دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نهج البلاغه

دانلود پایان نامه

بودن مقدمه قرب شمرده شده است.
10- (وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ في‏ رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (171؛ و برخى [ديگر] از باديه‏نشينان كسانى‏اند كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارند و آنچه را انفاق مى‏كنند مايه تقرّب نزد خدا و دعاهاى پيامبر مى‏دانند. بدانيد كه اين [انفاق‏] مايه تقرّب آنان است. به زودى خدا ايشان را در جوار رحمت خويش درآوَرَد، كه خدا آمرزنده مهربان است.
در اين آيه انفاق مؤمنان و دعاهاي رسول سبب قرب الهي شمرده شده است.
ظاهرا جمله” وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ” عطف است بر جمله” ما ينفق” و ضمير در جمله” أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ” به كلمه” ما” در” ما ينفق” و به” صَلَواتِ الرَّسُولِ” برمى‏گردد.
و معناى آيه اين است: پاره‏اى از باديه‏نشينان كسانى هستند كه ايمان به خدا دارند و او را به يگانگى مى‏ستايند، و به وى شرك نمى‏ورزند، و به روز جزا ايمان داشته حساب و جزاء را تصديق دارند، و انفاق در راه خدا و توابع آن را- كه همان درود و دعاى رسول خدا ( به خير و بركت است- همه را وسيله‏هاى تقرب به پروردگار مى‏دانند. هان! آگاه باشيد كه اين انفاق و دعاى خير رسول خدا ( مايه تقرب ايشان است، و خداوند وعده داده است كه ايشان را داخل رحمت خود كند، براى اينكه خداوند آمرزنده گناهان و مهربان با بندگان و اطاعت‏كاران است.172ولي برخي ديگر از مفسران آورده اند كه انفاق آنها سبب قرب الهي و درود پيغمبر بر آنان است.173
اين آيه مدني است ولي آيات قبلي كه به قرب الهي اشاره مي كرد مكي بودند در تمامي اين آيات خداوند قرب حقيقي را به مردم بيان مي كند و از قربي كه آلوده به شرك وسايل و شركاء مشركين است باز مي دارد بر خلاف مشركين و كفار كه اموال و اولاد و ديگر وسايل را براي قرب به خداوند اتخاذ مي كردند كه بيانش در قرب دوره جاهلي گذشت.

4-4- قرب الهي درعلم عرفان
از ديد انسان خداپرست، هدف غايى خلقت قرب خداى نامتناهى است. پس هيچگاه تلاش او براى تحقق اين هدف متوقف نمى شود و هيچ لحظه اى از عمر او، فاقد انگيزه تلاش نخواهد بود. با وجود اين ويژگيها در هدف زندگى انسان موحد، اعمال اختيارى او همواره از پشتوانه روحى كافى بهره مند خواهد بود و نشاط زندگى در حيات انسان موحّد هيچگاه كم رنگ نخواهد شد. . كمال انسان همان تقرب او به پروردگار است. قرب خداوند نيازمند تلاش هميشگى انسان در فرمانبردارى از خداوند و دورى از نافرمانى است. اين تلاش هميشگى، انگيزه اى پايدار را مى طلبد. كسى كه قرب خداوند را مى خواهد و محبت او را در دل دارد تبعيت از فرامين خداوند و پيروى از دستورات اولياى دين را يگانه راه رسيدن به مقصد خود مى داند.
” ابن ابى الحديد ” كه از عالمان مشهور علماى سنى است در شرح نهج البلاغه ج 20 ، ص 316 آورده است كه حضرت فرمود :
وَلاََقُولَنَّ ما لَمْ اَقُلْهُ لاَِحَد قَبْلَ هذا الْيَوْمِ :
هم اينك مطلبى را مى گويم كه تا بحال به كسى نگفته ام :
سَأَلْتُهُ مَرَّةً اَنْ يَدْعُوَ لِى بِالْمَغْفِرَةِ فَقال : اَفْعَلُ ، ثُمَّ قامَ فَصَلىّ ، فَلَمّا رَفَعَ يَدَهُ بِالدُّعاءِ اِسْتَمَعْتُ اِلَيْهِ فَاِذاً هُوَ قائِلٌ : ” اللّهُمَّ بِحَقِّ عَلِىٍّ عِنْدَكَ اِغْفِرْ لِعَلَىٍّ ” .
فَقُلْتُ : يا رسول الله ! ما هذا الدُّعاءُ ؟ فَقالَ ” اَوَ أَحَدٌ اَكْرَمُ مِنْكَ عَلَيْهِ فاسْتَشْفِعَ بِهِ اِلَيْهِ .
يك بار از رسول خدا خواستم تا از خدا برايم طلب مغفرت كند . فرمود : چنين خواهم كرد . پس برخاست و نماز گزارد ، آنگاه دست هايش را به دعا گشود و برايم دعا كرد . من به دعاى حضرتش گوش مى دادم شنيدم كه فرمود : ” پروردگارا ! تو را به مقام و قرب و منزلت ” على ” سوگند مى دهم كه على را مشمول عفو و غفران خود قرار دهى ” .
گفتم : اى رسول خدا ! اين چه دعايى است ؟ فرمود : مگر كسى گرامى تر از تو در پيشگاه الهى هست تا او را شفيع درگاهش قرار دهم ؟ ” .
“افلاطون” فيلسوف شهير يونانى مى گويد: “هرگاه عدالت در نفس انسان پديدار گرديد از آن اشعه درخشانى بر كليه قواى وى مى تابد; زيرا همه صفات پسنديده و فضايل انسانى از عدالت سرچشمه مى گيرد و شخص را به نيكوترين و شايسته ترين وجهى بر اعمال مخصوص به وى، قادر و توانا مى سازد و اين منتهاى سعادت بشر و غايت مقام قرب و نزديكى او به ايزد متعال است”.174
درجه ادراك هر كس بسته به قرب او به حق مي باشد. در اين ميان، آن كسي كه در مرتبه قرب فرايض قرار دارد و خود به منزله چشم و دست و علم وادراك حق شده ، نسبت به آن كسي كه در مرتبه قرب نوافل واقع شده، بالاتراست و به ادراك حق، نزديكتر و معرفت آن كس كه در مرتبه حق اليقين نائل شده، از آن كه در مرحله عين اليقين يا علم اليقين(در درجه فروتر از آن) واقع شده، عميقتر و باارزشتر است.175

حاصل بحث
از بحث قرب در عهدين، جاهليت، قرآن و عرفان به دست مي آيد كه معيارها و وسايلي كه آنها براي قرب به معبود خود به كار مي بردند تفاوتهايي وجود دارد و بالطبع عواملي هم كه آنها را از خداوند خود دور مي كند فرق مي كند و در نتيجه نعمتها و عقاب و ثواب هر يك نيز كه در نتيجه اعمالشان كسب كردهاند متفاوت است. معيارها و وسايل قرب به خداوند يكتا از منظر قرآن كريم عبارتند از: اطاعت پروردگار، سبقت در اطاعت اوامر الهي،ايمان و عمل صالح، برّ و در زمره ابرار بودن، سجده و مناجات با پروردگار يكتا، انفاق مردم و دعاهاي پيغمبر(. اينها عواملي است كه از آيات بالا به دست آمده است. در نتيجه اين اعمال قرآن نعمتهايي را براي اين افراد آماده كرده است از جمله: جنات نعيم، سلام الهي، نعمتهاي بهشتي، رحمت الهي، تسنيم، مسك و جزاي مضاعف. اما مشركان و ثنويها براي رسيدن به قرب معيارهايي براي خود ايجاد كرده بودند كه قرآن اين معيارها را غلط معرفي مي كند. البته مشركان مسلكهاي مختلفي داشتند، برخي از آنها به روز قيامت ايمان نداشتند و برخي به آن روز ايمان داشتند ولي براي قرب به خداوند معبودان دروغين را اتخاذ كرده بودند. قرآن اموال واولاد را وسيله قرب به خداوند نمي شمارد بر خلاف مشركان كه اين وسايل را به اين گمان اتخاذ كرده بودند.
معيارهاي قرب و بعد خداوند در عهدين نيز عبارتند از: ايمان به خداوند يكتا، پرستش بدون شرك به خداوند، اعمال صالح، محبت و اجراي كلام الهي، دوري از شيطان و آرزوهاي ناپاك دنيا، ايمان همراه عمل، شكرگزاري و كمك به نيازمندان، به صليب كشيده شدن مسيح، گناه و اتخاذ شريك براي خداوند يكتا.
در روايات نيز عوامل زير به عنوان وسيله قرب به حق معرفي شده اند: اخلاص، دوري از محارم، نماز واجب ، نوافل، سجده، صدقه و شفاعت به وسيله قرب و منزلت مقربين خاص خداوند.

فصل پنجم

معناشناسي توصيفي واژه قرب
مراد از معناشناسي توصيفي عبارت است از معناي اصلي و هاله اي واژه قرب در قرآن كريم. مقصود از معناي اصلي معنايي است كه در هر يك از استعمالات قرآني مراد خداي تعالي است و آن از رهگذر توجه به سياق، آيات متحدالموضوع، زمان و مكان نزول و مخاطبان قرآن شناسايي مي شود. و منظور از معناي هاله اي تمامي ذهنيات و تصوراتي است كه مخاطبان قرآن يعني عرب حجاز در عصر نزول از آن واژه داشتند و اين از طريق بررسي حوزه معنايي قرب به دست مي آيد. حوزه معنايي قرب نيز عبارتند ازمترادفها، متضادها و مجاورهاي آن در استعمالات قرآني.

5- 1- معناشناسي مشتقات اسمي
در اين قسمت مشتقات اسمي قرب و وجوه معنايي آن، معناشناسي مي شود.

5-1- 1- معناشناسي قُربي
اين واژه يكبار در قرآن آمده است. واژه قربي تنها به يك وجه در قرآن آمده است و آن به معني تقرب به خداوند است. اين آيه داراي تفاسير مختلفي است كه در فصل بعد ارائه مي شود. بر اساس ظاهر آيه قربي به معني تقرب به خداوند است ولي بر اساس مبناي باطني بودن برخي معاني قرآن كه از طريق روايات هم ثابت شده است، قربي به اهل بيت پيامبر(ص) تفسير شده است.
(ذلِكَ الَّذي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبيَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ(176؛اين همان [پاداشى‏] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [بدان‏] مژده داده است. بگو: “به ازاى آن [رسالت‏] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى درباره خويشاوندان.” و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد]، براى او در ثواب آن خواهيم افزود. قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است.

حوزه معنايي قُربي
واژگاني كه هم حوزه قُربي در وجه معنايي قرب الهي هستند عبارتند از: قُربان؛ قريب؛ قُرُبات؛ قُربة؛ اقترب؛ قربناه؛ يقرب؛ مقربون.
يكي از واژه هايي كه در وجه قرب الهي آمده زلفي است. واژه زلف به معني نزديك شدن هم آمده است كه در مباحث بعدي مي آيد.177زلفة به معني منزلت و مقام است. زُلَفاً من الليل: منازل شب.178 الزُلَف: جمع الزلفة و زلفي به معني قربي است. أزلفته: قربته.179اصل زلفي در كلام عرب قربي است. زلفة الليل: ساعات اوليه شب. ازلفنا ثم الاخرين: يعني جمع كرد.180رابطه اي كه ميان قرب و جمع كردن وجود دارد اين است كه در جمع كردن افراد و اشياء هم قرب و نزديكي وجود دارد يعني وقتي افراد يا اشيائي جمع مي شوند در حقيقت به هم نزديك نيز مي شوند.
(وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتي‏ تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى‏ إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ(181؛ و اموال و فرزندانتان چيزى نيست كه شما را به پيشگاه ما نزديك گرداند، مگر كسانى كه ايمان آورده و كار شايسته كرده باشند. پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‏اند پاداش است و آنها در غرفه‏ها [ى بهشتى‏] آسوده خاطر خواهند بود.
(فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‏ وَ حُسْنَ مَآبٍ(182؛ و بر او اين [ماجرا] را بخشوديم و در حقيقت براى او پيش ما تقرّب و فرجامى خوش خواهد بود.
(وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‏ وَ حُسْنَ مَآبٍ(183؛ و قطعاً براى او در پيشگاه ما تقرّب و فرجام نيكوست.
(أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ(184؛ آگاه باشيد: آيينِ پاك از آنِ خداست، و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند [به اين بهانه كه:] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمى‏پرستيم، البتّه خدا ميان آنان در باره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند، داورى خواهد كرد. در حقيقت، خدا آن كسى را كه دروغ ‏پردازِ ناسپاس است هدايت نمى‏كند.
از ديگر واژگان هم حوزه قربي مي توان به واژه هاي حب، مغفرت، رحمت و مودت اشاره كرد، ميان قرب الهي و حب، مغفرت، رحمت و مودت الهي رابطه وجود دارد، البته حب و مودت حقيقي نه حب مجازي. در آيات چندي ميان محبت و اطاعت پروردگار ملازمه وجود دارد از جمله آيه زير: (قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ(185؛ بگو: اگر خدا را دوست مى‏داريد از من پيروى كنيد تا او نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد، كه آمرزنده و مهربان است.
لازمه قرب الهي دوست داشتن خداوند و لازمه دوستي او، قبول دينش و اطاعت و تسليم شدن در برابر اوست. كسي كه خدا را دوست دارد بايد به قدر طاقت و شعورش از

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید