متن کامل: پایان نامه مقایسه دانشجویان با عملکرد تحصیلی بالا و پائین در سبک تفکر اجرائی

دانلود پایان نامه

موضوع:

مقایسه دانشجویان با عملکرد تحصیلی بالا و پائین در سبک تفکر اجرائی

 

پایان نامه

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

بخش هایی از متن پایان نامه :

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

مقدمه

روانشناسی پرورشی یا تربیتی شاخه ای از علم روانشناسی می باشد، که هدف آن کمک به پرورشکاران در برخورد درست با مسائل آموزش و پرورش می باشد. از آنجا که مهم ترین فعالیتهای وابسته به آموزش و پرورش را یادگیری و آموزش تشکیل می دهند، اکنون روانشناسی پرورشی اکثراً به مطالعه ویژگیهای یادگیرندگان، یادگیری و آموزش می پردازند(سیف،1391).

یادگیری اساس رفتار بشر را تشکیل می دهد. از طریق یادگیری فرد با محیط خود آشنا می گردد، پیش روی محیط ایستادگی می کند، از محیط برای تأمین احتیاجات خود بهره گیری می نماید، گاهی محیط را تحت تسلط و فرمان خود در می آورد و زمانی خویشتن را با آن سازگار می سازد. زندگی در هر مرحله از رشد مستلزم فراگرفتن اموری می باشد که بدون آنها ادامه زندگی برای فرد میّسر نیست. قسمت عمده رفتار آدمی آموختنی می باشد. شناختن خود و جهان خارج نیز از طریق یادگیری امکان دارد. رشد قوه تفکّر یا طرز حل مسأله امری می باشد که بتدریج ودر سایه یادگیری در افراد به وجودمی آید. اختصار حیات هر فرد در زمینه اجتماعی، عقلانی، عاطفی و تا اندازه ای بدنی مربوط به قدرت یادگیری آن فرد و وابسته به تغییراتی می باشد که فرد از طریق یادگیری در خود به وجودمی آورد. روانشناسی سیر و پیدایش تفکّر را در افراد از کودکی مشخص می سازد و عواملی که جریان تفکر را تسهیل می کند یا آن را مشکل می سازد مورد مطالعه قرار می دهد، تأثیر تفکّر را در رشد و یادگیری مطالعه می کند، طرز تشکیل عادات مربوط به تفکر را اظهار می نماید و اختلاف افراد را در جریان تفکر ثابت می کند( شریعتمداری،1377).

در اقدام هم همانندیها و هم تفاوتها هر دو علم روانشناسی را به خود مشغول ساخته می باشد. هر آدمی از جهات متعددی با هر آدم دیگری همانند می باشد. همه فرایندهای زیست شناختی و روانشناختی از قبیل رشد و خودآگاهی و ادراک و یادگیری و یادآوری(حافظه) و تفکّر و انگیزش همگی در همه آدمیان از بنیاد یکسان هستند. امّا در عین حال هر آدمی از جهات دیگری با هر آدم دیگری تفاوت دارد. در هر یک از ما آدمیان الگوهای تواناییهای معین و باورها ونگرش ها و انگیزش ها و هیجان ها و ویژگیهای شخصیتی معینی، ما را به صورت آدمی بی همتا و بی مانند در می آورد پس، عوامل زیستی و محیطی که تفاوتهای فردی[1]را می سازند هر یک از ما آدمیان را به صورت فرد بی همتایی درمی آورند (اتکینسون و همکاران،1389).

یادگیری یکی از مهم ترین فعالیتهای موجود انسانی می باشد و یکی از ضروری ترین استعدادهای یک بشر می باشد مهم ترین قسمت از فرایندهایی که از بدو تولد شروع می شودو در سرتاسر زندگی رشد می کند؛ تنوع یادگیری از یک فرد به فرد دیگر می باشد و آگاهی از آن دسته از فرایندهای شناختی که در یادگیری افراد مهم هستند؛ و همچنین دانستن اینکه چگونه هر فردی جریان اطلاعات را در طول فرایند یادگیری طرح ریزی می کند مهم و ضروری می باشد (کن،2009).

در هر نظام تعلیم و تربیت میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان یکی از شاخصهای موفقیت در فعالیتهای علمی می باشد. سنجش میزان پیشرفت تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن مانند مسائل عمده ای هستند که توجه محقّقان مختلف را به خود جلب کرده اند(غلامی وهمکاران،1385). اتکینسون و همکاران پیشرفت تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی حاصل از دروس ارائه شده یا به بیانی دیگر توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی می دانند که بوسیله آزمونهای استاندارد شده اندازه گیری می گردد(استکی وهمکاران،1389).

از سویی دیگر، یکی از مهم ترین مسائلی که معمولاً نظام های آموزش و پرورش جهان با آن دست به گریبانند، مسئله افت تحصیلی می باشد، که منابع انسانی و مالی فراوانی را مصروف خود نموده می باشد؛ این مسئله علاوه بر بعد مالی، زمینه پدید آیی بسیاری از معضلات رفتاری، فشارهای روانی، اختلالات عاطفی و نابهنجاریهای اجتماعی را فراهم می آورد؛ سازمان یونسکو مفهوم افت تحصیلی را به تکرار پایه، ترک تحصیل و کاهش کیفیت آموزشی و تحصیلی فراگیران نسبت می دهد(مطبعی لنگرودی،1389).مقصود از افت تحصیلی به معنای دقیق آن زمانی می باشد که فاصله قابل توجهی بین توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعالیتهای درسی و پیشرفت تحصیلی مشهود باشد(افروز،1381).

شناخت و درک مدل های مرتبط با سبکهای تفکر و یادگیری در واقع یکی از پیشرفتهای اساسی روانشناسی در قرن بیستم می باشد. شناخت سبکهای تفکر و متغیرهای مرتبط با آن در آموزش و پرورش امری ضروری می باشد؛ زیرا بسیاری از تفاوتها در عملکرد افراد به جای نسبت دادن به توانایی را می توان به سبکهای تفکر نسبت داد. به گونه ای که اگر معلمان از سبکهای تفکر فراگیران خود آگاهی داشته باشند، با طراحی و جهت دهی مناسب فعالیتهای آموزشی می توانند به نتایج مثبت و مؤثری برسند(سروقد و همکاران، 1389).

رابرت استرنبرگ[2] سبک تفکر را به عنوان طریقی که فرد می اندیشد تعریف کرده و در این باره گفته سبک تفکر یک توانایی نیست بلکه به چگونگی بهره گیری ما از تواناییهایمان تصریح می کند(سیف،1383).

بلوم در مدل یادگیری آموزشگاهی خود شواهدی بدست داده حاکی از اینکه ویژگیهای عاطفی دانش آموزان( یعنی علاقه و انگیزش آنها نسبت به درس ) در جریان یادگیری آموزشگاهی هم تأثیر علت را بازی می کند، هم معلول. به قول بلوم« عاطفه مربوط به یادگیری آموزشگاهی دانش آموز، پیشرفت آموزشگاهی او را تحت تأثیر قرار می دهد و پیشرفت آموزشگاهی او، به نوبه خود، بر عاطفه مربوط به یادگیری آموزشگاهی او اثر می گذارد(سیف،1383).انگیزش به عنوان خواست و اراده فرد برای رفتار کردن در یک راه هدفمند و مشخص که گرایش برای شروع کردن و به اجرا در آوردن یک سری از فعالیتها برای درگیر شدن در فعالیتهای خاص می باشد، تعریف شده می باشد(پینتریچ و اسچانگ 1996به نقل از موزلیا،2010). انگیزش پیشرفت به دلایلی تصریح می کند که دانش آموزان می خواهند کوشش کنند، درگیر شوند و در یادگیری و پیشرفت در مدرسه فعالیت کنند(بک به نقل از موزلیا،2010).

این نوشته در پایان نامه های ارشد ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید