متن کامل: پایان نامه بررسی رابطه بین ابعاد مدیریت دانش و عملکردکارکنان در بانک صادرات

دانلود پایان نامه

مدیریت دانش امکان دسترسی به تجربیات ، دانش و تخصص را فراهم می کند که این اقدام توانائیهای جدیدی ایجاد می کند ، عملکر را بهبود می بخشد ، نوآوری را افزایش می دهد، اطلاعات و سرمایه های دانش موجود در سازمان را بکار می گیرد ، توزیع دانش و اطلاعات را در حوزه های مختلف سازمانی تسهیل می کند و اطلاعات دانش را در فرایندهای روزانه کسب و کار ادغام می کند.

 

نظر به اهمیت بهبود عملکرد کارکنان ، این پژوهش به مطالعه مدیریت دانش و ارتباط آن با عملکرد  کارکنان در بانک صادرات استان اردبیل پرداخته می باشد. روش این پژوهش از نوع پیمایشی – توصیفی بوده که از مجموعه تعداد 360 کارمند بانک صادرات استان اردبیل به عنوان جامعه آماری ، تعداد 181 کارمند به عنوان نمونه  انتخاب شده می باشد . به مقصود جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه  و برای آزمون فرضیات از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون بهره گیری شده می باشد.

 

پس از انجام آزمون ، به توضیح ذیل فرضیه ها مورد تائید قرار گرفتند: بین متغییر مدیریت دانش و عملکرد ، بین متغییر کسب دانش و عملکرد ، بین متغییر تسهیم دانش و عملکرد ، بین متغییر بکارگیری دانش و عملکرد ارتباط مثبت و معناداری هست.

 

واژگان کلیدی: دانش ، مدیریت دانش، عملکرد، فرایند ارزیابی ، ارزیابی عملکرد

 

فصل اول:کلیات پژوهش

مقدمه:

مؤسسات و سازمانها و دستگاههای اجرایی با هر ماموریت، رسالت، اهداف وچشم اندازی که دارند نهایتاً در یک قلمرو ملی و یا بین المللی اقدام می کنند و ملزم به پاسخگویی به مشتریان، ارباب رجوع و ذینفعان هستند تا شرکتی که هدفش سودآوری و رضایت مشتری می باشد و سازمانی که هدف خود را اجرای کامل و دقیق وظایف قانونی و کمک به تحقق اهداف توسعه و تعالی کشور قرار داده، پاسخگو باشند. پس، مطالعه نتایج عملکرد، یک فرایند مهم راهبردی تلقی می گردد. واژه مدیریت دانش در دنیای مدیریت موضوعات مختلفی را در بر می گیرد. علت ایجاد این در نظر داشتن دلیل انتقال و حرکت سیستم های اقتصادی به سوی جامعه های مبتنی بر دانش و توسعه اقتصاد دانش محور در دهه های اخیر،انواع موسسات ،شاهد تغییرات اساسی در زمینه های ساختار،کارکرد وسبکهای مدیریتی خویش بوده اند. موسسات کنونی اهمیت بیشتری جهت درک،انطباق پذیری ومدیریت تغییرات محیط پیرامون قایل شده ودر کسب وبکارگیری دانش واطلاعات روزآمد به مقصود بهبود عملیات وارائه خدمات ومحصولات مطلوبتر به ارباب رجوعان پیشی گرفته اند. (چنگ مینگ یو،1384،ص2) علت های بی شماری برای موفقیت سازمان ها در مزیت مبتنی بردانش هست که درصورتی که پیرامون قابلیت های محوری شکل پذیرد بقاء وماندگاری سازمان را تضمین خواهد نمود. (اصیلی،قدیریان،1385،ص85) از آنجا که بهبود عملکرد در سازمانها به گونه افزایشی از طریق توسعه منابع انسانی، بهبود کیفیت،مهندسی مجدد وتکنولوژی،روی استراتژی سازمان تأثیر مستقیم دارد،لذا مسئولان اجرایی مسئولیت بالایی در بهبود عملکرد سازمان خود دارند. سرمایه گذاری زیاد در هر سازمان در زمینه های مختلف انجام می شود،اما زیرا به عملکرد توجهی نمی‌گردد،سازمانها معمولاً نتیجه مورد نظر خود را از سرمایه گذاری هابه دست نمی آورند. مدیریت بهبود عملکرد بایستی در موضوعات مربوط به عملکرد،پژوهش وبررسی کرده وبرای بهبود آن پیشنهادهای مناسب را در جهت اهداف سازمانی ارائه دهد.(سبحان اللهی،1378،صص19-18 ).

 

مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از : اظهار مساله ، اهمیت و ضرورت پژوهش ، اهداف پژوهش ، چهارچوب نظری پژوهش ، فرضیه های پژوهش ، تعریف مفهومی و عملیاتی پژوهش ، سوال پژوهش و قلمرو پژوهش.

 

1-2)اظهار مساله:

تغییرات سریع در دنیای امروز ما، سازمانها را با چالشهای مختلفی روبه رو کرده می باشد اما در این بین سازمانهایی موفق هستند که به کمک ابزارهای مدیریتی و فناوری جدید از فرصتهای ایجاد شده به نفع خود بهره گیری کنند(نوروزیان ،1385،ص 24) حتی باقی ماندن در بازارهای داخلی مستلزم رقابت با رقبای قدرتمند می باشد و باتوجه به گسترش و پیچیدگی اهداف ، فرایندها و ساختار سازمانی در صحنه رقابت ، سازمانهایی می توانند به حیات خود ادامه دهند که نسبت به خواسته ها و انتظارات مشتریان و ذینفعان پاسخگو باشند(ادیب ،1386،ص 16)مدیریت دانش یکی از این ابزارهاست .بخش خصوصی اولین قدم ها را در این زمینه برداشته می باشد اما دولت با یک قدم فاصله به دنبال بخش خصوصی در حال حرکت می باشد(منصوریان ،1388،ص24).برای اینکه سازمانها بتوانند در دنیای تجارت و رقابت حضور مستمر و پایدار داشته باشند بایستی حول محور علم و دانش فعالیت کنند.شرط موفقیت سازمانها دستیابی به یک دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح می باشد اما بسیاری از سازمانهاهنوز به مدیریت دانش بطور جدی توجه نکرده اند.همان گونه که پیتر دراکر گفته می باشد :راز موفقیت سازمانها در قرن 21 همان مدیریت دانش می باشد .دانش مفهومی فراتر از داده و اطلاعات دارد.(به آذین،کریمی،مرادزاده،1385،ص33).

 

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

مدیریت دانش رشته ای می باشد علمی که با تکیه برحمایت دوجانبه (رقابت وحمایت همزمان ارائه دهنده و دریافت کننده اطلاعات و دانش)ایجاد ، تصرف ، سازماندهی واستفاده از اطلاعات را تشویق وتقویت می کند.توانایی سازمان برای خلق ،سهیم کردن و بکارگیری دانش موجود در مورد محصولات ،فرایندها ونیروی انسانی به مقصود افزایش بهروری محیط کار وکاهش فعالیت هایی که سبب دوباره کاری می شوند،مدیریت دانش نام دارد.(ملکی ،1385،ص53)مدیریت دانش امکان دسترسی به تجربیات ،دانش و تخصص را فراهم می کند که این اقدام توانائیهای جدیدی ایجاد می کند،عملکرد را بهبود می بخشد.نوآوری را افزایش می دهد،اطلاعات و سرمایه های دانش موجود در سازمان را به کار می گیرد،توزیع دانش و اطلاعات را درحوزه های مختلف سازمانی تسهیل می کند و اطلاعات و دانش را در فرایندهای روزانه کسب وکار ادغام می کند(قلی زاده،1387،ص28).مفهوم دانش صرفا به معنای انتقال آگاهی و اطلاعات نیست بلکه مقصود از دانش،خلاقیت،آفرینندگی وپوییندگی می باشد.براین اساس یک سازمان دانشی،ایده ساز بوده و بکارگیرنده ایده های نواست و از این طریق به مزیت رقابتی دست پیدا می کند(اکبری،طهماسبی،آشتیانی،1386،ص33).

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

اندازه گیری عملکرد فرایندی می باشد که میزان پیشرفت در راه رسیدن به اهداف را اظهار می نماید.قبل از هرچیز لازم می باشد که به عواملی که بیشترین تاثیر را بر عملکرد کارکنان (مدیران ،کارمندان)اعمال می کند،تصریح گردد. عقیده کلی بر این می باشد که عملکرد کارکنان سازمان حاصل تعامل سه غیر از بسیار مهم می باشد که تنها یکی از این سه غیر از ،خواست و انگیزش ،آنان برای انجام وظایف محوله می باشد.دو جزدیگری که عملکرد آنها را تحت تاثیر قرار می دهد؛توانایی مهارتی و فکری افراد و نیز منابع در دسترس می باشد.سازمان در ایجاد(یا از بین بردن) انگیزه کاری نیروی انسانی خود تأثیر بسیار تعیین کننده را بازی می کند.همین گونه که در مورد توانایی های کارکنان می توان گفت که این سازمان می باشد که با برنامه ریزی و سرمایه گذاری روی توسعه و آموزش مدیران و کارکنان خود بر توانایی آنان می افزاید.منابع در دسترس نیز شاخصی از کفایت و توان بالقوه سازمان می باشد. (خلیلی عراقی،1382،ص27).

با آگاه کردن کارکنان سازمان از عملکرد آنان زمینه پرورش آنهافراهم شده و آنها آگاهانه کوشش در جهت جایگزین ساختن رفتارهای مناسب و حذف رفتارهای منفی و غیر اثربخش خواهد داشت واین امر نه تنها کارایی کارکنان را موجب می گردد،بلکه موجب اثربخشی نیز می گردد0(قلی زاده،1387،ص27).

این نوشته در پایان نامه های ارشد ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید