منابع مقاله درباره کشف الاسرار، علوم قرآن، امام رضا ع

دانلود پایان نامه

علوم قرآن و تفسير: البرهان في تفسير القرآن، علوم قرآن، نورالانوار في تفسير قرآن.
2. کلام و فضائل اهل‌بيت: اللوامع النورانيه في اسماء علي و اهل بيته القرآنيه، الحجه فيما نزل في القائم الحجه، الهدايه القرآنيه الي الولايه و الاماميه، اصول و اعتقادات، حقيقه الايمان المبثوت علي الجوارح و احاديث التوحيد و النبوه و الامامه، امامت، اثبات الوصيه، احتجاج المخالفين علي امامه علي بن ابي طالب امير المومنين عليه‌السلام، الانصاف في النص علي الائمه الاثني عشر من آل محمد الاشرف و …
3. تاريخ و سيره: تاريخ اسلام، حليه الابرار في احوال محمد و آله الاطهار، المطاعن البکريه و المثالب العمريه من طريق العثمانيه، مولد القائم، وفاة النبي، وفاه الزهراء، سير الصحابه، مقتل ابي عبدالله الحسين عليه‌السلام، مصباح الانوار و انوار الابصار في بيان معجزات نبي المختار.
4. فقه و رجال: رجال، تنبيهات الاريب في رجال التهذيب، تعريف رجال من لايحضره الفقيه، فقه، التنبيهات في الفقه، ترتيب التهذيب، شرح ترتيب التهذيب.( ر.ک، سايت انديشه قم ).

2-2-5 : علّامه محمد باقر مجلسي(1037 ـ 1111 ق):

2-2-5-1 : زندگي‌نامه
محمد باقر مجلسي، معروف به “علامه مجلسي” و “مجلسي پسر” در سال 1037 هجري قمري چشم به جهان گشود.( مدرس تبريزي، محمدعلي،ريحانه الادب، ج پنجم، ص 196) والدين او هر دو اهل علم و فضل بودند. پدرش ملامحمدتقي مجلسي از برجسته‌ترين علماي شيعه عصر خود و يکي از شاگردان شيخ بهايي بود. مادرش نيز دختر صدرالدين محمد عاشوري است كه خود از پرورش يافتگان خاندان علم و فضيلت بود.( تهراني، اقا بزرگ، الذريعه، ج اول، ص 151) .
از آنجايي که جد علامه، در مجالس سخناني زيبا ارائه مي‌کرد و اشعاري دلنشين مي‌خواند به “مجلسي” مشهور شد و پس از او نيز اين لقب در خاندان او باقي‌ ماند. او دروس خود را در کودکي نزد پدر آغاز كرد و به خوبي رشد نمود، به‌گونه‌اي که در چهارده سالگي از ملا صدرا اجازه روايت گرفت. ( همان ).
علامه مجلسي در علوم گوناگون به مراتب عالي دسترسي پيدا کرده است. برخي از اين علوم از اين قرارند: صرف و نحو، معاني و بيان، لغت و رياضي، تاريخ و فلسفه، حديث و رجال، درايه و اصول و فقه و كلام اسلامي.
پس از کسب مدارج عالي علمي به استادي مسلم تبديل شد و در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز و درس دادن مشغول شد و شاگردان فراواني را تربيت نمود و آثاري عظيم از خود به جاي گذاشت.
اين عالم بزرگ شيعي سرانجام در 27 رمضان سال 1111ق. از اين عالم رحلت فرمود و پيكر پاكش در كنار مسجد جامع اصفهان و در كنار مزار پدر فرزانه‌اش محمدتقي مجلسي به خاک سپردند. ( تنکابني، محمد، قصص العلماء، ص 205 ).

2-2-5-2 : اساتيد
نخستين استاد او پدر بزگوارش علامه محمدتقي مجلسي بوده است. افزون بر آن، مجلسي پسر برخي ديگر از دروس را نزد اساتيدي چون علّامه حسن علي شوشتري، امير محمد مؤمن استرآبادي، ميرزاي جزايري، شيخ حر عاملي، ملا محسن استرآبادي، ملا محسن فيض كاشاني، ملا صالح مازندراني و … گذرانده است.

2-2-5-3 : آثار

به‌قطع برجسته‌ترين اثر اين عالم برجسته شيعي، مجموعه عظيم حديثي است که “بحارالانوار” نام دارد. او در مقدمه بحارالانوار مي‌گويد: “هرجا كه نسخه حديثي بود سراغ گرفتم و به هر قيمتي كه ممكن شد بهره‌برداري مي‌كردم. شرق و غرب را جويا گشتم تا نسخه‌هاي بسيار گرد آوري نمودم. همکارانم به شهرها و قصبه‌ها و بلاد دور دست سفر کردند و به فضل الهي مصادر لازم را به دست آوردند.( مجلسي، محمدباقر، مقدمه بحار الانوار، يادنامه علامه مجلسي، صص 6-8 ).
ديگر آثار او را مي‌توان در موضوعات مختلف به صورت ذيل ارائه داد:
1. كلام و عقايد: رساله في الاعتقادات، جبر و تفويض از امام رضا(ع)، چهل حديث در امامت، جبر و تفويض، بدا،‌ رجعت، حق اليقين و … .
2. فقه: مرآة العقول (شرح کافي در 26 جلد)، ملاذ الاخيار (شرح تهذيب الأحکام)، حدود و ديات، زکات، شکيات نماز، احکام نواصب،‌ و … .
3. رجال: الوجيزة في الرجال.
4. اخلاق: حليه المتقين، حيات القلوب، زادالمعاد.
5. ادعيه: ترجمه دعاهاي کميل، سمات، زيارت جامعه، جوشن صغير.

2-2-6 : سيد نعمت الله جزايري(م. 1112 ق):
2-2-6-1 : زندگي‌نامه

سيد نعمت‌الله جزائري در سال 1050 در يکي از مناطق بصره به نام صباغيه متولد شد.( جزايري، شيخ نعمت اله، نابغه فقه و حديث ، ص 10 ) نام پدرش سيد عبدالله از نوادگان امام كاظم عليه‌السلام بود.( جزايري، شيخ نعمت اله، تحفه العالم، ص 53 ) سيد نعمت‌الله از اوان کودکي نزد بزرگان آن منطقه مشغول تحصيل شد. در 11 سالگي به همراه برادرش، سيد نجم‌الدين به شيراز مسافرت نمود و در مدرسه منصوريه شيراز مقيم شد. به دليل فقر از همان ابتدا براي کسب درآمد به نسخه‌نويسي، حاشيه‌نويسي و تصحيح کتاب مشغول شد. گاهي حتي هزينه تهيه روغن چراغ را نيز نداشته و شب‌هنگام در تاريکي مي‌ماند ولي براي مطالعه، به مسجد جامع يا زير نور مهتاب مي‌رفت و درس خواندن را ترک نمي‌کرد.
کم‌کم در کنار تحصيل به تدريس هم روي آورد ولي هنوز به شدت در فقر و تنگدستي بود. خودش چنين نقل مي‌کند: بيشتر وقت‌ها نمي‌توانستم نان تهيه كنم، بنابراين تا شامگاه گرسنه مي‌ماندم، اغلب هنگامي كه شب فرا مي‌رسيد به اندازه‌اي در انديشه درس فرو رفته بودم كه نمي‌دانستم در روز چيزي خورده‌ام يا نه! پس مدتي فكر مي‌كردم و در مي‌يافتم كه چيزي نخورده‌ام. سرماي هوا و بسياري تلاش در نوشتن باعث مي‌شد كه خون از دستم جاري شود … . سه سال روزگارم بدين سان گذشت. ( جزايري، نعمت اله، الانوار النعمانيه، جلد چهارم، صص 302 – 310 ).
پس از مدتي، والدينش از او درخواست کردند به صباغيه بازگردد و براي آنکه در همانجا مستقر شود و در کنار آنها بماند، دخترعمويش را به ازدواج او درآوردند. اما فقط 20 روز پس از ازدواج از خانه بيرون آمد و بدون آنكه كسي را مطلع کند رهسپار شيراز شد. اما پس از مدتي خبر درگذشت پدر وي را در اندوه فرو برد (جزايري، شيخ نعمت اله، نابغه فقه و حديث، ص 125) و اندكي بعد به دليل آتش‌سوزي و از بين رفتن مدرسه، به اصفهان منتقل شد.
در سال 1079 بود که از شوشتر و هويزه، نامه‌هايي دريافت كرد كه او را به آنجا دعوت کرده بودند. بنابراين،‌ دعوت مردم جنوب را پاسخ گفت و در آن سامان در کنار تبليغ دين به ساختن مسجد و مدرسه‌هاي ديني اهتمام داشت و به تربيت شاگرد پرداخت.
در پي اين فعاليت‌ها بود که شاه سليمان صفوي او را به شيخ الاسلامي جنوب برگزيد و همه مناصب شرعي آن ديار را به وي واگذار کرد و سيد، مرجع ديني آن منطقه شد.
در اين دوران بود که سفري به مکه رفت و در بازگشت از سفر مکه خبر درگذشت علامه محمد باقر مجلسي را شنيد و راهي اصفهان شد و در مراسم تشييع و تدفين او شرکت کرد. داغ علامه بر او گران بود و به همين دليل تصميم گرفت براي زيارت امام رضا عليه‌السلام به مشهد مسافرت نمايد. (جزايري، شيخ نعمت اله، نابغه فقه وحديث، صص 15-18 و صص 287-286 ).
مرجع شيعيان جنوب سرانجام در 62 سالگي در شب جمعه 22 شوال 1112 ق. ديده از جهان فروبست. از آنجايي که ايشان در بازگشت از سفر خود در جايدر (نزديک شهر پلدختر فعلي) از دنيا رفتند همانجا نيز به خاک سپرده‌ شدند.( خميني، روح اله،کشف الاسرار، ج اول، صص 442-445 ).
2-2-6-2 : اساتيد
او در شيراز اساتيد بزرگي چون: شيخ جعفر بحراني (م. 1091 ق.)، ابراهيم بن ملاصدرا، شاه ابوالولي بن شاه تقي‌الدين شيرازي، سيد هشام بن حسين احسايي (جزايري، شيخ نعمت اله، کشف الاسرار في شرح الاستبصار، ج اول، ص 58 )، شيخ صالح بن عبدالكريم كزكزاني (م. 1098 ق.) را درک کرده است.
در اصفهان نيز اساتيد او از اين قرار بودند: سيد محمد ميرزاي جزايري(جزايري، شيخ نعمت اله، نابغه فقه و حديث، ص 106) ، ميرزا رفيع‌الدين محمد بن حيدر طباطبايي (م. 1079 ق.)، شيخ عمادالدين يزدي، محقق سبزواري (م. 1090 ق.)، شيخ علي بن شيخ محمد عاملي(تنکابني، محمد، قصص العلماء، ص 437)،‌ شيخ حر عاملي (م. 1104 ق.) (امتدي، ميرزا عبداله، رياض العلما، ص 56 و 256 ) ، شيخ حسين بن جمال الدين خوانساري (جزايري، شيخ نعمت اله، تحفه العالم، ص 55 ) (م. 1098 ق.)، ‌امير اسماعيل خاتون‌آبادي (جزايري، شيخ نعمت اله، نابغه فقه و حديث، ص 92 ) (م. 1116 ق.) ملامحسن فيض كاشاني(خميني،روح اله، کشف الاسرار، ج اول،پيشين، ص 59 ) (م. 1091 ق) و علامه محمدباقر مجلسي.
سيد نعمت‌الله در تدوين بحارالانوار يکي از همکاران و کمک‌کاران استادش مرحوم علامه مجلسي بوده و از آنجايي که علامه مجلسي از او حمايت‌هاي ويژه‌اي کرد توانست از تنگناهاي مادي نيز رهايي يابد.( همان، ص 49 ).

2-2-6-3 : شاگردان
سيد نعمت‌الله، شاگردان فراواني را پرورش داد که برخي از اين بزرگان از قرار زير هستند: ابوالحسن اصفهاني غروي، ابوالحسن شوشتري، شيخ علي بن حسين بن محيي‌الدين عاملي، فتح‌الله بن علوان الكعبي الدورقي، قاضي محمد تقي بن قاضي عنايت الله شوشتري، شيخ محمد الضبيري، شيخ محمد علم‌الهدي كاشاني، شيخ محمد بن علي بن حسين نجار شوشتري، محمود بن مير علي ميمندي و … .

2-2-6-4 : آثار
سيد نعمت‌الله جزايري نوشته‌هاي فراوان و ارزشمندي نيز از خود به يادگار گذاشته است که از جمله آنها مي‌توان به اين نوشته‌ها اشاره کرد: الانوار النعمانية في بيان معرفة النشأة الانسانيه، انيس الفريد في شرح التوحيد، تحفة الاسرار في الجمع بين الاخبار، الجوهر الغوالي في شرح عوالي اللئالي، رياض الابرار، في مناقب الائمه الاطهار، زهرالربيع، الغاية القصوي، عقود المرجان في تفسير القرآن، مشكلات المسائل، منبع الحياة في اعتبار قول المجتهدين من الاموات، نوادر الاخبار، النور المبين ي قصص الانبياء و المرسلين، هدية المبين و تحفة الراغبين و …( خميني (ره)،روح اله، کشف الا سرار، پيشين، صص 68-103 و 106-238 ).
2-3 : سرانجام اخباري گري

مکتب اخباريين با ظهور وحيد بهبهاني در سال 1205 ه.ق رو به افول نهاد.تلاش و اهتمام علمي او و شاگردانش در نقد مکتب ياد شده،سير نزولي جريان اخباري گري را به وجود آورد،اما اين مکتب بيش از صد سال در حوزه ديني چيره بود و در غالب هاي ديگري نمود يافت و از خود رسوباتي را برجاي گذاشت.در واقع اين جريان فکري نسل هاي متوالي را در حوزه هاي شيعي پرورش داد و صدها مولف پرکار در دامن خود پرورش داد و در برخورد با موج قوي ومخالف هنوز هم خاتمه پيدا نکرده است. جريان اخباري زماني تا آنجا پيش رفت که در حوزه علميه نجف کتاب هاي اصول فقه را با دستمال برمي داشتند تا از آلودگي آن در امان بمانند.در قرن 12 به همت آيت الله وحيد بهبهاني،بار ديگر توجه به عقل در نظام فکري و فقهي شيعه رونق گرفت و هنوز هم مي توان مدعي شد که نظام فقهي فعلي شيعه وامدار حرکت آقا وحيد بهبهاني است.البته هده اي معتقدند که هنوز هم عده اي از اخباريون در بحرين اکثريت دارند،و در برخي مناطق ديگر خليج فارس مثل بصره و خرمشهر نيز حضور دارند. جريان روشنفکري حوزه،که خود را تداوم بخش مکتب اجتهادي مي داند،بايد به رسوبات مکتب اخباري بنگرد و آن را مورد تامل قرار دهد که هنوز هم رگه هايي از اخباري گري در ميان شيعه وجود دارد که از آن به نواخباري گري ياد مي شود،مانند ظاهر گرايي،احياي پاره اي مباحث کلامي برخاسته از نگاهي محدود و تنش زا، مرجعيت يافتن فکري کساني که صلاحيت مرجعيت فکري را براي تبيين دين ندارند،نفي يک پارچه تمدن غرب،بازار گرم خواب و رويا و رواج کتاب هايي چون طب قرآن و … را مي توان نام برد.( . الويري، دکتر محسن، نواخباري گري توهم يا واقعيت،ص 22 ).

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید