فایل پژوهش: دانلود پروژه رشته روانشناسی در مورد روان‌شناسی هیجان – قسمت اول

دانلود پایان نامه
شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

در روان‌شناسی هیجان ها معمولاً به احساس‌ها و واکنش های عاطفی تصریح دارند، هر هیجان از سه مؤلفه ی اساسی بر خورد می باشد:

  • مؤلفه ی شناختی، افکار، باور ها و انتظار هایی که نوع و شدت پاسخ هیجانی را تعیین می کنند. آن چه برای یک فرد فوق العاده لذت بخش می باشد، ممکن می باشد برای دیگری کسل کننده یا آزارنده باشد.
  • نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید
  • مؤلفه ی فیزیولوژیکی که شامل تغییرات جسمی در بدن می باشد. برای مثال، هنگامی که بدن از نظر هیجانی به واسطه ی ترس یا خشم بر انگیخته می گردد، ضربان قلب زیاد می گردد، مردمک ها گشاد می شوند و میزان تنفس افزایش می یابد. اکثر هیجان ها شامل یک انگیختگی کلی و غیر اختصاصی دستگاه عصب هستند.
  • مؤلفه ی رفتاری، به حالت های مختلف ابراز هیجان ها تصریح می کند. جلوه های چهره ای، حالت های اندام و حرکت های بیانگر، و آهنگ صدا همراه با خشم، لذت، شادی، غم،ترس و هیجان های دیگر تغییر می کنند.
  • جلوه ی چهره ای مهم ترین شکل ارتباط هیجانی هستند. مطالعه هایی که صورت گرفته اند، نشان می دهند که بعضی از جلوه های خاصِ چهره ای، ذاتی هستند. و پس، در همه جای دنیا آن ها را می شناسند.
یکی از معضلات اصلی که پژوهشگران هیجان با آن روبرو هستند فهمیدن علت یا علتهای هیجان می باشد. در این مطالعه علیتی دیدگاه‌های متعددی مطرح شده می باشد که دیدگاه‌های زیستی ، روان تکاملی ، شناختی رشدی ، روان کاوی ، اجتماعی ، جامعه شناختی ، فرهنگی و بشر شناختی مانند آنها هستند.

نگاه اجمالی

هیجانها چند بعدی هستند. هیجانها به صورت پدیده‌های ذهنی ، زیستی ، هدفمند و اجتماعی وجود دارند. هیجانها از این نظر احساسهای ذهنی هستند که باعث می شوند به صورت خاصی مثل عصبانی یا شاد احساس کنیم. هیجانها واکنش‌های زیستی هم هستند. آنها پاسخهای بسیج کننده انرژی‌اند که بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی که روبرو می‌شویم آماده می‌سازند. برای مثال خشم نوعی میل انگیزشی در ما ایجاد می کند تا کاری انجام دهیم که معمولا آن را انجام نمی‌دهیم، مثلا با یک دشمن بجنگیم یا به یک بی‌عدالتی اعتراض کنیم. هیجانها پدیدهای اجتماعی نیز هستند. وقتی هیجانی می‌شویم علائم قابل تشخیص چهره‌ای ، ژستی و کلامی می‌فرستیم که کیفیت هیجان پذیری ما را به دیگران منتقل می کند. (مثل حرکت ابروهایمان و تن صدایمان)
این اصطلاح از ریشه لاتین Emovere به معنی حرکت ، تحریک ، حالت تنش یا تهییج مشتق شده می باشد.

ابعاد هیجان

  • عنصر ذهنی به هیجان احساس می‌دهد یعنی تجربه ذهنی‌ای که هم معنی و هم اهمیت شخصی دارد. هیجان از نظر شدت و کیفیت در سطح ذهنی احساس می گردد.
  • عنصر زیستی فعالیت دستگاه‌های خودمختار و هورمونی را شامل می گردد، به این شکل که آنها برای آماده کردن رفتار کنار آمدن سازگارانه آن در هیجان دخالت دارد. فعالیت نور و فیزیولوژیکی آن چنان با هیجان آمیخته می باشد که هر گونه کوشش برای تجسم فردی عصبانی که برانگیخته نباشد تقریبا غیرممکن می باشد.
  • عنصر کارکردی (هدفمند) به این سوال مربوط می گردد که وقتی فردی هیجانی را تجربه می کند چه فایده‌ای از آن می‌برد. آدم بدون هیجان از لحاظ تکاملی در مقایسه با سایر آدمها اشکال دارد. برای مثال تجسم کنید فردی که قابلیت ترس ، علاقه یا عشق ندارد از نظر بقای جسمانی و اجتماعی چقدر در وضعیت نامساعدی قرار دارد.
  • عناصر بیانگر جنبه اجتماعی و ارتباطی هیجان می باشد. تجربه‌های خصوصی ما از طریق ژستها ، آواگریها ، و بویژه جلوه‌های صورت به دیگران ابراز و منتقل می شوند. پس هیجانها کل بدن ما را درگیر می‌کنند. احساسها و پدیدارشناسی مان ، زیست شیمی و نظام عضلانی مان ، امیال و هدفهایمان و ارتباط و تعاملمان با دیگران می باشد.

دیدگاه‌های مربوط به هیجان

دیدگاه زیستی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

این دیدگاه معتقد می باشد که هیجانها از تاثیرات بدنی گذرگاههای عصبی لیمبیک، الگوهای شلیک عصبی و پس خوراند صورت می‌گیرد.

دیدگاه شناختی

این دیدگاه معتقد می باشد که هیجانها از رویدادهای ذهنی نظیر ارزیابیها ، دانش و حافظه ، زمانی که فرد معنی شخصی رویدادهای محرک را تعبیر می کند ناشی می گردد. زیرا مواردی نظیر داروها ، تحریک برقی مغز و پس خوراند صورت هیجان را فعال می کند. معلوم می باشد که نیروهای زیستی بدون دخالت شناختی یا با دخالت آن تجربه هیجانی به بار می‌آورند زیرا افراد تقریبا همیشه ارتباط شخصی و اهمیت شخصی رویدادها را تعبیر می‌کنند پس معلوم می گردد که نیروهای شناختی هم موجب تجربه هیجانی می شوند.

چند تا هیجان هست؟

گرایش شناختی بر هیجان‌های اصلی مثل خشم ، ترس تاکید می کند و به اهمیت هیجان‌های ثانوی یا اکتسابی کم بها می‌دهد. گرایش شناختی قبول دارد که هیجان‌های اصلی مهم هستند اما معتقد می باشد جالب بودن تجربه‌های هیجانی به خاطر تجربه‌های فردی ، اجتماعی و فرهنگی می باشد. در نهایت پاسخ دهی به سوال فوق بستگی به اینکه طرفدار گرایش شناختی باشیم یا زیست شناسیی فرق می کند.

  • دیدگاه زیستی معتقد می باشد که انسانها چیزی بین 2 تا 10 هیجان دارند.
  • دیدگاه شناختی معتقد می باشد که انسانها خزانه هیجان بسیار متنوع تری از هیجان‌های اصلی دارند. این نظریه پردازان می‌گویند درست می باشد که تعداد معدودی مدار عصبی و واکنش بدنی مثل جنگ و گریز هست اما چند هیجان مختلف می‌تواند از واکنش زیستی یک ایجاد شوند برای مثال یک پاسخ فیزیولوژیکی تنها مثل بالا رفتن سریع فشار خون می‌تواند مبنای زیستی خشم ، حسادت یا رشک باشد.

هیجانها چه فایده‌ای دارند؟

این نوشته در روانشناسی و علوم تربیتی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید