پایان نامه ارشد درباره عناصر داستان، داستان کوتاه، جمال زاده

دانلود پایان نامه

: صادق هدايت (1281-1330ش)، بزرگ علوي(1282-1377ش)، صادق چوبک (1295-1377ش)، سيمين دانشور(ت1300ش)، جلال آل احمد و جمال مير صادقي… . (رهنما، 1363: 52)

پايان نامه کنوني درباره تحليل ساختاري مجموعه داستانهاي کوتاه و گنجشک ها در بالکن نوشته “مجيد دانش آراسته” نويسنده اهل گيلان و ساکن رشت است که در سال 1389 به چاپ رسيده است. پايان نامه پيش روي درپنج فصل تنظيم شده است. در فصل اول به کليات تحقيق پرداخته شده است و فصل دوم در بردارنده بنياد نظري است که براساس نظريه هاي اثبات شده به تعريف ساختار، موضوع، طرح و اجزاي ساختاري طرح، شخصيت وانواع آن گفت وگو و انواع لحن وانواع آن، زاويه ديد، صحنه و اجزاي آن، عناصر سازنده زبان داستان ودرونمايه اشاره کرديم.
در فصل سوم پايان نامه به معرفي متن مؤلف اختصاص دارد، به زندگينامه ومعرفي دانش آراسته از ديدگاه نويسندگان مختلف وخدمات اجتماعي وادبي و… که درجهات مختلف انجام داده است وبه معرفي مجموعه ((گنجشک ها در بالکن)) پرداخته ايم
فصل چهارم به تجزيه وتحليل ساختار داستان اختصاص دارد. ترتيب تجزيه و تحليل ساختاري در داستان رعايت گرديده است بدين معني که هر داستان اول موضوع وبعد طرح وساختارطرح، شخصيت و…. بررسي شده است تا آخرداستان به همين ترتيب عمل گرديده است.
در فصل پنجم به نتيجه حاصل از تجزيه وتحليل فصل چهارم پرداخته شده است، و در پايان، منابع و مأخذ ذکرگرديده است.

1-2 بيان مسأله
ساختار مفهوم وسيع وپيچيده است و درباره آن اختلاف وجود دارد اما فرض اصلي ساختار گرايي اين است که فعاليت آدمي وفراوردهاي آن حتي خود ادراک و تفکر چيزهاي ساختگي اند نه طبيعي. (احمدي، 1378: 42) ساختار در اصل ساختن است و هدف تحليل که فهم آن از راه ارجاع نزديک به مفاهيم نظام و ارزش صورت مي گيرد، بنا به تعريفي که در نشانه شناسي از آنها ميشود، يک ساختار نظم وترتيبي صرفا مکانيکي وخالي از معنا نيست. کار اصلي ساختار، تحليل ساختاري يک اثر به شرح زير است: مشخص کردن اجزاء وعناصر تشکيل دهنده ساختار اثر، بررسي روابط و مناسبات ميان آنها وشناخت صورتهاي دلالت گري که وجود معنا را امکانپذير مي کند. (داد، 1390: 117)
داستان کوتاه شاخه اي از ادبيات داستاني منثور به شمار مي رود که تقريبأ صدو پنجاه سال از پيرايش آن در جهان سپري مي شود. اين گونه ادبي از قرن نوزدهم در ملل اروپايي و آمريکايي با پيشگامي اسکار آلن پو نويسنده روسي پا به عرصه وجود نهاد و در ايران با مجموعه يکي بود يکي نبود (1201) محمدعلي جمال زاده آغاز گرديد.
مجيد دانش آراسته داستان نويس گيلاني متولد 2 فروردين 1316 در رشت کارگر کارخانه ريخته گري در جاده آرامگاه بود با سيروس طاهباز در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان آشنا شد و در آنجا به عنوان کارمند پذيرفته شد و به نوشتن پرداخت.
دانش آراسته اولين مجموعه داستان خود را با عنوان استخوان هاي پهن در سال 1342 منتشر نمود وي داراي بيش از 11 مجموعه داستان است.
مانند : روز جهاني پارک شهر و زباله داني (1351)، خط خوش شهر (1387)، اشتباه قشنگ (1388)، قضيه فيثاغورث با يک صفر دو گوش (1388)، سفر به روشنايي (1376)، حضور دلپذير خاکستر نشين راه طلوع (1383)، مو به مو (1380)، در صداي باد (1379) و رمان نسيمي در کوير از کارهاي جديد اوست. دانش آراسته به تعبير خود 40 سال است که مي نويسد به مجموعه داستان گنجشک ها در بالکن در برگيرنده 19 داستان کوتاه مي توان اشاره کرد که مي توان آن را از نظر عناصر ساختاري داستان مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
داستان دانش آراسته از زياده گويي فاصله دارد. به سطرها و نوشته هايش رنگ و لعاب نمي دهد. واقعيت را چه خاکستري چه سبز همان گونه که هست به روي کاغذ مي آورد. وي قلمش آن قدر به زندگي نزديک است که گويي حرف مي زند. داستان هاي کوتاهش نمايشي ساده از زندگي عادي و روزمره است که در عين حال به آشفتگي خواننده مي انجامد.

1-3 سوالات تحقيق
مهم ترين ويژگي داستان هاي دانش آراسته چيست ؟
نثرداستاني داستان هاي دانش آراسته چگونه است ؟
دانش آراسته در مجموعه داستان گنجشک ها در بالکن از کداميک از عناصر داستان بيشتر بهره برده است؟

1-4 اهميت و ضرورت تحقيق
بررسي ساختاري عناصر داستان در مجموعه داستان گنجشک هادر بالکن از مجيد دانش آراسته پس از انجام اين تحقيق خوانندگان با شيوه هاي داستان نويسي آشنا مي شوند و به نحوه داستان نويسي و ساختار داستان- هاي دانش آراسته پي خواهند برد انجام اين تحقيق، از آن جهت که به بررسي ساختاري مجموعه داستاني دانش آراسته مي پردازد ضرورت دارد.

1-5 پيشينه تحقيق
ساختار گرايي جنبش حايز اهميتي است که در قلمرو وتوسعه آن در علوم انساني، نيمه دوم قرن بيستم است. اين آيين در دهه 1950 توسط ساختار گرايان فرانسوي گسترش يافت. پيشرفتهاي نقد ادبي معاصر يا ايهام از نظريات زبان شناسانه ي فردينادوسوسور، منجر به تولد مکتب ساختار گرايي گرديد. از نتايج مهم ساختارگرايي تحول بود که اين جنبش دربررسي نثر داستان نويسي ايجاد نمود. تا کنون ديدگاههاي مختلف به داستان کوتاه، عناصر داستان، شخصيت پردازي در داستان، فضاسازي داستان پرداخته شده است مانند کتاب عناصر داستان از جمال ميرصادقي و صدسال داستان نويسي از حسن عابديني.
در مورد بررسي مجموعه داستان گنجشک ها در بالکن تاکنون هيچ تحقيقي با عنوان بررسي عناصر داستان در اين مجموعه انجام نشده است.

1-6 اهداف تحقيق
1- تعيين عناصر داستاني مجموعه گنجشکها در بالکن دانش آراسته
2- تعيين نثر داستاني مجيد دانش آراسته
3- تشخيص شرايط زمان و مکان حاکم بر داستان دانش آراسته
1-7 فرضيه هاي تحقيق
1- مهم ترين ويژگي داستان هاي دانش آراسته، واقعيت گرايي داستان هاست.
2- دانش آراسته، در ادبيات داستان هاي خود شيوه ساده نويسي را انتخاب کرده است.
3-دانش آراسته از بيان عناصر داستاني بيشتر به شخصيت پرداخته است.

1-8 تعاريف واژه هاي کليدي
تحليل: ((تحليل در لغت به معني حل کردن ودر اصطلاح نقد ادبي مطالعه دقيق عناصر گوناگون و بررسي رابطه ميان آن ها را بايکديگر در اثرادبي گويند) ). (داد، 115:1390)
ساختار: ((درلغت به معني اسکلت واستخوان بندي است ودر اصطلاح نقد ادبي به طور کلي به شيوه اتصال ميان عناصر و اجزاء سازنده اثر ادبي عطف مي کند. )) (همان:274)
عناصرساختار:شامل موضوع، طرح، ساختارطرح، شخصيت، گفت وگو، لحن، صحنه، زاويه ديد و درونمايه مي شود.
داستان کوتاه : ((داستان کوتاه، روايت به نسبت کوتاه خلاقه اي است که نوعا سروکارش با گروه محدود از شخصيت هاست که در عمل منفردي شرکت دارند وغالبا با مدد گرفتن از وحدت تأثير بيشتر بر آفرينش حال و هوا تمرکز مي يابد تا داستان گويي)). (ميرصادقي، 26:1388) ?

1-9 محدوده و قلمرو تحقيق
در اثر مجيد دانش آراسته از کتاب مجموعه گنجشکها در بالکن استفاده شده است.

فصل دوم – بنياد نظري (عناصر داستان)
2-1 طرح1
“طرح به يوناني “mythos “، به انگليسي “plot ” و به فرانسه “plan ” براي نخستين بار در” پوئتيک” ارسطو مطرح شد و معناهاي گوناگوني به خود گرفت در زبان فارسي به”طرح”، “پيرنگ”، “افسانه مضمون”، “داستان”، “طرح و توطئه” ترجمه شده است ” (قادري، 23:1388). “طرح در لغت به معناي نقاشي، صورت و پيکر است و در اصطلاح داستان شکل خاصي از داستان نويسي است که به طور مشخص جنبه توصيفي دارد” (داد، 338:1390). “ارسطو تعريف صريحي براي پيرنگ داده است و پيرنگ را “ترکيب کننده حوادث” و تقليد از “عمل” دانسته است. تعريفي است کلي که مفهوم داستاني را نيز در بر مي‌گيرد” (ميرصادقي، 62:1388).
“و آن بيان ترتيب و توالي حوادث بر حسب روابط علت ومعلولي است، بديهي است که منطق هر داستاني مبتني برهمين ترتيب علت و معلولي حوادث و وقايع است” (شميسا، 162:1380).
“کوتاه?ترين تعريفي که براي پيرنگ آورده اند واژه?ي “الگو” است که خلاصه شده ي “الگوي حوادث” است، اما حوادث پيرنگ را به وجود نمي آورد بلکه پيرنگ خط ارتباط ميان حوادث را ايجاد مي کند. از اين رو ممکن است پيرنگ را چنين تعريف کنيم: پيرنگ وابستگي موجود ميان حوادث داستان را به طور عقلاني تنظيم مي کند” (ميرصادقي، 64:1388).
“پلات ساختمان فکري و ذهني و دروني داستان است و خواننده ي هوشمند با توجه به پلات است که ناظر توالي منطقي حوادث و نتايج علت و معلولي مترتب برآن ها خواهد بود” (شميسا، 162:138).
“پيرنگ فقط ترتيب و توالي وقايع نيست بلکه مجموعه سازمان يافته ي وقايع است اين مجموعه وقايع و حوادث با رابطه علت و معلولي به هم پيوند خورده و با الگو و نقشه اي مرتب شده است” (ميرصادقي، 64:1388)

2-1-1 انواع پيرنگ
الف. پيرنگ بسته2
” پيرنگ بسته پيرنگي است که از کيفيتي پيچيده و تودرتو خصوصيت فني نيرومند برخوردار باشد، به عبارت ديگر نظم ساختگي حوادث بر نظم طبيعي آن بچربد. اين نوع پيرنگ اغلب در داستان هاي اسرارآميز به کار گرفته مي شود که گره گشايي و نتيجه گيري قطعي و محتومي دارد، مثل بيشتر ساختگي است تا طبيعي، و داستان از ضابطه ي علت و معلولي محکمي تابعيت مي کند و در خصوصيت تکنيکي آن افراط شده است” (همان :79).
ب. پيرنگ باز3
“در “پيرنگ باز” برعکس “پيرنگ بسته” نظم طبيعي حوادث بر نظم ساختگي و قراردادي آن غلبه دارد و در اين نوع داستان ها، اغلب گره گشايي وجود ندارد يا اگر داشته باشد زياد به چشم نمي زند، به عبارت ديگر نتيجه گيري قطعي که در پيرنگ بسته وجود دارد، در پيرنگ باز وجود ندارد، اگر هم وجود داشته باشد قطعي نيست. در اين داستان ها نويسنده مي کوشد خود را در داستان چنان پنهان کند تا داستان چون زندگي، عيني و ملموس و بي طرفانه جلوه کند، از اين رو اغلب به مسايل طرح شده پاسخي نمي دهد و خواننده خود بايد راه حل آن را پيدا کند” (همان، 79:1388).
“يک طرح خوب داراي “وحدت هنري”4 است. هيچ نکته اي در آن نيست که بي رابطه با کليت داستان بوده و نقشي در القاي مفهوم و هدف کلي داستان نداشته باشد. در طرح خوب چيزي براي اينکه فقط در داستان وجود داشته باشد يا به جهت ايجاد هيجان وجود ندارد” (پرين، 35:1378). “بهترين طرح، طرحي است که مردم بدان توجه نکرده باشند، چيزي است که بتواند علاقه و ميل خواننده را در مسيري مناسب بيفکند و به سوي نقطه دلخواه هدايت کند، و اين شايد از مهم ترين نکات داستان نويسي است، زيرا با هدايت ميل و رغبت خواننده است که نويسنده مي تواند او را صحنه به صحنه با خود ببرد و احساسي را که مي خواهد در او برانگيزد. اما بهرحال، تلاشي را که بدين منظور مي کند خواننده نبايد ببيند. دقت و نظم عناصر طرح بايد چنان وي را به خود مشغول دارد که وجود راهنما را احساس نکند، بلکه با ميل و رغبت به راه بيفتد و به مقصد برسد” (يونسي، 36:1365).

2-1-2 خصوصيات طرح
“{داستان} حلقه هاي پيوسته سلسه حوادثي است که نويسنده، انتخاب مي کند و به ياري آن خواننده را به جايي که مي خواهد مي برد اين طرح بايد خصوصياتي داشته باشد :
1- کامل و روشن باشد.
2- رشته حوادث منظم و ناگسسته اي داشته باشد.
3- پيچ و پيچ هايي داشته باشد و به احوال منطقي و مقنعي برسد.
4- ساده باشد، يعني پيچيده نباشد، زيرا بسط و گسترش يک طرح پيچيده در حوزه ي امکانات و مقررات داستان کوتاه نيست.
5- با احساس و عواطف انساني سرو کا داشته باشد.
6- دست کم قدري بکر باشد.
چنانکه طرح، واجد اين خصوصيات باشد نويسنده مي تواند داستان حويش را با اطمينان آغاز کند” (همان:37).
“نويسندگان ايراني کمتر به اين شکل خاص داستاني توجه کرده اند. نمونه نه چندان درست طرح در داستان‌هاي فارسي، قطعه ويلان الدوله در مجموعه يکي بود يکي نبود جمال زاده است. نويسنده در اين طرح با توصيف ويژگي هاي خلقي و رواني ويلان الدوله، خصوصيت انگل وار شخصيت او را ترسيم مي‌کند و در آن هيچگونه حادثه اي رخ نمي دهد اما وقتي در پايان ويلان الدوله دست به خودکشي مي

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید