دانلود فایل پژوهش: پایان نامه بررسی محتوایی و بلاغی گرشاسب­ نامه اسدی طوسی

دانلود پایان نامه

 

پایان نامه­ی کارشناسی ارشد رشته­ی زبان و ادبیات فارسی

مطالعه محتوایی و بلاغی گرشاسب­نامه اسدی طوسی

استاد راهنما:

دکتر یوسف نیک­روز

استاد مشاور

دکتر محمدحسین نیک­داراصل

بهمن1393

پایان نامه

(مقطع کارشناسی ارشد)

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب

 

 

عنوان                                                                                                                       صفحه

 

فصل اول کلیات

1-1-1- مقدمه. 1

1-1-2ممدوحین اسدی و طوسی.. 2

1-1-3آثار اسدی طوسی.. 2

1-1-4- مأخذ گرشاسب نامه : 4

1-2- اظهار مسئله. 5

1-3- پرسش ها و یا فرضیههای پژوهش… 5

1-4- روش اجرای پژوهش… 6

1-5-اهداف پژوهش… 6

1-6- پیشینهی پژوهش… 6

فصل دوم محتوای گرشاسبنامه. 1

2-1 مقدمه. 1

2-2- حمد خدا 9

2-2-1- خدا یگانه و یکتاست.. 9

2-2-2- خدا بی نیازیست که ما به او محتاجیم. 9

2-2-3- قادر مطلق خداست و هر قدرتی پیش روی او هیچ می باشد. 9

2-2-4- خدا رزّاق می باشد.. 9

2-2-5- منبع تمام نیک و بد خداست.. 9

2-2-6- بایستی از خدا ترسید. 10

2-2-7-خدا را بایستی پرستید. 10

2-2-8- پناهگاه حقیقی بشر خداست.. 10

2-2-9- تنها به خدا بایستی تکیه داد. 10

2-2-10-به خدا بایستی امیدوار بود. 10

2-2-11- بایستی از خدا، شاه و خرد پیروی نمود. 10

2-2-12- خدا بر همه گناهان پنهانی آگاه می باشد.. 11

2-2-13- دوری از گناه. 11

2-2- 14- سخن های خدا گزاف نیست.. 11

2-2-15- دعوت به دین داری.. 11

2-2-16- زهد نمایی به خاطر شکم بیارزش می باشد. 11

2-3- توصیههای اخلاقی.. 12

2-3-1- دعوت به خودشناسی.. 12

2-4- اخلاق و خصوصیات رفتاری پادشاه. 12

2-4-1- نیازمند بودن جهان به پادشاه. 12

2-4-2- شاه نباید چهار ویژگی خیرهرأیی، بددلی، زفتی و کاهلی را داشته باشد. 12

2-4-3- خرد و دانش و هوش بهترین هم نشینان پادشاهند. 12

2-4-4- شاه بایستی برای هر مقامی بهترین را انتخاب کند. 12

2-4-5- شاه بایستی دادگر باشد. 13

2-4-6- وزیر شاه بایستی پیر و فرزانه باشد. 13

2-4-7- حاجب شاه بایستی خوب کار و خردمند باشد. 13

2-4-8- دبیر شاه بایستی نیکو خط و داننده باشد. 13

2-4-9- سپاه شاه بایستی همیشه آماده باشد. 13

2-4-10- شاه بایستی مردم خود را نکو دارد. 13

2-4-11- هر کدام از زیردستان شاه بایستی فقط کار خودشان را انجام دهند. 13

2-4-12- شاه بایستی از اتحاد سران سپاه جلوگیری کند. 13

2-4-13- کسی که خطریست برای پادشاهی را بایستی از تاج و تخت دور نمود. 14

2-4-14- شاه بایستی به اندازه هنر هر کسی به او توجه کند. 14

2-4-15- پادشاه بایستی عیب دوستان خود را هم دوست داشته باشد. 14

2-4-16- پادشاه گاهی نیاز می باشد دشمنان داخلی خود را پنهانی نابود کند. 14

2-4-17- پادشاه نباید گزافه گو و دروغ سخن باشد. 14

2-4-18- پادشاه نباید در داوری از کسی طرفداری کند. 14

2-4-19- پادشاه نباید موجب زیان کشاورزان گردد. 14

2-4-20- پادشاه نباید اهل مسخره بازی باشد. 15

2-4-21- پادشاه نباید در هنگام خشم زود خند باشد. 15

2-4-22-  نباید بدون دلیل و بیگناه مقام کسی را از او بگیرد. 15

2-4-23- پادشاه بایستی اهل نیکی کردن باشد. 15

2-4-24- شاه بایستی بداند که: بی گناهی که بیشتر از او بدگویی می گردد صاحب فضل و هنر می باشد. 15

2-4-25- شاه نباید آیین بد نو بگذارد. 15

2-4-26- شاه بایستی راهزنان را نابود کند. 15

2-4-27- شاه بایستی فقط با دوست داران واقعی خود یک جا بنشیند. 15

2-4-28- شاه نباید به زن دیگران چشم داشته باشد. 16

2-4-29- شاه نباید در را بر دادخواهان ببندد. 16

2-4-30- شاه زیرا نیکی نمود و جواب نداد بایستی سراغ بدی رود. 16

2-4-31- شاه بایستی سرگذشت گذشتگان را بداند. 16

2-4-32- شاه بایستی از بدگوی و سخن چین دوری کند. 16

2-4-33- پادشاه بایستی بر جهان اطراف خود آگاه باشد. 16

2-4-34- شاه به ستمکار نباید پست و مقام بسپارد. 16

2-4-35- شاه نباید هر کسی را به مقام بالا برساند. 17

2-4-36- شاه بایستی فیلسوفی برای.. 17

2-4- 37- شاه نباید کارها را به افراد ناتوان بسپارد. 17

2-4-38- شاه بدخواه خود را بایستی نابود کند. 17

2-4-39- شاه نباید بدبین باشد. 17

2-4-40- شاه بایستی در خوراکی خود دقت کند. 17

2-4-41- شاه بایستی پزشکان برگزیده. 17

2-4-42- شاه نباید دنبال شهوت باشد. 18

2-4-43- شاه بایستی هر کسی را پله پله بالا ببرد. 18

2-4-44- شاه در هنگام بار دادن نباید شمشیرداری را در بارگاه جای دهد. 18

2-4-45- شاه نباید در لشکرکشی راز خود را به کسی بگوید.(شاه نباید دشمن را خوار بدارد) 18

2-4-46- شاه برای مشورت هر کدام از موبدان را جدا جدا بایستی فرا خواند. 18

2-4-47- شاه بایستی روی خود را گاه گاه به دیگران نشان دهد. 18

2-4-48- شاه بایستی با فاصله از خود داد دادخواه را مطالعه کند. 18

2-4-49- شاه نباید به ناآزموده دل دهد. 18

2-4-50- شاه نباید با زنان ستیزه کند. 19

2-4-51- شاه بایستی هوشمندانه گنج جمعآوری کند و هوشمندانه آن را هزینه کند. 19

2-4-52- شاه در نامه نباید درشت گویی کند. 19

2-4-52- شاه نباید فرستادگان را زود فرا بخواند. 19

2-4-53- شاه بایستی با همه به اندازه گفتگو کند. 19

2-4-54- فرستادهی شاه بایستی دانش پذیر و نهان دان و پاسخگو باشد . 19

2-4-55- شاه در هر سفری بایستی همراه خود گوهر، اسب نیک و سلاح داشته باشد. 19

2-4-56- شاه بایستی از احوال دشمن خود هر لحظه آگاه باشد. 19

2-4-57- شاه زیرا نمی تواند با دشمن بجنگد بایستی دشمن را با زر فریب دهد. 20

2-4- 58- شاه زیرا قصد لشکرکشی نمود بایستی سریع قصد خود را عملی کند. 20

2-4-59- شاه بایستی به سپاهی خود زر و سیم دهد. 20

2-4-60- شاه در هنگام جنگ نباید اجازه ی چاره گری به دشمن دهد. 20

2-4-61- لشکر شاه بایستی جای خوابشان پراکنده باشد. 20

2-4-62-  دار بایستی دلیر و مهربان باشد و شب ها پاسبانان بایستی بچرخند. 20

2-4-63- پادشاه برای گریختن بایستی شب را انتخاب کند. 20

2-4-64- پادشاه زیرا پیروز گردید بایستی از خدا بترسد. 21

2-4-65- پادشاه نباید سریع دشمن خود را بکشد. 21

2-4-66- شاه بایستی شب هنگام به کار فردای خود بیندیشد. 21

2-4-67- شاه نباید شاهزاده ها را بکشد. 21

2-4-68- شاه نباید از اندازه خود بیرون رود.(بایستی قدر خود را بداند) 21

2-4-69- شاه نباید بددل باشد. 21

2-4-70- شاه نباید ظالم باشد. 21

2-4-71- شاه بایستی بر هوای نفس خود مسلط باشد. 21

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-4-72- شاه بایستی بر تن خود مسلط و دارای هوش و خرد و دانش باشد. 22

2-4-73- شاه بایستی دارای گوهری بزرگ باشد. 22

2-4-74- شاه بایستی از زنان، ستم و زفتکاری دوری کند. 22

2-4-75- پادشاه بد کم عمر می باشد. 22

2-4-76- شاه در هر صورت شاه می باشد و هیچ گاه خوار نمی گردد. 22

2-4-77- دل پادشاه زود بر میگردد. 22

2-4-78- احوال پادشاه ثابت نیست. 22

2-4-79- بایستی کمر بسته فرمان شاه را برد. 22

2-4-80- کاری کن که نزدیکان شاه دلسوز او شوند. 23

2-4-81- در نزد شاه زیرا گنهکاران باش. 23

2-4-82- در نزد شاه در هر کاری دلیری نکن. 23

2-4-83- در نزد شاه از بد آراستن بپرهیز. 23

2-4-84- در حضور شاه در هر صورت بایستی از او ترسید. 23

2-4-85- زیرا شاه خشمگین می باشد نباید نزدش بروی. 23

2-4-86- نباید زبان شاه را خواهان باشی.شاه خیرخواه و راستگو باش. 23

2-4-87- در نزد شاه آگاهانه حرف بزن. 23

2-4-88- همیشه سپاسگزار شاه باش. 24

2-4-89- نباید به زیبارویان شاه نظر داشته باشی و مخالف فرمانش قدم برداری. 24

2-4-90- نباید  چیزی از شاه بخواهی که او را خشمگین کند. 24

2-4-91- بایستی شاه را بستای و دشمنش را نکوهش کنی. 24

2-4-92- بایستی دوستان شاه را دوست و دشمنانش را دشمن بداری. 24

2-4-93- آن چیز که در خور شهریار باشد بایستی به او بدهی. 24

2-4-94- نباید از خندهی شاه دلیر شوی. 24

2-4-95- نباید بر شاه ناز و دلبری کنی. 25

2-4-97- نباید عوض هر کاری چیزی از شاه بخواهی. 25

2-4-98- همیشه فاصله ای را نسبت به شاه رعایت کن. 25

2-4-99- بایستی مقام خود را از آن پادشاه بدانی.(اگر سرور انجمنی قدردان ا و باش) 25

2-4-100- بایستی درآموزش شاه با او نرم خو باش و با حیا باش. 25

2-4-101- بایستی شاه را بپرس. 25

2-4-102- در نزد شاه نباید از نزدیکانش سخن بد بگویی. 25

2-4-103- نباید در خود را با شه برابر نمایی. 26

2-4-104- در فرمان شاه ننگی نیست. 26

2-4-105- دلت را به شاه بایستی شاد گردانی. 26

2-4-106- شاید که شاه را بد گفت. 26

2-4-107- به خاطر شاه دادگر بایستی از خدا شاکر باشی. 26

2-5-  چگونگی لشکرکشی.. 26

2-5-1- پیشرو لشکر دلیر باشد. 26

2-5-2- بنه بایستی در عقب لشکر باشد . وعدۀ زیادی از آن محافظت نمایند. 26

2-5-3- قبل از نبرد زیاد نباید اسبان را تازاند. 27

2-5-4- بی رهنمون نباید سپاه راند. 27

2-5-5-بایستی دیده بان بر تیغ کوه و طلایه را در هامون گماشت. 27

2-5-6- در جنگ بایستی اطلاعات دشمن را جمع آوری نمود. 27

2-5-7- دوری از می، نخجیر، زود و زیاد خوابیدن دیر برخاستن در لشکرکشی. 27

2-5-8- بایستی مواظب شبیخون دشمن بود. 27

2-5-9- اطراف لشکرگاه بایستی گودال حفر نمود. 27

2-5-10- بایستی مواظب گودال و چاه کندن دشمن نیز بود و به سادگی نباید شبیخون زد. 27

2-5-11- بایستی به نوبت پاسبان دلیر و مهربان بر لشکر گماشت. 28

2-5-12- سپاه بایستی همیشه مسلح باشند. 28

2-5-13- در جنگ بایستی منی را از سر خود دور نمود. 28

2-5-14- نباید در دشت گل و خار و کند آب و چاه رزم نمود. 28

2-5-15- نباید در جهت مخالف باد جنگید. 28

2-5-16- نباید مخالف تابش آفتاب جنگید. 28

2-5-17- لشکرگاه بایستی در کنار آب و علف باشد. 28

2-5-18- پیادگان بایستی پیشرو لشکر باشند. 28

2-5-19- کمانداران بایستی پشت سر سپرداران باشند. 29

2-5-20- لشکری بایستی همزمان آمادهی نبرد با چند اسلحه باشد. 29

2-5-21- از هر ده سپاهی بایستی یک نفرش آتش افکن باشد. 29

2-5-22- بعد از پیاده ها، اسب سواران و بعد از اسب سواران صف پیلان بایستی اراسته گردد. 29

2-5-23-یک صف بایستی راست و یک صف بایستی خمیده باشد. 29

2-5-24- بایستی پیاده ثابت و سواران متحرک باشند. 29

2-5-25- بایستی گروهی آمادهی نبرد و گروهی در حال آرامش و استراحت باشند. 29

2-5-26- بایستی مواظب کمین گاهها نیز بود. 29

2-5-27- راه پیل ها بایستی باز باشد. 30

2-5-28- قسمتی از لشکر را هر کدام از سران سزاوار بایستی سپرد. 30

2-5-29- بیشتر پهلوانان تنومند را بایستی برای حملهی آخرین نگه داشت. 30

2-5-30- اول بایستی خود را از زخم دشمن حفظ نمود سپس به او ضربه زد. 30

2-5-31- بایستی قلعه های بلند ساخت. 30

2-5-32- قلب لشکر را چنان بایستی آراست که از دو جناح به راحتی کمک رسیده گردد. 30

2-5-33-پیاده سپاه بایستی در کوه و دره نبرد کند. 30

2-5-34- در جنگ در کوه بایستی گروهی سر تیغ و پایان کوه را گرفت. 30

2-5-35- در نبرد در دشت سپاه بایستی به هم حلقه بندند. 31

2-5-36- اگر لشکر دشمن پیاده باشد بایستی در دشت با آنان نبرد نمود. 31

2-5-37- در جنگ بایستی آب در مسیر پیل افکند. 31

2-5-38- شیوه نبرد با پیل بایستی چنین باشد: 31

2-5-39- در هنگام کم بودن لشکر بایستی جایی تنگ بر گرد خویش گزید. 31

2-5-40- نباید از دو طرف نبرد را آغاز نمود. 31

2-5-41- بایستی سپاه را دلداری داد. 31

2-5-42- هر کدام از دلیران که موفقیتی در جنگ کسب می کنند بایستی تشویق نمود. 31

2-5-43- جنگجوی ناتوان را بایستی از لشکر بیرون راند. 32

2-5-44- جنگجوی دلیر دشمن را بایستی با گروهی از افراد نابود نمود. 32

2-5-45- در هنگام آشتی هم بایستی مواظب حرکات دشمن بود. 32

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-5-46- بایستی هم مواظب کمینگاههای دشمن در حال جنگ و هم مواظب برگشتنش در حال گریختن بود. 32

2-5-47- تا شکست کامل دشمن نباید اقدام به تاراج اموالشان نمود. 32

2-5-48- بهترین زمان برای حمله به دشمن زمانی می باشد که: 32

2-5-49- زیرا دشمن زنهار خواهد بایستی به او زنهار داد. 32

2-5-50- نباید خون فراریها را ریخت. 33

2-5-51- در حالت ناتوانی در جنگ بایستی آشتی نمود. 33

2-5-52-در جنگ گاهی گریختن خود پیروزی می باشد. 33

2-5-53- بایستی علوفه و آب دشمن را نابود نمود. 33

2-6- در آداب سفر کردن. 33

2-6-1- پیش هر کسی آیین شهرش نکوست. 33

2-6-2- تنهایی نباید سفر نمود. 33

2-6-3- در سفر بایستی بردنی همراه خود داشت و نباید از کسی خوردنی گرفت. 33

2-6-4- نباید اسب خود را به کسی داد تا بر آن نشیند. 34

2-6-5- نباید در ره تنگ سوار گردید و بایستی از دزدان پرهیز نمود. 34

2-6-6- نباید در شب آتش روشن نمود. 34

2-6-7- نباید به راهی رفت که شناختی از آن نیست و نباید نیازموده هر آبی را خورد. 34

2-6-8- در دشت و آباد جای بایستی منزل نمود. 34

2-6-9- زیرا از اسب فرود آیی بایستی هر طرف را نگریست. 34

2-6-10- به جای پا در هر راه بایستی دقت نمود. 34

مقدمه

علی بن احمد الاسدی­الطوسی الشاعر: تاریخ تولد وی دقیقاً معلوم نیست، اما آن چیز که تذکره­نویسان و سایر پژوهندگان درمورد­ی او نوشته­اند این می باشد که از شاعران بزرگ حماسه سرای ایران درقرن پنجم می باشد که در اواخر قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم ولادت یافته می باشد. سال وفاتش را بیشتر 465 هجری دانسته­اند بی شک مولد و موطن اصلی اسدی شهر طوس می باشد چنان­چه خود در سبب گفتن  قصه در آغاز گرشاسب نامه چنین می گوید :

زهر گونه رأیی فکندند بن پس آنگه گشادند بند سخن
برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید