جدید: دانلود پروژه روشهای طراحی برنامه درسی – قسمت اول

دانلود پایان نامه

هدفها

  • با تعریف روشهای معرفی شده در این فصل، نحوه کاربرد آنها را در ارائه مفهوم یا مهارتی ویژه نشان دهید و مثالی عملی ذکر کنید.
  • چگونگی تولید یک واحد درسی را با بهره گیری از تدوین هدف، تحلیل تکلیف و تدوین زنجیره تکلیف و سه راهبرد طراحی برنامه درسی که در این فصل ذکر گردیده تبیین نمایید.
  • برای یک هدف معین دست کم چهار روش طراحی برنامه درسی را که می توانند در انتقال مفهوم یا مهارتی به فراگیر مفید واقع شوند تعیین و پیشنهاد نمایید.
  • با در نظر داشتن منابع پایانی کوشش کنید از آنها در جهت انتخاب منابعی در طراحی درسی کمک بگیرید.
  • نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

مشکل

معلمان اغلب طراحی درس را عبارت از گردآوری فعالیتها می دانند.

راه حل

به معلمان یاد دهید که بر اساس پاسخهای مطلوب دانش آموزان تکلیف را تحلیل و طراحی نمایند.

آقای ریک[1]، معلم کلاس چهارم، در حال آموزش مفهوم طول و عرض می باشد. طی سالهای گذشته این درس اغلب را ناکامی روبه رو بوده می باشد و دانش آموزان به هنگام تمرین این مفاهیم غالباً سردرگم هستند. آقای ریک اندیشه جدیدی در مورد بهره گیری از فعالیتهای زیاد جهت نشان دادن طول و عرض یک نقشه، در ذهن دارد، او کوشش می کند مفاهیم را آغاز بر روی یک کره (جغرافیایی) نشان داده، سپس آن را با بهره گیری از نمودارهایی بر روی تخته سیاه توضیح دهد. متأسفانه، روش او فاقد کارآیی می باشد و سردرگمی فراگیران از بین نرفته می باشد. با این حال راهی برای کمک به آقایان ریک هست.

این فصل شامل تعریف، منطق و مثالهایی از بعضی روشهای خر[2]د طراحی درسی می باشد و هدف آن کمک به معلمان در فراهم سازی یک راهبرد موفق آموزشی می باشد. طراحی مواد درسی به گونه ای می تواند انجام گیرد که احتمال موفقیت فراگیر را به حداکثر برساند. پس از آنکه روشهای ذکر گردیده در فصلهای گذشته اعمال گردید، معلمان می توانند روشهای این فصل را نیز جهت حصول اطمینان بیشتر از موفقیت فراگیر به کار ببرند

راهبرد

اصلی که فراگیر را نسبت به عنصر اساسی آگاهتر می کند راهبرد[3] نامیده می گردد. زمانی که معلم بالای سر دانش آموزان نیست تا دانش آموزان به وی تکیه کنند، راهبرد به آنها در جهت کمک به خودشان یاری می کند و نیز این زمینه را فراهم می کند که فراگیران به جای تکیه بر معلم یا کتاب یا حافظه خود در یادگیری، مفهوم یا مهارت مورد یادگیری را درونی کند. اگر دانش آموزی راهبردی را ملکه ذهن خود کند راه حصول موفقیت را خواهد شناخت. در این مورد به یک مثال از مقوله جمع در کلاس اول توجه کنیم. فرض کنیم معلم راهبردی برای حل مسأله 5+2 ارائه می دهد: از 2 شروع کن و تا 5 عدد دیگر ادامه بده. این راهبرد دانش آموزان را به جای توسل به حدس و گمان و یا یادآوری پاسخ درست به کوشش برای بهره گیری از آن رد حل مسئله و مسائل مشابه وادار خواهد نمود.

شواهدی که از تأثیر راهبردهای آموزشی طرفداری می کند به پژوهشهای مربوط به مقایسه شیوه های دیداری و شنیداری در تدریس خواندن مربوط می گردد. در شیوه دیداری واژه ای به فراگیر نشان داده می گردد و معلم می گوید: این کلمه — می باشد. حالا شما آن را بگویید . کتابهایی که از شیوه دیداری بهره گیری می کنند یک لغت جدید را بارها تکرار می کنند تا اینکه فراگیران قادر به حفظ آن گردند.

در رویکرد شنیداری نیز آواهای حروف آموزش داده می وشد و دانش آموز تشویق می گردد که پس از شناخت آواهای کی حرف آنها را با هم ترکیب کرده، یک واژه بسازد قصد اصلی ایجاد توانایی در او جهت رمزگشایی لغات ناشناخته می باشد. نه تنها آواهای منفرد یاد داده می شوند، بلکه در بعضی موارد صدای چندین حرف در کنار هم آموزش داده می گردد، همان گونه که در پیشوئند (ن-) و یا پسوند (- گاه) دیده می گردد.

پژوهشهایی که توسط جین چال[4] انجام یافته و در کتاب یادگیری خواندن: مناظره بزرگ[5] آمده، نشان می دهد که بعد از یک سال آموزش، دانش آمزوان تعلیم دیده با شیوه دیداری در مقایسه با دانش آموزانی که به شیوه شنیداری تعلیم دیده اند، دایره لغات وسیعتری دارند. اما بعد از سه سال آموزش، دانش آموزانی که به شیوه شنیداری آموزش دیده اند در مقایسه با آموزش دیده ها از طریق دیداری، مقدار بیشتری از لغات شناخته، متون را بهتر درک می کنند. داده هی ضمنی تحقیقات فوق نشان می دهند که گرچه راهبرد شنیدرای به مدت زمان بیشتری نیاز دارد، دانش آموزان، به محض یادگیری آن، قادر به بهره گیری از آن در جهت یادگیری اطلاعات جدید می گردند.

پس آموزش راهبردها به فراگیران اجازه می دهد با بهره گیری از خود رهبری[6] بیشتر در یادگیری بتوانند بعد از مدتی معین از آموزش بیرونی بی نیاز گردند. همچنین راهبردها باعث انتقال کارآمد مفهومها به دانش آموزان می شوند، زیرا که تأکید آنها در واقع روی عنصر اساسی می باشد.

مثال 1: حل یک مسأله کلامی (ریاضیات دبیرستان)
مرحله سوال اصلی علمیات
1. سوال را بخوانید. آیا مقصود سئوال را درک می کنم؟ اگر نه، دوباره بخوانید، اگر فهمیدید به مرحله 2 بروید.
2. عنصر مجهول را مشخص کنید آیا عنصر مجهول به کمک نشانهها مشخص شده می باشد؟ علامتی برای عنصر مجهول در نظر بگیرید و آن را بنویسید.
3. اطلاعات معلوم را بنویسید. مسأله چه چیزی را به من می گوید؟ چه چیز دیگری را برای فهم آن لازم دارم؟ قسمت معلوم را بنویسید.
4. مسأله را تجسم کنید. آیا می توانم مسأله را در ذهنم مجسم کنم؟ یک طرح، شکل،یا نمودار بکشید.
5. قواعد راهنما را بنویسید آیا این یک مسئله نسبت و تناسب، مرتبط با محیطف مسأله مثلثات می باشد یا چیز دیگری؟ قواعد راهنما با بنویسید؛ مثلاً: این مسأله مربوط به اعداد فرد می باشد.
6. فرمول را بنویسید آیا قواعد راهنمایی من شکل یا فرمول ریاضی دارد؟ فرمول را بنویسید، نظیر:

روی مسئله کارکنید.

7. حل کنید. کدام فرمول جبری یا ریاضی معادله مراحل خواهد نمود؟ روی مسأله کار کنید.
8. پاسخ را کنترل کنید. آیا از صحت پاسخ خود اطمینان دارم؟ نشان دهید که چگونه مسأله را کنترل کرده اید.

راهبردها برای حل مسائل ریاضی برای علوم راهنمای خوبی هستند. اهمیت عمده آنها در این می باشد که به دانش آموزان کمک می کنند تا مستقلاً و به ویژه خودرهبری کارکنند و زمانی سودمندی بیشتری دارند که به محرک تمیزی و یا به عنصر اساسی یک تکلیف تأکید کنند.

تکلیف عملی

یک مثال از آموزش راهبرد پاسخدهی به یک پرسش چند گزینه ای می تواند چنین باشد:

  • سئوال را بدقت بخوانید
  • همه پاسخها را قبل از انتخاب بخوانید

به راهبردی فکر کنید که می خواهید توسط آن به فراگیران خود یاد دهید که در چه مواقعی پس از افزودن –ing  به فعل همخوان آخر فعل را تکرار کنند.

تمرین رفتاری[7]

در تمرین رفتاری دانش آموز رفتار مطلوب را تمرین می کند. این فرایند با ارائه تقویت کننده از سوی معلم پیش می رود و شامل طرح پرسشهایی از جانب معلم و ارائه پاسخهایی از سوی دانش آموز می باشد به نحوی که به تکمیل پاسخ منجر می گردد. می توان تمرین رفتاری را به گونه ای طراحی نمود که در خدمت یاددهی یک راهبرد باشد. این کار اغلب در آغاز با الگوسازی و تشویق توسط معلمان انجام می گیرد و بتدریج از میزان آن کاسته می گردد.

علت های منطقی متعددی را در کاربرد تمرین رفتاری می توان ارائه نمود. اولاً تمرین رفتاری شیوه ای غیر تنبیهی[8] می باشد و موقعیتی ایمن جهت تمرین مفهوم و یا مهارت را فراهم می کند. این روش بویژه زمانی اهمیت ویژه می یابد که دانش آموزان پیشتر مفاهیمی را به شیوه ای نامنظم و همراه با پاسخهای اشتباه دریافت کرده باشند.

بی . اف . اسکینر[9] در پژوهشهای اولیه خود رد مورد یادگیری کشف نمود که کاربرد تنبیه در جایگاه یادگیری هیجان منفی تولید می کند. اضطراب[10] نیز فرآیند یادگیری را مختل می سازد. تمرین رفتاری می تواند اضطراب فراگیر را در موقعیتی که قبلاً در آن شکست خورده می باشد، کاهش داده، یا رفع کند. در صورتی که از این روش به نحو مطلوبی بهره گیری گردد، احتمال ارائه پاسخ خطا از جانب دانش آموز به حداقل خواهد رسید. در تمرین رفتاری به دانش آموز گفته می گردد تا پاسخ خود را با صدای بلند تکرار کند.

تمرین رفتاری از طریق افزایش در وندادهای حسی (کاربرد حواس مختلف) در مورد موضوع مورد یادگیری، اثرات خود را اعمال می کند. اگر دانش آموزی در همان حال که با صدای بلند سخن می گوید، به موضوع نگاه کند و در همان زمان حرکت نیز بکند، در « صورت حواس بینایی، شنوایی و حرکتی مورد بهره گیری قرار خواهند گرفت. بلند سخن گفتن راهبردی می باشد که اغلب مردم به هنگام نیاز به تمرکز، توجه یا هنگامی که به پریشانی خاطر دچار شده اند به کار می برند. این اقدام میزان دروندادهای حس شنوایی را افزایش می دهد، زیرا شخص صدای گفتار خود را می شنود همان گونه که دیویی، پیاژه واشتاینر هم تصریح کرده اند(فصل 1)، حرکت شیوه ای برای درگیری فعال فراگیر در یادگیری و درونی کردن اطلاعات می باشد. پس، تمرین رفتاری زماین در بهترین حالت خود قرار دارد که دانش آموزان را وادارد تا با صدای بلند سخن گویند و در پاسخ به محرک به حرکت درآیند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تمرین رفتاری همچنین از طریق ساده کردن و تقسیم یک تکلیف به قسمتهای کوچکتر و ارائه گام به گام آن، فراگیر را در یادگیری کمک می کند. ارائه مطالب در هر مرحله به اندازه ای خواهد بود که دانش آموز قادر به جذب کردن آن باشد و این کار اطمینان از ذخیره اطلاعات در مغز را بیشتر می کند.

فعال سازی و ارائه سرمشق در تمرین رفتاری معمولاً توأماً مورد بهره گیری قرار می گیرند. تمرین رفتاری معمولاً با طرح مجموعه ای از پرسشها و پاسخها اعمال می گردد. معلم اولین سئوال را می پرسد و سرمشقی از پاسخ می دهد، بعد با اظهار اولین واژه یا عبارت پاسخ، دانش آموز پاسخ را تکرار می کند اما بلندتر و سریعتر از او، و بتدریج از شدت صوت و میزان تکرار خود می کاهد. معلم در طول فرایند آموزش دانش آموز خود را هدایت می کند و سرانجام بعد از اینکه دانش آموز پاسخ درست را داد، وی نخست سرمشق را حذف می کند و سپس فعال سازی یا همراهی با صدای بلند را کنار می گذارد.

از آنجا که برای تمرین رشد رفتاری زمان(نسبتاً زیادی) لازم می باشد، برای مموقعیتهای بسیار دشوار یا آوزش مفاهیم مرتبط و نزدیک به هم که موجب خطای فراگیر می شوند(از قبیل طول و عرض) یا مهارتهایی که پیشنیاز مهارتی دیگر هستند(از قبیل مهارتهای پایه ریاضی یا کاربرد فرهنگ لغات) کارآمدتر می باشد.

تمرین رفتاری برای یاددهی قواعد یا مفاهیم یا مهارتهایی که برای یک فراگیر خاص، مشکل می باشد می تواند بسیار موثر باشد. از شیوه های عملی و پراستفاده تمرین رفتاری می توان به بهره گیری از آهنگ یا آواز با تأکید بر عنصر اصلی یک تکلیف تصریح نمود.

مورد زیر یک مثال از تمرین رفتاری برای یاددهی ارتباط بین جهتهای چهارگانه در کلاس دوم می باشد. در جریان یاددهی این زنجیره آموزی، معلم برای کل جریان از طریق حرکات خود سرمشق می دهد. سپس برای هر مرحله سرمشق می دهد و دانش آموزان را تشویق می کند تا هر مرحله را با در نظر داشتن سرمشق، تقلید نمایند. معلم این روش را تا آنجا ادامه میدهد که دانش آموزان خود بتوانند به تنهایی آن را انجام دهند. مرحله آماده سازی می تواند بنا به ضرورت وارد فرایند آموزش گرد(مثلاً: نخست چه کار بایستی بکنی؟ مرحله بعد چه کاری خواهی نمود؟)

 

مثال 2: تمرین رفتاری : ارتباط بین جهتهای چهارگانه (تعلیمات اجتماعی پایه دوم)

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              
  1. رو به شمال ایستاده ام
  2. اگر رو به شمار ایستاده باشم، پس جنوب در پشت سر من، شرق در طرف راست و غرب در طرف چپ من قرار دارد.
  3. به پشت سرم تصریح می کنم و می گویم: آنجا جنوب می باشد.
  4. به طرف راستم تصریح می کنم و می گویم: آنجا مشرق می باشد.
  5. به طرف چپم تصریح می کنم و می گویم: آنجا مغرب می باشد.

تکلیف عملی

روش تمرین رفتاری مبتنی بر سرمشق و تشویق می باشد. هر مرحله در زنجیره تکلیف سرمشق دهید می گردد و سپس دانش آموزان تشویق به تقلید از آن سرمشق می شوند. این فرایند آنقدر تداوم می یابد تا دانش آموز بتواند به گونه مستقل مراحل را در زنجیره انجام دهد. حال می توانید مراحلی را طراحی کنید که از طریق آنها دانش آموز بتواند مطالبی در ارتباط با نرم افزار رایانه یاد بگیرد. این مراحل را با شخص دیگری تمرین کرده، کوشش کنید از فعال سازی برای تمرین مراحل بهره بگیرید تا دانش آموز به گونه مستقل آنها را انجام دهد.

تمرین تجسم ذهنی[11]

در این کار دانش آموز بایستی یک مفهوم، مهارت یا حادثه را در درون ذهن خود تجسم کند. این اقدام ضمن عینیت بخشیدن به مفهوم، پایداری آن را در حافظه بیشتر می کند.

به هنگام تجسم ذهنی، حواس ما درست به همان شیوه که که در زمان درک جهان خارج اقدام می کنند وارد اقدام می شوند. در واقع، ذهن تجسم را به گونه ای انجام میدهد که انگار محتوای آن در جهان واقعی رخ داده می باشد و در این حال واکنشهای هیجانی و ادراکی حاصله مشابه با ادراکات واقعی خواهد بود. این امر تجسم را به ابزاری سودمند در تحقق یک هدف یا عینیت بخشیدن به یک مفهوم به شیوه ای سه بعدی تبدیل می کند. در فصل 3، به بهره گیری از تجسم در ورزش تصریح گردید، اما از این حالت می توان در یادگیری تکالیف ذهنی نیز بهره گیری نمود.

واقعیتهای چندی را به هنگام استافده از تمرین ذهنی یا تجسم بایستی در نظر گرفت (تمرین ذهنی شکلی از یادگیری می باشد که از سوی محققان برای درونی کردن تمرین به مقصود بهبود تمرینات ورزشی، توسعه یافته می باشد. تمرین تجسمی یا تجسم هدایت شده اصطلاحی می باشد که اخیراً باب شده می باشد). نخست آنکه دانش آموزان از نظر توان تجسم ذهین با یکدیگر متفاوتند. با این حال خاطر نشان می گردد که همه افراد آدمی قادر به تجسم هستند واین توانایی با تمرین بهتر می گردد. این نکته بیانگر آن می باشد که اگر دانش آموزی در امر تجسم مشک لداشته باشد، بهترین پاسخ معلم تشویق کردن او به کوشش بیشتر می باشد و شاید بتوان دانش آموز را به مراحلی هدایت نمود که در آن تمرینات با تفصیل جزئیات حسی بیشتری نسبت به مارحل ابتدایی مورد تجسم قرار گیرد. .

دومین نکته که در مور تجسم بایستی در ذهن داشت این می باشد که بعضی از رویدادها می توانند در مقایسه با دیگر موقعیتها، تجسمهای جاندارتری پدید آورند.

هر قدر یک تجسم زنده تر و واقعی تر باشد، به همان اندازه در برانگیختن پاسخ درونی در جهت کمک به یادگیری و حافظه کارآمدتر خواهد بود. هنگامی که دانش آموزان در حالت آرمیده ای قرار دارند و معلم به آنها تمرین می دهد، آنها در کسب این مهارت موفقترند. تمرین می تواند شامل توصیف روشن جایگاه مورد تجسم و تا حد امکان احساسهای مختلف مرتبط با آن باشد. معلمان با ارائه تمرینات آرمیدگی[12] به دانش آموزان موقعیتهای مشتمل بر کابرد حواس بینایی، شنوایی، بویایی و حرکتی را فراهم می نماید و دانش آموزان را جهت تجسم آن هدایت و یاری می کنند.

این نوشته در مدیریت آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید