منابع مقاله درباره رجوع به متخصص

دانلود پایان نامه

بازگشت اجماع به سنت است. )و عقل نيز از ادلّ? شرعى و منابع استنباط احکام شمرده شده است، و اصولى‌ها ظواهر قرآن را حجّت مى‌دانند. ( جمعى از پژوهشگران زير نظر هاشمى شاهرودى، سيد محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌?، صص ??? و ??? ).
2. اجتهاد، نزد اخباريان، حرام و نزد اصوليان، واجب کفايى، بلکه به نظر برخى واجب عينى است. ( جمعى از پژوهشگران زير نظر هاشمى شاهرودى، سيد محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌?، صص ??? و ??? ).
3. در نگرش اخبارى، تقليد از غير معصوم (عليه السّلام) جايز نيست، مگر اين که از معصوم (عليه السّلام) روايت کند که در اين صورت، تقليد از او به معناى قبول روايت وى، جايز، بلکه واجب است، ولى در نگرش اصولى، تقليد عامى از مجتهد جامع الشرايط به معناى پذيرش نظر و فتواى او، واجب است.( استر آبادي، محمد امين و عاملى، سيد نور الدين،همان ).
4. اخباريان، دستيابى به احکام شرعى را از راه گمان (ظنّ)، حرام و تنها راه تحصيل احکام را علم و اطمينان مى‌دانند، در حالى که اصوليان، ظنّ (ظن معتبر) را نيز همچون علم، حجّت مى‌دانند.( همان).
5. اخباريان، احاديث را دو قسم مى‌دانند: صحيح و ضعيف، ولي اصوليان، چهار قسم مي دانند: صحيح، حسن، موثّق و ضعيف. ( همان، صص ??? و ???).
6. در مکتب اخبارى، تمامى احاديثى که در “کتب اربعه” (کافى، استبصار، من لا يحضره الفقيه و تهذيب) آمده، بلکه در ديگر کتاب‌هاى حديثى که عالمان بزرگ شيعه آن‌ها را تدوين کرده و به صحّت احاديث نقل شده گواهى داده‌اند، صحيح مى‌باشد و مى‌توان بر طبق آن عمل کرد، ولي در نگرش اصولى، احاديث موجود در مجامع شيعى حتى “کتب اربعه” ممکن است مصداق يکى از عناوين و اقسام چهارگان? ياد شده قرار گيرند و هم? آن‌ها را نمى‌توان به صرف نقل در کتب ياد شده صحيح دانست.( همان، ص 304 ).
7. اخبارى‌ها مى‌گويند: دانش اصول پس از زمان ائمه (عليهم السلام) به وجود آمد و اصحاب ائمه (عليهم السلام) از آن خبري نداشتند. از آن جا که برخي فقيهان ما به تأليفات اهل سنت در علم اصول حسن نظر داشتند، از آنان تبعيت کردند و قواعد ساخته و پرداخته آنان را در شيعه رواج دادند.
اصولي ها مي گويند: برخي از قواعد دانش اصول در روايات اهل بيت (عليهم السلام) موجود است و برخي ديگر به طور ارتکازي در نزد اصحاب ائمه(عليهم السلام) موجود بوده و به کار گرفته مي شد که برخي از آنها در همان دوره به مرحله تصنيف نيز رسيده بود. علاوه بر اين که زمان ما با زمان آنها قابل مقايسه نيست. در اين زمان، به سبب دوري از عصر تشريع، مشکلاتي بروز کرده که تدوين برخي قواعد اصولي براي هموار کردن اين مشکلات است.( اسلامي، رضا، مدخل علم فقه، پيشين، ص ??? ).
8. در مکتب اخبارى، اشياء يا حلال هستند يا حرام و يا مشتبه و چنانچه حليت و حرمت چيزى معلوم نباشد و نصّى از معصومان (عليهم السّلام) دربار? آن نرسيده باشد، بايد در فتوا، توقّف و در عمل، احتياط کرد، ولى در مکتب اصولى در موارد مشکوک، اصل بر برائت است و احتياط واجب نيست. (فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج ‌?، پيشين، ص 303. ) و (براي آگاهي بيشتر از موارد اختلاف، ر.ک: گرجى، ابو القاسم‌، تاريخ فقه و فقها‌، صص ??? – ???؛ نمايه: اخباريون و اصوليون، سؤال ???? (سايت اسلام کوئست: ????).) عمده اختلاف اين دو گروه را مي توان فقط در منهج علمي و روش و طريقه وصول به حکم شرعي دانست، و در اين روش مي توان گفت در مسائل زير اختلاف مشرب و طريق دارند:
1. اجتهاد و تقليد: اصوليون قائل به اجتهاد هستند و کسي که مجتهد نيست، بايد از کسي که مجتهد است و کارشناس است تبعيت و اصطلاحا تقليد کند، ولي اخباريون از اجتهاد و تقليد از مجتهد، منع مي کنند.
2. تقليد ابتدايي: اصوليون تقليد ابتدايي از مجتهد ميت را جايز و روا نمي شمارند، ولي اخباريون مي گويند: مرگ و حيات در رجوع به متخصص و مرجع تقليد تغييري ايجاد نمي کند.
3. اخباريون چنين گمان کرده اند که کتب اربعه شيعه همه صحيح هستند. چون کساني که اين اخبار را جمع کرده اند اخبار صحيح را جمع و غير صحيح را حذف کرده اند و آنان تقسيم چهار گانه احاديث به (صحيح- حسن- موثق- ضعيف) را قبول ندارند، ولي اصوليون در اين مسائل با آنان مخالف اند.
4. اصوليون اموري؛ مانند قبح تکليف بمالايطاق (تکليف کردن فوق طاقت قبيح است)، قبح عقاب بلابيان (عقوبت کردن بدون بيان و نشان دادن راه)، قبيح است و … را قبول دارند، اما اخباريون اين امور عقلي را قبول ندارند و نمي پذيرند.
5. حجيت ظواهر القرآن: اخباريون مي گويند ما نمي توانيم به ظاهر قرآن عمل کنيم، مگر آن که از طريق اخبار و روايات تفسير شده باشد، ولي اصوليون ظواهر قرآن را در جايي که اخبار هم نباشد حجت مي دانند مدت دو قرن بين علماى اصولى و اخبارى اختلاف عميق وجود داشت و اخباري ها بر اصولي ها غالب شده بودند، تا اين که آقا محمد باقر وحيد بهبهانى (م 1208 ق) بساط آنها را برچيد و از زمان او مجتهدان بر اخباري ها غلبه يافتند و امروزه اخباري ها بسيار در اقليت اند.

2-2 : بزرگان اخباري

در اين گفتار به تاريخچه کوتاه از زندگي و آثار و تصانيف بزرگان مکتب اخباري خواهيم پرداخت، تا بصيرت کاملي نسبت به وضعيت مکتب اخباريين در اذهان خوانندگان اين پايان نامه پديد آيد و به زندگي نامه و آثار شش نفر از بزرگان فقهاي اخباري اشاره مي کنيم که در عصر صفويه زندگي مي کردند .

2-2-1 : ملا محمد امين استرآبادي(م 1036)
2-2-1-1 : زندگي‌نامه
محمد امين استر ابادي يکي ازعلماي مشهور امامي است. او از بنيان‌گذاران گرايش اخباري مي‌باشد. از اوايل زندگي استرآبادي اطلاع دقيقي در دست نيست؛ همين قدر مي‌دانيم که او در جواني مدتي در شيراز زندگي کرده و مدت چهارسال نزد شاه تقي‌الدين محمد نسابه دانش آموخته و از علوم عقلي بهره جسته و سپس به نجف رفته و از اساتيدي چون شيخ حسن صاحب معالم و سيد محمد عاملي اولين استاد خود به آموختن علوم نقلي همچون حديث و رجال پرداخته است.
گويا ايشان در زمان اقامت دوم خود در شيراز به مکه مسافرت کرده و مدتي آنجا بوده است. ( استرآبادي، ملامحمد امين استرآبادي، الفوائد المدينه، ص 278،اسلافه العصر، ص 491 ) او همچنين مدتي در مکه، نزد آخرين استادش ميرزامحمد استرآبادي، فقه و حديث و رجال آموخت. وي شاگردان معروفي را تربيت کرد و در سال 1036 ق به گفته علي خان مدني درگذشت و در کنار قبور ابوطالب و عبدالمطلب به خاک سپرده شد.( ما در اين نوشتار عمده زندگي نامه مرحوم ملامحمدامين استرآبادي را از دانشنامه جهان اسلام نقل کرده ايم ) روشي که امين استرآبادي بنا نهاد، در سنت فقهي ـ کلامي اماميان بي‌سابقه نبود؛ يعني فکر اخباري‌گري قبل از وي نيز وجود داشت ولي روش او مخصوص خودش بود. او سعي مي‌کرد مذهب اخباري‌گري را احيا کند و اجتهاد اصوليان را در حضور امامان، يک خطر تلقي مي‌نمود. البته گفتني است فضاي فکر ديني عصر صفوي، نقش و روش اجتهادي عالماني چون محقق کرکي در زمينه هاي ظهور افکار امين استرابادي نقش به سزايي داشتند به طوري که در کتاب الفوائد برخورد انتقادي ايشان با روش اجتهادي کرکي مشهود مي‌باشد.

2-2-1-2 : آثار ملامحمد امين استرآبادي
ملامحمد امين استرآبادي آثاري دارد که البته منتشر نشده‌اند؛ تنها اثر انتشار يافته او کتاب معروف الفوائد المدنيه(نام کامل اين کتاب “الفوائد المدينه في الرد علي من قال بالاجتهاد و التقليد في نفس الاحکام الالهيه ” است) است‌ كه‌ در رد بر شيوة فقهي‌ اصوليان‌ است‌. برخي از آثار خطي‌ او نيز از اين قرارند:
1. شرح‌ الاستبصار، يا الفوائد المكية، كه‌ شرحي‌ است‌ ناتمام‌ بر استبصار شيخ‌ طوسي‌، و مقدمة آن‌ مباحثي‌ در علم‌ حديث‌ و درايه‌ را در بردارد. او همچنين حواشي‌ و تعليقاتي‌ بر الاستبصار داشته‌ است‌. ( عاملي، شيخ حر، تعليقه امل الآمل، ص 247 ) .
2. شرح‌ تهذيب‌ الاحكام‌، شرحي‌ ناتمام‌ بر تهذيب‌ شيخ‌ طوسي‌.
3. حاشيه‌ بر الكافي‌ كليني‌، كه‌ فاضل‌ قزويني‌ آن‌ را جمع‌آوري‌ كرده‌ است‌.( همان ).
4. دانشنامه شاهي‌، رساله‌اي‌ است‌ فارسي‌ و در موضوعات كلامي‌ و غيرکلامي.
5. حاشيه‌ بر انموذج‌ العلوم‌ دواني، 6. المسائل‌ الثلاث‌ الكلامية، 7. رساله‌اي‌ در بداء، 8. حاشيه‌ بر معارج‌ الاصول‌ محقق‌ حلي‌.

2-2-2 : فيض كاشاني(1007‌ـ 1091)
2-2-2-1 : زندگي‌نامه
نام او محمد، ولي مشهور به ملامحسن و ملقب به فيض کاشاني است. وي در چهاردهم ماه صفر سال 1007 ق. در خانواده‌اي که در علم، عرفان و ادب، بسيار پرسابقه و برجسته بودند به دنيا آمد. علم و عرفان در خاندان او سابقه چهارصد ساله داشت.
جد ملامحسن، تاج‌الدين شاه محمود فرزند ملاعلي كاشاني، عالم و عارفي شاعر از ناموران زمان خويش در كاشان بوده و در آنجا مدفون است. پدرش رضي‌الدين شاه‌مرتضي (950 – 1009 ق.) فقيه، متكلم، مفسر و اديب معروف كاشان بود که در همانجا نيز حوزه تدريس داشته و خود از شاگردان ملافتح‌الله كاشاني (م. 988 ق.) و ضياء‌الدين محمد رازي (م. 1091 ق.) بوده است. مادر او نيز زهرا خاتون، (م. 1071 ق.) بانويي عالم و شاعر، دختر ضياءالعرفا رازي (از عالمان بزرگ شهر ري) بوده است. ( مخازن الحکمه، جلد اول، صص 9-12).
همسر فيض كاشاني، دخترخاله فاضل و عالم اوست که از اين زوج فرهيخته، شش فرزند به دنيا آمده‌اند: علّيّه بانو، فاضل و شاعر؛ علّامه محمد علم‌الهدي که در قم به دنيا آمد و در كاشان مدفون است و از نسل او عالمان متعددي برخاسته‌اند؛ سكينه بانو؛ ابوحامد محمد، ملقب به نور‌الهدي که او نيز عالم و شاعر بوده و در كاشان مدفون است. ام سلمه که او نيز زاهد و حافظ قرآن بوده است؛ ابوعلي معين‌الدين احمد که او هم فقيه و محدث بوده و مدفون در كاشان است.
ملامحسن فيض کاشاني سرانجام پس از عمري تلاش و کوشش علمي و عملي در 84 سالگي در شهر خود كاشان رحلت کرد و در قبرستاني كه خودش آنجا را خريداري و وقف کرده بود به خاك سپرده شد. امروزه اين قبرستان با نام قبرستان فيض شناخته مي‌شود و محل رجوع و زيارت شيعيان آن منطقه است.( فيض کاشاني، محمد بن شاه مرتضي، مقدمه ديوان اشعار فيض، مصحح فيض کاشاني، فائزه و فيروزه ).

2-2-2-2 : آثار

اين دانشمند بزرگ شيعي تمام عمر خود را صرف کسب علم و دانش و همينطور تربيت شاگرد و تدريس و تأليف کرد و يکي از نويسندگان پر تأليف است. او از 18 سالگي تا آخر عمر شريفش، حدود 200 جلد اثر نفيس ـ اعم از کتاب و رساله ـ در علوم و فنون گوناگون تأليف كرد.
مصطفي فيض، اديب و شاعر معاصر، تعداد كتاب‌ها و رساله‌هاي فيض را قريب به 140 مجلد برمي‌شمارد. كه اكثر آنها منتشر شده‌اند و برخي از مهم‌ترين آنها در موضوعات مختلف از اين قرار است:
الف. تفسير قرآن: كتاب‌هاي تفسيري مرحوم فيض عبارتند از:
1. تفيسر صافي، که در 1075 ق. با مطالعه اكثر تفاسير قرآن ـ از سني و شيعه‌ـ نوشته شده و در ضمن بيان آيات، روايات معتبر و مستند شيعه را نيز گردآوري کرده است.
2. تفسير اصفي: که تلخيصي است از تفسير صافي و در سال 1077 ق. نوشته شده است.
3. تفسير مصفي: که آن هم گزيده‌اي است از مطالب تفسيري تفسير اصفي.
ب. حديث: كتاب‌هاي حديثي مرحوم فيض عبارتند از:
1. الوافي: کتاب معروف کافي مجموعه احاديث کتب اربعه شيعه (كافي، تهذيب، استبصار، من لا يحضره الفقيه) را جمع‌آوري کرده و با حذف مکررات، کل اين چهار کتاب را در يک کتاب ارائه کرده است. پس از او فرزندش علم الهدي با نوشتن و افزودن يك جزء كه شامل معرفي رجال حديث،

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید