فرمت ورد:دانلود پروژه رشته روانشناسی با موضوع هوش هیجانی – قسمت سوم

دانلود پایان نامه

شناسايي عواطف در خود وديگران سبب مي گردد که کارفرمايان اطلاعات ذي قيمتي را به جريان تعامل با همکاران و مشتريان خود بدست آورند . به کمک توانايي درک و فهم عواطف, ما مي توانيم بفهميم که چه چيزي موجب برانگيختن يا عدم برانگيختگي افراد يا گروه ها مي گردد و درنتيجه مي توانيم همکاري بهتري را باديگران برنامه ريزي کنيم . نحوه مديريت عواطف ( اداره کردن عواطف درحوزه ديگران) در محيط کار مي تواند تاثير زيادي بر عملکرد و رضايت شغلي افراد داشته باشد.
به اعتقاد  مشاوران خانواده , راه دستيابي به ازدواج موفق و يک زندگي خانوادگي سرشار ازخوشبختي , بسيار ساده و سرراست می باشد و آن اين می باشد که بايد بداني چه موقع از همسرت معذرت خواهي کني و هنگامي که همسرت کار مورد علا قه ات را انجام نداد به روي خودت نياوري . دانستن اين که چه موقع يا چرا چگونه از همسرتان معذرت خواهي کنيد و نيز برخورداري از توانايي هايي همچون شکيبايي , بردباري و مدارا کردن در هنگام عصبانيت, احتياج به مهارت هاي هيجاني پيشرفته و سطح بالايي از همدلي , کنترل خود و درک عميق احساسات و نياز هاي ديگران دارد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید
اهميت هوش هيجاني

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

هوش هيجاني پيش بيني کننده موفقيت افراد در زندگي و نحوه برخورد مناسب با استرس هاست. پرورش و رشد هوش هيجاني از اهميت زيادي برخوردار می باشد. موارد زير را ميتوان به عنوان اهميت هوش هيجاني بيان نمود.
1 -ايجاد حس مسئوليت پذيري
2- ايجاد زندگي شاد و با نشاط
3- برخورد با موقعيت هاي خطرناک
4- ايجاد روحيه همکاري و کمک به ديگران
افرادي که از نظر هوش هيجاني در سطح بالاتري هستند, تحقيقات نشان داده می باشد که ويژگي هاي زير را دارا هستند:
1- يادگيرندگان بهتري هستند
2- معضلات رفتاري کمتري دارند
3- هيجانهاي خود را بخوبي بيان مي کنند

4- به حرفهاي ديگران خوب گوش مي کنند
5- از خود خشونت کمتري نشان مي دهند

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

6- دوستان زيادي پيدا مي کنند
7- خوشحال و با نشاط هستند
8- تحمل معضلات در آنها زياد می باشد
9- درمورد اطرافيان خود احساس خوبي دارند
آموزش هوش هيجاني
آيا هوش هيجاني را ميتوان افزايش داد؟ آيا مي توان آن را آموخت و آموزش داد؟
بسياري از درمانگران ادعاي توانايي افزايش هوش هيجاني را دارند. بعضي ها هم عقیده دارند مانند هر نوع ديگر هوش, بسيار دشوار می باشد که بتوان هوش هيجاني را افزايش داد . حتي اگر مدلهاي هوش هيجاني را که برمبناي شخصيت مي باشد, بپذيريم , مفهوم اينکه بتوانيم بسادگي خصوصيات اصلي و اساسي شخصيت را تغيير دهيم , صحيح نمي باشد . لذا تغيير و افزايش هوش هيجاني نيز با سادگي امکان پذير نخواهد بود.
ديدگاه ماير – سالووي در آموزش هوش هيجاني
ماير عقيده دارد EI يکنوع ظرفيت رواني براي معني بخشي و کاربرد اطلاعات هيجاني مي باشد . افراد در اين مورد ظرفيتهاي مختلف دارند. بعضي در حد متوسط و بعضي ديگر ماهرند. به عقيده مارير, قسمتي از اين ظرفيت غريزي می باشد, درحاليکه قسمت ديگر آن چيزي می باشد که ما از تجارب زندگي مي آموزيم . قسمت اخير مي توان بوسيله کوشش, تمرين و تجربه پيشرفت يابد.
سالووي عقيده دارد بسياري از مهارتهاي که قسمتي ازهوش هيجاني هستند مي توانند يادگرفته شوند ، او معتقد می باشد هوش هيجاني عبارت از يکسري مهارتها و قابليتها يي می باشد که مي تواند هم آموزش داده گردد و هم يادگرفته گردد, بطوري که شخص بتواند از نظر هيجاني بهتر تربيت يابد.
ماير و سالووي خاطر نشان مي کنند که هنوز جوابي که بوسيله تحقيقات ميداني بدست آمده باشد براي اين سوال وجود ندارد.
بنابراين پاسخ اين می باشد که با انگيزه وکوشش کافي , مي توان مهارتها و قابليتها يي را که قسمتي از هوش هيجاني مي باشندافزايش داد. روان درماني, مشاوره و مربي  گري و آماده سازي راههايي مي باشند که بوسيله آن مي توان مهارتهاي هوش هيجاني را افزايش داد . اين به آن معنا نيست که خود پس از يک برنامه آموزش نمره يک قسمت از سنجش هوش هيجاني اش مانند( MSCEIT ) افزايش يابد. ممکنست افراد معلومات بيشتري کسب کنند و بعضي رفتارها ممکن می باشد تغيير کنند ولي نمره فعلي آنها در تست هوش هيجاني احتمالا تغيير نخواهد نمود.
پس برخلاف هوش شناختي و نوع شخصيت يک فرد با هوش هيجاني يک مهارت و توانايي انعطاف پذير می باشد که قابليت بهبود و توسعه را دارد . لذا نمره هايي که از آزمون هاي هوش هيجاني بدست مي آيند نبايد آخرين نتيجه از مهارتهاي هوش هيجاني تلقي گردند. نمرات هوش هيجاني معمولا با افزايش سن بيشتر مي شوند . اکثر مردم در طول زندگي خود آگاهي بيشتري بدست مي آورند و با بالا رفتن سن راحت تر مي توانند هيجانها و رفتار خود را کنترل کنند.

اما مقصود از هوش هیجانی چیست؟

به گونه اختصار هوش هیجانی یعنی : داشتن ظرفیتی برای شناخت احساسات و هیجانات  خود و دیگران و بهره گیری از این هیجانات به نحو مناسب ، برای برقراری ارتباط بهتر با خود و دیگران.

همانطور که در سخنان ارسطو در ابتدای این سخن نظاره می کنید ، عصبانیت یک هیجان و یا احساس می باشد، و فردی که دارای هوش هیجانی بالاتری باشد می داند این عصبانیت را چه وقت، کجا، با چه کسی و چگونه ابراز کند تا به جای اینکه برایش دردسر تولید کند ، راه گشا باشد.

اینجا لازم می باشد درمورد خودِ کلمه هیجان بیشتر بدانیم: هیجان کلمه ای می باشد که در فارسی بیشتر برای احساسات و حالات پر شور و پر انرژی از آن بهره گیری می کنیم ، اما در روانشناسی برای اظهار تمام حالات احساسی و روانی مثبت و منفی و علایم جسمانی همراه آن به کار می رود. هیجانات مثل خشم، ترس، عشق و محبت، تنفر، امید، ناامیدی، نگرانی، احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادی، تعجب، شرم، پشیمانی، دلسوزی و

اهمیت هوش هیجانی در چیست؟

دانشمندان زیادی عقیده دارند که می توان هوش هیجانی را در کودکان و حتی بزرگسالان پرورش و افزایش داد. اما چرا پرورش و رشد هوش هیجانی مهم می باشد؟ به چند دلیل:

۱- بمنظور برخورد با موقعیتهای تهدید کننده و خطرناک: کودک ۳ ساله ای را درنظر بگیرید که در معرض خطر دزیده شدن توسط یک سارق کودک می باشد. بچه ها معمولا به گونه غریزی و از راه هیجانات خود متوجه خطرناک بودن جایگاه می شوند. اگر سارق به زور متوسل گردد ، او شروع به داد و فریاد و دست و پا زدن می کند ( کاری که شاید در موقعیتهای دیگر برای شما خوشایند نباشد) که باعث می گردد احتمال نجات خود را افزایش دهد. تحقیقات نشان می دهد کودکان دارای هوش هیجانی بیشتر، موقعیتهای خطرناک را سریعتر تشخیص داده و عکس العمل نشان می دهند. و در نوجوانی  نیز احتمال کمتری هست که جذب دوستان ناباب و انحرافات اجتماعی شوند.

۲- به مقصود خشنودی و شادی: اگر هدف فرزندپروری، ارتقاء سطح سلامتی کودکان باشد، پس بایستی برای افزایش یکی از عوامل مهم در سلامتی آنان ، یعنی شادی و خوشحالی در فرزندان کوشش کنیم. مطالعات نشان داده کودکان شاد و سالم در جامعه متمدن ،‌انسانهایی مسئولیت پذیر  و شهروندانی خوب خواهند بود. هر چه هوش هیجانی بالاتر باشد، هیجانات و احساسات به ما کمک می کند تا اطلاعات مربوط به پایه و اساس سلامتی ، یعنی شادی را جمع آوری کرده ، اولویت بندی و پردازش کنیم تا به نحو احسن از آن بهره گیری گردد. کودکان دارای هوش هیجانی با توسل به مهارت خودشناسی می توانند به ریشه های پنهان شادی و یا غم خود آگاه شده ، و آن را مدیریت کنند.

این نوشته در روانشناسی و علوم تربیتی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید