دانلود فرمت ورد:دانلود پروژه رشته روانشناسی در مورد وسواس – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

متناسب این مقوله روایتی از امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا (ص) می باشد: ” نیست مومنی مگر این كه برای قلبش دو گوش می باشد، گوشی كه در آن فرشته می دمد و گوشی كه در آن شیطان وسوسه كن می دمد، خداوند مومن را به فرشته تایید می كند.”

مغایرت با احكام دینی

وسوسه از القائات و اعمال شیطان می باشد، شاهد بر این ادعا آن می باشد كه این كار با احكام دین و آثار و اخبار اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین، مغایرت دارد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

مثلاً هنگامی كه كیفیت وضوی رسول خدا(ص) را در روایات مطالعه، و این نحوه وضو گرفتن را با وضو گرفتن افراد مبتلا به وسواس مقایسه كنیم، چگونه می توان این دو را منطبق نمود؟ وضوی افراد وسواسی بر فتوای كدام فقیه منطبق می باشد؟

این بیچاره، سال ها، با وضوهای چه بسا باطل نماز خوانده و خود را مقدس و كامل به حساب آورده، در حالی كه بازیچه شیطان بوده می باشد.

به راستی چرا بسیاری از این افراد در مواردی كه لازم می باشد احتیاط و وسواس به خرج نمی دهند ، مانند ادای خمس و زكات اما در باب طهارت این همه محتاط و وسواسند؟

چگونه می باشد كه افراد وسواسی از هر گونه غذاها می خورند و به اصالة الطهاره عقیده دارند، اما پس از خوردن غذا دست و دهان خود را به خاطر همان حالت وسواس آب می كشند! اگر اهل طهارت واقعی هستند، چرا به حلال و حرام بودن غذا مقید نیستند؟ تازه هر گاه می خواهند دست و دهان خود را آب بكشند، بر چه مبنایی این همه، آب كشیدن را تكرار می كنند؟ این چند مرتبه آب كشیدن دلیلی ندارد، غیر از القائات و دسیسه های شیطان و نفس.

مصادیق دیگر  وسواس

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

از دیگر مصادیق وسواس، وسوسه در نیت و تكبیرة الاحرام می باشد كه بعضی به آن مبتلا هستند و بعضاً خود را با این كار از مقدسین به حساب می آورند، از دیگر مصادیق و شئون وسوسه، اقتدا نكردن این افراد در نماز جماعت به كسانی می باشد كه به حكم فتوا و بر اساس موازین، عادل به حساب می آیند، مثل اینکهً آنها تقیدشان را نشان می دهند و از باطن آن ها خداوند باخبر می باشد و مطالعه هم در این زمینه لازم نیست.

با این تفاصیل شخص وسواسی تحت تاثیر شیطان در گوشه ای فرادا نماز می خواند، درعین حال امامت جماعت را كه مستلزم سخت گیری بیشتری می باشد می پذیرد!

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

نحوه ادای بعضی حروف و گاه تكرار بعضی كلمات در نماز از دیگر مصادیق وسواس می باشد، به طوری كه حضور قلب در نماز و رسیدن به قربی- كه در نماز واقعی قرار دارد- فدای همین تجوید كلمات و وسواس در آن می گردد ، گاهی وقت ها علت زیاد شدن این وسواس تعریفی می باشد كه بعضی جاهلان از شخص وسواسی به اقدام می آورند مبنی بر این كه این شخص از بس متدین می باشد به وسواس مبتلا می باشد.

پس ای عزیز! وسواس عقلاً و نقلاً از شیطان می باشد و گاه وسواس در اقدام به وسواس در عقیده و دین منجر می گردد. لازم می باشد به هر طریقی كه شده می باشد شخص در صدد معالجه آن برآید.

حال كه روشن گردید وسواس ممكن می باشد بشر را به هلاك همیشگی برساند، لازم می باشد كه شخص علماً و عملاً درصدد معالجه برآید:

:بر این نحو كه شخص فكر كند آداب و احكام عملی كه انجام می دهد و مایل می باشد او را به كمال برساند بایستی از چه كسانی اخذ نماید، پس وقتی به كتاب فقها و علما مراجعه می كنید، می بینیم كه آنها وسواس را نهی كرده و بعضاً اعمال فرد وسواسی را باطل دانسته اند، احادیث نیز اقدام چنین شخصی را از شیطان شمرده اند.از طریق اقدام : همچنین اقدام خود را با اقدام فقها و علما مقایسه كند، آن گاه می فهمد كه مبتلا به این مرض مهلك می باشد.

پس از آن كه عالم ” مراتب بالا را به دست آورد، عملاً برای درمان وسواس اقدام نماید و در وهله اول به این حالت بی اعتنایی كند، مثلاً وضو را با یك مرتبه شستن بگیرد، و اگر شیطان و نفس این وضو را غلط دانستند بگوید، اگراین وضو درست نیست بایستی وضوی رسول خدا(ص) و ائمه و فقها درست نباشد و اگر مقلد یك مجتهد هستی در جواب به القای شیطان و نفس بگو: من طبق نظر مجتهدم وضو می گیرم ، لذا مؤاخذه ای نیست، چند مرتبه كه این گونه اقدام كردی از تو مایوس می گردد و از این حالت رها می شوی.

در این خصوص روایاتی می باشد مبنی بر این كه هرگاه شیطان كسی را در نماز به وسوسه انداخت نباید شیطان را با شكستن نماز بازی دهد، چنان كه روایتی از زراره و ابوبصیر به نقل از امام باقر یا امام صادق(ع) دراین زمینه در فروع كافی جلد سوم ص 358 آمده می باشد.

این نوشته در روانشناسی و علوم تربیتی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید