دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مسجد الحرام، ترس از خدا

دانلود پایان نامه

خطاب قرار مي دهد.
كلمه” هدى” به معناى آن حيوانى است كه آدمى از شهر خود با خود به طرف مكه مى‏برد، تا قربانى كند، از قبيل گوسفند و گاو و شتر، و كلمه” قلائد” جمع قلاده به معناى گردن بند است، و در اينجا به معناى هر چيزى است مانند نعل و مثل آن، كه به عنوان اعلام به قربانى، به گردن حيوان مى‏اندازند و به اين وسيله اعلام مى‏كنند- كه اين شتر يا گاو يا گوسفند قربانى راه خدا است، اگر احيانا گم شد، و كسى او را پيدا كرد، بايد به منا بفرستد تا از طرف صاحبش قربانى شود.135 بهتر اين است كه منظور نهى از حلال شمردن “قلاده” باشد، اعم از اين كه بگردن انسانى باشد يا حيوانى. يا اينكه نهى از حلال شمردن آنكه قلاده به گردن است باشد، خواه قلاده بگردن حيوان باشد، يا انسان.136
(جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (137 ؛ خداوند [زيارت‏] كعبه بيت الحرام را وسيله به پا داشتن [مصالح‏] مردم قرار داده، و ماه حرام و قربانيهاى بى‏نشان و قربانيهاى نشاندار را [نيز به همين منظور مقرّر فرموده است‏]، اين [جمله‏] براى آن است تا بدانيد كه خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است مى‏داند، و خداست كه بر هر چيزى داناست.
علت اينكه در اينجا هدى (قربانى) و قلائد (قربانيهاى قلاده دار) را نيز در رديف كعبه و و ماه حرام، وسيله قوام زندگى مردم معرفى مى‏كند، اين است كه: اينها هم قسمتى از اعمال حج هستند و بنا بر اين به شؤون خانه خدا بستگى دارند. مردم جاهليت، در ماه‏هاى حرام، جنگ نميكردند، شمشيرها و سلاحهاى جنگى را به گوشه‏اى مى‏انداختند و با خيال راحت به تامين وسائل زندگى خود مى پرداختند. هر گاه مردى خودش يا ديگرى را به وسيله شاخه‏هاى درختان حرم. قلاده بگردن ميكرد، ديگرى از خطر تعدى و تجاوز، مصون بود. اين رسم را از آيين اسماعيل به ارث برده بودند و هم چنان باقى ماند تا ظهور اسلام كه جلو ظلم و تعدى گرفته شد.
ابو بكر انبارى گويد: در اين آيه، دو نظر است: 1- خداوند بر مسلمانان منت مى‏گذارد كه كعبه را صلاح دين و دنياى ايشان و وسيله قوام زندگى آنان قرار داده است 2- همچنين خبر مى‏دهد كه كعبه، در دوران جاهليت، چه موقعيتى داشته است.138
(هُمُ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ في‏ رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَليماً (139 ؛ آنها بودند كه كفر ورزيدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى [شما] كه بازداشته شده بود به محلّش برسد، و اگر [در مكّه‏] مردان و زنان با ايمانى نبودند كه [ممكن بود] بى‏آنكه آنان را بشناسيد، ندانسته پايمالشان كنيد و تاوانشان بر شما بماند [فرمان حمله به مكّه مى‏داديم‏] تا خدا هر كه را بخواهد در جوار رحمت خويش درآورد. اگر [كافر و مؤمن‏] از هم متمايز مى‏شدند، قطعاً كافران را به عذاب دردناكى معذّب مى‏داشتيم.
و معناى آيه اين است كه: مشركين مكه همانهايند كه به خدا كفر ورزيدند و نگذاشتند شما داخل مسجد الحرام شويد، و نيز نگذاشتند قربانيهايى كه با خود آورده بوديد به محل قربانى برسد، بلكه آنها را محبوس كردند. چون محل ذبح قربانى و نحر شتران در مكه است كه قربانيان عمره بايد آنجا قربانى شوند، و قربانيان حج در منى ذبح مى‏شوند، و رسول خدا ( و مؤمنين كه با او بودند به احرام عمره محرم شده و به اين منظور قربانى همراه آورده بودند.
در اين آيات هدي كه شامل انواع قرباني مي شود به عنوان يكي از شعائر اسلام بيان شده است. در اين آيات قرباني فقط براي خداوند انجام مي شود نه براي بتها و آلهه. هدي قرباني بود كه در مناسك حج در مكه ذبح مي شد.

حاصل بحث
از مقايسه جريان قرباني در سه دوره عهدين، جاهليت و قرآن به دست آمد كه: اولا؛ اصل قرباني كردن در همه اديان و دوره ها تقريبا وجود داشته است؛ ولي در نحوه اين عمل تفاوت وجود دارد و هر يك از مردم در اين دوره ها به منظور تقرب به خداوند اين عمل را انجام مي دادند هر چند به بيراهه مي رفتند. ثانيا؛ قرباني در عهدين با آداب و مراسمهايي همراه بوده مثل قربانگاه و آداب قرباني كردن و شرايطي كه موجب مي شود فرد به درگاه خداوند قرباني كند. آنها قرباني را كفاره گناهان خود مي كردند. ثالثا؛ در جاهليت قرباني با هدف خشنودي آلهه انجام مي شد، آنها مي پنداشتند كه با خشنودي آلهه، خداوند را نيز خشنود مي كنند چون معتقد بودند بشر نمي تواند به خداوند قرب پيدا كند به همين جهت آلهه را وسيله اي براي قرب خود به خداوند اتخاذ مي كردند. رابعا؛ جريان قرباني در قرآن مشتركاتي با دوره هاي قبل دارد؛ اما قرباني در اين دوره فقط براي خداوند و با اخلاص انجام مي شود و نه براي بتها و آلهه و قرباني همراه با تقوا و ترس از خداوند همراه است.

فصل چهارم

معناشناسي تاريخي مفهوم قرب الهي
دراين فصل مفهوم قرب الهي را در عهدين، جاهليت، قرآن ، وعرفان بررسي مي كنيم.

4-1- قرب الهي در عهدين
در كتاب مقدس خداوند در جريان ده فرماني كه به موسي در كوه طور داد از موسي و بني اسرائيل مي خواهد كه خداياني غير از او نگيرند و بتها را براي پرستش درست نكنند” تو را خدايان ديگر غير از من نباشد، هيچگونه بتي به شكل حيوان يا پرنده يا ماهي براي خود درست نكن”140
در عهدين در كوه طور آمده است كه موسي و هارون و 70نفر كه همراه آنها بودند خدا را در حالي كه فرشي زير پايش بود ديدند و در حضورش خوردند و آشاميدند. اين جريان بر خلاف قرآن است كه قرب حقيقي را به موسي نشان داد.” در خيمه عبادت، خداوند مانند كسي كه با دوست خود گفتگو كند، با موسي رودررو گفتگو كرد”141
در كتاب مقدس بين گناه و اعمال صالح با نزديكي به پروردگار رابطه اي وجود دارد، در نامه اول يوحنا آمده است: خدا نور است و در او تاريكي نيست، اگر بگوييم با خدا رابطه اي نزديك داريم اما اهل گناه باشيم دروغگو هستيم ولي اگرمانند مسيح در نور خدا زندگي كنيم، آنگاه خود عيسي ما را از گناه پاك مي كند.142 همچنين ميان محبت و اجراي كلام الهي و نزديكي به او رابطه اي مستقيم وجود دارد، در نامه اول يوحنا آمده است: “فقط كسي مي تواند با خدا رابطه نزديكي داشته باشد كه بيشتر او را دوست داشته باشد و كلام او را اجرا كند”
در كتاب مقدس دوري از شيطان و آرزوهاي ناپاك دنيا را لازمه قرب خداوند مي داند: ” خود را با فروتني به خدا بسپاريد، و در برابر شيطان ايستادگي كنيد تا از شما دور شود، به خدا نزديك شويد، تا او نيز به شما نزديك شود”143
رابطه ايمان و عمل و قرب الهي در عهدين
در كتاب مقدس ايمان بدون عمل فايده اي ندارد و باعث رضاي الهي نمي شود، ايماني سودمند است كه همراه با عمل باشد و به ابراهيم(اشاره مي كند كه به خاطر خداوند و براي قرب به او و رضاي الهي فرزندش را براي خداوند قرباني مي كند و به همين خاطر دوست خدا ناميده شد”144
به طور خلاصه از ديگر مواردي كه كتاب مقدس باعث قرب الهي مي داند به اين موارد مي توان اشاره كرد:
– شكرگزاري و كمك به نيازمندان كه مانند قربانيهايي به درگاه الهي هستند.
– بي توجهي به امور الهي باعث دوري از خداوند است.
– به صليب كشيده شدن مسيح.
همچنين ايمان به خدا را سبب مورد پسند واقع شدن نزد خداوند و مقرب گرديدن نزد او مي داند و از اهل ايمان افرادي مانند هابيل، خنوخ، نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، يوسف و موسي( را نام مي برد.145

4-2- قرب الهي در جاهليت
در قرآن كريم فلسفه عبادت اصنام از زبان مشركان چنين بيان شده است:
(أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ (146؛ آگاه باشيد: آيينِ پاك از آنِ خداست، و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند [به اين بهانه كه:] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمى‏پرستيم، البتّه خدا ميان آنان در باره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند، داورى خواهد كرد. در حقيقت، خدا آن كسى را كه دروغ‏ پردازِ ناسپاس است هدايت نمى‏كند.
ضمير در نعبد به اولياء مشركان از عقول و غير عقول خبر مي دهد، مثل مسيح و عزير و ملائكه و شمس و قمر و اصنام. آنها معتقد بودند اين بتها و اشخاص را به اين خاطر عبادت مي كنند كه ارواح و تمثال آنها هستند و عبادت كاذب كفار اشاره به همين گرفتن شفيعان از بتها و … دارد كه راه هدايت را نرفته و به جاي اينكه خداي يكتا را عبارت كنند، معبودان او را پرستش مي كنند.147
از اين آيه و آيات ديگر به دست مي آيد كه عرب جاهلي به خداوند يكتا معتقد بود. و مي دانستند كه خلق و آسمان و زمين را خلق كرده است؛ ولي آنها اصنام و اولياء مانند آنها مثل فرشتگان وجن را براي تقرب به او به عنوان شفيع مي گرفتند. ( وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يحُِبُّونهَُمْ كَحُبّ‏ِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ (148؛ و برخى از مردم، در برابر خدا، همانندهايى [براى او] برمى‏گزينند، و آنها را چون دوستى خدا، دوست مى‏دارند ولى كسانى كه ايمان آورده‏اند، به خدا محبت بيشترى دارند. كسانى كه [با برگزيدن بتها، به خود] ستم نموده‏اند اگر مى‏دانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيرو [ها] از آنِ خداست، و خدا سخت ‏كيفر است.
(وَ جَعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلىَ النَّارِ(149؛ و براى خدا مانندهايى قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه كنند. بگو: “برخوردار شويد كه قطعاً بازگشت شما به سوى آتش است.”
از ديگر شفيعاني كه در جاهليت به آنها متوسل مي شدند اجرام آسماني بوده است: (وَ مِنْ ءَايَتِهِ الَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لَا تَسْجُدُواْ لِلشَّمْسِ وَ لَا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُواْ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (150؛ و از نشانه‏هاى [حضورِ] او شب و روز و خورشيد و ماه است نه براى خورشيد سجده كنيد و نه براى ماه، و آن خدايى را سجده كنيد كه آنها را خلق كرده است اگر تنها او را مى‏پرستيد.
مهمترين مظاهر شرك نزد عرب جاهلي شفاعت اين مظاهر شرك بود و مقصود از شفاعت نزد آنان به تعبير قرآن تقرب به وسيله آنها به خداوند بود: (وَ يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَ لَا يَنفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَؤُنَا عِندَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبُِّونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فىِ السَّمَاوَاتِ وَ لَا فىِ الْأَرْضِ سُبْحَنَهُ وَ تَعَلىَ‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ (151؛ و به جاى خدا، چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند و نه به آنان سود مى‏دهد. و مى‏گويند: “اينها نزد خدا شفاعتگران ما هستند.” بگو: “آيا خدا را به چيزى كه در آسمانها و در زمين نمى‏داند، آگاه مى‏گردانيد؟” او پاك و برتر است از آنچه [با وى‏] شريك مى‏سازند.
و به اين ترتيب به رسول اكرم( محاجه مي كردند و از تقرب به بتها براي شفاعت نزد خداوند دفاع مي كردند. آنها مي گفتند ما به خالق خود شرك نمي ورزيم بلكه به وسيله اين اصنام به او قرب مي يابيم و اين اولياء واسطه

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید