پایان نامه با واژه های کلیدی احساس گرا، روزنامه نگاران، حقوق زنان

دانلود پایان نامه

: NKM
محل اقامت: پاريس
وزير مشاور مسئول توسعة پايدار
امروز صبح دوباره در CA Expo 14 مجذوب ايو کوپن شدم.
حتماً «حال گذشته » رو بخونين. مجموعه اي که بر اساس سري برنامه هاي فرانس انفوي خود اونو نوشته.
دوباره يک نشست شبانه در مجلس ملي…
ناهار خوبي به مناسبت راه اندازي راديو خورديم. ولي نمي دانم چرا رؤساي راديو همگي مرد هستند؟
ناهار را با هنرپيشه هاي راديو ديجيتال زميني خورديم و يک ميزگرد داشتم که راجع به برنامة کاري، تشريفات دادرسي، پشتيباني مالي و غيره صحبت کرديم.
به کافه سياسي در لونگ ژومو (Longjumeau ) رفتم. از همة خانم هاي اروپايي معذرت
مي خواهم.
در ساختمان راديو برنامة رک صحبت کنيم (parlons net) را ضبط کرديم که روز يک شنبه پخش خواهد شد… با داويد ابيکر.
در گردهمايي #eu09 در تولوز همرا با ميشل بارنيه شرکت کردم.
در کنسرت U2 در اِستاد دو فرانس (stade de France ) بودم. تويت کننده اي اين اطراف هست؟
همچنان در حال تبادل نظر در سنا راجع به قانون فاکتورهاي ديجيتال هستم. کار شبانة زن باردار!!
بالاخره قانون فاکتورهاي ديجيتال در سنا تصويب شد. موضوعات خوب زيادي براي تصويب سريع در مجلس ملي وجود دارند. ولي اول لالا.

Vincent_Peillon
نام: وينسنت پيون
وب: http://www.vincentpeillon.eu
براي بررسي مسئلة پروژۀ اروپايي ليون- تورن، در مودان هستم.
در مونت مليان ( ساووا ) با بئاتريس سانته و استفان پيه هستم تا دربارۀ مزاياي انرژي خورشيدي… و شراب ساووا صحبت کنيم.
فراخواني براي حمايت از حقوق زنان مهاجر در اروپا Europe http://tinyurl.com/lkhdhk.
مصاحبه با ژاک دلور از روزنامة لو پاريزين
ملاقات با کارکنان در کارخانة آرکما
ديدار از سوز لا روس که فرانسوا ميتران هر سال به اين جا مي آمد.
وعدۀ ديدار امروز عصر در فرانس 3 ساعت 22 ( مديترانه، کرس، رون- آلپ) براي مناظره اي با ديگرسران سود- اِست .(Sud-Est )
رفتم مقابل لبنيات فروشي بالبيني که کنفدراسيون روستايي به اعتراض راه بندان کرده بود.
با دوچرخة برقي عازم مکان GIAT 15 در سنت اتيلن هستم.
در بندر قديمي باستيا براي صحبت راجع به آيندۀ ماهيگيري در کرس هستيم.
در قايق به مقصد تولن حرکت مي کنيم… بعد از ظهر بازي راگبي در افق!
جلسه با کارگران بارانداز Seyne s/Mer، جايي که قصد داريم همراه با شهردار راه حل هايي براي توسعة بندر بيابيم.
ناهار با محصولات ارگانيک در ويي اودُن در آردش. در منو: اروپاي خلاق و جوان…

هر گزارشي که کمي درست باشد، ويژگي غير معمول( در معنايي که اين کلمه در گذشته داشت ) تعداد زيادي از اين تويت ها را مشخص خواهد کرد. پيام هايي که به هزاران دنبال کننده فرستاده شده و در چند کلمه مي گويند که :
1-يک دنبال کننده در معناي دقيق چکار مي کند ( سوار دوچرخة برقي است، قايق سواري
مي کند، بازي کامپيوتري انجام مي دهد و غيره )
2-همين حالا يا تقريباً همين حالا کجاست ( جلوي مغازه ي لبنيات فروشي، در کافه، در مجلس، در ساختمان راديو، روي پل قديمي باستيا، در کنسرت U2…)
اين تويت ها با به نمايش گذاشتن مداوم زندگي، بالا و پائين ها، اولويت ها، کارهاي ضروري، زمان هاي هدر رفته، تمايل نابجايي را براي نزديک شدن آشکار مي کنند ( دوست داشتم که شما هم، الان اينجا بوديد) در عين حال نشان مي دهند که بين يادداشت هاي روزانة يک وزير يا يک سياستمدار و يادداشت هاي معمولي ما با مطالب يکنواخت و بي محتوا تفاوت زيادي مي تواند وجود داشته باشد. چيزي کاملاً واضح در مورد شخص وجود دارد که اهميت کار او را نشان مي دهد حتي گاهي طنزي خفيف در پس پرحرفي هايش دربارۀ اعمال و گفتارش ظاهر مي شود. مثل اين نمونه :
« کار شبانة زن باردار! »
« ولي اول لالا. »
« آيا تويت کننده اي اين اطراف هست؟ »
غير ممکن است راهبرد ارتباطي را که مبناي اين رشتة کلمات و اين تلاش براي حفظ ارتباط با افراد ناشناسي که ديگر ناشناس نيستند يا طوري رفتار مي کنند که انگار اصلاً ناشناس نبوده اند، آشکار نکرد.
تعداد زيادي از مقالاتي که در مجلات تخصصي دربارۀ تويتر چاپ مي شوند جنبة دوستانة نرم افزار را شرح مي دهند و ارتباط احساسي و اتحاد عاطفي دنبال کننده و دنبال شونده را نشان
مي دهند.
در اصل در اين گفتگوهاي بي صدا ( از آن جايي که مکالمه، به جز استثناها، اساساً در معني
دنبال کننده/ دنبال شونده رايج است ) از جنبة غير واقعي که بر ابزارهاي ارتباط سنتي، سرد و غالباً دور حاکم است و تودۀ يکپارچة دريافت کنندگان را مخاطب قرار مي دهند، خبري نيست. کساني که مي دانند چگونه از تويتر استفاده کنند، رابطه اي احساسي و عاطفي را به ميان مي گذارند که مستلزم شکل مشخصي از تعامل، همکاري و رابطه متقابل است ( همان گونه که ديديم رابطة اصلي در مفهوم واحد باقي مي ماند ).
مثال هاي زير که همگي از تويت هاي ناتالي کوسيوسکو موريزه که استفاده و دنباله روي در تويتر برايش موفقيتي واقعي به حساب مي آيد و الگويي براي بسياري از ديگر اعضاي کادر سياسي است، گرفته شده و به خوبي نشان مي دهند که چگونه يک فرد از ارتباطي با محتوا به ارتباطي عاطفي
مي رسد. به نظر مي رسد که بسياري از مردم فقط براي اين از شبکه هاي اجتماعي استفاده مي کنند چون به آن ها گفته شده که اين شبکه ها مرسوم شده اند و به سختي به همکارانشان اجازۀ پخش تعداد نا مشخص و بدون انسجام چند خبر را مي دهند که همگي با در شروع مي شوند، ( در نقل و انتقال، در کنفرانس، در خبر ، در مصاحبه راجع به، در جلسه با ).
n-km ارتباط برقرار مي کند :
چه کسي مي تواند به من چند مقالة خوب دربارۀ بينگ، موتور جستجويي که شرکت مايکروسافت هفتة آينده وارد بازار مي کند، توصيه کند؟
مجله اي که درباره اش صحبت مي کردم گيک نام دارد.
شما سايتي دوست داشتني راجع به مادران اقتصادي مي شناسيد؟ من آن را به زبان فرانسه پيدا
نمي کنم.
اين شما هستيد با کت کرم رنگ طرح ارتشي در رديف اول؟
گاهي اوقات با اندوه در جاده هاي فرانسه شعر مي گويد: انسان به برف خاکستري رنگ نگاه
مي کند و از خود مي پرسد آيا ممکن است اين سياهي و دوده از ريه هاي ما پاک شود؟
يا با هم تويتري هاي خود مسابقه اتومبيل سواري بازي مي کند: نه نمي تواند در مسير A6 حرکت کند. تصادفات زيادي رخ مي دهد.
اما او مي داند چگونه به شيوه اي مستقيم جدا از کاربردهاي کلاسيک ارتباط سياسي اين عبارات عاطفي را به کار برد:
آيا شما مرا دوست داريد؟ آن را در سايت http//htxt.it/SAE2 ثابت کنيد.
اين لينک ( پيوند ) به صفحه اي در agora-politique.com ارجاع مي دهد که در آن از بازديد کنندگان دعوت مي شود پنج شخصيت برتر دولت خود را انتخاب کنند. در صدر n_km با 69% با اختلاف زيادي از راماياد ( 32% ) فرانسوا ويون ( 28% )، ژان لوئيز بوربو ( 28% ) و کريستين لاگارد ( 18% ) پيشي مي گيرد.
ما اکنون در زمينه هاي دوستانه تر هستيم، دور از آزار و اذيت و تقريباً مينيتل رز16 (Minitel rose) « مرا دوست داريد؟ ثابت کنيد. » زمينه هايي که مربوط به ميزان اعتماد و شخصيت هاي دوست داشتني هستند. ولي اجراي آن ها به طريقي مشارکتي و به شکل تعامل و تقريبا بازي در
سايت هاي Mylène Farmer يا Courteney Cox چندان هم نامناسب نيست که براي نويسندۀ کتاب شديداً رسانه اي تو مي آيي؟ 17 که در اکتبر 2009 توسط انتشارات گاليمار به چاپ رسيده است.
اين متقاعد کنندگان سياسي که تا اين حد در ارتباط هاي خود نزديک هستند، آيا به همان اندازه در قلب ما راه ندارند ؟ قضاوت هاي ما درباره اعمال، ايده ها و انتخاب هاي سياسي شان از آن ها نشأت نگرفته است؟ اگر بخواهيم سوال را به صورت صريح تري مطرح کنيم، آيا شيوه هاي جديد ارتباطي، اطلاعات و آن چه دربارۀ اطلاعات مي انديشيم، را شيوع نمي دهند؟
نگران کننده تر برخي روزنامه ها هستند که با جنبة تکنو و ميکروبلاگينگ هاي جديد گمراه
شده اند و اين تفکر را مطرح مي کنند که تويت ها مي توانند به عناصر قديمي مجموعه اطلاعات با همان عنوان شواهد، مصاحبه ها، وقايع و داده هاي واقعي تبديل شوند و يا حتي قبلاً تبديل شده اند. حتي بيانية مطبوعات، آن طور که در صفحات آينده خواهيم ديد که هنر اصلي اجزاي آن متقاعد کردن است، يک يا چند عنصر را که از حوزۀ دقيق خبر گرفته شده، در بر مي گيرد که به صورت واضح و مثبت براي ساختاري که عرضه کنندۀ آن است، ارائه و اعلام شده است. پيام هاي تويتر با صميميت، نزديکي، فراواني و حتي سبک خاص نگارش بي شک در طرف ارتباطي باقي مي مانند که وابسته به ساختار تصويري اصلاح شده و ارزشي از خود و ماموريت خود به سوي هدفي معين است. و نيز اين عنوان روزنامة لو موند، که در آشفتگي بي وقفة اطلاعات و ارتباطات به پيش مي رود:
« شبکة تويتر براي رسانه ها همانند منبع اطلاعاتي عمل مي کند. » (10 ژوئن 2009، لو موند)
تويتر در مقالة ابزار ديروز 18 به عنوان راهي جديد براي دسترسي به منابع، پي بردن به تمايلات، پخش اخبار و جمع آوري آن معرفي شده است. ولي در اين مقاله حتي يک بار هم به خطر
استفاده هاي تبليغاتي يا استفادۀ ابزاري براي خود ارتقايي و ارائه وجهه اي مثبت از خود در جامعه اشاره نمي کند. و يا حتي مفهوم جامعة دوستان را که براي نشان دادن دنبال کننده هاي يک شخصيت در تويتر استفاده شده، را زير سوال نمي برد. ولي چگونه مي توان به فناوري بسيار تهاجمي ميکروبلاگينگ بدون در نظر گرفتن گرايش اخلاقي روزنامه نگاران در بيان جزئيات عاطفي يک پيام که به عنوان منبع اطلاعاتي استفاده شده، نزديک شد؟
براي پايان دادن به اين مقدمه ايرادي که به استفاده کنندگان نااميد مطبوعات وارد است- اين انتقاد بيشتر به رسانه هاي شنيداري-ديداري وارد است19 تا مطبوعات – اين است که بيشتر خبر رساني
مدنظر آنهاست تا شفاف سازي. امروزه نمي توان دوگانگي کلاسيک و قديمي قرن نوزدهم را که بين مطبوعات عامه پسند و لزوماً احساس گرا و مطبوعات سياسي و تفسيري که بيشتر مختص طبقة روشنفکر و مرفه بودند، مشاهده کرد. از دو راه مي توان به اطلاعاتي که در دو قطب اين حوزه ارائه مي شوند، دسترسي پيدا کرد. يکي از طريق لو پُتي ژورنال و ديگري لو فيگارو و لورور(l’Aurore ) . پير بورديو قبلاً در مقالة خود با عنوان سلطة روزنامه نگاري20 اين تضاد و اين شکاف بين خبرهاي پول ساز و روزنامه نگاري صرف را گوشزد کرده بود. بين روزنامه هايي که اخبار مهيج يا
احساس گرا را در اولويت قرار مي دهند و آنهايي که تحليل ها و تفسيرها را ارائه مي دهند و با تأييد ارزش هاي واقعي، خود را از آن ديگري متمايز مي سازنند.
بعضي ها پاسخ مي دهند که رسانه ها رسالت ندارند و نمي توانند و نبايد به تنهايي جايگزين مربيان کودکستان ها، آموزگاران، دبيران مدارس راهنمايي و دبيرستان شوند. آنها نمي توانند و نبايد تملک دانش هاي بنيادي و گسترش فرهنگ عمومي را از رسالت قديمي خود به ارث ببرند. فرهنگي که شخص شهروند شده را به جاي گرفتن در فضايي اجتماعي- فرهنگي و حل مشکلات بزرگ دوران خود قادر ساخته است.
اين موارد اخير تا حدي درست هستند چرا که مدرسه قبل از رسانه ها مکان برتر فراگيري فرهنگ اجتماعي- تاريخي، اقتصادي و سياست پايه بوده و هست که به زنان و مردان اين دوره اجازه
مي دهد نقش شهروندي و اجتماعي خود را ايفا کنند.
از زماني که دانش پايه از دست رفته و يا جزئي، ناقص و حتي تا حدودي بيهوده شده، به سرعت
مي توان تشخيص داد که مطبوعات در حد و اندازه هاي ارائة يک طرح بنيادي يعني راه حلي دائمي براي درک جهان نيستند. بخصوص اگر بپذيريم که اطلاعاتي که اخبار تلويزيوني و راديويي پخش
مي کنند، فقط اخبار و اطلاعاتي که بوسيلة خود آن ها ارائه شده را منعکس مي کنند.
اخبار که با زبان هاي خاص و نا مفهومش، خود را تغذيه مي کند، به صورت مستمر منتشر
مي شود. اين زبان ها به ندرت زبان زندگي بيروني يا حقيقي هستند.

• تفکر، مفهومي نسبي
«حقيقت

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید