پایان نامه ارشد درمورد روزنامه نگاران، باراک اوباما، روشنفکران

دانلود پایان نامه

الزامات فراوان بيان شده، مي شناختيم. براي مثال روزنامة
لو موند که از سال 1945 براي تأئيد نگرش اخلاقي والاي خود دربارة خبر، و احترام نسبتاً جنون آميزش در مورد قوانين روزنامه نگاري فرانسه، دست از تلاش برنداشته است و خود را عهده دار مردم سالاري، آزادي و بيان عقيده مي داند. روزنامه نگاري مرجع به جاي خود، ولي مطبوعات ارزشي چه جايگاهي دارد؟ ارزش در مقابل چه کسي؟
سرژ حليمي پاسخ مي دهد در مقابل قدرت هاي اين جهان. وي در اين دستگاه مصالحه، ناظر نوعي به روزرساني نظام هواداران بين روزنامه نگاران و رهبران سياسي از طريق توطئه چيني و دسيسه، روابط دوستانه، اعطاي پست و توزيع امتيازات است. به قول سرژ حليمي وابستگي دوگانة مطبوعات امروز فرانسه : « ارزش در برابر قدرت و احتياط در برابر پول. » نشان ها، ارتقائات،
سمت هاي مسووليت حتي عملکردهاي دولت ( گزارشگران، مشاوران، مأموران قراردادي ) تمام اين مناصب و مسووليت هاي بزرگ و کوچک، تفويض ها، نمايندگي هايي که سخاوتمندانه به عنوان پاداش هاي نمادين و به عنوان دستمزد که کمتر نمادين است، در عوض يک رفتار و پوشش رسانه اي خوب و يا حتي دوستانه اعطا شده است. اين موضوع هيچ وقت به اين صورت بيان و ابراز نشده بود. سرژ حليمي تلويحاً مي گويد که برخي از ناگفته ها از کلام بسيار پر طنين ترند.
اما کدام روزنامه نگاران؟ آيا تمام نظام رسانه اي تحت تأثير و انقياد حوزۀ سياسي قرار گرفته است؟ سرژ حليمي پاسخ مي دهد نه. اساساً هنر پيشگان برجسته، نويسندگان بزرگ، اسامي برجستة روزنامه نگاري اجتماعي و تلويزيوني، نخبگان رسانه اي، سرمقاله نويس ها، گردانندگان بحث ها، متخصصان مسائل سياسي و چهره ها و نام هايي که پيوسته به صفحات اول روزنامه ها باز مي گردند و در طول برنامه ها با هم مواجه و رو در رو مي شوند.
تمام روزنامه نگاران مطرح، پاريسي و وابسته به رسانه هاي نوشتاري و شنيداري- ديداري بزرگ بودند ( به صورت عمده سه هفته نامه ي بزرگ : اکسپرس، پون، نوول ابزرواتور 9، سه روز نامة ملي بزرگ : موند، ليبراسيون، فيگارو10 و شبکه هاي بزرگ تلويزيون و راديو: ،TF1 ،فرانس دو11… و راديو فرانس )
سرژ حليمي اين محفل کوچک روزنامه نگاران برجسته را با يک انجمن قدرت رسانه اي که در هر شرايطي به حيات خود ادامه مي دهد، مقايسه مي کند:
« يک طبقه. با نظرات يکسان و يک شکل. آن ها روزنامه نگاران يا روشنفکراني هستند که تعداد آن ها از سي نفر تجاوز نمي کند، جدانشدني و پرحرفند. در بين آن ها تباني، قاعده است. با هم ملاقات مي کنند، از هم قدرداني و انتقاد مي کنند و تقريباً در مورد همه چيز با هم توافق دارند. »
( سرژ حليمي )
تحليلي که امروز به طرفداران تفسير و يا تحريک اختصاص يافته، خيلي هم چيز تازه اي نيست. پيش تر در سال 1984 رمي ريفل در بحبوحة دوران افزايش و فراواني عرضه هاي رسانه اي در کتاب موشکافانة خود نخبة روزنامه نگاران12 بروز حداقل نفوذ را توصيف مي کند که بسيار آگاه از اهميت و برد و باخت قدرتي که رسانه ها را به حاشيه مي راند، اطلاعات را هدايت مي کند.
مي توان رويکردهاي جامعه شناسانة نخبگان و سخنراني هاي آنان را ملاحظه کرد که باعث نوعي پيشروي دائمي به جلو است و به صورت عمده از جامعه شناسي پير بورديو الهام گرفته است. همانند فيلم پير کارل، کارهاي مجلة اقدامات تحقيق در باب دانش اجتماعي 13يا تحليل هاي انجمن آکريميد
( نقد رسانه ها ) :
– سخنراني روشنفکري _ سياسي _ رسانه اي غالب که در رسانه هاي عمومي حاضر است، يک سخنراني طرد شده باقي مي ماند و از آن جايي که زائيدۀ تفکر نخبگان است، کاملاً متکبر، خودپسند و مطمئن از اعتبار خود است. اين سخنراني دائماً در حال توجيه خود است و طرد و سلب صلاحيت را تقويت مي کند، حتي اگر اداي تواضع و همدلي دروغين را براي برکنار شده ها در بياورد . اين سخنراني يک طبقه و يا حتي يک فرقه است. لوگوي جهان کوچکي که اصل مسووليت هاي قدرت سياسي و اطلاعات را در سطح ملي از بين برده است.
– سخنراني دو طرفه که متعلق به نخبگان است و بخش ريشه هاي مشابه، تمايلات، کاربردها و مراجع مشترک را شکوفا مي کند. بدون شک پير بورديو، نوربر الياس و حتي مارسل موس از هنجارها براي نشان دادن شکل بخصوصي از اجتماعي شدن ارثي، فراگيري و تدبير سخن مي گويند. همچنين اين سخنراني به همان ترتيبي که تفاوت هاي طبقاتي و فرهنگي را ناديده مي گيرد يا تحقير مي کند به آن ها برچسب کهنگي تاريخي مي زند. اين سخنراني با محکوم کردن تفکرات مختلف و اختلاف عقايد روشنفکري، غالباً تحت عنوان عدم صلاحيت يا ضعف کارشناسي، به شدت از آن ها انتقاد مي کند. يا تحت عنوان باز کردن ذهن، مخالفت با تعصب، احترام و درک متقابل ، آن ها را غالباً به عنوان انتقال دهندگان ارتباطي تا در قالب کاربرد هاي واقعي به سمت خود مي کشد و جذب و بازيابي مي کند. سرژ حليمي مظهر کامل اين نزديکي اجتماعي را آن جا مي يابد، که «کودکان مرفه را در بين خودشان مدت زمان طولاني پس از آن که در همان تالارها بازيگوشي و جست و خيز کرده اند، به هم نزديک مي کند و پيوند
مي دهد.»
اين خاطرۀ مشترک که براي جلب توجهشان به منافع روزافزون، آن ها را به سمت يکديگر سوق
مي دهد، به طرزي غيرعادي توسط مجري داويد پوژودا ابراز شده است. وي عضو چندين محفل پاريسي است که شايد در مرکز آن ها اين تباني معروف صورت مي گيرد. در سال 2003 داويد پژودا در شبکه تلويزيوني فرانس انتر شرح داد:
« ببينيد نمي دانم. من رفقايي دارم که در سيانس- پو (Sciences-Po ) با سياستمداران بودند.
آن ها دختران مشترکي را مي شناختند. يکي روزنامه نگار شد و ديگري سياستمدار. آن ها کجا
مي روند، ديگر همديگر را ملاقات نمي کنند؟ خيلي مشکل است … »
با وجود اين ارزش ذاتي فيلم پير کارل و کتاب سرژ حليمي هر چه که باشد، همانند ارزش برخي
نقد ها که به آن پرداخته اند، دچار نقص توضيح تنها نسخة پذيرفته شده و قابل قبول دنياي
رسانه هاي حال حاضر فرانسه براي بسياري از جوان تر ها است.
با تعميم دادن آن به مجموعه يک نظام که اين آثار به خوبي قادر به شناخت انحراف هاي آن نيستند، و با نسبت دادن عيب ها يا قصوري که برخي مرتکب شده اند به کل جامعه ي روزنامه نگاران، عميقاً نسل جوان را از اخبار دورکرده اند و با وجودي که اين آثار مسئله تباني
رسانه – سياست يا ظهور نوعي روزنامه نگاري مرجع را مطرح ساخته اند و از آن جايي که اين آثار اولويت را به اخبار تلويزيوني مي دهند، آن ها را بويژه از مطبوعات، تحقيق و همچنين تحليل دور کرده اند. در عين حال اين آثار، نقدها را هم مشروط بر درست بودن، در بر مي گيرند و در شکل گيري و تثبيت پيکرۀ روزنامه نگاري در کليت آن نقش بسزايي داشته اند. بويژه کساني از جامعه روزنامه نگاري که با شيوۀ کار قابل ملاحظه شان، از اين نمونه ها فاصله گرفته اند. از سوي ديگر شهرونداني با ارتباطات قوي که امروز در تلفن هاي همراه، تلفن هاي هوشمند و يا کامپيوترهاي جيبي خود اطلاعات و اخبار را بررسي مي کنند و دوست ندارند تنها دريافت کنندگان سادۀ اخباري که تحريف و دستکاري شده و يا قرباني بي ارادۀ يک تبليغ زننده و مضحک باشند بلکه بازيگران گوش به زنگ و پر جنب و جوش و سازندگان بي وقفه و بي تاثير ديدگاه خاص خود از جهان هستند. اين تناقض نگران کننده است.
بسياري در زمان حال خود را قادر به رمزگشايي توطئه ها و فريب هاي يک نظام رسانه اي که به اين صورت تفکيک و تجزيه شده، مي دانند. نظامي که به طور دائم رمزگشايي اشتباهاتش و اصلاح اين اشتباهات را در زمان حال در بر مي گيرد. اهميتي ندارد که خبري نادرست باشد چون اينترنت و منابع بيشمار آن مي توانند در يک چشم به هم زدن اين اشتباه بزرگ را اصلاح کنند….
عقيدۀ ما و نظري که از افکار عمومي داريم ناگزير با اين ظاهر تدافعي محکم تر مي شود. هر چه کمترانعطاف داشته باشد بهتر مي تواند از نيروهاي متضاد رسانه هاي رسمي و منابع متناوب اطلاعات نظير بلاگ ها استفاده کند ( بعدتر خواهيم ديد اين عبارتي که نسل جوان به طور گسترده استفاده
مي کنند، حوزۀ قابل ملاحظه اي را وراي رسانه هاي عمومي پوشش مي دهد.) اين افکار مي توانند اخبار را خارج از فيلتر گيج کنندۀ ارتباطات- تبليغات مرتب و سازمان دهي کنند. منشاء آن بدون شک موفقيت سايت هاي رمز گشايي است تا محبوبيت آن ها بويژه نزد برخي جوانان که به طور کلي استفاده از رسانه هاي سنتي را کنار گذاشته اند. همچنين منشأ بوجود آمدن سايت هاي بازخواني اطلاعات نظيرMédiaPart, Bakchich.info, Rue89.com .
از موفقيت مکان هاي فرضي رمزگشايي آنلاين در نزد همان مردمي که از افکار منسوخ مطبوعات بيزارند، بيشتر تعجب خواهيم کرد. اين مکان ها تنها ظهور نمونه هاي کلاسيک تر همانند  le post.fr هستند که بيان جديد شده و سايبري روزنامه وزين لو موند با نام جعلي عنوان کاغذي يا تقريباً همان نام است که از لحاظ مالي با Groupe Lagardère يا Marianne 2.fr مرتبط شده است و با نظمي مشابه، بسيار دقيق پادکسته، آيفونيزه و تويتريزه شده اند.
بر طبق طرح ديگري از اطلاعات سايبري نزديک ترين دوستان ما از طريق پست هاي الکتروني و
فيس بوک يا رهبران سياسي از باراک اوباما گرفته تا ناتالي کوسيوسکو موريزه ( nk_m )، وينسنت پيون و يا دانيل کوهن باندي که روزانه چندين بار در تويتر ما را مخاطب قرار مي دهند، همگي در اين جشن بزرگ و دائمي ارتباطات شرکت دارند. صفحات کامپيوتر ما، تلفن هاي همراه ما صدها داده را بررسي و پيوسته مي کنند. داده هاي شخصي که در بين ميليون ها دادۀ ديگر انتخاب شده و مرتب شده اند و قصد دارند تفکر و تصور ما از دنيا را تغذيه کنند يا به سوالات ما پاسخ دهند و در خاتمه دادن به شهروند بي اراده و ابزاري و بازيچه اي تحت فرمان بازيگران، کمک کنند.
پديده اي مشابه برخي از منابع منتشر نشده و در ارتباط با اين تحول دستگاه اطلاع رساني،
شکل هاي جديدي را در چارچوب وساطت و ارتباط ارائه مي دهد. اين مخاطبان مذکور، رئيس جمهور ايالات متحده، وزير اقتصاد و توسعه هستند که با نقش اصول و قواعد ارتباطي جديد در بخش گسترش خبر به ما نزديک تر شده اند. ما کمي مورد اعتماد آن ها هستيم و حرف هايي که
مي زنند و کارهايي که انجام مي دهند چندان براي ما بيگانه نيست. وقتي آن ها فعاليت هايشان و يا ترديد هايشان در آن لحظه را براي ما تويت مي کنند، ما تقريباً نويسندگان داستاني در حال پيشرفت هستيم. افکار و عقايد ما دنبال کننده ها در مورد آن ها، آن گونه که در واژگان اين شبکه هاي اجتماعي مرسوم است، به طور قابل توجهي تغيير کرده است.
به لطف صد و چهل کاراکتري که هر پيام تويتر اجازه مي دهد، ما هم اکنون سرشار از دانشي نو هستيم که ديگر فقط آکادميک نيست. ما از چيزها از درون، به طور مستقيم و تقريبا بدون واسطه آگاهيم. حتي اگر گاهي فرض کنيم که اين خود باراک اوباما نيست که روي دگمه هاي گوشي بلاک بري خود ضربه مي زند تا ما را در جريان جزئي ترين حرکاتش قرار دهد باز هم اطمينان مي کنيم چون مي خواهيم به اين نزديکي و ارتباط کاملاً خاص که معرف دوران است، باور داشته باشيم.
مي توان ژنرال دوگل را در حال ارسال هزاران تلگرام به دنبال کننده هاي خود طي روزها و
جابجايي هايش تصور کرد و حتي جملات معروفش :
« اصلاحات آري، بي نظمي نه! »
« اين قدرت ظاهري دارد : يک مشت ژنرال بازنشسته. »
« متوجه عرايض شما شدم! »
« زنده باد کبک، زنده باد کبک آزاد! »
« کافي نيست مثل يک بزغاله جست و خيز کني و فرياد بزني اروپا! اروپا! »
آيا در قالب يک پيام تويتر جاي مي گيرند؟
اين ها عنوان گوياي يک سري پيام تويتر هستند که بين مي 2009 و مارس 2010 نوشته شده اند. و به ترتيب خلاصة ارتباطات تويتر ناتالي کوسيوسکو موريزه وزير مشاور مسئول توسعة اقتصادي پايدار و وينسنت پيون رئيس حزب سوسياليست هستند.

nk_m
نام: NKM
محل اقامت: پاريس
وزير مشاور مسئول توسعة پايدار
امروز صبح دوباره در CA Expo 14 مجذوب اي

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید