جدید: پایان نامه رابطه بین هوش هیجانی مدیران و عملکرد مالی شعب بانک های استان گیلان

دانلود پایان نامه

هدف از پژوهش حاضر مطالعه تأثیر ارتباط بین هوش هیجانی مدیران و عملکرد مالی شعب بانک ها می باشد. جامعه آماری پژوهش ، مدیران شعب بانک های (سامان ، سپه ، تجارت) استان گیلان می باشد که به روش نمونه گیری  تصادفی ساده از بین آنها نمونه گیری انجام گردید. جمع آوری اطلاعات در خصوص متغیر هوش هیجانی با بهره گیری از پرسشنامه  استـاندارد و به صــورت میــدانی و در خصوص متغیر عملکرد با جمع آوری اطلاعات مالی بانک ها در دوره سه ساله 90 تا 92 از شعبات دریافت گردید. برای تحلیل داده ها از تکنیک های آماری رگرسیون چندگانه و همبستگی پیرسون با نرم افزار SPSS برای آزمون فرضیه های پژوهش  بهره گیری گردید. مطالعه فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین هوش هیجانی که در آن مؤلفه های خودآگاهی، خود مدیریتی ، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط در نظر گرفته شده می باشد و عملکرد مالی مدیران بانک ها بدون در نظر گرفتن سابقه کاری مدیران ارتباط مثبت و معنی داری هست که با ورود سابقه کاری به عنوان متغیر تعدیل گر کلیه فرضیه ها رد می گردد.

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

واژگان کلیدی :

هوش هیجانی، خودآگاهی، خود مدیریتی ، آگاهی اجتماعی ، مدیریت روابط، عملکرد.

 

فصل اول : کلیات

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

کلیات

1-1 مقدمه

تغییرات فن آوری، اقتصادی، سیاسی، نیازها و توقعات مشتریان عملکرد سازمان ها را به شدت تحت تأثیر قـرار داده و سازمان ها برای بقا مجبور هستـند خود را با ایـن تغییرات تطبیق دهند. هم اکنون تمامی سازمان ها مانند بانک ها شروع به تفکر مجدد در خصوص چیستی و چگونگی خدمت رسانی به مشتریان مطلع و متوقع نموده اند (بابائی و شفائی،1391،ص171) . در این بین بانک ها نهادهائی مالی هستند که دارایی ها را از منابع گوناگون جمع آوری می کنند و آن ها را در اختیار بخش هایی قرار می دهند که به وجوه نیاز دارند . از این رو بانک ها شریان حیاتی هر کشور محسوب می شوند.  به موازات ورود بانک های خصوصی در بازارهای مالی، تقاضا برای انواع خدمات بانکی نیز افزایش چشمگیر یافته می باشد.  بانک ها برای رقابت با یکدیگر در جهت افزایش سهم بازار[1] و سودآوری به دنبال بهره گیری از انواع روش های بهبود عملکرد[2] در جذب مشتریان هستند ، این طریقه باعث شده که عملکرد بانک ها از اهمیت خاصی برخوردار گردد و به یکی از مهم ترین دغدغه های مدیران بانک ها تبدیل شده می باشد (موتمنی و همکاران،1389،ص142)، زیرا مدیران بانک ها جزء ذینفعانی هستند که اطلاعات حاصل از تجزیه و تحلیل عملکرد مالی برای آن ها مهم می باشد. در این راستا، آن ها با در نظر گرفتن اطلاعات مالی ارزشمند، جایگاه بانک را ارزیابی و براساس آن تصمیم مناسب را اتخاذ می نمایند .

بانک های تجاری موسسات مالی هستند که وجوه راکد مردم را جمع آوری کرده و به تجار، صاحبان صنایع و سایر متقاضیان تسهیلات اعطاء می کنند. در واقع، بانک با عملیات خود موجبات انتقال منابع را از اشخاصی که به علل مختلف مانند فقدان دانش و تخصص، کمبود سرمایه و ترس از ریسک سرمایه گذاری، نمی خواهند یا نمی توانند در فعالیت های اقتصادی مشارکت نمایند به اشخاصی که برای سرمایه گذاری به منابع مالی محتاجند، فراهم می سازد و از آن جایی که هدف بانک تجاری کسب سود می باشد، طبیعی می باشد بانک بایستی منابع را هرچه ارزان قیمت تر جذب کرده و با حداکثر نرخ سود به متقاضیان تسهیلات دهد. از این رو، هدف اولیه و اساسی بانک همانند سایر سازمان های انتفاعی، حداکثر کردن ثروت صاحبان آن می باشد. در افزایش ثروت صاحبان سهام، مدیریت بانک بایستی تصمیم بگیرد که آیا دارایی ها با کیفیت پایین تر و درآمد بیشتر و یا دارایی ها با کیفیت بالاتر و ریسک کمتر را کسب کند و یا آیا بانک بایستی سرمایه گذاری کند و تسهیلات با سررسیدهای طولانی اعطاء نموده و نقدینگی را کاهش دهد و یا دارایی هایی با سررسیدهای کوتاه مدت تر را انتخاب و درجه بالایی از نقدینگی را تامین نماید؟ این ها سؤالاتی هستند که مدیران بانک ها همیشه با آن ها درگیرهستند (رستمی و همکاران ، 1390، ص 20).

بایستی توجه نمود که مدیران، به عنوان سرمایه های انسـانی، حیاتی ترین عنصر راهبـردی و اساسی ترین راه بـرای افـزایش اثربخـشی و کارائی[3] سازمان هستند. در این بین هوش هیجانی[4]به عنوان ابزاری جدید و شایستـه در اختیار مدیران بانـک ها برای هدایت افراد درون سازمان و مشتریان برون سازمانی و تامین رضایت این افراد به شمار می رود. گلمن[5] معتقد می باشد هوش هیجانی در تمامی رده های سازمانی کاربرد زیاد دارد، اما در رده های مدیریتی اهمیتی حیاتی می یابد . زیرا شرایطی که در رأس سلسله مراتب سازمانی به وجود می آید، سریع تر گسترش می یابد، زیرا که افراد به مدیر و فرد بالا دست خود نگاه می کنند(ودادی و همکاران ،1388،ص3). پس هوش هیجانی مدیران می تواند پشتیبانی باشد برای این که بتوانند کارکنان را به صورت خودجوش به سمت هدفی خاص پیش ببرند (ناظم و لاجوردی ،1390، ص 129) . مدیران برخوردار ازهوش هیجانی، رهبران مؤثری هستند که اهداف را با حداکثر بهره وری[6]، رضایت مندى و تعهد[7] کارکنان محقق می سازند (کیوان لو و همکاران،1389،ص 48).

محقـقان اعتقـاد دارند که از روی هـوش هیـجانی می تـوان عملکـرد شغلی[8] را نیز پیش بینـی نمود (Day and Carroll,2004,P.1443). گلمن (1998)، براین باور می باشد که هوش هیجانی نوع دیگری از هوش می باشد که مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و بهره گیری ازآن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی می باشد (et. al.,2013,p.658  Sanchez-Ruiz) . به بیانی دیگر هوش هیجانی بیانگر توانائی اداره مطلوب خلق و خو، وضع روانی و کنترل استرس ها[9] می باشد و در واقع عاملی می باشد که به هنگام ناکامی در دستیابی به هدف، در شخص ایجاد انگیزه و امید می کند (رضائیان و کشته گر،1387،ص30 ).

این نوشته در پایان نامه های ارشد ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید