منبع تحقیق : دانلود پروژه رشته برق در مورد ژئواستراتژي كنوني در قفقاز جنوبي – قسمت اول

دانلود پایان نامه

اهميت روز افزون منطقه قفقاز جنوبي به ويژه در مناسبات جديد جهاني و صف بندي قدرتهاي منطقه اي و بين المللي، پژوهش و تحقيق پيرامون اين منطقه، عوامل و پارامترهاي موثر در آرايش قوا و اثرگذاري بر مناسبات آن را در دستور كار موسسات پژوهشي و مراكز مطالعات راهبردي قرار داده می باشد.

ويژگي منحصر بفرد ارتباطي اين منطقه بين اروپا و آسياي مركزي به عنوان منبع بزرگ انرژي، رقابت ويژه روسيه و غرب در اين منطقه كه حياط خلوت سنتي روسيه محسوب مي گردد، مناقشات دامنه دار قومي كه بستر بسياري از منازعات در اين منطقه می باشد و عواملي از اين دست، اهميت قفقاز جنوبي را در روابط منطقه اي و حتي بين المللي بيش ازگذشته ساخته می باشد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

متني كه برگردان آن پيش روي شماست به قلم يكي از محققين و صاحبنظران برجسته مسائل ژئواستراتژيك جهاني و منطقه اي به رشته تحرير در آمده می باشد.

بديهي می باشد ترجمه اين مقاله به معني تائيد تمام ادعاهاي نويسنده نبوده و هدف افزودن منابع اطلاعاتي به حوزه هاي كارشناسي مربوطه می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ژئواستراتژي كنوني در قفقاز جنوبي

در ماههاي اخير روابط روسيه و گرجستان متلاطم شده می باشد .تنش روي داده بين اين دو كشور تنها يك نمونه ازصف بندي گسترده استراتژيك بين غرب وروسيه در منطقه قفقاز جنوبي می باشد. در اين عرصه، كشورها و سازمانهاي مختلف در سطوح منطقه اي و فرامنطقه‌اي، در موضوع امنيت انرژي و ايفاي تأثیر در معادلات قدرت در منطقه درگير هستند. با در نظر گرفتن اين دو عامل تعيين كننده، اين سؤال مطرح مي گردد كه موقعيت كنوني منطقه چيست و چه آينده اي براي آن پيش بيني مي گردد ؟

رويكردهاي امنيتي و سياسي- نظامي بازيگران منطقه اي، در ابعاد مختلف بر اين منطقه تاثير گذار می باشد .اين بازيگران شامل گرجستان، ارمنستان و آذربايجان و آتش مناقشات همچنان مشتعل آنان در آبخازيا، اوستيا و قره باغ كوهستاني می باشد .افزون بر آن تاثير و اعمال نفوذ قدرتهاي منطقه اي زیرا تركيه و ايران و قدرتهاي جهاني مانند ايالات متحده، روسيه و چين، جزئي جدايي ناپذير از آرايش قدرت در منطقه محسوب مي شوند.

علاوه بر كشورها، سازمانهاي بين المللي نيز در اين بازي بزرگ درگيرند. اين سازمانها در سطح منطقه اي عبارتند از سازمان همكاريهاي اقتصادي درياي سياه (B.S.E.C) ، سازمان نيروي درياي سياه (BLACKSEAFOR)، سازمان نيروي درياي خزر (CASFOR)، سازمان همكاري بين گرجستان، اوكراين، آذربايجان و مولداوي (G.U.A.M)، و سازمان پيمان  امنيت دست جمعي (C.S.T.O) همراه با سازمان كشورهاي مستقل مشارك المنافع (C.I.S). در سطح بين المللي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (N.A.T.O) و اتحاديه اروپا از وزن مخصوصي در معادلات قدرت منطقه برخوردار مي هستند.

امنيت انرژي

امنيت انرژي موضوعي ديگر در شكل دهي ژئواستراتژي قفقاز جنوبي می باشد. امنيت انرژي امروزه در سطح بين المللي از اولويت بالايي برخوردار می باشد و ايالات متحده، اتحاديه اروپا و ناتو توجه خود را به تهديدات متوجه اين امر معطوف داشته اند. مجموع كشورهاي اتحاديه اروپا در حال حاضر 50 درصد از انرژي مورد نياز خود را وارد مي كنند ( ايالات متحده 58 درصد از نفت مصرفي خود را وارد مي كند ) و تا سال 2030 اين رقم بالغ بر 70 درصد خواهد گردید. علاوه بر اين كشورهاي عضو اتحاديه اروپا 25 درصد از انرژي مورد نياز خود را از روسيه وارد مي كنندكه اين رقم احتمالا در سال 2030 به 40 درصد خواهد رسيد ( 45 درصد ديگر انرژي مورد نياز اتحاديه اروپا از خاورميانه تامين مي گردد). در كنار اين وابستگي رو به افزوني ، اكنون به ويژه پس از اعمال فشار روسيه به اوكراين جهت افزايش بهاي گاز مصرفي اين كشور در اواخر سال 2005، ديگر آشكار شده می باشد كه سلاح انرژي به جزئي اساسي از سياست خارجي و امنيتي روسيه تبديل شده می باشد.

اهميت ژئوپولتيك قفقاز جنوبي بر وجود منابع انرژي در اين منطقه نيز مبتني می باشد . امنيت در قفقاز ضرورتي حياتي جهت انتقال بدون وقفه نفت و گاز خزر می باشد. منطقه درياي خزر (آسياي مركزي و قفقاز جنوبي ) در بردارنده 3 تا 4 درصد از ذخائر نفت و 4 تا 6 درصد از ذخائر گاز جهان هستند. سهم قفقاز در منابع نفت و گاز جهان به خودي خود قابل توجه نيست اما در شرايط عدم اطمينان به جريان نفت از خليج فارس با در نظر داشتن واقيات موجود و نيز امكان بهره گیری روسيه از انرژي به عنوان يك ابزار قدرت نمايي، انتقال انرژي درياي خزر و آسياي ميانه (ازبكستان و تركمنستان ) به مصرف كننده هاي غربي از طريق قفقاز اهميتي حياتي يافته می باشد.

اهميت منطقه همچنين در پي سياستهاي كشورهاي مصرف كننده انرژي غربي كه در صدد كاهش وابستگي خود به منابع انرژي روسيه و خاورميانه هستند، افزايش يافته می باشد. شماري از كشورها و سازمانهاي غربي در تلاشند تا به انحصار روسيه در انتقال انرژي اوراسيا با ايجاد خطوط انتقال انرژي بديل پايان دهند. از اين روست كه خط لوله نفت آتاسو – آلاشانكو ( بين قزاقستان و چين)، بخط لوله باكو ـ تفليس ـ جيحان و باكو – تفليس – ارزروم ( بين گرجستان، تركيه، آذربايجان و قزاقستان ) خط لوله گاز ناباكو ( بين اتحاديه اروپا، تركيه، بلغارستان، روماني، مجارستان و اتريش ) در حال طراحي، ساخت بوده و بعضا عملياتي شده می باشد.

 

فرونشاندن مناقشات فروزان

واشنگتن به دليل سرمايه گذاري خود در بخش انرژي و نيز به خاطر منافع ژئوپولتيك خود در منطقه، علاقمند به قفقاز جنوبي همراه با ثبات و امنيت می باشد. مناطق جدايي طلب گرجستان – آبخازيا و اوستياي جنوبي – به مناطقي تبديل شده اند كه بيشترين منافع را براي بازيگران منطقه در بردارند. روسيه، صرفنظر از تنش هايش با گرجستان، تأثیر چندان بي طرفي در اين مناقشات بازي نمي كند. و از آن به عنوان عامل نفوذ و تاثير در برابر غرب بهره مي برند.

اهداف مشخص و آشكار اند: غرب و روسيه در اين آرزو هستند كه به بازيگر اصلي در قفقاز جنوبي تبديل شوند اما روسيه معمولا تحت فشار بوده می باشد تا از اين منطقه عقب نشيني كند. يكي از تاكتيك هاي روسيه براي مقابله با اين تحولات فعال ساختن مجدد مناقشات فروزان منطقه به مقصود كاستن از ميزان پيشرفت غربي ها در حل وفصل آنها می باشد. اين امر به ويژه براي گرجستان كه سعي در جذب سرمايه گذاري غربي ها و پيوستن به ناتو دارد سخت تر می باشد.

به نظر مي رسد اين تنش ها مادامي كه قدرتهاي فرامنطقه اي و سازمانهاي وابسته به آنها نتوانند به تفاهم و يا «همزيستي مسالمت آميز برسند » ادامه خواهد داشت. در اين شرايط راه حلي براي اين اختلافات متصور نيست. به نظر مي رسد اين مناقشات – كه براي توسعه اقتصادي قفقاز جنوبي مضر هستند – تا زماني كه كشورهاي مذكور در ساختارهاي اروپايي پذيرفته شوند ادامه يابند.

چشم انداز مناقشه آذربايجان و ارمنستان بر سر قره باغ كوهستاني نيز همانند مناطق جدايي طلب گرجستان می باشد. بازيگران خارجي اصلي در اين مناقشه –روسيه، ايالات متحده و اتحاديه اروپا – بايد راهي براي مصالحه و سازش بيابند. در حال حاضر ايالات متحده ضلعي از اين مثلث می باشد كه بيشترين منافع را در حل و فصل اين مناقشه داراست و تلاشهايي جدي براي نيل به يك راه حل مبذول مي دارد. هنوز بايد اراده سياسي و خواست عمومي در دو سوي مناقشه ايجاد گردد. به نظر مي رسد فشار سياسي بر آذربايجان و ارمنستان در حال افزايش می باشد. ايالات متحده – شايد بيش از اتحاديه اروپا – واجد قابليتهاي نظامي، سياسي و اقتصادي می باشد و با در نظر داشتن سرمايه گذاريهاي خود علاقمند می باشد تا در طریقه مذاكرات اعمال نظر و نفوذ نمايد .دقيقا همانند مناطق جدايي طلب گرجستان، شرط اصلي براي نيل به راه حل مناقشه، هماهنگي با روسيه و همكاري با اين كشور می باشد.

این نوشته در برق ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.