دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قرباني، هداياي، جاهلي

دانلود پایان نامه

سازيد بايد از خاك زمين باشد. از گله و رمه خود قربانيهاي سوختني و هداياي سلامتي روي اين قربانگاه قرباني كنيد. در جايي كه من براي عبادت تعيين مي كنم قربانگاه بسازيد تا من آمده شما را در آنجا بركت دهم. اگر خواستيد قربانگاه را از سنگ بنا كنيد، سنگها را با ابزارنشكنيد و نتراشيد، چون سنگهايي كه روي آنها ابزار به كار رفته باشد مناسب قربانگاه من نيست. براي قربانگاه پله نگذاريد، مبادا وقتي از پله ها بالا مي رويد عورت شما ديده شود”.98

3-1-2- قرباني سوختني
يكي از اقسام قرباني در كتاب مقدس قرباني سوختني است، در كتاب مقدس چنين آمده است:
” وقتي كسي براي خداوند قرباني مي كند قرباني او بايد گاو، گوسفند يا بز باشد. اگر قرباني گاو باشد، آن گاو بايد نر و بي عيب باشد. گاو را دم در خيمه عبادت بياورد تا مورد قبول خداوند قرار گيرد. شخصي كه آن را مي آورد، بايد دستش را روي سر حيوان بگذارد. با اين ترتيب آن قرباني پذيرفته شده، گناهان شخص را كفاره مي كند. … اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم مي شود، مورد قبول خداوند خواهد بود” 99 قرباني سوختني بايد تمام شب به قربانگاه باشد و آتش قربانگاه خاموش نشود، صبح روز بعد كاهن لباس زير و لباس كتاني خود را بپوشد و خاكستر قرباني سوختني را برداشته، كنار قربانگاه بگذارد…100

3-1-3- قرباني و هديه آردي
در مورد اين قرباني آمده است:
هر گاه كسي بخواهد هديه آردي براي خداوند آورد، هديه او بايد از آرد مرغوب باشد. او بايد روغن زيتون روي آن بريزد و كندر بر آن بگذارد. بعد يك مشت از آن را كه نمونه تمام هديه است به يكي از كاهنان بدهد تا آن را بسوزاند. اين هديه كه بر آتش تقديم مي شود مورد قبول خداوند خواهد بود… .101

3-1-4- قرباني سلامتي
يكي ديگر از اقسام قرباني در كتاب مقدس قرباني سلامتي است، در اين باره آمده است:
هر گاه كسي بخواهد قرباني سلامتي به خداوند تقديم كند، مي تواند براي اين كار از گاو نر يا ماده استفاده كند. و سالم و بي عيب باشد. اين قرباني هم بايد دم در خيمه عبادت سرش را ببرند. و پسران هارون خون آن را بر قربانگاه بريزند. و پيه داخل شكم و قلوه ها و چربي هاي آن را و سفيدي روي جگر را همراه قرباني به آتش بسوزانند. اين هديه كه بر آتش تقديم مي شود، مورد قبول خداوند خواهد بود… .102 گوشت حيوان قرباني سلامتي بايد در روزي كه به عنوان هديه شكرگزاري تقديم مي گردد، خورده شود و چيزي از آن براي روز بعد باقي نماند. گوشت قرباني را فقط كساني كه طاهر هستند بايد بخورند . و هر كس كه اين كار را بكند از ميان قوم خود طرد مي شود. هرگز پيه گاو و گوسفند و بز را نخوريد. هرگز خون نخوريد.103

3-1-5- قرباني گناه
درباره اين قرباني از طرف خداوند دستوراتي به حضرت موسي( داده شده است:
خداوند به موسي( فرمود تا به قوم اسرائيل بگويد كه هر كه سهوا مرتكب گناهي شود بايد طبق مقررات زير عمل كند:
– هر گاه كسي از وقوع جرمي اطلاع داشته باشد ولي در مورد آنچه ديده يا شنيده در دادگاه شهادت ندهد، مجرم است.
– هر گاه كسي لاشه حيوان حرام گوشتي را لمس كند حتي ندانسته، نجس و مجرم است.
– اگر كسي نسنجيده قولي دهد و قسم بخورد كه آن را به جا آورد ولي بعد بفهمد كه قول بي جايي داده است، مجرم است.
در هر يك از اين موارد، شخص بايد به گناهش اعتراف كند و براي قرباني گناه خود يك بره يا بز ماده نزد خداوند بياورد تا كاهن برايش كفاره كند… .104اين قرباني بسيار مقدس است و بايد در حضور خداوند در جايي ذبح شود كه قرباني هاي سوختني را سر مي برند. كاهني كه قرباني را تقديم مي كند، گوشت آن را در حياط عبادتگاه كه جايي مقدس است، بخورد. فقط كساني كه تقديس شده اند، يعني كاهنان حق دارند به اين گوشت دست بزنند. اگر خون قرباني به لباس ايشان باشد بايد در مكان مقدس بشويند… .105

3-1-6- قرباني جبران
خداوند اين دستورات را به موسي داد:
هر گاه كسي در دادن هديه اي كه در نظر خداوند مقدس است سهوا قصور ورزد، بايد يك قوچ سالم و بي عيب براي قرباني جبران به خداوند تقديم كند. قوچي كه براي قرباني جبران اهدا مي شود بايد مطابق معيار رسمي ارزيابي شود. او بايد علاوه بر باز پرداخت هديه، يك پنجم آن را نيز به آن افزوده، همه را به كاهن بدهد. كاهن با آن قوچ قرباني جبران، برايش كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.106 گوشت قرباني به كاهني تعلق دارد كه مراسم كفاره را اجرا مي كند. هر هديه آردي كه در تنور يا تابه يا روي ساج درست مي شود به كاهني تعلق دارد كه آن را به خداوند تقديم مي كند.107
در كتاب مقدس اقسام ديگري از قرباني ذكر شده است كه عبارتند از:
1- قرباني و هداياي روزانه
2- قرباني و هداياي روز سبت
3- قرباني و هداياي ماهانه
4- قرباني و هداياي پسح
5- قرباني و هداياي نوبر محصولات
6- قرباني و هداياي عيد شيپورها
7- قرباني و هداياي روز كفاره
8- قرباني و هداياي عيد سايبانها.

3-2- قرباني درجاهليت
براي آگاهي از جريان قرباني در اين دوره ابتدا از خود قرآن شواهدي را بيان مي كنيم، سپس به آثار اين دوره شامل شعر جاهلي و متون جاهلي مراجعه مي كنيم.
(وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثيرٍ مِنَ الْمُشْرِكينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ (108؛ و اين گونه براى بسيارى از مشركان، بتانشان كشتن فرزندانشان را آراستند، تا هلاكشان كنند و دينشان را بر آنان مشتبه سازند و اگر خدا مى‏خواست چنين نمى‏كردند. پس ايشان را با آنچه به دروغ مى‏سازند رها كن.
” بت‏ها با محبوبيت و واقعيتى كه در دلهاى مشركين داشتند فرزندكشى را در نظر بسيارى از آنان زينت داده و تا آنجا در دلهاى آنان نفوذ پيدا كرده بودند كه فرزندان خود را به منظور تقرب به آنها قربانى مى‏كردند” هم چنان كه تاريخ اين مطلب را در باره بت‏پرستان و ستاره‏پرستان قديم نيز ضبط كرده است، البته بايد دانست كه اين قربانيها غير از موءوده‏هايى است كه در بنى تميم معمول بوده، زيرا موءوده عبارت بوده از دخترانى كه زنده به گور مى‏شدند، و آيه شريفه دارد كه اولاد خود را قربانى مى‏كردند، و اولاد هم شامل دختران مى‏شود و هم شامل پسران‏.109
(وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى‏ شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ (110و [مشركان،] براى خدا از آنچه از كِشت و دامها كه آفريده است سهمى گذاشتند، و به پندار خودشان گفتند: “اين ويژه خداست و اين ويژه بتان ما.” پس آنچه خاص بتانشان بود به خدا نمى‏رسيد، و [لى‏] آنچه خاص خدا بود به بتانشان مى‏رسيد. چه بد داورى مى‏كنند.
در اين مورد اقوالى است:
1- رسم آنها اين بود كه زراعتى براى خدا و زراعتى براى بتها درست مى‏كردند. هر گاه زراعت خدا خوب و زراعت بتها بد مى‏شد، قسمتى از زراعت خدا را براى بتها قرار مى‏دادند و مى‏گفتند: خدا بى‏نياز و بتها محتاج هستند و اگر زراعت بتها خوب مى‏شد و زراعت خدا بد، چيزى از آن به خدا نداده مى‏گفتند: خدا بى‏نياز است. چارپايان را هم قسمت كرده، سهمى براى خدا و سهمى براى بتها قرار ميدادند. سهم خدا را به مهمان مى‏دادند و سهم بتها را صرف بتها مى‏كردند، اين قول از زجاج و ديگران است.
2- هر گاه سهم خدا با سهم بتها مخلوط مى‏شد جدا نمي كردند و مي گفتند، خدا غنى‏تر است و هر گاه سهم بتها با سهم خدا مخلوط مى‏شد، جدا مى‏كردند. هر گاه آب از زراعت خدا به زراعت بتها مى‏رفت، نمى‏بستند و هر گاه آب از زراعت بتها به زراعت خدا مى‏رفت، مى‏بستند و مى‏گفتند: خدا غنى‏تر است. اين قول از ابن عباس و قتاده و مروى از امامان ما ( است.
3- هر گاه از سهم بتها چيزى از بين مى‏رفت، از سهم خدا برميداشتند و جبران مى‏كردند و هر گاه از سهم خدا چيزى از بين مي رفت، جبران نمي كردند. اين قول از حسن و سدّى است.111

( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في‏ مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (112 ؛ بر شما حرام شده است: مردار، و خون، و گوشت خوك، و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد، و [حيوان حلال گوشتِ‏] خفه شده، و به چوب مرده، و از بلندى افتاده، و به ضربِ شاخ مرده، و آنچه درنده از آن خورده باشد- مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد- و [همچنين‏] آنچه براى بتان سر بريده شده، و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه‏] نافرمانى [خدا] ست. امروز كسانى كه كافر شده‏اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آيينى برگزيدم. و هر كس دچار گرسنگى شود، بى‏آنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد]، بى ترديد، خدا آمرزنده مهربان است.
عبادت اصنام نزد عرب مشهور بود و هر يك از آنها بتي را ستايش مي كرد و دور آن طواف مي كرد. عرب جاهلي قربانگاههايي براي تقرب به آلهه خود داشتند كه آن را مذبح و مصب مي ناميدند. از رسوم جاهلي اين بود كه قرباني خود را نزد اصنام ذبح مي كردند (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (113و اين انصاب را حول كعبه نصب كرده بودند. 114
برخي از قبايل عرب مانند اهل كتاب جايگاهي براي سوزاندن قرباني داشتند. اعراب جاهلي نيز براي خود اقسام قرباني داشتند كه به آنها اشاره مي كنيم:
1 – عتيره و فرع
ماه رجب از ماههاي حرام نزد عرب جاهلي بود. آنها ذبح در اين ماه را ترجيب مي ناميدند و نام قرباني را در اين ماه عتائر جمع عتيره مي ناميدند و اين از شعائر جاهلي بود. قرباني و ذبيحه نسيكه نيز نام داشت.115
آنها قرباني را به سمت نصائب بتها مي بردند و به اسم بتها آن را ذبح مي كردند. به همين خاطر مسلمين از خوردن چنين ذبيحه اي منع شدند. و اسلام رجبيه و عتيره را هم باطل اعلام كرد. عتيره ذبيحه اي بود كه براي بتها ذبح مي شد و خون آن را بر سر بت مي ريختند و عتر هم بتي بود كه خون عتيره بر آن بود. فرع نيز شتر و گوسفندي بود كه براي اصنام ذبح مي شد و آن را زينت مي دادند و بر آن لباس مي كردند و چرم آن را بر درخت مي گذاشتند. و در حديث است كه لا فرع و لا عتيره.116
در معلقه حارث بن حلزه آمده است: عَنَتا باطلاً و ظلماً كما تُعتر … عن حَجرَةِ الربيض، الظَّباءُ؛ ظلم و باطل در هم ريخت و مضطرب شد همانطور كه آهو به جاي گوسفند ذبح مي شود.( اشاره به يكي از آداب جاهلي كه وقتي كسي عدد گوسفندانش به صد مي رسيد نذر مي كرد يكي از آنها را براي بتها نذركند ولي در اين مورد متزلزل مي شد و آهويي را به جاي آن ذبح مي كرد)
2- شريطه
از ذبايح جاهلي شريطه بود و آن اين بود كه حلق گوسفند را مي زدند و آن را رها مي كردند تا جان دهد . وقتي مي مرد مي گفتند آن را ذبح كرديم. و اسلام از اين نوع ذبايح نيز نهي كرد. 117
3- بحيره؛ صائبه؛ وصيله؛ حام
از ديگر نذرها و قرباني هاي آنها حيواناتي بود كه آنها را بحيره و صائبه و وصيله وحام مي ناميدند. ( ما جَعَلَ

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید