دانلود فایل پژوهش: دانلود پروژه رشته شهرسازی با موضوع طراحی فضای شهری – قسمت سوم

دانلود پایان نامه
برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

در تقسیم بندی دوم زوکر میدانی قرار می گیرد که فضا و کلیه ابنیه و عناصر آن از نظر کالبدی در تسلط بنا یا مجموعه بناهای خاصی می باشد. در شهرهای اروپایی به نمونه های فراوانی از این نوع فضا بر می خوریم، که در آنها بنای مسلط به صورت ساختمان یک کلیسا یا قصر، تالار شهرداری، تئاتر و یا عناصر فرعی تری مانند یک فواره عظیم جلوه می کند. و در واقع این عنصر مسلط می باشد که در مجموعه فضاهای میدان و اطراف آن ارتباطات فضایی بصری را جهت می دهد. برای مثال، قویترین صورت جهتگیری این می باشد که یک خیابان اصلی در محور ساختمان مسلط به میدان برسد و در آن باز گردد. در ایران مثل اینکهً گذری اصلی بر محور میدان امیر چخماق مقابل بدنه اصلی و مسلط میدان قرار داشته که خیابان شاه سابق را بر آن احداث کرده اند. گردش بصری در چنین میدانی چشم انداز بناهای محصور کننده و جذبه بصری بنای مسلط حالتی از کشش فضایی در میدان به وجود می آورد که ناظر را متوجه بنای مسلط می کند. قطعاً این خصوصیت در میدان تأثیر جهان اصفهان، علی رغم وسعت آن پیش از باغچه بندی و درختکاری که مانع بصری به شمار می رود، بسیار قوی بوده می باشد بدین معنی که ناظر سریعتر از وضع کنونی متوجه عناصر محوری میدان، یعنی مسجد اما (شاه سابق) با سر در کشیده و مناره ها، گنبد مسجد شیخ لطف الله و ترکیب عمارت عالی قاپو می شده می باشد. فضای چنین میدانی از آنجا که از نظر بصری به طرف عنصر مسلط جهت می گیرد پویاتر از نوع میدان ساده و محصور در حالت اول می باشد و در واقع میدان محصور و ساده حالتی ایستا دارد و میدانهای کوچک و بزرگ زواره از این نوع بشمار می طریقه.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

بهترین راه پی بردن به مفهوم فضاهایی که در تسلط عناصر مسلط قرار می گیرند دقت در ترکیب معماری کلیساهایی می باشد که در میدانهای کوچک شهرهای اروپایی قرار دارند. خصوصیت این فضاهای کوچک با پرسپکتیو محدودی که دارند، موجب می گردد که نمای کلیسا به صورت یک دیوار دو بعدی در فضا جلوه می کند. اما همین که این فضاها بزرگتر می گردد، وسعت فضای میدان و فاصله بصری ایجاد شده، موجب می گردد که ترکیب کلیسا سه بعدی نمود کند. فضاهای عهد رنسانس و کلیساهای دوره باروک این خصوصیت را به خوبی نشان می دهد. گنبد بالای این کلیساها که به صورت مرکز توجه بصری می باشد در فضای میدان نقطه مقابلی ایجاد می کند. میدان سنت پطر در رم از این نمونه می باشد. بستن و محصور کردن میدان با ردیفی از طاق و ستون در عهد رنسانس به نوبه خود غلبه فضایی عنصر مسلط را قوت می بخشید. به بیانی دیگر، در حالی که میدان کوچک قرون وسطی از نظر فضایی وابسته و تابع ساختمان مسلط کلیساست، میدان رنسانس و باروک فضایی می باشد که در تقابل با معماری مسلط بر میدان به حالتی از تعدیل و هماهنگی می رسد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

همان گونه که گفته گردید عنصر مسلط الزاماً معماری نیست بلکه می تواند ترکیب ساده تری، به صورت یک طاق یا دروازه باشد. این ویژگی را در میان پوپولوی رم می بینیم که دسترسی اصلی به میدان، در محور دروازه قرار می گیرد. در این حالت بناها و عناصر محصور کننده فضای میدان، اگر چه واجد امتیاز و برتری هستند اما تابع این خصلت محوری قرار می گیرند. از این تجربه طراحی می توان برای ایران درس گرفت؛ برای مثال، دخالتدر فضای اطراف دروازه قرآن شیراز یا سردر باغ ملی  تهران یا سمنان و یا در طراحی مجدد میدان بهارستان، که طر اح می تواند به عنصر سردر مجلس شورای ملی سابق توجه خاص داشته باشد. مثل اینکهً این سردر در ترکیب قدیمی میدان بیشتر از وضعیت فعلی در محور طولی میدان جلوه داشته می باشد.

اما مشخص ترین عنصر محوری در تهران قدیم شاید سر در کاخ الماسیه بوده که در محور خیابان باب همایون قرار داشته و خیابان به آن منتهی می شده و امروز از میان رفته می باشد. عنصر مسلط همچنین در مواردی به صورت فواره در نقطه خاصی از میدان، یا چشم اندازی به سوی کوه و دریاست. جزئی از فضای مجموعه سن مارکو در ونیز که رو به سوی دریا دارد، از این نوع می باشد. میدان به دریا و دریا به میدان روی کرده می باشد. اگر از میدان به دریا نگاه کنیم با کششی دلپذیر مواجهیم و اگر از دریا به میدان بنگیریم میدان را با سه بدنه محصور خواهیم دید.

نوع سوم میدانی می باشد که حالتی هسته ای دارد و فضایش حول مرکزی شکل گرفته می باشد، در این نوع یک عنصر مرکزی در شکل دادن به مجموعه میدان تأثیر اساسی تر دارد. بعضی از میدانهای عهد رنسانس از این قبیل اند. در اینجا عنصر هسته ای به صورت یک نشانه مانند یک فواره یا یک ستون هرمی یادبود می باشد که از لحاظ بصری در فضای دور خود کششی به سوی خود ایجاد می کند و عناصر متفاوت را در کل مجموعه به هم پیوند می دهدو مرکز توجه می گردد. در چنین فضایی اندازه مناسب میدان و عنصر مرکزی و بدنه ها و دیگر اجزا تأثیر بسیاری در ایجاد این احساس بصری دارد و در واقع توافق و تلفیق اندازه هاست که فرح بخش می باشد. مثلاً اگر وسعت میدان نسبت به عنصر مرکزی زیاد باشد، وحدت شکلی مجموعه از بین می رود و ناظر نمی تواند اطلاعات بصری عناصر مختلف میدان را در زمان مطلوب جمع کند و عنصر مرکزی فقط به صورت منفرد و نه مرتبط در خواهد آمد. در اینجا ارتباط مطلوب اندازه ها در بعضی از حسینیه های قدیمی با آتشدان گلی به نام کلک در مرکز حسینیه در خور توجه می باشد همچنین نخل تکایا در شهرهای کویری هرچند عنصری جابه جا شدنی می باشد اما در فشای میدان مرکز توجه می باشد.

چهارمین نوع فضاهایی می باشد که به صورت مجموعه ای از میدانهای مربوط به هم می باشد. ترکیب چند میدان با هم فضای شهری خاصی را ایجا می کند. هر میدان علاوه بر آنکه از نظر بصری دارای خصوصیات باارزشی استف جزیی از نظم جامعتری نیز به شمار می رود که وحدت دارد. مجموعه ای از فضاها و میدانها را می توان با توالی و پیوستگی فضاها در یک اثر معماری مقایسه نمود. که در آن هر میدانی از نظر سازمان فضایی و اصول زیباشناسی در ارتباط با مجموعه قابل ادراک و شناخت می باشد. ترکیب مجموعه میادین به چهار صورت اصلی شناخته شده می باشد: اول، مجموعه ای متوالی از میدانها که از نظر اندازه و شکل متفاوت اند و در یک جهت و بر محوری مستقیم قرار گرفته اند. مانند مجموعه فورای رم یا مجموعه میدانهای شهر نانسی. دوم، میدانهایی که با هم ارتباط محوری ندارند اما فضاهایشان به هم مربوط می باشد. برای مثال میدانی از کنج به صورت نامتقارن با میدانی دیگر ترکیب می گردد. مجموعه سن مارکو در ونیز این خصوصیت را داراست. سوم، ترکیب چند میدان با ابعاد و اشکال مختلف که بنای مسلطی را احاطه کرده اند، مانند مجموعه فضاهای قلب شهر قدیمی بولونیا که تصویر روشنی از آن برای این مطالعه ترسیم شده می باشد. چهارم، میدانهایی که از هم جدا افتاده اند و عناصر کالبدی مشخصی آنها را به هم متصل نمی کند اما پیوستگی فضایی میان آنها را با گذرهای ارتباط دهنده می توان تشخیص داد.

میدان های منفرد به هر صورتی می توانند به هم مربوط شوند اما تأثیر آنها بر ناظر از نظر بصری و زیبایی مبتنی بر دریافت ذهنی وی از تصاویر متوالی فضاهای متباین در کل مجموعه می باشد. این تأثیر ارتباطی به ارتباط فضایی مستقیم یا غیر مستقیم میدانها با هم ندارد. برای دستیابی به پویایی قوی و تدریجی از فضایی به فضایی راه حلهای معماری بسیاری هست، که مانند می توان از ساباط ها، دالانهای سرپوشیده و سایه گاهها در شهرهای کویری ایران نام برد که در مواردی با تغییر مقیاس شدید همراه می باشد. مدخل مسجد امام (شاه سابق) اصفهان که به میدان باز می گردد و یا گردشی که بعد از ورودی مسجد شیخ لطف الله به فضای زیر گنبد می رسد، تغییر ناگهانی اندازه ها، و فضاهای متناسب را به خوبی نشان می دهد. قسمتی از سرّ زیبایی فضای معماری و شهر ایرانی در همین تباین فضاهای متناسب با پرسپکتیوهای متفاوت نهفته می باشد. ناظری که ار فضاهای کوچک با مقیاس متعارف در اطراف مسجد جامع یا مسجد امام (شاه سابق) اصفهان وارد فضای این مساجد می گردد به خوبی این تباین فضایی را احساس می کند. نکته جالب اینجاست که این تباین فضایی ابعاد واقعی فضاها را نسبت به آن چیز که در واقع هست بزرگتر یا کوچکتر نشان می دهند. در تقسیم بندی آخر زوکر، فضاهای بی شکل و به یک معنی وسیع قرار می گیرند. از اطلاق بی شکل، به فضا ممکن می باشد چنین نتیجه بگیریم که فضا فاقد ارزش زیبایی می باشد. اما اگر حداقل چنین فضایی بعضی از خصوصیات انواع قبلی را دارا باشد- که معمولاً چنین می باشد – دیگر نمی توان گفت که فضا فاقد ارزش زیبایی می باشد. اما به هر حال بایستی دانست که وسعت و مقیاس نامتناسب، ارزشهای زیباشناسی را از بین می برد.

تقسیم بندی زوکر- همان گونه که خود او می گوید – قطعی نیست و انعطاف پذیر می باشد.

 به چند نکته باارزش از نظریات زوکر تصریح کنیم. به نظر او، سیمای بصری میدان بر خلاف اثر یک مجسمه ساز یا نقاش و یا حتی یک اثر منفرد معماری مبین ویژگیهای دوره تاریخی خاصی نیست. درست می باشد که میدان به مثابه یک ارگانیسم زنده با تغییر شرایط اجتماعی اقتصادی دگرگون می گردد، اما جوهر اساسی میدان همانا فضای آن می باشد و معنی وجودی آن در شهر. تفاوتهای صوری مربوط به سبکهای ادوار مختلف تاریخ معماری از اهمیت کمتری برخوردار می باشد. البته در مرحله تحلیل و یا طراحی فضاهای شهری به جنبه های تاریخی – اجتماعی و فعالیت فضا بایستی توجه کامل نمود و صرفاً نباید بر جنبه های زیباشناسی و شکلی تأکید ورزید. به وجود آمدن فضاهای کم و بیش همانند در ادوار تاریخی مختلف- از آگواری محصور و منظم یونانی به سبک هیپودام گرفته تا فضاهای شهری قرن سیزدهم فرانسه – و یا خصوصیت محوری مجموعه فضاهای فوران رم باستان که بعد از حدود هزار و پانصد سال در فضاهای شهر نانسی ایتالیا تکرار گردید، نشان می دهد جوهر فضا تنها چیزی می باشد که در طول زمان ثابت مانده اما اجزاء معماری با سبکهای ادوار مختلف همواره در تغییر بوده می باشد. و در نظر داشتن کیفیت فضایی حیاط مساجد همان چیزی می باشد که در طراحی حایز اهمیت بسیار می باشد.

حیاط مسجد به عنوان فضای شهری

قرار گرفتن مساجد به عنوان عنصری اصلی از مجموعه مرکز شهر یا مراکز محلات در مسیر گذرهای اصلی به وضوح در ساخت شهرهای ایران نمایان می باشد. اما بحث اساسی در اینجا بر مساجد حیاط داری می باشد که گذرهای اصلی و فرعی بدانها راه دارند. این خصوصیت فضایی علی رغم وجود درها به قدری قوی می باشد که حیاط مساجد را همانند تکایا و حسینیه ها در شمار فضاهای عمومی قرار می دهد. این شکل ارتباط حیاط مساجد با گذرهای عمومی بهترین صورت اظهار کالبدی مفهوم مسجد به عنوان خانه خدا، خانه ای متعلق به همه بوده می باشد، و می توان نمونه های آن را در شهرهای مختلف ایران دید. مانند حیاط مسجد امام در مدخل بازار تهران که به صورت معبر می باشد، و یا حیاط مسجد امام در مدخل بازار تهران که از سه طرف با بازار بین الحرمین و بازار کفاشها و خیابان بوذرجمهری سابق ارتباط دارد و یا حیاط مسجد جامع یزد که از سه طرف با گذرهای اطراف به حیاط وسیع مسجد جامع اصفهان راه پیدا می کند و حیاط مسجد جامع نطنز که راه ارتباطی میان دو محله می باشد.

دگرگونی در ترکیب معماری بدنه حیاط مساجد که در طول قرون صورت گرفته و حیاط مسجد جامع اصفهان با تغییراتی از دوره عباسیان تا صفوی یک نمونه بارز آن می باشد، نشان می دهد که تأثیر این عنصر فضایی نیز ورای یک اثر منفرد معماری می باشد که متعلق به دوره ای خاص در نظر گرفته می گردد. آدام متز به باز بودن در حیاط مساجد در تمام ساعات روز و گاه شبانه روز تصریح می کند. و مساجد جامع شهر را مانند با میدانهای عمومی مقایسه می کند که پناهگاه و خوابگاهی برای مسافران و معتکفان بوده می باشد و این جماعت از معضلات و سنگینیهای زندگی روزگار خود به مسجد روی می آورده اند.

علاوه بر تکایا و حسینیه ها و گذرهای اصلی و حیاط بعضی مساجد که در اینجا به عنوان فضای شهری به آن تصریح گردید – بازار ایرانی نیز مجموعه ای می باشد مرکب از فضاهای شهری و مستلزم مطالعه جداگانه ای در ساخت کالبدی شهر و مسائل طراحی و اصلاح فضایی آن با خیابان و میدانف به مفهومی که در این مطالعه مورد نظر می باشد، تفاوت دارد.

خیابان

در این مطالعه، خیابان به مثابه فضای شهری و عنصری اساسی از ساخت فضایی شهر مورد نظر می باشد. از گذرهای پرپیچ و خم شهرهای قرون وسطی و خیابانهای عهد رنسانس گرفته تا خیابانهای جدید امروزی، اگر دارای ارزش فضایی باشند در شمار این فضای شهری قرار می گیرند. در ادامه این مطالعه فضای خیابان دقیقتر مورد مطالعه قرار می گیرد.

تصور شهروند امروز ایرانی، از خیابان بیشتر معبری می باشد مستقیم و ماشین رو که سطح آن اسفالت شده باشد. این تصور در مردم، به ویژه بعد از خیابان کشیهای مستقیم سالهای 1300 به بعد ایجاد شده می باشد. اگر خیابانهایی که در این دوره در شهرهای ایران کشیده شدند از ساخت ارگانیک شهر تبعیت می کردند و به اصل پیوستگی فضایی توجه می گردید. بسیاری از فشاهای شهری گذشته امروز وجود داشتندف در اصفهان گذر اصلی بازار به مسجد جامع متصل مانده بود، ارتباط بازار سمنان با خیابان امام (شاه سابق) قطع نشده بود، تکیه امیر چخماق و میدان بزرگ شاه طهماسب یزد برجا بودند و میدان توپخانه تهران امروز صورت دیگری داشت. لازم می باشد گفته گردد که بیشتر این فضاها در دو دهه اول تأسیس دانشکده هنرهای زیبا از بین رفتند و دانشکده بی خبر! سرگرم آموزش معماری مدرن بود و دوران روش بوزار را می گذراند. اما در شهرهای اروپایی به این مسئله توجه گردید، چنان که ساخت کالبدی شهرهای بولونیا در ایتالیا نورنبرگ در آلمان و بروژ در بلژیک، که در این مطالعه معرفی شده اند، با تکریم به فضاها و عناصر قدیمی شهر تغییر پیدا نمود.

خیابان به صورت کانالی برای حرکت اتومبیل با مفاهیمی که این مکان به عنوان فضای شهری می تواند داشته باشد توافق ندارد. ارزشهای بصری خیابانی که فقط برای عبور و مرور اتومبیل در نظر گرفته شده با خیابانی که به سواره و پیاده و یا صرفاً پیاده تعلق دارد، متفاوت می باشد و در مرحله طراحی بایستی به این مسئله توجه نمود. امروز متأسفانه مراد مهندسی ترافیک از خیابان بیشتر حل معضلات حرکت سواره می باشد. همه جا تقاطعها و پیچ و خمها به نفع حرکت اتومبیل اصلاح می گردد و مسئله حرکت پیاده فرعی می باشد، و این تنها یکی از مسائل خیابان در شهرهای ایران می باشد. ترکیب ناهماهنگ ساختمانهایی که به تدریج طی چن دهه کنار خیابانها ایجاد شده اند، تابلوها، علایم، نیمکتها، چراغها، ایستگاهها و عناصری از این قبیل، مسائل فضایی – بصری خیابانها را تشکیل می دهند.

این نوشته در معماری و شهرسازی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید