منبع تحقیق : پایان نامه اثر 8 هفته تمرین شدید با و بدون عصاره آبی سرخ و سیاه ولیک بر سطوح نوروپپتید w پلاسمایی و

دانلود پایان نامه

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد

عنوان:

اثر 8 هفته تمرین شدید با و بدون عصاره آبی سرخ و سیاه ولیک بر سطوح نوروپپتید w پلاسمایی و کبدی، هورمون های کورتیزول و T4 در موش های صحرایی نر

استاد راهنما:

دکتر عباس قنبری نیاکی

اساتید مشاور:

دکتر فاطمه رودباری

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده:

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

زمینه و هدف : هدف از این مطالعه تعیین اثر 8 هفته تمرین شدید با و بدون عصاره آبی(ولیک سرخ وسیاه) بر سطوح نوروپتید w پلاسمایی و کبد ی ، هورمون های کورتیزول و T4 پلاسمایی در موش­های صحرایی نر می­باشد.

مواد و روش : در این مطالعه تجربی جامعه آماری شامل42 سر موش صحرایی نر چهار تاشش هفته­ای نژاد ویستار بود. آزمودنی­ها به گونه تصادفی به 6 گروه سالین کنترل (7 سر)، سالین تمرین (7سر)، سرخ ولیک کنترل (7سر)، سرخ ولیک تمرین (7سر)، سیاه ولیک کنترل(7 سر) و سیاه ولیک تمرین (7 سر) تقسیم شدند. گروه­های سرخ ولیک کنترل، سرخ ولیک تمرین، سیاه ولیک کنترل و سیاه ولیک تمرین مقدار 1 میلی لیتر عصاره سرخ و سیاه ولیک به ازای هر 100 گرم وزن موش به صورت دهانی بلافاصله پس از تمرین، 5 روز در هفته و به مدت 6 هفته از پایان هفته دوم خورانده گردید و گروه­های سالین نیز همانند گروه­های دیگر تیمار شدند. آزمودنی­های گروه تمرینی نیز به اجرای هشت هفته تمرین استقامتی پرداختند. گروه های تمرین به مدت 8 هفته و در هر هفته 5 روز و با سرعت 34 متر بر دقیقه و شیب صفر درجه تمرین می­کردند. بعد از اتمام دوره­ی تمرینی تمام گروه­ها با شرایط کاملاً مشابه کشته و بافت­ کبد و پلاسما جداسازی شدند. غلظت نوروپتید w پلاسمایی و کبد ی ، هورمون های کورتیزول و T4 توسط کیت الایزا مورد اندازه­گیری قرار گرفت.

نتایج : نتایج پژوهش نشان داد تمرین شدید با مصرف ولیک سرخ و سیاه، نتوانست تغییر معناداری در غلظت نوروپپتید w پلاسمایی و کبدی به­وجود آورد، همچنین گروه تمرین سیاه ولیک دارای بیشترین سطوح هورمون کورتیزول پلاسمایی (185%)در مقایسه با گروه های دیگر بود. هورمون T4 در گروه تمرین سیاه ولیک (134%)افزایش و در گروه تمرین سرخ ولیک(89%)کاهش پیدا کرده بود.

بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد که تمرین شدید همراه با مصرف عصاره ولیک از طریق ساز و کار های متفاوتی غلظت نوروپپتید w و هورمون های منتخب را تحت تاثیر قرار می دهد.

فصل اول: طرح پژوهش

1-1- مقدمه

تغییر سبک زندگی و عدم در نظر داشتن برنامه های غذایی، جوامع امروزه را به سمت افزایش وزن، چاقی و عدم مدیریت اشتهای کاذب و به همراه آن به سوی بی تحرکی سوق داده می باشد. چاقی و افزایش بیش از حد بافت چربی یکی از معضلات سلامت در کشورهای مختلف جهان می باشد که به دنبال تغییر شرایط زندگی و کاهش فعالیت فیزیکی و در نتیجه عدم تعادل انرژی دریافتی و مصرفی رخ می دهد. در سالهای اخیر، چاقی شیوع رو به افزایشی داشته می باشد ]2،1[. چاقی، به عنوان بحران سلامت عمومی شناخته می گردد ]3[.

شیوع چاقی و پیشرفت سریع آن موجب شده که پژوهش ها به سمت تنظیم و تعادل وزن بدن پیش رود. در اصل، چاقی و اضافه وزن نتیجه عدم تعادل انرژی می باشد که به موجب آن انرژی دریافت شده بیشتر از انرژی مصرف شده می باشد. یکی از عوامل تاثیرگذار بر چاقی میزان دریافت غذاست. دریافت غذا رفتار پیچیده ای می باشد که سطوح مختلف کنترلی و تنظیمی را در بر می گیرد ]4[. افزایش وزن و یا چاقی که خود مقدمه بسیاری از بیماری های انسانی و مرگ و میر شده می باشد. امروزه در حوزه بهداشت، سلامت و شیوع شناسی و به تازگی در حوزه فیزیولوژی ورزش با عنایت بر تاثیر فعالیت بدنی و ورزشی در اشکال مختلف در مدیریت وزن و تنظیم و تعادل انرژی، توجهات در جهت ساز و کارهای اصلی درگیر جلب شده می باشد. اگر چه هنوز معادله انرژی، هزینه نمود و انرژی دریافتی جزء پایه ای پژوهش های حوزه سلامت تلقی می گردد. اما تغییرات در نوع منبع بکارگیری جهت تامین انرژی های سلولی در بدن که بخش قابل ملاحظه ای از آن توسط هیپوتالاموس و بخش دیگری که از اهمیت نیز برخوردار می باشد، توسط عوامل محیطی کنترل می گردد. در دهه های گذشته تا قبل از کشف و معرفی تعدادی از پروتئین ها و پپتیدهای موثر در تنظیم انرژی، عقیده بر این بوده می باشد که دستگاه عصبی مرکزی، به ویژه هیپوتالاموس تنها اندام درگیر در تنظیم تعادل انرژی و سوخت و ساز می باشد. اکنون دیگر مطلق بودن حاکمیت هیپوتالاموس در کنترل تعادل و تنظیم انرژی جای خود را به همگرایی مرکز و محیط داده می باشد، به همین خاطر پژوهشگران پپتیدهای مرتبط با کنترل و تنظیم انرژی و اشتها، دریچه ای نو را به سوی این دنیای عظیم موثر بر طریقه زندگی سالم باز کرده اند]7،6،5[.

با این تفاصیل، به نظر می رسد که هنوز هیپوتالاموس محوریت لازم را در کنترل تعادل انرژی، سوخت ساز قند و اشتها داشته باشد. شاید به این خاطر باشد که تعداد زیادی از نورپپتیدهای مترشحه (AGRP[1]،NPY[2]،CART[3]،POMC[4] ، اورکسین[5]، MCH[6] ، گالانین[7] ، پپتید شبه گلوکاکن[8]، عامل رهایی کورتیکوتروپین[9]) از این اندام در مقایسه با اندامهای محیطی دیگر مشارکت بیشتری را در این امر دارند ]8[. نوروپپتید w یکی از این نوروپپیدهاست که تأثیر مهمی در متابولیسم تغذیه و انرژی دارد ]9[.

2-1- اظهار مسئله

تمرین و فعالیت بدنی به عنوان یکی از عوامل موثر در تحلیل منابع انرژی سلولی مانند گلوکز و گلیکوژن می باشد، که می تواند تغییراتی در پپتیدهای و هورمون های موثر بر تنظیم و تعادل انرژی به وجودآورد. همچنین اظهار شده می باشد که بازسازی و ریکاوری آنی ذخایر انرژی مانند گلوکز و گلیکوژن نیز می توانند بر غلظت این پپتیدها اثرگذار باشند. در صورت عدم بازسازی مناسب و به موقع با مشکلاتی زیرا تغییر در غلظت پپتیدهای موثر بر تنظیم انرژی مواجه خواهیم گردید. عدم تعادل بین پپتیدهای مهارگر و تحریک کننده دریافت غذا مانند لپتین[1]، AGRP,NPY,CART,POMC, و گرلین[2] به عنوان عوامل دخیل در طریقه سازوکاری می تواند به افزایش درصد چربی بدن، چاقی و غلبه طریقه اشتهاآوری بر ضد اشتهایی گردد.                            اتخاذ راه کاری صحیح و آنی برای مقابله با این عدم تعادل می تواند از اختلالات سوخت و سازی تعادل و تنظیم انرژی (افزایش وزن یا کاهش غیرمنطقی، اتلاف انرژی) جلوگیری نماید. هرچند نوروپپتیدw در بشر اخیرا کشف شده می باشد]10[ اما از زمان کشف نروپپتایدها، دانش ما از تنظیم وزن، اشتها و تعادل انرژی به نحو چشمگیری افزایش پیدا نمود. بسیاری از متخصصان حوزه سلامت، بهداشت و به خصوص تنظیم وزن، امیدوارند که با شناسایی جنبه های مهم و ناشناخته این نروپپتایدها و عوامل موثر بر آنها به روش های درمانی کارآمد و کشف داروهای جدیدی را برای امراضی زیرا چاقی دست یابند .امروزه تقریبا تاثیر نوروپپتیدها بروی هورمون ها ثابت شده می باشد. از طرفی تغییر در هورمون ها نیز باعث تغییر در وزن بدن می گردد.گزارش های رسیده نیز نشان می دهد که NPW نه تنها در تنظیم انرژی بلکه در هموستاز هورمونی نیز تأثیر دارد، ]11[

هورمون ها تأثیر مهمی در تنظیم اشتها، متابولیسم بدن و تنظیم سطح انرژی دارند]12[. فعالیت و تمرینات ورزشی روی سطوح خونی هورمون ها تاثیر می گذارند و به کاهش یا افزایش سطح بعضی از هورمون ها نسبت به حالت استراحت منجر می شوند. در واقع این نوسانات هورمونی را می توان واکنش بدن در برابر فشارهای تمرینی قلمداد نمود، تا حالت هموستاز بدن مستقر گردد ]13،14[. عدم تعادل در سطح هورمون ها در گیر در اشتها ( انسولین ، گلوکاگون ، کورتیزول و هورمون‌های غده تیروئید) می تواند به افزایش وزن منجر گردد.

هورمون کوتیزول که یک گلوکوکورتیکوئید[3] می باشد ، و از بخش قشری غدد فوق کلیوی ترشح می گردد، تأثیر بسزایی در برقراری این هموستاز دارد ]15[ . کورتیزول به گونه مستقیم بر ذخیره چربی و افزایش وزن در افراد تاثیر دارد . یکی از اثرات مهم کورتیزول، تأثیر آن روی سوخت و ساز کربوهیدرات ها، پروتئین ها و چربی ها می باشد.این هورمون فرآیند گلوکونئوژنز را از اسیدهای آمینه تسهیل، لیپوژنز کبد را کاهش و چربی های موجود در بافت چربی را به حرکت در می آورد . کورتیزول سوبسترای لازم را برای اقدام گلوکرنئوژنز (اسیدهای آمینه) و سوخت های جایگزین را برای متابولیسم انرژی عضله اسکلتی (اسیدهای چرب) تامین کند]16،17،18،19[

هورمون تیرکسین یکی از هورمون های مهم متابولیسمی بدن می باشد ]20[. که توسط غده ی تیرویید که تحت تاثیر محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- تیرویید ( H-P-T)[4] می باشد ،تنظیم می گردد ]21[ . در مطالعه های متعدد ، اثر بسیاری از عوامل مانند دمای محیط ، استرس ، هورمون های دیگر ، ترکیبات شیمیایی ، نوسانات شبانه روزی ،… بر محور نامبرده به اثبات رسیده می باشد. هورمون تیرویید ارتباط ویژه ای با رشد ، اشتها ، متابولیسم ، تنظیم اسمزی و تولید مثل دارد ]22[ افزایش میزان سوخت و ساز پایه، اثر اصلی هورمون های تیروئید می باشد. اقدام عمده ی این هورمون ها افزایش سوخت و ساز قندها و چربیها می باشد]23[.

از طرفی بهره گیری از مواد مغذی ، به ویژه مواد قندی،اسیدهای چرب، نوشیدنی های ورزشی حاوی اسیدهای آمینه ، مواد معدنی و ویتامین ها ، آنتی اکسیدنها پس از تمرین و فعالیت بدنی، برای بازسازی سریع و افزون سازی منابع انرژی (گلیکوژن و ATP ) و کنترل وزن و اشتها توسط متخصصین و مربیان آگاه توصیه شده و می گردد. در این راستا، بهره گیری از مکمل های غذایی طبیعی و صناعی بر عملکرد ورزشی، توازن بین اکساینده ها و ضد اکسایش کننده های بدن، توسط ورزشکاران ، مربیان ، متخصصین و پژوهشگران توصیه و مطالعه شده می باشد. علاوه بر موارد فوق، تاثیر بعضی از گیاهان خوراکی و دارویی از قبیل: شنبلیله ]24[ ، برگ ریحان ]25[، توت هندی ]26[، لئوکاس سفالوتز[5] (نوعی علف هرز خوراکی در هند) ]27[، بر طریقه بازسازی منابع انرژی به ویژه گلیکوژن در نمونه های حیوانی مطالعه شده می باشد. با این تفاصیل در هیچ یک از پژوهش های انجام شده به تاثیر این گیاهان دارویی و غذایی بر پپتیدهای درگیر در تنظیم تعادل انرژی، سوخت وساز قند، اشتها و وزن، با و یا بدون فعالیت بدنی و تمرین مورد توجه قرار نگرفته می باشد. همچنین ، ولیک به عنوان یک گیاه دارویی منحصر به فرد از حیث ترکیبات و خواص به گونه جدی در حوزه ی فیزیولوژی ورزش مورد توجه قرار نگرفته می باشد.

ولیک[6] یکی از قدیمی ترین گیاهان دارویی در طب اروپایی می باشد و برای اولین با توسط دیوسکورید در قرن 1 توضیح داده گردید]28[. عصاره ولیک از گل، برگ و میوه این گیاه مشتق می گردد. مطالعه بالینی کمی به مطالعه میوه ولیک به تنهایی پرداخته می باشد ]29[. برگ، گل و میوه ولیک دارای مقادیر زیادی پروسیانیدین الیگومریک ، فلاونوئیدها [7]می باشد، که مسئول اثر دارویی آن می باشد]30[.

گیاه ولیک سرخ با اسامی مختلفی از قبیل هاثرن[8] و از خانواده روزاسه[9] به صورت سنتی به عنوان تونیک قلبی بهره گیری می گردد. ترکیبات مختلفی در ولیک سرخ هست که شامل: ساپونین های تری ترپن[10]، فلاونوئیدها، کاتیشن[11]، اپی کاتشین[12] می باشد ]31[.

گزارش شده می باشد سرخ ولیک یک گیاه دارویی با ارزش از تیره گل سرخ می باشد که امروزه در درمان ضایعات قلبی و گردش خون و به ویژه به عنوان ضد عفونت ها و آنتی اکسیدان، تب بر قابل بهره گیری می شو د؛ و اهمیت دارویی آن به دلیل وجود ترکیبات فنلی می باشد که در این رده فلاونوئیدها تأثیر دارویی مهمی دارند]32[.همچنین مصرف آنتی اکسیدانهای غذایی می تواند از شیوع بیماری های متابولیک کم کند]33[.فلاونوئیدها بخاطر آنتی اکسیدان بودن در تنظیم تغذیه دخیل می باشد و باعث تنظیم چربی خون ،تنظیم متابولیسم گلوکز و کربوهیدارت می گردد ]34[ .

پس ، این پژوهش قصد دارد تا تأثیر همزمانی تمرین با شدت بالا را به همراه دو نوع ولیک ( کراتاگوس ) سرخ و سیاه بر شاخص های مربوط به اشتها را در نمونه حیوانی ( مریوط به موش های نر) مورد ارزیابی قرار دهد. آیا تمرین شدید بر سطوح نوروپپتید W ، T4 ، کورتیزول پلاسمایی و بر سطوح نوروپپتید W کبدی درموش های صحرایی نر اثر دارد؟ آیا مکمل سازی آبی ولیک بر سطوح نوروپپتید W ، T4 ، کورتیزول پلاسمایی و بر سطوح نوروپپتید W کبدی درموش های صحرایی نر اثر دارد؟.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

3-1- ضرورت و اهمیت پژوهش

از آنجایی که مطالعه و نمونه برداری بافت های انسانی از دشواری های زیادی برخوردار می باشد و پژوهش های انجام شده بر روی مدل های حیوانی که شباهت های عملکردی با بشر دارند، می تواند تا حدودی بیانگر رخدادهای عملکردی در بشر باشند، از این رو در مطالعه حاضر انجام پژوهش روی پلاسما و بافت موش های صحرائی نر صورت پذیرفته می باشد.

این نوشته در پایان نامه های ارشد ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید