منابع مقاله درباره (صلى، (عليهم، فقهى

دانلود پایان نامه

ت تعبير “فرعيه” است که در کلمات فقهاي شيعه، چون شيخ طوسي و صاحب معالم، به جاي “عمليه” نشسته است.
روشن است که با قيد “فرعيه” اصول دين و اصول فقه خارج مي گردد، در حالي که با قيد “عمليه” مسائل مرتبط به اعمال قلب که در علم اخلاق از آن بحث مي شود، نظير حرمت ريا، حسد و کبر نيز خارج مي شود (الموسوعة الفقهية الکويتية، ج1، وزاره الاوقاف والشئون الاسلاميه ، ص13 ) ؛ چنان که با قيد “ادله تفصيليه” آشنايي مقلد به احکام فرعي جدا مي شود و در نتيجه علم مقلد به فتاواي مرجع تقليدش “فقه اصطلاحي” به حساب نمي آيد و کلمه فقه اصطلاحي تنها شامل “آگاهيهاي اجتهادي” مي شود، چنان که “فقيه اصطلاحي” تنها بر مجتهد اطلاق مي گردد و شامل مقلد نمي شود.
به هر حال، فقه در اصطلاح اصوليان و فقها، مجموعه اي از قوانين، دستورها و امر و نهيهايي است که فقيه، از منابع و ادله تفصيلي آن استنباط مي کند و موضع عملي عبد را در برابر خالق رقم مي زند و به او مي آموزد که چه عکس العملي در مقابل مولاي حقيقي اش داشته باشد. به بيان ديگر، اگر غرض از خلقت انسان، عبوديت است: “ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون”، (ذاريات، آيه 56 )فقه طريق عبوديت و بندگي را تعيين مي کند و راه عملي آن را به بنده مي آموزد و بر همين اساس به آن “شريعت” ـ از “شارع” به معناي راه ـ و “منهاج” ـ به معناي راه ـ نيز گفته مي شود.
فصل دوم: ادوار فقه شيعه
اکنون که به لحاظ مفهوم شناسي اصطلاح فقه را در لسان اهل لغت و فقها و اصوليين به طور مستوفي و کامل اشاره کرديم بجاست براي روشن شدن و ايضاح کامل موضوع پايان نامه که به بررسي و واکاوي تحولات فقهي از قرن دهم هجري تا اواسط قرن دوازدهم مي پردازد تاريخچه اي کوتاه از ادوار فقه شيعه از ابتداي قرن اول تا ششم ذکر کنيم و سپس در سه فصل موضوع پايان نامه را شروع کنيم :
2-1 : دوره اول فقه شيعه
دوران تشريع و عصر نزول وحى که از بعثت رسول خدا (صلى الله عليه و آله) تا رحلت آن حضرت است، دوره‌اى مشترک ميان هم? مذاهب اسلامى است. اين دوران را، دوران تشريع و تأسيس علوم اسلامى و از جمله “فقه” مى‌ناميم. مؤسّس اين دوره، شخص رسول خدا (صلى الله عليه و آله) بود که با توجّه به وحى، کليات و فروعات فقهى را براى مردم بيان مى‌کرد و مسلمانان نيز بر اساس ظرفيت هاى خويش از آن بهره مى گرفتند. (اصحاب نيز با توجّه به ظرفيت ها و استعداد فراگيرى، بهره‌مندى آنان از محضر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مختلف بود. مسروق (از تابعين) مى‌گويد: من با اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله) همنشين شدم و آنان را همچون آبگيرهاى گوناگون يافتم که برخى، به قدرى آب در آن اندک است که فقط مى‌تواند يک يا دو نفر را سيراب کند و برخى مى‌تواند ده نفر و برخى صد نفر را سيراب کند، ولى بعضى از صحابه همچون آبگيرهاى بزرگ هستند که اگر هم? مردم به نزدشان آيند، سيراب مى‌شوند. ر.ک: مکارم شيرازي، ناصر، دائرة المعارف فقه مقارن، ، ص ??‌، به نقل از ابن سعد، الطبقات الکبرى، ج ?، ص ??? . ) ‌در اين دوران، قرآن کريم به طور کامل به مردم ابلاغ و گردآورى و تدوين آن انجام شد و رسول خدا (صلى الله عليه و آله) سنّت خويش را نيز به مردم تعليم داد. اين سنّت به طور کامل توسّط امام على (عليه السلام) به امامان اهل بيت (عليهم السلام) منتقل گرديد. هم? مذاهب اسلامى و از جمله شيعه، نخستين دور? فقهى خويش را به دور? آن حضرت مى‌رسانند.) ‌‌مکارم شيرازي، ناصر، همان ‌).
ويژگي هاي دور? اول:
2-1-1 : نزول تدريجي احکام الهي بر اساس مصلحت:
رعايت مصلحت تدريج در بيان احکام، همواره مورد نظر شارع بوده است. بَدوي بودن مردم و ريشه دار بودن آرا و افکار جاهلي در ميان آنها و عوامل ديگري از اين قبيل، کندي انتقال از فرهنگ جاهليت به فرهنگ اسلام را موجب مي شد. بهترين نمونه در تشريع تدريجي احکام، ماجراي تحريم شراب و قمار است :
در مرحل? اول، با تعبيري خيرخواهانه، شراب‌خواري و قماربازي که در ميان اعراب رايج بود، دو عمل ناپسند – که گناه آنها بيشتر از منافع آن دو است- معرفي شد. (بقره ، 219 ) در مرحل? دوم، ممنوعيت شراب‌خواري بيان شد، ولي نه به صورت مطلق، بلکه با اشاره به حکمت تحريم آن. ( نساء ، 43 ) در مرحل? سوم، شراب‌خواري و قماربازي به طور مطلق و با تعبيري صريح و قاطع و با لحني عتاب آلود تحريم شد. (مائده ، ?? و 91 ) .
تدريجي بودن تشريع احکام، راهي براي حصول استعداد و آمادگي بيشتر مردم در به کار بستن مقررات اسلام و ناشي از لطف و رحمت الهي براي به سختي و رنج نيفتادن مسلمانان بود. (اسلامي، رضا، مدخل علم فقه ، ص 259 ) .
2-1-2 : تنوع در عرض? احکام فقهي
عرض? احکام فقهي از طريق قرآن، گاه در قالب پاسخ پرسش هاي مردم از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) بود؛ مانند اين آيات: “از تو، در بار? جنگ کردن در ماه حرام، سؤال مى‌کنند؛ بگو: “جنگ در آن، (گناهى) بزرگ است”، (بقره ، 217 ) “از تو دربار? انفال (غنايم، و هر گونه مال بدون مالک مشخص‌) سؤال مى‌کنند، بگو: انفال، مخصوص خدا و پيامبر است”، (انفال ، 1 ) و گاه ارائه احکام به دنبال قضيه اي بود که براي فرد يا افرادي يا براي جامعه رخ مي داد؛ مانند آيه حجاب (نور ، 30 ) و آيه حرمت غيبت (حجرات، 12 ) ،و گاه ارائه احکام به صورت مستقل و غير مسبوق به پرسش يا حادثه اي بود؛ مانند آيه تشريع روزه. (بقره، 183 ) اين تنوع، به يادگيري احکام و جاي گيري آنها در اذهان عموم کمک شاياني مي کرد و روشي براي رسوخ فرهنگ اسلامي بود.( اسلامي، رضا، مدخل علم فقه، پيشين، صص ??? و 260 ).
2-1-3 : شناخته شدن سنت نبوي (صلى الله عليه و آله) به عنوان منبع فقه:
در دور? تشريع، سنت نبوي (صلى الله عليه و آله)، به عنوان منبع ديگري براي فقه اسلامي شناخته شد. البته سنت، اعتبار خود را از قرآن کسب کرد؛ هم در آن جا که براي پيامبر (صلي الله عليه و آله) اختيار تشريع ابتدايي و صدور امر و نهي قرار داده شد که آي? “آن چه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آن چه نهى کرده خوددارى نماييد”، (حشر، ?، “مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا”. )بر آن دلالت دارد، و هم در آن جا که پيامبر (صلى الله عليه و آله)، سِمَت شرح و تبيين احکام نازل شده از سوي خداوند را به عهده گرفت و آي? “و ما اين ذکر (قرآن) را بر تو نازل کرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى” (نحل، ??، “وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ”. ) ، شاهد بر آن است. (اسلامي، رضا، پيشين، ص 260 ) .
2-1-4 : احکام تأسيسي و امضايي:
تشريع احکام از طريق قرآن يا سنت، گاه به وضع مقرراتي بود که بي سابقه و جديد مي نمود و عرف عام با آن آشنايي نداشت؛ مانند غالب احکام عبادات و بسيارى از احکام مربوط به حلال و حرام؛ مثلًا در شرع اسلام انواعى از گوشت ها تحريم شده و انواعى حلال معرفى شده است و امثال آن که مسبوق به سابقه‌اى نبوده است، به اين قسم از احکام، “احکام تأسيسي” گفته مي شود، و گاه حکم اسلام چيزي نبود، جز همان که در عرف عام، متعارف و مقبول بود، البته با اعمال نظر در حدود و شرائط آن، مانند خريد و فروش، اجاره، هبه، وصيت، صلح و …، به اين قسم از احکام، “احکام امضايي” گفته مي شود. (همان، صص ??? و 261 ) .

2-2 : دوره دوم فقه شيعه و ويژگي هاي آن
ويژگى‌هاى دوره دوم فقه شيعه؛ يعني عصر حضور امامان (عليهم السلام)، عبارت است از:
1. اين دوره عصر حضور ائمّ? اهل بيت (عليهم السلام) است که نقش عمد? آنان تبيين شريعت و صيانت آن از تحريف بوده است؛ از اين رو مردم موظف بودند به آنها مراجعه کرده و به طور کامل از آنان پيروى نمايند. (مکارم شيرازي، ناصر، دائرة المعارف فقه مقارن، پيشين، ص ??? ) .
2. دسترسى مردم به حکم شرعى واقعى با مراجعه به ائمّ? اهل بيت (عليهم السلام) ممکن بوده است. ( همان ) .
3. اهتمام به حفظ و نشر احاديث پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ائمه هدي (عليهم السلام) که عمده کوشش اصحاب اماميه صرف آن مي شد. (اسلامي، رضا، مدخل علم فقه، پيشين، ص 280 ) .
4. آموزش اجتهاد صحيح از سوي ائمه (عليهم السلام) به اصحاب و معتبر شناختن آن از راه اعطاي مقام فتوا يا ارجاع مردم به آنان. (همان ) .
5. در اين دوره ابتدا حديث و فقه با هم آميخته بود و مسائل فقهى بر اساس احاديث و غالباً به صورت غير منظّم تدوين و با اسنادش ذکر مى‌شد (مکارم شيرازي، ناصر، دائرة المعارف فقه مقارن،، پيشين، ص 107 ) لکن در آثار برخي از اصحاب، دانش فقه از دانش حديث جدا شد.( اسلامي، رضا، مدخل علم فقه، همان ) .
6. تدوين “اصول اربعمائة” که دستماي? کتابهاي حديثي و فقهي ديگر بود.( اسلامي، رضا، مدخل علم فقه، پيشين ) .
7. پرورش هزاران فقيه و محدّث در مکتب اهل بيت (عليهم السلام).( مکارم شيرازي، ناصر، همان ) .

2-3 : دوره سوم فقه شيعه و گرايش هاي گوناگون اين دوره
دوره سوم فقه شيعه از ابتداى غيبت صغري در سال ??? هجرى آغاز و تا زمان ظهور شيخ طوسى در سال ??? هجرى ادامه يافت. (اسلامي، رضا، مدخل علم فقه، همان،ص ??? ) .
شکي نيست که فقه شيعه پس از پايان دور? حضور ائمه (عليهم السلام) به مرحل? جديدي وارد شد. دورهاي که از ديدگاه اهل سنت و برخي مستشرقان، دور? آغاز اجتهاد در شيعه محسوب مي شود، ولي اجتهاد در شيعه پيش از اين دوره آغاز شده بود؛ هرچند جريان غالب در ميان اصحاب ائمه (عليهم السلام) تلاش براي حفظ و نقل حديث و ترتيب و تنظيم آن بود؛ از اين رو، دور? سوم را بايد دوره آغاز حرکت گسترد? اجتهادي در شيعه دانست، چنان که مي توان آن را دور? به رسميت شناخته شدن اجتهاد شيعه دانست. (همان،ص ??? ) .
در دور? غيبت صغري (???-???ق) تا اواخر قرن چهارم، سه گرايش گوناگون فقهى در جامع? شيعى وجود داشته است:
الف: اهل حديث:
اين گرايش دنباله رو و استمرار گرايش سنّت گراى دور? حضور امامان بوده، و همّت خود را بر جمع آورى احاديث و ضبط و حفظ آن مصروف مى‌داشته است. هواداران اين مکتب عموماً با اجتهاد به صورت يک عمل و کوشش فکرى بر اساس استنباط تعقّلى، ميانه‌اى نداشتند و حتّى استدلالات عقلى کلامى را که براى تقويت مذهب و در حمايت از نقطه نظرهاى شيعى به کار مى‌رفت محکوم مى‌نمودند(مدرسي طباطبايي، سيدحسين، مقدمه‌اى بر فقه شيعه، ترجمه اصف فکرت ، ص ??‌ ).
فقهاي مکتب اهل حديث، از رهگذر پيروى از احاديث، خود به دو گروه تقسيم مى‌شده‌اند:
1. گروهى که روايات را با اصول درست علم رجال و علم حديث، نقّادى مى‌نمودند و هر روايتى را با هر کيفيت و وضعي نمى‌پذيرفتند و به روايات وارده در مسايل فقهى احاطه و اطّلاع داشتند و چه بسا قواعد و ضوابط اصول فقه را در مورد حالات مختلف ادلّه، و لو به صورت ساد? آن، مى‌دانستند، و حتّى قسمتى از اين ضوابط را که در روايات راهنمايى شده است، عملا به کار مى‌بستند. با اين همه به جهت رعايت شيو? محافظه‌کارانه و سنّت گراى خود هرگز به فکر جدا کردن فقه از حديث، و تدوين و ترتيب کتاب ‌هاى فقهى مستقل بر نيامدند و از نوشتن مطالب فقهى با عباراتى جز نصّ عبارات روايات، هراس و وحشت داشتند. نوشتههاى فقهى اين گروه از محدّثان، مجموعه‌اى از متون روايات بود که به ترتيب موضوعى دسته بندى شده، و گاه اسانيد روايات نيز حذف گرديده بود. محدّثانى؛ چون محمّد بن يعقوب کلينى (م ???ق)، محمّد بن الحسن بن احمد بن الوليد (م ???ق (محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد‌، أبو جعفر بزرگ قميين، و فقيه و متقدم آنان بود. او گرچه اهل قم نبود، ولي در قم ساکن شد. وي ثقه و مورد اعتماد و اطمينان دانشمندان شيعي است. کتابهايي براي ايشان ذکر شده که به آن اشاره مي شود: کتاب تفسير القرآن، کتاب الجامع. وي در سال ??? قمري از

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید