پایان نامه ارشد رایگان درمورد امر به معروف، شرق شناسان، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه

است.”130
امام صادق( فرمودند: “حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا يَكُونُ غَيْرُهُ وَ لَا يَجِي‏ءُ غَيْرُهُ”131 حلال (دين) محمد( تا روز قيامت حلال است و حرامش تا روز قيامت حرام، غير از حكم او حكمي نيست و جز او پيامبري نيامده.
براساس اين آيات و روايات هيچ حوزهاي از حوزه‌هاي زندگي فردي و اجتماعي انسان نيست که در هدايت و سعادت او نقشي داشته، مگر اينکه دين آن را تدبيرکرده باشد. بيشک يکي از محوريترين عرصه‌هاي اجتماعي زندگي انسانها که محدوده‌هاي فراواني حتي احوالات شخصي او را نيز متأثر ميسازد، حوزه زندگي سياسي اوست و بسياري از مؤلفه‌هاي سعادت و شقاوت بشري را در گذشته و بيش از آن در زمان معاصر، نظام سياسي حاکم در اختيار دارد.
حال، آيا مي‌توان مدعي دين كامل و جامع بود بدون آنكه آن دين تدبير اداره سياسي اجتماعي را حق خود بداند و در نظر و عمل قدرت اثبات اين مدعا را نداشته باشد؟ بيگمان تدبير امور اجتماعي و سياسي، جزء جدائي ناپذير اسلام است و حكومت ديني نيز ركن اساسي و مولود كمال دين مي‌باشد.132
از سوي ديگر با نگاه اجمالي به احكام و قوانين اسلام، هر انسان منصفي را بر اين واقعيت آگاه ميسازد كه حتي فرديترين دستورات دين مانند نماز و حج نيز عاري از عنصر سياسي نيست چه رسد به احكام اجتماعي و سياسي.
امامخميني( مي‌نويسد: “دين همانطور كه براي وظايف عبادي قانون دارد، براي امور اجتماعي و حكومتي قانون و راه و رسم دارد. حقوق اسلامي مترفي و متكامل و جامع است.”133
جامعيت و كمال دين اسلام نسبت به اديان و مكاتب ديگر آنچنان واضح و روش است كه حتي صاحب نظران غربي را نيز مجبور به اظهار نظرهاي جالب توجه كرده است. مارس بوازار در اين رابطه مي‌نويسد: “قوانين اسلام يك بعدي تدوين نشده و شارع مقدس به تمام جنبههاي مختلف زندگي انسان، اعم از مادي و معنوي توجه داشته است. ديانت اسلام، مجموعهاي از دستورالعملها و تكاليفي است كه خط مشي هر مسلمان را در امور سياسي، اقتصادي، فرهنگي و مسائل اجتماعي ديگر تعيين مي‌کند.”134

3- 1- 2- حفظ دين و اجراي حدود و حقوق ديني
حفظ و بقاي دين، فلسفه‌اي است كه ضرورت حكومت ديني را بيش از هردليل ديگر آشكار مي‌كند.
حضرتعلي( اهميت و ارزش “ولايت” را بر همين اساس استوار دانسته ميفرمايد: “الْوَلَايَةُ وَ هِيَ خَاتِمَتُهَا وَ الْحَافِظَةُ لِجَمِيعِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ”135 “ولايت” آخرين پايه و نگهبان واجبات وسنت‌ها است.
امامرضا( فرمودند: “إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّينِ وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِينَ وَ صَلَاحُ الدُّنْيَا وَ عِزُّ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ الْإِمَامَةَ أُسُّ الْإِسْلَامِ النَّامِي وَ فَرْعُهُ السَّامِي” به راستى امامت زمام دين و نظام مسلمين و عزت مؤمنين است امامت بنياد پاك اسلام و شاخه با بركت آن است. 136
امامرضا( درحديث ديگر بخشي‌از فلسفه ولايت را چنين فرمودند: “اگرپيشوائى امين و حافظ و سرپرستى مورد اطمينان براى آنان قرار ندهد، ملّيّت و آئين بكلّى نابود ميگردد، و دين از بين ميرود، سنّت تغيير يافته و احكام تبديل و جابجا و زيرو رو مى‏شود و بدعت گزاران در آن دخل و تصرّف نموده، و ملحدان از آن ميكاهند و آن را بر مسلمانان مشتبه مى‏كنند.”137
امامباقر( فرمودند: “اسلام برپنج پايه بنا شده است نماز، زكات، حج، روزه و ولايت، زراره ميگويد از امام پرسيدم كداميك از اينها برتر است ؟ امام فرمودند: ولايت برتر است زيرا ولايت كليد آنهاست و شخص والي دليل و راهنماي بقيه است.”138
حضرتعلي( نيزيكي ازوظايف زمامداران راحفظ دين و حدود تعطيل شده دين مي‌داند.139
بنابراين امامت و ولايت در انديشه سياسي اسلام و نيز حكومت كه يكي از شاخه‌ها و شئون آنهاست، بعنوان “نگاهبان همه دستورات و سنتهاي اسلامي.”140 معرفي شده است.
و همچنين اجراي حدود و قوانين ديني ضرورت حکومت ديني را ايجاب مي‌کند، زيرا از يک طرف با نبود حکومت، بسياري از احکام الهي تعطيل مي‌شود و از سويي ديگر وجود قوانين به تنهايي موجب اصلاح جامعه و سعادت بشريت نميشود؛ بلکه احتياج به پشتوانه اجرايي دارد. قانوني که پشتوانه اجرايي نداشته باشد وضع و تشريع آن لغو و بيهوده خواهد بود هر چند که در نهايتِ جامعيت و کمال باشد.
بابررسي قوانين اسلام، معلوم مي‌گردد که اسلام داراي احکام ومقرراتي است که نظام اجتماعي خاصي را تشکيل مي‌دهد وکيفيت آن بهگونه‌اي است که اجرا و انجام آن در ابعاد گسترده فرهنگي، حقوقي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و…وجود تشکيلات حکومتي قدرتمندي را ضروري ميسازد.
امامسجاد( به نقش مهم “وليِّ” حقيقي درحفظ و اجراي حدود الهي اينگونه اشاره مي كند: “پروردگارا كتاب خودرا بادست وي بر پايدار و حدود حقه و شرايع مقدسه خويش را به دستش زنده ساز، و سنن سنيه پيامبر خود را در دولتش به كار انداز،….. و بنيان ظلم و ستم را با شمشير وي از بيخ بركن، و يارياش فرما تا معاندين دين تو را از ميان بردارد…”141
امامرضا( فرمودند: “امامت ورهبري” بنيان اسلام است، زيرا به وسيله امام نماز و روزه و زكات و حج، تماميت و كمال مييابد. فيّ و صدقات گردآوري ميشود، حدود الهي تنفيذ و احكام خدا اجرا ميگردد و مرزها استحكام و سرزمين اسلامي از همه سو ايمن مي‌شود”.142
براي وضوح بيشتر ضرورت حکومت ديني به برخي از احکام و قوانين ديني به صورت خيلي خل
اصه که نشان دهنده ارتباط عميق دين وحکومت است اشاره ميکنيم، تا معلوم شود که اجراي صحيح و کامل آنها تنها در سايه حکومت دينيِ قدرتمند ميسور خواهد بود.
الف) احكام عبادي
“يُقيم لَهم جُمعَتَهم وَ جَماعتَهم”، ولي امر، جمعه و جماعت مسلمانان را بر پا مي‌كند.143و در مورد روزه، در سيره نبوي ثابت است كه رويت هلال، برعهده رسول خدا( بود و پيامبر( متصدي پيگيري آن بود.144 در مورد حج نيز روايات، حاكي از آن است كه مناسك حج بايد زير نظر امام يا امير الحاج كه نماينده وليّ امر مسلمانان است، انجام گيرد تا اين مراسم عبادي – سياسي به دقت انجام گيرد.145
ب) اجراي احکام مفاسداقتصادي واخلاقي
(وَالسَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ(146 دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر كارى كه كرده‏اند ببريد. اين عقوبتى است از جانب خدا، كه او پيروزمند و حكيم است. (الزَّانِيَةُ وَ الزَّاني‏ فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ في‏ دينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ(147 زن و مرد زناكار را هر يك صد ضربه بزنيد. و اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، مباد كه در حكم خدا نسبت به آن دو دستخوش ترحم گرديد. و بايد كه به هنگام شكنجه كردنشان گروهى از مؤمنان حاضر باشند.
ج) احكام دفاع وجهاد در راه حفظ دين
(وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْل(148 و در برابر آنها تا مى‏توانيد نيرو و اسبان سوارى آماده كنيد.
(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتال(149 اى پيامبر، مؤمنان را به جنگ برانگيز.
د) نظام اقتصادي دين
حاكم اسلامي بايد ماليات، خمس، زكات و… را جمع آوري نمايد و به مصرف مصالح مسلمانان برساند اجراي اين احكام جز از طريق استقرار حكومت ديني ميسر نيست.150
علاوه بر موضوعات ذكرشده، موضوعات ديگري نيز در دين مطرح شده که پيوند مقررات اسلامي را با حکومت ديني آشکار مي‌کند. مانند، مسأله امر به معروف و نهي از منكر، امور حسبيه، دفاع از حقوق مظلومان، اجراي عدالت، حفظ بيتالمال، جنگ، صلح و ده‌ها موضوع ديگر.151
3- 1- 3- اقدام عملي پيامبر اسلام ( و انبياء پيشين ( در تأسيس حکومت
اقدام عملي پيامبر اسلام( درتاسيس حكومت ديني و استمرار آن به ويژه توسط امام علي( يكي ديگر از دلايل روشن بر ضرورت حكومتي ديني است. بر اساس اعتقاد مسلمانان پيامبراسلام( علاوه بر تبليغ احكام و قوانين الهي و تربيت انسان‌ها كه در قرآن و روايات به آن اشاره شده، شخصا سرپرستي و رهبري جامعه اسلامي را به عهده داشت و به اداره نظام اجتماعي مسلمين دربخش‌هاي مختلف قضايي، فرهنگي، سياسي و نظامي واقتصادي پرداخت.152
اين مسأله از نظر آيات و روايات و شواهد متقن تاريخي آنچنان روشن است كه حتي شرق شناسان زيادي نيز به آن اعتراف نمودهاند.153
امامخميني( مينويسد: “پيغمبر اسلام تمام عمرش در امور سياسي بود، تمام عمرش را صرف كرد در سياست اسلامي و حكومت اسلامي تشكيل داد.”154در جاي ديگر ميگويد:
“پيغمبر اسلام( تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومتهاى جهان لكن با انگيزه بسط عدالت اجتماعى. و خلفاى اوّل اسلامى حكومتهاى وسيع داشته‏اند و حكومت علىبن ابي طالب( نيز با همان انگيزه، به طور وسيعتر و گسترده‏تر از واضحات تاريخ است. و پس از آن بتدريج حكومت به اسم اسلام بوده؛ و اكنون نيز مدعيان حكومت اسلامى به پيروى از اسلام و رسول اكرم( بسيارند.”155
نصب حاكمان و فرمانروايان، صدور و ابلاغ بخشنامههاي دولتي براي فرمانروايان، عقد پيمانهاي سياسي، انتخاب نمايندگان سياسي، اجتماعي، اعزام ماموران اطلاعات و تحقيقات، سركوب فتنهگران مدينه، رياست قضايي، قضاوت و داوري، نصب و اعزام قضات، تنظيم و كنترل اقتصاي و… همه نشان از شأن رهبري سياسي – اجتماعي پيامبر اسلام( است.156
بارجوع به آيات قرآن كريم و نيز منابع تاريخ معلوم مي‌شود كه تجربه حكومت ديني مخصوص پيامبراسلام( نيست، بلكه برخي از پيامبران پيشين الهي( نيز اقدام به تاسيس حكومت ديني نمودند.
قرآن كريم در يك اصل كلي مي‌فرمايد: (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ(157 هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر براي اينكه به فرمان خدا از وي اطاعت شود.
اطاعت در آيه شريفه، مطلق است؛ بنابراين، هم شامل احکامي ميشود که هر پيامبري از سوي خداي متعال مامور به ابلاغ آنها به انسان است و هم شامل مواردي مي‌شود که يک پيامبر متصدي امرحکومت شود و انسان را به فرمانبرداري خود دعوت کند.158
علاوه بر آيه فوق که به صورت کلي بر اطاعت مردم از پيامبران زمان خودشان حکايت مي‌کند، آيات ديگري نيز وجود دارد که پيامبران، هر يک به قوم خود ميفرمودند: “تقواي الهي پيشه کنيد و مرا اطاعت نماييد.”159
ازجمله اين انبياء حضرت نوح ( است که براي برپايي حکومت ديني، تلاشهاي بسزايي انجام دادند؛ که حداوند در قرآن درباره ايشان، ميفرمايد: (كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ* إِذْ قَالَ لهَُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ* إِنىّ‏ِ لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ* فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ* وَ مَا أَسَْلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلىَ‏ رَبّ‏ِ الْعَالَمِينَ* فَ
اتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ(160 قوم نوح رسولان را تكذيب كردند. هنگامى كه برادرشان نوح به آنها گفت، آيا تقوى پيشه نمى‏كنيد؟ من براى شما رسول امينى هستم. تقواى اللهى پيشه كنيد، و مرا اطاعت نمائيد. من هيچ مزدى در برابر اين دعوت از شما نمى‏خواهم، اجر من تنها بر پروردگار عالميان است. بنابراين، تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
درباره حضرت يوسف( نيز اين چنين وارد شده است: (وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ نُصيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ(161 اينچنين يوسف را در آن سرزمين، اقتدار و مكانت داديم. هر جا كه مى‏خواست جاى مى‏گرفت. رحمت خود را به هر كس كه بخواهيم ارزانى مى‏داريم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كنيم.
حضرت موسي( پس از آزاد کردن قوم بني اسراييل از دست فرعون، در صحراي سينا حکومتي برپا کرد و تا آخرعمر رهبري ديني و سياسي قوم خود را بر عهده داشت. و پس از حضرت موسي( حضرت يوشع بن نون( و پس از آن، حضرت

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید