و فضاهای خدماتی:
در شوشتر¬نو ارتباط فضاهای داخلی خانه به¬گونه عمده از طریق ایوان سرپوشیده صورت می¬گیرد، در یکی از تیپ¬های خانه¬ها و نیز در آپارتمان¬های 4 طبقه ارتباط از طریق هال مرکزی می باشد و در یکی از تیپ¬ها ارتباط میان دو اتاق اصلی( علاوه بر ایوان سرپوشیده) به گونه مستقیم صورت می¬گیرد.
ارتباط فضاهای بسته مسکونی با هم از طریق فضای نیمه¬باز سبب شده می باشد که میزان

Posted in مقالات و پایان نامه ها

پژوهش: مقاله درباره ، مسکونی، مجموعه، مى، عرصه، تراکم، مشترک

2-11-6- دسترسی سواره:
در حالی که تقلیل وابستگی به وسایل حمل و نقل شخصی می تواند یکی از اهداف توسعه شهرها باشد، به نظر می رسد که در آینده نزدیک بهره گیری از این وسایل به دلیل فراهم آوردن استقلال فردی و انعطاف پذیری در بهره گیری کماکان بخش مهمی از حمل و نقل سواره را به خود اختصاص می دهند. تقلل بهره گیری از وسایل نقلیه خصوصی و وابستگی به آن در صورتی عملی می گردد که در قبال افزایش قیمت سوخت و تراکم شهرها، سرمایه گذاری اساسی در پیشرفت کیفیت و کارای سیستم حمل و نقل عمومی صورت پذیرد (همان، 1376).

در کوتاه مدت بایستی بهره گیری از وسایل نقلیه شخصی کماکان عامل مهمی در قبول زندگی در مجموعه های مسکونی موجود و نوساز می باشد . طراحی برای دسترسی سواره، توقفگاه و انبار با مکان یابی مناسب و دارای نمای ساختمانی دلپذیر و با سطح با بالایی از ایمنی و ا منیت از مهمترین مسائل طراحی مسکن با تراکم نسبی می باشد. طراحی نامناسب محوطه و د سترسی پیچیده و مبهم در کارآیی مجموعه ها اثر می گذارد(عینی فر، 1386).

در جاهایی که دسترسی سواره و پارکینگ در سطح زمین می باشد طراحی دقیق مسیرهای عبور ماشین و انتخاب درست مصالح ساختمانی برای اجتناب از ایجاد سطوح وسیع اشغال شده بوسیله ماشین اهمیت بیشتری پیدا می کن. طراحی سطوح توقف ماشین و بهره گیری از اختلاف مصالح و رنگ شخصیت لازم را به مسیرهای پیاده می دهد . و همچنین مسیرهای اولیه و ثا نویه را از هم تفکیک کرده و مکان های با بهره گیری مشترک پیاده و سواره را مشخص می سازد. بهره گیری از مسیرهای مشترک سواره و پیاده در مجموعه هایی موفق می باشد که تعداد واحدهای مسکونی محدود باشد، خوانایی کافی در مسیرها وجود داشته باشد، ترافیک عبوری وجود داشته بادش و سرعت سواره محدود شده باشد(عینی فر، 1386).
2-11-7- ترکیب داخلی واحدهای مسکونی:
در مجموعه های مسکونی تعیین اندازه، تعداد و ترکیب اتاق ها بیش از خانه های تک واحدی نیازمند دقت می باشد با افزایش تراکم، شکل گیری محوطه مجموعه ها ( اندازه قطعات زمین، شکل آن ها، توپوگرافی و جهت گیری ساختمان ها) و کنترل های برنامه ریزی محوطه ( تعیین بر و کف، محدودیت های ارتفاع ساختمان فضای باز، استانداردهای خابان و محل های توقف ماشین ) محدودیت های بیشتری در طراحی ایجاد کرده اند. در نتیجه این محدودیت ها و تراکم بیشتر واحدهای مسکونی، دسترسی به نور و تهویه ها مشکل تر می گردد(عینی فر، 1386 ).
در ساختمان های چند طبقه مسکونی مکان قرارگیری پله و توزیع عملکردها در طبقات مختلف از محدودیت های دیگر می باشد و ویژگیهای جمعیتی و اقتصادی و اجتماعی ساکنین نیز عوامل تعیین کننده ای در زمینه دسترسی به طبقات، مالکیت ماشین، خلوت، امنیت و چگونگی و مقدار فضای انبار و بهره گیری از امکانات جمعی مجموعه ها هستند. تنوع و گوناگونی ا ین عوامل نتیجه گیری در مورد اندازه و ترکیب مناسب فضاها را مشکل می سازد، اما اصول مشترکی در طراحی هست که می تواند مورد توجه طراحان قرار گیرد(همان، 1386 ).
اصول عمومی ترکیب درونی واحدهای مسکونی شامل وضوح و تعریف درست ورودی، سادگی، روابط عملکردی منطقی، فضاهای ارتباطی کارا، انعطاف پذیری در بهره گیری از اتاق و چیدمان فضا ، تجمیع افقی و عمودی سرویس ها، جهت مناسب نور در اتاق های اصلی، و ارتباط اتاق ها با فضاهای بیرونی می باشد.به همین ترتیب، ترکیب فضاها بر اساس تفکیک هایی زیرا بهره گیری بیرونی-اندرونی، خصوصی-عمومی، روز- شب، و ترکیب اتاق های خواب براساس تقسیماتی زیرا والدین- بچه ها، صاحبخانه – مهمان و خواب- کار انجام می گردد(همان، 1386 ).
در طراحی مجموعه ها تعیین اینکه تا چه حد فضاهای زندگی در واحدهای مسکونی تفکیک شده یا به صورت پلان آزاد باشند موضوع مهمی می باشد. در پلان آزاد حتی اگر فضاها حداقل باشند، به وجودآوردن احساس گشودگی فضا مزیت بزرگی می باشد. پیش روی این مزایا، معضلات ناشی از کنترل مزاحمت های صوتی، خلوت بصری، ایمنی و مخارج گرمایشی و سرمایشی در اقلیم های مختلف بایستی در نظر گرفته گردد.به علاوه عادت های فرهنگی نیز بایستی در نظر گرفته گردد(همان، 1386 ).
به علاوه عادتهای فرهنگی و سنت سکونت، ترکیب خانوار و امکان زندگی افراد مسن و خردسال در شکل گیری فضاهای داخلی واحدهای مسکونی مؤثر هستند. تعداد و مکان سرویس ها در واحدهای مسکونی و ارتباط آنها در مجموعه ها نیز نکته مهمی می باشد تعداد اندازه و دسته بندی سرویس ها و حمام ها به وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانوار بستگی دارد. در واحدهای مسکونی واقع در مجموعه های با تراکم متوسط و زیاد البته تعداد کمتری سرویس و حمام در نظر گرفته می گردد، زیرا به دلیل احتمال پایین تر بودن بعد خانوار، به سرویس های ثانویه کمتری نیاز می باشد. پس بهتر می باشد از مساحت های به شکل مفیدتری و برای فضاهای چندمنظوره همچون کار، مطالعه و تجمع خانواده که ممکن می باشد فضاهای بزرگتر و انعطاف پذیری تری را نیاز داشته باشند ا ستفاده گردد (عینی فر، 1386).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-11-8-اقلیم و صرفه جویی در مصرف انرژی:
شرایط اقلیمی در مناطق شهری ایران از هوای سرد در غرب و شمال غربی، تا گرم و مرطوب در جنوب و گرم و خشک در مرکز کشور متغیر می باشد . هر کدام از پهنه های اقلیمی نوعی از طراحی مسکن را نیاز دارد، و بهتر می باشد که سطوح قابل قبولی از راحتی و صرفه جویی انرژی را فراهم آورد. در حاصل حاضر تحقیقات و نوشته های زیادی راجع به طراحی اقلیمی و ساختمان ها یکارا پیش روی مصرف انرژی هست. هر چند اغلب این مطالعات راجع به مجموعه های مسکونی با تراکم کم بوده ، اما اصول آن برای مجموعه های با تراکم متوسط به بالا نیز قابل بهره گیری می باشد. این اصول شامل دقت در تفکیک زمین و برنامه ریزی محوطه برای بهره گیری بهینه از نور خورشید و کنترل بادهای مزاحم و بهره گیری از بادهای مفید، پهنه بندی و تهویه فضاهای داخلی واحدها اندازه و گونه سایبان پنجره ها انتخاب مصالح ساختمانی برای بهره گیری مفید از انرژی ،گرمایش،سرمایش نگهداری و عایق بندی حرارتی و انتخاب آگاهانه سیسیم گرمایش و سرمایش می باشد(همان، 1386 ).
مجموعه های مسکونی با تراکم بیشتر از جهت طراحی اقلیمی نسبت به مجموعه های با تراکم کمتر مزیت ها و معایبی دارند.مزیت آنها داشتن حجم متراکم و سطوح خارجی کمتر پیش روی تبادل حرارت می باشد.همچنین به دلیل وجود سطح مشترک بین واحدها، عایق بندی حرارتی راحت تر انجام می گردد.پیش روی این مزایا با افزایش تراکم انعطاف پذیری در استقرار و جهت گیری واحدهای مسکونی برای گرفتن نور مناسب و تهویه طبیعی کمتر شده و احتمال در سایه قرار گرفتن ساختمان ها بیشتر می گردد. این مطلب بویژه در مجموعه های که زمین هایی با ابعاد، جهت گیری و توپوگرافی غیر متعارف دارند بیشتر پیش می آید . هر چه تراکم بیشتر و فضای باز خصوصی کمتر می گردد، طراحی اقلیمی واحدهای مسکونی اهمیت بیشتری می یابد (همان، 1386).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-12-رویکردها به گونه شناسی مسکن
سکونت و روش سکنی گزینی در محیط های شهری در سه عرصه خصوصی، اشتراکی و اجتماعی یا عمومی انجام می شود؛ لذا سکونت علاوه بر اینکه شامل عرصه خصوصی واحد مسکونی می گردد، عرصه های مشترک و شهری را نیز شامل می گردد. وقتی یک واحد مسکونی در درون یک قطعه زمین احداث می گردد ، عرصه ای خصوصی برای زندگی یک خانواده به وجودمی آید شریان حیاتی خود را از طریق فضای باز شهری که خیابان نامیده مى گردد به دست مى آورد. از نظر حقوقط مدنى هیچ یک از ساکنین واحدهاى مسکونى نسبت به این فضاى باز حق مالکیت ندارند و نگهدارى از آن ها برعهده ارگان هاى شهرى و عمومى می باشد و همه افراد در شهر حق عبور و مرور از آن را دارند. یعنى عرصه اى عمومى می باشد که زندگى اجتماعى در درون آن جریان پیدا مى کند. اما این تعریفى بسیار کلى از خیابان می باشد در حالى که در واقعیت خیابان ها در یک شهر خود نیز داراى مراتبى متفاوت از نیمه عمومى تا عمومى هستند(پوردیهیمی، 1391).
اما وقتى چندین واحد مسکونى در درون یک قطعه زمین مشترک احداث گردنده نه تنها عرصه اى خصوصى براى هر خانواده به وجود مى آید، دو شریان حیاتى واحدها را تغذیه مى کند: یکى شریانى داخلى می باشد- پله و راهرو مشترک در طبقات- که عرصه اى مشترک بین واحدها مى باشد؟ و دوم شریانى شهرى می باشد که همه واحدها را به شهر متصل مى کند که عرصه اى عمومى می باشد. در چنین شرایطى واحدهاى مسکونى از طریق شریان داخلى با یکدیگر در تعامل قرار گرفته و از نظر حقوقى همه ساکنان نسبت به آن مالکیت مشترک دارند. حراست و نگهدارى از آن بر عهده ساکنان بوده و فقط ساکنان حق بهره گیری از آن را دارند. اما شریان دوم همان خیابان می باشد که عرصه اى عمومى می باشد که امکان اتصال این مجتمح اشتراکى را به شهر میسر مى کند لذا در نظر داشتن نظام زندگى در محیط های اجتماعى عامل اصلى شکل گیرى زندگى شهرى می باشد و جوهر شهر پیش روی غیر شهر در وجود عرصه هایى نهفته می باشد که قادر به جذب مردم، نظارت آنها بر آن فضا و برآوردن نیازهای بنیادی اجتماعى آنها، مى باشد(همان، 1391).
زندگى اجتماعى در محیط های شهرى با عرصه ها و سلسله مراتب متفاوتى به وجود مى آید؟ زندگى در عرصه هاى اجتماعى مسکونى یا در خیابان هایى که فضاهاى خدماتى و خرید در آن واقعند در حضور پر جنب و جوش مردم نهفته می باشد. کوچه هاى مسکونى محیط هایئ هستند که تنها براى دسترسى مورد بهره گیری قرار نمى گیرند. در نظر داشتن نوع بهره گیری کنندگان و نیازهاى آنها در این گونه فضاها، محیط هایى امن و قابل زندگى را به وجود مى آورند؟ زیرا عرصه هاى اجتماعى با حضور بشر معنا پیدا مى کند. در این عرصه ها رفتارهایى از اهمیت مضاعف برخوردار مى گردند که مأخوذ از جوهره هر فضا مى باشند(پوردیهیمی،1391).
اغلب در عرصه هاى جمعى شهری ، رفتارهاى متفاوت و گوناگونى بنا بر مراتب فضایى آنها پدید مى آید که، در واقعیت به صورت چند منظوره اقدام مى نمایند. وجود

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فایل پژوهش: مقاله درباره ، مسکونی، فضای، واحدها، متوسط، هفت، مجموعه

غزالی پیش روی این شبهه که چرا نور خدا به آسمانها و زمین اضافه شده، پاسخ می دهد که خداوند نور اول، قائم بالذات و منبع تمامی نورهاست و بدین دلیل که سراسر زمین و آسمان ها را انوار حسی و عقلی فرا گرفته پس عالم همه مظهر اوست.
از دیدگاه او این عرفان والا مقامند که به شهود این وحدت وجود رسیده و نهایت درمی¬یابند که “نور خدا فقط به واسطه شدت ظهور، مخفی مانده و کثرت سبب شده که از نظرها مستور گردد” (همان، ص 34). غزالی معتقد می باشد که:گ نسبت جهان ظاهر و باطن همچون، نسبت پوسته به هسته، بدن به روح، و ظلمت به نور می باشد”(اسمیت،1944،ص174).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

فصل سوم :
مطالعه نمونه¬های موردی

3-1- مقدمه
با در نظر داشتن موارد گفته شده، موضوعات مورد توجه در طراحی و ایده کلی ساخت مکان، نمونه¬هایی از پروژه¬های مسکونی اجرا شده در داخل و خارج کشور آورده شده می باشد. بزرگترین ویژگی این گونه از ساختمان¬های مسکونی با ارتفاع متوسط شهری؛ کوشش در پایین نگهداشتن هزینه¬های اقتصادی در ساخت و نگهداری، وجه به الگوهای رفتاری و هویت مکانی در طرح است.
در اوایل سده بیستم و قبل از اختراع آسانسور، مجتمع¬های آپارتمانی با ارتفاع متوسط در اغلب شهرهای بزرگ بسیار رایج بودند؛ زیرا که ارتفاع ساختمان¬ها تا قبل از اختراع آسانسور کاملاً وابسته به تعداد طبقاتی بود که باپای پیاده قابل طی کردن بود. در پاریس، که هنوز هم می¬توان آن را مظهری واقعی از یک شهر میان مرتبه تلقی نمود، ارتفاع اغلب ساختمان¬های آپارتمانی مسکونی از هفت طبقه تجاوز نمی¬کند. این بلوک¬ها
معمولاً دارای اتاق¬های زیرشیروانی و طبقات میانی کاملاً مشخص شده می¬باشند. حتی پس از تجربه¬های متعددی در زمینه ساخت¬و¬ساز مسکونی با بهره گیری از بلوک¬های بلند مرتبه، در دوره اوج مدرنیسم و در خارج از ناحیه حفاظت شده تاریخی، در این شهر صورت گرفت؛ معماران فرانسوی با رجوعی مجدد به مجتع¬های آپارتمانی با ارتفاع متوسط، که در طول تاریخ کارآیی آنها به ثبوت رسیده بود، بر ارزش¬های این واحدها تأکید کردند.
این مجموعه¬های مسکونی، که معمولاً به طول زیاد در لبه¬های خیابان¬ها شکل می¬گیرند، از ارزان¬ترین گونه-های مسکونی محسوب می¬گردند؛ که به¬گونه معمول دارای ارتفاعی در حدود چهار تا شش طبقه می¬باشند. معمولاً در این الگو، دسترسی مستقیم به زمین وجود نداشته و نظام دسترسی از طریق راهرو¬ها و چشم پله-ها تأمین می¬گردد. در این الگو معمولاً خدمات محلی به صورت نوارهای پیوسته در طبقات همکف ساختمان¬ها به¬وجود می¬آید.

3-2- مجتمع مسکونی لیلینگتون استریت
این مجتمع در لندن را که با رویکرد سنتی طراحی پیرامونی به جای رویکرد برج در پارک به¬انجام رسیده می باشد، نقطه عطف و پیشگام ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در انگلستان محسوب می¬گردد. این پروژه از سال 1961 م. شروع شده و در 3 مرحله به اجرا رسید و در مجموع مراحل سه¬گانه جمعاً هفتصد-و¬هفتاد¬و¬هفت واحد مسکونی را در منطقه پرتراکم مرکزی شهر¬ اندن به¬وجود¬آورد.
مراحل اول و دوم این پروژه شامل آپارتمان¬های یک تا هفت نفره¬ای است که در بلوک¬های سه، هفت و هشت طبقه سازماندهی شده¬اند. این بلوک¬ها پیرامون یک فضای سبز به صورتی جانمایی شده¬اند که نمامی واحدها مشرف به این فضا می¬باشند. ساخت¬و¬ساز در پیرامون بستر به¬طوری¬که ساختمان¬ها کاملاً چسبیده به مرزهای بستر می¬باشند، موجب شده می باشد تا 62.6 مساحت بستر به¬عنوان فضای سبز باقی بماند.
این مجتمع در لندن را که با رویکرد سنتی طراحی پیرامونی به جای رویکرد برج در پارک به¬انجام رسیده می باشد، نقطه عطف و پیشگام ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در انگلستان محسوب می¬گردد. این پروژه از سال 1961 م. شروع شده و در 3 مرحله به اجرا رسید و در مجموع مراحل سه¬گانه جمعاً هفتصد-و¬هفتاد¬و¬هفت واحد مسکونی را در منطقه پرتراکم مرکزی شهر¬ اندن به¬وجود¬آورد.
مراحل اول و دوم این پروژه شامل آپارتمان¬های یک تا هفت نفره¬ای است که در بلوک¬های سه، هفت و هشت طبقه سازماندهی شده¬اند. این بلوک¬ها پیرامون یک فضای سبز به صورتی جانمایی شده¬اند که نمامی واحدها مشرف به این فضا می¬باشند. ساخت¬و¬ساز در پیرامون بستر به¬طوری¬که ساختمان¬ها کاملاً چسبیده به مرزهای بستر می¬باشند، موجب شده می باشد تا 62.6 مساحت بستر به¬عنوان فضای سبز باقی بماند.
در حالیکه در مرحله اول این طرح، تنها پنج درصد از واحدهای مسکونی دارای حیاط خصوصی می¬باشند، بکارگیری آپارتمان¬های کوچک با مقطع قیچی¬مانند که به¬صورت پشت¬به¬پشت و غالباً در بلوک¬های پنج طبقه ساخته شده¬اند، نسبت ساختمان¬های مرتبط با سطح زمین را به سی¬و¬شش درصد افزایش داده می باشد؛ به-طوری که برای تمام واحدهای طراحی شده برای خانواده¬های بزرگ، امکان دسترسی به یک فضای باز خصوصی به¬صورت حیاط یا حیاط خلوت فراهم شده می باشد.
در این بلوک¬ها، واحدهای کوچکتر در دو طبقه آخر قرار داده شده¬اند؛ که دسترسی به¬آنها از طریق کوچه¬ای صورت می¬پذیرد که در پشت¬بام واقع شده¬می باشد و توسط آسانسورها تغذیه می¬گردد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

پرواضح می باشد که قرارگیری ساختمان¬ها در طول لبه¬های یک بلوک شهری، باعث تعین بهتر و ایجاد تعاریف مناسب¬تر برای خیابان¬های عمومی می¬گردد. به¬زبان دیگر، با اختصاص دادن مرکز بلوک به فضای سبز عمومی و ساخت¬و¬ساز در پیرامون آن، ساکنان از مزایای یک خیابان شهری در جلو و یک فضا سبز نیمه عمومی محصور در پشت واحدهای خود. به صورت توامان برخوردار می¬گردند.
برای ملموس¬تر شدن مزایای بهره گیری از روش طراحی پیرامونی به مثال زیر توجه نمایید:
شبکه شطرنجی مرکب از هفت ستون، هفت ردیف را تصور نمائید. به¬طوری¬که در تصویر روبرو نظاره می¬گردد، مساحت چنبره پیرامونی تنها به اندازه یک مدول از مساحت حوزه مرکزی کوچکتر است.اما آشکارا می¬توان ادعا نمود که کارایی فضای باز مرکزی ایجاد شده در حالت اول بسیار بیشتر زمینی می باشد که به¬صورت باقی¬مانده ساخت¬و¬ساز در مرکز در حالت دوم ایجاد شده می باشد. در حالی¬که مساحت اشغال شده برای ساخت¬و¬ساز در هر دو حالت تقریباً یکسان است (شکل 3-4).
البته تمامی ساخت¬و¬سازهای انجام شده با بهره گیری از ساختمان¬های با ارتفاع متوسط به موقعیت و جذابیت مجموعه لیلینگتون استریت نمی¬باشد. به¬عنوان مثال مجموعه هزاروسیصدوپنجاه واحدی ساوث گیت (شکل 3-5) واقع در شهر جدید رانکورن که توسط جیمزاسترلینگ طراحی شده می باشد، از موفقیت کمتری برخوردار بوده می باشد. این مجموعه، با فاصله اندکی پس از بهره¬برداری، با نام استهزا¬ آمیز “سرزمین لگو” مورد تصریح قرار می¬گیرد؛ زیرا که بهره گیری مفرط از شیشه و پلاستیک تقویت شده در طراحی یا پنجره¬های کوچک دایره¬ای شکل، آن را بیشتر به یک سرزمین اسباب¬بازی شبیه کرده می باشد تا یک مجموعه مسکونی.
3-3- شهرک مسکونی فاروم میدت پانکت
درکشورهای اسکاندیناوی نیز مزایا و ارزش¬های درونی توسعه مسکونی با ارتفاع متوسط، مود توجه واقع شده می باشد. در یکی از شهرک¬های مسکونی دانمارک موسوم به فاروم میدت پانکت به¬کارگیری واحدهای مسکونی حیاط¬دار به¬صورت کپه¬ای خلوت تمام و کمالی را در فضاهای داخلی و بیرونی واحدها تآمین کرده می باشد. در این شهرک مسکونی قریب به یک¬ هزار و ششصد واحد مسکونی طراحی و ساخته شده می باشد که اغلب این واحدها در بلوک¬های ردیفی چهارطبقه جانمایی شده¬اند. جای تأسف دارد که طبقه همکف این بلوک¬ها به پارکینک¬های باز اختصاص داده شده می باشد. در طبقه اول هر بلوک، که طبقه اصلی محسوب می¬گردد، یک دالان مرکزی تعبیه شده می باشد که در تمامی طول بلوک ادامه می¬یابد و دسترسی به واحدها را تأمین می¬کند. در این طبقه، یک واحد مسکونی حیاط¬دار L شکل هست که در جبهه اصلی بلوک جانمایی شده می باشد. واحد مسکونی مشابهی نیز با یک عقب¬نشینی مناسب به مقصود تأمین نور مناسب برای حیاط طبقه پایین، در بالای این واحد قرار گرفته می باشد. در طبقات بالا دو واحد مسکونی با الگوی خانه شهری طراحی گردیده¬اند که دارای یک بالکن دل¬باز می¬باشند. دسترسی به این واحدها از طریق رشته پله¬هایی تأمین می¬گردد که به صورت متناوب در طول دالان مرکزی تعبیه شده¬اند.
در این مجموعه نیز بنا به سیاق شهرک¬های مسکونی در اسکاندیناوی، تسهیلات خدماتی نظیر مهدکودک، کودکستان، زمین¬های بازی، اتاق¬های جلسات عمومی، کانون¬های تفریحی و یک هتل کوچک برای مهمان تعبیه شده می باشد. در آلمان نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در نواحی گوناگون مورد توجه واقع شده می باشد. از این میان به دو مورد شاخص تصریح خواهیم نمود: مجتمع مسکونی ریتراشتراسه-نورد و مجتمع مسکونی ته¬گل¬هاربور کهدر این کشور ساخته شده می باشد.

3-4- مجتمع مسکونی ریتراشتراسه- نورد
این مجتمع توسط رابرت¬کرایر با در نظر داشتن مطالعات او در زمینه طراحی شهری طراحی شده می باشد و حاصل یک مسابقه معماری می باشد که در آن شرکت¬های متعددی شرکت کرده¬¬بودند. کرایر با موفقیت در این مسابقه به باز¬زنده¬سازی شکل¬های شهری فراموش شده¬ای می¬پردازد که در جنبش مدرن مورد بی¬مهری و بی¬توجهی واقع شده¬بودند
کرایر با به¬کار بردن الگوی بلوک¬های محصور شهری، بار دیگر موفقیت¬آمیز بودن طراحی پیرامونی به همراه فضای سبز محصور میانی را به اثبات می¬رساند. در این طرح یک¬سوم واحدهای مسکونی برای خانواده¬های بچه¬دار طراحی شده¬اند.کیفیت بالا طراحی در این مجتمع بارها و بارها از طرف ساکنان مورد ستایش قرار گرفته می باشد.

3-5- مجتمع مسکونی ته¬گل¬هاربور
طرح مسکونی ته¬گل¬هاربور نیز محصول یک مسابقه معماری بین¬المللی است؛ که در سال 1980 م. برگزار گردید؛ و سه معمار آمریکایی یعنی جلزمور، جان رابل و باز¬یودل در آن برنده شدند. این مجموعه یکصدوهفتاد واحدی که در زمینی به مساحت تقریبی ده¬و¬نیم هکتار طراحی شده¬می باشد، یکی از موفق¬ترین کوشش¬هایی می باشد که برای طراحی واحدهای مسکونی با ارتفاع متوسط صورت گرفته می باشد.
اگرچه واحدهای ساخته شده در این مجموعه مسکونی، از نظر هنجارهای حاکم بر زندگی اجتماعی از ابعادی کوچک برخوردار هستند؛ اما نماهای به¬دقت طراحی شده، جزئیات اجرایی مناسب و پنجره¬هایی که

Posted in مقالات و پایان نامه ها

فرمت word : مقاله درباره ، مسکونی، مجموعه، خصوصی، کنترل، فضاهای، ساکنین

نیازبه خلوت در فرهنگ های مختلف متفاوت می باشد و بین افراد در یک فرهنگ خاص نیز بسته به حالت روحی و وضعیت اجتماعی تفاوت هایی هست. به اظهار دیگر شرایطی که برای یک فرد معنای خلوت دارد ممکن می باشد برای فرد دیگری تنهایی و انزوا باشد. وشرایطی که برای یک فرد در زمان مشخصی شلوغی به شمار می رود ممکن می باشد برای فردی دیگر لذت بخش باشد. فراهم آوردن مفهوم خلوت به عنوان داشتن کنترل و اختیار، به جای انزوا، در طراحی مسکن نیاز به راه حل های قابل انعطاف دارد که در شرایط عادی مشکل بدست می آید. علاوه بر مفهوم عمومی خلوت، مفاهیم فقهی محرمیت نیز در فرهنگ ما محدودیت هایی را به موارد قبلی اضافه می کند. این محدودیت ها از مقیاس همجواری مجموعه در واحدها تا تقسیمات داخلی واحدهای مسکونی قابل توجه می باشد . اشراف و آلودگی صوتی که نکات مهم مورد نظر این احکام هستند تا حدودی در فرهنگ های دیگر نیز از محدودیتهای طراحی می باشند. در بسیاری از ضوابط تدوین شده طراحی موارد فوق از مباحث اساسی هستندAMCORD, 1995) ).
در مقیاس مجموعه ها، روش به وجودآوردن کنترل بر خلوت زندگی، فراهم آوردن سلسله مراتبی تعریف شده از فضاهای باز عمومی، نیمه خصوصی و خصوصی می باشد که مانع ایجاد مزاحمت از سوی غیر ساکنین می گردد. و فضاهای واسطه مابین واحدهای مسکونی و فضاهای مشترک دسترسی را تأمین کند هر چه امکان کنترل بیشتر برای ایجاد قلمرو خصوصی به ساکنین داده گردد احتمال دست یا فتن به خلوتی بهینه بیشتر می گردد. در مقیاس همجواری واحدهای مسکونی، برای تعریف فضاهای باز خصوصی علاوه بر بهره گیری از مصالح غیر منعطف و دیوارهای خشک بنایی، بهره گیری از مصالح و فرم های سبک تر و اقتصادی تر و کاشت گیاهان مناسب نیز امکان پذیر می باشد(عینی فر، 1386 ).
موانع متحرک مثل سایبان های عمودی قابل نصب و دیوارهای حایل، زمینه انتخاب های بیشتری را فراهم می آورند. در مجموعه های مسکونی با تراکم بیشتر که با ارتفاع بیش از دو طبقه ساخته می شوند ا شراف به فضاهای خصوصی بار مجاور از طبقات بالاتر از معضلات رایج می باشد. این مشکل می تواند از طریق دقت در جایابی و طراحی پنجره ها بهره گیری از شیشه مات، دیوارهای مشبک جدا کننده، ایوان و بالکن یا موانع دیگری که زاویه دید را بدون مانع شدن پیش روی نور و تهویه محدد کند قابل حل باشد(همان، 1386 ).
واحدهای مسکونی مجموعه های با تراکم بالا نه تنها ارتباط کالبدی نزدیکتری با یک دیگر دارند بلکه احتمال بیشتری هست که در مجاورت ایستگاه های حمل ونقل شهری قرار گیرند. در این صورت آ لودگی حاصل از انتقال سرو صدا بین واحدها می تواند از طریق ایجاد عایق صوتی و دویار های جداکننده با طراحی مناسب فضاها صورت گیرد. جایگیری درست عملکردهای داخلی مسکن مانند حمام و دستشویی، آشپزخانه و محل قرارگیری ماشین لباسشویی، اتاق نشیمن خانواده به فضاهای آرام خانه مثل اتاق پذیرایی، اتاق خواب و اتاق مطالعه یا کار جلوگیری کند(همان، 1386 ).

در حالی که ایجاد فاصله بهترین راه حل جلوگیری از صداهای مزاحم به نظر می رسد، اما با در نظر داشتن اینکه در تراکم های بالا فضاهای واسطه به حداقل می رسند، موانع مصنوع و طبیعی مثل دیوارها، شکستگی های زمین و بهره گیری از شیشه های دو جداره موثر هستند. همچنین فضاهای آرام خانه مانند اتاق خواب بایستی تا حد امکان از فضاهای خارجی دور باشند(همان، 1386 ).
2-11-4- امنیت در مجموعه های مسکونی:
افزایش جرائم و چگونگی توزیع آن در محیط های شهری ساکنین شهرها را به گونه فزایندهای نسبت به امنیت ساکنین در شهرهای بزرگ و پر جمعیت نگران کرده می باشد . افزایش در تراکم مسکونی می توادند بر امنیت ساکنین اثرات مثبت و منفی داشته باشد. تمرکز ساکنین و مراجعه کنندگان از یک سو می تواند مزاحمت های بالقوه ای را ایجاد کند و از سوی دیگر می تواند امکان مراقبت و کنترل ساکنین بر رفتارهای ناهنجار اجتماعی را میسر سازد(Newman, 1972).
جنبه های روانشناختی احساس امنیت در محیط های مسکونی بایستی در هر فرهنگی به درستی مطالعه و شناخته گردد. این جنبه ها تحت تأثیر شماری از عوامل از قبیل ویژگی های اجتماعی ـ فرهنگی ساکنین، میزان دسترسی فیزیکی برای مزاحمین بالقوه، تعریف و کنترل حریم و قلمرو مسکن، میزان مراقبت از مسیرهای دسترسی و دیگر مکان هایی که از طریق آنها امکان مزاحمت هست می باشند. در حالی که دو تأثیر طراحی در اصلاح و مسائل اجتماعی نباید اغراق نمود، اما به هر حال طراحی به همراه مدیریت و مشارکت اجتماعی ساکنین مراقبت و حفظ امنیت مناطق مسکونی را با موفقیت بیشتری همراه خواهد نمود. تعریف حریم و قلمرو یکی از مهمترین نکات طراحی مسکن می باشد و در جهت فراهم آوردن خلوت و امنیت تأثیر مهمی را اعمال می کند. کنترل قلمرو در اختیار گرفتن فضا از طریق تعریف محدوده ای خاص می باشد. قلمرو می تواند خصوصی ( مثل فضاهای باز خصوصی واحدهای مسکونی)، نیمه خصوصی ( مثل محوطه های مشاع داخلی و خارجی در مجموعه های چند واحدی)، وعمومی (مثل فضاهای باز خیابان ها و پیاده روها) باشد. در حالی که قلمرو خصوصی مسکن معمولاً تعریف شده و کنترل شده می باشد و نگهداری آن خوب ا نجام می گردد، قلمرو نیمه خصوصی اغلب مبهم بوده و به شکل ضعیفی کنترل و نگهداری می گردد(عینی فر، 1386).
با افزایش تراکم مسکونی معمولاً فضاهای باز خصوصی هر واحد تقلیل پیادا کرده و زندگی مردم از جهت همجواری کالبدی فشرده تر می گردد. در نتیجه تعریف روشنی ا زحریم و قلمرو در طراحی فضاهای مسکونی اهمیت فزاینده ای می یابد. تقابل های ناخواسته اجتماعی بین ساکنین می تواند در اثر ابهامی که از تعریف ضعیف قلمروهای خصوصی و نیمه خصوصی ایجاد می گردد افزایش یابد. از طرف دیگر، تعریف روشن قلمرو و حریم می تواند به افزایش شناسه، خلوت و امنیت کمک کرده و تقابل های اجتماعی و معضلات همسایگی را تقلیل دهد(همان، 1386 ).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ضوابط طراحی برای فضای قابل دفاع توسط اسکار نیومن در کتای به همین نام تدوین شده، ضوابطی می باشد برای طراحی محیط های مسکونی امن با تراکم متوسط و بالا. در این ضوابط «…سلسله ای از مکانیزیم ها شامل ایجاد موانع فیزیکی یا نمادین، محوطه های باز تعریف شده و امکان مراقبت ، پیش بینی شده که در ترکیب با هم یک محیط مسکونی را به کنترل ساکنین در می آوردند. بر اساس این دیدگاه یک فضای مسکونی برای عده مشخصی از ساکنین، با تعریف دقیقی از حریم و سلسله مراتب فضاها، و با بهره گیری از موانع فیزیکی و نمادین طراحی می گردد. در این مجموعه ها جایگزینی پنجره ها به گونه ای ا ست که مراقبت از فضاهای عمومی و نیمه خصوصی را تشویق می کند و قرارگیری واحدهای مسکونی و نحوه همجواری آنها خیابان های عمومی را به کنترل ساکنین در می آورد (Newman, 1972).
در بسیاری از مجموعه های مسکونی در کشورهای غربی بخصوص آنهایی که با مهاجرت به وجودآمده اند، بهره گیری از دروازه های با کنترل از راه دور، سیستم های مداربسته کامپیوتری، و نگهبان تمام وقت رایج شده می باشد. تا چه حد این اقدامات نمایانگر نگرانی واقعی از جرم و جنایت می باشد قابل تردید می باشد. بکارگیری این نوع مراقبت ها و ایجاد موانع فیزیکی سخت، اگرچه ممکن می باشد در اقدام موثر باشد، اما تصویری روانشناختی از نا امنی را در فضا عمومی شهر و مناطق مسکونی به نمایش می گذارد. نهادهای محلی و مشارکت مردم می تواند تأثیر مؤثری در برقراری امنیت مجموعه های مسکونی داشته باشند(عینی فر، 1386 ).
محافظت از وسایل نقلیه شخصی نیز در شهرهای بزرگ برای عموم مردم اهمیت پیدا نمود می باشد . در بسیاری از کشورها در توقفگاه های زیر زمینی که میزان مراقبت طبیعی از واحدهای مسکونی کم می باشد، بهره گیری از درهای ایمنی کنترل از راه دور و بهره گیری از کلید و کارت معمول شده می باشد. در مجموعه های مسکونی همچنین قفل روی درها و پنجره ها، عدسی های ایمنی روی درهای ورودی، سیستم های هشدار دهنده نیز متداول می باشد. نورپردازی کافی که بتواند مراقبت از نقاط ورودی، مسیرهای دسترسی و محوطه های توقفگاه های جمعی را در شب تسهیل کند لازم است. فرم محوطه سازی و فضای سبز هم می تواند از سهولت دسترسی مزاحمین جلوگیری کند به هر حال حداقل مراقبت از وسایل نقلیه، در نظر گرفتن محل توقف مناسب به تعداد واحدهای مسکونی در هر مجموعه می باشد(همان، 1386).
2-11-5- دسترسی پیاده:

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

با افزایش ساخت مجموعه های بزرگ و متراکم مسکونی، طراحی دسترسی مناسب پیاده برای ساکنین و میهمانان اهمیت روز افزونی یافته می باشد. در مجموعه ها، نقشه مناسب محوطه، علامت گذاری ها و نام گذاری های درست، جهت یابی را تسهیل می کند برای به وجودآوردن خوانایی بیشتر، احساس ورود جهت یابی وسلسله مراتب دسترسی در مجموعه ها بایستی تمهیداتی در زمینه برنامه ریزی محوطه، طراحی منظر فرم واحدهای مسکونی، قرارگیری بناهای عمومی محلی، جزئیات ساختمانی و نورپردازی محوطه انجام پذیرد. یکی از نیازهای اولیه برای جهت یابی مناسب اجتناب از ابهام برای مراجعین و ساکنین با فراهم آوردن مجموعه هایی با ورودی کاملاً مشخص می باشد. یک ورودی قوی با نشانه ای روشن بین محدوده مجموعه ها و محیط اطراف فرق ایجاد می کند در عین حال به عنوان یک مانع نمادین پیش روی افراد ناخواسته به حفظ امنیت کمک می کند. قابل رویت بودن و سادگی مسیرهای دسترسی پیاده با تلفیقی از فرم ساختمانی، طراحی منظر و علامت گذاری ساده و خوانا که مراجعه کنندگان را برای یافتن واحدهای مسکونی به جهت یابی اصلی هدایت کند، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. بایستی از ایجاد مسیرهای پیاده با نقاط تصمیم گیری گنگ اجتناب نمود. مگر

Posted in مقالات و پایان نامه ها

جدید: مقاله درباره عالم، نور،، ظلمت، موجودات، ، سهروردی، اشراق

در ایران از گذشته¬های دور، هنر برای این ¬که بتواند اندیشه¬های دینی را منعکس کند کوشیده می باشد تا از محدوده واقعیت فراتر رفته، زمان و مکانی معنوی را القا کند. نقاش ایرانی به¬دلخواه، ظواهر مادی سه¬بعدی را به طرحی دو¬بعدی با رنگ¬های تخت و نورانی تبدیل به این روش و زبان، تمامی خواسته¬های معنوی خود را به نمایش می¬گذاشت.
وجود فره در نقاشی و تأثیر¬ برجسته¬های ایرانی، صورت دینی را در هنر ایرانی غالب کرده می باشد. این نور ملکوتی در هنر به ¬صورت هاله¬ای نورانی تصویر شده می باشد. “در آیین زرتشت نیروی حقیقت نور به شکل اهورا مزدا، سرور نور، نشان داده شده می باشد” (کوپر،1379،ص367).
به¬علاوه، موجودات روحانی ارتباط¬ی جنینی و تکوینی با موجودات مادی دارند و می¬توان گفت چیزی که ما وجه زمینی موجودات می¬دانیم، توسعه واقعیت وجه آسمانی آن¬ها در این مرتبه زیرین می باشد. اما نمی¬توان از طریق ادراک حسی یومیه، وجه آسمانی موجودات یا خود زمین در تمامیت آن را به ¬عنوان فرشته ادراک نمود. چیزی که مورد نیاز می باشد تحول نفس و خیال و دستیابی به چیزی می باشد که کربن از آن به تخیل خلاق تعبیر می¬کند. این تحول غیر از به یاری آن نور ملکوتی که آیین زرتشتی از آن به خورنه یا “نور جلال تعبیر می¬کند، دست نمی¬دهد. این نور از آغاز به عنوان نور مقدس که پیروزی نهایی نور موجودات بر ظلمت¬ها آن¬ها را تضمین می¬کند، در عالم فعال بوده می باشد” (نصر،1385،ص77). وقتی بشر واجد این نور ملکوتی گردید، ادراکش نیز نسبت به اشیاء تحول می¬یابد.
بنابر تفکر اوستایی، شاعران و متفکران ایرانی تحقق هر علم و صنعتی را با عطا و فیض این فره ممکن می¬-دانند. با این ودیع آسمانی، هنرمندان با سیر در ساحت خیال از عالم جسمانی دور می¬شوند و به عالم نورانی تقرب می¬یابند.

2-2-5-2-نور در مسیحیت
برداشت عرفانی، کلیسای جامع سن دنی را با نورگیرهای شیشه¬ای بلند، جام¬های نقاشی روی شیشه، به تقلید از رنگ¬های جواهرات و سنگ¬های قیمتی، و دیوارهای تقریباً ناپیدا برای وارد شدن نور روز به رواق کلیسا به صورت سفینه¬ای از نور درآورده می باشد. از سوی دیگر، برعکس در همین دوره می باشد که روبروگروتست (1175-1230م.) به پژوهش در طبیعت نور می¬پردازد و “صورت اولیه” و پیوند جهان را در آن می¬بیند و یک علم فیزیک نور از آن استخراج می ‌کند که آن را “درمورد نور” (De Luce) می¬نامد. این فیزیک بر کاربرد هندسه برای تعیین و تعریف جهان عقلانی استوار می باشد که در آن “همه علل طبیعی را می¬توان در خطوط زوایا و اشکال پیدا نمود.” نوری که با اشراق سهروردی و مایستر الکهارت (1260-1328م.) که در نظر وی آموزش از نور مخلوق ناشی می¬گردد، بسیار متفاوت می باشد؛ تلقی و برداشت او با اعتقاد به اینکه نور مقدمه اندیشه علمی می باشد، جنبه¬های چندگانه تمدن قرون وسطایی را کامل می¬کند و در واقع به همان طریقی که اثر دنی (یا اثر منسوب به دنی) سیمای الهی اورشلیم نور را به کلیسای جامع داده می باشد، عرفان کسی زیرا سهروردی یا حکمای شیعه اثنی عشری ایران نیز، از راه انتساب معنای نمادین دقیقی به تقریباً هر جزء معماری مساجد، درخشندگی و برجستگی آنها را ده¬ها برابر کرده می باشد. بر همان مبنا می¬توان تفسیری متعالی برای اشکال، رنگ¬ها و شمایل¬های کلیسای جامع گوتیک قائل گردید(همان،ص 182).

2-2-5-3-نور در اسلام
اگر بخواهیم برای ذات پاک خدا تشبیه و تمثیلی از موجودات حسی این جهان انتخاب کنیم -گرچه مقام با عظمت او از هر شبیه و نظیر برتر می باشد- آیا غیر از از واژه “نور” می¬توان بهره گیری نمود؟ همان خدایی که پدید آورنده تمام جهان هستی می باشد، روشنی بخش عالم آفرینش می باشد، همه موجودات زنده به برکت فرمان او زنده¬اند، و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند که اگر لحظه ای لطف خود را از آن¬ها بازگیرد همگی در ظلمت فنا و نیستی فرو می¬طریقه. و جالب این که هر موجودی به هر نسبت با او ارتباط دارد به همان اندازه نورانیت و روشنایی کسب می¬کند:
قرآن نور می باشد، زیرا کلام اوست.
آیین اسلام نور می باشد، زیرا آیین اوست.

پیامبران نورند، زیرا فرستادگان اویند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

امامان معصوم انوار الهی هستند، زیرا حافظان آیین او از پیامبرانند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ایمان نور می باشد، زیرا رمز پیوند با اوست.
پس الله نور السموات و الارض (سوره مبارکه نور، آیه 35 ص 354)
بلکه اگر نور را به معنی وسیع کلمه به کار بریم یعنی (هر چیزی که ذاتش ظاهر و عیان و ظاهر کننده غیر باشد) در این صورت به کار بردن کلمه نور در ذات پاک او جنبه تشبیه هم نخواهد داشت، زیرا که چیزی در عالم خلقت از او آشکارتر نیست، و تمام آن چیز که غیر اوست از برکت وجود او عیان می باشد.
نور صفت حق و صفت نازل¬شدگان حق می باشد (هم انبیا و هم کتب آنها) اسلام نور می باشد و مؤمنین نیز هر کدام جلوه نور معرفی شده¬اند. در قرآن مجید آمده می باشد که خدا نور آسمان و زمین می باشد این پرتو الوهیت می باشد که اشیا را از تاریکی لاوجود بیرون می¬آورد قابل دیده شدن کنایه می باشد از به هستی درآمدن، همان-گونه که سایه چیزی بر روشنایی نمی¬افزاید، (یا رب النور و الظلام – مفاتیح الجنان، دعای جوشن کبیر، ردیف 26) اشیا به بهره¬ای از پرتو هستی دارند از میزان واقعیت برخوردارند.
هیچ نماد و مظهری مانند نور به وحدت الهی نزدیک نیست، (یا نورالنور، یا منورالنور، یا خالق النور، یا مدبرالنور، یا مقدر النور، یا نور کل نور اقبل کل النور، یا نور بعد کل نور، یا نور فوق کل نور، یا نور الیس کمثله نور- همان، ردیف 47). ای نور روشنی¬ها، ای روشنی بخش نورها، ای آفریننده¬ی نور، ای نظام بخشنده نور، ای اندازه بخشنده¬ی نور هلاکه هر نوری را به اندازه¬ی معین روشنی داده)، ای روشنی هر نور پیش از وجود هر نور، ای نور بعد از هر نور، ای نور فوق هر نور، ای نوری که بمانند او نوری نیست.
در این ردیف از دعای جوشن، حقیقت عالم به شیوه¬ای هنرمندانه اظهار شده می باشد. بیانی که عالم هستی را بازخوانی می¬کند. حال، آینده و گذشته را دربرمی¬گیرد و هنر مقیاس، اندازه و نظم را در خلق یک پدیده اظهار می¬کند. ظلمت را در یک قدمی روشنایی تعریف، و بازنمایی می¬کند و عالم را به تعبیری تاریک و ظلمت می¬توان انگاشت که حقیقت وجود الوهیت ظلمت را به نور مبدل می¬سازد (یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاهم الطاغوت یخرجنهم من النور الی الظلمات، بقره، آیه 256 ص 43).
حتی چهره¬ی ظاهری مساجد به¬گونه¬ای شکل گرفته تا از طریق رمز و تمثیل، با روشنی خیره¬کنده¬ای، اسماء و صفات گوناگون الوهیت را جلوه¬گر نماید: گنبد، زیبایی الهی یا “جمال” را و مناره¬ها، ابهت خداوندی یا “جلال” را(نصر، 1370،ص48).

2-2-5-4- نور از دیدگاه سهروردی
در شناخت کامل و جامعی از موضوع چه مناسب می باشد تا از صاحبان اندیشه متعالی عارف، فیلسوف و دانشمند جلیل القدری زیرا شیخ اشراق آشنا و کلیاتی از عقاید وی در خصوص زمینه فلسفه نور بهره گیریم.
شیخ اشراق عنصر نور را اساساً به¬عنوان تمثیلی از جلوه¬ی وجود مطلق به¬کار می¬گیرد. شیخ اشراق خداوند را نورالانوار می¬خواند و معتقد می باشد که آسمان و زمین از نور خداوند به وجودآمده م موجودات به نسبت قرب به نور از وجود بهره¬مندند. او معتقد می باشد که نور در مرتبه¬ی حس و ماده ضعیف¬تر از نور در مراتب عالی¬تر می باشد، یعنی هرقدر به منبع نور و حضرت نورالانوار نزدیک¬تر شویم، نور خالص¬تر و شفاف¬تری حاصل می¬گردد.پس تجرد از ماده به معنای حرکت و عروج به سمت منبع وجود و نور هستی و دوری گزیدن از نازلترین درجه¬ی وجود و سایه¬های نور می باشد.
فلسفه اشراق، فلسفه “شرق”می باشد (واژه اشراق به معنای نور خورشیدبه هنگام طلوع آن می باشد). اشراقیان، فیلسوفان شرقی هستند اما نه به معنای جغرافیایی آن، بلکه به معنای متافیزیکی و فلسفی واژه. فلسفه اشراق خود برزخی می باشد، به این معنا که رسالت آن نه فصل کردن بلکه وصل کردن و یکی کردن پژوهش فلسفی و تجربه معنوی می باشد. عالم مثال نیز برزخی می باشد ضروری که معقول و محسوس را در این ارتباط می گذارد(استیرلن،1377،ص11).
سهروردی بنیانگذار دومین حوزه فلسفی در جهان اسلام به نام (فلسفه اشراق) می باشد. به نظر سهروردی چیزی قابل رویت می باشد که دارای دو نور باصر و مبصر باشد.
سهروردی، اساس حکمت فرزانگان ایران را تفسیر عالم بر مبنای (نور و ظلمت) و تصفیه باطن و در نتیجه (تجرد) و وصول به نور تایید می¬داند. نمونه¬هایی که سهروردی از حکمت بهره برده می باشد:
بهره گیری از تمثیل و رمز
تفسیر عالم براساس نور و ظلمت
امکان و عدم منشأ شرند و شر نیز ذات ندارد بلکه نوعی نیستی کمال می باشد (حکمه النصوف، ص 116و117). شر در عالم ظلمات، لازمه حرکات می باشد و ظلمت و حرکت از جهت فقر انوار قاهر و مدبر، ایجاد می¬شوند. به علاوه شرور این عالم بسیار کمتر از خیرات آن می باشد (مجموعه مصنفات، ج 2. حکمت الاشراق،ص235). در نظر سهروردی ظلمت به معنای (عدم نور) می باشد و عدم، مبدأ مستقل ندارد.
قرآن و حدیث از مهمترین منابع سهروردی می باشد. سهروردی بیش از هر حکیم مسلمان دیگر به قرآن و سنت توجه کرده می باشد (غلامحسین دینایی،ص39 و 40). بعضی از استنادات سهروردی به قرآن عبارتند از: این که حق اول، نور همه انوار می باشد به آیه (الله نور السموات و الارض، نور 351).

2-2-5-5- نور از دیدگاه غزالی
از دیدگاه غزالی “نور حقیقی منحصر به خداست و کاربرد این کلمه در غیر ذات او مجاز می باشد و به هیچ وجه حقیقت ندارد” از دیدگاه او نور سه معنا دارد: معنایی نزد عوام، معنایی نزد خواص و معنایی نزد خواص خواص، در نزد عام نور به معنای روشن کردن و عیان شدن می باشد و این معنی نسبت به اشخاص، متفاوت می باشد زیرا امکان دارد چیزی برای یک فرد عیان و برای دیگری پنهان باشد (غزالی، 1351، ص 4).
مهمترین ابزار بشر برای ادراک اشیا و آشکاری آنها، حواس پنج گانه می باشد. پس نور در اصطلاح عامه مردم چیزی می باشد که قابل رؤیت و وسیله ای برای رؤیت اشیا دیگر باشد از دیدگاه غزالی چشم نیز، خود نور می باشد زیرا بوسیله آن اشیا عیان می¬شوند اما بدین دلیل که نور چشم- یا خواص ظاهر- دارای نواقصی جدی هستند، در باطن بشر نوری حقیقی هست که از تمامی نواقص مبری می باشد و آن را گاهی “عقل”، “روح” یا “نفس ناطقه” می¬نامند. غزالی اصطلاح عقل را برای این نور باطن می¬گزیند و با توضیح و بسط آن اثبات می¬کند هفت نقصی که در چشم ظاهر هست هیچگاه در عقل راه ندارد.
(قامتوا بالله و رسوله و النور الذی انزلنا- تغابن، 8).
تفسیر نور به نور ظاهر (چشم) و نور باطن (عقل) مقدمه تفسیر عالم به دو عالم ماده و ملکوت می باشد. چشم ظاهر از عالم ماده و عقل از عالم ملکوت می باشد. عقلی که عجائبی

Posted in مقالات و پایان نامه ها

منبع پایان نامه : مقاله با موضوع معماری، نوری، تاریکی، فضا، گنبد، به¬،

2-2-4-5- تادو ¬آندو
آندو معمار خود آموخته¬ای می باشد که تحصیلات آکادمیک ندارد. آن چیز که او را بیشتر تحت تأثیر قرار داد، تأثیر نوری بود که از میان پنجره¬های بلند به¬ درون خانه¬های روستایی منطقه¬ی پربرف شمال ژاپن می¬تابید.
در آغاز به نحوه برخورد کلی سبک¬های مدرن و های¬تک با نور را که توسط آندو نقد شده می باشد را مطالعه می¬کنیم: “بی¬تردید همان¬قدر که معماری سبک¬تر شده می باشد و از محدودیت¬های سازه¬ای آزاد گشته، پنجره هم از محدودیت¬های خود رها شده می باشد و اکنون به ¬آسانی و سادگی تولید می¬گردد. با این ¬حال به خاطر این واقعیت که پنجره¬ها دیگر با سختی و مشقت تولید نمی¬شوند، دیگر نمی¬توان با نیرو و توان زیادی که پیش¬تر داشته، ما را تحت تأثیر قرار دهند. به علاوه معماری مدرن، جهانی را رو می¬نهد که همه¬اش شفاف و نورانی و کاملاً تهی از تاریکی می باشد. ویژگی حقیقی نور تماماً از خود نور برنمی¬آید بلکه به مقدمه-ی تاریکی نیازمند می باشد تا خود را با تمام ابهت و توان و درخشندگی¬اش به¬ظهور برساند.
به¬ عبارت دیگر در دوران مدرن پنجره¬ها را از محدودیت¬های سازه¬ای رهانیده و به¬ آن¬ها امکان داده¬ایم که آزادانه در هر اندازه¬ای ساخته می¬شوند. اما به¬ جای رسیدن به آزادی نور در معماری، نیروی حیاتی نور به-گونه¬ای ناکارآمد پراکنده گشته و از بین رفته می باشد. معماری مدرن جهانی با نور یکسان روشنی یافته به بهای محروم شدن از چیزهای دیگر، و تهی از تاریکی این جهان نور که انتشاری هاله¬گون دارد. قصد مرگ فضا تا حد تاریکی مطلق کرده می باشد” (آندو، 1381،ص35).
“نور به¬تنهایی روشنایی نمی¬بخشد. بایستی تاریکی باشد تا نور، نور گردد و با جلال و قدرت بدرخشد، تاریکی که تلألو نور را برمی¬افروزد و قدرت نور را عیان می¬کند، ذاتاً بخشی از نور می باشد. با این¬حال، توانمندی و ژرفای تاریکی، از آگاهی ما رخت بربسته می باشد و تفاوت¬های ظریفی که نور و تاریکی به وجودمی¬آورند و ارتعاشات فضایی آن¬ها، تقریباً همه فراموش گشته¬اند. امروزه در¬ حالی¬ که همه چیز در نوری یکدست قرار می¬گیرد، من به ایجاد ارتباط¬ای دو¬سویه میان نور و تاریکی عقیده دارم، نوری که زیبایی¬اش در تاریکی چنان نگینی می باشد که در دست گرفته¬ایم، نوری که با شکافتن تاریک و نفوذ در جسم ما زندگی را در مکان می¬دمد. برای مثال در کلیسای نور فضا با این چنین نوری که من در جستجویش بودم ساخته شده می باشد. در این ¬جا، من جعبه¬ای با دیوارهای محصور ضخیم بتنی ساختم که در واقع “ساختمانی از تاریکی” بود. پس بر یک دیوار شکافی ایجاد کردم که به نور تحت شرایط بسیار محدود اجازه نفوذ می¬دهد. درهمان-حال یک دسته پرتو، تاریکی را به¬ سختی می¬شکند. دیوار، سقف و کف هر یک مانع نوری می¬شوند و وجودشان در حالی¬ که نور منعکس شده، همزمان در میان آن¬ها به عقب و جلو می¬جهد و نسبت¬های بنیادی پیچیده¬ای را ایجاد می¬کند. عیان استفضا زاده می¬گردد. با این ¬حال با هر تغییری در زاویه نفوذ نور، هستی اشیاء و نسبت¬هایشان بازآفرینی می¬گردد. فضا به ¬دیگر سخن هیچگاه شروع به تکمیل شدن نمی¬کند، بلکه مدام نو می¬گردد (آندو،1381،ص41).
نور به چیزها هستی¬ای مشخص می¬بخشد و فرم را به فضا می¬پیوندد. نوری ¬که به درون فضایی معماری می-آید و در آن مقام می¬گیرد، بر سطح گشوده چیزها می¬ایستد و سایه¬ها را دردشت آنها می¬انبارد. بدین¬ ترتیب به همان سان که نور با انزوای خود و پذیرش آن از سوی اشیاء عینیت می¬یابد و برای اولین بار شکل می-گیرد، اشیاء نیز پیوسته شکل می¬یابد (آندو،1381،ص50).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

در کارهای وی، خانه کوشینو خواست او را از تجربه با نور باز می¬نمایاند. بنا در شیبی نهاده شده و در سطحی پایین¬تر ورودی کوتاه و بدون پنجره آن قرار گرفته می باشد. گذر از میان این ورودی تاریک، فرد را به یک نشیمن مرتفع می¬رساند که با تغییری ناگهانی پس از ورودی، در تنوعی از نور قرار گرفته می باشد. نور مستقیمی که از سقف شکاف¬دار افکنده می¬گردد، نور منعکس شده که از پنجره¬های کم¬ارتفاع کناری وارد می-گردد و نور نمادینی که از میان شکاف¬های بلند و باریک به درون می¬آید. نقوش نور و ارتباط¬های همپوشان میان آن نقوش و عناصر مختلف طرح برای معماری سنتی ژاپن بسیار مهم بودند. در این سبک معماری با تغییر نور درطول زمان نسبت¬های دوسویه میان اجزاء مستقر می¬گردد.
این امر در تفکر “ذن- بودایی” جایی که فضا نوعی “هیچی” می باشد و تنها مرزی که مواد محو می-شوند هستی می¬یابد، دیده می¬گردد. اتاق مراسم چای در مراسم چای در معماری ژاپنی، خرده جهانی می باشد که این مرز را در لبه¬ نقطه محو شدن عیان می¬سازد. فردی که ساکت و متفکر در چنین فضایی نشسته می باشد بی¬کرانگی را در گشایش میان نور و تاریکی تجربه می¬کنند.
هدف وی محدود کردن مصالح، ساده کردن هر چه بیش¬تر اظهار و نمود، حذف هر آن چیز که که ناضروری می باشد و به¬ هم آمیختن تمامیت بشر، طی نوعی فرآیند در فضای کارهایش می باشد وی امیدوار می باشد با دوری¬ گزیدن هر¬چه بیش¬تر از سبک، بیشترین تعادل را ایجاد ¬کند. در حین تغییرات طبیعی، با فرم¬هایی ساده شده، تجمع چند سطحی صحنه¬های تو در تو عیان می¬گردد. برای رسیدن به چنین تأثیری لازم می باشد به جایی برسیم که در آن کشمکش نور و تاریکی فرم را عیان می¬سازد و از این طریق توانایی به فضای معماران باز-گردد (آندو، 1381،ص34).

2-2-4-6- هادی میرمیران
میرمیران معتقد می باشد که “شفافیت با نور بسیار قرین می باشد”. به جرأت می¬توان گفت که هیچ¬ یک از دوره-های برجسته معماری جهان تا قبل از دوره مدرن، آن¬چنان که معماری پس از اسلام ایران از نور بهره برده می باشد، نتوانسته¬اند بهره ببرند. نور چیزی عارضی بر این معماری نیست، بلکه با حقیقت و ذات آن عجین می باشد. نور در این معماری تنها یک وظیفه کاربردی ندارد، تأثیر آن حتی به آفرینش زیبایی هم محدود نمی-گردد، بلکه نور حقیقت معماری اصفهان را می¬سازد و آنجایی حضور دارد که تعالی ماده به نور در این معماری صورت می¬گیرد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

از آنجا که خلاقیت¬های نوری حدومرز ندارد، به ارائه به یک نمونه عالی بسنده می¬کنم و آن نور در مسجد شیخ لطف¬الله و بخصوص گنبد ¬خانه آن می باشد. نور در گنبد ¬خانه این مسجد پر، آرام، با تأثیر¬ و ¬نگار و در حرکت می باشد و برای غیر¬مادی کردن فضای گنبد¬ خانه و اتصال به¬ ماوراء طرح¬ اندازی شده می باشد. دو منبع اصلی نور در این گنبد ¬خانه هست، یکی حجمی از نور که از دهانه بزرگ شمال¬¬¬شرقی بر دیواره جنوب¬غربی شبستان که محراب در آن قرار دارد می¬تابد و تمامی سطح این دیواره را پوشیده از کاشی و صیقلی می باشد، غرق نور می¬سازد و به ¬نوعی این حایل مادی را از میان بر می¬دارد. دوم احجام نوری هستند که از شانزده شبکه داخل طوقه گنبد می¬تابند، پیچ ¬و ¬تاب¬های شبکه را با خود دارند و با گردش آفتاب به گردش درمی¬آیند. این احجام نوری هم طوقه گنبد که منطقه اتصال مکعب زمین به گنبد آسمان می باشد از میان برمی¬دارند و این اتصال زمینی به آسمانی را بی¬واسطه می¬سازند، هم¬ فضای تاریک زیر گنبد را روشن می¬کنند و حجم عظیم گنبد را زیرا گنبد آسمان در فضا شناور می¬سازند و هم با تابیدن بر دیواره¬های گنبد خانه، احجام، سطوح و نقوش متعدد آن را با بازی¬های شگفت خود چند برابر، با سبک¬بالی به رقص در¬می-آورند. به حق بایستی گفت که نور در مسجد شیخ لطف¬اله کیفیت مادی بنا را به مرزی ورای ماده و در پیوند با تأثیر نور می¬رساند و مصالح زمینی را آسمانی می¬کند و ماجرایی می¬آفریند که به هدف عمیق معماری یعنی تبدیل ماده به نور تجسم می¬بخشد (معماری شهرسازی 43-42).

2-2-4-7- کامران افشار نادری
در دوره اسلامی می¬بینیم که ابنیه مقدس گنبدهای دارند که نور را منعکس می¬کنند و کاری که با طلا، آیینه در این بناها می¬گردید نشان از ارزش معنویی نور بوده می باشد. درگذشته ایرانی¬ها سیستم¬های مختلفی را برای شکل دادن به نور ایجاد کردند که می¬توان از آنها به مشبک¬ها، آیینه¬کاری، کاربندی، مقرنس تصریح نمود که در داخل ساختمان به کار می¬رفت و در بیرون ساختمان از نقوش برجسته برای شکل دادن به نور بهره گیری می-گردید که من از آن به نام شکار نور یاد می¬کنم، در ایران نوری بسیار قوی هست که گاهی آزاردهنده بوده می باشد و معماران در کوشش برای کنترل و شکار این نورها برآمدند و این کار را از طریق عناصر برجسته در نما که باعث شکست نور می¬گردید و با سایه ترکیب و تلطیف می¬گردید را با به¬ کارگیری آجر به وجودمی¬آوردند.
از طرفی در دوره اسلامی، دانشمندان سرزمین¬های اسلامی مانند ابن حیثم مطالعات زیادی بر روی نور انجام دادند. از سوی دیگر، کلمه نور در زبان فارسی در جاهایی مورد بهره گیری قرار می¬گرفت که معنای دانش و معرفت، خرد، معنویت و مسایل باارزش را داشت.
قدمای ما معتقد بودند بینایی بر اثر نوری می باشد که از چشم ما می¬آید و به اجسام برخورد می¬کند و بدین طریق امکان دیدن اجسام میسر می¬گردد، در صورتی¬که امروزه عکس آن اثبات شده می باشد، یعنی نور از اجسام به چشم و شبکیه ما می¬تابد و امکان دیدن برای ما میسر می¬گردد در نتیجه تمامی موضوعاتی زیرا بافت، رنگ، تناسبات، ترکیب، حجم، فرم با وجود نور معنا می¬یابند. بدون نور، فقط روابط فیزیکی در معماری معنا می¬یابند، در صورتی ¬که کیفیت نور بر کیفیت فضا و ویژگی¬های معماری تأثیر می¬گذارد.
از طرفی اگر ما نوری مثل نورهای زرد سدیم با طیف تک ¬رنگ داشته باشیم، هر آن چیز که را می¬بینیم تک¬رنگ خواهد بود و امکان فرق رنگی بین اشیاء برای ما وجود نخواهد داشت و یا اگر نور از یک زاویه بسته بر یک سطح بتابد، نسبت به نوری که از مقابل می¬تابد، برجستگی¬های آن جسم بیش¬تر به چشم می¬آید.
نوری که بصورت متمرکز بتابد حالت تمرکز را در فضا القا می¬کند و نوری که در اطراف یک فضا باشد، ابعاد فضا را به¬ صورت بصری گسترش می¬دهد، در نتیجه کیفیت نور تأثیر مستقیم بر کیفیت فضا دارد.
در عین حال عادت داریم که در طبیعت نور متنوع داشته باشیم. نور یکنواخت و یکدست با وضعیت ثابت در طول روز شاید از لحاظ عملی برای خواندن و نوشتن مناسب باشد اما تأثیر خوبی در ذهن ما نمی-گذارد.

2-2-5- نور در ادیان و فلسفه
2-2-5-1- نور در زرتشت
نور در فرهنگ ایران قبل از ظهور اسلام تأثیر مهمی دارد. در حکمت ایران باستان از خداوند که همان اهورا مزدا باشد به منزله¬ی روشنی بیکران یاد شده می باشد و غالباً در کتب پهلوی خدا در روشنی بیکران می باشد.
در کتاب “ارداویراف نامه” وقتی سروش مقدس و آذر ایزد در بهشت دست “ارداویراف” را می¬گیرد و به¬سمت روشنی بی¬پایان و انجمن اهورامزدا و امشاسپندان می¬برند، اهورا مزدا به ارداویراف پیامی می¬دهد که به جهانیان برساند: “زیرا اهورا مزدا به این گونه گفت من شگفت ماندم، چه روشنی دیدم و تن ندیدم و بانگ شنیدم و دانستم که این اهورا

Posted in مقالات و پایان نامه ها

دانلود فرمت ورد:مقاله درباره ، مسکونی، مجموعه، مقیاس، ساکنین، هویت، اجتماعی

مجتمع های مسکونی آپارتمانی دارای ابعاد مختلفی هستند و می توان اصول و معیارهای برنامه ریزی آنها جهت نیل به محیط های مطلوب مسکونی تدوین گردند. بعضی از مهم ترین این ابعاد که معیارهای مربوط به آنها در مطالعه دو نمونه موردی حاضر مورد سنجش قرار گرفته اند عبارتند از:
• نظام حمل و نقل و دسترسی مجتمع های مسکونی شامل: موقعیت نسبت به سلسله معابر دسترسی و شبکه ارتباطی شهر، نحوه اثر گذاری بار تراکیفی مجتمع بر معابر اطراف و دسترسی به سیستم حمل و نقل عمومی در شهر ی (عزیزی، 1378).
• ابعاد کالبدی مجتمع های مسکونی شامل: سطح آشغال و تراکم، ارتفاع بلوک های ساختمانی، نحوه چیدمان بلوک های ساختمانی و مسایل مربوط به مجاورت بناها و میزان و کیفیت فضای باز میان بلوک ها ی (همان، 1378).
• ابعاد مربوط به سیمای شهری شامل: وحدت فضایی و هماهنگی با بافت شهری مجاور، تأمین چشم انداز و مسأله اشراف و عدم محرمیت (عزیزی، ملک محمد نژاد، 1386).
• ابعاد زیست محیطی مجتمع های مسکونی شامل: میزان و کیفیت نگهداری فضای سبر، میزان آلودگی هوا و آلودگی های صوتی (همان، 1378).
• دسترسی به خدمات، تسهیلات و کاربری های مهم شهری شامل: دسترسی مناسب به خدمات و تجهیزات شهری در سطوح عملکردی مختلف و سازگاری و تناسب مجتمع با کاربری های مجاور و پیرامون (لینچ، 1381).
• ابعاد اجتماعی و فرهنگی مجتمع های آپارتمانی شامل: امنیت و حفاظت، روابط همسایگی و مشارکت ساکنان در اداره محیط مسکونی خود (متوسلی، 1378).
عینی فر(1386) در مقاله تحت عنوان” عوامل انسانی و محیطی موثر برطراحی مجموع های مسکونی”، این عوامل را مورد مطالعه قرار می دهد. بعضی از این عوامل عبارتند از: تداوم کالبدی-اجتماعی مجموعه ها با محیط اطراف، هویت و شناسه های محلی، خلوت و تعاملات اجتماعی، چگونگی برقراری و احساس امنیت در مجموعه های مسکونی، دسترس پیاده ، دسترسی سواره، ترکیبداخلی واحدهای مسکونی، اقلیم و صرفه جویی در مصرف انرژی.
2-10-مقیاس عوامل انسانی-محیطی موثر در طراحی کالبدی مجموعه های مسکونی
در دسته بندی عوامل انسانی-محیطی موثر در طراحی کالبدی مجموعه ها سه مقیاس عمده قابل تشخیص می باشد.
اول، در مقیاس پیوند بیرونی مجموعه های مسکونی با محیط های مجاور؛ در این مقیاس مهمترین مسایل ایجاد تداوم و پیوند کالبدی-اجتماعی مجموعه ها با محیط اطراف و ایجاد هویت و شناسه محلی می باشد.
دوم، در مقیاس روابط درونی مجموعه ها و ارتباطات خارج از واحدهای مسکونی؛ در این مقیاس بر قراری و ایجاد تعادل میان خلوت، تعامل اجتماعی، چگونگی برقراری و احساس امنیت، جهت یابی و دسترسی پیاده، دسترسی سواره و در نظر گرفتن توقفگاه های مناسب از مسایل مورد نیاز طراحی هستند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

سوم، در مقیاس واحدهای مسکونی؛ در این مقیاس روابط و نسبت فضاهای درونی مسکن، هماهنگی آن ها با فرهنگ و سنت سکونت ساکنین مورد نظر طراحی می باشد. به علاوه اقلیم و صرفه جویی در مصرف انرژی در تمام این مقیاس ها، از جهت گیری ساختمان ها و طراحی محوطه مجموعه ها تا مقیاس همجواری واحدهای مسکونی از عوامل واجد اهمیت می باشد (عینی فر، 1386).
2-11- دسته بندی عوامل موثر در طراحی:
2-11-1- تداوم کالبدی-اجتماعی:
برای دست یافتن به تداوم کالبدی میان مجموعه های جدید مسکونی که در گسترش شهرها و یا در بافت های موجود شهری طراحی و ساخته می شوند و برقراری پیوند آنها با بافت کالبدی موجود، ترکیب مناسبی از اجزا و ارتباط ها شامل فرم، مصالح ساختمانی، رنگ، بافت و گشودگی های لازم در احجام ساختمانی و ایجاد محیط های باز مورد نیاز می باشد. از یک سو هم شکلی بیش از اندازه و تکرار واحدهای مسکونی همسان، منجر به یکنواختی و ایجاد تناقض با نیازها وشیوه های سکونت بوده می باشد و برای مردم ناخوشایند می باشد و از سوی دیگر تداخل بدون برنامه ریزی مجموعه های مسکونی با تراکم و ویژگی های کالبدی متفاوت نیز می تواند بحث برانگیز باشد(همان، 1386).
در مناطق کم تراکم حومه های شهری، در بعضی موارد طراحی منظر و فضای سبز نسبت به فضای ساخته شده در فراهم آوردن این تداوم اهمیت بیشتری پیدا می کند و طراحی واحدهای مسکونی تحت تأثیر طراحی محیط و منظر طبیعی قرار می گیرد. با افزایش تراکم مجموعه های مسکونی، نسبت فضاهای سبز باز به فضاهای ساخته شده تقلیل می یابد، و واحدهای مسکونی در سطوح افقی ارتباط کالبدی نزدیکتری داشته و در ارتفاع گسترش می یابند. پس در تراکم های بالاتر برای فراهم آوردن تداوم بصری، طراحی فضاهای ساخته شده اهمیت بیشتری می یابد. از سوی دیگر هر قدر کمیت فضاهای سبز و باز کمتر می گردد، کیفیت طراحی آن ها مهم تر می گردد. در هماهنگی فضاهای سبز و فضاهای ساخته شده کنترل مقیاس انسانی ساختمان، دسترسی به نور طبیعی، ایمنی و امنیت، و خلوت و محرمیت تأثیر اساسی دارند (همان،1386).

تدوین ضوابط طراحی و کوشش های انجام شده در بعضی از کشورها جهت کنترل زیبایی ساختمان از طریق ایجاد محدودیت در بهره گیری از مصالح ساختمانی، رنگ و شکل سقف و غیره نیز مسئله ساز بوده و در پاره ای از موارد به ایجاد محدودیت در طراحی منجر شده می باشد. مقررات و ضوابط تدوین شده در کشورهای مختلف جهت طراحی روابط بیرونی و درونی مجموعه های مسکونی در مواردی به شکل دستور العمل و در مورادی دیگر به صورت توصیه های طراحی هستند(عینی فر، 1386).
در مورد چگونگی تدوین این آئین نامه ها و میزان دخالت آن ها در طراحی نظرات مختلفی هست. بایستی توجه داشت که تداوم با محیط اطراف تنها شامل عوامل کالبدی نمی گردد، بلکه عوامل فرهنگی و اجتماعی در ایجاد تداوم و هماهنگی مجموعه های مسکونی تأثیر اساسی تری دارند. در این خصوص، رویکردهای مشورتی یا مشارکتی که ارتباط مناسبی را بین افراد مختلف از طریق غیر رسمی، یا از طریق مشارکت اجتماعی سازمان داده شده در فرآیند طراحی فراهم می آوردند، می توان راه حل میانه ای را برای طراحی به وجودآورد. این مشارکت معمولاً از طریق کارگاه های طراحی یا گروه های طراحی مجموعه های مسکونی کوچک و تعاونی های مسکن با حضور نمایندگانی از ساکنین محلی انجام می پذیرد. در صورتی که ساکنین یک مجموعه از قبل مشخص نباشند، نیازهای تعمیم داده شده جمعیت های مشابه ملاک طراحی قرار می گیرد. به هر حال برای ایجاد تداوم فرهنگی اجتماعی با محیط بیرونی و مجموعه ها، مطالعه و شناخت ویژگیها و خواسته های ساکنین واقعی و با لقوه آنها یک ضرورت می باشد (همان، 1386).

2-11-2- هویت و شناسه:
طراحی مسکن به صورت انبوه معمولا تنزل در کیفیت اظهار هویت انفرادی واحدهای مسکونی را به همراه دارد. از زمانی که ساخت و ساز انبوه مورد توجه سرمایه گذاران قرار گرفته می باشد، غالبا مزیت های ساخت و سازهای تکراری، نسبت به مشارکت ساکنین در برنامه ریزی و طراحی مجموعه های مسکونی حق تقدم داشته می باشد. از سوی دیگر نیاز مردم به سرپناه در بسیاری از موارد امکان انتخاب و اظهار نظر در مورد طراحی را در اولویت های بعدی قرار دااده می باشد. همچنین کنترل های حاصل از برنامه ریزی و مالکتی مشاع ایجاد شناسه برای واحدهای مسکونی و امکان دخل و تصرف ساکنین را با مشکل مواجه می سازد. هویت وشناسه مجموعه های مسکونی به فرق گروه های اجتماعی و افراد و به درک فضای اجتماعی که اشغال کرده اند،کمک می کند. هویت و شناسه می تواند فردی یا بر اساس ویژگی های گروهی، مثبت یا منفی باشد و می تواند علاوه بر مفاهیم اجتماعی از طریق بسیاری از مفاهیم غیرکلامی و محیطی از قبیل فرم واحدهای مسکونی نیز اظهار می گردد(Rapoport, 1986).
در فرهنگ غربی بطور عام تصویر متمایز واحد مسکونی عامل مهمی برای اظهار هویت و تشخیص فردی می باشد که شاید دلیلی برای علاقه به واحد مسکونی مجزا به عنوان وسیله ای برای اظهار منزلت فردی ساکنین باشد. این امر در کشورهای مختلف تفاوت های فرهنگی زیادی دارد. در زبان فارسی مفهوم هویت بیشتر مثبت در نظر گرفته شده می باشد در حالی که نقاطی از شهر یا بعضی از آثار معماری به دلیل یادآوری رویداد خاص در زندگی اجتماعی مردم، می تواند هویت منفی نیز داشته باشند. محدوده مجموعه های مسکونی که می تواند محدوده ای سخت و یا نرم باشد، و همچنین نام ا ین مجموعه ها در ایجاد هویت و شناسه مؤثر هستند(لینچ، 1386).
شناسه می تواند هم از طریق فراهم آوردن تنوع بیشتر در طراحی و احدهای مسکونی و هم با فراهم آوردن فرصت های بیشتری برای تغییرات و اضافات در طرح مسکن توسط خود ساکنین بدست آید. راه اول به دلیل کنترل بیشتر بر زیبایی ساختمان بیشتر مورد توجه طراحان می باشد، اما تصمیم گیری در مورد طراحی رابه گونه کامل در اختیار طراح می گذارد. در اغلب موارد به دلیل این که بین هنجارها و ارزشهای مورد قبول طراحان و بهره گیری کنندگان در اظهار تشخص و ایجاد شناسه تفاوت های تقابل توجهی هست این راه حل نمی تواند بهترین ر اه حل باشد(Judd, 1993).
راه دوم در عین این که می تواند منجر به طراحی های ناقصی گردد که به امید مشارکت ساکنین در طراحی و تکمیل ساختمان، به شکل ناتمام رها شوند، از جهت افزایش کنترل ساکنین،کاهش اعمال نظر شخصی طراحان، در ایجاد شناسه در بناهای مسکونی راه حلی مناسب می باشد .از نظر عملی و اجرایی تعادلی بین این دو رویکرد که متناسب با درخواست های مردم و قابلیت های مورد نیاز بازار مسکن باشد و توانایی طراحی و خلاقیت لازم را به طراحان بدهد و در عین حال فرصت هایی را برای اعمال سلیقه فردی ساکنین فراهم آورد، مناسب به نظر می رسد(Judd, 1993).
در مجموعه های مسکونی شهرهای تاریخی ایران در مقیاس کلان، این شناسه ها از طریق ترکیب عناصر مراکز مجموعه ها و محلات مسکونی در مسیر گذرهای شهر و در مقیاس خرد، از طریق طراحی و ساخت سردر منازل مسکونی در مسیر گذرها به وجود می آمدند. معمولاً بین منزلت اجتماعی ساکنین و کیفیت معماری عناصر مذکور تناسب لازم وجود داشت (عینی فر،1386).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

افزایش تنوع در طراحی فرم های ساختمانی می تواند تراکمی را که ادراک می گردد تعدیل کند اما پیش روی به دلیل قابلیت استاندارد شدن کمتر موجب افزایش هزینه های ساختمانی می گردد. .با بکارگیری گزینه های محدودی در طراحی اجزا ساختمانی، جهت گیری مناسب ساختمان ها، نماهای طراحی شده، طراحی اجزا ساختمانی می توان به تنوع مناسبی از فضاهای مسکونی دست پیدا نمود.

2-11-3- خلوت و تعامل اجتماعی:
در طراحی مسکن، خلوت و تعامل اجتماعی