دانلود فرمت ورد:دانلود مقاله رشته اقتصاد درباره اعتصاب ها و مذاكره – قسمت اول

دانلود پایان نامه

اعتصاب ها و مذاكره: بررسي آثار نوشتاري تجربي اخير

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

نويسنده:  David Card

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

با وجود اينكه اعتصابات توجه اقتصاددانان را براي سالهاي زيادي به خود جلب كرده، تجزيه و تحليل اقتصاد خرد مذاكرات دسته جمعي هنوز در مراحل ابتدايي خودش می باشد. اخيراً فقدان اطلاعات در مورد قرارداد مذارات و اعتصابات مشكل اساسي بود. هرچند محققان در عرض ده سال گذشته يك سري از مجموعه بزرگي از داده هاي كوچك جمع كرده اند كه تركيبي از اطلاعات در مورد انقضاي قرارداد، پرداخت حقوق و وقفه هاي كاري مي باشد. امروزه يك مجموعه با اهميتي از روابط كمي كاري بين تعداد و مدت اعتصاب، پرداخت حقوق ، توليد و شرايط بازار كار و جنبه هاي ديگر محيط مذاكره هست.نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اين مقاله يك ارزيابي ويژه اثر نوشتاري جديد اقتصاد خرد را روي مذاكرات جمعي ارائه مي كند. در واقع يك فهرست مفصلي از يافته ها را ارائه مي كند. برخي مطالب برجسته ي (I) كه توجه تحليل گران تجربي را به خود جلب كرده شامل چرخه ي فعاليت غير حساس اقتصادي و ارتباط ي حقوق با نتايج اعتصاب مي گردد. بنابراين من اميدوارم تا نمايش اطلاعات کوشش دسته جمعي كه در اين كار جديد قرار دارد به گونه قابل ملاحظه اي مؤثر واقع گردد. در كمتر از يك دهه، تحمل و وسعت دانش در مورد مذاكرات جمعي و اعتصابات به گونه شگرفي بهبود يافته می باشد.

1- زمينه نظري (پيشينه نظري)

مطالعات اقتصاد خرد روي اعتصابات و مذاكرات متأثر شده از طريق سه مجموعه نظرات: مدل George Johnson , Orely Ashenfelter (1969) فرضيه ” هزينه مشترك” مطرح شده بوسيله John Kennan (1980) و George Neumann , Melvyn Reder (1980) و مدل هاي اطلاعات نامتقارن توسعه داده شده بوسيله Beth Hayes (1984) ، Sanford Morton (1983)، Ichiro Takahashi , Joel sobel (1983) و Jean Tirole , Drew Fudenberge(1983). اهميت مقاله ي Johnson , Ashenfelter دو بعدي می باشد. در مورد جنبه ي نظري اين (مقاله) به گونه صريح به فقدان اطلاعات در بين اعضاي اتحاديه هاي كارگري متوجه مي كند. در اين خصوص، اين (مقاله) روي زمينه ي كاري براي مدل هاي اطلاعات نامتقارن تك بعدي اوليه قرار مي دهد. در مورد جنبه ي تجربي (اين نظريه)، Ashenfelter-Johnson در آغاز براي تجزيه و تحليل رگرسيون سيستماتيك کوشش مي كردند و آنها يك فرضيه ي فوق العاده ماندگار احتمال اعتصاب با تغييرات حقوق واقعي سابق را ارائه كردند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

فرضيه هزينه مشترك بيان مي كند كه هرچه مكانيسم ايجاد مذاكره و احتمال يك اعتصاب و مدت مورد انتظار يك وقفه كاري پايين تر اشد هزينه مشترك اعتصاب براي شركت و كاركنان آن بيشتر می باشد. اين فرضيه ي ساده يك ديدگاه جالب در مورد اثر چرخه ي تجارت بر روي اعتصابات ارائه مي كند. بهبود وضعيت هاي دوره اي در بازار توليد از طريق كاهش مذاكرات اعتصاب هزينه مشترك يك اعتصاب را افزايش مي دهد، و بهبود وضعيتهاي دوره اي در بازار كار خارجي از طريق افزايش ميزان مذاكره هزينه ي فرصت يك وقفه ي كاري را كاهش مي دهد. به دنبال اين ديدگاه، بسياري از تحقيقات جديد فعاليت اعتصاب کوشش كرده تا همه سطح تقاضاي توليد شركت و هم شرايط بازار كار محلي را كنترل كند.

مدلهاي اطلاعات نامتقارن تك بعدي، عناصر هر دو مدل Ashenfelter-Johnson‌ و فرضيه هزينه مشترك را تركيب مي كنند. طبق فرمول معمولي اين مدلها، برخي اجزاء سودآور براي اعضاي اتحاديه غيرقابل نظاره می باشد. يك اعتصاب به عنوان مكانيزمي درنظر گرفته شده می باشد كه به كارگران اجازه مي دهد تا حقوق بالاتري را از كارفرمايان سودآورتر به زور بگيرند. (1986،Kennan). شيب رو به پايين جدول زماني توافق Ashenfelter,Johnson‌ به عنوان يك مفهوم ذهني مستقيم توافق انگيزه نتيجه گرفته شده می باشد. با اين حال، برخلاف Ashenfelter,Johnson اطلاعات مفيد نشان داده شده بوسيله يك اعتصاب جور ديگر قابل نظاره نيست. مفهوم ضمني فرضيه هزينه مشترك باقي مي ماند، زيرا افزايش هزينه مشترك يك اعتصاب احتمال اينكه مكانيزم يك اعتصاب انتخاب شده می باشد را كاهش مي دهد و به گونه مشابه كاهش احتمال و مدت مورد انتظار يك اعتصاب اين را مي دهد كه مكانيزم اعتصاب انتخاب شده می باشد.

2- وقوع اعتصاب

واقعيت در جداول درمورد مذاكره بخش خصوصي در آمريكاي شمالي اين می باشد كه 10 تا 15 درصد قرارداد مذاكرات با درگير كردن شمار نسبتاً زيادي از كارگران منجر به توقف كار مي گردد. دو تحقيق در آمريكا با پوشش خبري صنعتي وسيع (‍Cynthia,Gram 1987؛ Sheena Mc Connell1987(‌ ميانگين احتمال اعتصاب در ميان قرارداد مذاكرات با 1000 كارگر يا بيشتر 13درصد تخمين زده اند. يك تحقيق كانادايي بوسيله Morely Ganderson (1986) پوشش داد قرارداد مذاكرات را با 200 كارگر يا بيشتر كه ميزان مذاكرات با تقريباً 13درصد ارزيابي كرد. وقوع اعتصاب در صنايع توليدي اندكي بيشتر می باشد و همچنين اساساً در طول صنايع توليدي مشخص شده به گونه مختصر متفاوت می باشد.

همان گونه كه از آثار نوشتاري جديد وقف شده براي توضيح شمار زيادي از اعتصابات در يك سال انتظار مي رود، تفاوت قابل ملاحظه اي سال به سال در متوسط احتمال مذاكرات هست. اين ميزان هم در ايلات متحده آمريكا و هم كانادا از 10درصد تا به بالاي 35درصد در دهه 1970 نوسان داشته می باشد. يك توضيح منطقي براي تغيير مجموعه زماني در فعاليت اعتصاب رضايت چرخه اعتصاب می باشد. حقيقتاً، اين يكي از فرضيه هاي بررسي شده به گونه خيلي وسيع در آثار نوشتاري جديد می باشد.

مدرك قاعده مندي هست كه بيكاري بيشتر احتمال اعتصابات را كاهش مي دهد. شايد مدرك قوي تري از تحقيق Susan Vroman (1989)، كه قرارداد مذاكرات 250 جفت مذاكره را در طول دوره 1957 تا 1982 دنبال مي كند. ارزيابي هاي او يك كاهش نقطه اي 2 تا 3 درصدي در احتمال اعتصابات به ازاي هر يك درصد افزايش نقطه اي در ميزان بيكاري مردان در سن جواني را نشان مي دهد. تخمين هاي مشابه گزارش شده بوسيله ي Gunderson و خود من (1990) با بهره گیری از داده هاي كانادايي، در حاليكه تا حدودي تخمين هاي كمتر (اما حتي با اهميت آماري منفي) از تحقيق Mcconnel(1987) بيرون آمده می باشد. اگرچه دقيقاً قابل مقايسه نيست، ارزيابي هاي Joseph Traey (1986) يك اثر منفي كمي بيشتر را پيشنهاد مي كند.

توافق خيلي كم در طول مطالعات روي اثر شرايط سطح تقاضاي صنعت هست. Traey(1986) تقاضا را بوسيله انحراف كار صنعتي از مسيرش اندازه گيري كرد. ارزيابي هاي او پيشنهاد كرد كه كار صنعتي بيشتر احتمال اعتصابات را كاهش مي دهد. اگرچه، تجزيه و تحليل Traey , John Abowd از خصوصيات خيلي مشابه يك اثر مخالف را پيشنهاد مي كند. Mecconnell(1987) متوسط احتمال اعتصاب صنعتي را به گونه ماهانه روي يك شاخص قيمت واقعي فروش صنعتي به عقب برمي گرداند نتايج او نشان مي دهد كه يك افزايش در قيمت نسبي خروجي صنعتي منجر به كاهش در احتمال يك اعتصاب مي گردد. اين متضاد می باشد با يافته هاي صنايع توليدي كانادايي در مقالي ي من (1990) كه يك ارتباط ي مثبت بين شاخص قيمتن ارزش افزوده صنعتي و احتمال مذاكرات پيشنهاد مي كند.

این نوشته در اقتصاد ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید