دانلود فرمت ورد:دانلود پروژه رشته تاریخ در مورد معماري پهلوي – قسمت سوم

دانلود پایان نامه

كارد نظامي در فعاليتهاي عمراني و اجتماعي

اما مانند كارهاي كادر نظامي ورود به جرگه فعاليتهاي اجتماعي و شهري و عمراني بود. تسطيح راهها و شوارع كشور، تأسيس شهرداري(بلديه) در شهرهاي كوچك و بزرگ، توسعه و ايجاد خيابانها و معابر، فراهم كردن تفريح و گردشگاه براي توده مردم همچون تئاتر و سينما و نيز تأسيس قهوه خانه هاي بيشتر، مهمانخانه و هتل فعاليتهايي بود كه جملگي در حيطه كار نظاميان شكل گرفتند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

مانند نظاميان رده بالا،‌ انتخاب تيمسار سرتيپ هوشمند به سمت كفالت شهرداري تهران و سرهنگ بهرامي براي اداره كل آمار(از طرف رئيس الوزراء – وزارت جنگ – 3/11/1316 بود. اما مهم ترين و شناخته ترين شخصيت نظامي كه در زمان رضا شاه عهده دار يك سازمان وسيع عمراني، ساختماني و خدماتي گردید و فردي موثر در شكل گيري معماري و شهرسازي پايتخت گرديد، كريم آقا خان بوذرجمهري بود. نام او با بلديه يا شهرداري تهران پيوند دارد، شخصيتي كه نه به گونه اتفاقي كه حساب شده از طرف رضاشاه  به سرپرستي شهرداري تهران گماشته گردید. شهرداري سازماني بود كه به جهت تغييرات بنيادين و نيز به خاطر توسعه وسيعي كه در دستور كار اين دوره قرار داشت نيازمند فردي گوش به فرمان، قلدر، قاطع و همراه با صفت بي رحمي بود كه بتواند اين طریقه نوسازي و تحول را با صلابت و زورگويي به پيش ببرد. شايد از آن رو كه كادر نظامي و ارتش، دوران تحول، شكوفايي و اقتدار خود را طي مي كرد و از هر لحاظ در معرض پيشرفت،‌ نو شدن و تجدد طلبي بود، اين بهترين انتخاب به حساب مي آمد كه يك نفر نظامي بتواند اين انديشه و جسارت تغيير و تحول ناگهاني و تجدد خواهي را در سازماني همچون شهرداري كه مي رفت عريض و طويل ترين سازمان عمراني و خدمات گردد انتقال داده و به مرحله اجرا درآورد:

شهردار تهران كه در زمان رضاشاه، سرهنگ كريم آقا بوذرجمهري (بعداً سرتيپ و سرلشكر)‌ بود، نقشه اي براي ايجاد خيابانها طرح كرده بود و زیرا فردي نظامي و طبعاً قلدر بود،‌ شبها پرچم قرمزي روي ابنيه مردم، اعم از خانه يا دكان نصب مي كرد و قبل از اينكه صاحبان آن اماكن بتوانند نقل مكان واساس ]اثاث[ خود را جابجا نمايند شروع به خرابي مي كرد.

روحيه نظامي در معماري

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

در پشت هر ديكتاتوري ستونهاي خون آلود دوريك قرار دارد(هربرت ريد). اين حقيقت دردناكي می باشد كه فرمهاي معماري نئوكلاسي سيسم به تنهايي و به سهولت، نه تنها افسانه اسطوره اي نازيسم بلكه كمونيسم را تجسم بخشيدند. به قول استالين كه گفته بود مردم حق زيادي به گردن اين ستونها دارند.

پيش از اين حكومتهاي جهاني گذشته – به ويژه معاصر- معماري باستاني را دوباره به نمايش درآوردند تا در كنار ستونهايي كه اقتدار گذشته را زنده مي كرد بتواند اقتدار نوين را تثبيت نمايد. هيتلر، موسوليني و استالين در باستانگرايي خود از ستونهاي دوريك همان بهره اي را گرفتند كه رضاشاه از ستونهاي تخت جمشيد، هرچند كه اين بهره گيري هم از نظر جهت و هم از نظر ميزان متفاوت بود. اين شخصيتها بيشتر از آنكه در قالب سياست وجهه تاريخي خود را به ثبت برسانند مظهر نظامي گرايي شدند.

زندگي رضاشاه به هنگامي كه يك سرباز نگهبان سفارتخانه بود تا زماني كه به عنوان يك ژنرال و با كودتاي 1299 سردار سپه گردید از او شخصيتي كاملاً نظامي ساخته بود. وي همه چيز را در يك مجموعه منظم، مقتدر و تشكيلاتي مي ديد و توانست اين روحيه را به كادر زيردستش كه روز به روز بر قدرت و حجم اش افزوده مي گردید انتقال دهد. حضور فيزيكي نظاميان ارتش در كليه ساختارهاي دولتي تا آنجا موحوديت يافت كه اين تشكيلات بخش بزرگي از فعاليتهاي توسعه وعمران و مانند ساخت و ساز بناها را هدايت نمود. حال، اين بخش پي جوي آن می باشد كه آيا اين انديشه نظامي گري به معماري و شهرسازي دوره بيست ساله سرايت پيدا كرد و آيا با انتقال اين روحيه، بناهاي به وجود آمده در آن وقت مصداق اين صحبت قرار گرفتند؟

همزمان شدن دهه دوم حكومت پهلوي اول با روي كار آمدن و اقتدار حزب نازي در آلمان و ارتباط نزديك و بي سابقه ايران و آلمان و پي آمد آن انجام فعاليتهاي عمراني و ساختماني توسط متخصصين آلماني، خود به خود روحيه نظامي را در ساخت بناهاي اين دوره دو چندان نمود. اين تأثيرات هم بر نقشه ساختمانها بود كه به گونه اي پنهاني تفوق عملكردگرايي و تنظيم فعاليتهاي آن به گونه پي در پي، خطي و داراي سلسله مراتب، شكل گيري پلان را به حوزه هاي دالاني و كشيده مي رساند و هم تأثيرات، بر نماي ساختمان بود كه به گونه اي ملموس هيبت و تفاخر نظامي به خود مي گرفت اما تأثيرات نظامي گرايي و حضور روحيه نظامي در معماري اين دوره را مي توان در هر دو دسته بناهاي زير نظاره نمود.

الف: بناهاي نظامي

پيش از ورود اسلام به ايران بزرگترين بناهاي دوره باستان – بر طبق آن چیز که شواهد نشان مي دهد – كاخهاي پادشاهان و يا معابد بودند. در دوره اسلامي اين اولويت علي رغم وجود قصرها به مساجد انتقال پيدا كرد و مسجد بزرگ شهر، بزرگترين و ماندگارترين بناي هر دوره گردید. حتي در زمان صفويه كه اوج اقتدار پادشاهي دوران اسلامي می باشد مساجد به مراتب از اهميت و بزرگي بيشتر نسبت به بناهاي ديگر برخوردار شدند و اين طریقه تا دوره پهلوي كم و بيش وجود داشت. اما در دوره رضاشاه با تغيير نگرشها بزرگترين ساختمان شهر به يك بناي نظامي(اداري- نظامي) تعلق گرفت. اگر چه ساختمانهاي بزرگ و يا وسيع ديگر نظير كارخانه، بانك و شهرداري در اين دوره توجه و رونق خاصي يافت ولي بناي بزرگ شهرباني(كاخ شهرباني) واقع در مجموعه باغ ملي(ميدان مشق) تهران اهميت و بزرگي متفاوتي با ديگر ابنيه داشت و حتي كاخ سفيد سعدآباد و يا كاخ مرمر- دست كم از نظر حجم و هيبت بنا – به عظمتي و قداست كاخ شهرباني نرسيد. اگر معماري را يكي از نشانه هاي تفكر و بازتاب بينش هر دوره قلمداد كنيم، توجه نظامي گرايي را در دوره پهلوي اول مي توان در اين بنا و ساختمانهاي متعدد ديگري كه در حوزه بناهاي نظامي قرار مي گيرند ملاحظه نمود.

از طرف ديگر ساختار نوين حكومتي باعث ايجاد ابنيه متنوع و متعدد نظامي گرديد.

پادگانهاي وسيع و بزرگ در هر شهر، فرودگاه، پاسگاههاي انتظامي و ژاندارمري،‌ زندان و نيز بناهاي شهرباني ساختمانهايي بودند كه هم به جهت داشتن ماهيت و عملكرد نظامي و هم به دليل تعدد و حضور قابل ملاحظه، تأثيرات خود را در شهر و بناهاي ديگر گذاشتند. اين بناها به لحاظ ويژگيهاي امنيتي مجبور بودند با بكارگيري عناصر فيزيكي خود را در شهر و در جوار ديگر بناها تطبيق دهند. به گونه مثال زندانها و پادگانها – كه بعدها با توسعه شهرها در داخل شهر قرار گرفتند – با ديوارهاي بلند و طولاني خود و نيز ساختمانهاي اداري – نظامي نظير شهرباني با محدود كردن رفت و آمد و حضور نگهبانان، عملاً تأثير شكلي و رواني نظامي گرايي را ايجاد نمودند. كه از نمونه دستورالعمل هاي اين محدوديت می باشد بيانگر آن مي باشد كه چگونه با وجود بخشنامه هاي قانوني، ساختن بناها تحت تأثير فعاليتهاي نظامي قرار داشته می باشد.

ب: بناهاي غير نظامي

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ساختار نظامي، پيدايش نظاميان به عنوان برترين طبقه جامعه و كادر مديريتي و اجرايي نظامي در فعاليتهاي عمراني – كه پيش از اين درمورد آن نوشته گردید – همگي تأثیر بسزايي در بازتاب تصويري بناهاي غيرنظامي داشت. فرضيه ارائه شده براي بناهاي غيرنظامي و تحقيق در اين زمينه، فرجام پژوهش را به آنجا نمي رساند كه حاصل كار ايجاد ساختمانهايي نظامي ولي با عملكرد غير نظامي می باشد بلكه بيانگر اين واقعيت می باشد كه ويژگيهاي نظامي كه در جايگاه خود ارزش محسوب مي شوند توانسته اند در حوزه هاي ديگر همچون معماري و شهرسازي، مطلوب، مثبت و ارزنده تلقي گردند؟ بناهاي متعدد و غيرنظامي در دوره پهلوي اول و بازتاب ويژگيهاي نظامي در حاصل كار مي تواند ارزيابي را در اين خصوص مشخص نمايد ضمن اينكه اين خواص را در بناهاي نظامي هم مي توان نظاره نمود:

  • “استحكام” بناها در دوره بيست ساله مشخصه اي ملموس از اين سالهاست كه پيش از آن در دوره قاجار وجود نداشت. سستي و ضعف بنيادي به كلي با يك ساختار نظامي كه پايه هاي آن بر سختي، قدرت، اطاعت و نظم بنيان گشته می باشد متنافر می باشد، از اين جهت ويژگي استحكام در معماري اين دوره ناشي از اين خصلت نظامي می باشد.
  • ” سرعت در ساخت” پروژه هاي ساختماني و عمراني را مي توان از فراواني بناها نسبت به كوتاهي صورت گيرد و عمليات ساختماني را به مثابه يك عمليات نظامي متصور سازد يك موفقيت براي سازنده محسوب مي شو. در هيچ يك از دوره هاي پيش از پهلوي اول و بعد از آن ساخت اين همه بنا در سطح كشور و به خصوص در تهران، آن هم به شكل مداوم و نه مقطعي، ممكن نبوده و اين غیر از با هدايت يك تشكيلات نظامي كمتر امكان پذير می باشد. راهها، تونلها، پلهاي متعدد،‌ سلسله ساختمانهاي واحد نظير شهرباني، شهرداري، دارايي و بانك در تمام شهرهاي كشور و نيز مجموعه ساختمانها نظير بناي دانشگاه داراي اين ويژگي می باشد. حتي ساختمان راه آهن سراسري كه عظيم ترين و طولاني ترين پروژه می باشد داراي ساختي سريع در زمان خود محسوب مي گردد.
  • “نظارت” و سركشي به بناها در طول فعاليت حاكي از كنترل نظام ساخت و ساز می باشد، در سازمان ارتش كه هر رده اي پاسخگوي دقيق به مافوق می باشد تشكيلات را وظيفه شناس و خودكنترل مي كند. در دوره رضاشاه به دلي خوي نظامي او، زيردستان موظف به پاسخگويي و فرمانبرداري دقيق بودند، سركشي او به پرو‍ژه هاي ساختماني همانند بازرسي نظامي اش فعال بود. در اين ميان اگر اتلاف امكانات مالي و نظام زورگويي و تحكم وجود داشت هزينه اي بود كه بايد براي اتمام كار پرداخت مي گردید، در اين نظام كار بايد به هر قيمتي به سرانجام مي رسيد و اين يك بينش نظامي بود. بازديدهاي مكرر رضاشاه از عمليات ساختماني و ترس و وحشت از حضور ناگهاني وي و احياناً فحاشي، بازخواست و تنبيه از طرف او از حكايتهاي مكرر اين دوره می باشد. براي او كه حدود 18 بار فقط از ساخت سراسري راه آهن بازديد كرد مي توان تأثیر يك ناظر عالي را متصور نمود.
این نوشته در تاریخ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید