دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مسجد الحرام

دانلود پایان نامه

دين الهي پيروي كند، و كاملترين دين الهي هم اسلام است و محبوب خدا كسي است كه با اخلاص دين او را اطاعت كند. شريعت اسلام همان سبيل اخلاص است و زير بناي اخلاص حب؛ پس اسلام دين اخلاص و حب است. و اگر در اين آيه به جاي ولايت خدا حب خدا را آورد، به اين جهت است كه زير بنا و اساس ولايت حب حقيقي الهي است. و اگر تنها به حب خدا اشاره كرد و نه حب رسول براي اين بود كه در حقيقت ولايت و دوستي با رسول خدا و مؤمنين، به دوستي خدا برگشت مي كند.
مغفرت و رحمت الهي نتيجه نزديكي خدا به بنده است و نزديكي خدا به بنده حاصل نمي شود مگر به دوستي حقيقي خداوند. همانطور كه حب بنده باعث قرب او به خدا شد و او را خالص براي خدا ساخت، محبت خدا به او نيز باعث نزديكي خدا به او مي گردد و در نتيجه حجابهاي بعد و دوري را از بين مي برد و حجاب و ابري جز گناه نيست.186 پس نزديكي به خدا، گناهان را از بين مي برد و كرامتهاي الهي نيز نتيجه مغفرت اوست و اين افاضه الهي است و آيه زير مؤيد اين معناست: ( كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ، كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ( 187
از ديگر واژگان هم حوزه قربي مي توان واژه اطاعت را نام برد، اطاعت پروردگار لازمه قرب الهي است، بدون اطاعت از خدا و رسول هرگز به قرب الهي نخواهيم رسيد، اطاعت خدا و رسول از ويژگي هاي اهل ايمان، مخلصان و متقين است:
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً(188؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا اطاعت كنيد و از رسول و اولو الامر خويش فرمان بريد. و چون در امرى اختلاف كرديد اگر- به خدا و روز قيامت ايمان داريد- به خدا و پيامبر رجوع كنيد. در اين خير شماست و سرانجامى بهتر دارد.
(وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً(189؛ و هر كه از خدا و پيامبرش اطاعت كند، همراه با كسانى خواهد بود كه خدا نعمتشان داده است، چون انبياء و صديقان و شهيدان و صالحان. و اينان چه نيكو رفيقانند.
(وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ(190؛ و كسانى كه از خدا و پيامبرش فرمان مى‏برند و از خدا مى‏ترسند و پرهيزگارى مى‏كنند، رستگارانند.
در آيه زير اطاعت خدا و رسول موجب رحمت است و همانطور كه در قبل ذكر شد رحمت نتيجه قرب بنده به خداست: وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ191؛ و از خدا و رسول اطاعت كنيد تا مگر مشمول رحمت شويد.

5-1- 2- معناشناسي قُربان(با ضم اول)
واژه قُربان سه بار در قرآن آمده است. قربان در قرآن تنها به يك وجه معنايي يعني قرباني و آنچه به بتها و آلهه و خداوند يكتا براي تقرب و نزديكي به آنها تقديم مي دارند، آمده است.
آيات حاوي قربان به ترتيب نزول عبارتند از:
(فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَ ذلِكَ إِفْكُهُمْ وَ ما كانُوا يَفْتَرُونَ(192؛ پس چرا آن كسانى را كه غير از خدا، به منزله معبودانى، براى تقرّب [به خدا] اختيار كرده بودند، آنان را يارى نكردند بلكه از دستشان دادند؟ و اين بود دروغ آنان و آنچه برمى‏بافتند.
در اين آيه آلهه بدل از قربان و به همان معناست بنابراين بتها قرباني و وسيله تقرب به خداوند هستند.
(الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلي‏ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ(193؛ همانان كه گفتند: “خدا با ما پيمان بسته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما قربانيى بياورد كه آتش [آسمانى‏] آن را [به نشانه قبول‏] بسوزاند.” بگو: “قطعاً پيش از من، پيامبرانى بودند كه دلايل آشكار را با آنچه گفتيد، براى شما آوردند. اگر راست مى‏گوييد، پس چرا آنان را كشتيد؟”.
(وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ(194؛ و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان، هنگامى كه [هر يك از آن دو،] قربانيى پيش داشتند. پس، از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد. [قابيل‏] گفت: “حتماً تو را خواهم كشت.” [هابيل‏] گفت: “خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.”.
قربان در اين آيات به همان معنايي است كه در بالا ذكر شد.

حوزه معنايي قُربان
از جمله واژگان هم حوزه قربان واژگان هَدي و قلائد و فعل ذبح يذبح است:
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ(195؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، حرمت شعاير خدا، و ماه حرام، و قربانى بى‏نشان، و قربانيهاى گردن‏بنددار، و راهيان بيت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند، نگه داريد. و چون از احرام بيرون آمديد [مى‏توانيد] شكار كنيد، و البتّه نبايد كينه‏توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد. و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد، و در گناه و تعدّى دستيار هم نشويد، و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت‏كيفر است.
در اين آيه واژه هدي به معني قرباني بي نشان و قلائد به معني قرباني نشاندار آمده است. هدي به قرباني گفته مي شود كه به سوي حرم هدايت و رانده مي شود و چون قلائد به آن عطف شده است در اين آيه مقصود از آن قرباني است كه بدون قلائد است.
(جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ(196؛ خداوند [زيارت‏] كعبه بيت الحرام را وسيله به پا داشتن [مصالح‏] مردم قرار داده، و ماه حرام و قربانيهاى بى‏نشان و قربانيهاى نشاندار را [نيز به همين منظور مقرّر فرموده است‏]، اين [جمله‏] براى آن است تا بدانيد كه خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است مى‏داند، و خداست كه بر هر چيزى داناست.
(وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ(197؛ و هنگامى كه موسى به قوم خود گفت: “خدا به شما فرمان مى‏دهد كه: ماده گاوى را سر ببريد”، گفتند: “آيا ما را به ريشخند مى‏گيرى؟” گفت: “پناه مى‏برم به خدا كه [مبادا] از جاهلان باشم.”
(قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فيها قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ(198؛ گفت: “وى مى‏فرمايد: در حقيقت، آن ماده گاوى است كه نه رام است تا زمين را شخم زند و نه كشتزار را آبيارى كند بى‏نقص است و هيچ لكه‏اى در آن نيست.” گفتند: “اينك سخن درست آوردى.” پس آن را سر بريدند، و چيزى نمانده بود كه نكنند.
(حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في‏ مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ(199 ؛ بر شما حرام شده است: مردار، و خون، و گوشت خوك، و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد، و [حيوان حلال گوشتِ‏] خفه شده، و به چوب مرده، و از بلندى افتاده، و به ضربِ شاخ مرده، و آنچه درنده از آن خورده باشد- مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد- و [همچنين‏] آنچه براى بتان سر بريده شده، و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه‏] نافرمانى [خدا] ست. امروز كسانى كه كافر شده‏اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آيينى برگزيدم. و هر كس دچار گرسنگى شود، بى‏آنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد]، بى ترديد، خدا آمرزنده مهربان است.

5- 1-3- معناشناسي قُرُبات؛ قُربَة
قربات و قربة هر كدام تنها يك بار در قرآن به كار رفته است و قربات جمع قربة است. اين واژه ها تنها به يك وجه معنايي آمده است و آن عبارت است از آنچه مايه تقرب به خداوند و آنچه وسيله نزديكي به اوست.
(وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ في‏ رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ(200؛ و برخى [ديگر] از باديه‏نشينان كسانى‏اند كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارند و آنچه را انفاق مى‏كنند مايه تقرّب نزد خدا و دعاهاى پيامبر مى‏دانند. بدانيد كه اين [انفاق‏] مايه تقرّب آنان است. به زودى خدا ايشان را در جوار رحمت خويش درآوَرَد، كه خدا آمرزنده مهربان است.
از واژگان هم حوزه قربات مي توان به انفاق و ايمان به خدا و روز قيامت اشاره كرد.

5- 1- 4- معناشناسي ذا مَقرَبة، ذي القربي، ذوي القربي، اولي القربي و اقربين؛
براي هر يك از اين واژگان هم يك وجه معنايي آمده است و آن خويشاوند است.
(يَتيماً ذا مَقْرَبَة(؛ به يتيمى خويشاوند يا همسايه.
(ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي‏ قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ(201؛ بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏اند سزاوار نيست كه براى مشركان- پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش كنند، هر چند خويشاوند [آنان‏] باشند.
(وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَليلاً مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ(202 ؛ و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه: “جز خدا را نپرستيد، و به پدر و مادر، و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد، و با مردم [به زبانِ‏] خوش سخن بگوييد، و نماز را به پا داريد، و زكات را بدهيد” آن گاه، جز اندكى از شما، [همگى‏] به حالت اعراض روى برتافتيد.
(

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید