دانلود پروژه اقتصاد فروش، تراكم و وضعيت ثبت در بيست كارخانه صنعتي – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

ثبت،‌تغيير تمركز و ثبات سهام بازار

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

از زوبرت مك گاكين

دانشگاه كاليفرنيا در سانتاباربارا

تئوري سنتي براي ثبت موارد تأثیر حائز اهميتي قائل می باشد. هنوز نسبتاً کوشش هاي اندكي وجود داشته می باشد كه بطور تجربي تأثيرات معيارهاي ثبتي را تأييد كند. بطور خاص ما اطلاعات خوبي پيرامون تأثيرات ثبت در ساختار و عملكرد صنايع نداريم. اين مقاله تأثيرات ثبت را در دو معيار ساختار بازار كه رايج هستند مورد ملاحظه قرار مي دهد. بطور خاص من ارتباط بين معيارهاي حقيقي ثبت خالص و تغيير تمركز و ثبات سهام بازار را مورد تحقيق و بررسي قرار مي دهم.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

ثبت

اكثر موقعيت ها در ارتباط با طبيعت رقابت و عملكرد ايجاد شده صنايع معيار “ استقلال شناخته شده” را در شركت ها مورد تأكيد قرار مي دهد. يك نشانگر معيار “استقلال شناخته شده” تعداد مركز تصميم گيري مستقل در صنعت مي باشد. هر چه تعداد شركت ها بيشتر باشد سخت تر مي توان توافق هاي خط مشي را ايجاد كرد. اين فرايند نه فقط بخاطر زياد بودن تعداد آنهاست بلكه بخاطر افزايش احتمالي در پيچيدگي توليد و ساختار قيمتي با در نظر داشتن افزايش تعداد شركت ها مي باشد. حتي بدون هيچ تباني رسمي تقريب هاي تقاضا و عملكردهاي رقيبان با افزايش داشتن تعداد شركت ها مشكل تر خواهد گردید. ثبت خالص (Net entry) بعنوان تغيير درصدي در تعداد شركت هايي كه در بازار در يك دوره زماني معين اقدام مي كنند تعريف مي گردد و معيار مستقيم تغيير در تعداد بخش هاي تصميمي در خلال يك دوره زماني مي باشد.

از يك ديدگاه فرضي ثبت خالص مرتبط ترين معيار براي سؤالات پيرامون ساختار و رقابت مي باشد. ولي داوطلبان در ارتباط با شركت هاي برجسته بطور معمول كم باشد كاربرد تعداد شركت ها ممكن می باشد در بيان كردن اهميت ثبت اغراق داشته باشد. يعني ممكن می باشد باعث ابهام گردد كه به سادگي به تعداد شركت ها براي تمام كردن تأثير آنها كه توسط بعضي شاخص هاي فعاليت اقتصاددان اندازه گيري مي شوند كاربرد داشته باشد. اين دقيقاً همان مسئله اي می باشد كه فرد در تعيين كردن معيارهاي متضمن ساختار بازار يعني تراكم با آن مواجه مي گردد ، زیرا تراكم يك شاخص يك پارامتري می باشد آن نمي تواند در تعداد و اندازه توزيع شركت ها در صنعت مورد محاسبه قرار داده گردد.

در حاليكه بهره گیری از تعداد شركت هايي كه اين امكان را فراهم مي سازند كه باعث گردد فرد در بيان كردن اهميت ثبت اغراق داشته باشد. اين نقطه نبايد بطور اغراق توصيف گردد. اول، اينكه معيارهاي ثبت براي تمام سازنده ها كم می باشد معيار رشد شركت هاي جديد نسبت به شركتهاي موجود بيشتر می باشد. بنابراين اندازه اوليه ممكن می باشد بهترين نشانگر براي تأثيرات رقابتي ثبت نباشد. اضافه بر اين اگر پتانسيل ثبت روي شركت ها يك فشار باشد در اين حالت ثبت حتي توسط شركت هاي كوچك تأثيرات مهمي خواهد داشت. زیرا آن باعث افزايش تعداد رقابت كننده هاي بالقوه خواهد گردید. اين نظاره اين فرض بستگي دارد كه شركت ها در پايانه پائين تر توزيع اندازه اي رقابت كننده هاي حائز اهميتي فقط از اين لحاظ هستند كه حجم داوطلبان بالقوه را نشان مي دهند. در صورتي كه اين فرض ممكن می باشد مورد سؤال واقع قرار داده گردد و در مقدار زيادي از ادبيات رايج روشن و بديهي می باشد اين فرضي می باشد كه ما مورد بررسي قرار مي دهيم.

ثبت و تراكم

نسبت هاي تراكمي معياري را مورد اندازه گيري قرار مي دهند كه در آنها تعداد خاصي از شركت ها بازار را در دورة زماني خاصي كنترل مي كنند. در حاليكه اقدامات انحصاري هست و انتظار مي رود كه در صنايع داراي تراكم بيشتر نسبت به صنايع داراي تراكم كمتر بيشتر باشند ارتباط در معرض كيفيت گذاريهاي چندگانه قرار داده مي گردد. معمولاً اين صلاحيت ها (كيفيت گذاري ها) در دو عامل يافت مي شوند. اول، تنگي خود شاخص، عدم برابري در سهام شركت – آنگونه كه از طريق تراكم مورد اندازه گيري قرار داده مي گردد به دگرگوني هاي گسترده اي در ساختار بازار موجود مربوط مي گردد. دوم، تعداد زياد الگوهاي رفتاري با شاخص تراكمي خاص قابل رقابت هستند در غير اينصورت نسبت هاي تراكمي توسط شركت هاي بزرگ مشخص مي گردید، آنها مزيت خاصي در اين زمينه دارند. با اندازه گيري سهام كلي بازار كه توسط شركت هاي بزرگ كنترل مي گردد. نسبت هاي تراكمي باعث مي شوند تا ما تأثيرات ثبت روي اين سهام مورد بررسي قرار دهيم.

براي مشخص شدن اينكه چه مقدار تغيير در سهام بزرگترين شركت ها توسط ثبت در نظر گرفته مي گردد ما تغيير نسبي در تراكم را در سه قسمت قرار داده ايم:

(1)                          

در اين فرمول Cr براي نسبت تراكمي براي بزرگترين شركت هاي r و Sr سهميه محموله هاي صنايع كلي كه توسط بزرگترين شركت هاي r كنترل مي شوند مي باشد، n تعداد كلي شركت ها و  يك شركت داراي اندازه متوسط در صنعت مي باشد. معادله (1) تغيير درصدي در نسبت تراكمي را براي بزرگترين شركت هاي r در تغيير درصدي را در سهام مطلق محموله هاي كلي كه براي شركت هاي r در نظر گرفته مي گردد، معيار ثبت و تغيير درصدي در شركت داراي اندازه متوسط را دسته بندي مي كند.

نتايج اين دسته بندي در جدول  آورده شده می باشد. در هر حالت نمونه از نمونه اساسي متشكل از 151 مورد صنعتي گرفته شده می باشد (به ضميمه A مراجعه گردد) براي هر r و دوره، نمونه انتخاب شده براي همة داده هايي كه موجود بودند بيشتري بود. هيچ تلاشي براي استنباط نسبت ها در يك سال در موردي كه موارد ديگر ارائه نشده بود انجام نشد.

جدول  نشان مي دهد كه بطور متوسط تراكم در 10 تا از 18 مورد مطرح شده افزايش داشت بعلاوه در هيچ حالتي براي مدت 5 يا شش كاهش درتراكم متوسط وجود نداشت. معيار متوسط ثبت از 66/0 تا 27/23 درصد مي باشد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

اين فرايند در مورد سالهاي 1963 – 1954 مي باشد كه بطور معمول بيشترين افزايش ها را در تراكم داشته می باشد و همينطور بدون استناد توسط كمترين معيارهاي ثبتي مشخصه گذاري مي گردد. براي اولين سه دوره معيار متوسط ثبت از 84/12 تا 27/23 درصد (20،8،4 = r ) ميباشد. در مقايسه با دوره هاي بعدي اين دامنه به گونه قابل توجه كمتر بود يعني از 63/0 تا 38/7 درصد. رديف 7 نشان مي دهد كه در كل هر چه كاهش مبني در تراكم كمتر باشد سهام در نظر گرفته شده در ثبت بيشتر خواهد بود. در حقيقت براي 10 دوره با كمترين افزايش در تراكم (19/1 تا 73/2-) سهام هميشه تقريباً دوبرابر موارد ديگر بوده می باشد.

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

اين نتايج وجود ارتباط منفي بين ثبت و تغييرات در سهام بازار كه توسط بزرگترين شركت ها كنترل مي شوند را نشان مي دهد. همبستگي ساده (رديف 9) بين تغييرات ؟؟ متوسط در ثبت و تراكم به كاهش هايي بستگي دارد كه معمولاً بجز در مورد دورة 1963-1958 بالاتر می باشد. بنابراين مداركي هست كه ارتباط در دوره هاي بعدي ضعيف تر مي گردد.

غير از مشكلاتي كه به تفسير ارتباط بين تراكم و اقدامات انحصاري مربوط مي گردد تغييرات در نسبت هاي تراكمي دچار كمبودهايي شاخص ساختار بازار مي گردد. زیرا نسبت هاي تراكمي هيچ اطلاعاتي را در مورد هويت و توزيع اين شركت هاي قرار گرفته در اين نسبت نمي دهد تغييرات بزرگ در تراكم بدون هيچ تغييري در توزيع يا هويت شركت ها قرار گرفته در اين نسبت ثبت هستند با حركت هاي ملموس ديگر در نسبت با تغييرات بزرگ در توزيع تا تركيب بزرگترين شركت ها هماهنگي دارد كه در هركدام از اين بيست صنايع مورد بهره گیری قرار داده شده می باشد.

سؤالات ارائه شده مربوط به اقتصادهاي معياري در هر صنعت طراحي شده اند تا بطور معمول اطلاعات پيرامون اندازه حداقلي كارخانه را براي كمترين هزينه و شكل نمودار ترازي كارخانه در اندازه هاي كوچكتر همان اطلاعات براي شركت و سرمايه لازم براي تأسيس كارخانه يا شركت داراي بيشترين كفايت اندازه اي داشته باشند. پاسخ هاي مستقيم و روشن به اين سؤالات بطور نرمال تضمين مي باشد. در موارد زيادي مدارك زيادي در طول و استناد پاسخ هاي فرايند تقريب سازي دقيق هست. در بعضي از آنها اعداد ارائه شده بطور روشن داراي مشخصه هايي بعنوان حدس هايي غير جبراني هستند گر چه در تعداد زيادي از اينها پاسخ دهندگان بخوبي مي توانند حس خود را داشته باشند در خيلي از موارد نويسنده به احساسي مي رسد كه براساس آن بررسي هايي پیش روی منابع ديگر مي باشد مقايسه ها پيرامون پاسخ هاي متفاوت و مستقل در همان سؤالات می باشد كه بطور معمول پيكرة قابل اعتماد داده هايي هستند كه در آنها پيكره برآوردهاي يك صنعت احتمالاً صحيح و درست مي باشد. تا آنجا كه داده ها قابل اعتماد باشند داراي مزيت هستند و برآوردهاي مهندسي را در همان حس منعكس مي سازند كه آنها پيش بيني هاي تخصصي قبلي پيرامون روابط خالص هزينه معياري بيش از مقايسه بعدي نتايج هزينه ناخالص را در بروندادهاي متفاوت بدست آمده نشان مي دهند. بنابراين آنها در كل بطور مستقيم به نمودارهاي معياري آنگونه كه در تئوري اقتصادي درك شدند مرتبط مي شوند.

این نوشته در اقتصاد ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید